[-]
جعبه پيام
» <سناتور> متاسفانه یکی از بستگان برادرم جزو آتش نشانایی هست که داخل ساختمون گیر کردن و هیچ خبری ازشون نیست. دعا کنید دوستان برای همشون
» <سروان رنو> آسمانخراش جهنمی و ساختمان پلاسکو ... http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...5#pid34905
» <نسیم بیگ> آندریا: سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که قهرمانی نپرورد. گالیله: نه آندریا، سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که در آنجا نیاز به قهرمان باشد.
» <هانا اشمیت> برای جواب سلااام هیچ وقت دیر نیست:)آقای شارینگهام سلام:)
» <شارینگهام> سلام ،سلااااااااام...هانا سلام...دنیا سلاااااام
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برنامه هفت ( شبکه 3 )
نویسنده پیام
سرهنگ آلن فاکنر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 58
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۳


تشکرها : 1574
( 798 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: برنامه هفت ( شبکه 3 )

مسعود فراستی : هفت از بین رفت ..... خدا بیامرزدش.....     1392/1/9

امروز در تاپیک فیلمهای ارزشمند بروبیکر محترم مناظره بسیار زیبایی از جناب مسعود فراستی با سرکار خانم نرگس آبیار را در خصوص فیلم شیار 143 نقل فرمودند. ضمن سپاس از ایشان من یکی از طرفداران پر و پا قرص ایشان هستم. در سینمایی که چاپلوسان از در و دیوار آن بالا می روند وجود چنین شخصیتی غنیمتی ست. هر چند مخالفینی هم دارد ، و این طبیعیست ، در واقع اگر او بی پرده سخن نگوید و مانند برخی از آقایان مصلحت اندیشی کند و به به و چه چه کند آنوقت می شد انسان شریف و آگاه ؟؟؟؟

به دوستانی که با ایشان مخالفند پیشنهاد می کنم کمی بیشتر درباره او مطالعه کنند. او انسان رُکی می باشد. بقول خودش از 50 فیلم با 49 فیلم مخالف است. اگر منِ نوعی از فیلمی بسیار خوشم بیاید و برعکس ایشان آن فیلم را بسیار بی ارزش بداند دلیل بر آن نمی شود که بخواهم بگویم فراستی منتقد منفی بافی می باشد. اما در خصوص شخصیت این فرد همان بس که بخاطر اعتقادات خود قید حضور در برنامه هفت را می زند.

بسیاری از شخصیت ها هستند که برای داشتن جایگاهی چون ایشان آنهم در یک برنامه زنده و پر بیننده تلویزیونی سر و دست می شکنند و تن به هر ذلتی می دهند. اما او هرگز نقد سفارشی را نپذیرفت. وقتی تهیه کننده برنامه هفت از او خواستار نقد نرم شد گفت نقد، نقد است. نرم و غیر نرم نداریم. چنین شخصیتهایی نایاب هستند. ممکن است لحنش تند باشد. ممکن است به قهرمان فیلم مورد علاقه من توهین کند، اما هرگز مصلحت را فدای اندیشه خود نمی کند. ایکاش در تمام حوزه ها یک مسعود فراستی داشتیم. در آموزش و پرورش ، در موسیقی ، در حوزه بهداشت ، در ورزش .....  ( البته در ورزش زنده یاد ناصر حجازی را داشتیم که اجل مهلتش نداد)

برنامه هفت دیگر مدتهاست بیننده ندارد. مردم دوست دارند واقعیتها را بدانند. درست مانند برنامه 90 در حوزه ورزش. اگر این برنامه همچنان آمار پر بیننده ترین برنامه تلویزیونی را در اختیار دارد برای این است که تغییر موضع نداده و مجری آن (عادل فردوسی پور ) نیز بسیار بی پرده است. اما برنامه هفت بعد از رفتن جیرانی و فراستی بقول خود مسعود فراستی حالا هفت دهم هم نیست. من نیز مانند بروبیکر عزیز ادبیات ایشان را دوست دارم. نقد های ایشان در اغلب اوقات عین واقعیت است. بنظر من بد نبود اگر سروان رنو تاپیکی را بطور اختصاصی به ایشان تخصیص می دادند و اساتید کافه نقدهای ایشان را در سایت مورد بررسی قرار می دادند و یک برنامه هفت برای خودمان در کافه راه می انداختیم.

در وصف آنکه گفتم این برنامه دیگر بیننده ندارد همین بس که آخرین پست این تاپیک نیز مقارن گردیده با روزهای پایانی حضور آنها و بعد از برنامه هفت جدید دیگر کسی در این تاپیک پستی ارسال ننموده است . بد نیست دوستانی که نمی دانند فراستی به چه دلیلی دیگر به هفت نرفت مصاحبه زیر را بخوانند تا دلایل عدم حضورش را از زبان خودشان بشنویم.


 میرسیم به حاشیه این روزهای شما؛ «هفت»! از برنامه قهر کردید یا خداحافظی؟
قهر کردم! اشتباه کردم. ماندن در این برنامه جزو معدود دفعاتی بود که اشتباه کردم، البته نه تفکر. من به مخاطبان این برنامه که دو سال و خرده ای با فریدون برایشان زحمت کشیدیم و وظیفه مان هم بود احترام گذاشتم و در این برنامه بعد از فریدون ماندم. در این مدت من فکر میکنم حداقل یک قدم با مخاطبان جلو آمدیم و به احترام آنها هم ماندم. اما باید یک مقدار جدی تر نگاه میکردم که با چه کسی طرف هستم، اما این کار را نکردم. من گفتم هر کس میخواهد باشد، هر کاری میخواهد با «هفت» بکند. من فقط با قسمت نقد آن کار دارم و با همین انگیزه هم آمدم.

یعنی برنامه آن چیزی نبود که شما فکرش را میکردید؟
نه، نشد و محاسبات من اشتباه از آب درآمد. مجری برنامه دوست داشت دور هم بنشینیم، دست بدهیم و روبوسی کنیم.

شما هم که تحمل این کارها را ندارید...
نه، من حوصله این مسخره بازیها و باج دادنها را ندارم. زمان جشنواره به من گفت؛ نقد نرم میخواهیم و من هم گفتم خودت برو! نقد، نقد است. نرم و غیرنرم ندارد.

پس بحثهایی که سر ثابت بودن شما در برنامه پیش آمده چیست؟ شما گفته بودید من باید ثابت باشم وگرنه نیستم...
اولین بحث ما سر همین ماجرای نقد نرم بود. ما در جلسه ای نشستیم و نظراتمان را گفتیم. به نظر ایشان هم نقدی وارد نبود چون در حد و اندازه خودشان بود. این دوست ما به جای نقد، اهل خبر و گزارش و این حرفها بود. از نظر ایشان نقد نرمی که به کسی برنخورد کمک به این سینماست. من گفتم همین هستم و از این شوخیها هم ندارم. مقابلم هم هر کسی را میخواهی بیاور، چه هفت نفر باشند چه فیلمساز باشد. من این هستم و حرف خودم را هم میزنم. نه رعایت میفهمم چیست و نه رایتل را میشناسم! من را اگر به عنوان منتقد ثابت بخواهی همین هستم. طبق روال برنامه گذشته هم من منتقد ثابت برنامه هستم و مردم هم مساله ام است.

پس توافق روز اولتان این بود که شما در برنامه ثابت باشید؟
بله، من همیشه به فریدون این انتقاد را داشتم که چرا برنامه اینقدر خبر و گزارش دارد و زرد است، اما دیدم گبرلوی مدعی ارزش، دو برابر زرد است. البته الان چهار برابر زرد است و برنامه هفتی که قبلا هفت بود الان هفت دهم هم نیست. او نیتش خیر است اما اینکاره نیست.

باوجود این اختلاف نظرها پس چرا جداییتان از «هفت» اینقدر دیر اتفاق افتاد؟
زیاد تحمل کردم. البته او هم کاری به کار من نداشت. فقط یک بار به من اس ام اس داد که شنیدم در لانه جاسوسی فیلم نقد کرده ای. به نظرت منتقد ثابت برنامه میتواند این کار را بکند؟ من جواب آن اس ام اس را ندادم. اصلا لزومي نداشت به او توضيح بدهم. سر برنامه مانی حقیقی و فرح بخش فکر میکنم مشکلها شروع شد. چون او میخواست من از مانی آن طور که خودش میخواست نقد کنم ولی من نقد و نگاه خودم را داشتم و به کسی کاري ندارم.

البته انتظار میرفت رو در رویی شما با مانی حقیقی جنجالیتر از آن شود.
به نظر خودم همه حرفهایم را زدم. اما لحنم را بهشدت کنترل کردم. آن برنامه جزو معدود دفعاتی بود که من لحنم را کنترل کردنم و خیلی هم از این قضیه راضی ام.

شما و مانی حقیقی پیش از این هم در مجله ۲۴ گفت و گویی با هم داشتید، اما در همان گفت و گو هم شما لحنتان آرامتر بود و هم حقیقی. حتی بعضا به سمت توهین هم میرفت...
چون مانی حقیقی بر عکس کاهانی و بچه روشنفکرهای امروزی اولا سواد و شخصیت دارد و دیگر اینکه میشود با او دیالوگ برقرار کرد. به او میشود مردانه گفت؛ فیلمت آشغال است! ما مصاحبه ای هم در یکی از مجلات داشتیم که همه حرفها زده شد و دو آدم کاملا متضاد با هم میتوانند سر یک میز بنشینند و بگویند نظرات یکدیگر را قبول نداریم ولی از هم خوشمان میآید و به هم احترام میگذاریم. این شیوه در برنامه «هفت» هم پیاده شد و من انتقاداتم را به مانی گفتم. او هم کلی از حرفهای من را پذیرفت و حرفهای خودش را هم زد. به نظرم بحثمان متمدنانه شد. به بقیه روشنفکرها هم گفتیم میشود سر یک میز نشست و با هم دعوا کرد اما بی احترامی نکرد. این خط، خطی بود که من و مرتضی آوینی در سوره داشتیم. در برنامه هفت وقتی من مانی را آنطور که مجري دوست داشت، نزدم، ناراحت شد.

به نظر می رسید در آن برنامه آقاي گبرلو می خواست گفت وگو را به سمت بحثهای ارزشی و روشنفکری بکشاند، درست است؟
بله، او میخواست این کار را بکند، اما استاد این لتوپار کردن، خود مسعود فراستی است.

مشکلتان در برنامه ای که با فرحبخش داشتید چه بود؟
 به نظر من این برنامه بهترین برنامه در تاریخ «هفت» بود. اما موضوعی که دوستان از جمله مجری برنامه را اذیت کرد این بود که راجع به طیف ارزشیها حرف زدم. الان هم بر این عقیده ام کسانی که ادای ارزشیها را درمی آورند خطرناکتر از روشنفکرها هستند. تکلیف من با فیلمفارسی مشخص است با روشنفکرها هم همین طور. سی سال است که علیه شان هم نوشتم. من نفر اول در ایران هستم که شش نقد علیه مهرجویی و بقیه نوشتم. پس تکلیفم با آنها روشن است، تکلیف آنها هم با من همین طور. با فیلمفارسی هم تکلیفم معلوم است، اما با این دوستان که ادعای انقلاب و ارزش دارند و سینما را هم بلد نیستند، نه! عیبی ندارد که آنها سینما را بلد نیستند اما اینکه ادعا میکنند بلدند و ضعفهایشان را پنهان میکنند و به خودشان هم مدال میزنند دعوا دارم. با سینمای ارزشی و فلسفی مرعوب هم نمیشوم، چون آن را میفهمم. فیلم ارزشی اول باید فرم داشته باشد. «طلا و مس» فیلمی ارزشی است و من هم اولین نفری هستم که از آن دفاع کردم.

البته بعضیها معتقدند این فیلم هم کلیشه هایی دارد... يا اينكه صحنه حضور پرستار در خانه مرد و زن خيلي مصنوعي است.
بله، این فیلم هم عیب دارد، یک جاهایی از فیلم لق است، اما فیلم سرپاست. پیام این فیلم هم عالی است. میگوید انمعالعسر یسرا یعنی با سختی است هر آسانی نه از پس سختی. این شعار در فیلم خوب نشسته. انتهای فیلم هم وقتی صحبت روحانی شنیده میشود کفش جفت میکند مثل صحنه کفش جفت کردن علی در «بچه های آسمان».

بعد از رفتنتان از «هفت» مسئولان تلویزیون با شما تماس نگرفتند؟
چرا، آقای شریعتپناهی مسئول برنامه تماس گرفتند و من هم کرمان بودم و فردایش آمدم. ایشان گفتند امشب «هفت» است و من هم گفتم کدام «هفت»؟! بعد هم گفتم من دیگر نیستم. گفتند جلسه بگذاریم ولی من حاضر نشدم چون گبرلو حرفهای بدی پشت سر من زده که تا به حال کسی نگفته. این حرفها آرزو است که عملی نشده. گفته بود که فراستی برای بعضی از فیلمها شارژ میشود. من در سال از ۵۰ فیلم با ۴۹ تا مخالفم. این چه شارژی است که فقط شامل یک فیلم میشود؟ این تهمت اصلا به من نمی چسبد.

پس بحث انتظار شما از اینکه منتقد ثابت باشید منتفی است؟
من دیگر به آن برنامه نمی روم، اما از قبل هر جا نقد بود من هم بودم به جز یک فیلم (اختاپوس) که گفتم این فیلم ماقبل نقد است و نرفتم.

فکر میکنید رفاقتی که بین شما و فریدون جیرانی وجود داشت به فضای صمیمی برنامه و جذابیت آن کمک میکرد؟
من در این سینما با احدی دوست نیستم!

یعنی با همه دشمن هستید؟!
نه با هیچ کس هم دشمن نیستم.

منظورتان این است که خنثی هستید؟!
نه اصلا! اتفاقا خیلی هم گرم هستم. با فیلمهایشان به شدت مشکل دارم که نقد میکنم اما برای خودشان احترام قائلم.

البته منظور من دوستیتان با جیرانی در جایگاه مجری برنامه بود...
ما قبل از «هفتم» با هم دوست نبودیم، فقط آشنا بودیم و در جلسات مشترک شرکت میکردیم. من سردبیر نقد سینما بودم و از فریدون مطلب میگرفتم. بعد از «هفت» آرام آرام به هم نزدیک شدیم اما باز هم بیرون از برنامه با هم رفت و آمد نداشتیم و الان هم نداریم.

ولی در جشنواره خیلی با هم شوخی میکردید...
من با کیارستمی هم شوخی میکنم.(با خنده) اما من نه خانه کسی میروم نه کسی به خانه ام میآید. از این وضعیتی هم که دارم به شدت راضی ام.

فکر میکنید حالا بعد از رفتن شما از مخاطبان برنامه هم کمتر میشود؟
«هفت» از بین رفت... خدا بیامرزدش!

خودتان دیگر برنامه را نگاه نمیکنید؟
خیلی وقت است، من از جشنواره به بعد دیگر برنامه را ندیدم. البته قبلش هم نمیدیدم، چون خودم در برنامه بودم.(با خنده)

شاید این تصور برای خیلیها پیش بیاید که مسعود فراستی با این مخالفهایش برای خودش پز و ژست درست کرده؛ واقعا اینطور است؟
حتما همین طور است. چون این پز واقعی است. من سی سال قبل از «هفت» هم کتاب و نقد دارم که تندتر از حرفهای امروزم است. اتفاقا من در «هفت» خودم را سانسور میکردم چون مخاطبم عام بود و «لذت نقد» برای مخاطب خاص است. لحنم را هم کنترل میکردم البته تا جایی که طرف مقابلم دیالوگ می فهمید. آنجایی که نمی فهمید لحنم یک مقدار تند میشد.

با وجود همه مخالفتهایی که با همه فیلمها داشتید وقتی از «اخراجیها ۱» حمایت کردید حمایتتان به نوعی خلاف جریان آب شنا کردن تعبیر شد.
من خلاف جریان آب نیستم، چون یک ساعت بعد از دیدن فیلم اعلام موضع میکنم و هنوز نمیدانم بقیه چه گفتند. ساعت یازده شب «جدایی...» تمام شد و ما دوازده روی آنتن بودیم، تا آن موقع هم کسی حرفی نزده بود. دفاع و حمله هر دویشان همینطور است و تحت تاثیر هیچ چیزی نیستم. من تحت تاثیر خودمم. اگر هم میگویم اشتباه نمیکنم دلیل دارم. من روابط عمومی هیچ فیلمی نیستم، نه شغلم است و نه در شأن من است. کسی هم در نقدهایم جرات نمیکند بگوید رعایت من را بکن. حداقل من در ایران چنین جراتی را ندیدم. نکته دیگر هم اینكه آلودگی روشنفکریام خیلی کم شده، به حدی که دیگر بنوئل هم نمیتواند تحت تاثیر قرارم دهد. فیلمهایی بوده اند که من در تاریخ موافقشان بوده ام؛ مثل «همشهری کین»، اما الان به آن فحش می دهم. یا حتی الان وقتی درخت زندگی را میبینم که همه روشنفکرهای دنیا و به تبعشان ایرانیها آب از لب و لوچهشان راه می افتد من حالم بهم میخورد و میگویم چقدر فیلم بدی است. وقتی بخشی از نقد سلیقه میشود که طرف منتقد باشد و مدیومش هم مثل من سینما باشد. اینجاست که سلیقه و لحن او هم بخشی از نقد است. به نظر من نقد هم پنجره است و هم آیینه. پنجره روبه فیلم است و آیینه رو به بقیه. پس طبیعی است که من نظر خودم را داشته باشم و یکی دیگر هم مثل خودش فکر کند.

یک سوال دیگر هم در این مورد دارم. می خواهم بپرسم که قضاوت خودتان در موردنقدهایی که می کنید چگونه است؟
۹۰درصد اشتباه نمی کنم. در واقع کم اشتباه می کنم

از بین کارگردانهای معاصر چه کسانی را میپسندید؟
هیچ کس! ممکن است فیلم بتوانم بگویم اما کارگردان نه. اخیرا فیلمی دیدم به نام بی قانون که فیلم خوبی بود. البته تمایلی ندارم دوباره ببینمش ولی دفعه اولی که آن را دیدم خوشم آمد. «جانگوی آزاد شده»، «آمور» میشائیل هانیکه مزخرف هستند.

کلا ضدتارانتینو هستید؟
به شدت، چون فاجعه است، به خصوص فیلم آخرش.

ممکن است دوباره شما را در برنامه ای مثل «هفت» در تلویزیون ببینیم؟
من یک طرح برنامه سینمایی به تلویزیون سفارش دادم که خودم هم سردبیر آن هستم. این برنامه اگر شکل بگیرد دو بخش دارد؛ یکی بحثهای جدی سینمای ایران مثلا فرم و محتوا و بخش دیگر هم نقد که هم نقد تاریخ سینمای ایران است هم جهان. خبری هم از خبر و گزارش در برنامه نیست.

پس چرا آن موقعی که پیشنهاد برنامه آقای جیرانی را دادند قبول نکردید؟
به من گفتند مجری باش و من هم گفتم نمیتوانم مجری باشم و بگویم فروش هر فیلم چقدر است.

در برنامه خودتان از منتقدهای دیگر هم استفاده میکنید؟
حتما استفاده خواهم کرد حتی اگر نظر مخالف من داشته باشند؛ ولی نظر مخالفی که برای خودش باشد.


[img]http://www.uplod98.ir/images/o7v4j3cfmng99a8ev4w.jpg[/img]

بیهوده عجب می تازیم
۱۳۹۴/۳/۲۰ صبح ۰۱:۰۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, حمید هامون, هایدی, فورست, شیخ حسن جوری, ژیگا ورتوف, برو بیکر, سروان رنو, نایب تیمور خان, BATMAN
جیمز باند آفلاین
در حال ماموریت!!
***

ارسال ها: 196
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۱۰
اعتبار: 14


تشکرها : 1005
( 1530 تشکر در 99 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: برنامه هفت ( شبکه 3 )

سلام

من معمولا این برنامه را نمی بینم. اما دیشب بر حسب اتفاق دیدم، یعنی دستم اشتباه خورد روی کانال 3!!! دیدم آقای علی معلم در مورد کن صحبت میکنند... چند دقیقه ای گذشت... ایشان فرمودند گاهی کارگردانهای بزرگ فیلمهایی میسازند که موجب عکس العمل شدید تماشاگران شده که کن هم برای تبلیغات خودش از این واکنشها استفاده میکند و ... و من پس از دیدن فلان فیلم میخواستم برم کارگردانشو کتک بزنم ... (!!!!!!!!)

که ایشان در ادامه صحبتهایشان استادانه بحث را از آنچه گفته بودند دور کردند.

باریکلا.... نه باریکلا.... آقای هنرمند از شما انتظار نداشتم... حالا یه نفر هر آشغالی ساخته باشه، باید کتک بخوره؟؟؟!!!!! بعد که کتک خورد درست میشه و مطابق میل شما فیلم میسازه؟؟

آقا با کتک کسی خدا پرست هم نشد!

چه باحال فرهنگ خودتون را اشاعه میدید.


ارادتمند شما، جیمز باند
۱۳۹۵/۳/۸ صبح ۰۹:۴۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Sonny Corleone, بانو الیزا, BATMAN, تارا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,715
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 57


تشکرها : 7400
( 12814 تشکر در 225 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: برنامه هفت ( شبکه 3 )

من از وقتی جیرانی از برنامه هفت رفت دیگه این برنامه رو ندیدم.

البته اتفاقات سری جدید هفت را که بهروز افخمی می سازه از راه اینترنت دنبال می کنم. اونم چون افخمی و فراستی خوب چالش درست می کنن و من عاشق درگیری و جنگ و این جور چیزها هستم . :D

افخمی آدم عجیبی است. خوشش می آید برای خودش دشمن درست کند. مثل من عاشق بدنام هیچکاک است. اخلاقش هم هیچکاکی است. از اذیت کردن و دست انداختن دیگران خوشش می آید. دوست دارم به امیر قادری - اگر این متن را می خواند - بگویم که دست افخمی را بخواند و وارد بازی او نشود چون مدتی است این دو فرد دوست داشتنی دشمنان هنری شده اند در صورتیکه نباید اینطور باشد.

فراستی هم که مانند بـُـت معبد شائولین است ! یک سری عقاید و اصول خاص و لایتغیر برای خودش دارد که هیچ تنابنده ای نمی تواند آنها را تغییر دهد. مناظره کردن با فراستی مانند عشق بازی با مار کبرا است. هر چقدر هم با فراستی دوست باشی ممکن است سر یک بحث فنی هنری تو را نیش بزند و برنجاند مگر اینکه خیلی باظرفیت باشی و به دل نگیری . او اینقدر رُک و در عین حال تودار است که من بعد از سالها اشنایی و نشست و برخواست با او هنوز نمی دانم کدام وری است !:eee2


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۵/۳/۱۱ صبح ۰۱:۱۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : نیومن, تارا, جیمز باند, دزیره, Papillon, زرد ابری
ارسال پاسخ