[-]
جعبه پيام
» <پایک> سپاس classic عزیز
» <Classic> در قسمت تنظيمات پروفايل كاربري منطقه زماني خود را اصلاح فرماييد
» <پایک> درود دوستان چرا ساعت کافه 1ساعت عقبه؟
» <شارینگهام> مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال هم اکنون از شبکه ورزش
» <سروان رنو> 28 اردیبهشت زادروز حکیم عمر خیام نیشابوری http://www.cafeclassic5.ir/showthread.ph...4#pid37264
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
«برنامه نود»
نویسنده پیام
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2437 تشکر در 19 ارسال )
شماره ارسال: #1
«برنامه نود»

بی شک مهمترین و جنجالی ترین برنامه تلوزیون ایران در دوازده سال اخیر ( یعنی دقیقا از جمعه شب 22 مرداد 1378 تا به امروز ) برنامه نود بوده است. کیفیت این برنامه و حال و هوا و جهت گیری های آن رابطه مستقیمی با شخصیت و منش مجری/تهیه کننده/کارگردانش عادل فردوسی پور داشته و دارد.

جدا از نقشی که این برنامه در تغییر نگاه فوتبال دوستان ایرانی داشته و بحثهایی (در حدی فراتر از نگاه محافظه کارانه حاکم بر رسانه ملی) که راه انداخته و ابهاماتی که روشن کرده (یا نکرده) ، این برنامه هم با فراز و نشیبهایی در این سالهای پخش داشته است.

می خواهیم در این بحث نگاهی عمیق تر و اصولی تر به این برنامه و فراز و نشیبهایش ، علل افت و دلایل اوجش داشته باشیم. باشد که حاصل این بحث ، پیشنهادی سازنده و کارامد شود برای دست اندرکاران این برنامه همچنان محبوب.

 

http://www.funpatugh.com/img/90/Tir/20/2b9268d555f3c3b5e1b43e07e099f09a.jpg

 

 


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۹۰/۶/۱۶ عصر ۰۶:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, رزا, بانو, دن ویتو کورلئونه, ژان والژان, دزیره, الیشا, گرتا, بهزاد ستوده, jack regan, حمید هامون, علی بی غم, جو گیلیس, فورست
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 49


تشکرها : 5286
( 6251 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: «برنامه نود»

علاوه بر دلایلی که میثم مطرح کرد ، نگاه سینمایی عادل فردوسی پور به ورزش و علاقۀ او به سینمای جهان میتونه دلیل دیگری باشه برای ایجاد این تاپیک. هیچ وقت اون برنامه نود از یادم نمیره که عادل به مناسبت روز سینما (اگه اشتباه نکنم) در قسمت "دوربین نود" از عناوین فیلم ها برای سوژه های تصویری خود استفاده کرد و روی اونها هم آهنگ دلنشین سینما پارادیزو پخش میشد. به یاد داشته باشیم برنامه "هفت" قرار بود یک "نود" سینمایی باشه اما نه هفت تونست به نود برسه و نه جیرانی ، عادل ثانی شد.

فردوسی پور محبوب ترین چهره تلویزیونی منه و یکی از بهترین مجریان در سطح آسیا (حداقل) و دارای تیزترین زبون در ایران. خیلی ها سعی کردند این مجری و تهیه کنندۀ محبوب را با دستاویزهای مختلف سرنگون کنند اما هیچکس موفق نشد و بعد از این هم مطمئنا نمیشن. چون عادل تو قلب مردم جا داره و همه دوستش دارند. این یک شعار نیست. عادل "فردین" دنیای ورزشه . همونطور که فردین تو فیلمهاش حرف دل مردم رو میزد و حق ضعفا رو از اقویا می گرفت , عادل هم تو تلویزیون بسان فردین حرف دل مردم رو میزنه و مسئولان ورزشی متخلف و کم کار و بی لیاقت رو رسوا میکنه.

هیچکس نتونست جای فردین رو پر کنه ؛ ولی ای کاش همه ما میتونستیم "عادل" باشیم.

 ... وقتی عادل کوچک بود!


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۰/۶/۱۶ عصر ۰۸:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, ژان والژان, دزیره, میثم, سروان رنو, رزا, الیشا, بهزاد ستوده, jack regan, جیسون بورن, حمید هامون, علی بی غم, دلشدگان, فورست, خانم لمپرت, Classic
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2437 تشکر در 19 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: «برنامه نود»

اسکورپان عزیز! فکر می کنم کمی زیاده از حد احساساتی درباره عادل و فردین صحبت می کنید. من که به شخصه عادل را - با تمام ظعفها و بعضا شیطنتهایش - به فردینی* که شمایل دروغین ارزشهای پوشالی جامعه بیمار ما بود - و هست - ترجیح میدهم. (با عرض معذرت از تمام دوستداران ایشان) و معتقدم اگر برنامه نود و رویکرد فردوسی پور را از منظر عدالتخواهی و گرفتن حق ضعیف و این حرفها تحلیل کنیم راه به خطا رفته ایم.

برنامه نود در ابتدا برای تحلیل کیفی بازیهای لیگ فوتبال شروع به کار کرد. کارشناسان فنی برنامه مهمان ثابت آن بودند (برخلاف حالا که داوری بخش ثابت شده) اولین برنامه اش را خوب به خاطر دارم که در آن حتی بحث داوری کاملا اتفاقی وارد شد (به دلیل خطای شدیدی که در بازی پرسپولیس با بهمن کرج اتفاق افتاده بود و داور بازی بازیکن خاطی را اخراج نکرده بود او را به برنامه دعوت کردند تا در این مورد از او سوال کنند و این شد سنگ بنای بحث داوری) این برنامه و شخص عادل فردوسی پور هرگز سیاسی نبوده و از ورود به بحثهای سیاسی خودداری کرده است. در سالهای اولیه برنامه نود تا سال 84 هیچ اثری از بحثهای سیاسی در برنامه را نمی بینیم و این مباحث پس از آلوده تر شدن فوتبال به سیاست (به خصوص پس از شکایت محمد دادکان به فیفا و تعلیق فوتبال ایران) در برنامه به صورت ناگزیر مطرح شدند. و معتقدم افت و خروج از اصالت آن هم از همان موقع شروع شده است.

نقاط ضعف برنامه از نظر من:**

1- حذف بخش کارشناسی فنی : اگر هدف اصلی این برنامه را ترویج فرهنگ فوتبالی صحیح و متمدنانه بدانیم باید بگوییم که بحث کارشناسان فنی (به خصوص تحلیل های تئوریسین هایی چون مجید جلالی ، جلال چراغپور ، امیر حاج رضایی و حمیدرضا صدر) برای این برنامه از نان شب هم واجب تر است. آنها هستند که به بیننده فوتبال با صحبتها و تحلیلهایشان خودآگاهی می دهند. برنامه نود در سالهای اولیه با این تاکتیک به جنگ هواداری متعصبانه فوتبال رفت و با نشان دادن ضعفهای باشگاه های محبوب ( و عیان کردن اجحافهایی که این تیمها بر تیمهای دیگر می کنند) تا حدی توانست از تب این تعصب کور در برهه هایی از زمان بکاهد ، اما متاسفانه حذف این بخش تمام رشته های این برنامه را پنبه کرد و با بخشهای مضحک و کودکانه ای مثل مسابقه اس ام اس دوباره در آتش تعصبهای رنگی دمید.

منصور گرامی اشاره ای داشتند به القای نظرات شخصی عادل فردوسی پور در برنامه ، معتقدم این هم از عوارض حذف بخش کارشناسی فنی است. وقتی کارشناسی چون جلالی در برنامه نباشد و کارشناسان و مخاطبین افرادی غیر فنی باشند ، خود به خود مخاطب برنامه از میان نظرات مطرح شده به نظرات فردوسی پور بیشتر اعتماد می کند و هر حرفی از جانب او به عنوان گزاره درست تر به بیننده القا می شود. حتی فکر می کنم خودش هم خیلی وقتها قصد القای چیزی را ندارد و حرفی را بر اساس حدس و گمان مطرح می کند اما سخنش به همان دلیل عرض شده در میان مخاطبان برنامه پخش میشود و مقبول می افتد.

2- باج دادن به مسئولین صدا و سیما : سطح انتقادی مباحث مطرح شده در نود آشکارا فراتر از گنجایش مدیران صدا و سیماست! شاید در نگاه اول ادامه پیدا کردن 12 ساله این برنامه در سازمانی که مدیران آن با انتقادهای یک جوجه سیاسی درجه هشت ، پایان بندی سریالهایشان را به گند می کشند (میوه ممنوعه ، ساعت شنی و ...) تا حدی عجیب باشد! اما به نظر من دلیل اصلی این همزیستی مسالمت آمیز! درآمد سرسام آوری است که این برنامه عاید مدیران مفت خور سازمان می کند (حدود نیم ساعت پیام بازرگانی قبل و بین برنامه با تعرفه های ثانیه ای چندصدهزار تومان غیر از قرارداد اسپانسر جایزه ها و ...!!) فردوسی پور هم از این فرصت استفاده کرده و با تاکتیک شل کن و سفت کن برنامه را ادامه میدهد. یعنی پس از چند برنامه محافظه کارانه برنامه های جنجالی اش را رو می کند تا جنجال های پی در پی باعث نشود مدیران ترسوی سازمان از خیر پول بادآورده بگذرند و از طرفی هم بتواند کاری کند که با این همه پول این تندیس های جبن و بلاهت ، انتقادهای ناشی از جنجالهای یک برنامه در هر چند ماه را به جان بخرند!

این رویکرد شاید در این شرایط اجتناب ناپذیر باشد اما علاقمندان و دلسوزان واقعی این برنامه را بیشتر اوقات مایوس می کنند. به خصوص وقتی که در همان یک برنامه جنجالی هم مباحثی مطرح میشود که ربطی به اصل فوتبال ندارد. (گاهی وقتها هم مثل برنامه اخیر خیلی خوب کولاک می کند!)

3- باج دادن به جوجه سیاسی ها : نفرت انگیز ترین ، مایوس کننده ترین و اعصاب خرد کن ترین قسمت برنامه برای من برنامه مربوط به محمد دادکان بود! آن برنامه عرصه تاخت و تاز بچه گانه یک عده بی عمل سیاسی شد (فکر نمی کنم یادآوری بیشتری مورد نیاز باشد) و محلی برای عقده گشایی و مانور دادن یک مهره سوخته سیاسی! واقعا از فردوسی پور بعید بود که در برابر یکی از بدترین و ریاکار ترین و بی وجدان ترین مدیران تاریخ فوتبال مملکت اینقدر منفعل باشد و از ترس جماعتی که دادکان برایشان تبدیل به قهرمان یک شبه شده بود ، در برنامه سکوت کند تا عده ای عقده گشایی سیاسی بکنند. چه بسا مدیران سیاسی تلوزیون هم ترتیب این "سوپاپ بی خطر اطمینان" را داده بودند. هر چه بود در آن برنامه عادل خود را تا حد بازیچه پایین آورد.

فقط آن برنامه نبود و در بسیاری برنامه ها ، میهمانان صرفا برای شهوت رسانه ای شدن و جنون شهرت به برنامه می آمدند. به خصوص که در این زمانه هم سو شهرت به گمنامی ترجیح داده میشود. آن جوجه طلبه جزوه کش! *** (شریفی)  با حرفهای صد من یه غاز و خوشمزه بازی در آوردن با اصطلاحات حوزوی می آمد که شو راه بیندازد و فردوسی پور هم خواسته و نخواسته صحنه را برایش مهیا میکرد و این واقعا برای دوستداران اصیل این برنامه مایه عذاب بود.

این روزها اگر نام فردوسی پور را در گوگل سرچ کنیم، اگر برنامه را ندیده باشیم فکر می کنیم که او یل دوران و یک مبارز سیاسی در حد گاندی و مصدق است! تعریفهای یک مشت عاشق پیشه آلزایمری (که تا حالا تمام هنرمندان و متفکران و قهرمانانشان را یا کشته اند یا دق مرگ کرده اند) در فضای مجازی نباید باعث شود که فردوسی پور خودش را گم کند و رسالت برنامه اش (ترویج فرهنگ ورزشی متمدنانه) را فراموش کند.

به اینها اضافه کنید بخشهایی مثل مسابقه پیامک یا دوربین نود (هر چند بخشهایی از آن جالب است) را که برنامه را بیش از حد متورم کرده است.

به نظر من برای احیای برنامه در درجه اول بازگرداندن بحث کارشناسی فنی و فوتبالی قدم اول باید باشد و دیگری بازگرداندن روحیه سابق که میدانم مستقل تر و سرکش تر از این حرفهاست و رها شدن از وسوسه این محبوبیت های پوشالی یک شبه. (آن هم نزد جماعتی که نه جرئت و پایمردی دوست داشتن را دارند و نه لیاقت دوست داشته شدن)

این نظر من به عنوان دوستدار واقعی برنامه ای است که از شب تولد 16 سالگی ام تا به امروز سعی کرده ام حتی یک قسمتش را هم از دست ندهم و حالا با این مسیری که برنامه در پیش گرفته برایش خیلی نگرانم.

_____________________________

* : چقدر مزه پپسی خوب است / چقدر سینمای فردین خوب است / ... و من چقدر دلم میخواهد گیس دختر سید جواد را بکشم - فروغ فرخزاد

** : در این نوشته فقط به نقاط ضعف پرداختم ، البته که نقاط قوتش همچنان کم نیست. اما از آنجایی که میدانم منصور گرامی به زودی نظرات انتقادی خود را (که قطعا تندتر از نظرات من است و چه بسا در زمینه هایی که به ذهن من نرسیده) مطرح می کنند ، دفاعیاتم را میگذارم برای دیالوگ با منصور (اگر قابل بدانند). از دوستان هم خواهش می کنم با حضورشان این بحث را گرم کنند.

*** : ببخشید که بعضی جاها از مرز ادب خارج میشوم! وقتی یاد این کوتوله ها می افتم به سختی می توانم عصبانیتم را کنترل کنم.


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۹۰/۶/۱۷ صبح ۱۰:۴۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, اسکورپان شیردل, دن ویتو کورلئونه, رزا, بهزاد ستوده, jack regan, الیشا, حمید هامون, علی بی غم, فورست, Classic
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 385
( 7577 تشکر در 108 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: «برنامه نود»

اینکه پیشنهاد کردم تاپیکی با عنوان برنامه نود ایجاد شود بدین علت بود که بیش از 90 درصد علاقمندان سینما در زمره علاقمندان ورزش فوتبال نیز هستند (هرچند علاقمند فوتبال ممکن است علاقمند سینما نباشد). فوتبال و سینما شباهتهای عجیبی بهم دارند که ضبط و پخش تلویزیونی آن و تعدد دوربینها و تدوینهای لحظه ای صحنه ها و حرکات آهسته علاوه بر تعلیق و هیجانات خاصش بر این شباهتها و جذابیتها می افزاید. بازی بازیکنان فوتبال در زمین سبزش با بازی بازیگران سینما در پرده نقره ای آن توفیری ندارد (البته به تئاتر که در آن بازیگران بشکل مستقیم و بی واسطه با بینندگان در ارتباطند شبیه  تر می نماید)

قبل از اینکه به برنامه نود برسیم بهتر است یادی کنیم از بزرگان عرصه گزارشگری و مجری گری فوتبال که امروز دیگر یا در بین ما نیستند و یا حضورشان کمرنگ تر است.

بدون شک مشهورترین و بهترین گزارشگر تاریخ ورزش ایران استاد عطا الله بهمنش بوده و هست. بهمنش پایه گذار گزارشگری تلویزیون در ایران است او از 50 سال قبل که اولین گزارش خود را از رقابتهای دو و میدانی میان ایران و عراق انجام داد و تا پیش از انقلاب نیز به کیفیت این گزارشها سال بسال افزود بدون شک قهارترین و، مسلط ترین و عالم ترین گزارشگر ایران در گزارش اکثریت قریب به اتفاق ورزشهای موجود در ایران است. گزارشهای حیرت انگیز او در بخش کشتی های جامهای جهانی و المپیک (هرکدام 6دوره و در طول نزدیک به 30 سال در پیش از انقلاب ) و مخصوصا گزارش کشتی های مرحوم غلامرضا تختی یا عبداله موحد را باید شنید تا اوج ظرافت ، مهارت و هیجان را درک کرد. او آنچنان در کار خود خبره بود که انگار یک مربی تمام عیار کشتی است و بنظر میرسید همچنانکه محمدرضا شجریان تمامی 400 و اند گوشه های موسیقی سنتی ایران را تک به تک می شناسد عطا بهمنش نیز 400 و اند کل فن و ضد فن و بدل کشتی را تک به تک (و حتی فراتر از مربیان تیم ملی) میداند. بهمنش برخی از مسابقات مهم محمد علی کلی (کاسیوس مارسلوس بوکسور مشهور آمریکائی) را گزارش میکرد. این گزارشها آنچنان اعجاب انگیز بودند که مردم را در زمستانهائی با 2 متر برف وادار میکرد ساعت 5 صبح به قهوه خانه ها یا خانه هائی که تلویزیون در آنها وجود داشت بکشاند... بهمنش اولین گزارشگر تاریخ فوتبال هم هست. وی در کنار یکی دو تن از گزارشگران موفق آن دوران پای ثابت گزارشهای فوتبال بود و بازیهای مهم تیم ملی را مسئولین تلویزیون به او می سپردند. او شجره نامه نه تنها فوتبالیستها بلکه تمام ورزشکاران را داشت و براحتی میتوانست به شما بگوید پای غفور جهانی برای اولین بار در کجا و چند سالگی به توپ خورد. لحظه ای که پایش به توپ خورد شب بود یا روز و کدام بچه این پاس را به او داد و نتیجه آن پاس چه شد!...مردم ایران عاشق بهمنش بودند طوریکه وقتی تلویزیون مسابقه فوتبالی را با صدای کس دیگری پخش میکرد و بهمنش همزمان در رادیو بشکل مستقیم بازی را گزارش و تفسیر میکرد مردم صدای تلویزیون را می بستند و  تصویر را با صدای بهمنش از رادیو می دیدند!... این اسطوره گزارشگری نه تنها یک گزارشگر بلکه خود قهرمان دوومیدانی در رشته دوهای نیمه استقامت ، بازیکن ورزشهای تنیس و فوتبال تیم بانک ملی و کشتی بود و اوقات فراغتش در کوه ها سپری میشد او 6 سال رئیس و نایب رئیس فدراسیون کشتی ایران بود...او روزنامه نگاری چیره دست در مجلات و روزنامه هائی چون کیهان ورزشی ، ایران ورزشی و اطلاعات بود چندین کتاب ورزشی نوشت که عمدتا بشکل دایره المعارف بودند و مهمترینشان تاریخچه های المپیک و جام جهانی فوتبال است.

به شخصه بیاد دارم در یکی از برنامه های ورزش و مردم در سال 1383 (اگر اشتباه نکرده باشم)، علیرضا حیدری قهرمان کشتی ایران حضور داشت. او که قبل از اعزام به مسابقات المپیک آتن در این برنامه منم منم هایش گوش شفیع (مجری برنامه) را کر کرده بود و دائما قول قهرمانی و مدال طلا میداد با تلفن عطا بهمنش ساکت شد... – جناب آقای حیدری یه سوال ازت میکنم مثل بچه آدم جواب میدی... – بفرمائید آقای بهمنش ... – شما تاحالا گذرت به زورخونه افتاده؟ ... – نه جناب بهمنش این روزا کسی وقت زورخونه رفتن نداره. زورخونه مال قدیمیا بود الان باشگاه میریم ... – میگم آخه منم منم راه انداختی در این برنامه. پات به زورخونه رسیده بود اینقدر منم منم نمیکردی. زورخونه شکلش مهم نیست چیزی که از توش درمیاد مهمه، من بهمنش همینجا میگم جایگاه تو در این مسابقات اول و دوم نیست. آدم اول باید نفس درونش بجنگه بعد با دیگران... وبعد گوشی را گذاشت...  شفیع از حیدری عذرخواهی کرد و ... و حیدری 9 دقیقه وقت داشت که یک امتیاز از کورتانیتزه (قدر ترین رقیبش در المپیک) بگیرد و نتوانست و  در نهایت خفت مغلوب شد و با تمام آن وعده وعیدها در نهایت در مسابقات المپیک سوم شد... در برنامه ای دیگر که صحبت از والیبال و قهرمانی ایران بود و قتی نظر بهمنش دراینخصوص پرسیده شد او گفت: اینکه هزاران سال مردم ما اسب می تاختند و تیراندازی با کمان میکردند. هزاران سال شعر می سرودند و روی فرشهایی که خود می بافتند در جهان سرآمد بودند اما امروز نه در اسب سواری اولیم نه در تیراندازی نه در شعر گفتن نه در فرش بافتن. هنر ما و ورزش ما را بیگانگان به یغما بردند و سرآمد شدند و ما از اینکه در ورزشهائی چون کاراته و والیبال که تعلقی به کشور ما ندارند مقام کسب میکنیم به خود می بالیم! بالیدن در ورزش وقتی ارزش دارد که ابتدا در چیزی که مال توست اول باشی یا در چیزی که مردمت می پسندند. من اگر فرد پولداری بودم 100000 تا کمان جدید تیراندازی می خریدم و به قیمت هزار تومان دست این جوانان میدادم تا ثابت کنم فقط با این ورزش چطور میتوان 5 مدال طلا در المپیک را براحتی جمع کرد...

بهمنش اعتقاد دارد غلامرضا تختی خودکشی کرده است (به دلایلی که ادعا دارد خود او از زندگی شخصی تختی میداند و در جهت حفظ آبروی این اسطوره کشتی هرگز حاضر به افشای آنها نیست) . این دایره المعارف زنده بزرگ فوتبال ورزش ایران که طی چند سال  اخیر در شبکه جام جم نیز فعالیت میکرد و عمده فعالیت ورزشی وی پس از انقلاب به همین محدود شد اکنون در بستر بیماری است و بدا بحال کسانی که نتوانسته اند ازین گنجینه طی سنوات اخیر در راستای نگارش تاریخ ورزش ایران بهره گیرند. واژه "چغر" از ابداعات بهمنش در ورزش کشتی است (همچنانکه دکتر کاووسی واژه فیلمفارسی را در نقد ابداع کرد)

از گزارشگران برتر ایران طی ده های گذشته میتوان به حبیب روشن زاده و مجید وارث اشاره کرد. روشن زاده با هیجاناتی که به بازی میداد در جذب مخاطب موفق بود . وی عمدتا به مدد ازدواج با پوران محبوب دیگران بود و بعضا با بلندگوهای استادیومهای امجدیه و آزادی هم گزارش میکرد که تماشاچیان با فریادهای او لذت دیدن فوتبال را بشکلی مضاعف تجربه میکردند..

مجید وارث بدون شک بهترین گزارشگر عرصه فوتبال بود. او 20 سال از اواسط دهه 60 تا 80 میلادی اکثر مسابقات باشگاهی و ملی در سطوح ایران و بین المللی را یک تنه گزارش کرد. او به مدد صدای فوق العاده اش و اطلاعات ذی قیمتش از فوتبال و بازیکنان فریاد میزد : زوف میده به ناردلی ، ناردلی به جنتیل ، جنتیل به فاکتی... اون به بنیتی حالا کازیو.. کازیو ...کازیو میده به آنتونیونی ... آنتونیونی به پولیچی... حالا گزاریانی... به ته گا از راست... توپ از چپ میرسه به پائولو روسی ... زاکارلی معلوم نیست چه غلطی داره میکنه ... موزینی از میانه میدان میسپاره به کاپه لو و توووووپ مستقیم تور دروازه ی آرکونادا (دروازه بان اسپانیا) را به لرزه درمیاره... (وارث وقتی میگفت آرکونادا مو بر تن راست میشد. زبان را طوری در هان می چرخاند که انسان حس میکرد آرکونادا یعنی رستم دستان! ). علاوه بر صدای ریتمیک و خاص وارث وی اطلاعات خوبی هم از مسابقات و سبقه آنها و خود بازیکنان و حوادث گذشته فوتبال داشت. او میدانست که مثلا کدام بازیکن بین المللی است که تا آنزمان توانسته در 3 تیم ملی بازی کند میدانست کدام داور در چند مسابقه جهانی و دقیقا در کدام مسابقات و سر چه صحنه هائی اشتباه کرده است... او علاوه بر گزارش بعضا تفسیر هم میکرد و نظرات کارشناسی خود را هم ارائه میکرد. بعدها کسان دیگری چون جهانگیر کوثری ازین حرکت وارث تقلید کردند. او می گفت گزارشگری در رادیو با تلویزیون متفاوت است اگر در رادیو هستید دقیقا و با سرعت باید بگوئید الان توپ در کجای زمین و زیر پای کیست و چگونه این توپ به آنجا رسیده است. در رادیو شما فرصت تحلیل ندارید چون بازی از دست میرود و شنونده از وقایع زمین بی خبر است. اما در تلویزیون مسخره است که دائم بگوئید حالا حسن میده به حسین، حسین میده به علی ، علی میده به اصغر. اصغر به اکبر... چون تماشاچی میبیند که توپ کجاست و گفتن شما تکرار مکررات است. اگر می بینید من گاهی اینطوری میگویم صرفا لحظه ای و برای بازگشت تماشاچی به زمین است تا از آنهمه حرف و تفسیر خسته نشود.

مجید وارث بنیانگذار قدیمی ترین برنامه هفتگی – ورزشی ایران پس از انقلاب (یعنی برنامه ورزش و مردم) است که خود آنرا بهمراه مرحوم وارطان تولید و خود تا دو سال اول پخش مجری این برنامه (طی سالهای 58 تا 60) بود. وی برنامه را پس از آن بدست بهرام شفیع سپرد. وارث که خود علاقمند ساخت مستندهای ورزشی بود در اوایل دهه 60 گیر کوچک مسئول وقت تلویزیون به وی را درخصوص جانبداری از تیم پرسپولیس در گزارش یک مسابقه بهانه کرد و برای ساخت فیلمهای مستند خود به استرالیا رفت... وارث طی سالهای حضورش در استرالیا مستندهای فوق العاده ای برای تلویزیون استرالیا ساخت که همگی جزو پربیننده ترین فیلمهای ورزشی آن کشور بوده و هست... آخرین گزارش فوق العاده ای که به شخصه از وارث بیاد دارم بازی تاریخی ایران – استرالیا (1997) از یکی از شبکه های رادیوئی ایران بود. بخاطر دارم که صدای جواد خیابانی را از تلویزیون بستم و با صدای وارث فوتیال را دیدم... و چقدر فوق العاده بود وارث. حتی بعدها که گزارش خیابانی را در این مسابقه شنیدم حسرت آنرا خوردم که کاش دیگران هم صدای وارث راشنیده بودند تا میدانستند گزارش واقعی فوتبال به چه معناست.

۱۳۹۰/۶/۱۷ صبح ۱۱:۴۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, اسکورپان شیردل, دن ویتو کورلئونه, میثم, رزا, بانو, ژان والژان, بهزاد ستوده, ترومن بروینک, jack regan, roolplack, حمید هامون, الیشا, علی بی غم, دلشدگان, جو گیلیس, فورست, پایک بیشاپ, Classic, Memento, هایدی
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 49


تشکرها : 5286
( 6251 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: «برنامه نود»

(۱۳۹۰/۶/۱۷ صبح ۱۰:۴۳)میثم نوشته شده:  

اسکورپان عزیز! فکر می کنم کمی زیاده از حد احساساتی درباره عادل و فردین صحبت می کنید. من که به شخصه عادل را - با تمام ظعفها و بعضا شیطنتهایش - به فردینی* که شمایل دروغین ارزشهای پوشالی جامعه بیمار ما بود - و هست - ترجیح میدهم. (با عرض معذرت از تمام دوستداران ایشان) و معتقدم اگر برنامه نود و رویکرد فردوسی پور را از منظر عدالتخواهی و گرفتن حق ضعیف و این حرفها تحلیل کنیم راه به خطا رفته ایم ....

میثم عزیز

جالبه که نظراتمون در مورد برنامه نود کلا باهم فرق داره و اتفاقا مواردی رو که شما نقاط ضعف برنامه برشمردید بنده جزو نقاط قوت و از جمله علل موفقیت و محبوبیت برنامه می دونم. ولی خب ... ضمن احترام به نظرات شما مواردی رو مطرح می کنم :

1- موردی رو که مطرح کردید  بنده هم قبول دارم . و البته به نظر من علتش میتونه کم ظرفیتی مربیان و مدیران باشگاههای ما باشه که طاقت شنیدن انتقاد از همکاران خود رو ندارند. امیر حاج رضایی و دکتر صدر و جلال چراغپور و مجید جلالی در زمره بهترین کارشناسان "تئوریک" فوتبال ما هستند و واقعاً مسایلی که در مورد فوتبال مطرح می کنند شنیدنی و آموزنده است ، اما ... متاسفانه به دلیل اینکه اکثر مربیان کشورمون ظرفیت و طاقت شنیدن انتقاد رو ندارند به محض مطرح شدن کوچکترین ایراد و انتقادی از جانب کارشناسان ، سیل تهمتها و دشنامها به سمت این کارشناسان روانه میشه که ... شما خودتون مگه چکار کردین؟!... فلانی که تیمشو برد دسته دو حالا واسه ما کارشناس شده!... فلان کارشناس یه عکس هم با شورت ورزشی نداره حالا اومده از من ایراد میگیره! ... جریان میزگرد "بررسی علل شکست تیم ملی فوتبال" در دوره مربیگری امیر قلعه نوعی که یادتونه؟ یادمه چند سال پیش که روزنامه و مجله کیهان ورزشی میخوندم (و بعد از مدتی به دلیل رویکرد غرض ورزانه و دیدگاههای سیاسی گردانندگانش از خوندنش دست کشیدم) دائما از کارشناسان اون زمان برنامه نود مثل امیر حاج رضایی (که به نظر من یکی از فرهیخته ترین،  فهمیده ترین و "جنتلمن" ترین کارشناسان ایرانی است) ایرادهای بنی اسرائیلی میگرفت و برنامه نود رو می کوبید که چرا کارشناسان! خاک خورده! مثل علی پروین! رو دعوت نمی کنید! (من خودم یکی از طرفداران پرسپولیس و علی پروینم ولی سبک مربیگری و کارشناس بودنش رو قبول ندارم.)

مثالها در این مورد زیاده و مسلما شما میثم بزرگوار که مثل من بیننده پر و پا قرص برنامه نود هستین موارد دیگه ای رو در ذهن داشته باشید که چطور طرفداران یک مربی ، کارشناسی رو به خاطر انتقاد از مربی محبوبشون لجن مال کردند. شاید یکی از دلایلی که امروز برنامه نود کمتر از کارشناس فنی استفاده میکنه همین باشه. مسلما با شما موافقم که بهتره این قسمت دوباره به برنامه اضافه بشه به شرطی که مربیان ما ظرفیتشون رو بالا ببرن.

2- در مورد مقاسه با فردین و بحث عدالتخواهی هم باید خدمتتان عرض کنم که اتفاقا یکی از دلایل محبوبیت عادل فردوسی پور همین موضوع باشه. (در مورد موضوع فردین اینجا چیزی نمی نویسم فقط همینقدر می نویسم که با نظر شما در مورد فردین هم مخالفم . شاید یه روزی بحث "فردین و اثر سینمای فردینی روی ما ایرانیها" رو باز کردم) شما ببینید چند ورزشگاه و سالن ورزشی در سطح کشور بعد از انتقاد برنامه نود نسبت به کم کاری مسئولین ذیربط ، مجبور به اصلاح ضعف های خود شدند. آیا این کار به نظر شما جزو خطاهای برنامه نود بود. این که مردم به خصوص در شهرستانهای محروم و دورافتاده  ، یک برنامه ای رو به عنوان زنجیر انوشیروان عادل خود (جریان همون زنجیر دادخواهی معروف دوران انوشیروان دادگر) بشناسند و مشکلات و درددلهای ورزشی خود رو باهاش مطرح کنند و امید داشته باشند که عادل مشکلشون رو حل کنه به نظر شما برنامه ره به خطا برده است؟!

3- در مورد القای نظرات شخصی فردوسی پور در برنامه ، تا حدی با شما موافقم . عادل هم با همه خصوصیاتش بالاخره یه آدمه با همه ضعفها و قوتهای یه انسان. ممکنه یه نظر اشتباه هم بده . مثل همین جریان برنامه اخیرش که به زور میخواست به مردم بقبولونه که  عمل باشگاه پاس در مورد علی قربانی ، دلال بازی بود. درسته که باشگاه پاس تخلف کرده بود ولی عملش در حیطۀ موضوع برنامه نبود. ولی در این چند سالی که برنامه رو دیدم اکثر نظرات عادل نزدیک به نظر عامه جامعه و درست بود.

4- در مورد باج دادن به مسئولان صدا و سیما باید بگم که حقیقتاً نمی دونم پشت پرده روابط بین مسئولان تلویزیون و فردوسی پور چه خبره؟ شاید همونطوری باشه که شما نوشتید ، شاید هم نباشه. اما نباید از یاد برد که بالاخره عادل کارمند همین تلویزیونه و مجبور به رعایت قوانین (حتی اگه ما این قوانین رو قبول نداشته باشیم) و سیاستهای تلویزیونه. ولی اون طور که شواهد نشون میدن تا به امروز مدیران در چند جا ازش حمایت خوبی کردند ؛ حالا علتش هر چی باشه مهم نیست ؛ مهم اینه که حمایتی که از عادل میشه از هیچ مجری دیگه ای نمیشه (جریان فرزاد حسنی رو که یادتونه)

5- اما در مورد اشکال پنجم که مطرح کردین. باید بگم که اتفاقا برنامه دادکان یکی از موفقترین برنامه های نود بود. قبول دارم که دادکان مدیر کاملی نبود و خود من در دوران مدیریتش خیلی ازش انتقاد داشتم . (مثل حمایت بی قید و شرط و افراطیش از برانکو ، برخورد بد با خبرنگاران و منتقدین ، بی نظمی در اجرای لیگ) اما نحوه برکناریش که کاملا سیاسی و بدستور مقامات بالای سیاسی کشور و بدون توجه به قوانین فیفا انجام شد موجب محبوبیتش شد. باید اذعان کرد که متاسفانه دخالت مقامات سیاسی در امر ورزش –بویژه فوتبال- در چند سال اخیر به بالاترین حد خودش رسیده و رئیس فعلی فدراسیون فوتبال عملاً هیچکاره است. دخالت در عزل و نصب مربیان تیم ملی، دخالت در شیوه صعود و سقوط تیمها ، نگه داشتن غیر قانونی تیمهای سقوط کرده از جمله مواردیه که در چند سال اخیر به شدت رواج پیدا کرده و این امر موجب بهم ریختن وضعیت فوتبال شده . در همین برنامه اخیر که نشان داد فساد مالی و دلال بازی در فوتبال ما تار بزرگی تنیده و داره همه رو به کام خودش میکشه ، وجدانا فکر می کنید چرا مسئولین کاری نمی کنند ؟ غیر از اینه که میترسند در صورت پیگیری موضوع پای کسایی به وسط کشیده بشه که نباید بشه؟! این افراد کی هستند که دارند خون جوانان این مملکت رو می مکند؟ مسلما من و شما که نیستیم؟ باید کسایی باشند که دارای نفوذ و رانت سیاسی و اقتصادی هستند.شما ایتالیا و ترکیه رو ببینید! به محض این که متوجه شدند تو فو.تبالشون فساد مالی وجود داره دست به اقدام شدید زدند و با فدا کردن باشگاههای مشهور اما متخلف خود ، ریشه فساد رو قطع کردند. اما تو کشور ما به دلیل یکسری از مصالح! این کار انجام نمیشه.  حالا عادل بد کاری کرده که داره دستشونو رو میکنه؟ مسلما عادل سعی میکنه برنامه شو تا حد امکان از سیاست دور نگه داره  ، ولی این سیاسته که دست از سر فوتبال برنمیداره و دائما تو کار فوتبال و فوتبالیها دخالت میکنه.

در پایان باید بگم که برنامه نود در بین اینهمه برنامه بی بو و بی خاصیت ورزشی (مثل ورزش و مردم) که فقط بلدند از مسئولین تعریف و به به و چه چه کنند روزنه امیدیه برای مردم خسته و دلزده از فوتبال سیاسی. حالا این روزنه از نظر شما ممکنه یه سوفاف (به قول گل آقا "ره") باشه ولی از نظر من دریچه ای به سوی امید.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۰/۶/۱۷ عصر ۰۳:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : میثم, دن ویتو کورلئونه, رزا, منصور, بانو, بهزاد ستوده, ژان والژان, حمید هامون, soheil, الیشا, علی بی غم, دلشدگان, فورست, Classic, نایب تیمور خان
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2437 تشکر در 19 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: «برنامه نود»

اسکورپان عزیز!

حذف بخش کارشناسی فنی از برنامه جوری که خود عادل در همان بدو حذف گفت ، نارضایتی بینندگان عزیز (!) از آن بخش بود. و حتی اگر هم دلیلش چیزی که شما میگویید باشد ، باید گفت که عذر بدتر از گناه است. این برنامه باید مثل داروی تلخ شفابخش عمل میکرد و از غرولندهای یک مشت عامی و مربی بی سواد نمی ترسید. اگر همان روش را با قدرت ادامه میداد حالا پس از چند سال نتیجه اش معلوم میشد.

من هم گفتم که بخشهایی از دوربین نود (در همین حد که مشکلات ورزشی شهرستانها را نشان میدهد) جالب است.

اتفاقا برنامه اخیر را بهترین برنامه نود در این دو سه ساله میدانم. ای کاش فردوسی پور زودتر سر وقت این موضوع و دلالها و لمپنهای فوتبالی مثل قلعه نویی ، کمالوند ، پروین و دایی و ... میرفت.

اینکه میگویید بیشتر نظرات فردوسی پور مطابق با نظر عامه مردم است را نقطه قوت نمی دانم بلکه آن را عوام زدگی و عوام محوری میدانم. او نباید چون فردین قهرمان عوام باشد. باید فراتر از سطح عامه مردم حرکت کند که درکشان را ارتقا بدهد. نه اینکه بر موج جهالتشان سواری کند! (مثل فردین و فردینیست های سینما)

اما درباره برنامه دادکان هم بگویم دخالتهای دولتی و این چیزها را همه میدانند ، اما آن برنامه هم چیزی را مشخص نکرد و صرفا تصفیه حساب شخصی بود. حالا ذوقمرگی آنهایی که مسابقه اس ام اس آن برنامه را میدان مبارزه!! کردند بماند. رفتار عادل در آن برنامه واقعا رقت انگیز و ناامیدکننده بود.

اصلا این چیزها را آگراندیسمان کردن که مشکلی را حل نمی کند. اگر عادل به سوی همان هدف خودآگاهی دادن به فوتبال دوستان حرکت میکرد خیلی از این مانورهای سیاسی در محیط فوتبال کشور انجام نمیشد و توسط همین مردم پس زده میشد.

مثلا اگر به مردم میفهماند که حق آنها تماشای فوتبال در محیطی سالم و با امکانات است و آنها چند هفته پشت سر هم ورزشگاه رفتن را ترک میکردند ، مسئولین خیلی زود ورزشگاه ها را مجهز میکردند. اما وقتی مردم خود را تحقیر می کنند و گرسنه و تشنه خود را با خرج پولهای گزاف به ورزشگاههای فاقد امکانات می رسانند ، اصلا چرا باید این مسئولین کمترین قدمی برای بهبود اوضاع بردارند؟ آنها که همیشه ورزشگاهها را پر می بینند چرا بیخود هزینه کنند؟

یا اگر با ترویج فوتبال علمی روز دنیا باعث محبوبیت مربیان باسواد و تیمهای ارائه دهنده بازی جذاب میشد و اینقدر در بوق اندیشه "نتیجه گرایی" نمی دمید ، حالا با محبوبیت موجودات نفرت انگیزی مثل کمالوند و قلعه نویی ، پروین و دایی و .... میان عامه مردم مواجه نبودیم.

اگر به مردم میفهماند که استقلال و پرسپولیس مثل چاه ویل دارند بیت المال را در خود میبلعند و به عنوان خروجی فقط بی فرهنگی و بازیهای نازیبا و نتیجه گرایی صرف ترویج می کنند ، محبوبیت این دو تیم قطعا کم میشد  و دیگر سیاسیون از این دو باشگاه به عنوان آس های بازی های نفرت انگیزشان استفاده نمی کردند.


(۱۳۹۰/۶/۱۷ صبح ۱۱:۴۲)منصور نوشته شده:  

قبل از اینکه به برنامه نود برسیم بهتر است یادی کنیم از بزرگان عرصه گزارشگری و مجری گری فوتبال که امروز دیگر یا در بین ما نیستند و یا حضورشان کمرنگ تر است.

بدون شک مشهورترین و بهترین گزارشگر تاریخ ورزش ایران استاد عطا الله بهمنش بوده ....

به شخصه بیاد دارم در یکی از برنامه های ورزش و مردم در سال 1383 (اگر اشتباه نکرده باشم)، علیرضا حیدری قهرمان کشتی ایران حضور داشت. او که قبل از اعزام به مسابقات المپیک آتن در این برنامه منم منم هایش گوش شفیع (مجری برنامه) را کر کرده بود و دائما قول قهرمانی و مدال طلا میداد با تلفن عطا بهمنش ساکت شد... – جناب آقای حیدری یه سوال ازت میکنم مثل بچه آدم جواب میدی... – بفرمائید آقای بهمنش ... – شما تاحالا گذرت به زورخونه افتاده؟ ... – نه جناب بهمنش این روزا کسی وقت زورخونه رفتن نداره. زورخونه مال قدیمیا بود الان باشگاه میریم ... – میگم آخه منم منم راه انداختی در این برنامه. پات به زورخونه رسیده بود اینقدر منم منم نمیکردی. زورخونه شکلش مهم نیست چیزی که از توش درمیاد مهمه، من بهمنش همینجا میگم جایگاه تو در این مسابقات اول و دوم نیست. آدم اول باید نفس درونش بجنگه بعد با دیگران... وبعد گوشی را گذاشت...  شفیع از حیدری عذرخواهی کرد و ... و حیدری 9 دقیقه وقت داشت که یک امتیاز از کورتانیتزه (قدر ترین رقیبش در المپیک) بگیرد و نتوانست و  در نهایت خفت مغلوب شد و با تمام آن وعده وعیدها در نهایت در مسابقات المپیک سوم شد...

آخرین گزارش فوق العاده ای که به شخصه از وارث بیاد دارم بازی تاریخی ایران – استرالیا (1997) از یکی از شبکه های رادیوئی ایران بود. بخاطر دارم که صدای جواد خیابانی را از تلویزیون بستم و با صدای وارث فوتیال را دیدم... و چقدر فوق العاده بود وارث. حتی بعدها که گزارش خیابانی را در این مسابقه شنیدم حسرت آنرا خوردم که کاش دیگران هم صدای وارث راشنیده بودند تا میدانستند گزارش واقعی فوتبال به چه معناست.

لازم است تشکر ویژه ای بابت این پست خاطره انگیزتان داشته باشم.

بله آقای بهمنش واقعا دایره المعارف ورزش این مملکت است و تمام صحبتهایش با پشتوانه سالها تجربه و معرفت اندوزیست.

از کسی شنیدم ، ایشان در گزارشهایش ارجاع های بسیاری به سینما داشته. مثلا یک بار بازی مراکش را با تیمی دیگر گزارش میکرده و پس از اینکه دروازه بان مراکش چندین موقعیت را از مهاجمین حریف میگیرد ، بهمنش گفته : انگار این دروازه بان ، دروازه رو قفل کرده و کلیدشو سپرده به ریچارد بلین! (یا همچین چیزی)

تفرعن و غرور علیرضا حیدری را در بازیهای المپیک آتن به خوبی به یاد دارم. وقتی حریف آذربایجانی اش را شکست داده بود چنان نگاه زننده و متکبرانه ای به او کرد که من پای تلوزیون از ایرانی بودنم خجالت کشیدم! که البته آن نگاه زشت با مشت کشتی گیر رقیب پاسخ داده شد! یادم هست که همین علیرضا حیدری در مسابقه نیمه نهایی به شکل ناشیانه ای روی پل رفت و وقتی مسابقه را باخته بود مثل بچه ها گریه میکرد و مرتب به مربی اش برزگر میگفت : چرا معطلی؟ برو حق مرا بگیر!!! و جالب اینکه حتی کارشناسان تلوزیون چنان دچار تعصب کور شده بودند که تا چند روز آن به پل رفتن واضح را حتی در تصویر آهسته اش انکار میکردند و به داور و برگزارکنندگان المپیک تهمت میزدند که اینها توطئه است!

بازی ایران و استرالیا را هم من پخش زنده ندیدم بلکه همراه همکلاسی هایم از رادیو شنیدم. و باید بگویم که خاطره انگیزترین گزارشی هم بود که شنیدم و خیلی از شما ممنونم که آن گزارشگر پرشور را به من شناساندید.


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۹۰/۶/۱۷ عصر ۰۴:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, اسکورپان شیردل, منصور, بانو, الیشا, دن ویتو کورلئونه, بهزاد ستوده, ژان والژان, حمید هامون, علی بی غم, دلشدگان, Classic, نایب تیمور خان
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 385
( 7577 تشکر در 108 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: «برنامه نود»

(۱۳۹۰/۶/۱۷ صبح ۱۰:۴۳)میثم نوشته شده:  

من به شخصه عادل را - با تمام ضعفها و بعضا شیطنتهایش - به فردینی که شمایل دروغین ارزشهای پوشالی جامعه بیمار ما بود - و هست - ترجیح میدهم.

وقتی فردوسی پور در اواسط دهه 70 و در اولین گام شروع به گزارشگری فوتبال کرد ، به گزارشگری مشهور شد که مثلا میدانست شب قبل از بازی ، تک تک بازیکنان رئال یا لیورپول شام چه خورده اند! سعی میکرد اطلاعاتی خاص از زندگی بازیکنان، مربیان ، صاحبان باشگاه ها و حتی زمینهای فوتبال جمع آروری و در طول یک بازی به مرور آنها را رو کند. چنین اطلاعاتی برای بینندگان فوتبال دهه 70 که ارتباط چندانی با شبکه های رسانه ای جهانی نداشتند جالب بود و همین اطلاعات فاصله گزارشهای او را از کسانی چون شفیع ، بهروان، کوتی ،صالح نیا، خیابانی و حتی جهانگیر کوثری بیشتر کرد. فردوسی پور قادر به تحلیل بازی (همچون پیشینیان خود مانند بهمنش یا وارث و کوثری) نبود و جای خالی تفسیرها را با حجم انبوهی از اطلاعات پر میکرد. صدای خوبی نداشت هنوز هم ندارد و قادر به ایجاد هیجایات خاص گزارشگران قدیمی ایران نیست اما شکل گزارش او به دل می نشیند چون درست مانند نامش عین واقعیتهای زمین و حرکات بازیکنان را میگوید. گاهی فراتر میرود و پیش بینی هایش کاملا درست از آب درمی آید بدون آنکه همچون شفیع ادعائی در این خصوص داشته باشد و درست بودن پیش بینی را به رخ بیننده کشد. از ادبیات درستی در گزارش استفاده میکند و واژه های غلطی که ده ها سال گزارشگران قدیم ما بر زبان جاری میکردند را هرگز بکار نمی برد ( مانند : میریم که داشته باشیم... یا عجب بازیکن اوسو قورس داریه این! ).  مبالغه نمیکند ( مانند صالح نیا که داد میزد : حالا عابد زاده پرواز میکنه و توپ رو میگیره) ، با وجود علاقه فراوران به تیمهای پرسپولیس و تیم ملی انگلستان هرگز از آنها طرفداری مشهود نمیکند (مانند خیابانی و میرزائی که در مسابقات تیم ملی پرتغال یا ایتالیا از همان ابتدای مسابقه به تیم های مورد علاقه خود دودستی می چسبند) و بسیاری مولفه مثبت دیگر که درج آنها در حوصله من  وشما نیست.

اگر از من بپرسند پس از انقلاب بهترین برنامه آموزشی که درخصوص فوتبال پخش شده است کدامست ، مطمئن باشید پاسخم برنامه نود نخواهد بود. علاقمندان این برنامه اگر بیاد بیاورند تایید خواهند کرد که این برنامه یک برنامه آموزشی فوتبال نیست و بجای پرداخت دقیق به مرکزیت فوتبال و تجزیه و تحلیل اصولی آن ، به حواشی آن، دعواها و قانون گریزی ها علاقمند است. برنامه نود که بر اساس یک برنامه ی 40 ساله که از تلویزیون ایتالیا پخش میشود پی ریزی شد اما هرگز هیچ کارشناس فوتبال بمعنی واقعی کلمه در آن حضور نداشت یا به او فرصت تجزیه و تحلیل واقعی داده نشد بشکلی که مثلا مربی یک تیم باشگاهی یا مربی تیم ملی آنرا ضبط کند و با خط کشهای فنی ارائه شده در آن نقاط ضعف خود را اصلاح و بر نقاط قوتش بیفزاید. از نظر من این برنامه هرگز در جهت رشد فنی فوتبال ایران کوچکترین گامی برنداشته و از مرز یک برنامه سرگرم کننده فراتر نرفته است. بعضا کاستیهای استادیومها یا درد دلی از تماشاچیان یا جامعه فوتبال و داوری در آن مطرح می گردد که گاهی دوای دردها بشکل مقطعی و موردی حل یا اقلا در کوتاه مدت التیام می یابد. در دهه 60 برنامه ای در چندین قسمت از سیما پخش شد که به آموزش فوتبال اختصاص داشت و از محصولات کشور انگلستان بود. یک برنامه فوق العاده که حتی بی علاقه ترین افراد به فوتبال را هم پای تلویزیون می نشاند تا ببینند دنیای فوتبال چیست و در زمین بازی چه باید کرد و چه نباید... اگر از یک بیننده 10 ساله برنامه نود بپرسید طول و عرض زمین فوتبال چند متر است ؟(اصول اولیه فوتبال) حیرت زده به شما نگاه خواهد کرد اما اگر بپرسید فلان داور ، داور خوبی است یا نه ؟ قادر است یک کتاب در مورد وی بنویسد و به شما دهد. واقعا درد فوتبال ما اینهاست؟شناختن بد و خوب بودن افراد یا خوب و بد تاکتیک در فوتبال ؟ در کدام برنامه از یک کارشناس خبره بین المللی دعوت شد تا بشکل تصویری و روی تابلو نقاط فنی بازی تیم ملی را بررسی کند؟ کارشناسان وطنی ما بیش از آنکه بتوانند در مورد خود فوتبال صحبت کنند از چپ و راست میدان  و بازیکنان صحبت میکنند.  واقعا این برنامه در راستای ارتقای سطح کیفی فوتبال ایران در این ده سال چه کرده است؟

آنچه من از بحثهای کارشناسی ويژه برنامه جام جهانی 1990 ایتالیا آموختم از هیچ برنامه تلویزیونی یا رادیوئی پس از انقلاب نیاموختم. ويژه برنامه جام های جهانی (و جام ملتهای اروپا) که براساس آن برنامه در دوره های بعد معمول شد یا حتی برنامه های ورزشیی چون ورزش و مردم ، ورزش دو ، ورزش از نگاه دو ، نود و ... . در آنجا کسی چون مرحوم مهدی اسدالهی (مشهور به استاد اسدالهی یا سرهنگ اسد) که بدون شک بزرگترین کارشناس فوتبال ایران در تمام دورانها بود حضور داشت. باید نحوه صحبت کردن را شنید تا چند مرده حلاج بودن سخنگو را درک کرد. در آنجا امیر حاج رضائی افتخار میکرد که حتی یک لحظه کنار اسدالهی نشسته است. او در دهه 70 از سوی فیفا بعنوان یکی از ده نویسنده برتر فوتبال جهان انتخاب شد و اکثر بازیکنان و مسئولین رده اول جهان در دهه های 60و 70 او را می شناختند (کسانی چون بابی چارلتون ، سپ بلاتر ، پله و ...). بیاد دارم وقتی جهانگیر کوثری (مجری آن برنامه) از اسدالهی پرسید استاد نظر شما درخصوص قدرت بدنی تیم ملی ایتالیا چیست؟ گفت این تیم فقط به مدد تکنیک بازیکنان و تاکتیک مربیان داره تو زمین راه میره نه زور بازو. گفت در دهه 60 میلادی به من ماموریت دادند از نحوه تمرین تیم ملی شوروی در مسکو بازید کنم. سطح شیب داری با زاویه 45 درجه درست کرده و چند مامور آتش نشانی با شلنگهای آب بالای سطح شیب دار ایستاده بودند. به بازیکنان تیم ملی میگفتند باید از سیطح شیب دار در برابر فشار آب سنگین شیرها بالا روند و اگر کسی نمی توانست از تیم ملی خط میخورد. در طول یکساعتی که آنجا بودم فقط یک نفر بالا رفت اما آنها 5 نفر را انتخاب کردند چون 4 نفر دیگر درست به اندازه این نفر تلاش کرده بودند. ایتالیائی که من می بینم در پر قو بزرگ شده و اگر ایتالیا این کچل بی نام و نشان تر و فرز (اسشیلاچی) را نداشته باشد راه بجائی نخواهد برد... این مثال اسدالهی کافی بود تا من بیننده بفهمم قدرت بدنی را در فوتبال با روزی دو ساعت نرمش نمیتوان کسب کرد...

وقتی امثال اسدالهی دار فانی را وداع گفتند یا به نحوی از فوتبال کنار رفتند یا کنار گذاشته شدند اخلاق و تاکتیک در فوتبال ایران محو شد... نقشی که برنامه نود (دقیقا در این برهه و) در این تغییر هویت داشت نه تنها از این استحاله کم نکرد بلکه بر روند روز به روز  آن افزود. افراد نادانی چون فردوسی پور بجای آنکه در طی این سالها بر بی اهمیت بودن پول در فوتبال و بر محوریت غیرت و تاکتیک اصرار کنند درست در نقطه مقابل از در درامدند و بر بحثهای بی دروپیکری چون چرائی سقف و کف قراردادها همت گماردند که ثابت میکرد نه تنها پول در فوتبال ایران چیزی بدی نیست بلکه میتوان آنرا بوسید و در پستو گذاشت و بعد به فوتبال فکر کرد. اگر امثال اسدالهی و امثال او سالها کوشیدند تا بر تکیه بر اخلاق، بازیکن از مربی فرمانبری کند (حتی اگر حق با بازیکن باشد) و بازیکن و مربی از داور تبعیت کنند (اگر حتی حق با بازیکن باشد) ، امثال فردوسی پور با جهل تمام و صرفا با این ادعا که موقعیت و شان مهم نیست و صرفا عدالت باید رعایت شود اخلاق را در فوتبال ایران به چالش کشیدند و در تثبیت  این بی اخلاقی بشکلی غیر عمدی کوشیدند طوریکه در لحظه اشتباه داور باید بر او تاخت و در لحظه گل خوردن باید بر مربی فحاشی کرد .

بیش از یک دهه از عمر برنامه نود میگذرد و بیش از 7 سال است که فوتبال ایران درست دلالها و واسطه گران است. او هرگز در برنامه نود نامی از آنها نبرد و هرگز در گزارشهای خود بر بازیکنی نتاخت که در یک مسابقه ملی یا باشگاهی نمیخواهد از فاصله دو متری دروازه خالی را باز کند. فردوسی پور جامعه واسطه گران را خوب می شناسد و میداند که اگر انگشت در سوراخ زنبورها کند جایگاهش را بیش از آنکه یک نماینده مجلس یا یک وزیر میتواند تهدید کند ، یک دلال میتواند صندلیش را از او بازستاند. تنها علت پخش برنامه اخیر نود در خصوص واسطه گریهای فوتبال ، پخش یک قسمت از برنامه 90درجه طنز سری بازار خنده در هفته ماقبلش بود که با عنوان دستهای پنهان روی آنتن رفت .  گوران (بازیگر نقش فردوسی پور) در آن برنامه با مهمانی مواجه بود که پشت پرده صحبت میکرد و فقط دستهایش بیرون بود و ادعا داشت دستهای پشت پرده فوتبال ایران است و  نه تنها میتواند بازیکن و مربی و رئیس فدراسیون بلکه  حتی قادر است مجری را هم کله پا کند... این برنامه پس از ده سال فردوسی پور باهوش را متقاعد کرد که باری به هرجهت باید یک برنامه را به دلال بازی اختصاص داد  . او هرگز جرات بر زبان آوردن دلالگریهای تیمهای بزرگی چون استقلال و پرسپولیس را که اوج واسطه گریها در آنها جاری و ساری است ندارد چون خود برنامه نود هم به نحوی به این واسطه گران ربط دارد . نام بردن از یک دلال در پشت صحنه تیم پرسپولیس یعنی مرگ برنامه نود و یک کامیون که در تاریکی هوا بطور اتفاقی در خیابان فردوسی پور را زیر خواهد گرفت. خود او بخوبی میداند حد و مرزهای خطر کجاست و شرط بقای خود او و برنامه اش طی ده سال رعایت همین خط و خطوطهاست. به حاشیه بردن بحث دلالی  با نام بردن از یک تیم دسته اولی و تمرکز بی جهت نیمی از برنامه بدان سو (بجای نتیجه گیری قاطع و ارائه پیشنهاد به فدراسیون در جهت منکوب کردن این قشر) یک تیزهوشی تمام عیار است که از چنین فرد باهوشی برمی آید. دوستانی که ساده انگارانه سالهاست برنامه نود را صرفا به جهت سرگرمی می بینند را به دیدن برنامه بشکلی هنرمندانه و دقیق دعوت میکنم.

پس از همت ! فردوسی پور در عدم انتقال تیمهای تهرانی به شهرستانها ، یکی از جراید کثر الانتشار نوشت: فردوسی پور بدین علت از نفت تهران (در جهت عدم انتقال) حمایت میکند که مبالغ هنگفتی از پالایشگاه تهران بشکل مستمر بحساب وی واریز میگردد. به شخصه اعتقادی به اینگونه اخبار ندارم و هرگز صحت آنها را هم تایید نمیکنم اما ببینید فردوسی پور چقدر آدم باهوشی است: من او را طی 10 برنامه ماقبلتر به دقت زیر نظر داشتم او طی هر ده برنامه با لباس و کت فاخر (یا اقلا قابل قبول) در برنامه حضور داشت اما در هفته بعد از آن خبر، با یک کت که با شلوارش زار میزد و اتو هم نخورده بود و انگار یک کت و شلوار دست سوم است در برنامه حاضر شد که به نحوی القا کند آدم چندان متمولی نیست!... شاید به همین جهت هم هست که نیوزویک او را شانردهمین فرد قدرتمند ایران میداند .

او زمانی در گزارشهای خود می گفت : علی دائی اسطوره ما داره تو زمین راه میره... علی دائی ازون آدمهاست که بهش گیر بدی بهت گیر میده... علی دائی دیگه کارش تمومه... من تعجیب میکنم چرا وقتی نمیتونه بازی کنه چرا از زمین نمیاد بیرون... بابا یکی اینو تعویض کنه جوونا الان بهترن...رابطه برانکو با دائی باعث شده دائی فیکس تو زمین باشه اونم با این وضع آمادگیش...  و دائی بر فردوسی پور تاخت. عوامل پشت پرده دائی کم نبوده و نیستند. فردوسی پور براحتی تغییر موضع داد و به یکی از طرفداران پروپا قرص دائی تبدیل شد. ریشه این تغییر موضع کجا بود؟ بدون شک زد و بندهائی پشت صحنه انجام گرفت و ایندو به دوستانی جون جونی تبدیل شدند و واژه اسطوره از زبان فردوسی پور نمی افتاد. کسی که تا دیروز مسخره فردوسی پور بود حال اسطوره شده بود و هرکس به دائی حمله میکرد باید در نود تاوان پس میداد. در جدال لفظی دائی و کاشانی (که او هم  همچون ملاحی و آجرلو و دیگران از نادانهای فوتبال ایران است) ابتدا کاشانی را سر صندلی نشاند و دائم تذکر میداد وقت تمام است و بعد تا صبح علی الطلوع فرصت در اختیار دائی قرار گرفت بدون آنکه کوچکترین تذکری در نبود وقت داده شود . بیننده ساده هرگز بخود نمی باوراند که چرا اول این، بعد: آن. او هرگز نمیداند پشت این ترتیبها چه هماهنگیهایی از قبل و در پس پرده بعمل آمده است.

تیمی چون پاس تهران که سالهای افولش را در تهران میگذراند و نیروهای مسلح بطور کامل آنرا از حمایت خود خارج کرده و در دست کسی چون آقای ش. بود که با شخص فردوسی پور مراودات خاصه داشت. وقتی این تیم به یک شهرستان منتقل شد و ان ارتباطات گسست تنها کسی که پرچم خطا را بالا برد فردوسی پور بود. تیم قعر جدولی پاس تهران در اولین سال حضورش در همدان به مقام پنجم لیگ برتر دست یافت و صدای فردوسی پور و کارشناسانی که به تحریک وی تا پیش از آن سر ناسازگاری در انتقال تیمهای تهرانی داشتند رو به سکوت رفت. لابیهای فوتبال نیز مقر آنها عمدتا در تهران است و از انتقال تیمها و شکل دلال بازیهایشان در تهران و ناتوانی آنها در شهرستانها متضرر میشوند دست به کار شدند و در حرکتی خاص با یک دوپینگ ساده (که نمونه های مشابهش بحمداله در فوتبال ما زیاد است) چلنگر مترجم تیم را 4 سال ! از کار محروم کردند تا عملا ارتباط مربی کروات با تیم قطع و زمینه بازگشت تیم به تهران فراهم شود و این درحالی بود که خود بازیکن خاطی حداکثر به 6 ماه تا یکسال محروم شده بود! با تمام این اوصاف بازهم پاس سقوط نکرد. آقای الف .که شخصا سالهاست در ارتباطات پس پرده ای خود موجبات برد و باخت بسیاری از تیمها را فراهم می آورد مسئولیت تیم را بر عهده گرفت. وی در اولین گام با وجود بودجه کلان استانداری همدان برای خرید بازیکن تمام بازیکنان حرفه ای پاس (از حیدری تا عمران زاده) را فروخت و تیم را با جوانانی ناشی آن شهر که حتی در لیگ دسته دوم هم جائی نداشتند پر کرد. وی به با همکاری آقای پ. مربی کروات را هم عزل تا تیم بشکلی کامل فلج گردد. این تیم حتی با وجود چنین فلاکتهائی بازهم در سال سوم به دسته اول سقوط نکرد و بیش از پیش بر عصبیت منتفعان تهرانی افزود. آقای الف .در سال چهارم با همکاری آقای پ. تیشه نهائی را به تیم زد و کسی را مربی تیم کرد که نه تنها پولی ازین بابت نمیخواست بلکه حاضر بود به شکرانه مربی شدنش از جیب خود نیز پولی پرداخت کند. این شخص که همچون سایر دوستانش (از خداداد بگیرید تا استیلی) حتی به اصول اولیه مربی گری هم واقف نیستند و صرفا به مدد لابیها (حتی با تمام آن فضاحتها بعد ها به مربیگری تیم نوجوانان هم رسید!) مربی تیم پاس شد و طبیعی بود نتیجه کار یک ناشی با چند ناشی دیگر سقوط تیم به انتهای جدول باشد. در تمام این اوضاع و احوال، شخص فردوسی پور در تمام تحلیلهایش انتقال تیم از تهران به شهرستان را علت اصلی سقوط این تیم بیان میکرد و هرگز نامی از ایشان و حیف و میل بودجه ها ، تغییر کلی بازیکنان و علل آن بمیان نیاورد. وی بی کفایتی مسئولین آن استان را  علت اصلی میدانست اما هرگز اشاره نمیکرد تمام عوامل تیم تهرانی هستند. مسئولین همدان که به دستهای پشت پرده اعتقادی نداشتند احساس خطر کردند و جمع آنها را از هم پاشیدند. مدیر روستا مربی تیم شد. تیمی بشدت ضعیف با چند بازیکن در حد زمین خاکیهای محله ها که حتی گاهی برخی از آنها از یک متری هم توپ را به دروازه حریف نمی زدند! و احتمال تبانی همین نوجوانان هم می رفت. دست و پا زدنهای نهائی کاری از پیش نبرد و تیم حذف شد.

در تمام این مدت و پس از آن در برنامه ای چون نود که قرار است علل سقوط و صعود تیمها بررسی شود فریاد صرفا بر انتقال تیم محوریت داشته و دارد. این سقوط بهانه خوبی بود که فردوسی پور که ناخواسته (و شاید خواسته) بوغ تبلیغاتی دلالهای تهران شده بود (که در تهران بهتر میتوانستند روی بازیکنان تیمهای تهرانی مانور دهند و در شهرستانها نه) عَلَم بد بودن انتقال تیم به شهرستان برافراشته شود. افراد ساده دل که اصولا از زدوبندهای پشت پرده بی خبر بوده و هستند برنامه های نود را نوعی انتحار و خودکشی میدانستند که یک تنه به مبارزه با نمایندگان مجلس و کله گنده ها رفته و ساختار شکنی کرده است غافل از اینکه کله گنده ها (دلالها) که از عدم انتقال تیمها منتفعند پشت فردوسی پور ایستاده اند و بدان دلیل هم بوده و هست که هیچ عضو مهم سیاسی نمیتواند از پس این شبکه برآید . ساده دلان فرض میکنند این مسئولان صدا وسیما هستند که فردوسی پور را در آب نمک نگه داشته  و او را از آفات سیاسیون  حفظ کرده اند درحالیکه ابدا چنین نیست و یک شبکه مافیائی پشت این برنامه است که در 90 درصد موارد ساختار این برنامه منافع آنها را تامین میکند. سیار (کارشناس داوری) با یک انتقاد ساده از یکی از داوران لیگ در گرفتن رشوه در یکی از برنامه های نود و قصد اثبات موضوع ، تهدید شد و سریعا حرف خود را پس گرفت و از آن پس خانه نشین شد و فردوسی پور از آن پس به توصیه دلالان هرگز سراغ سیار نرفت.

۱۳۹۰/۶/۲۰ صبح ۱۱:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, میثم, ژان والژان, بانو, دن ویتو کورلئونه, hombre, راتسو ریــزو, jack regan, رزا, اسکورپان شیردل, حمید هامون, الیشا, علی بی غم, جو گیلیس, خانم لمپرت, Classic, نایب تیمور خان, هایدی
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2437 تشکر در 19 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: «برنامه نود»

از منصور گرامي بسيار تشكر مي كنم. نكاتي را گوشزد كردند كه من به آنها بي توجه بوده يا فراموش كرده بودم.

*****

ديشب برنامه نود - در حالي كه فردوسي پور مدام تاكيد ميكرد كه حتما تا انتهاي برنامه با ما باشيد ، پشيمان نمي شويد! - به طور غيرمنتظره نيمه كاره به پايان رسيد. حتما برنامه را ديده ايد يا اگر نديده ايد خبرش را در اينترنت خوانده ايد.

فردوسي پور وعده داد كه در انتهاي برنامه بحث هفته پيش را پي خواهد گرفت كه البته برنامه به انتها نرسيد!

دو احتمال به ذهن من ميرسد:

1- فردوسي پور قصد افشاگريهاي گسترده تري در حوزه دلالي ها داشته و قطع ناگهاني برنامه هم به دست كساني بوده كه از اين ماجرا ضرر ميكردند. اين نظر اكثر كساني است كه از ديشب تا حالا به اين ماجرا واكنش نشان داده اند. از خواندن كامنتهاي پاي اين خبر در فيس بوك و امثالهم اين را ميشود فهميد.

2- فردوسي پور قصد افشاي چيزي نداشته و اين كار يك نمايش براي بستن پرونده اين موضوع در برنامه بوده و با هماهنگي عوامل سيما صورت گرفته است. و مثلا اينكه با چنين ژستهايي ، بگويد ميخواهم ادامه بدهم و نمي گذارند! ملت هم كه ميميرند براي اينچنين قهرمانان مظلومي! به چند دليل اين احتمال برايم قوي تر است

الف- چرا اين موضوع مهم را از همان اول برنامه ادامه نداد؟ آيا موضوعي مهمتر از فوتبال ساحلي يا شاديهاي پس از گل مهاجم تراكتور نبود؟!

ب- چرا از بخشهايي كه ميخواست به قول خودش در برنامه پخش كند ، حتي تيزري هم در ابتدا پخش نكرد؟ اين بر خلاف روشي است كه از فردوسي پور در چينش اجزاي برنامه اش سراغ داريم.

ج- چرا وقتي داشت به موضوع دلالي هفته پيش و تماسهاي بينندگان در اين زمينه اشاره ميكرد به شكل عجيبي صدايش آرام و لحنش با احتياط بود. اصلا چرا اين تماسها را در بخش صداي نود پخش نكرد؟ با همين روحيه ميخواست موضوع برنامه هفته قبل را ادامه بدهد؟

**************

و شايد هيچ كدام از اين دو احتمال درست نباشند و موضوع چيز ديگري باشد. اما خواهش مي كنم دوستان هم تحليل خود را از اين برنامه و حواشي اش بنويسند تا به تحليلي جامع و عميق به دور از سطحي نگري هاي رايج درباره برنامه نود برسيم. البته ميدانم كه منصور عزيز تحليل جذابي درباره همين اتفاق دارند كه خواهش مي كنم حتما بنويسند.


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۹۰/۶/۲۲ عصر ۰۵:۵۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, دن ویتو کورلئونه, رزا, الیشا, اسکورپان شیردل, ژان والژان, منصور, حمید هامون, بانو, علی بی غم, خانم لمپرت, نایب تیمور خان
دزیره آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 196
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۴
اعتبار: 34


تشکرها : 3112
( 2350 تشکر در 26 ارسال )
شماره ارسال: #9
RE: «برنامه نود»

من به هیچ عنوان قصد نوشتن در این تاپیک را نداشتم ، اما به درخواست دوستی گرامی ،چشم گفته و چند خطی درباره نظرم و بیشتر احساسم مینویسم.

فوتبال در دنیای من جایی ندارد.نه ! بهتر است بگویم انچنان جایی ندارد.چه از ان زمان که فوتبال را شناخته ام و دانسته ام که کره ای کوچک (توپ فوتبال )این قدرت را دارد که کره ای بزرگ ( کره زمین ) را سر کار بگذارد،،جام جهانی را میگویم،، انرا دنبال کرده ام.

ان زمان که مارادونای چاقالو، تند و تیز در زمین میدوید یازمانی که رودی فولر عصبانی کتانی اش را پرت کرد . بشکن زدنهای روماریو و به به تو و ان دیگری که نامش در خاطرم نمانده، کله شکسته و باند پیچی شده اندریاس برمه و یا ان شب وحشتناک که زلزله لذت تماشای فوتبال را به کاممان تلخ کرد .

  اما فوتبال وطن .... حسش نمی کنم. لمسش نمیکنم .نمی دانم شاید به حکم جنسیتم .چنان سیاست که هیچ گاه ندانستم چون درکش نمیکنم ، دوستش ندارم یا چون دوستش ندارم درکش نمی کنم!!! و اصلا از ان متنفرم.

به هر حال فوتبال ما بیش از ان که ورزشی باشد ، چالشی است. و برنامه نود که به بحث و بررسی ان می پردازد و اگر لطف کند و برچالشهای ان نیافزاید، علاقمندان و طرفداران بسیاری دارد. هر از چندی به تماشایش می نشستیم تا ان برنامه که:

عکسی از زمین چمن در یک شهرستان دور که در ان چهار و پنج تایی گوسفند رها کرده بودند.و سخنرانی فردوسی پور در باب رعایت بهداشت و چنین و چنان. خوب تا اینجا قبول.بعد مصاحبه تلفنی با مدیر صادق ان باشگاه کوچک و سین جین کردن وی ....

به قول معروف ایا همه کارهای مان ، فوتبالی و غیر فوتبالی اراسته است و مانده است چند گوسفندی که به زمین گند زده اند !!!!؟؟  یا زورمان نمی رسد برخی مدیران اساسی تر را به پای مصاحبه تلفنی بکشانیم؟! نمی دانم ، فقط میدانم که اصطلاح دست های پشت پرده حالم را بد میکند.

هر زمان که دنیای پر زرق و برق فوتبال را میبینم و رقم هایی را که می گویند در پس ان جابه جا میشود ، میشنوم،، به یاد کودکان و زنان شاخ افریقا میافتم که نان شب برای خوردن ندارند اما اسلحه دارند تا جان هم را بگیرند و یاد این حرف انیشتین که در زمان خود گفت : چه کسی میداند که پنجاه سال بعد از این با این که بیشتر خواهیم دانست ، اما کمتر خواهیم فهمید!.

 

 

 


] استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد . بالزاک
۱۳۹۰/۷/۱۲ صبح ۰۸:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, اسکورپان شیردل, ژان والژان, منصور, رزا, دن ویتو کورلئونه, میثم, حمید هامون, بانو, علی بی غم, خانم لمپرت, زرد ابری, Classic, نایب تیمور خان
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 49


تشکرها : 5286
( 6251 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: «برنامه نود»

دیشب کسانی که برنامه نود را دیدند شاهد چند قسمت جالب بودند.

با توجه به مسابقه فردای فوتبال ایران و بحرین و تعطیلی بازیهای لیگ ، به نظر نمی رسید نود این هفته جالب باشد ؛ ولی عادل باز هم  نشان داد که همیشه چیزهای جدید در چنته دارد.

اولین قسمت جالب برنامه نود ، نمایش لحظاتی از مسابقه هفته  با اجرای مرحوم نوذری بود . اما نکتۀ جالب در اینجا بود که شرکت کننده شماره 3 این برنامه که در سال 72 پخش شده بود ، کسی نبود جز خود جناب عادل خان فردوسی پور! جالب اینجاست که سوالی هم که به عادل خورده بود سوالی در مورد فوتبال بود. مرحوم نوذری سوال کرد: بازیکن معروف برزیل که در 3 دوره جام جهانی با تیم ملی برزیل قهرمان شد و بیش از هزار گل در طول دوران بازیگریش به ثمر رساند. عادل جواب داد : ادسون آرانتس دونا سیمنتو ملقب به پله . مرحوم نوذری با تعجب به عادل نگاه کرد و گفت : این چه اسمی بود ... و در ادامه از عادل پرسید : به فوتبال علاقه داری؟

- عادل: خیلی

- مرحوم نوذری : شبیه پله هم هستی!

- عادل : اونقدرا سیاه هم نیستم !

- مرحوم نوذری : اول فکر کردم داری اسپانیایی تدریس می کنی! و بعد به مسابقه ادامه داد ، اما ناگهان دوباره به سمت عادل برگشت و گفت : یه بار دیگه اون اسم رو تکرار کن!

عادل: ادسون آرانتس دونا سیمنتو...

مرحوم نوذری: خودتی!!

عادل در مورد این برنامه گفت که در آن زمان 19 سال سن داشته و هنوز وارد تلویزیون نشده بود (در سال 75 به تلویزیون آمد). گفت که در تمام مسابقات شرکت میکرده : "هرچند در آن مسابقه تا قسمت فینال آمدم اما در آنجا سوختم و قهرمان نشدم."

قسمت جالب دیگر برنامه پخش صحنه هایی از اولین برنامه نود بود که در تاریخ 23 مرداد 1378 پخش شد. میهمانان اولین برنامه نود ، امیر حاج رضایی و محمد حسن انصاری فر بودند. آن موقع برنامه نود شنبه شبها پخش میشد.

 ... عادل در اولین برنامه نود

 ... دومین برنامه نود

و سرانجام مصاحبه با مجتبی محرمی ، دفاع و هافبک چپ پرسپولیس و تیم ملی در دهه 60 دیگر قسمت دیدنی برنامه نود بود. چقدر پیر و شکسته شده بود مجتبی! از ناملایمتی ها و ناسپاسی ها گفت که اگر هم نمی گفت چهره اش داد میزد بر او چه گذشته . صحنه هایی از بازی های تیم ملی سال 1990 که در پکن قهرمان شده بود پخش شد. مجتبی میگفت کل پاداش قهرمانی آن مسابقات ، 900 دلار برای هر بازیکن بود! و ...

 

برنامه جالبی بود که ما را به گذشته ها برد. ممنون عادل خان.

* پوزش بابت کیفیت عکس ها 


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۰/۷/۱۹ صبح ۰۵:۳۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, منصور, کاپیتان اسکای, رزا, دن ویتو کورلئونه, ترومن بروینک, پدرام, میثم, حمید هامون, چارلز کین, ژان والژان, محمد, بانو, الیشا, علی بی غم, دلشدگان, خانم لمپرت, Classic, نایب تیمور خان
سناتور آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 588
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 31


تشکرها : 3402
( 3745 تشکر در 82 ارسال )
شماره ارسال: #11
RE: «برنامه نود»

دیشب یک اتفاق جالب تو نود افتاد .یک نفر یک تکه از برنامه مسابقه هفته که مربوط به سال1372 بود و مرحوم نوذری مجری این شاهکار بود رو برای برنامه فرستاده بود که عادل خان فردوسی پور قبل ازاینکه وارد صدا و سیما بشه دراین مسابقه شرکت کرده بود.و یک جوون 19 ساله بود که مرحوم نوذری یک سوال در مورد بهترین بازیکن فوتبال از فردوسی پور کرد و فردوسی پور نشون داد که اون موقع هم ید طولایی تو حاضر جوابی داره و گفت ادسون آرانتس دوناسیمنوت ملقب به پله ،که مرحوم نذری از این حاضر جوابی خیلی خوشش اومد .

۱۳۹۰/۷/۱۹ عصر ۱۲:۰۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جیسون بورن, حمید هامون, ژان والژان, دزیره, بانو, الیشا, علی بی غم, خانم لمپرت, زرد ابری, نایب تیمور خان
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 385
( 7577 تشکر در 108 ارسال )
شماره ارسال: #12
RE: «برنامه نود»

"ملت ما عقلشان، دست گوششان است" (منصور)

- خبر دارید قرار است برنج نایاب شود....  (و فردا : صف طویل جلوی مغازه خواروبار فروشیها)

- میدونید چائی کمه.... (و فردا: صف خریداران چائی جلو مغازه ها ... کسی که یک عمر در صف نمی ایستاد و متنفر بود از 5 دقیقه صف نانوائی ، از صبح تا غروب می ایستد و50 کیلو چائی می خرد. کسی که حتی در عمرش هم لب به چائی نزده است! )

 و.. الی ماشاءالله... ملت ما ملتی به شدت علاقمند به شایعه است. گاهی چشمها را می بندیم و با یک تبلیغات ساده کل دیدگاه ما نسبت به موضوعی خاص عوض میشود. آنقدر ساده ایم که اگر کسی بگوید امام زمان قرار است فردا ظهور کند، عطر و ادکلن میزنیم و خود را برای استقبال آماده میکنیم... در یکی از سمینارهای پولشوئی یکی از اساتید فن می گفت : کسی پول ملت را برای ساخت واحدهای مسکونی جمع کرد و وقتی انبانش پر شد از کشور گریخت. او را گرفتند و در جلسه بازجوئی تنی از اساتید دانشگاه را هم شرف حضور دادند تا بشنوند عرایض این دزد را. می گفت : بخدا من مقصر نیستم خود مردم مقصرند. وقتی اعلام کردیم و اعلامیه زدیم که با چنین شرایط ساده ای حاضریم شما را صاحب مسکن کنیم از صفهای طویل این ملت ساده را گریزی نبود. حتی چنان شد شبی که مشغول شمردن پولها و طراحی نقشه فرار در فردا روز بودیم مردی کیسه پول بدست درب خانه آمد و گفت باید این پول را برای صاحب خانه شدن از من بگیرید. گفتیم مهلت تمام شده است... از او اصرار و از ما انکار... درب را بستیم اما او در نهایت کیسه را از بالای دیوار به داخل پرتاب کرد و رفت! بدون آنکه رسیدی یا نامه ای یا حتی نیمچه سندی بنامش صادر شود! وقتی مردم به این راحتی پول میدهند (آنهم مردمی که بر سر اینکه یک کیلو از فلان میوره را باید 250 بدهی نه 300 و چانه زنیهای مسخره) چرا ما نزنیم و نبریم!

مباحث اجتماعی این بحث گسترده است و مجالی خاص می طلبد که گاهی نمیتوان همه چیز را هم گفت اما بهانه من از طرح این موضوع، بحث ورزش و بویژه فوتبال و دست اندرکاران و تماشاگران این کشور است. بد نیست با مثال جلو برویم تا واقعیتها بیشتر با ذهن آشنا شود

علی دائی برای مقدماتی جام جهانی در نقش یک مربی ایران را بیچاره کرد. از 6 بازی آخر صرفا 5 امتیاز گرفت. کسی که فدراسیون برای راحتی این مربی بارها و بارها لیگ را تعطیل کرد. سخن هر منتقدی در گلو خفه شدو الی ماشا الله و در نهایت نتیجه کار افتضاح بود. در نهایت خفت ازمربیگری اخراج شد و از شرمندگی حتی جرات مصاحبه با روزنامه نگاران را نیز نداشت. از کشور خارج شد تا توهین ها و تحقیرها بیش از این دامنش را نگیرد. من به اینکه چرا موفق نشد بحثی ندارم. خلاصه کلام اینکه موفق نشد آن هم  کسی که مردانه و با ادعاهائی آنچنانی که من قول شرف میدهم ایران را به جام جهانی ببرم و شرط می بندم و هکذا... قطبی را با دبدبه و کبکبه از خارج از کشور فراخواندند. کسی که پیش از آن پرسپولیس را قهرمان لیگ برتر کرده بود. بوغها بالا رفت و نوای به به و چه چه بود که از در و دیوار شنیده میشد. کسی کاری نداشت که فقط 2 یا 3 بازی باقی مانده است و چطور میشود فلان امتیاز را گرفت و کم کاریها را جبران کرد! نشد که نشد. به به ها فروکش کرد. علی دائی که پنهان بود شکست دیگری را توجیه شکستهای خود دانست و سربرآورد. بوغها باز هم بالا رفت و اینبار در تمجید دائی! گوئی همه یادشان رفته بود که تیمشان را چه کسی از رفتن به جام بازداشت و چه کسی رفته بود که برنگردد. نه آقا این قهرمان ملی است. این بزرگترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران است. بهترین بازیکن فوتبال بودن دوباره تبدیل شد به بهترین مربی ایران بودن. مربی پرسپولیش کردند. با بوغ و کرنا... پرسپولیس در لیگ برتر موفق نشد و صرفا در جام حذفی نمود یافت. شاید با شانس و اقبال. دائی گفت من آنم که رستم بود پهلوان و این من بودم که پرسپولیس را قهرمان کردم. ادعاها و سرناها کارش را کرد و فصل بعد هم روی نیمکت نشست... و پرسپولیس هرروز بدتر از دیروز. شکست پشت شکست. گاهی حتی از 4 بازی یک امتیاز حاصل میشد. کسانی که وی را با سلام و صلوات به تیم آورده بودند فهمیدند که از برگ درخت خشکیده آنچه بلند میشود دود است نه گرما... مجددا کنار رفت. با خواست مردم. توجه کنید با خواست خود تماشاگرها. رفتند و استیلی را آوردند. کسی که تماشاگرها عاشقش بودند. کسی که زمانی ادعا میکرد موفقیتهای قطبی کار منست و اصولا من او را به تیم آورده ام. به به و چه چه ها مجددا اوج گرفت ... اما دلالها دل خوشی نداشتند. دائی را  فریاد زدند و دادند که عده ای فریاد بزنند... بازهم همه یادشان رفت دائی پیش ازین پرسپولیس کرده بود. همه در ورزشگاها داد میزدند : دائی ... دائی... منم منم های این مرد و تظاهرهای مسخره اش در جدال با لیدرها و مثلا باج ندادن به این و آن و بخصوص عده ای از سرداران محبوبیتی مسخره را متوجهش کرد... دیدید دائی چطور دیشب فلانی را در نود مچل کرد؟ خب کرد.  خودش پیش از این چه گلی بر سر تیم ملی و پرسپولیس زده بود؟ کسی با جواب این سوال کاری نداشت. آقا نگذاشتند کار کند.این میتونه کار کنه. نمیذارن کار کنه. همین امثال کاشانی نمیذارن. قبلا هم یکی دیگه نمیذاشت. این مرده. این غیرت داره.... و ... و... واقعیتها پشت هاله ای از تبلیغات گم شد... استیلی که تفاوت چندانی با اسلافش (منصوریان و خداداد و دائی در مربیگری) نداشت نتوانست از عهده بر آید. بوغها مجددا بالا رفت: این کیه دیگه آوردید. این اصلا مربیگری بلده؟ استیلی حیا کن فلان تیم و رها کن... همه یادشان رفته بود که 4 روز قبل تعریفها ازین بود و نه دائی. سیب روزگار داشت می چرخید. می چرخاندند.

ملت ساده ما، تماشاگران بدون شک نادان ما! آلت دست عده ای دلال و عده ای روزنامه چی هستند. بادها از هر طرف بیاید رو به همان سمت میکنند. فردا استیلی را کنار میگذارند و یک فصل بعد از او اسطوره میسازند و مربی تیم ملی میشود. همه یادشان میرود که استیلی را روزی فحش دادند همچنان که با دائی چنین کردند. باید دید امروز باد از کدام سوست.

 اگر دقت کرده باشید در ایران هرگز نخواهید دید که در بین 4 روزنامه هرکدام به شکل خاصی از کسی یا تیمی یاد کند. مثلا یکی بگوید: علی دائی گند زد. همان روز دیگری بنویسد: علی دائی را نگذاشتند کار کند و این شد که گند زد. سومی بنویسد: دائی حیف است و باید بماند و چهارمی بنویسد قرار است مربی دیگری جای دائی بیاید و باید بیاید.

هیچوقت نخواهید دید مطبوعات ورزشی ما براساس نگاه آدمهای مختلف که طبیعتا باید نگاه های مختلف داشته باشند مطالب خود را عرضه کنند... شما شب میخوابید و صبح که جلو دکه روزنامه فروشیها نگاهی به روزنامه های ورزشی و غیر ورزشی میکنید می بینید همه آنها بلا استثنا مثلا نوشته اند علی دائی قهرمان ایران و و و و... : فقط تعریف. همه روزنامه ها ،حتی سایتهای خبری اینترنتی... 3 ماه بعد وقتی در یک صبح پائیزی از جلو همان دکه رد میشوید می بینید همه روزنامه ها (بازهم بلااستثنا) نوشته اند: دائی اصلا مربیگری بلد نیست و باید برود! همه و همه. و بعد تماشاگرانی که تا دیروز آلت دست خبر قبلی بودند به یکباره دیگر به ورزشگاه نمیروند چون روزنامه ها گفت اند دائی آدم خوبی نیست! ...

این واقعیتها نشان میدهد دستهائی در پشت پرده تمام روزنامه ها و سایتهای اینترنتی وابسته و حتی صدا و سیما  را با قدرت خاص خود هدایت میکنند. وقتی بر سر یک خبر همه به یک شکل می نویسند شک نکنید همه آنها از جائی ارتزاق میکنند که باید مطابق با سلیقه او بنویسند. و اگر ننویسند و نگویند و بشکلی دیگر تحلیل کنند، یا درب آن روزنامه تخته خواهد شد و یا اینکه ملت ساده ای که 500 روزنامه را عین حقیقت میداند توجهی به تک روزنامه بی نام و نشان که مثلا غیر واقعیت را نوشته است نخواهد کرد و بناچار آن رسانه راه به ورشکستگی خواهد برد.در این میان عده ای هم ساده لوحانه و برای عقب نماندن از قافله در مسیر همان رودخانه خبرسازی میکنند و از ساختار شکنی عاجزند

این،واقعیت فوتبال ما ، آدمهای فوتبال ما ، تماشاگران ساده فوتبال ما و رسانه های فوتبالی ماست.

۱۳۹۰/۹/۱۰ صبح ۰۹:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, دزیره, ترومن بروینک, میثم, گرتا, بانو, علی بی غم, مارلنه, خانم لمپرت, Classic, کارآگاه علوی, نایب تیمور خان, هایدی
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6727 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #13
RE: «برنامه نود»

با سلام

برنامه امروز نود در یکروز غیر تخصصی (جمعه) و به بهانه پخش مستقیم قرعه کشی جام جهانی بهانه ای شد تا این تاپیک هم بیش از خاک نخورد.

انصافا باید گفت پربیننده ترین برنامه تلوزیون ایران از روز تاسیس تا به امروز بوده. تا همین الان که هنوز نیم ساعت به پایان برنامه مانده بیش از 5/5 میلیون نفر در مسابقه پیامکی این برنامه شرکت کردند. اما نکته قابل توجه در برنامه امشب عادل این بود که باید با چه نگرانیهایی این مراسم را در حالی بصورت زنده پوشش بده که معمولا در چنین مراسمهایی خانمهایی روی صحنه خواهند رفت که پوشش آنها مغایر با فرهنگ و چارچوبهای کشور ماست و در عین زیرکی تکه کلامهای نابی را برای اولین بار در این برنامه استفاده نمود. از جمله اینکه نمایش چنین تصاویری را فرامنشوری خواند. و یا در ابتدای مراسم که سالن را از دور و در یک نمای باز نمایش میداد و اشخاص قابل تشخیص نبودند گفت اگر همینطوری باشه بهتون قول میدم تا ساعت 9 شب بدون دردسر کل مراسم را پوشش خواهیم داد. و بارها و بارها با تکه کلامهایش به نوعی از مردم عذرخواهی میکرد نه از این بابت که کل مراسم را پوشش نداده بلکه از این بابت که اجازه چنین کاری را ندارد.

و در نهایت اینکه واقعا باید به این مجری تلوزیون تبریک گفت چون باعث گردیده یکی از جذاب ترین برنامه های چند سال اخیر را کارگردانی کند. من بشخصه هر دوشنبه شب مشتری پایه ثابت این برنامه هستم.

۱۳۹۲/۹/۱۵ عصر ۰۹:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکارلت اُهارا, اسکورپان شیردل, بانو, زرد ابری, خانم لمپرت, سرهنگ آلن فاکنر, شیخ حسن جوری, Classic, کارآگاه علوی, نایب تیمور خان
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6727 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #14
RE: «برنامه نود»

پس از حمله کاربران ایرانی به صفحه فیس بوک مسی و بازتاب خبر آن در رسانه ها بار دیگر ورزش ایران ثابت کرد که برای حل معضلات فرهنگی باید دست به دامان محبوبیت چهره های سینمایی شود.

در اواسط برنامه این هفته 90 در حالی که هر لحظه منتظر تماسهای تلفنی دایی یا رویانیان و یا .... بودیم ناگهان فردوسی پور بدون هرگونه مقدمه ای اعلام کرد ارتباط تلفنی داریم با آقای جمشید مشایخی پیشکسوت عرصه هنر و سینما.

فردوسی پور سالها پیش در پی جنجال در بازی استقلال و پرسپولیس دست به دامان داریوش ارجمند شده بود و با دعوت از او در یک برنامه ورزشی از ایشان خواست تا ورزشکاران را نصیحت کند.

بسیار متاثر شدم که آقای جمشید مشایخی از جانب خطا کاران از لیونل مسی بخاطر این عمل کاربران ایرانی معذرت خواهی نمود. و واقعا متوجه تفاوتهای فرهنگی بین برخی از هموطنان خود با دیگران شدم.

ایکاش دیگر هیچوقت شاهد چنین حرکات غیر فرهنگی نباشیم.

۱۳۹۲/۹/۱۹ صبح ۰۱:۴۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جیسون بورن, پرشیا, خانم لمپرت, بانو, سرهنگ آلن فاکنر, شیخ حسن جوری, کارآگاه علوی, نایب تیمور خان
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6727 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #15
RE: «برنامه نود»

جماعت خواب ، اجتماع خواب زده ، جامعه چرتی ......

اگر مرحوم علی حاتمی زنده بود قطعا این دیالوگ را اصلاح می کرد:

جماعت خواب ، اجتماع خواب زده ، جامعه چرتی ، ورزشکارهای مریض ......

عادل خان فردوسی پور در برنامه این دوشنبه خود باز پرده از یک ماجرای تلخ دیگر در حوزه فوتبال برداشت. ماجرا از روز شنبه شروع می شود. حوزه نظام وظیفه طی نامه ای به سازمان لیگ 10 بازیکن فوتبال را بدلیل داشتن مشکل سربازی ممنوع البازی نمود. همین موضوع کافی بود تا فردوسی پور با لبخندی سوژه برنامه این هفته خود را بیابد.

صدور کارت های معافیت به دلایل عجیب و غریب چیزی نبود که از زیر دست عادل به راحتی رد شود. خیلی جالبه آیا می دانستید یکی از فوتبالیستهای لیگ برتر به دلیل نابینایی و کم بینایی کارت معافیت دارد؟:ccco (حالا اینکه این فوتبالیست در زمین فوتبال چگونه به دنبال توپ می دود بماند)

آیا می دانستید آقای - بوق - عضو تیم - بوق - به دلیل داشتن دیسک کمر از خدمت سربازی معاف شده است ؟؟؟ وقتی عادل خان در تماس تلفنی از آن ورزشکار توضیح خواست که چگونه با داشتن دیسک کمر 90 دقیقه در زمین سبز فوتبال دوندگی می کند چه پاسخی شنید؟

(لازم به توضیح است که من و شما که سالم هستیم بدون تمرین حتی یک دور هم دور زمین فوتبال نمی توانیم بدویم وای بحال اینکه دیسک کمر هم داشته باشیم)

این ورزشکار عزیز و الگوی جوانان ما فرمودند پس از دریافت کارت معافیت به توصیه یک حاج آقایی به فردی مراجعه نموده و با استفاده از روغنی کمرشان شفا پیدا کرده است و الان دیگر مشکلی ندارند!!!!!!!!!tajob2

عادل خان هم پیشنهاد دادند تا این حاج آقا به استخدام حوزه نظام وظیفه درآیند تا افرادی که دیسک کمر دارند را معالجه کنند تا مبادا کسی از ثواب خدمت مقدس زیر پرچم بی بهره گردد. اما ماجرا به همینجا ختم به خیر نگردید.

آیا شما می دانید که یکی از فوتبالیستهای محترم لیگ برتر به دلیل تکرر ادرار از خدمت مقدس زیر پرچم معاف شده است؟؟؟؟؟ عادل فردوسی پور هم اینکه چگونه این فوتبالیست محترم می تواند 45 دقیقه بازی را تحمل بیاورد را گذاشت بعهده قضاوت مردم. (حالا وقت اضافه رو هم بیخیال میشیم).shrmmm!

اینجا بود که بخود بالیدم که نه تنها ورزشکار نیستم بلکه ورزشکاران را دوست هم ندارم و همان بهتر که آرزوی ورزشکار بودن و دوست داشتنشان را برازنده مسئولین مملکتی بدانیم :huh:( البته این روزها حساب والیبالیستها جداست) ......

اما این ماجرا هنوز به اینجا ختم به خیر نمی شود. موضوع وقتی بغرنج می شود که یکی دیگر از فوتبالیستهای معروف که اتفاقا در جام جهانی هم در هر سه بازی فیکس بود پدر و مادر عزیزش برای صدور کارت معافیت کفالت در یک فداکاری بزرگ از یکدیگر طلاق می گیرند. خوشبختانه این جدایی مصلحتی زیاد دوام نمی آورد و وصله فرزند طلاق به این فوتبالیست عزیزمان نچسبید. زیرا به محض صدور کارت معافیت این پدر و مادر فداکار در محضر حضور می یابند و مجددا با یکدیگر ازدواج می کنند.tajob

و این رشته سر دراز دارد........!!!!!!!!!!!!

(قطعا اگر نمایندگان محترم مجلس یک طرح دو فوریتی تحقیق و تفحص از کارتهای معافیتی که طی پنج سال گذشته صادر شده است تصویب می نمودند فکر کنم  برنامه نود چند ماهی برای خودش سوژه داشته باشه.)taeed

۱۳۹۳/۶/۱۹ عصر ۰۴:۳۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, Classic, Papillon, BATMAN, هانا اشمیت, شیخ حسن جوری, سرهنگ آلن فاکنر, سروان رنو, کارآگاه علوی, نایب تیمور خان, شارینگهام
ارسال پاسخ