[-]
جعبه پيام
» <حسن شمس> محمد عبادی دوبلور پیشکسوت کشورمان شب گذشته دار فانی را وداع گفت روحش شاد
» <شارینگهام> سلام و تسلیت بابت درگذشت استاد عبادی.همین دیشب داشتم یک کارتون قدیمی را با صدای ایشان می دیدم و لذت می بردم، روحش شاد
» <کاپیتان اسکای> 23 امرداد زادروز مردی است... http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...7#pid37367
» <کاپیتان اسکای> که به تهیه کننده التماس می کند، به بازیگر التماس می کند، به موسیقی دان التماس می کند،
» <کاپیتان اسکای> به رادیو، تلویزیون التماس می‌کند، به مردم التماس می کند، به سرطان التماس می کند و پاسخ سرد و یخ همه‌ی آن‌ها او را خسته و خُرد نمی کند.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 14 رای - 4.57 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برنامه های دهه 60
نویسنده پیام
سلطان هالیوود آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 10
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۲/۲۴
اعتبار: 1


تشکرها : 6
( 30 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #441
RE: برنامه های دهه 60

[quote='رزا' pid='7991' dateline='1293730821']

یکی از فیلمهای جالب دهه شصت که فکر میکنم یا جمعه بعد از ظهر یا شب پنج شنبه به نمایش در اومد فیلم The Loneliness of the Long Distance Runner که فکر میکنم به اسم دونده ماراتن در ایران پخش شده..داستان پسری که استعداد دویدن داشت و در عین حال دست به دزدی میزد...تام کورتنی بازیگر باسابقه انگلیسی نقش دونده رو بازی میکرد..بازی بیادماندنیش در فیلم متصدی لباس خیره کننده بود...این فیلم یاد آور فیلم پرتقال کوکی ولی در ژانر دیگه بود.

The Loneliness of the Long Distance Runner

محصول 1962 انگلیس

http://uk.imdb.com/title/tt0056194/

http://en.wikipedia.org/wiki/The_Lonelin...nce_Runner

دونده

از برنامه های مستند دهه شصت مستندی بود که james burke اجراش میکرد و حتی یادمه در قسمتی که قرار بود در مورد حواس پنجگانه صحبت کنن از شخصیت ریک فیلم کازابلانکا استفاده کرده بودند...

http://x-journals.com/2009/james-burke-c...nnovation/

جیمز بورکه

برنامه ای هم بود به اسم چرا و به چه علت که فکر میکنم در برنامه کودک نمایش داده میشد ولی متاسفانه نتونستم اطلاعاتش رو پیدا کنم cryyy!و برنامه دیگه ای که فکر میکنم مال کشور انگلستان بود و مردی شبیه جرمی کلارکسون نجاری رو آموزش میداد..حتی در یکی از قسمتهاش ماکت رولز رویس رو ساخته بود..بازم نتونستم اثری ازش بگیرم.cccc:

یه فیلم آلمانی هم یادم میاد در مورد مردی که زن و بچه اشو در تصادف جاده ای از دست میده و البته نشون میدن که تصمیم به انتقام میگیره و لباس چرمی مشکی میپوشه و سوار موتور میره راننده های ماشین باری رو به قتل میرسونه و در آخر فیلم نشون میدن که این دوستش بوده که بخاطرش این انتقامها رو میگرفته.tajob

                                                                                              {#smilies.heart} اسم اون فیلم اولی : تنهایی یک دونده ی  دو استقامت{#smilies.heart}


درام، یعنی زندگی بدون تکه های خسته کننده ی آن Heart آلفرد هیچکاک
۱۳۹۳/۷/۲۱ عصر ۰۲:۵۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زینال بندری, پیرمرد, BATMAN, هانا اشمیت, Kurt Steiner, زرد ابری, سرهنگ آلن فاکنر, پرشیا, ژان والژان, سروان رنو, برو بیکر, لمون, بلوندی غریبه, گولاگ, حمید هامون, رضا خوشنویس, آنا کارنینا, واتسون, هایدی
Kurt Steiner آفلاین
Commanding The 12th Parachute Detachment
***

ارسال ها: 477
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱/۲۹
اعتبار: 39


تشکرها : 1283
( 6818 تشکر در 180 ارسال )
شماره ارسال: #442
RE: برنامه های دهه 60

به نام خدا

و با سلام به دوستان کافه کلاسیک  

.

.

این نوشته تنها یک یادآوری معمولی و ساده از چند کتاب و فیلم کودکان است ...

.

[ دلم میخواست میشد قبل از شروع صحبت درباره موضوع اصلی؛ خارج از نام، کاراکتر، آواتار و ... همانند دوران کودکی لحظه ای مینشستیم کنار هم و از خودمون حرف میزدیم ... مثل وقتهایی که ظهرهای تابستون بعدِ یک فوتبال جانانه، هفت سنگ و الک دولک، با یک پارچ آب یخ خنک، کنار جوی کوچه مینشستیم و از خاطره هامون، فکرهامون، از آرزوها و آینده مون برای هم تعریف میکردیم - بگذریم که گاهی وقتها یکی از بچه ها معرفت بخرج میداد و بقیه رو کیک و نوشابه هم مهمون میکرد - اون موقع ها بود که خواهر های کوچکمون اونطرفتر گوشه آسفالت تازه کوچه رو با گچ جدول می کشیدن و روش لی لی میکردن؛ برای ما هیچی تو دنیا جز همون لحظات شاد و با صفا ارزشی نداشت .

راستی اون بچه ها الان کجا هستند ؟ ... دلم برای جلال، احمد، آرش و مسعود و خسرو و روهام  ... تنگ شده . یادمه همیشه موقع فوتبال بین ما چند تا اسم مرتب تکرار میشد؛ گلیت، فان باسن، ریکارد و آث میلان ... اما جلال که دروازه بان ما بود یک اسمو بیشتر از همه دوست داشت ... والتر زنگا ...

اونها همون بچه هان؛ بچه های درس، بچه های کار، بچه های درد . همونهایی که حتی اگه تو مدرسه بزرگترای کلاسم بودن - بهشون میگفتیم عمو - موقع کتک خوردن از شیطنت - خلافای کوچیک - ، سعی میکردن با اونهمه شلنگی که به کف دستشون میخورد جلوی ما گریه نکنند . موقع تصحیح مشقها و دیکته ها، با اینکه بچه های درس خون کلاس اسمشونو به معلم میدادن؛ ولی بازم معرفت داشتن و موقع یار کشی تو زنگهای ورزش هوای همه رو داشتند ... راستی واقعاً کجان؟ چی شدن؟ شاید اون بچه ها، اون خاطرات و چهره ها پشت همون میز و نیمکتها موندن و ما رو جا گذاشتن ... دوست دارم با یادآوری برخی خاطرات یادمون بیفته کی بودیم؟ کجاییم؟ داریم چکار میکنیم و به کجا میریم؟ برای همین ... این بار یادی می کنم از چند جای خالی از داستانها و فیلمهای کودکان و نوجوانان از دهه شصت مربوط به میهن خودمون ... ]

.

.

شاید حرف زدن و صحبت از داستانها و قصه ها، عروسکها و فیلمهای کودکان و یک کلام ادبیات کودک - چه داستانی و چه نمایشی - بدون نام بردن از چند اسم ماندنی و تاثیر گذار، کاری غیر ممکن باشد . در هر دوره ای همیشه چند نام بوده اند . مثلاً کسانی که بچگی اونها در دهه پنجاه سپری شده، صمد بهرنگی رو خوب میشناسند با قصه اولدوز و کلاغها - نمیدانم چرا این قصه اینقدر تاثیر گذار بود . شاید بخاطر تمام غصه ها و آرزوهای کودکانه که میشد اونها رو در یک قصه جمع کرد -

و همینطور محمود کیانوش - شاعر خوب کودکان - و بهروز غریب پور ...

بچه بودم که مادرم می گفت :

پدرت آفتاب خانه ماست

دل ما روشن از ترانه او

دل او روشن از محبت ماست

.

حرف مادر درست بود، ولی                      

معنی حرف را نفهمیدم                      

سالها رفت و من بزرگ شدم                      

بر سر درس ومشق کوشیدم ...

.

.

اما برای کودکان دهه شصت چند نام دیگر شاید خیلی  آشناتر باشند . نویسندگان و شاعرانی مثل مهدی آذر یزدی و وحید نیکخواه آزاد

.

چه کسی گفت به خورشید بتاب ؟

چه کسی گفت به پاخیز به آب ؟

چه کسی گفت برو صبر نکن ...

خانه جز در دل آن ابر نکن ...

.

- ایشان زمانی مدیر گروه برنامه کودک سیما در اوایل دهه شصت بودند و در زمان ایشان برنامه های خوبی در گروه کودک نمایش داده میشد -

و البته اسامی دیگری هم هستند . مثل رضا رهگذر، شکوه قاسم نیا، مصطفی رحمان دوست، محمد آقابالایی، شراره وظیفه شناس، محمد میرکیانی و ... که شعرها و داستانهای زیبایشان درکتابها و مجلات کودکان در دهه شصت بچاپ می رسید .

نمونه هایی از کتابهای خاطره انگیز دهه شصت ...  - جدا از قصه هایی مثل چوپان پیر، دنی قهرمان جهان، ایندرا دختر هند، آقا روباهه ( روباه شگفت انگیز )، تیستو، افسانه گل سنگی ( کتابهای طلایی )، قصه های من و بابام، راز ساختمان زرد، سه ماهه تعطیلی، پروفسور شگفت انگیز، پسری بنام میگل، برادران شیر دل و ...  -

در دهه هفتاد قصه ها و داستانها و نویسندگان دیگر حضوری پر رنگتر داشتند .  مانند نوشته های مرحوم قیصر امین پور در مجلات سروش نوجوان :

چشمه ها در زمزمه، رودها در شستشو
موجها در همهمه، جوي ها در جستجو

باغ، در حالِ قيام، كوه، در حالِ ركوع
آفتاب و ماهتاب، در غروب و در طلوع ...

.

و چند نمونه از کتابهای خوب کودکان در دهه هفتاد...

.


.

سینمای کودک :

سینمای کودک فرای نام آن در عین سادگی کاری پیچیده است و تعدادی از کارگردانان کشورمان کار خود را از فعالیت در آن آغاز نمودند . اگر فیلمهای سینمای کودک را دسته بندی کنیم به فیلمهای مربوط یه خود کودکان و فیلمهایی در موضوع و در رابطه با کودکان؛ در حوزه ساخت فیلم کودک چند اسم مثل ستاره های آسمان پرفروغ هستند . به غیر از فیلمهای بیادماندنیِ

تفنگهای چوبی - ساخته شاپور غریب، همراه با آهنگ و تمی زیبا  -

دونده و سازدهنی - امیر نادری -

اولی ها و خانه دوست کجاست - عباس کیارستمی -

باشو غریبه کوچک - بهرام بیضایی -

.

برای کودکان و نوجوانان دهه شصت یک نام خیلی پر رنگ است . نامی که در پس فیلمها، در تیتراژ آخر فیلم و قبل از جمله " به سفارش گروه کودک شبکه دو " می آمد عنوانی بنام : کیومرث پور احمد

اگرچه بچه های نسلهای بعدی در دهه هفتاد ایشان را با قصه های مجید اثر نویسنده خوب و پر افتخار میهنمان، هوشنگ مرادی کرمانی، خواهران غریب و بخاطر هانیه میشناسند اما برای بچه های دهه شصت نام ایشان مساوی است با چند فیلم زیبا و بیادماندنی که مهمترین آن :

آلبوم تمبر، تار و پود، گاویار، یادگار دایی جواد و بی بی چلچله است .

بی بی چلچله دوستی پسرکی را با یک راننده کامیون که ورای چهره ای خشن، دل مهربانی داشت؛ بتصویر می کشاند . اما گاویار از جنبه هایی بسیای شبیه به فیلم خانه دوست کجاست؟ ساخته عباس کیارستمی بود .

به غیر از مکان و قصه فیلم، در هر دو مورد ما شاهد یک حس مسئولیت عمیق و پاکی و بی آلایشی کودکان هستیم . در فیلم اول کودک تلاش میکند دفتر مشق را به دوست همکلاسی خود باز گرداند و در فیلم دوم گویا نوجوانی همان کودک را میبینیم که به دنبال کامیونی میرود که گاو های مردم را تلف کرده است .

اما آلبوم تمبر دراین میان یک استثنا است . در این فیلم ما نهایت دنیای ساده و زیبای دو نوجوان را می بینیم؛ همراه یک داستان ساده و سر راست از بچه هایی که در آستانه ورود به دنیای آدم بزرگها، اشتباه میکنند، فداکاری و گذشت کرده و یکدیگر می بخشند ...

آلبوم تمبر درمورد دو بچه است که با هم تمبرهای یک آلبوم مشترک را جمع آوری میکنند . پدر که خود زمانی به این کار مشغول بوده نمیخواهد پسرش راه او را طی کند . لذا آلبوم را پیش خود نگه میدارد و پسرک بیخبر از همه جا دوستش را متهم به برداشتن آن میکند و ...

فیلم بواسطه استفاده از بازیگران محلی با لهجه ای زیبا - یزد - و نشان دادن فضاهایی ساده بسیار تاثیر گذار است . بطوریکه بعدها در دهه هفتاد فیلمهایی به این سبک ساخته شدند مثل فیلم نیاز...

بازی کودکان زیباست . مثل محمد و دوستش کاظم که پیوسته تمبرهای جدیدی را به آلبوم اضافه میکنند و یا خواهر کوچک محمد که مواظب بچه ها هست تا پدر بویی نبرد . اما بالاتر از همه مراد علی - رضا وزیری - است . اگر چه بازی او بسیار کوتاه است اما ... 

مراد علی مرد ساده و کند ذهنی است که با هر تمبر و عکسی که بدست می آورد؛ خوشحال میشد و می خندید . آنرا به بچه ها نشان میداد و با ذوق به آن میگفت عسک ...  دوباره می خندید ... برای لحظه ای سکوت میکرد و شما اعماق غم را در چشمان او می دیدید و ... لحظه ای بعد باز هم می خندید .

اگر چه شاید این فیلم در دهه شصت از فیلمهای دیگر کارگردان آن معروفتر شد؛ اما بشخصه فیلم تار و پود را بهترین فیلم پور احمد در دهه شصت میدانم . جاییکه مسوولیت، معصومیت، پاکی و فداکاری در قصه فیلم مخاطبین را تحت تاثیر قرار میدهد .

برادری که برای تحصیل از روستا به شهر میرود و خواهر کوچکش - خانم نجمه مشروطه - که با دستان کودکانه قالی میبافد و در غیاب برادر از خانواده نیز مراقبت میکند . او قصد دارد هزینه تحصیل برادرش را با بافتن قالی خود جبران کند .

در همان سالها - 1364 - گفته شد دیپلم افتخار جشنواره فیلم فجر به این بازیگر خردسال تعلق گرفت .

.

با یادی از فیلمهای زیبای بادکنک سفید، پایان کودکی، مربای شیرین، کیسه برنج، کلید ....

و... با احترام به کارگردان خوب کشورمان مجید مجیدی که فیلمهای زیادی را با موضوع کودکان ساختند - بلحاظ رعایت تقسیم بندی در این مقوله به فیلمهایی که بصورت غیر مستقیم در رابطه با کودکان و نوجوانان بودند مثل رابطه، پرنده کوچک خوشبختی، دختری با کفشهای کتانی و... پرداخته نشد -

.

بدوک 1370 - پدر 1374 - باران 1379 - بچه های آسمان 1375 - رنگ خدا 1377


.

kurt steiner


دنیا فریبنده و دل انگیز است اما دوامی ندارد .
۱۳۹۳/۷/۲۵ عصر ۰۵:۵۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, زینال بندری, زرد ابری, اسکورپان شیردل, اسپونز, سرهنگ آلن فاکنر, rahgozar_bineshan, برت گوردون, خانم لمپرت, Flirtacia, پرشیا, مگی گربه, ژان والژان, سروان رنو, Joe Bradley, برو بیکر, لمون, بلوندی غریبه, فیلیپ ژربیه, گولاگ, حمید هامون, سارا, رضا خوشنویس, آنا کارنینا, واتسون, هایدی, مموله
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 719
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 69


تشکرها : 10045
( 11036 تشکر در 265 ارسال )
شماره ارسال: #443
RE: برنامه های دهه 60

"Lars Soderdahl" 


متولد 26 جولای "1964" در شهر "Tyreso" استکهلم سوئد

از دیگر آثارِ"اسکورپان" (شیردلِ دهه 60)

Himmel och pannkaka 1977

سریال تلویزیونی / محصول سوئد

خلاصه داستان / 3 دوست در جستجوی یک راز با هواپیمای کوچکی روبرو شده و آن را به پرواز در می آورند

تماشای صحنه هایی از سریال  Himmel_och_pannkaka_1977_.mp4.html

 1974 Karlsson on the Roof 

فیلم تلویزیونی / محصول سوئد

خلاصه داستان / "svante" پسر بچه ای است که  در زیر شیروانی برای خود اتاق کوچکی دارد

روزی با  "karlsson" آشنا میشود که پسسر عجیبی است و این دوستی ماجراهای جالبی را برایشان رقم میزند

صحنه هایی از فیلم Trailer_Världens_bästa_Karlsson_1974_.mp4.html

 Karlsson_på_Taket.mp4.html


من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۳/۸/۱ صبح ۱۲:۵۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هانا اشمیت, زینال بندری, اسکورپان شیردل, ژان والژان, علی بابا, Kurt Steiner, سرهنگ آلن فاکنر, برت گوردون, خانم لمپرت, سروان رنو, سناتور, پیرمرد, مگی گربه, برو بیکر, لمون, بلوندی غریبه, پرشیا, زرد ابری, گولاگ, حمید هامون, Flirtacia, آنا کارنینا, سارا, رضا خوشنویس, واتسون, Princess Anne, هایدی, مموله
Kurt Steiner آفلاین
Commanding The 12th Parachute Detachment
***

ارسال ها: 477
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱/۲۹
اعتبار: 39


تشکرها : 1283
( 6818 تشکر در 180 ارسال )
شماره ارسال: #444
RE: برنامه های دهه 60

به نام خدا

و با سلام به دوستان کافه کلاسیک  

.

.

این پست تنها خاطره و یادی از چند برنامه تلوزیونی در دهه های گذشته است که بدلیل در دسترس نبودن منابع معتیر - فقدان مجلات دهه شصت از قبیل سروش هفتگی - دارای ایراد و اشکالاتی در متن میباشد .

.

به یاد برنامه های قدیمی و خاطره انگیز تلوزیون ...

.

اگر بخواهیم چند جای خالی از برنامه های تلوزیونی دهه های گذشته را نام ببریم؛ در مورد برنامه های کودکان میتوان به موارد ذیل اشاره کرد .

پیک بهاری : این برنامه عروسکی هر سال نزدیک به ایام نوروزِ سالهای 63 تا 65 پخش میشد . قصه آن درباره یک پرنده هما بود که همه ساله در اواخر زمستان، با آمدنش به جنگل مژده رسیدن بهار را به ساکنان آن میداد . اما وقتی در یکی از سالها خبری از او نشد؛ دو کاراکتر عروسکی - دو بچه - تصمیم میگیرند با عبور از کوه بلند آنسوی جنگل برای اهالی خبری از پرنده بیاورند . آنها با تلاش و سختی از کوه بالا میروند و در کنار یک غار، پرنده مجروح را میابند ...

فیلم داستانی درباره پسری است که پولها و عیدی های خود را جمع میکرد و قصد داشت مخفیانه و دور از چشم همه، آنرا برای کمک به جبهه ها خرج کند . اما خواهر کوچکش که فکر میکرد او پولها را برای خرید تلوزیون میخواهد؛ موضوع را برای همه بازگو میکند . این فیلم داستانی گهگاه از فستیوال برنامه های کودکان و نوجوانانِ شبکه اول در سالهای 63 تا 65 پخش میشد - این فستیوال از چند روز مانده به عید با آنونسی زیبا و جذاب، نوید پخشش اعلام میشد . در دو نوبت صبح و عصر برای بچه ها برنامه داشت و معمولاً دو مجری برنامه کودک با هم آنرا اجرا میکردند -

سریال نمایشی در ویژه برنامه نوروزی با حضور آقای امید آهنگر - علی کوچولو - که در طول داستان، او با یک تخم مرغ رنگی در سفره هفت سین دوست میشود .

همچنین برنامه نمایشی دیگری با حضور مرحوم سروش خلیلی و کاراکترهایی به نامهای وحید و حمید در قالب برنامه ای طنز برای بچه ها؛ در ایام نوروز پخش میشد .

فیلم عروسکی قصه کرم شب تاب . این فیلم نسبتاً بلند، داستان یک کرم شب تاب است که قصد داشت با رفتن به پیش جادوگر؛ از او بخواهد او را به شکلی دیگر در آورده و طلسمش را باطل کند . در راه آواز میخواند ... من کرم شب تابم ...و  در مسیرش با کاراکترهای مختلفی روبرو میشد و سراغ جادوگر را از همه میگرفت . در پایان فیلم او به یک فانوس دریایی میرسد و به مردی که در آنجاست کمک میکند تا در آن شب طوفانی همانند فانوسی، راهنما گمشده ها باشد . مرد به کرم شب تاب میگوید جادوگر فقط در قصه ها و افسانه هاست و او با همین شکل تا چه حد میتواند برای دیگران مفید باشد .

سریال زاغی و دوستان این سریال کوتاه در سالهای دهه شصت، در اواسط هفته از برنامه کودکان شبکه یک پخش میشد و موضوع آن ماجراهای یک زاغچه با دوستانش در جنگل بود - با تکنیک و سبکی مانند سریال خاله عنکبوت پخش شده از شبکه دوم سیما -

یک سریال عروسکی آموزشی که همراه با آیتم های مختلف و مجزا لابلای برنامه های عصر جمعه کودکان پخش میشد . کاراکتر آن یک جوجه پرنده - زاغچه - کنجکاو بود که از پرنده هایی که همه در همسایگی هم، بر روی درختان بیشه ساکن بودند؛ سولات خود را میپرسید . کارکتر دانای قصه، هد هد بود که با حوصله جواب سوالات بیشمار جوجه پرنده را میداد .

از آخرین کارهای مرحوم توپچیان، جدا از سریال قورباغه سبز که به سفارش شبکه دوم سیما ساخه شده بود؛ یک برنامه با مجری گری خود ایشان برای برنامه کودکان شبکه اول بود . کاراکتر آن یک عروسک پر حرف و دهان گشاد بود که گهگاه مجری برنامه مجبور میشد در مواقع پر حرفی، زیپ دهان او را بببند . این برنامه آیتم های نمایشی داشت که با سرود و همخوانی همراه بود - مثل برنامه فیتیله -

ابر ای ابر، ابر پر باران ...

ابر ای ابر، ابر پر باران

در دور دستان برقی بزن، شوری به پا کن ...

در دور دستان، مرد شالیکار، شالی میکارد ... شالی میکارد ...

.

تَق، تَق، تَق

میبارد ...

تق، تق، تق ...

می ریزد

در و باز کن مادر جان !

شاید رسیده مهمان ...

در و باز کن مادر جان

شاید رسیده مهمان

.

.

آهای، آهای، باد اومد ... صدای رگبار اومد ...

آهای، آهای، باد اومد... صدای رگبار اومد

باد اومد و داد کشید، برگ درختها رو ریخت ...

باد اومد و داد کشید، برگ درختها رو ریخت

دوید میونِ گلها، از اینجا به اونجا ... از اونجا به اینجا

.

.

به غیر از برنامه آی قصه، قصه، قصه که از برنامه کودکان شبکه اول سیما پخش میشد؛ شبیه به این برنامه در اوایل دهه هفتاد از شبکه دوم با مجری گری خانم سعادت ساخته گردید - از داستانهای زیبای آن میتوان به قصه ببر و دزد و خرمالو اشاره کرد -

ببر و پلنگ و خرگوش ... طوطی و ماهی و موش

شیر و پلنگ و بیشه ... قصه خوبه همیشه !

آهای، آهای بچه ها ! ... بیاین، بیاین، تماشا

که قصه گو دوباره ... قصه تازه داره !

از سریالهایی زیبای کودکان که معمولاً با بازگشایی مدارس از برنامه کودک شبکه یک سیما پخش میشد؛ داستانی درباره چند پسر بچه بود که با هم دوست بودند . وقتی پدر و مادر با خرید کیف و کفش و دفتر و قلم ...، آنها را برای رفتن به مدرسه آماده میکنند؛ یکی از آنها که تحت تاثیر حرفهای سایرین از مدرسه میترسد؛ فرار میکند و در خیابانها سرگردان میشود . دوستانش سرهای ماشین شده شان را نشانش میدهند و به او میخندند . تا اینکه بلاخره ... همراه با اتفاقات داستان و کمک پدر بزرگ قصه، ذهنیتش درباره مدرسه تغییر میکند . نقش پدر بزرگ در این سریالِ چند قسمتی، برعهده آقای رضا بابک بود . 

یکی از ویژه برنامه های کودکان شبکه دوم سیما، ویژه برنامه بازگشایی مدارس بود که با حضور آقای مجید قناد و تعدادی عروسک و کارکترهایی مثل مداد، پاک کن، تراش و ... هر ساله، در هفته آغازین سال تحصیلی پخش میشد .

- برنامه کودکان شبکه دو، در ابتدا ساعات پخشی محدود داشت . مثل جمعه شبها با برنامه بچه ها سلامت باشید . سپس بصورت روز در میان با مدت زمان یک ساعت، پخش برنامه ها آغاز شد و تقریباً همزمان با خرید و پخش اولین سریالهای کارتونی مانند رامکال، دختری بنام نل، دهکده حیوانات و ... پخش آن بصورت هر روزه، اما با مدت زمان نیم ساعت بعلاوه روزهای جمعه، تغییر کرد . با گذشت زمان این برنامه به روال عادی و کنونی در آمد - نیازمند منابع -

ویژه برنامه دیگری با حضور جناب آقای قناد و عروسک و کاراکتری بنام آتقی ساخته شد که بعد از مدتی تبدیل به برنامه شاد و طنز  آتقی و دوستان گردید .

و برنامه زیبا و نمایشی بنام اولی ها که در ویژه برنامه های دهه فجر با حضور حسین محب اهری، منصور والامقام در نقش جامه دار و حمید عبدالملکی بعنوان سلطان... پخش میشد و موضوع آن درباره چند بچه بود که همگی در یک مکتب درس میخوانند . اولی فرزند سلطان، دیگری فرزند جامه دار و ... - مشابه اینگونه نمایش ها در دهه فجر، برنامه نمایشی طنز از برنامه کودکان شبکه یک سیما، با حضور کاراکترهای سلطان - حسین محب اهری و سلطان بانو است خانم ...  - است که در آن گاهی سلطان بانو خطاب به سلطان میگفت " سلطان !! این صدای چکاوک است ها!! " ، در همین برنامه برای اولین بار سرودهای زیبای یک تکه ابر بودیم ...، گنجشک ناز و زیبا و ... پخش گردیدند .

در این سالها سریالهای عروسکی زیادی از برنامه های کودک شبکه یک سیما پخش گردید که علی رغم تلاش زیاد؛ در مواردی اندک، برخی از آنها بدلیل فقدان تکنیک های جدید، عدم ساخت دکور مناسب و عروسک های خوب؛ تا حدودی برای کودکان ترسناک و دلهره آور بودند - باستثنا برنامه های زیبای نخودی، ضرب المثل ... قلی و مادر بزرگ، میهمانهای ناخوانده و تا حدودی قصه شهر کارستان با تم آهنگینِ از صبح تا شب همگی کار میکنیم ... کار میکنیم - داستانهایی با محوریت موش ها و گربه ها ساخته میشدند که قصه آنها در دکورها و دالانهای تاریک و ترسناک رقم میخورد . همچنین برخی برنامه ها و سریالهای عروسکی، ساخته مراکز استانها، درباره قصه های افسانه ای، شیشه عمر دیو و ... بودند که به لحاظ ضعف در تکنیک - که در لوکیشنهای تاریک و سیاه و با تم های موسیقی ترسناک اجرا میشدند - از برخی جنبه ها تاثیری منفی نیز بر روی کودکان داشتند .

از سریالهای خوب عروسکی ساخته شده در دهه هفتاد میتوان به سریال قصه شهر سنگستان،  ساخت مرکز استانها اشاره کرد که برنامه ای نسبتاً خوش ساخت، با قصه ای جذاب بود . داستان آن درباره شهری است که اهالی آن با صدای شیپور به خواب میرفتند - تکیه کلام کاراکتر پیرزن قصه ... منم میخواستم همینو بگم بود -

مسابقه هفت خوان ساخت سیمای مرکز هرمزگان که طراحی آن برای کودکان تا حدود زیادی نوآورانه و خلاقانه بود . بچه ها در طول مسیر مسابقه باید از هفت مرحله عبور میکردند و در راه با کاراکترهای گرگ و روباه و یک پرنده برخورد میکردند . اگر جواب سوالات آنها را بدرستی پاسخ میدادند؛ از هر کدام تعدادی گردو میگرفتند که به منزله امتیاز بود . این مسابقه در حین اجرا گهگاه دارای اشکال میشد و لازم بود به شرکت کنندگان در مسابقه کمک شود .

جُنگ زیبای گلباران ساخت سیمای مرکز استان فارس - با تیتراژ گل در بازی گل کوچک - آیتم های مختلفی برای بچه ها داشت و برنامه در انتها، با گزارش آقای گزارشگر - یکی از اعضای تاتر بچه ها در ساختمان نیمه تمام - به پایان میرسید .

.

.

.

با یادی از چند برنامه بزرگسالان شامل :

.

فیلم تلوزیونی زیر باران . این فیلم گهگاه در خلال پایان پخش یک سریال و شروع سریال جدید از شبکه یک سیما پخش میشد . داستان آن درباره مرد درستکار و با ایمانی بنام آقای سماواتی بود که در عین نیاز و گرفتاری کیف پولش را گم میکند . علی رغم تلاش زیاد برای یافتن کیف؛ به جایی نمیرسد . تا اینکه یک شب بارانی مردی کیفش را برایش بر میگرداند و به او میگوید که در ایام انقلاب در شبی مثل این، جان او را نجات داده است .

سریال نمایشی ریشه در خاک - که تا حدی فضای آن شبیه به سریال سایه همسایه بود -

تله تئاترهای نمایشی و زیبا با حضور بازیگرانی مانند رضا بابک، گوهر خیر اندیش، پرویز پورحسینی، ناصر هاشمی، محمد مطیع و ... از داستانهای کهن و عامیانه این سرزمین . مانند قصه فرزندان تاجر و چوبهای صندل، حکایت مرد ماهیگیر و حاکم ظالم - داستان تیغ ماهی در گلوی حاکم - حکایت تاجر و صتعتگری که چاقو می ساخت و با پیشنهادهای مرد تاجر که در همسایگی او زندگی میکرد؛ رفته رفته دچار حرص و آز گردید .

سریالهای جنایت و مکافات و  پنجمین نفر

و یک سریال پر احساس ژاپنی - جدا ازسریالهای زیبای پدر مجرد و هرگز نخواهم گریست - که قبل از مجموعه سالهای دور از خانه، شبهای جمعه در دهه شصت، از شبکه اول سیما پخش میشد . داستانهایی مجزا داشت که همگی آنها حول محور خانواده رقم میخوردند . قصه فیلم با موسیقی - شبیه یک سمفونی - بسیار غم انگیز و تاثیر گذار همراه میشد که معمولاً کاراکتر مادر و بچه در آن نقشی پر رنگ داشتند .

برنامه خانه و مدرسه از شبکه دو

.

ویژه برنامه اعلام برنامه های پاییزی از شبکه دوم سیما که هر پاییز با حضور مجری مسن آن پخش میگردید .

اخبار انگلیسی که تقریباً به مدت بیست سال سرکار خانم جودی نور محمدی آنرا اجرا می نمودند - ایشان اصالتاً آمریکایی بودند -

سری برنامه های طولانی آموزش زبان عربی، آلمانی و انگلیسی که دارای مدرسینی ثابت و متُد آموزشی مشخصی بود - لغت، گرامر و گفتگو  -

برنامه سفره ایرانی که تیتراژ آغازین آن سفره ای در حال گسترده شدن بود و ظروف مختلف غذا به نوبت روی آن قرار گرفته؛ چیده میشدند . تیتراژ پایانی نیز، فیلم معکوس آن یعنی خالی شدن ظرفها از غذا، حرکت ظروف خالی به بیرون از سفره و نهایتا جمع شدن سفره بود . این برنامه تم موسیقی آرام بخشی داشت - یک لوپ موسیقیِ تا حدی غمگین - و معادل انرژی و کالری هر غذا در یک نمودار نمایش داده میشد .

برنامه آموزشی رانندگی در باران با صدای گرم آقای بهروز رضوی " بیاد داشته باشید؛ هنگام باران در لغزندگی جاده ها ...  هر لحظه ممکن است کودکی جلوی اتومبیل شما قرار گیرد ... "

برنامه آموزشی جادوی سینما که چند تکنیک و حقه ساده سینمایی مثل غیب کردن اشیا؛ در آن نمایش داده میشد - فیلم با سکانس جیغ زدن یک زن که یک مسیر تمام نشدنی و تصویر تکرار شده را در آینه می دید به پایان میرسید -

برنامه آموزشی درباره مضرات پرخوری و حملات قلبی - با سکانسی از سفره های رنگین غذا های چرب و شیرین و قاشق ژله ای که در دهان گذاشته میشد -

مسابقه نیرو و نشاط از شبکه دوم سیما با حضور کارشناس برنامه جناب آقای ایرج حصیبی

.

و در پایان این شعر زیبا از اسدالله شعبانی به نام زندگی که در نوروز سال هفتاد و پنج با سرودی زیبا از برنامه کودکان شبکه دو سیما پخش گردید .

.

.

شاخه ها شادابند، زیر باران بهار

از زمین می جوشد، چشمه های بسیار

چشمه ای با شادی، قُل و قُل می خندد

همچو ماری بی جان، در چمن می گردد

چمن از خنده ی آب، خرم و خندان است

همه جا گلُ گلُ گل، همه جا باران است ...

.

هر کجا می نگری، شادی و روشنی است

زندگانی زیباست، همه جا دیدنی است ...

.

.

http://s5.picofile.com/file/8154968468/w...y.flv.html

.

.

kurt steiner


دنیا فریبنده و دل انگیز است اما دوامی ندارد .
۱۳۹۳/۹/۱۱ عصر ۰۸:۳۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بلوندی غریبه, زینال بندری, سروان رنو, پرشیا, BATMAN, زرد ابری, گولاگ, حمید هامون, پیرمرد, فرانکنشتاین, خانم لمپرت, Flirtacia, سارا, رضا خوشنویس, ژان والژان, واتسون, هایدی, Memento, مموله
Kurt Steiner آفلاین
Commanding The 12th Parachute Detachment
***

ارسال ها: 477
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱/۲۹
اعتبار: 39


تشکرها : 1283
( 6818 تشکر در 180 ارسال )
شماره ارسال: #445
[split] کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی

به نام خدا

و با سلام به دوستان کافه کلاسیک  

.

.

یادی از صداپیشگان برنامه های عروسکی تلوزیون

.

.

عروسک ها  ( نام مجموعه ) ------------------------------------------------ صدا پیشه

.

عروسک کله ( محله برو بیا ) ----------------------------------------------- فاطمه معتمد آریا

 موشی ( مدرسه موشها ) ------------------------------------------------- صوفیا محمودی 

خوش خواب ( مدرسه موشها ) --------------------------------------------- مجید شناور، راضیه برومند  

نارنجی و خواهر عینکی ( مدرسه موشها ) -------------------------------- فاطمه معتمدآریا  

گوش دراز ( مدرسه موشها ) ---------------------------------------------- زنده یاد کامبیز صمیمی ‌مفخم 

عینکی ( مدرسه موشها ) -------------------------------------------------- مهدی میگانی، رضا پرنیانزاده 

موش موشک ( مدرسه موشها ) ------------------------------------------- آزاده پورمختار 

سرمایی ( مدرسه موشها ) ------------------------------------------------ طاهره برومند 

معلم ( مدرسه موشها ) ---------------------------------------------------- ناصر غفرانی فر

دم دراز ( مدرسه موشها ) ------------------------------------------------- راضیه برومند، مسعود کرامتی  

دم باریک ( مدرسه موشها ) ------------------------------------------------ ایرج طهماسب 

کپل ( مدرسه موشها ) ----------------------------------------------------- حمید جبلی 

سنجد ----------------------------------------------------------------------- نگار استخر 

مخمل ( خونه مادربزرگه ) -------------------------------------------------- بهرام شاه محمد لو

زی زی گولو ----------------------------------------------------------------- آزاده پورمختار 

هادی و هدی ---------------------------------------------------------------- حمید جبلی ؟

چاق و لاغر------------------------------------------------------------------- عروسك گردان ها و گويندگان : حسن پورشيرازي و حسن زارع – سری  دوم : مرحوم اصغر افضلی و جواد پزشکیان ؟

چرا --------------------------------------------------------------------------- آزاده مویدی فرد 

کلاه قرمزی ----------------------------------------------------------------- حمید جبلی  

پسر خاله -------------------------------------------------------------------- حمید جبلی 

ببعی ( کلاه قرمزی ) ------------------------------------------------------- محمد بحرانی 

فامیل دور ( کلاه قرمزی ) ------------------------------------------------- بهادر مالکی 

گیگیلی ( کلاه قرمزی ) ---------------------------------------------------- حمید جبلی  

آقای همساده ( کلاه قرمزی ) --------------------------------------------- محمد بحرانی 

جیگر ( کلاه قرمزی ) -------------------------------------------------------- کاظم سیاحی 

پسر عمه زا  ( کلاه قرمزی ) ----------------------------------------------- محمد رضا هدایتی  

مجید دلبندم ----------------------------------------------------------------- مجید صالحی

مادربزرگه ( خونه مادربزرگه ) ---------------------------------------------- هنگامه مفید  

مراد ( خونه مادربزرگه ) ---------------------------------------------------- مرضیه برومند 

آقا حنایی ( خونه مادربزرگه ) ---------------------------------------------- رضا بابک  

گل باقالی خانم ( خونه مادربزرگه ) --------------------------------------- فاطمه معتمدآریا  

آقای شاکی ----------------------------------------------------------------- نصرت الله کریمی ( صدا پیشه و عروسک گردان )

پنگول ------------------------------------------------------------------------ هومن حاجی عبداللهی

.

.


منبع : خبر آنلاین

.

.

kurt steiner


دنیا فریبنده و دل انگیز است اما دوامی ندارد .
۱۳۹۳/۹/۱۲ عصر ۰۹:۳۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : خانم لمپرت, پرشیا, زینال بندری, اسپونز, سناتور, سروان رنو, گولاگ, زرد ابری, rahgozar_bineshan, مگی گربه, اکتورز, حمید هامون, واتسون, هایدی, پیرمرد, Memento, مموله
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 387
( 7600 تشکر در 124 ارسال )
شماره ارسال: #446
RE: کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی

(۱۳۹۳/۹/۱۲ عصر ۰۹:۳۷)Kurt Steiner نوشته شده:  

 

معلم ( مدرسه موشها ) -------------------- رضا ژیان 

 

گوینده نقش معلم در مدرسه موشها (با آن صدای فوق العاده پرطنين) ، آقای ناصر غفرانی فر بودند

وی در حال حاضر در شهر استکهلم سوئد به کارهای عروسکی که عشق اوست اشتغال دارد.

۱۳۹۳/۹/۱۳ صبح ۰۸:۱۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرشیا, زینال بندری, Kurt Steiner, سروان رنو, گولاگ, زرد ابری, rahgozar_bineshan, مگی گربه, سارا, حمید هامون, واتسون, هایدی, مموله
زرد ابری آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 703
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۲/۳۰
اعتبار: 51


تشکرها : 7181
( 6384 تشکر در 208 ارسال )
شماره ارسال: #447
RE: برنامه های دهه 60

با درود ب اساتید کافه و بزرگان کلاسیک

چند تصویر ناقابل را از دهه 60 ،پیشکش شما مینمایم باشد ک مورد قبول شما عزیزان واقع شود .


چرا خدایی را نپرستم که مرا آفریده است و بازگشت همه به سوی اوست؟ (آیه 22 ، سوره یس)
۱۳۹۳/۱۰/۸ عصر ۱۰:۰۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرشیا, خانم لمپرت, زینال بندری, BATMAN, rahgozar_bineshan, مگی گربه, اکتورز, پیرمرد, زاپاتا, شرلوك, Kurt Steiner, سناتور, کنتس پابرهنه, پیر چنگی, سارا, رضا خوشنویس, هانا اشمیت, حمید هامون, ژان والژان, فرانک لوکاس, واتسون, هایدی, Princess Anne, Memento, مموله
ترینیتی آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 18
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۰/۹
اعتبار: 7


تشکرها : 29
( 188 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #448
RE: برنامه های دهه 60

اول بسم اله یه سلام خیلی گرم به بچه های مشتی کافه کلاسیک و یه خسته نباشیدِ گرمتر بابت این تاپیک خاطره انگیز . من از روز سه شنبه هفته ی پیش مشغول خوندن پستای این تاپیک و تاپیک برنامه کودک دهه ی شصت هستم و انصافا تو هپروت سیر میکردم و میکنم. ایول به این همه حافظه و اطلاعات.... بازم ممنون

و اما بعد ... میدونم الان جزو باقالیا هستم و تریپ ایرادگیری و کارشناسی ورداشتنم موجبات کهیر ملت رو فراهم میکنه، اما بیخیال. نهایت به ریشم میخندین دیگه! :D

(۱۳۹۳/۶/۱۲ صبح ۱۰:۴۳)پیرمرد نوشته شده:  

از فیلم های بسیار عالی که تنها یکبار سهوا پخش شد، هنگ شترسواران یا Hawmps است که اکنون 24-25 سال است منتظر بازپخش آنم ولی زهی امید باطل.

فیلم تولید سال 1976 آمریکا است با بازی جیمز همپتون - کریستوفر کانلی و کارگردانی جو کمپ. داستان از این قرار است که گروهی از هنگ سوار آمریکا در وایومین به جای اسب های عربی که سفارش داده اند، شتر دریافت می کنند. شاید جالب ترین صحنه فیلم تعقیب مجرمی است که جک الم نقش آن را بازی می کند و مجموعه ای از اسلحه های میراثی را در بسته ای چرمی همراه دارد (احتمالا الهام گرفته از کلکسیون اسلحه سرهنگ مورتیمر در "برای چند دلار بیشتر") و برای کشتن هر کس به دنبال اسلحه مناسب حال وی می گردد و یکی از آنها را به عنوان "هفت تیر گاوکشی عمه" اش معرفی می کند. دوبلورها را به خاطر ندارم ولی شاید مرحوم معمارزاده به جای جک الم صحبت می کرد.


(۱۳۹۳/۶/۲۹ عصر ۱۰:۱۹)پیرمرد نوشته شده:  

(۱۳۹۳/۶/۱۳ صبح ۰۸:۰۵)فیلیپ ژربیه نوشته شده:  
ایول برادر. منم مثل شما 25 سال منتظر بازپخشش هستم. یادمه خیلی از دیدنش حال کردم. یه جاییشم بود که طرف با هفت تیر به یکی شلیک میکرد ولی اون طوریش نشد. بعد نشون داد زیر شنلش یه کتاب قطور بود که تیر تو کتاب گیر کرده بود مرسی

چند هفته پیش  دوست خوش ذوق و خوش حافظه ما جناب ژربیه،این پاسخ را دادند، و در آن گویا یکی از صحنه های پایانی فیلم "پنج قهرمان" را شاید به علت نزدیک بودن ژانر و زمان پخش آن به ژانر و زمان پخش "هنگ شترسواران"، اشتباه گرفته بود، تصادفا در همان زمان بنده در حال جستجوی صحنه ها و اطلاعاتی از فیلم پنج قهرمان بودم و اشاره جناب ژربیه مرا امیدوار کرد که هنوز آلزایمر فراگیر نشده،

نهایتا چون از یافتن اطلاعات در اینترنت ناامید شدم، شرح کوتاهی از این فیلم می نویسم تا شاید دیگر دوستان، اطلاعات بیشتری در اختیار جمع بگذارند:

تا آنجا که قوای حافظه یاری ام می کند، این فیلم در صبحگاه یکی از اعیاد مذهبی(احتمالا میلاد با سعادت مولی الموحدین) احتمالا قبل از اتمام جنگ،به نمایش درآمد. داستان به واقع مربوط به جنگهای استقلال آمریکا با محتوای کمدی بود، پنج مبارز در پی اتفاقاتی با هم آشنا می شوند و برخوردهایی با کت قرمزها پیدا می کنند. ماندگارترین صحنه آن هم همان بود که جناب ژربیه اشاره کرد.

[/quote]

ضمن تشکر از پیرمرد دوست داشتنی و عزیز بابت یادآوری این فیلم قشنگ و خاطره انگیز ، جسارتا از اونجایی که این فیلم نزدیک پونصد دفعه:ccco  از شبکه استانی ما پخش شد به خودم اجازه میدم  دوتا نکته رو عارض شم:

1- دوبلور "جک کارتر بد" با بازی جک الم جناب بهرام زند بود.

2- سکانسی که برادر ژربیه (ژان والژان اسبق) فرمودن کاملا درسته. جک کارتر به سینه ی ستوان (اگه اشتباه نکنم با صدای منصور غزنوی) شلیک میکنه و بلند میگه : من کشتمش... من کشتمش   بعد توی همین لحظه سرجوخه و باقی سربازا میرسن و سرجوخه (با صدای سعید مظفری) با دسته ی تفنگ توی سر جک کارتر میکزنه و بهش میگه : تو غلط کردی!  چند دیقه بعد هم ستوان از جاش بلند میشه و شنلش رو کنار میزنه و کتاب رو درمیاره. (اگه یادتون باشه این ستوان کلی سوسول بود واسه خودش و اهل کتاب و نظافت و .... اول فیلم که به پادگان وارد میشد دوتا چمدون کتاب با خودش آورده بود)

یه تیکه ی فیلم هم خیلی باحال بود:

وقتی بار اول از سربازا سان دید، یکیشون بوی گند میداد . ستوان از سرجوخه پرسید این کی حموم رفته؟ گفت: فکر کنم پارسال بود! ستوان گفت: اینقدر تند تند اینا رو حموم نفرستین! khande

 برم یه کم لوبیا بخورم ذهنم باز شه. فعلا


خدا می‌بخشد ، من هرگز
۱۳۹۳/۱۰/۱۱ صبح ۰۸:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, زینال بندری, فیلیپ ژربیه, اسپونز, Kurt Steiner, پرشیا, زرد ابری, BATMAN, حمید هامون, واتسون, هایدی
ترینیتی آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 18
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۰/۹
اعتبار: 7


تشکرها : 29
( 188 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #449
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۹۳/۱۰/۱۱ صبح ۱۰:۳۹)فیلیپ ژربیه نوشته شده:  

سلام دوست گرامی، دست شما درد نکنه. چه شبکه استانی باحالی دارید :)

باز به حافظه خودم، حدس میزدم این جناب پیرمرد حافظه ش نم کشیده باشه {#smilies.biggrin}

سلام عزیزبرادر. خواهش میکنم .

فقط توضیحا عرض کنم منظور از شبکه استانی ، این شبکه های استانی جدید التاسیس و برنامه های کیلوئی و هفت صناری شون نیست. اینی که بنده عرض کردم برنامه ی صبح جمعه استان ما بود -که پخشش از سال 58 یا 59 شروع و  حدود سالهای 73یا 74 قطع شد- و بجز روزهای عزاداری و روز قدس و اینا که کلا زندگی تعطیل بود، شامل برنامه ی کودک (تشکیل شده از بهترین کارتونای آرشیو تلویزیون ) ، یه برنامه ی تولیدی معمولا چرند (مثل مصاحبه های چرت وپرت از ملت توی خیابون) ، و در آخر .... یه فیلم سینمایی بدردبخور و معروف بود. (فیلمهای مثل عقرب با بازی آلن دلون، بیسکوئیت سبز، بیست هزار فرسنگ زیر دریا و ..... فیلمای وسترن هم خیلی پخش میکرد که عشق من  فیلم "طناب دار" یا "طناب اعدام" با بازی کلینت ایستوود بود:heart: )


خدا می‌بخشد ، من هرگز
۱۳۹۳/۱۰/۱۱ عصر ۱۲:۰۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : فیلیپ ژربیه, هایدی, مموله
ترینیتی آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 18
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۰/۹
اعتبار: 7


تشکرها : 29
( 188 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #450
RE: برنامه های دهه 60

خاطرتون باشه اواخر دهه ی شصت و معمولا توی اعیاد یه فیلم کمدی از سینمای آلمان یا مجارستان پخش میشد به اسم «سرباز عوضی» .

داستان فیلم هم اینطور بود که پادشاه کشور مجارستان (یا آلمان) - با پادشاه کارتون سیندرلا مو نمیزد _ تصمیم میگیره پسرش یعنی شاهزاده رو واسه مرد شدن بفرسته سربازی! از اون طرف شاهزاده که یه جوون دور از جون شما خیلی لاابالی و همچی اهل حال بود، یه بنده خدایی رو که خیلی قیافه ش شبیه بود، بجای خودش میفرسته خدمت.

اسم این سربازه هم «پیفکه» (با صدای مرحوم منصور غزنوی) بود و تقریبا نقش صمد خودمون رو داشت. یه سرگروهبانی هم بود با کلاهخود نوک تیز و سیبیلای دراز و نوک عقربی asabi که گیر داده بود به پیفکه و میخواست ازش یه سرباز درست و حسابی دربیاره که عمرا نشد و فقط حرص خورد و بس!

خلاصه آخرش یادم نیست ولی نزدیک آخرش پادشاه یکی از وزیراش رو میفرسته که از حال پسرش خبردار شه و اون وزیر میاد سربازخونه و همچی پیفکه رو تحویل میگیره و جلوش دولا راست میشه ،که همه چارچنگولی می مونن و اون سرگروهبان بیچاره رو هم این وسط کلی ضایع میکنن و... آها فرمانده پادگان هم سه تا دختر داشت که دختر آخری از پیفکه خوشش میومد، ولی برادرای ارزشی تلویزیون نذاشتن بفهمین که چی به چی شد ....:huh:

غرض اینکه هرچی تو اینترنت سرچ کردم که عکسی، نقلی، تیکه ای ، چیزی ازش گیر بیارم نشد که نشد.idont و اینجا بود که متوجه شدم مطابق معمول اندیشمندان سیمای وطنی اسم اورجینال فیلم رو باحال ندونستن و طی مراسمی مجددا نامگذاری فرمودن با چای و صلوات و مخلفات .... حالا بازم اساتید گوگل باز زحمتی بکشن و اصل جنس رو پیدا کنن، خیلی ممنونشون میشم.

در انتهای کلام توی پرانتز عرض کنم که از اون زمان تا حالا ما به آدمای دوراز جونتون ابله و گیجtajob2 میگیم پیفکه ! taeed


خدا می‌بخشد ، من هرگز
۱۳۹۳/۱۰/۱۱ عصر ۰۶:۵۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, پرشیا, فیلیپ ژربیه, آنا کارنینا, حمید هامون, سروان رنو, واتسون, هایدی, Memento
ترینیتی آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 18
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۰/۹
اعتبار: 7


تشکرها : 29
( 188 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #451
RE: برنامه های دهه 60

نمدونم یادتون میاد یا نه ؟ سالای اول انقلاب یه سری کارت بازی برای بچه ها درست کرده بودن به اسم «خدا دوست دارد ،خدا دوست ندارد» . (انصافا اگه همینجور پیش میرفت ما الان ابوسعیدابوالخیری شده بودیم برای خودمان! )

کارتای «خدا دوست دارد» سبز کمرنگ بود و پشت نصفشون یه سری کلمات وجملات قرآنی مثل مومنون و صابرون و مجاهدون و ...‌ نوشته بودن و نصف باقی معانی فارسی اونها بودن و به همین ترتیب «خدا دوست ندارد» قرمز گلی بود و بر عکس قبلی کلماتی مثل کافرون و منافقون و بی پدرمادرون و ازین قبیل ...

تیریپ هم این بود که همه ی کارتها رو به پشت روی زمین میچیدیم و دوتا دوتا برمیداشتیم و اگه این دوتا کلمه ی عربی و معنی فارسی خودش بود، مال خودمون میشد و اگه نبود سرجاشون میذاشتیم و حواسمون بود کدوم کارت کجاست. در آخر هرکی کارت بیشتری داشت برنده میشد.یادمه یکی از کارتها یه آیه ی تقریبا بلند بود و ما چون بلد نبودیم  بخونیمش ، بهش میگفتیم درازه!! :huh:

بازیش بد نبود و ما خوشمون میومد و از طرفی برعکس سایر کارتای بازی که سر یه هفته به فنا میدادیم، از ترسِ فرمایش ننه جان که میفرمود اینا قرآنه ، پاره ش کنین صاف میرین جهنم tajob2 حسابی مواظبشون بودیم که خال بهشون نیفته.

الان که به اون زمون فکر میکنم میبینم هرچند تو عوالم پاک بچگی   سعی میکردیم اول کارت سبزا رو جمع کنیم و از اونا بیشتر خوشمون میومد ولی  عاقبت سرنوشت با ما نساخت و اسممون رو چپوند  پشت یکی از اون کارتای پشت گلی ....cryyy!


خدا می‌بخشد ، من هرگز
۱۳۹۳/۱۰/۱۶ عصر ۱۰:۴۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : فیلیپ ژربیه, اسپونز, rahgozar_bineshan, BATMAN, آنا کارنینا, حمید هامون, Flirtacia, سروان رنو, واتسون, هایدی, Memento, آلبرت کمپیون
دهقان فداکار آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 137
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۹
اعتبار: 9


تشکرها : 447
( 786 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #452
[split] کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی

سلام

من بیشتر تو بخش موسیقی فعالم اما اینقدر اینجا کارتونای قدیمی وزیر خاکی دیدم منم وسوسه کردین بیام اینجا پست بدم به هرجهت بگذریم.... توی دهه هفتاد یه بار یه فیلم سینمایی در دو سه قسمت از شبکه اول توی برنامه کودک به نام نسخه سحر امیز پخش شد این فیلم محصول 1985کشور المان با نام اصلی (Peanut Butter Solution)داستان از این قراربود که یه پسره رفت توی یه خونه متروک که همه ازش میترسیدن بعد یهویی با جیغ وداد از یه چیزی ترسیدو از خونه افتاد بیرون برگشت خونه خودشون و فردا صبح که از خواب پاشد تمام موهای سرش ریخته بود کچل کچله شده بود بردنش دکتر فایده نداشت

تا اونجا که دیگه حتی دلش نمی خواست از خونه بزنه بیرون دوستش پیشنهاد داد کلاه گیس سرش کنه با یه چسب قوی بچسبونه برن بیرون فوتبال بازی کنن یکی از بچه ها فهمید کلاه گیسش رو گرفت وکشید با اون چسب رو سرش یکی از جالبترین صحنه های فیلم تبدیل شد همه دنبالش راه افتادن اون فرار کرد خلاصه یه شب چندتا روح اومدن خونشون یه نسخه بهش دادن با اون نسخه جادویی موهای پسره دوباره در اومد اما اینبار اونقدر سریع رشد میکردن که دیگه حتی نمتونست بره بیرون .

یکی از معلمای مدرسه که بهش پروفسور میگفتن فهمید موهای پسره جادوییه وبا اون میشه نقاشی های جادویی کشید پسره رو دزدید بعد یه کارگاه تولید قلموی نقاشی راه انداخت تمام بچه های مدرسه رو هم دزدید تا توی کارگاهش کار کنن بالاخره خواهر پسره با دوستش ته توی قضیه رو در میارن وکارگاه رو کشف وبه پلیس خبر میدن توی این گیرو دار پسره اون صحنه ترش رو به پرفسور منتقل میکنه وتمام موهای پرفسور میرزه وپسره هم خوب خوب میشه.

موسیقی تیتراژ:The Peanut Solution_Lewis Furey

بخشی از موسیقی متن:The peanut Solution_2


آسیاب اگر به نوبت بگو پس نوبت ما کو؟
سهم ما قسمت ما کو؟ حرمت و خلوت ما کو؟
بیرق ما تو نگو رخت عزا شد سهم نسل من و تو بادهواشد
۱۳۹۳/۱۰/۱۸ عصر ۱۰:۳۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, زینال بندری, rahgozar_bineshan, BATMAN, پیرمرد, ترینیتی, سرهنگ آلن فاکنر, Le Samourai, Kurt Steiner, خانم لمپرت, Flirtacia, terme, بلوندی غریبه, پرشیا, بهزاد ستوده, زرد ابری, سارا, رضا خوشنویس, Memento, مگی گربه, Classic, حمید هامون, آنا کارنینا, ژان والژان, سروان رنو, واتسون, Princess Anne, هایدی, جیمز باند, مموله
Kurt Steiner آفلاین
Commanding The 12th Parachute Detachment
***

ارسال ها: 477
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱/۲۹
اعتبار: 39


تشکرها : 1283
( 6818 تشکر در 180 ارسال )
شماره ارسال: #453
RE: برنامه های دهه 60

به نام خدا

و با سلام به دوستان کافه کلاسیک  

.

.

فیلم تلوزیونی  Traja chrobáci

.

محصول چکوسلواکی در سال 1976

.

این فیلم، یک نمایش تلوزیونی پانتومیم به کارگردانی  Ján Rohác  با مدت زمان 49 دقیقه و بر اساس داستانی از Jan Kratochvíl میباشد - بر پایه ایده ای در یک مرکز نوشته های اپرا در سال 1975 و از نویسنده ای که خود در تئاتر های خیابانی کپنهاک فعالیت مینمود -

.

موضوع این فیلم، درباره سه کاراکتر کفشدوزک، جیرجیرک ( سوسک ) و ملخ در دنیای واقعی انسانهاست .

.

آنها در طول فیلم بدون دانستن هدفشان؛ به بررسی محیط اطراف خود می پردازند و ...

.

تمامی اشیای پیرامون؛ مانند فنجان، کبریت، قاشق، عینک برایشان بسیار بزرگ و عجیب است . سکانس ساعت و پرنده؛ از بخشهای زیبای این فیلم محسوب میگردد .

 .

.

video adress :

موسیقی : http://s5.picofile.com/file/8169073392/m...i.mp3.html

تیتراژ : http://www.4shared.com/video/SxVOgGYPba/...ciavi.html

فایل با کیفیت خوب : https://www.y o utube.com/watch?v=RtmHld81L0I

http://www.imdb.com/title/tt0244859/


.

kurt steiner


دنیا فریبنده و دل انگیز است اما دوامی ندارد .
۱۳۹۳/۱۱/۱۸ صبح ۰۹:۵۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : خانم لمپرت, terme, پیرمرد, هانا اشمیت, بلوندی غریبه, جیسون بورن, اسکورپان شیردل, برو بیکر, BATMAN, پرشیا, زرد ابری, سناتور, آنا کارنینا, سارا, رضا خوشنویس, مگی گربه, Memento, حمید هامون, واتسون, rahgozar_bineshan, Princess Anne, هایدی, شارینگهام, آدمیرال گلوبال, مموله
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 719
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 69


تشکرها : 10045
( 11036 تشکر در 265 ارسال )
شماره ارسال: #454
RE: برنامه های دهه 60

مسابقه تلویزیونی حدس بزنید با اجرای ناصر ممدوح 1362

تماشای بخشهایی از برنامه


من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۳/۱۲/۱۲ عصر ۰۶:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : خانم لمپرت, برو بیکر, رضا خوشنویس, جیسون بورن, Memento, مگی گربه, هانا اشمیت, اسکورپان شیردل, دکــس, rahgozar_bineshan, سناتور, اسپونز, پیرمرد, آنا کارنینا, بلوندی غریبه, Kurt Steiner, زرد ابری, حمید هامون, ایرج, پرشیا, ژان والژان, واتسون, هایدی, سارا, جیمز باند, مموله
Memento آفلاین
(2000)
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۷/۱۷
اعتبار: 43


تشکرها : 4500
( 3718 تشکر در 70 ارسال )
شماره ارسال: #455
[split] کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی

 از بین همه مجری های برنامه کودک خانم رضایی رو فقط دوست داشتم.

طرز حرف زدنش و نگاه کردنش، یه مهربونی خاصی داشت.

از خیلی ها هم شنیدم که مجری محبوبشون همین خانم رضایی بوده.

(از حق نگذریم خوشگل ترین مجری هم بود :D)

گفتم یه یادی هم از ایشون بکنیم. اون تصویر بالا مربوط به دیماه 1361 است.

۱۳۹۴/۱/۷ عصر ۰۳:۳۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, هایدی, Le Samourai, هانا اشمیت, پرشیا, ژان والژان, فرانک لوکاس, rahgozar_bineshan, رامین_جلیلوند, مموله
Kurt Steiner آفلاین
Commanding The 12th Parachute Detachment
***

ارسال ها: 477
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱/۲۹
اعتبار: 39


تشکرها : 1283
( 6818 تشکر در 180 ارسال )
شماره ارسال: #456
[split] یادآوری و معرفی کاراکتر و شخصیت سینمایی

به نام خدا

و با سلام به دوستان کافه کلاسیک  

.

.

سریال جنایت و مکافات برگرفته از شاهکار ادبی نویسنده شهیر روس، فئودور داستایوفسکی، Fyodor Dostoyevsky

.

Преступление и наказание 1969

.

واقعیت این است که بهترین اقتباس و بهترین فیلم جنایت و مکافاتی که دیده ام و شاید بسیار افراد هم در دهه شصت - دوشنبه یا چهار شنبه شبها در پای گیرنده های قدیم تلوزیون - آنرا دیده اند؛ یک مینی سریال ساخته  Soviet film در سال 1969 اثر کارگردان روس Lev Kulidzhanov است که به طریقه سیاه و سفید پخش گردید .

.

چهره کاریزما، جدی، پر اضطراب و آرمان گرای رادیا راسکلنیکوف، Rodya Raskolnikov همراه با شوخی های طعنه آمیز دوستش رازومیخین، Razumihin که با صدای زیبای جناب بهرام زند همراه میشد و چهره معصوم خواهر او دونیا، Dounia که در عین حال نگران احوال خانواده بود - معصومه فرخنده مال - چه زیبایی، لذت و آرامشی را در شبهای سرد پاییزیِ سالهای دور برای تماشاچیان به ارمغان می آورد و چقدر که انتظار تماشای قسمت آینده فیلم را دشوار مینمود .

.

بواقع دوبله این سریالها که با حوصله، فکر و اندیشه انجام میشد؛ در نوع خود یک اثر فوق العاده محسوب میشدند - همانند سریال زیبای مارکوپولو پخش شده در دهه هفتاد که جناب جلال مقامی زحمت بسیاری برای دوبلاژ آن انجام دادند - جاییکه ناصر طهماسب در قالب صدای شخصیت اصلی فیلم - در اقتباس انگلیسی رمان جنایت و مکافات - از کنار رودخانه یخ زده عبور میکند و دختر جوانی را مچاله شده کنار نیمکت در سرمای کشنده صبح، درحالیکه کیف پول و باقی سکه هایش سرقت شده اند؛ به مامور پلیس نشان میدهد .

.

راستی کجا هستند نوابغ ادبی که دردهای جامعه و انسان، تمام وجودشان را لبریز میکرد و داستانهای غنی آنها کارگردانان مشهور سینما و تلوزیون را به ساختن و تصویر کشاندن استادانه آثارشان ترغیب مینمود ؟

.

گاهی از خود می پرسم؛ از سینما و ادبیات غنی جهان با آثاری درخشان از تولستوی، گوگول، دیکنز، هوگو، پوشکین و ... چه مانده است ؟ جز سرگرمی های زودگذر، نمایش سرگردانی انسان های بی هدف در جامعه های بی روح ...

- با یادی از سریالهای داستانی زیبای پنجمین نفر، میشل استروگف، سه تفنگ دار، اسپاروخان و با احترام به اقتباسهای کلاسیک و با شکوه از رمان بینوایان -

.

.

.

kurt steiner


دنیا فریبنده و دل انگیز است اما دوامی ندارد .
۱۳۹۴/۱/۹ عصر ۰۹:۴۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسپونز, پرشیا, خانم لمپرت, ژان والژان, هانا اشمیت, آمادئوس, BATMAN, رضا خوشنویس, دکــس, برو بیکر, بلوندی غریبه, rahgozar_bineshan, سروان رنو, هایدی, آرماند دووال, جیمز باند, مموله
نوبادی آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 33
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۲/۴
اعتبار: 6


تشکرها : 22
( 228 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #457
RE: برنامه های دهه 60

(۱۳۹۴/۱/۱۶ صبح ۰۴:۰۵)بارومیر نوشته شده:  

سلام دوستان,  خیلی ممنون میشم به من بگید اسم این فیلم چی بوده, یه نمایش عروسکی که قصه اش درباره یه دختر فلج بود که اهالی دهکده زنگ رو بهش می سپارن تا هر وقت دشمن سر رسید زنگ رو بزنه, اسم دختره هم صبا بود

دعاتون می کنم

نگهبان چشمه  از تولیدات کانون پرورش فکری ،نام دختره هم سما است.دوستان قبلا در کافه اشاره داشته اند:

http://cafeclassic4.ir/thread-149-post-17490.html


بیخیال .... اینجا محله چینی هاست.
۱۳۹۴/۱/۱۶ صبح ۰۹:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kurt Steiner, هایدی, زرد ابری, بارومیر, حمید هامون, برو بیکر, Flirtacia, پیرمرد, سروان رنو, واتسون, rahgozar_bineshan, Memento, مموله
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 719
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 69


تشکرها : 10045
( 11036 تشکر در 265 ارسال )
شماره ارسال: #458
RE: برنامه های دهه 60

باجناقها 1366

راس راسی اَم که دوستی به زور نمیشه، سفره به تکلف! (خلیل، اکبر عبدی)

از مجموعه نمایش های تلویزیونی طنز و به یادماندنی دهه 60

کارگردان، راوی/ داریوش مودبیان

بازیگران

اکبر عبدی/ آقا خلیل

آزاده پورمختار/ پری خانوم

رسول نجفیان/ آقا جلیل

سوسن مقصودلو/ زری خانوم

حسین محب اهری/ پرنده فروش، سمسار، فروشنده ماهی، کارمند بانک، صاحب کار

خلاصه داستان

خلیل و جلیل باجناقهای ساده و با صفایی اند که با همسرانشان پری و زری در یک محله ساکن هستند

هر از گاهی رفت و آمدی هم دارند و میهمانی های ساده و خودمانی برگذار میکنند

پس از مدتی دچار عادت چشم و هم چشمی شده که همین مسئاله باعث تغییر در روش میزبانی و حتی زندگی شان میشود

هر بار سور و سات مهمانی شان آبرومدانه تر و  سفره هایشان پر بار و رنگین تر از قبل میشود

تا اینکه برای پرداخت هزینه هایشان مجبور به بستن حساب بانکی، گرفتن مساعده و یا فروختن اسباب و وسایل منزلشان میشوند

سرانجام آقا خلیل و پری خانوم ترتیب یک شام پر هزینه (خوراک بوقلمون) را میدهند، اما در شب مهمانی خبر میرسد که پدر آقا جلیل فوت کرده است 

حال میزبان نمیداند از دل سوخته اش گلایه کند یا غذای سوخته ای که روی دستش ماند !

بخش هایی از نمایش


من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۴/۱/۳۱ صبح ۰۱:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دهقان فداکار, برو بیکر, اسپونز, خانم لمپرت, Kurt Steiner, اسکارلت اُهارا, rahgozar_bineshan, Flirtacia, حمید هامون, سرهنگ آلن فاکنر, فونتامارا, پرشیا, زرد ابری, ژان والژان, پیرمرد, فرانک لوکاس, سروان رنو, مگی گربه, واتسون, هایدی, سارا, سارا, جیمز باند, آدمیرال گلوبال, مموله
ناوارو آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 17
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۲/۲۱
اعتبار: 3


تشکرها : 0
( 120 تشکر در 11 ارسال )
شماره ارسال: #459
RE: برنامه های دهه 60

سلام دوستان

نمایشگاه کتاب امسال، با یک کتاب خیلی خوب و جدید درباره خاطرات دهه شصت همراه شده. کتاب «گنجینه خاطرات بچه های دیروز» نوشته آقای «حسین جوادی نیا».

این کتاب از هشت فصل تشکیل شده:

1- خاطرات تلویزیون (شامل تمام کارتون ها و سریال ها و برنامه های عروسکی و نمایشی و سینمایی و برنامه های متفرقه تلویزیون در دهه شصت تا اواسط هفتاد شمسی)
2- خاطرات بازی (شامل وسایل بازی و انواع بازی)
3- خاطرات خوراکی
4- خاطرات وسایل قدیمی
5- خاطرات پول (شامل سکه ها و اسکناس ها)
6- خاطرات مجله ها و کتاب های داستانی
7- خاطرات ماندگار
8- خاطرات مدرسه (شامل خاطرات لوازم التحریر و ... ، و خاطرات کتاب های درسی)

جامع بودن و نظم فوق العاده، از ویژگی های ممتاز این کتاب است. تقریبا هیچ خاطره ای را جا نگذاشته و همه را جمع کرده!

ابتکارات زیادی هم در کتاب دیده میشه؛ به عنوان نمونه:
- در بخش خاطرات تلویزیون، کارتون بابالنگ دراز را با تصاویر زیبا در یک صفحه آورده و داستان این سریال کارتونی را شرح داده (خیلی از کازتون ها و فیلم های دیگر هم به همین صورت هست)
- ماجرای پایانی کارتون ها و فیلم ها را آورده (اینکه سرانجام چه می شود)
- تصاویر و عکس های بسیار زیادی دارد که خیلی از آنها در هیچ کتابی حتی در فضای مجازی هم یافت نمی شود چون به گفته نویسنده در مقدمه کتاب، خودش فیلم ها را تهیه کرده و از آنها عکس گرفته.
- چینش تصاویر در هر صفحه با سلیقه و مهارت خاصی انجام شده و هماهنگی کاملی بین متن و تصویر وجود دارد یعنی نوشته ها و تصاویر با هم هماهنگ هستند و یکدیگر را توضیح می دهند.
- کارتون ها و فیلم های متناسب با یکدیگر را در صفحات روبرو آورده مثلا صفحه بهترین داستان های دنیا را در مقابل صفحه قشنگ ترین داستان های دنیا قرار داده.
- ایرانی یا خارجی بودن هر بخش را کاملا جدا نموده
- فهرست دقیق و کاملی ارائه کرده
و خیلی نکات دیگر که خودتان مطالعه می فرمایید و اگر توفیقی بود نگارش می کنم.

این کتاب یک dvd همراه هم دارد که شامل بهترین تیتراژهای تصویری کارتون ها و سریال ها و برنامه های عروسکی و خیلی قطعات دیگر تلویزیونی مربوط به آن زمان است و با تدوین خوب عرضه شده و بسیار جذاب و دیدنی است (جمعا از 86 قطعه تلویزیونی استفاده شده).

تصویری از جلد این کتاب:


گاهی که سرمان خلوت می‌شود، سری به خاطرات کودکی‌مان بزنیم؛ آدمی با خاطراتش زنده است
۱۳۹۴/۲/۲۵ عصر ۰۲:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, پیرمرد, حمید هامون, BATMAN, Flirtacia, دهقان فداکار, برو بیکر, واتسون, هایدی, rahgozar_bineshan, اشپیلمن, مموله
ناوارو آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 17
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۲/۲۱
اعتبار: 3


تشکرها : 0
( 120 تشکر در 11 ارسال )
شماره ارسال: #460
RE: برنامه های دهه 60

سلام مجدد به همه دوستان گلم

همان طور که در پست پیشین عرض کردم، کتاب «گنجینه خاطرات بچه های دیروز» _که به تازگی تالیف و روانه بازار کتاب شده_ فیلم همراهی هم دارد که در قالب یک dvd به همراه کتاب عرضه می شود.

در این فیلم که حدود یک ساعت و نیم زمان دارد، از 86 قطعه تلویزیونی دهه شصت تا اواسط هفتاد شمسی استفاده شده که آمار دقیقش به این صورت است:

* 35 تیتراژ کارتونی

* 8 تیتراژ برنامه عروسکی

* 5 تیتراژ برنامه نمایشی

*4 تیتراژ سریال و سینمایی کودک و نوجوان

* 13 تیتراژ سریال ایرانی و خارجی

* و 21 قطعه به یاد ماندنی دیگر.

این فیلم شامل بهترین تیتراژهای تصویری کارتون ها، سریال ها، برنامه های عروسکی، برنامه های نمایشی و خیلی قطعات ناب تلویزیونی مربوط به آن زمان است و با تدوین دلنشین، منظم و خوب عرضه شده و بسیار دیدنی است ؛ دوستان را به خواندن این کتاب جذاب و تماشای فیلم آن دعوت می کنم.


گاهی که سرمان خلوت می‌شود، سری به خاطرات کودکی‌مان بزنیم؛ آدمی با خاطراتش زنده است
۱۳۹۴/۲/۲۸ صبح ۰۷:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هایدی, دکــس, آنا کارنینا, حمید هامون, پیرمرد, سروان رنو, Flirtacia, زاپاتا, اشپیلمن, واتسون, جولیانو جما, شارینگهام
ارسال پاسخ