[-]
جعبه پيام
» <آدری لاووا> ممنونم جناب ال سید
» <شارینگهام> Elperro پیداش شد http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...2#pid36142
» <ال سید> سلام ،از هیچ سایتی دوبلش خیلی نایابه و نسخه ای که ازش در فیلمخانه هم موجوده ناقصه
» <آدری لاووا> سلام دوستان. کسی اطلاع داره که نسخه دوبله شده فیلم کلئوپاترا رو از کدوم سایت میتونم دانلود کنم؟
» <سناتور> آقا منصور اگر فیلم سگ رو پیدا کردی برای ما هم بفرست.یادش بخیر سگ هفت تا جون داشت
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 14 رای - 4.57 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برنامه های دهه 60
نویسنده پیام
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #41
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۸/۱۶ صبح ۱۲:۴۱)هری لایم نوشته شده:  

سالای 67 - 68  در برنامه کودک جمعه ها  , همون دوران که کار و کوشش و هوشیار و بیدار پخش می شد ,  یه برنامه ی دیگه هم پخش میشد بنام جنگ برای فردا که خیلی بیخود بود . از چند قسمت مجزای بی ربط و مهمل تشکیل می شد . در اون برنامه , قسمتی بود به نام برگی از تاریخ که منوچهر نوذری اجرا می کرد و با برخی شخصیت های تاریخی  مصاحبه می کرد . مثلا با تیمور لنگ رو یادمه . که نقش تیمور رو همسر فقید اون خانم هنرپیشه بازی میکرد . اسم هردوشونو یادم رفته .

اين برنامه برگي از تاريخ كه مجريش منوچهر نوذري بود، مگه بخشي از برنامه هزاربرگ، هزار رنگ نبود؟


آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۸/۱۶ صبح ۰۷:۲۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, دشمن مردم, رزا, هری لایم, بهزاد ستوده, اهو, dered, ریچارد, لمون, هایدی
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6241 تشکر در 80 ارسال )
شماره ارسال: #42
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۸/۱۶ صبح ۰۷:۲۶)Kassandra نوشته شده:  

اين برنامه برگي از تاريخ كه مجريش منوچهر نوذري بود، مگه بخشي از برنامه هزاربرگ، هزار رنگ نبود؟

بله درسته.  برگی از تاریخ قسمتی از هزار برگ و هزار رنگ بود که مجریش هم شادروان نوذری بود. من با وجود آنکه در هنگام پخش آن نوجوان بودم اما به خوبی متوجه مهارت مرحوم نوذری در اجرا شده بودم. مهارت در ادای دیالوگها ، بازی با اجزاء چهره در هنگام سخن گفتن و برگشتن به موقع به سمت دوربین روشن(هنگام تعویض دوربینهای تصویربرداری) از خصوصیات کار ایشان بود. از نظر من ایشان بهترین شومن تلویزیون بود (در بین مثلا شومن هایی که دیده ام!)

*** 

در مورد سریال بادبانهای برافراشته باید عرض کنم که خاطرۀ تلخی از این سریال دارم و آنهم اینست که در هنگام بازپخش یکی از قسمتهای آن در سال 1370 بود که متاسفانه خبر درگذشت مرحوم ایرج ناظریان اعلام شد و ما فهمیدیم که دیگر صدای باشکوه و مردانۀ او برای همیشه خاموش شده است. هرچند که او هنوز با فیلمهایش در قیصر ، همشهری کین ، پدرخوانده ، راکی ، عقرب و ... زنده است.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۸۹/۸/۱۶ صبح ۰۸:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, Kassandra, هری لایم, پدرام, سم اسپید, محمد, بهزاد ستوده, سروان رنو, سناتور, اهو, ژان والژان, لیزاکلبرت, dered, مگی گربه, هاكلبري فين, ریچارد, لمون, هایدی
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4155 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #43
RE: برنامه های دهه 60

آره درسته . هزار برگ و هزار رنگ . شما چقدر دقیق یادتونه !  آدم کیف میکنه . البته این که باز نسبتا جدیده . برخی از دوستان چیزایی رو از سالای قبل تر یادشونه ( بصورت میلیمتری ) که آدم حیرت میکنه .

من حافظه ی دورترم بهتره . یعنی4 - 5 سالگیم  رو شفاف تر از 15 - 16 سالگیم به یاد میارم . که با معیارهای فیزیک نیوتونی همخوانی نداره . ولی اینطوریه .


آهان یادم اومد . جنگ برای فردا یکی دو سال قبل از هزاربرگ ... پخش می شد . توی این جنگ اکبر عبدی هم بازی می کرد .

یادمه تو یه قسمتیش نقش یه فردی رو بازی می کرد که 7-8-10 سال پیاپی کنکور داده بود و همشو رد شده بود . اما خوشال بود و معتقد بود که تجربه کسب کرده .

۱۳۸۹/۸/۱۶ صبح ۱۰:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, دشمن مردم, Kassandra, ژان والژان, dered, هاكلبري فين, ریچارد, لمون, هایدی
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,798
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 63


تشکرها : 7754
( 13509 تشکر در 379 ارسال )
شماره ارسال: #44
RE: برنامه های دهه 60

برنامه برگی از تاریخ در ذهن بچگی همه ما ثبت شده. اون قسمتهای چنگیز ، تیمور ، موسولینی و ... من یادم هست ( آخه من همیشه عاشق تاریخ بودم ) یک تیتراژ زیبا هم داشت که چیزی شبیه به آب یا خون  ( آخه تلویزیون ها اون موقع سیاه و سفید بود و معلوم نبود ! ) روی یک تیکه کاغذ شبیه برگ حرکت می کرد و جلوه وحشتناکی به اون می داد که آدم می ترسید. اصلا ایده برنامه خلاقانه بود... اینکه مثلا وارد اتاق موسولینی بشی و باهاش حرف بزنی و اون از اهدافش بگه . یادمه یکبار یکی از این شخصیت های خونریز تاریخی  به نوذری گیر داد که تو کی هستی؟ و از نگهبان ها خواست که اونو بندازن بیرون ! :haha::


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۹/۸/۱۶ عصر ۱۱:۱۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, Kassandra, john doe, Classic, اسکورپان شیردل, دشمن مردم, 1991, ژان والژان, لیزاکلبرت, dered, مگی گربه, مکس دی وینتر, ریچارد, لمون, هایدی, جیمز باند
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #45
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۸/۱۶ عصر ۱۱:۱۵)سروان رنو نوشته شده:  

برنامه برگی از تاریخ در ذهن بچگی همه ما ثبت شده. اون قسمتهای چنگیز ، تیمور ، موسولینی و ... من یادم هست ( آخه من همیشه عاشق تاریخ بودم ) یک تیتراژ زیبا هم داشت که چیزی شبیه به آب یا خون  ( آخه تلویزیون ها اون موقع سیاه و سفید بود و معلوم نبود ! ) روی یک تیکه کاغذ شبیه برگ حرکت می کرد و جلوه وحشتناکی به اون می داد که آدم می ترسید.

آره يادمه كاملا! حركت خون واقعا دلهره آور بود و اون موسيقي هم كه اين صحنه رو همراهي مي كرد تاثيرش رو دو چندان كرده بود:eee2zzzz: نيست عصر جمعه پخش ميشد ، دلهره صبح شنبه و حل مسائل رياضي پاي تخته سياه رو هم به يادمان مي آورد و خلاصه احساسي سرشار از ندامت و پشيماني به خاطر بي خيالي و  خوشگذرانيهاي پنجشنبه شب و صبح جمعه سراسر وجودمان را در بر مي گرفت!  zzzz::llerr


آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۸/۱۶ عصر ۱۱:۴۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : john doe, رزا, دشمن مردم, dered, مگی گربه, هاكلبري فين, ریچارد, لمون, هایدی
رامین_جلیلوند آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 469
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۳۰
اعتبار: 28


تشکرها : 1178
( 2240 تشکر در 41 ارسال )
شماره ارسال: #46
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۸/۱۶ صبح ۰۸:۲۷)اسکورپان شیردل نوشته شده:  

(۱۳۸۹/۸/۱۶ صبح ۰۷:۲۶)Kassandra نوشته شده:  

اين برنامه برگي از تاريخ كه مجريش منوچهر نوذري بود، مگه بخشي از برنامه هزاربرگ، هزار رنگ نبود؟

بله درسته.  برگی از تاریخ قسمتی از هزار برگ و هزار رنگ بود که مجریش هم شادروان نوذری بود. من با وجود آنکه در هنگام پخش آن نوجوان بودم اما به خوبی متوجه مهارت مرحوم نوذری در اجرا شده بودم. مهارت در ادای دیالوگها ، بازی با اجزاء چهره در هنگام سخن گفتن و برگشتن به موقع به سمت دوربین روشن(هنگام تعویض دوربینهای تصویربرداری) از خصوصیات کار ایشان بود. از نظر من ایشان بهترین شومن تلویزیون بود (در بین مثلا شومن هایی که دیده ام!)

 در مورد سریال بادبانهای برافراشته باید عرض کنم که خاطرۀ تلخی از این سریال دارم و آنهم اینست که در هنگام بازپخش یکی از قسمتهای آن در سال 1370 بود که متاسفانه خبر درگذشت مرحوم ایرج ناظریان اعلام شد و ما فهمیدیم که دیگر صدای باشکوه و مردانۀ او برای همیشه خاموش شده است. هرچند که او هنوز با فیلمهایش در قیصر ، همشهری کین ، پدرخوانده ، راکی ، عقرب و ... زنده است.

بارها گفته ام منوچهر نوذری و ژاله کاظمی از مجریان تلویزیونی برابر با سطح استانداردهای جهانی بودند.
با وجود که به تمام معنی بچه دهه 60 بودم ولی در این تاپیک نمی نویسم. تلخی زیادی به روح و ذهنم می آورد.

۱۳۸۹/۸/۱۷ صبح ۱۲:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, رزا, اسکورپان شیردل, پدرام, Kassandra, دشمن مردم, dered, مگی گربه, ریچارد, لمون, هایدی
رزا آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 228
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۲۹
اعتبار: 50


تشکرها : 5834
( 3297 تشکر در 14 ارسال )
شماره ارسال: #47
RE: برنامه های دهه 60

دهه شصت تلویزیون ایران دو کانال بیشتر نداشت..سریالها و فیلمها تکرار نداشتند و اگه قسمتی از سریال رو نمیدیدی دیگه تموم شد..قطعی برق هم از جمله مشکلات عدیده ای بود که علاقمندان به تلویزیون رو تهدید میکرد..داشتن ژنراتور برق برای متمولین مایه فخر و مباهات بود..یادمه یه دوره ای از باطری ماشین برای تغذیه برق تلویزیون استفاده میشد...برای رسیدن به آرزوها چه ها که نمیکردیم...البته این دوره فیلمهای تکراری از تلویزیون زیاد پخش میشد و بیشتر انتقادها به تکراری بودن فیلمها برمیگشت..ماه رمضونها سریالهای روتین قطع میشد..مواقع سوگواری قسمتهایی از برنامه ها بخصوص کارتونهائی که باند موسیقی متنش رو بسته بودند پخش میشد..خیلی وقتا تصویر و صدا با هم نمیخوند و .....

سریال کمپیون یادش بخیر

..

یه سریال آلمانی بود به اسم همه چیز در پایان است که البته خیلی مبهم یادم میاد که در مورد یه اثر هنری بود... و سریال آلمانی دیگه که اولش میگفت پل دیوید متخصص رایانه ها............. با هنرنمائی عموشکر و اینا

Der Bastard

http://www.uk.imdb.com/title/tt0096541/

پل دیوید

سریال دیگه ای هم بود که البته بازم فیلم بود و در ایران سریالیش کرده بودند با بازی راب لو

On Dangerous Ground

http://www.uk.imdb.com/title/tt0114037/

اواخر دهه شصت شبکه سه و بعد چهار متولد شدند...شبکه سه با هدف پخش برنامه های ورزشی و شبکه چهار علمی...آنتنهای یو اچ اف به پشت بامها اضافه شد..اوایل فرستنده خیلی ضعیف بود و تماشای برنامه های کانال سه و چهار زجرآور بود..قبلا مفسرین ورزشی (فوتبال) آقای شفیع و کوتی و .... بودند ولی با توسعه کانال سه عادل فردوسی پور و مزدک میرزائی و ... بهمون معرفی شدند..حتی گاهی وقتا کانال سه ناپرهیزی میکرد و مسابقات تنیس پخش میکرد و جمشید گرگین صحنه ها رو بهمون توضیح میداد...پخش زنده مسابقات ورزشی (فوتبال) نمیدونم از کی از تلویزیون باب شد ولی غنیمت بزرگی بود..دیدن ورزشکاران و فوتبالیستهایی که فقط عکسی از اونها رو میتونستیم نگه داریم در پخش زنده نعمت خدادادی بحساب میومد.

کانال سه سریالهای خارجی خوبی نشون میداد..مثل کارآگاه فاربر...رقیبان شرلوک هلمز..Q.E.D و 99-1 ...برنامه ای به اسم آنچه شما خواسته اید و البته برنامه های ورزشی و فوتبال و بسکتبال ام بی ای...

99-1

کانال چهار هم برنامه هایی مثل کوانتوم و جهان نیروهای شگفت انگیز آرتور سی کلارک و برنامه هایی از دیوید سوزوکی و دیوید بلامی و دیوید آنتبارو....

سوزوکی

آرتور

بلامی و دیوید

سریالهای کارآگاه مورس و سوئینی هم با بازی جان تاو و دنیس واترمن از سریالهای پرطرفدار بودند.

مورس

سوئینی

۱۳۸۹/۸/۱۷ عصر ۰۹:۳۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : john doe, سم اسپید, سروان رنو, پدرام, Kassandra, اسکورپان شیردل, دشمن مردم, اهو, الیشا, ژان والژان, kamy_bala, زرد ابری, dered, مگی گربه, هاكلبري فين, مکس دی وینتر, لمون, هایدی
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #48
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۸/۱۷ عصر ۰۹:۳۰)رزا نوشته شده:  

سریالهای کارآگاه مورس و سوئینی هم با بازی جان تاو و دنیس واترمن از سریالهای پرطرفدار بودند.

بله سريال سوييني واقعا يكي از پرطرفدارها بود! يادمه بعضيها هم  بيشتر براي ديدن تصاويري از ماشينهاي قديمي مورد استفاده در اون دوره، اين سريال رو تماشا مي كردند! shakkk!

راستي به ياد داريد دربعضي قسمتهاش پيكان هم در خيابانها ديده مي شد؟! :rolleyes:


آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۸/۱۸ صبح ۱۲:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دشمن مردم, رزا, اهو, ژان والژان, dered, ریچارد, لمون, هایدی, جیمز باند
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6241 تشکر در 80 ارسال )
شماره ارسال: #49
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۸/۱۷ عصر ۰۹:۳۰)رزا نوشته شده:  

اواخر دهه شصت شبکه سه و بعد چهار متولد شدند...

شبکۀ سه در روز 14 آذر 1372 (مصادف با ولادت حضرت فاطمه(س) و روز زن) و در دورۀ ریاست محمد هاشمی بر صدا و سیما افتتاح شد. در ابتدا شهرهای تهران ، کرج ، مشهد ، اصفهان ، شیراز ، آبادان ، اهواز ، ایلام ، اندیمشک ، دزفول ، بوشهر و بندرعباس برنامه های این شبکه را دریافت میکردند . وبعدها به تدریج سایر شهرها هم اضافه شدند.

***

1- میخواهم در این قسمت یادی کنم از مرحوم کمال الحق سلامی مجری ادیب و خوش صدای دهۀ شصت که متاسفانه در سال 1372 از دنیا رفت. وی را بیشتر با مسابقۀ جدول تصویری به یاد دارم که از شبکۀ دو پخش میشد. وی همچنین مجری برنامۀ مسابقۀ معارف ، دنیای جوان و چند هفته ای هم در غیاب مرحوم نوذری مجری برنامه مسابقۀ هفته بود. هرچند که نتوانست جای خالی نوذری را به مانند او پر کند. آخرین برنامه اش هم برنامۀ پرواز 57 (آغاز درخشش بچه های ساعت خوش) بود که البته لحن جدی و کلام ادیبانۀ او با این برنامۀ طنز هماهنگ نبود. از ویژگیهای اجرای مرحوم سلامی ، رعایت قواعد دستور زبان فارسی و گویش درست در کلام بود. روحش شاد...

2- جا دارد از مرحوم درگذشتۀ دیگری هم در اینجا یاد کنیم ؛ مرحوم علیرضا توپچیان و برنامۀ عروسکی زیبایش قورباغۀ سبز که خود مرحوم توپچیان عروسک گردان آن بود. (فکر میکنم در فیلم گلنار هم عروسک گردان بود.) روح او هم شاد.

3- در این قسمت از برخی برنامه های کودک داخلی که در دهۀ شصت (و احیاناً اوایل دهۀ هفتاد) پخش میشد یاد میکنم : 

 نمیدانم کسی برنامۀ بچه ها بچه ها را یادش میاد؟ این برنامه دوتا شخصیت داشت اورنگ و مهرنگ که نقش یکی از این کاراکترها را مرحوم فرهنگ مهرپرور برعهده داشت.

کارتونی که من خیلی دوست داشتم کارتون تبر کاری از احمد عربانی است. عربانی که در اصل کاریکاتوریست است در این انیمیشن به مفهوم اتحاد پرداخته است. تبری که برای قطع درختان به جنگل میاید و با اتحاد درختان باهم از بین میرود. این انیمیشن محصول سال 1360 است:

مسابقه هایی که در دهه شصت از برنامه کودک پخش میشد که البته به بعضیهایشان اشاره شده است : مسابقۀ اشاره ها ، مسابقۀ هفت خوان (شبیه هوشیار و بیدار) ، مسابقۀ محله که هنوز هم پخش میشود.(و من از آن متنفرم!) و مسابقه 1+5 که از شبکۀ یک پخش میشد .

مجموعه هایی که از برنامه کودک پخش میشد : مجموعۀ بازی،شادی،تماشا بود که فکر میکنم کاری بود از مجید قناد ، سرکار اکبری و سرکار اصغری (قسمتی دیگر از برنامۀ هزار برگ و هزار رنگ) ، پرپرک ، زیر گنبد کبود (کاری از ایرج طهماسب و حمید جبلی) ، النگ و دولنگ و اوستا بابای عروسک ساز.

4- یادی هم کنیم از سریالهای ایرانی دهۀ شست : در کنار سریالهای زیبایی که در آن سالها ساخته میشد ، سریالهای مزخرف زیادی هم ساخته شد : مثل آیینۀ عبرت (و آتقی معروفش) ، روزگار وصل ، چمدان ، شلیک نهایی و ... که فقط جهت ثبت در این تاپیک اسامیشان را آوردم و گرنه ارزش پرداختن را ندارند.

سریالی که من خیلی دوست داشتم و آن را از دست نمیدادم ، آرایشگاه زیبا ی مرضیه برومند بود. بازی زیبای مرحوم حسین کسبیان در نقش پدر زن ذلیل رضا بابک و بازی هنرمندانه مرتضی احمدی و سایر بازیگران این سریال در یادها ماندنیست:

 

5- از برنامه های سینمایی که در دهۀ شصت از شبکۀ دو پخش میشد ، برنامۀ سینما تئاتر 60 بود که البته هرسال نامش را هم به آن سال تغییر میداد برای مثال در سال 1361 با نام سینما تئاتر 61 پخش شد. این برنامه کارش مرور اتفاقات هنری هفتگی بود و البته بیشتر به رویدادهای هنری ایران میپرداخت. از کل این برنامه فقط لوگوی گرافیکی آن به یادم مانده است.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۸۹/۸/۱۸ صبح ۰۶:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دشمن مردم, پدرام, john doe, سم اسپید, Kassandra, محمد, رزا, اهو, الیشا, ژان والژان, زرد ابری, dered, مگی گربه, لوسیان, هاكلبري فين, ریچارد, لمون, هایدی, جیمز باند
پدرام آفلاین
دوستدار دوبله ایران
*

ارسال ها: 113
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۹/۲۶
اعتبار: 29


تشکرها : 1695
( 1320 تشکر در 4 ارسال )
شماره ارسال: #50
RE: برنامه های دهه 60
وقتی بچه بودیم (4)


عزیزی نوشته بودند نام، پدر پسر شجاع چرا پدر پسر شجاع بوده!

خب عزیز من، شما كل فرهنگ عربی رو زیر سوال بردید با این سوالتون، شما ندیدی می گن مثلا ابو حامد؟ یعنی بابای حامد، یا مثلا ابو خلیل، یعنی بابای خلیل، اینم فكر كنم عربیش بوده "ابو ابن شجاع" كه نهایتا در فارسی به دست ما رسیده "پدر پسر شجاع"‌

یعنی كارتونو تو ژاپن ساختن، به امارات فروختن، بعد ایران لب مرز آنتن گذاشته از تلوزیون امارات گرفته ترجمه ش كرده، شده اینكه شما دیدید! البته راستش شك دارم اون موقع امارات تشكیل شده بود یا نه!

عزیزان دیگری، خواسته بودند پشت صحنه كارتون های دیگر را بازگو كنیم، كه انشالله با این سری از وقتی بچه بودیم ها، كلا موضوع ناموسی سریال ما بچه بودیم حل می شود، از سری بعد باز هم افشا گری داریم به امید خدا، اگر عمری باقی بود.

×××

عجالتا نوستالوژی بازی شماره چهار را ملاحظه بفرمایید تا شماره بعد. لطفا سوالات تخصصی خود رادر خصوص دوران كودكی با ما در میان بگذارید، نام خود را فراموش نكنید تا به نام شما جواب داده شود. 

همچنان به خاطرات دوران شیرین كودكی می پردازیم.

زنگ تفریح

آقا ما شانس نداریم. قبل از ما و بعد از ما مدرسه ها خلوت بودن، سر ما مدرسه نبود كه، صف پر كردن اطلاعات خانوار بود. حیاط مدرسه 150 متر، 300 تا بچه ریختن توش. هیچی، نتیجه این میشد كه تا یكی میومد بدوه، میخورد به یكی دیگه سرش می كشست. برای همین باید زنگ تفریحا میشتسیم گوشه دیوار.

 

 ولی ما همون گوشه دیوارم بازیمونو می كردیم. (تا چش ناظم با اون شیلنگ گازش در بیاد) خوراكی هم می خوردیم. اتفاقا با هم مبادله كالا به كالا هم می كردیم. خوراكی زنگ تفریح، معیار دقیق و مناسب مایه دار بودن بچه ها بود. اونایی كه هیچ پوس كنده و لقمه شاهی نون پنیر داشتن، معمولا زیاد مایه دار نبودن. مایه دارا خوراكی خارجی می خوردن.

 

 

خوراكیا چی بود؟ فك كردید داریم از شكلات M&M یا كیندر و.. میگیم؟ خیر... خوراكی های دوران ما عبارت بودند از: چیپس آزادی(و اكباتان) كه شامل یه پلاستیك دراز بود و توش یه ذدره چیپس داشت، سرشم با یه مقوا مگنه می كردن.
كیك های لی لی پوت و كام و در بعضی مواقع تی تاپ

 

 

شكلات كیت كت(یا تك تك) بعدها با گسترش تكنولوزی های روز دنیا، شكلات ما(یا گاوی) هم داشتیم. 

 

آدامس: خروس همیشه صدر نشین بود، بعد از خروس شیك، بعد از شیك آدامس رنگی(یا بادكنكی) بعدها آدامس خرسی هم اومد، این آدامس خرسی خیلی كاربرد داشت، خودشو می خوردی، پستشو تف میزدی، میمالیدی به گوشه لپت، بعغد قاطیش میكردی، دیر میومدی مدرسه می گفتی آقا اجازه، سرمون خورده بود به میز(ارواح خیكتم ناظم باور می كرد)

 

 

پفك، پفك چیز كمی نبود، در دو نوع 2 تومنی و 5 تومنی. این چی توز میمون وقتی نیومده بود، همه پفكا این شكلی بودن.

اون مایه دارا، اون خیلی مایه دارا، پاستیلم میاوردن، در زیر تنوع پاستیل ها را مشاهده می فرمایید( جنگی، نوشابه ای) 

  بیسكویت مادر، باغ وحشی، دیجستیو، رنگارنگ، اسمارتیز مروارید و... از سایر خوراكی های محبوب ما بود.

 

وسایل بهداشتی

هی روزگار، امكانات نبود كه. فك كردید انقد مایع صابون بود همه جا؟ نه...مجبور بودیم با خودمون صابون ببریم مدرسه.

از اونجا كه احتیاج پدر اختراعه، همون موقع یه سری صابون هایی اختراع شد به نام "صابون ورقه ای" این صابون ورقه ای ها مخصوص مدرسه بود، اصلا صابون نبود چون! سبز رنگ بودن و یك ورقه می كندیم و خیر سرمون ارواح شیكممون دستامونم تمیز میشد.

بد بختی رو ببینا.... خب من میخوام شب مسواك بزنم، آقا مجبور می كردن مدرسه مسواك بیاریم.

حالا داشته باش، ته كیفمون خیس می شد، خمیر دندون وا می رفت، این مسواك كثیف می شد ته میز با آشغال تراش و تیكه نون و كاعذ پاره و پرز كیف و چرك و ... اون ته كیف قاطی می شد، بعدشم می زدیم به دندونامون، چه بهداشتی داشت، اینو من نفهمیدم.

لیوان هم داشتیم تازه، یعنی بدون این وسایل تو مدرسه رات نمی دادند. لیوان های ما در دو سبك كتابی و جمع شو عرضه می شد. بعدها تكنولوژی پیشرفت كرد، روی لیوان كتابی ها عكس پدر پسر شجاع(كه ذكر خیرشون هم بود) درج می شد.

دستمال... هان... این دستمال برای خودش حكایتی داشت. دستمال كاغذی برای قشر مرفه خاك تو سر معتاد جامعه بود. ما ها یه سری دستمال مامانمون برامون می دوخت، گوشه شم می نوشت "میثم فردآور-كلاس دوم/ب)

سرتونو درد نیارم، با این دستمال ما توالت می رفتیم، دستمونو پاك می كردیم، دهنمونو پاك می كردیم، كتك می خوردیم اشكمونو پاك می كردیم، زمستون می شد فرتق از دماغا را می افتاد، سبز سبز پاك می كردیم. در انتهای دوره های 3-4 روزه هم البته می شستیم.

 بازی ها
دنیای بازی و .. رو كه بی خیال(البته بیرون مدرسه هم بالا بلندی هم خر-پلیس بازی می كردیم، هم زو، حتی گوشه بازیم می كردیم) اما تو مدرسه به دلیل كمی جا، معمولا نشستنكی بازی می كردیم. بازی ها عبارت بودند از: نون بیار كباب ببر، بغلی، بده بغلی، نمكدون(یه ورقه رو تا می زدیم و روش اسم می نوشتیم)

كشور بازی: روی یه ورقه اسم كشورا رو می نوشتیم، بعد هر كسی با خودكار از یه كشور می رفت یه كشور دیگه، وقتی رفت به بعدی می گفت مثلا از انگلیس برو آلمان، بعد از رد خودركارش می خورد به بقیه می سوخت.

فوتبال كاغذی: كه از اسمش معلومه، یه زمین فوتبال می كشیدیم، بعد با یه توپ كاغذی اندازه نخود میزدیم تو دروازه هم، هر كی سه حركت داشت

اسم-فامیل، نقطه بازی و... هم از جمله بازی های دوران كودك ما بود.
بیرون از مدرسه تفریحات دیگه ای هم داشتیم، از جمله كارت بازی، تصویر این كارت ها رو در زیر می بینید.

 

عكس بازی هم می كردیم، یه سری آدامس هایی بودن توش عكس بازیكنای فوتبال داشت، اینا رو به پشت می چیدیم رو هم(همه رو) هر كی مثلا ده تا میذاشت وسط، بعد نوبتی با دست می زدیم رو جمع عكس برگردونا، هر چی عكس بر میگشت، مال كسی بود كه زده. بعضیا جر می زدن نامردا، كف دستشونو تف می زدن، یا دستشونو پیاله می كردن، بیشتر میومد بالا.

 

 

 

مار پله و منچ هم از دیگر تفریحات سالم ما بود، كه احتمالا نیازی به توضیح نداره.

دبستانمون كه تموم شد، اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70، دیگه مملكت كامپیوتری شد و آتاری به میدان آمد. یه تار موی گندیده ش می ارزه به هزارتا پلی استیشن امروزی.
یه هواپیما داشت تو حافظه ش، قیامت به خدا....
سایر بازی ها هم عبارت بودند از: زیر دریایی، دزد و پلیس، اسكی، بوكس و...

 

 

 

دسته خلبانی رو بگو، كه به دلیل هیجان بالای بازی كنان، زرت و زرت میشكست، یدكیشم فقط تو پشت شهرداری(حوالی میدان امام خمینی فعلی) می فروختن.
بعدا فیلماشم اومد، ولی هیچی هواپیماش نشد.

همه هم دوره های ما، میدونن اون دوران امكانات كم بود. اما محفل بی ریاست، غریبه هم نیست. هممون حاضریم دنیا رو بدیم، یه روز برگردیم به اون دوران، جای این كامپیوتر و لپ تاپ، یه تلویزیون 24 اینچ و یه تلوزیون رنگی و یه اتاری داشته باشیم.
یا جای این شیرای چینی پلاستیكی امروز، بازم یه شیشه شیر صفی بخوریم لذتشو ببریم.

برای اینكه كمی دوز علمی مطلب رو زیاد كنیم(علمی كه نداشت اصطلاحا برای اینكه كلاس بگذاریم) بخشی از پروژه آتاری رو هم در اینجا ذكر می كنیم.

شاید شما هم یه وقتی هواپیما بازی كردید!

 

 

این بازی اصلا اسمش بوده، River Raid اما ما با نگاه بومی كننده مون لقب “هواپیما” به اون دادیم و هنوز هم می گیم هواپیما.

 هواپیما، در سال 1982 توسط یكی از طراحان كمپانی اكتیویشن (سری بازیهای Call of duty از محصولات اخیر این كمپانی هستند)برای دستگاه های آتاری طراحی شد.

خانم كارول شاو Carol Shaw كسی بود كه با كدنویسی این برنامه، خاطرات دوران كودكی خیلی ها را در دنیا رقم زد.

عمرا فك میكردید مخترع هواپیمای آتاری این شكلی باشه؟

جالب است بدانید كه در سال 1984 “دپارتمان مطبوعات مضر برای نوجوانان” در آلمان اعلام كرد این بازی به دلیل اینكه یك روحیه شبه نظامی در كودكان ایجاد می كند، آنها را به تخریب تشویق میكند، تفكرات غیرمعمول را برمی انگیزد و روحیه تهاجمی و نهایتا مشكلات جسمی نظیر سردرد ایجاد میكند، برای اطفال مناسب نیست. این ممنوعیت تا سال 2002 در آلمان ادامه داشت

 در اینجا، پس از نوشتن حدود 2000 كلمه، این بخش را نیز به پایان می بریم و برای شما آرزوی موفقیت می كنیم. تا قسمت بعدی خداحافظ

در قسمت بعدی خواهید دید و خواند....

 


منبع: آینده نیوز


روزگار دو روز است ، روزی به سود تو و روزی به زيان تو
۱۳۸۹/۸/۱۸ صبح ۰۷:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, 1991, john doe, سم اسپید, منصور, Kassandra, محمد, رزا, اسکورپان شیردل, بانو, سروان رنو, اهو, الیشا, ژان والژان, dered, مگی گربه, ریچارد, لمون, واتسون, هایدی
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 487
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 360
( 7465 تشکر در 87 ارسال )
شماره ارسال: #51
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۸/۱۸ صبح ۰۷:۳۲)پدرام نوشته شده:  


شما كل فرهنگ عربی رو زیر سوال بردید با این سوالتون، شما ندیدی می گن مثلا ابو حامد؟ یعنی بابای حامد، یا مثلا ابو خلیل، یعنی بابای خلیل، اینم فكر كنم عربیش بوده "ابو ابن شجاع" كه نهایتا در فارسی به دست ما رسیده "پدر پسر شجاع"‌

کسی در اینجا میداند نام پدر حضرت علی(ع) چه بوده است؟

میگویند علی بن ابیطالب و مردم فکر میکنند یعنی : علی پسر ابیطالب

در حالیکه ترجمه درست علی بن ابیطالب میشود : علی پسر پدر طالب

فرزند اول نزد اعراب قداست خاصی داشت بنابراین همه فرزندان بعدی را بشکل " فرزند پدر فرزند ارشد" می خواندند. علی ، برادر بزرگتری داشت طالب نام، و ابیطالب یا ابوطالب یعنی پدر همین فرزند.اگر تعداد فرزندان کم بود و در حد یک یا دو بود نام اصلی پدر گفته میشد: مانند محمد بن عبدالله

نام اصلی پدر حضرت علی (ع) ، عمران بود (همنام پدر موسی نبی)

۱۳۸۹/۸/۱۸ صبح ۰۸:۰۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, پدرام, Kassandra, رزا, بانو, سروان رنو, دن ویتو کورلئونه, هری لایم, ژان والژان, dered, مگی گربه, خانم لمپرت, seyed, هاكلبري فين, لمون, هایدی
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6241 تشکر در 80 ارسال )
شماره ارسال: #52
RE: برنامه های دهه 60

لینک دانلود موسیقی تیتراژ برنامه کودک قدیم

http://www.4shared.com/audio/nxRrX7y2/ti...oodak.html

 


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۸۹/۸/۱۸ صبح ۰۸:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, پدرام, Kassandra, هری لایم, رزا, الیشا, ژان والژان, dered, هاكلبري فين, لمون, هایدی
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4155 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #53
RE: برنامه های دهه 60

یه خوراکی هایی بودن قبل از دهه 60 که من به سختی به یاد می آرم . اما یادمه دوس داشتم و برام خریده میشد مثل فانی فیس . که بعدها در دهه 60 یه دوره تقلبیش اومد .

یا عروسک های اسپایدر من  کوچیک که تو دلشون آدامسای مربع مربع بسیار ریز وجود داشت . خود عروسک ها قرمز و مشکی بود اما آدامس های داخلشون لیمویی یا  پرتقالی بود .

قرس های پز (PEZZ) هم بود که مثل تیر های خشاب چیده میشد توی یه محفظه که سرش کله ی میکی ماوس یا گوفی ... بود .


خوشبختانه الان هم محصولات PEZ  در برخی بقالی ها یافت میشه . یه فنری توش تعبیه شده بود که قرص ها رو تک تک  EJECT  می کرد بیرون .


راستی دوستان یادشون میاد دوره ی کودکیمون به روبات میگفتیم آدم آهنی . و از اسباب بازی های رایج  بود .

دهه 60 اسباب بازی پسرونه ی دیگه ای که باب شد  , آدمک های سرباز بودن که من تعداد زیادی داشتم . برای خودم اونها رو لشکر بندی میکردم و براشون فرمانده تعیین میکردم و بر اساس فیلم های جنگی که در سینما میدیدم ( مث شیرهای جوان - فرار بزرگ- تفنگ کهنه- زنرال دلارو وره - رم شهر بی دفاع - گذرگاه - ) یا در ویدیوی یکی از اقوام ( صلیب آهنین - قلعه عقاب ها - توپ های ناواران - ... ) براشون سناریو چینی می کردم .

سربازها در حالت های مختلف ساخته شده بودن . یکی خبردار ایستاده بود . یکی داشت سینه خیز می رفت . یکی پشت تیربار بود . اون یکی سنگر گرفته بود . چنتا تانک و کامیون هم داشتم .

کسی گذرگاه رو یادشه ؟ باشرکت آنتونی کویین و ملکوم مک داول ؟ مک داول در نقش یک افسر اس اس بازی می کرد که به دنبال آنتونی کویین بود . حدود 61 - 62 در سینما عصرجدید دیدم .


آتش بر فراز تله مارک هم بود . ریچارد هریس بازی می کرد و در مورد یه گروه از کماندو های آمریکایی بود که مامور شده بودن سکوی پرتاب تعدادی از موشک های V2  ی آلمان رو که در دانمارک مستقر بود کشف و منهدم کنن . این فیلم رو هم اوایل دهه 60 در سینما امپایر دیدم که تازه شده بود استقلال . اما همه همچنان بهش میگفتن امپایر .



فایل های ضمیمه بند انگشتی
           
۱۳۸۹/۸/۱۸ عصر ۰۵:۰۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, پدرام, john doe, رزا, Kassandra, سروان رنو, ژان والژان, زرد ابری, dered, مگی گربه, ریچارد, لمون, واتسون, هایدی, جیمز باند
رزا آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 228
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۲۹
اعتبار: 50


تشکرها : 5834
( 3297 تشکر در 14 ارسال )
شماره ارسال: #54
RE: برنامه های دهه 60

سریال چون باد دویدن

I can jump puddles

http://www.uk.imdb.com/title/tt0138505/

چون باد دویدن

عکسی از هنرپیشه نقش آلن مارشال در قرن بیست و یکم

آلن

http://www.dvdbits.com/reviews.asp?id=3364

سریال اسپاروخان

اسپاروخان..

http://www.turklib.ru/?category=general_...a_-_dvdrip

سریال پرستار دهکده

The District Nurse

http://www.uk.imdb.com/title/tt0135088/

پرستار دهکده

عکسی از هنرپیشه پرستار دهکده در سنین پیریnnnn:

پرستار

۱۳۸۹/۸/۱۸ عصر ۱۰:۳۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, اسکورپان شیردل, پدرام, بهزاد ستوده, اهو, ژان والژان, زرد ابری, dered, مگی گربه, هاكلبري فين, لمون, هایدی
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #55
RE: برنامه های دهه 60

يكي از سريالهاي قديمي برنامه كودك كه فكر كنم اواخر دهه شصت و يا اوايل هفتاد بعد از ظهر جمعه  از شبكه اول پخش مي شد سريال تعطيلات تابستان ، در تابستان يا يك چيزي شبيه اين بود. متاسفانه ماجراي اين سريال به طور كامل يادم نيست ولي فكر مي كنم مربوط به پسر بچه كوچكي بود كه تصميم گرفته بود در تعطيلات تابستان جايي كار كند. نقش  اون شخصي كه صاحب كار ايشون بود رو آقاي عنايت شفيعي ايفاء مي كردند. فكر نكنم جناب شفيعي در هيچ نقش ديگري اينقدر دلهره آور و ترسناك جلوه كرده باشند!zzzz: من كه خيلي خيلي از نگاهي كه در چشمهاي ايشان ديده مي شد مي ترسيدم و وقتي تصميم به تنبيه پسربچه مي گرفت ديگر واقعا طاقت ديدن ادامه سريال را نداشتم! zzzz:نه انصافا اين واقعا سريال مناسبي بود براي بچه هاي سن و سال ما؟ واقعا اين بعد از ظهر جمعه به نوعي زهرمارمون ميشد با اين سريال! asabi


آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۸/۱۸ عصر ۱۰:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, اسکورپان شیردل, دشمن مردم, dered, مگی گربه, هاكلبري فين, لمون, واتسون, هایدی
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 901
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۶/۶
اعتبار: 39


تشکرها : 2215
( 5220 تشکر در 67 ارسال )
شماره ارسال: #56
RE: برنامه های دهه 60

اسم سریال"خانه درانتظار "بود

داستانش مربوط به دوران جنگ بود  یک صحنه  از این سریال بود که هیچوقت یادم نمیرود

پسر ه که اسمش را فراموش کرده ام شب توی یک قهوه خانه می خوابد و سحر از اونجا خارج می شود شاگرد قهوه خانه که بچه بامعرفتی است صد تومان به او می دهد و صبح که می شود صاحب قهوه خانه می بیند پولی توی دخل نیست  میگه

"حرومی  صدتومن کاشتم تو دخل  دروش کردی"


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۱۳۸۹/۸/۱۸ عصر ۱۰:۴۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, رزا, Kassandra, اسکورپان شیردل, دشمن مردم, زرد ابری, dered, مگی گربه, لمون, هایدی
john doe آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 279
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱۱/۲
اعتبار: 30


تشکرها : 1526
( 1951 تشکر در 17 ارسال )
شماره ارسال: #57
RE: برنامه های دهه 60

یه حاشیه کوچیک بیام.

یادتونه توپهای پلاستیکی رو. تمام خاطرات خوب فوتبالی ما با همین توپ ها بود تو کوچه، خیابون با اون دروازه های گل کوچیک. یادتونه همیشه می ترسیدیم بیافته تو جوی آب که گلی بشه.یکی که شوت بلند می زد می افتاد تو خونه همسایه کلی داد و بی داد سرش می کردیم می گفتیم حالا خودت برو بگیر. بعضی ها هم که می گرفتن توپ رو جلوی چشمون با چاقو پاره می کردند. بعد بهش می گفتیم حالا خودت برو یکی بخر.

برای اینکه توپ سنگینتر بشه و دووم بیشتری داشته باشه و هی سوراخ نشه توپ ها رو دولایه می کردیم و بعضی وقت ها به سه لایه هم می رسید.موقع خرید هم باید دقت لازم رو می کردیم و توپ رو تست می کردیم که کم باد نباشه و معمولا" از توپ قبلی که سوراخ شده بود برای لایه استفاده می کردیم یا توپ کم باد رو با قیمت پایین تر از مغازه دار می خریدیم.

باید مواظب توپ می بودیم چون توپ حساسی بود و با کوچکترین ضربه به جای تیز سوراخ می شد و با اولین شوتی که بهش می زدیم می دیدیم توپ تا نصفه رفته تو.

کلیه این عوامل دست به دست هم داده بود که بچه های خوش تکنیکی در بازی با توپ پلاستیکی داشته باشیم. خیلی ها موفقیت فوتسال رو به خاطر بازی بچه ها با همین توپ ها در کوچه و خیابون می دونستند.

از شرکت های تولید کننده که یادم میاد امید و شهاب و چندتا دیگه اسمای اینجوری بود.

راستش خیلی وقت ها که دیگه تو کوچه ها از این جور چیزا نمی بینم . نکنه ما نباید توپامون رو می بردیم تو خوته.شاید بچه ها به این نتیجه رسیدند که برن دنبال کالای با کیفیت تر.

شایدم زمونه عوض شده و این کارا باعث آبرو ریزیه......

اگه خواستید یه سری به اینجا بزنید . بعضی چیزای جالب داره.

http://dahe40liha.loxblog.com/

البته فیلثر شکن می خواد.

۱۳۸۹/۸/۱۸ عصر ۱۱:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, هری لایم, دشمن مردم, Kassandra, پدرام, محمد, بانو, رزا, سروان رنو, اهو, اسکورپان شیردل, ژان والژان, زرد ابری, dered, مگی گربه, لمون, هایدی, Memento, جیمز باند
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4155 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #58
RE: برنامه های دهه 60

همینطوره جان دو جان . دیگه توی کوچه فوتبال بازی کردن کار بی کلاسی به حساب میاد و به جاهای پست شهر محدود شده . اما دوره ی ما واقعا اینطور نبود .

 لایی خوردن خیلی بد محسوب میشد ( آخه واقعا چرا ؟؟!!) گاهی اوقات که توپ به تیر دروازه میخورد همه کیف میکردیم . حتی بیشتر از گل . معمولا 2 به 2 بازی میکردیم و گاهی وقتا 3 به 3 . اگه 3 تا تیم میشدیم جذابیتش بیشتر میشد . چون تیم بازنده باید بیرون میشست .

 شرطی هم بازی میکردیم سر دوغ یا بستنی چوبی . کسی کانادافراستای لیمویی رو یادشه که سبز رنگ بودن ؟ پاک میزد . پرتقالیش رو هم تولید میکرد . اما از حدود 63 به بعد ور افتاد و انواع تقلبی و بی کیفیت به بازار اومد . همش رنگ و شکر بود . اما همه میخوردیم چون چیز دیگه ای وجود نداشت .

 اون کانادافراست ها خوشمزه ترین بستنی های جهان بودن .

۱۳۸۹/۸/۱۹ صبح ۱۲:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : john doe, سم اسپید, دشمن مردم, پدرام, رزا, ژان والژان, dered, لمون, Memento, هایدی
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 487
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 360
( 7465 تشکر در 87 ارسال )
شماره ارسال: #59
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۸۹/۸/۱۸ عصر ۱۰:۳۵)Kassandra نوشته شده:  

يكي از سريالهاي قديمي برنامه كودك كه فكر كنم اواخر دهه شصت و يا اوايل هفتاد بعد از ظهر جمعه  از شبكه اول پخش مي شد سريال تعطيلات تابستان ، در تابستان يا يك چيزي شبيه اين بود. متاسفانه ماجراي اين سريال به طور كامل يادم نيست ولي فكر مي كنم مربوط به پسر بچه كوچكي بود كه تصميم گرفته بود در تعطيلات تابستان جايي كار كند...

سریالی هم بود با عنوان تابستانی که گذشت داستان پسر بچه ای که تعطیلات تابستان خود را به روستا می رود. علاقه او به کوهنوردی و سنگ موجب میشود بدون کمک افرادی حرفه ای از ارتفاعی سخت صعود کند که ناشیگری او باعث سقوط و شکستن پا میشود. ادامه داستان با پای گچ گرفته پسر ادامه می یابد... پس از بهبودی با دوستانی آشنا مجددا به کوه صعود میکند. زبان شیرین پسر (که بنظرم سین را شین تلفظ میکرد) و علاقه مفرطش به کوه و آن بازیگر پیر که از اسم اصلیش فقط سام را بیاد دارم کل خاطرات من ازین سریال است

(۱۳۸۹/۸/۱۸ عصر ۱۰:۴۲)بهزاد ستوده نوشته شده:  

اسم سریال"خانه درانتظار "بود

سریال خانه در انتظار در اولین پخش صبح های جمعه از شبکه دوم پخش میشد

۱۳۸۹/۸/۱۹ صبح ۰۷:۵۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, سم اسپید, Kassandra, پدرام, بانو, رزا, دشمن مردم, ژان والژان, زرد ابری, dered, ریچارد, لمون, هایدی
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6241 تشکر در 80 ارسال )
شماره ارسال: #60
RE: برنامه های دهه 60

هر چقدر از کارتونهایی که قبل از انقلاب و اوایل انقلاب پخش میشدند صحبت کنیم بازهم دوست داریم بیشتر درین باره بگوییم و بنویسیم و بشنویم. در مورد کارتونهایی که قبل از انقلاب پخش میشد مثل تارزان و عصرحجر (فلینستونها) و مردعنکبوتی و سوپرمن و بتمن و ... ، چون نیاز به منابع بیشتری است هروقت که به این منابع دسترسی پیدا کردیم مینویسیم. و اما یک سری از کارتونهای دهه شصت قبل از پخش فلّه ای کارتونهای ژاپنی با ذکر مشخصات :

 

1-یادمه اوایل انقلاب از شبکه استانی ( آنموقع شبکۀ استان ما فقط صبح های جمعه برنامه داشت و بیشتر کارتون و فیلمهای سنمایی پخش میکرد) کارتونی پخش میشد به نام گربۀ استثنایی با نام اصلی top cat که البته از این کارتون فقط تیتراژ آن را به یاد دارم:

 

 

لینک مشخصات گربۀ استثنایی:

http://en.wikipedia.org/wiki/Top_Cat 

2-کارتون یوگی و دوستان را خیلی دوست داشتم. مخصوصاً عاشق شخصیتهای منفیش بودم مثل آقای وندال یا آقای نظیف و ... با دوبلۀ زیبای شهروز ملک آرایی.

 ... یوگی و بوبو

...پیترپوتاموس ...ماگیلا 

اینهم کوئیک درا مک گرای معروف و ترانۀ معروفترش:

 

Yippee yi-o ki-a         Galloping all the way          Here comes Quick Draw McGraw! 

Yippee yi-o ki-a          Galloping all the way          Great big star on his chest

Outdraws all of the rest           Fastest gun in the west 

Yippee yi-o ki-a          Riding around your way      Here comes Quick Draw McGraw!

The high-falutin'est     Fastest shootin'est             Cowboy you ever saw

That's Quick Draw McGraw!

      

 لینک مشخصات یوگی و دوستان:

http://en.wikipedia.org/wiki/Yogi's_Gang

http://www.imdb.com/title/tt0156244/ 

 گویا جدیدا فیلمی به صورت انیمیشن سه بعدی ساخته شده به نام یوگی خرسه که در واقع همان کاراکترهای کارتون یوگی و دوستان در آن حضور دارند. به جای یوگی ، دان آکروید و به جای بوبو ، جاستین تیمبرلیک صحبت میکند. این انیمیشن قراراست از حدود یک ماه دیگر روی پرده برود.

 

3-گربه کلوندایک هم از کارتونهای مورد علاقه من بود با جمله معروف موشه: "ناجی افسانه ای همه جا هست!"

                                               

لینک مشخصات گربه کلوندایک :

http://en.wikipedia.org/wiki/Klondike_Kat 

4-پروفسور بالتازار رو هم که معرف حضور است ؛ دانشمندی با تیپی شبیه یهودیها که به راحتی به رویاهایش جامۀ عمل میپوشاند.

 

لینک مشخصات پروفسور بالتازار :

http://www.imdb.com/title/tt1309602/ 

5- توشه لاک پشت (یا بهتر بگویم توتو لاک پشت) که همیشه خدا از موقعیت حال حاضر خود شاکی بود و دلش میخواست که شغل دیگری داشته باشد( مثل خیلی از ماها که از وضعیت شغلی فعلی خود ناراضی هستیم و فکر میکنیم مرغ همسایه غازه!) و آقای جادوگر هم با اجی مجی لاترجی خود به دادش میرسید:

Drizzle, Drazzle, Drozzle, Drome, Time for this one to come home!

اما دست آخر به این نتیجه میرسید که: کار هر بز نیست خرمن کوفتن ، گاو نر میخواهد و مرد کهن!

  

لینک مشخصات توتو لاک پشت:

http://en.wikipedia.org/wiki/Tooter_Turtle 

6- باغچۀ سبزیجات را هم قبلا معرفی کردیم

 

  اینهم لینک مشخصاتش:

http://en.wikipedia.org/wiki/The_Herbs

7-و اینهم لینک مشخصات مامفی با نام اصلی Here Comes Mumfie

http://www.imdb.com/title/tt0823984/

http://www.toonhound.com/mumfie.htm

                       

8- کارتون گوریل انگوری ( با نام اصلی The Great Grape Ape Show) هم از کارتونهاییست که در دهۀ شصت پخش میشد. من آن قسمت را که مربوط به بازی فوتبال آمریکایی هست خیلی دوست دارم. جدیدا این کارتون به صورت سی دی به کلوپ ها آمده که من نمیدانم آیا با همان دوبله بیادماندنی قدیم پخش شده یا اینکه دوباره دوبله شده:

 

لینک مشخصات گوریل انگوری:

http://www.imdb.com/title/tt0181923/

http://en.wikipedia.org/wiki/The_Great_Grape_Ape_Show 

9- ملوان زبل با نام اصلی پاپای هم کارتونی بود که هم قدیم پخش میشد و هم جدیدا پخش میشود ؛ البته با جرح و تعدیل فراوان!

 

لینک مشخصات پاپای:

http://en.wikipedia.org/wiki/Popeye 

یک سری از این کارتون هم پیدا کردم که متعلق به دهه سی میلادی است. اگر دوستان درمورد پخش این سری هم اطلاعاتی دارند ممنون میشوم که بنویسند. گویا کارتون پاپای قبل از انقلاب هم پخش میشده.

 لینک مشخصات پاپای قدیمی:

http://en.wikipedia.org/wiki/Popeye_the_...33_cartoon)

http://www.imdb.com/title/tt0024461/ 

10- کارتون تنسی تاکسیدو هم از کارتونهایی بود که به خاطر دوبلۀ زیبایش معروف شد. یک "پنگوئن احمق" و یک "شیرماهی کودن" در هر قسمت دست به خرابکاریهایی میزنند که موجب عصبانیت رئیس باغ وحش میشود. آقای ووپی و کمد معروفش هم که بعدها ضرب المثل شد بازهم با صدای زیبای شهروز ملک آرایی ماندگار شد. متاسفانه جدیدا این کارتون با دوبلۀ جدید در کلوپ ها پخش شده که که با این دوبله ، کارتون تنسی تاکسیدو تبدیل به یک کارتون معمولی شده.

 

لینک مشخصات تنسی تاکسیدو:

http://www.imdb.com/title/tt0214375/

http://en.wikipedia.org/wiki/Tennessee_T..._His_Tales 

(راستی حالا که صحبت از دوبله های جدید شد بد نیست به افتضاح ترین دوبلۀ جدید کارتونی اشاره کنم و آن هم دوبلۀ کارتون ماجراهای گالیور است آنقدر صداهای بدی برای گالیور و سایر شخصیتها انتخاب شده که اصلا نمیتوانم حتی یک دقیقه از این دوبله را هم تحمل کنم! متاسفانه سرپرست گویندگان جدید این کارتون ،خود آقای اکبر منانی است که به جای نقش قدیمش – گلام- صحبت کرده ، اما جای تعجب است که چرا برای سایر شخصیتها بویژه بانکو و ایگل ، چنین صداهایی را انتخاب کرده است؟ )


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۸۹/۸/۱۹ صبح ۰۸:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, سم اسپید, Kassandra, هری لایم, john doe, پدرام, محمد, بانو, رزا, دشمن مردم, Classic, اهو, الیشا, ژان والژان, زرد ابری, dered, مگی گربه, BATMAN, هاكلبري فين, ریچارد, لمون, واتسون, هایدی, جیمز باند
ارسال پاسخ