[-]
جعبه پيام
» <ماهی گیر> مهران مدیری مجری هفت شد! به نظرم عالی شد
» <سروان رنو> داستان هایی که جایشان در سینما خالی است http://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1085
» <مراد بیگ> مرحبا به شجاعت دکتر حسن محدثی (صدای مردم بی صدا در رسانه ی صدا وسیما)
» <لوک مک گرگور> انجمن بدون پلیس مگر می شود ؟ من که فکر نمی کنم ؟! اگر اینجا همه سر به راه هستند ولی پلیس برای احتیاط الزامی است !
» <سروان رنو> درود و سپاس از دوستانی که به یاد ما بودند [تصویر: balloons.gif]
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 7 رای - 4.43 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ایران در گذر تاریخ
نویسنده پیام
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,842
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 68


تشکرها : 7963
( 13962 تشکر در 455 ارسال )
شماره ارسال: #41
RE: ایران در گذر تاریخ

به تازگی کتاب ما , چگونه ما شدیم اثر صادق زیباکلام را دیدم.

در این کتاب به طور بسیار پژوهشگرانه و جذاب , علل عقب ماندگی ایران و برخی دیگر از کشورها بعد از دوران شکوفایی آنها بیان شده است. اینکه چرا چراغ علم از قرن 14 میلادی در ایران رو به خاموشی گرایید و ... دلایل پیشرفت برخی کشورهای اروپایی ( و نه همه آنها ) چه بود ؟  عوامل محیطی , جغرافیایی , حوادث و ... که باعث شد ایران از یکی از سردمداران تولید علم به یک کشور جهان سوم تبدیل شود به صورت غیر متعصبانه و علمی موشکافی شده است.  با اینکه کتاب را با قیمت بالایی خریدم  اما ظاهرا لینک دانلود رایگان آن نیز در یک سایت قرار داده شده است. مطالعه این کتاب را به همه اهل خرد و ایران دوستان پژوهشگر توصیه می کنم:

http://www.orientalsociology.ir/page/94/


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۳/۳/۹ صبح ۱۲:۲۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, پرشیا, BATMAN, ژان والژان, نانگیولا, برو بیکر, خانم لمپرت, سناتور, شیخ حسن جوری, Classic, بانو, مگی گربه, Papillon, حمید هامون, پیرمرد, نایب تیمور خان, rahgozar_bineshan, گولاگ, بلوندی غریبه, پیر چنگی, رضا خوشنویس, هایدی, واتسون
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 707
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 69


تشکرها : 9966
( 10833 تشکر در 213 ارسال )
شماره ارسال: #42
RE: ایران در گذر تاریخ

ثریا اسفندیاری (بختیاری)


مطلب زیر تا به حال ندیده بودم و برام خیلی جالب بود

برادر کوچکترش بیژن (1380-1316) نیز یک هفته پس از فوت ثریا درگذشت، وی گفته بود: «بعد از او، من هم صحبتی ندارم !

http://ketabnak.com/comment.php?dlid=43888


دانلود کتاب زندگینامه ثریا اسفندیاری بختیاری


http://kargar91.blogfa.com/post/83


من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۳/۳/۱۰ عصر ۰۸:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سناتور, پرشیا, شیخ حسن جوری, بولیت, ژان والژان, خانم لمپرت, Papillon, حمید هامون, بانو, سروان رنو, برو بیکر, نایب تیمور خان, Flirtacia, مگی گربه, گولاگ, بلوندی غریبه, پیر چنگی, رضا خوشنویس, هایدی, واتسون
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3918 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #43
RE: ایران در گذر تاریخ

خدمت تمامی محفل نشینان گرامی عرض سلام و ادب و درود دارم

چنانچه تاریخ دوستان گرامی می دانند، در منابع تاریخی علاوه بر ثبت وقایع، دیدگاه و اهداف و اغراض شخصی یا ملی تاریخ نگار در نحوه روایت واقعه بسیار تأثیرگذار است و اصولا کمتر انسانی می توان یافت که صد در صد بی طرف باشد. لذا خواننده تاریخ علاوه بر مطالعه منابع نیاز به تحلیل مطالعات خود نیز دارد. آنچه که در کتب درسی و دانشگاهی ما مربوط به تاریخ ایران باستان مطرح می شود، بیشتر بر اساس نقطه نظر مستشرقان غربی است نه منابع داخلی(مانند تاریخ طبری).

بر مبنای موی و ریش سپیدم، که بخشی از آن در تحلیل تاریخ سپید گشته، می خواستم مبحث جدیدی در مورد تاریخ ایران باستان به روایت حکیم توس و مورخان ایرانی بعد از اسلام آغاز نمایم در مقایسه با آنچه که به عنوان تاریخ مدون تا کنون مطابق با نظریات مستشرقان و تاریخ نگاران ارائه شده است.

برای گرم کردن بازار هم که شده فعلا تبلیغ قصه را در موضوع(تاپیک)می گذارم، اگر سخن پیرمرد مورد اقبال بود، ادامه در پیام بعدی عرض می شود.nnnn:

۱۳۹۳/۶/۶ عصر ۰۳:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, اسپونز, Classic, هانا اشمیت, خانم لمپرت, سروان رنو, BATMAN, پرشیا, سناتور, سرهنگ آلن فاکنر, نایب تیمور خان, rahgozar_bineshan, soheil, ژان والژان, مگی گربه, گولاگ, brnudi, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, واتسون, آقاحسینی
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3918 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #44
RE: ایران در گذر تاریخ

همانطور که در پیام قبلی نوشته بودم، قصد دارم بعضی تفاوت ها در روایت منابع ایرانی و منابع نوین و غربی از یک واقعه یا برهه زمانی خاص را ذکر کنم.
می دانیم که محل اشتراک تاریخ مدون کنونی و تاریخ اساطیری ایران از پادشاهی دارا آغاز می شود و در منابع ایرانی سخنی از ماد و هخامنشی به این شکلی که ما می شناسیم وجود ندارد بلکه این حکومت ها و شاهان گاهی به عنوان حکومت های تابعه حکومت مرکزی و سرداران سپاه ایران زمین مطرح شده اند به عنوان مثال کوروش در تواریخ ایرانی سرهنگ سپاه بهمن پور اسپندیار است.

از نکات جالب در شاهنامه، معرفی اسکندر به عنوان برادر بزرگتر و ناتنی دارا است که داراب پدر دارا و اسکندر، مادر اسکندر یعنی ناهید دختر شاه روم،فیلفوس(فیلیپ)،را قبل از زاده شدن اسکندر طلاق داده و نزد پدرش می فرستد و اسکندر حکومت روم را از پدربزرگ مادریش به ارث می برد.

در این روایت به نظر من علت شروع کشورگشایی اسکندر از ایران و پایتخت ایران و چیرگی او بر ایران بدون درگیری های زیاد مشخص تر و منطقی تر جلوه می کند.

دوستان هم اگر نظر و یا اطلاعات بیشتری دارند بفرمایند تا تحلیل موضوع پخته تر شود.

ادامه دارد....

۱۳۹۳/۶/۸ عصر ۰۲:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, سناتور, اسپونز, سرهنگ آلن فاکنر, Classic, برو بیکر, سروان رنو, نایب تیمور خان, rahgozar_bineshan, Papillon, soheil, Flirtacia, خانم لمپرت, ژان والژان, مگی گربه, گولاگ, پیر چنگی, brnudi, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, واتسون
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3918 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #45
RE: ایران در گذر تاریخ

اینجا هم شده مثل قهوه خانه ها که نقال، متکلم وحده است. البته عیبی هم ندارد. همین که بقیه مطالب را بخوانند، مایۀ امیدواری است.

در متن قبلی از بهمن فرزند اسپندیار گفتیم. این پادشاه نسبتا گمنام یا بهتر است بگویم کم نام، نه تنها خود از گردونه تاریخ کلاسیک(البته منظور از کلاسیک، صاحب محترم کافه نیست)بنا به دلایلی بیرون افتاد بلکه پیشینیان وی نیز به تبع وی تنها در اساطیر آن هم از نوع داخلی باقی مانده اند. اما داستان چیست؟

به نقل طبری بعد از حضرت سلیمان علیه السلام، چون بخت النصر بر بنی اسرائیل و شامات چیره شد، بهمن ،شاه ایران، سرهنگی کوروش نام را به آن خطه فرستاد و وی بخت النصر را به اسارت گرفته و به بلخ روانه کرد و بهمن او را به بند کشید، اما چون بنی اسرائیل سفیر بهمن را به قتل رساندند امر بر بهمن گران آمد و بخت النصر را آزاد کرد و او دیگر بار بر بنی اسرائیل مستولی شد.

تا این جا می بینیم کینۀ بهمن در دل بنی اسرائیل نهاده شد.

از دیگر سو گویا کوروش باری دیگر بنی اسرائیل را نجات داده اما ملک ایشان را که شامل شامات و مصر بوده ضمیمه ایران می کند. پس از این می توان گفت، کوروش حکومت محلی و تا حد زیادی مستقل  را پایه گذاری کرده است. از طرفی یونانیان که زمین خورده همین حکومت، در برهه ای دیگر هستند برای توجیه شکست خود و یا از روی کم اطلاعی(البته بعید می دانم)، فرماندهان سپاه ایران را شاه و شمار سپاهیان ایران را تا حد امکان بالا برده اند تا به زعم خود لگد را از پیل خورده باشند و نه از پشه.

نهایتا در تدوین تاریخ کلاسیک که منابع اساطیری یونان مانند ایلیاد و اودیسه هومر در تدوین آن معتبرتر از تمام اساطیر و کتیبه ها و کتب تاریخی ایران است، و تاریخ نویسان آن اروپایی و درصد بالایی از ایشان یهودی اند، بهمن به طور کل از دایره خارج گردیده.

لازم به ذکر است که در منابع شرقی ملک حضرت سلیمان علیه السلام از نیل تا استخر پارس است و این بدان معناست که حکومت ایران در دست پیروان دین الهی بوده و با سلیمان نبی علیه السلام در صلح بوده اند.

۱۳۹۳/۶/۱۲ عصر ۰۴:۰۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سناتور, BATMAN, Papillon, سروان رنو, soheil, خانم لمپرت, ژان والژان, Classic, مگی گربه, گولاگ, brnudi, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, واتسون, آقاحسینی
soheil آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 493
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۰
اعتبار: 26


تشکرها : 946
( 2208 تشکر در 85 ارسال )
شماره ارسال: #46
RE: ایران در گذر تاریخ

(۱۳۹۳/۶/۸ عصر ۰۲:۵۵)پیرمرد نوشته شده:  

از نکات جالب در شاهنامه، معرفی اسکندر به عنوان برادر بزرگتر و ناتنی دارا است

ظاهرا" به همین دلیل اسکندر به سپاه خود دستور داده بود که دارا به هیچ عنوان کشته نشود و در واقع نافرمانی چند تن از سپاهیان اسکندر باعث مرگ دارا می شود.

۱۳۹۳/۶/۱۴ عصر ۰۴:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Flirtacia, پیرمرد, rahgozar_bineshan, BATMAN, مگی گربه, گولاگ, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3918 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #47
سکا

بعد از چند هفته سکوت در این قسمت بد نیست قدری در مورد سکاها که از اقوام عمده و تأثیرگذار در تاریخ نه تنها ایران بلکه جهان هستند بگویم. سکاها را با نام های مشابهی چون سگزی،اسکیت و سیت نیز در منابع تاریخی ایرانی و دیگر ملل می شناسند.

در ایران سکاها را به عنوان ساکنان سیستان و پایه گذاران سقز کردستان می شناسیم ولی جالب است بدانیم که در اوستا و متون پهلوی سکاهای خارج از ایران بر سه گروهند: سکاهاماوارکا، سکاتیگراخئود، سکاپاراداریا.

File:Scythia-Parthia 100 BC.png

مناطق زردرنگ قلمرو سکاها را که به یونانی سیتیه یا اسکیتیه نامیده می شده نمایش می دهد، دقت بفرمایید که این یک کشور نیست.
منطقه قرمز رنگ، ایران در دوره اشکانی را نشان میدهد.

سکاهاماوارکا: همان قومی اند که در شاهنامه به هاماوران مشهورند و کیکاووس را گرفتار می کنند و سودابه دختر شاه هاماوران بعدا به همسری کیکاووس در می آید. این گروه از سکاها در آسیای مرکزی زندگی می کردند.

سکاتیگراخئود: این دسته در مناطق شمالی دریای خزر در آمد و شد بوده اند به علت استفاده از کلاه خود نوک تیز به این نام مشهورند. تیگرا به معنای تیز است و نام دجله نیز در منابع قبل از اسلام تیگرا و دجله در واقع معرب تیگرا است. خواننده محترم این سطور به سرعت متوجه می شود که Tiger که در زبان های اروپایی(انگلیسی،آلمانی،روسی،فرانسه) به معنی ببر است، نیز از همین تیگرا نشأت گرفته است. چرا که تیز در فارسی ناظر بر دو معنی برنده و تند است و احتمالا Tiger به معنی تند(بعلت سرعت عمل بالای ببر)اشاره دارد.

سکاپاراداریا: این گروه در ماورای دریای سیاه سکونت داشتند و پاراداریا نیز یعنی فرادریا یا آن سوی دریا.

می بینیم وسعت اطلاعات منابع ایرانی تا هزاران فرسنگ دور از مرزهای ایران آن زمان را در بر می گرفته و این حکایت از روابط گسترده ایران با اقوام اصالتا ایرانی دارد.

از ملل امروزی که نام سکا هنوز بر آنها باقی است به اسکات ها(اسکاتلند)، سیک ها(هندوستان) و ساکسون ها (آلمان و انگلستان)می توان اشاره کرد. ساکسون ها اصولا از شرق آلمان به انگلستان کوچ کرده اند و در آلمان کنونی نیز هنوز ساکسون ها در ایالات شرقی ساکنند. نام ساکسون، از آنجا که در زبان آلمانی یکی از نشانه های جمع en است، و یکی از نام های قوم سکا سگزی است(نام سقز نیز از همین نام گرفته شده) می تواند جمع نام سکزی باشد.

۱۳۹۳/۶/۳۱ عصر ۰۳:۳۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : rahgozar_bineshan, BATMAN, زینال بندری, Classic, خانم لمپرت, برو بیکر, ژان والژان, سروان رنو, Papillon, مگی گربه, گولاگ, پیر چنگی, brnudi, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, هایدی, واتسون
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 262
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 37


تشکرها : 1412
( 3027 تشکر در 38 ارسال )
شماره ارسال: #48
ایران در گذر تاریخ

ایران در گذر تاریخ

داستان ایران سرزمین بزرگ و باشکوه ایرج و سیاوش، داستان درد است و داغ!

لبخند در تماشای این همه اندوه می خشکد و آه از نهاد هر خردمندی بر می آید.

آن چه می ماند و شیرین هم هست، پایندگی و ایستادگی مردمانی است که با این همه اندوه و درد و داغ، پا پس نکشیدند و تمدنی هزاران ساله را بی آنکه استعمار در آن ریشه کند یا بیگانه ای در ژرفای آن رخنه نماید، با خون و شرف خود پاس داشتند تا به ما رسید.

این فیلم نه بیانگر حس شوم ناسیونالیستی است و نه می خواهد روحیه ی جاه طلبی و کشورگشایی را زنده کند چرا که این فیلم تنها و تنها تاریخ است و دیگر هیچ!

در پنج دقیقه می توانیم پست و بلند روزگار را که بر سرزمین کهن مان رفته است تماشا کنیم.

آهنگ:"وطنم ای شکوه پابرجا"، "سالار عقیلی"

کلیک برای تماشا و دانلود فیلم


دوست دارِ شما: کاپیتان
۱۳۹۳/۷/۳ عصر ۰۷:۴۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زینال بندری, برو بیکر, هانا اشمیت, پیرمرد, اسکارلت اُهارا, ژان والژان, سروان رنو, BATMAN, Classic, حمید هامون, مگی گربه, گولاگ, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, هایدی
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3918 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #49
الانان

شاید شنیده باشید که اسم ممالک یا اقوام بر روی افراد یا اشیاء گذاشته شود. مثلا لیوان که نام قومی است که در لبنان می زیند قوری یا غوری که نام فوم و منطقه ای در شمال افغانستان است، سینی که از نام سین یا همان چین گرفته شده، ایران و توران که نام بانوان است. فرانک(با سکون نون) که نام قوم فرانک نیز هست و از اسامی فرنگی است و...

من جمله این نام ها آلن یا آلان یا الان است. این قوم ایرانی تبار که از سارماتی ها محسوب می شوند(شیوه جنگی سارماتی ها همان روش جنگ ها و دوئل های شوالیه های قرون وسطی در اروپاست) در ابتدا در آذربایجان(بویژه بخشی که به تصرف روسها در آمد)زندگی می کردند. از این رو در کتب قدیمی مانند شاهنامه آذربایجان را الانان می نامیدند.

فردوسی می گوید: الانان و غرچه به گودرز داد که غرچه نیز همان گرجستان باشد.

در زیر نقشه ای است که مسیر مهاجرت آلان ها در طول تاریخ را نشان می دهد. آغاز هجرت ایشان را در همراهی با هونها در حدود سال 370 میلادی می دانند که منجر به سقوط روم غربی شد.

File:Alani map.jpg

مسلما تاریخ چنین قومی را نمی توان در قالب یک پست قرار داد و اینجا صرفا باب آشنایی باز می شود.

امروزه آلبانبایی ها را از تبار آلان ها می دانند. شاید نام این قوم در نام آلمان هم بی تأثیر نبوده، اما آنچه که برای جوانان امروز ما جالب تر از همه است، اختلاط این قوم با گوتها ،که از ساکنان قدیمی تر اروپا هستند،و تشکیل قوم گوتالان یا همان کاتالان هاست که معضل امروز اسپانیا هستند.

۱۳۹۳/۷/۱۲ عصر ۱۰:۱۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هانا اشمیت, Classic, حمید هامون, BATMAN, سروان رنو, مگی گربه, زینال بندری, Papillon, rahgozar_bineshan, برت گوردون, خانم لمپرت, سناتور, گولاگ, پیر چنگی, brnudi, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, ژان والژان, هایدی, واتسون
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3918 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #50
اسکندر

(۱۳۹۳/۶/۱۴ عصر ۰۴:۳۳)soheil نوشته شده:  

(۱۳۹۳/۶/۸ عصر ۰۲:۵۵)پیرمرد نوشته شده:  

از نکات جالب در شاهنامه، معرفی اسکندر به عنوان برادر بزرگتر و ناتنی دارا است

ظاهرا" به همین دلیل اسکندر به سپاه خود دستور داده بود که دارا به هیچ عنوان کشته نشود و در واقع نافرمانی چند تن از سپاهیان اسکندر باعث مرگ دارا می شود.

دوست گرامی، جناب سهیل به نکته بسیار بجایی اشاره کردند و باعث شدند من هم بار دیگر به برخی منابع رجوع کنم و نکات جالب جدیدی در باب اسکندر بیابم. به غیر از نکته مذکور، که سهیل گرامی به آن اشاره کردند، چند نکته دیگر نیز در مورد اسکندر وجود دارد که احتمال تبانی وی با عواملی در داخل ایران را تقویت می کند:

1-از مهمترین برتری های ایران بر دشمنان غربی اش در طول تاریخ(قبل از عثمانی ها)سواره نظام تیرانداز بوده که سپاه نه چندان بزرگ یونانی فاقد این قدرت بودند.

2-اسکندر به جای حمله به توابع ایران مانند مصر و حاشیه مدیترانه، مستقیماً به ایران مرکزی حمله می کند.

3-به گواهی منابع شرقی و غربی و حتی شاهنامه فردوسی، ارسطو به اسکندر پیشنهاد داد تا ملک خود را به صورت ملوک الطوایفی اداره کند. این به آن معناست، که اسکندر قدرت خود را مدیون عده ای بوده و باید امتیازاتی به ایشان می داده است و همچنین ضعف حکومت مرکزی را جبران کند(با مشغول کردن ممالک زیردست به یکدیگر).

4-اسکندر بعد از فتح ایران چند لشکرکشی معروف دارد که تنها یکی از آنها درگیری با نیرویی خارج از ملک دارا است و آن جنگ با هند است و اسکندر فاتح! در برابر هند که همیشه شکست خورده نیروهای ایرانی است، موفقیتی کسب نمی کند و این حکایت از ضعف عمده وی در جنگ دارد.

5-نکته جالب دیگر نام اسکندر است. نام وی در غرب الکساندر است و نام چنین پادشاهی تنها از هزاره دوم میلادی در بین غربیان متداول شده است و "ال" بیش از پیش این این ظنّ را تقویت می کند که اصولاً آشنایی غربیان با اسکندر از طریق منابع عربی بوده است.

۱۳۹۳/۷/۲۰ عصر ۰۲:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kurt Steiner, Classic, BATMAN, زینال بندری, Papillon, rahgozar_bineshan, مگی گربه, سروان رنو, خانم لمپرت, برو بیکر, گولاگ, پیر چنگی, brnudi, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, ژان والژان, هایدی, واتسون
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 379
( 7572 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #51
RE: الانان

(۱۳۹۳/۷/۱۲ عصر ۱۰:۱۹)پیرمرد نوشته شده:  

شاید شنیده باشید که اسم ممالک یا اقوام بر روی افراد یا اشیاء گذاشته شود. مثلا لیوان که نام قومی است که در لبنان می زیند قوری یا غوری که نام فوم و منطقه ای در شمال افغانستان است، سینی که از نام سین یا همان چین گرفته شده، ایران و توران که نام بانوان است. ...

ضمن تشکر از اسپنسر تریسی عزیز (چون پیرمرد زیاد است اما وقتی تریسی میشود نماد پیر باید گفت اسپنسر تریسی. آنهم تریسی تنها. آنهم در دریا. آنهم پرامید)

من یک توضیح کوتاه بدهم درخصوص اسمهائی که ذکر شد

لیوان از کلمه لوان گودوش یا گاودوش لوان که نام روستائی است در آذربایجان که سفالگری در آنجا رایج است (درست مثل لالجین همدان) اخذ شده است (از لغتنامه دهخدا) ... معمولا چنین روستاهائی قدمتی به قدمت تاریخ بشری دارند

قوری و سینی و استکان و بشقاب و سماور کلمات روسی هستند که در زمان قاجاریه وقتی میرزا کاشف السلطنه چای را (در سال 1285 هجری شمسی) از هند به ایران آورد مجبور شدند ادوات آنرا از روسها وارد کنند. اسامی رایج آن در روسیه در ایران هم تغییری نیافت و به همین شکل در زبان فارسی ماندگار شد. کلمه سین معرب یا عربی شده ی کلمه چین است و ربطی به سینی ندارد.

کلمه ای که شما ذکر کردید با عنوان غوری (جائی در افغانستان) درست است. وقتی سعدی میگوید : آن شنیدستی که در اقصای غور / بارسالاری بیفتاد از ستور دقیقا به همین منطقه غور که در واقع در آنزمان منطقه ای دور به مرکز ایران بود اشاره دارد. این غوری با آن قوری توفیر دارد (و غوری یعنی اهل غور)...  و نباید گفت قوری یا غوری

کلمه ایران از ریشه آریانا (یا همان آریایی) اخذ شده. پیش از دوره رضاشاه در ادبیات ما (مثل شاهنامه و سایر کتب شعر و ادب) وجود داشته اما نام کشور عزیز ما بشکل رسمی نبوده است. تا اینکه در سال 1313 با دخالت دولت انگلیس اسم کشور ما از فارس یا پارس (که خودشان پرسیا ، پرشیا ، پرسین) میگفتند  ، به ایران (بشکل رسمی و بین المللی) تغییر یافت. اسم دختر را از خود ایران و توران گرفته اند نه اینکه ایران و توران را از اسم دختر گرفته باشند. توران در واقع منطقه ای بود آنسوی جیحون یا آمودریا. یا در برخی منابع ، مشرق ایران  (از خراسان تا ترکستان) را توران نامیده اند.

۱۳۹۳/۷/۲۳ عصر ۰۱:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرشیا, پیرمرد, BATMAN, Papillon, مگی گربه, Classic, سروان رنو, rahgozar_bineshan, خانم لمپرت, برو بیکر, گولاگ, پیر چنگی, هایدی
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3918 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #52
RE: الانان

(۱۳۹۳/۷/۲۳ عصر ۰۱:۴۰)منصور نوشته شده:  

ضمن تشکر از اسپنسر تریسی عزیز (چون پیرمرد زیاد است اما وقتی تریسی میشود نماد پیر باید گفت اسپنسر تریسی. آنهم تریسی تنها. آنهم در دریا. آنهم پرامید)

اولاً برای بنده افتخاری است که مخاطب جناب منصور گرامی قرار گرفته ام. ثانیاً ضمن تشکر از لطف جناب منصور، بنده به همان نام پیرمرد قانعم و اسپنسر تریسی زیاده از ظرفیتم است. ثالثاً ضمن تشکر فراوان از بذل توجه جناب منصور که آگاهی و اطلاعاتشان بر همه اعضای محترم انجمن واضح است و دیگر دوستان عزیز نکاتی را بیان می دارم:

(۱۳۹۳/۷/۲۳ عصر ۰۱:۴۰)منصور نوشته شده:  

من یک توضیح کوتاه بدهم درخصوص اسمهائی که ذکر شد

لیوان از کلمه لوان گودوش یا گاودوش لوان که نام روستائی است در آذربایجان که سفالگری در آنجا رایج است (درست مثل لالجین همدان) اخذ شده است (از لغتنامه دهخدا) ... معمولا چنین روستاهائی قدمتی به قدمت تاریخ بشری دارند.

1-لیوان را از قضای روزگار مرحوم عمید و حتی علامه دهخدا، فارسی می دانستند، البته علامه دهخدا اگر بفرمایند ماست سیاه است بنده می پذیرم ولی لیوان نام قدیم قومی بوده که در لبنان امروزی می زیسته اند. و اگر به نام لبنان در زبان های غربی Lebanon دقّت بفرمائید مسأله روشن تر می شود. می دانیم که "ب" و "و" از لحاظ مخرج تلفّظ بسیار نزدیک به هم هستند و در لهجه های زبان ما نیز این تبدیل "ب" و "و" به یکدیگر وجود دارد. مثلاً در بعضی از لغات مشترک بین کردی کرمانشاه و فارسی به جای "ب" از "و" استفاده می شود مانند خراوه(خرابه)، بیاوان(بیابان)

(۱۳۹۳/۷/۲۳ عصر ۰۱:۴۰)منصور نوشته شده:  

قوری و سینی و استکان و بشقاب و سماور کلمات روسی هستند که در زمان قاجاریه وقتی میرزا کاشف السلطنه چای را (در سال 1285 هجری شمسی) از هند به ایران آورد مجبور شدند ادوات آنرا از روسها وارد کنند. اسامی رایج آن در روسیه در ایران هم تغییری نیافت و به همین شکل در زبان فارسی ماندگار شد. کلمه سین معرب یا عربی شده ی کلمه چین است و ربطی به سینی ندارد.

کلمه ای که شما ذکر کردید با عنوان غوری (جائی در افغانستان) درست است. وقتی سعدی میگوید : آن شنیدستی که در اقصای غور / بارسالاری بیفتاد از ستور دقیقا به همین منطقه غور که در واقع در آنزمان منطقه ای دور به مرکز ایران بود اشاره دارد. این غوری با آن قوری توفیر دارد (و غوری یعنی اهل غور)...  و نباید گفت قوری یا غوری

2-قوری یا غوری: این لغت اصولاً روسی نیست چرا که در روسی قوری را чайник (با تلفظ چاینیک)و  кипятильник (با تلفظ کیپاتیلنیک) می نامند. از طرفی املای آن به هر دو صورت در زبان ما وجود دارد منتها امروزه با حرف "ق" رایج تر است اما در فرهنگ عمید این لغت را تنها با "غ" نوشته و آن را فارسی دانسته است(فرهنگ عمید چاپ 1355 ). استفادۀ قوری هم تنها دم کردن چای نیست.ایرانیان پیش از چای هم از دم کردنی ها استفاده می کردند. البته جای تعجب نیست اگر نام چنین وسیله ای در متون ادبی گذشته ما ذکر نشده چون وجاهتی برای آن وجود نداشته(خیلی از دیگر لغات فارسی دیگر هم در متون ادبی و قدیمی نایاب است و بیشتر سینه به سینه منتقل شده است، لغاتی مانند دیگ، شلوار،گیوه،... از این نوعند. )

3-سینی هم مانند مورد قبلی در روسی поднос(با تلفظ پادنوس) نامیده می شود و در فرهنگ عمید آن را نیز فارسی دانسته و مضافاً نام سین نیز در مورد چین به کار می رفته است.

نکته جالبی در مورد سین وجود دارد و گفتنش در اینجا خالی از لطف نیست و آن اینکه سین کیانگ امروزی که نامش هم خیلی چینی به نظر می آید، توسط سیاوش پایه گذاری شده و کیانگ از نام سلسله کیانی   اخذ گردیده است و فردوسی توسی با ظرافت غیر قابل وصفی شهر ساخته شده در آن وادی توسط سیاوش را کنگ دژ نامیده است.(دقت بفرمایید که نام کوشان ها که در شرق ایران قلمروی وسیعی داشتند نیز به صورت کیوشانگ در برخی منابع وجود دارد)

4-بشقاب هم در روسی тарелка(با تلفظ تارلکا) نامیده می شود و لغت بشقاب از ترکی به زبان ما کوچ کرده است.

5-در مورد سماور و استکان حق کاملاً با جناب منصور است و این دو لغت کاملاً روسی هستند و بنده هم در این مورد سخنی نگفته بودم.

(۱۳۹۳/۷/۲۳ عصر ۰۱:۴۰)منصور نوشته شده:  

کلمه ایران از ریشه آریانا (یا همان آریایی) اخذ شده. پیش از دوره رضاشاه در ادبیات ما (مثل شاهنامه و سایر کتب شعر و ادب) وجود داشته اما نام کشور عزیز ما بشکل رسمی نبوده است. تا اینکه در سال 1313 با دخالت دولت انگلیس اسم کشور ما از فارس یا پارس (که خودشان پرسیا ، پرشیا ، پرسین) میگفتند  ، به ایران (بشکل رسمی و بین المللی) تغییر یافت. اسم دختر را از خود ایران و توران گرفته اند نه اینکه ایران و توران را از اسم دختر گرفته باشند. توران در واقع منطقه ای بود آنسوی جیحون یا آمودریا. یا در برخی منابع ، مشرق ایران  (از خراسان تا ترکستان) را توران نامیده اند.

6-در مورد ایران و توران مسلماً نام سرزمین مقدّم بوده و بنده هم ادعا نکرده ام که این دو نام از نام افراد گرفته شده(لطفاً متن را دوباره ببینید

پیرمرد نوشته شده:  

شاید شنیده باشید که اسم ممالک یا اقوام بر روی افراد یا اشیاء گذاشته شود.

) و این تنها سوء تفاهمی است که پیش آمده است. چنانچه آلن یا فرانک هم نام قوم است و بعداً برای نام افراد به کار گرفته شده است.

البته در مورد ریشه ایران هم ضمن تأیید بسیاری از مطالبی که جناب منصور عزیز فرمودند، عرض می کنم در این انجمن و هم بیرون از آن حرف و اختلاف نظر زیاد است و بنده سر پرشوری ندارم که بخواهم در این وادی وارد شوم.nnnn:

در نهایت عرض می کنم،ریشه یابی لغات جدای از پیچیدگی تا حدی سلیقه ایست و نمی توان خیلی روی آن بحث کرد و تمامی گفته ها در این باب احتمالاتی است که بعضی ضعیف تر و بعضی قوی ترند.

۱۳۹۳/۷/۲۳ عصر ۰۲:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, برت گوردون, سناتور, زینال بندری, اسپونز, Classic, rahgozar_bineshan, مگی گربه, سروان رنو, زرد ابری, خانم لمپرت, برو بیکر, گولاگ, پرشیا, پیر چنگی, brnudi, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, هایدی
rahgozar_bineshan آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۵
اعتبار: 25


تشکرها : 3185
( 1178 تشکر در 20 ارسال )
شماره ارسال: #53
RE: ایران در گذر تاریخ

جناب پیرمرد!

چرا کم پیدایی؟

نکند آفتابت کاملا غروب کرده و ما بی خبریم؟؟

بیا که ما بی صبرانه منتظر  ادامه تاریخ اساطیری ایران هستیم.....

این قدر فاصله مابین پستها خوب نیست برادر!


سكوت سرشار از ناگفته هاست.......!
۱۳۹۳/۸/۱۰ عصر ۰۲:۵۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زینال بندری, BATMAN, پیرمرد, گولاگ, ژان والژان
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3918 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #54
خلج

ضمن عرض پوزش از دوستان گرامی به علّت وقفه پیش آمده(بخصوص جناب رهگذر بی نشان) به طور اختصاصی قبل از آن دو ماه مرخصی سوخته که از جناب سروان اجازه گرفته بودم، برای وی شرح دادم که نکاتی را بنا دارم مدوّن نمایم و بصورت یک مجموعه در اختیار بزرگواران قرار دهم(البتّه تصور نمی کردم آنقدرها هم این بحث گیرا باشد) و اساس بحث هم سرگذشت اقوام کوچ نشینی است که نقش های بسزایی در تاریخ ایران و اروپا و خاورمیانه داشته اند. منتها تا تحقق آن وعدۀ سرخرمن نکاتی را در مورد قوم خلج عرض می کنم، باشد که مورد پسند افتد.

خلج ها را با نام هایی چون خلّخ، قرلیق، کارلوک نیز ذکر کرده اند، امّا در فارسی امروز تنها با همان نام خلج از ایشان نام برده می شود. در ایران در نواحی مرکزی بین قم و اراک(با نام خلجستان) و در استان کرمان و گروهی هم در قالب ایل قشقایی در فارس و عده ای هم در آذربایجان سکونت دارند. در افغانستان در مناطق شمالی ساکنند. این قوم تا چندی پیش به زبان ترکی صحبت می کردند امّا در برخی نواحی مرکزی ایران تنها برخی سالمندان ایشان ترکی می دانند. فردوسی از ایشان با نام خلّخ و خلچ و به عنوان قومی خوش صورت یاد کرده و در افغانستان نیز ایشان را با همین ویژگی یاد می کنند.

دو بیت شعر از فردوسی در مورد اقدام کیخسرو در دور داشتن ایشان از مرزهای ایران که در خاطرم مانده:

برآورد میلی ز سنگ و ز گچ       که کس را به ایران ز ترک و خلچ

نبودی گذر جز به فرمان شاه     هم او بود جیحون میانجی به راه

محققان این قوم را بخشی از هیاطله می دانند که تقریباً آخرین گروه از اقوام هند و ایرانی بودند که از غرب مغولستان به آسیای مرکزی رانده شدند و در افغانستان و شرق دریای خزر نفوذی گسترده داشتند و در دورۀ ساسانیان تا مدّتی شاه ایران با حمایت هیاطله به قدرت می رسید امّا نهایتاً انوشیروان با کمک تورکیوت های غربی، هیاطله را شکست داد و قلمرو ایشان را تقسیم کرد. هیاطله را با نام های هپتال، هفتالیت و هون های سفید نیز می شناسند.

[تصویر: 1415202834_5616_f2127c58c1.png]

قلمروی هیاطله در دورۀ ساسانی

خلج ها را صاحبان قلمرو قراختاییان در حدود قرون 7-6 هجری می دانند. احمدخان ابدالی پایه گذار خشت جدایی افغانستان از ایران در دورۀ زندیّه نیز از این قوم است.

[تصویر: 1415212983_5616_bfe622397f.png]

سرزمین تحت سلطۀ قراختاییان

۱۳۹۳/۸/۱۴ عصر ۰۷:۲۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kurt Steiner, زینال بندری, پرشیا, برو بیکر, خانم لمپرت, سروان رنو, اسپونز, مگی گربه, BATMAN, rahgozar_bineshan, گولاگ, Classic, پیر چنگی, brnudi, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, ژان والژان, هایدی, واتسون
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3918 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #55
لک

ساکنان مناطق غربی و بخش هایی از مرکز ایران با نام این قوم آشناترند. لک قومی بزرگ است که گروه های بزرگی از این قوم در لرستان، ایلام، کرمانشاهان، خوزستان، همدان، مرکزی و قم و استان های دیگر ایران ساکنند. اما خاستگاه این قوم کجاست؟

بسیاری از کسانی که این قوم را می شناسد و حتی بعضاً خود مردمان این قوم، لک را اختلاطی از اقوام کرد و لر و بیشتر نزدیک به قوم لر می دانند.

قبل از پاسخ خودم به سؤال فوق توضیحی می دهم.

سال ها پیش در دورۀ دانشجویی که در خوابگاه دانشجویان ساکن بودم، دوستان کرد و لر زیادی داشتم. یکی از دوستان لر ما از اهالی ملایر، وقتی رفقای کرد(حتی کردهای شمال کردستان و آذربایجان) به زبان خودشان با هم صحبت می کردند، متوجه صحبت هایشان می شد و خود نیز از این امر متعجب بود چرا که اصلاً زبان کردی نمی دانست. من که همیشه به تاریخ اقوام علاقمند بودم، آن زمان اینگونه استدلال می کردم که شاید چون هموطنان کرد و لر ما به زبانهای باستانی ایران صحبت می کنند، این دوست لر، زبان کردی را درک می کند اما مشکل این جا بود که رفقای مثلاً خرم آبادی ما به سختی متوجه زبان کردی می شدند و از لحاظ محتوایی چیز چندانی بیش از آنچه که یک فارس متوجه می شود، از زبان کردی نمی فهمیدند. این مسأله در ذهن من بود تا اینکه یک شب در یک برنامۀ رادیویی، محققی از قوم لک و اهل الشتر لرستان که نامش را متأسفانه از یاد برده ام، پاسخ مرا داد. وی گفت:

"در زمان شاه عباس صفوی، وی حاکمی برای منطقۀ لرستان منصوب می کند، امّا از آنجا که لرستان منطقه ای صعب العبور برای غریبه ها و قدرتمند به لحاظ سکونت تنها یک قوم واحد در آن بود، شاه تصمیم می گیرد که تعداد زیادی از مردم کرد ساکن در کردستان عراق امروزی را که آن زمان تحت سیطرۀ حکومت ایران بود برای شکستن انحصار قومیّتی و دفاع از حاکم منصوبش به لرستان کوچ دهد. لذا صدهزار خانوار را که شاید حدود 700،000 زن و مرد می شده به لرستان کوچ می دهد. لک در زبان های قدیمی ایران و سانسکریت به معنی صدهزار است و شاهد آن از فرهنگ عمید"در او نه سایر ماند و نه طایر از بر خاک / دو لک ز لشکر او شد به ‌زیر خاک نهان (عنصری: ۲۵۴)"

در ادوار بعدی و با ازدیاد جمعیّت این قوم و تحت فشار حکومت های افشار و قاجار و... این قوم به مناطق دیگر هم کوچ می کنند."

این محقق زبان لکی را زبانی جدای از فارسی و لهجه ای از کردی اما لری را لهجه ای کهن از پارسی می دانست.

۱۳۹۳/۹/۳۰ عصر ۰۸:۵۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, پرشیا, rahgozar_bineshan, اسپونز, زینال بندری, سروان رنو, خانم لمپرت, Kurt Steiner, Classic, شیخ حسن جوری, پیر چنگی, گولاگ, مگی گربه, brnudi, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, ژان والژان, هایدی, واتسون
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,842
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 68


تشکرها : 7963
( 13962 تشکر در 455 ارسال )
شماره ارسال: #56
RE: ایران در گذر تاریخ

- ما داریم آب میشیم ... ( شاه خطاب به امینی )

تاریخ معاصر شاید برای بیشتر مردم جذاب تر و ملموس تر از تاریخ کهن مان باشد.

در لینک زیر تماس تلفنی محمدرضا شاه با علی امینی ( که زمانی نخست وزیر بود ) را ببینید که توسط ساواک شنود شده است.

http://www.ir-psri.com/?Page=ViewMultimedia&ArticleID=1


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۳/۱۰/۵ عصر ۰۳:۲۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, زینال بندری, اسکورپان شیردل, خانم لمپرت, اسپونز, گولاگ, BATMAN, مگی گربه, Classic, پیر چنگی, زرد ابری, پرشیا, سناتور, brnudi, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, ژان والژان
زرد ابری آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 658
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۲/۳۰
اعتبار: 50


تشکرها : 6991
( 6158 تشکر در 173 ارسال )
شماره ارسال: #57
RE: ایران در گذر تاریخ

با درود

این بخش از کافه برای افرادی که به تاریخ علاقمند هستند بسیار جالب است.تاریخ را معمولا برندگان در جنگ مینویسند ولی در دنیای امروز میتوان صدای بازندگان ( البته از دید برندگان و عوام) را هم شنید.بعضی از این صداها جالب هستند .شاید هم بتوان این حرکت را نوعی تمرین دموکراسی دانست برای ما که با دموکراسی و جمهوری واقعی غریبه ایم و بقولی همه ما خود یک دیکتاتور کوچک هستیم. بنده با آن جمله معروف حضرت علی (ع) بزرگ شدم ک می فرماید: نگاه نکن که میگوید، نگاه کن چه میگوید! هدف کشف حقیقت است. بقول انگلیس ها اولین قربانی جنگ (انقلاب یا کودتا) حقیقت است. سیاه نمایی . دروغ پردازی و فقط و فقط بدگفتن از یک انسان که شاید وحتما نقاط مثبتی هم داشته دور از عدالت است.برای ما که خود را شیعه میدانیم عجیب است ک عدالت علی را فراموش میکنیم و این دردآور است.تصاویر زیادی در اینترنت از قبل از انقلاب وجود دارد ولی بیشترشان یک طرفه هستند و بی طرف هم نیستند.بنده علاقمندم ک اگر اجازه صادر شود فایل هایی را در این بخش برای دیدن و شنیدن قرار دهم که شاید بتواند واقعیت های پشت پرده را نمایش دهد.سعیم بر این است ک خطوط قرمز کافه را هم رعایت نمایم و باز هم در آخر از مدیریت محترم سپاسگزارم.

از لینک زیر دانلود کنید

http://s5.picofile.com/file/8161067200/s...c.mp4.html

از لینک زیر دانلود کنید

http://s5.picofile.com/file/8161071668/w...o.mp4.html

THE END


چرا خدایی را نپرستم که مرا آفریده است و بازگشت همه به سوی اوست؟ (آیه 22 ، سوره یس)
۱۳۹۳/۱۰/۱۱ عصر ۰۹:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زینال بندری, اسپونز, BATMAN, پیرمرد, brnudi, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, ژان والژان
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3918 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #58
کرد

دوست و برادر عزیز و گرامی ما جناب اکتورز مدتی پیش نکات بسیار ارزشمندی در مورد تاریخ و زبان قوم دلاور کرد در بخش پیشنهادهای کاربران برای بهبود کافه ذکر فرمودند و من مناسب دیدم، از آنجا که دوستان کرد بسیاری داشتم و به تاریخ این قوم علاقمندم، بر اساس شنیده هایم از این دوستان و برادران گرامی و شاهنامۀ حکیم فردوسی نکاتی را بیان کنم، البته مسلماً این بیان اساطیری مسأله است و لزوماً منطبق بر واقعیت نیست.

در دورۀ اشکانی و پس از آن خاندان قارن از قدرتمندترین خانواده ها در غرب ایران بودند که نسب خود را به قارن فرزند کاوۀ آهنگر می رساندند. از طرفی دوستان کرد ما نیز کاوه را فردی از نژاد کرد می دانند و برخی نیز لغت گرد به معنای پهلوان در فارسی را برگرفته از نام قوم کرد می دانند. جالب است بدانیم روایت فردوسی نیز به نوعی مؤید این مطلب است که بخش عمده ای از قوم کرد از فرزندان کاوه هستند.

در داستان ضحاک، می دانیم دو خوالیگر به نام ارمایل و گرمایل بر آن شدند که برای رهانیدن یکی از دو جوانی که هر روز مغزشان خوراک مارهای ضحاک می شد، به خدمت ضحاک درآیند و هر روز یکی از دو جوان را آزاد کرده و بعد از رسیدن تعداد ایشان به دویست، آنها را با تعدادی گوسفند روانه دشت و کوهستان می کردند. کاوه نیز 18 پسر داشت که 17 تن از ایشان برای خوراک مارهای ضحاک دستگیر شده بودند و کاوه نمی دانست که تنی چند از ایشان به این طریق نجات یافته اند. فردوسی بر اساس منابعی که در اختیار داشته، معتقد است این جوانان از کام مارهای ضحاک رسته، قوم کرد را بوجود آوردند.

از آن دو یکی را بپرداختند/جزین چاره‌ای نیز نشناختند

برون کرد مغز سر گوسفند/بیامیخت با مغز آن ارجمند

یکی را به جان داد زنهار و گفت/نگر تا بیاری سر اندر نهفت

نگر تا نباشی به آباد شهر/ ترا از جهان دشت و کوهست بهر

به جای سرش زان سری بی‌بها/ خورش ساختند از پی اژدها

ازین گونه هر ماهیان سی‌جوان/ازیشان همی یافتندی روان

چو گرد آمدی مرد ازیشان دویست/بران سان که نشناختندی که کیست

خورشگر بدیشان بزی چند و میش/سپردی و صحرا نهادند پیش

کنون کرد از آن تخمه دارد نژاد/که ز آباد ناید به دل برش یاد

پس آیین ضحاک وارونه خوی/چنان بد که چون می‌بدش آرزوی

ز مردان جنگی یکی خواستی/به کشتی چو با دیو برخاستی

کجا نامور دختری خوبروی/به پرده درون بود بی‌گفت‌گوی

پرستنده کردیش بر پیش خویش/نه بر رسم دین و نه بر رسم کیش

۱۳۹۳/۱۱/۹ عصر ۰۷:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زرد ابری, خانم لمپرت, زینال بندری, BATMAN, brnudi, اکتورز, مگی گربه, سروان رنو, Classic, rahgozar_bineshan, Flirtacia, پیر چنگی, بلوندی غریبه, رضا خوشنویس, ژان والژان, هایدی
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,842
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 68


تشکرها : 7963
( 13962 تشکر در 455 ارسال )
شماره ارسال: #59
RE: ایران در گذر تاریخ

به تازگی انیمیشینی زیبا و تازه از تلویزیون پخش می شود که به دوره اساطیری ایران و دوران جمشید جم و کاوه آهنگر پرداخته است. کاری ستودنی و کمیاب در صدا و سیما. به راستی این دوره از تاریخ ما , بسیار مبهم است. من شخصا در این مورد تحقیق کرده ام و نمی دانم آیا می توان آن را معاصر زمان اشکانیان دانست یا نه ؟

از سویی داستان ضحاک و قیام کاوه آهنگر را داریم که قاعدتا باید پیوند بخورد به درفش کاویانی ساسانیان. همچنین جنگ با توران و روم را داریم که باید همزمان با دوره اشکانیان بوجود آمده باشد. حکومت ملوک الطوایفی و غیر یکپارچه این دوره هم این احتمال را تقویت می کند.این ابهام در تاریخ و آمیخته شدن آن با افسانه ها , آن را رازآلود و جذاب تر کرده است.

آیا به راستی جمشید اولین پادشاه جهان بوده است ؟


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۳/۱۱/۱۲ عصر ۱۱:۳۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سرهنگ آلن فاکنر, کنتس پابرهنه, پیرمرد, زینال بندری, خانم لمپرت, BATMAN, مگی گربه, زرد ابری, Classic, پیر چنگی, بلوندی غریبه, brnudi, رضا خوشنویس, ژان والژان, هایدی
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3918 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #60
RE: ایران در گذر تاریخ

احسنت بر شما که به نکات بسیار جالبی اشارت فرمودید، در مورد این سایتی که معرفی کردید، در متن سرکار خانم طاهره رشیدی نویسنده مطلب چند اشکال وجود دارد که آنجا ثبت کردم و اینجا نیز بیان می کنم:

متن خانم رشیدی:

بنا بر اساطیر ایران باستان نخستین پادشاه جهان جمشید یا جم است که هزار سال سلطنت کرد و در زمان او دیوان در ذلت و خواری و تهیدستی و ناتوانی بودند ولی مردم از همه نعمتهای مادی برخوردار می شدند و از پیری و ناتوانی خبری نبود باران پیوسته می بارید و همواره زمینها حاصلخیز و محصول فراوان بود.

جمشید

مهمتر از همه جمشید برای مردم حکمت آورد که سبب رستگاری و دانایی آنان شد.

در زمان او مردم روی زمین آنقدر زیاد شدند که جا برای مردمان تنگ شد و او مجبور شد سه بار زمین را توسعه دهد تا جای کافی برای زندگی بوجود آید(احتمالا منظور از زمین همان قلمرو حکومت بوده است)تا زمانی که خدا به جمشید اطلاع داد که سرما همه موجودات را از بین خواهد برد و او باید حفره ای در زمین بوجود آورد و زیباترین مردان و زنان و بهترین خوراکیها و گیاهان و حیوانات و همچنین آتش مقدس را با خود به درون حفره ببرد . و خدا به جمشید وعده داد که آنجا سرسبزتر و زیباتر و خوش آب و هواتر از روی زمین است و از حرص و طمع و کینه و کلیه صفات اهریمنی خالیست (بهشت)

جمشید اولین کسی است که در اساطیر از او با عنوان شاه (خشائیته) نام برده شده است.

او از قدرتمند ترین پادشاهان اسطوره ای درفرهنگ ایران زمین است كه به ایجاد نظام طبقاتی و جامعه مدنی پرداخت ومردم را با مشاغل شهری مانند نساجی ، خیاطی ، معماری ، پزشكی ، صنعتگری ، كشتیرانی و استخراج سنگهای قیمتی آشنا كرد . جمشید در تمام ملتهای منطقه جایگاه ویژه ای دارد . برای نمونه در بسیاری از کتب تاریخ عربی بارها به نیکی و درستی از وی یاد شده است.نسبت دادن شهر پارسه داریوش شاه به نام تخت جمشید از دیگر نمونه های بزرگی و شکوه اوست. 

جشن نوروز یادگار روز تاجگذاری اوست كه به دو بخش نوروز عامه و خاصه تقسیم می شود . از اقدامات دیگر جمشید ، تقاضای جاودانگی برای نوع بشر است كه مورد پذیرش اهورا مزدا واقع شد . ساختن ورجمكرد (بهشت زمینی) نیز برای بقای نسل انسان ها پس از یخبندان مهر كوشان بود كه از كارهای دیگر اوست . بعد از اینکه جمشید جهان را آباد کرد گرفتار کبر و غرور شد و خود را خدا نامید در نتیجه به خشم خدا گرفتار شد و دشمن کشورش را تسخیر کرد.

جمشید اولین کسی است که در اساطیر از او با عنوان شاه (خشائیته) نام برده شده است

 و به جای وی پادشاهی سفاك از عربستان به نام ضحاك بر تخت نشست كه سال ها مردم را آزار و شكنجه داد تا این كه یكی از نوادگان جمشید به نام فریدون به پشتیبانی كاوه آهنگر قدرت را به دست گرفت و ضحاك را به فرمان سروش در كوه البرز زندانی ساخت . لایه های اجتماعی زمان جمشید را احیا كرد و به گسترش قلمرو سلطنتی خود از ایران به توران و روم پرداخت .

مهمترین اقدامات جمشید شاه 

1- ایجاد چهار طبقة اجتماعی موبدان، سپاهیان، کشاورزان، صنعتگران که به ترتیب با نامهای آتورنیان، تیشتاریان، پَسو ییِ، اُهتوَخوشی در شاهنامه از آن‌ها یاد شده است.

2- کشف جواهرات و ساخت عطریات ، ساخت سلاحهای جنگ، نساجی و خیاطی، معماری ، پزشکی ، کشتیرانی

 3- تاج گذاری و استخدام دیوان برای بردن تختِ وی به آسمان. این کار در نوروز انجام شد. مردم پس از تشکیل جامعه مدنی، جمشید را به عنوان پادشاهی محبوب گوهر باران کردند و این رسم از آن روزگار به یادگار ماند.


فرآوری :طاهره رشیدی

بخش تاریخ ایران و جهان تبیان

پاسخ پیرمرد:

جمشید اولین پادشاه جهان نیست بلکه کیومرث و هوشنگ و تهمورث طبق شاهنامۀ حکیم فردوسی، پیش از اویند و ایضاً فریدون نوادۀ جمشید نیست و حتی پس از در بند کشیدن ضحاک، دو دختر جمشید، شهرناز و ارنواز را به همسری می گیرد ، امّا نسب رستم از تور فرزند جمشید است.

سخن گوی دهقان چه گوید نخست /که نامی بزرگی به گیتی که جست

که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد /ندارد کس آن روزگاران به یاد

مگر کز پدر یاد دارد پسر/بگوید ترا یک به یک در به در

که نام بزرگی که آورد پیش/کرا بود از آن برتران پایه بیش

پژوهندهٔ نامهٔ باستان/که از پهلوانان زند داستان

چنین گفت کآیین تخت و کلاه/کیومرث آورد و او بود شاه

در مورد فرمایش جناب سروان پیرامون درفش کاویان عرض می کنم، در دورۀ ساسانی برای ایجاد وجهه بین مردم، از آنجا که ساسانیان اولین کودتاگران در تاریخ ایران بر ضد شاه رسمی بودند و اردوان اشکانی را در بحبوحۀ کشمکش ایران و روم و ایضاً ایران و کوشانیان به قتل رسانده بودند، نمادهایی چون درفش کاویان و ردپایی در تاریخ باستان برای خود تهیه کردند، که با توجه به مفقود بودن چندهزار سالۀ درفش، حداقل اصالت آن چندان قابل پذیرش نیست.

۱۳۹۳/۱۱/۱۳ عصر ۰۳:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : خانم لمپرت, پرشیا, BATMAN, سروان رنو, مگی گربه, زرد ابری, Classic, brnudi, پیر چنگی, بلوندی غریبه, برو بیکر, rahgozar_bineshan, رضا خوشنویس, ژان والژان, هایدی, واتسون
ارسال پاسخ