[-]
جعبه پيام
» <BATMANhttp://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...1#pid31251
» <ال سیدhttp://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...1#pid34871
» <ال سیدhttp://s9.picofile.com/file/8282080500/c...c.mp4.html
» <ال سید> متفقین میدونن که اگه زمینی حمله کنن سروان ما منهدمشون میکنه بنابراین هوایی رو صلاح دونستن
» <سروان رنو> بلی. خط زیگفرید و دیوار آتلانتیک نگاهبان ماست. البته این متفقین بیشتر هوایی حمله می کنند !
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 6 رای - 2.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینمای وحشت
نویسنده پیام
Negar آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 60
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱۱/۲۳
اعتبار: 5


تشکرها : 129
( 627 تشکر در 7 ارسال )
شماره ارسال: #1
سینمای وحشت

یکی از ژانرهای همیشه دوست داشتنی تاریخ سینما همین، گونه ی وحشت

یا Horror است. این گونه از سالهای ابتدایی تولد سینما توسط

اکسپرسیونیست های آلمانی مورد توجه قرار گرفت و تا به امروز هم طرفداران

خاص خود را داراست.

فیلمهای این ژانر به طور کلی در دو دسته طبقه بندی می شوند: دسته اول،

آنهایی که تنها با تاکید بر فرم و عینی سازی ترس، سعی بر ترساندن بیننده

دارند و عمدتا وحشت را در قالبی جسمانی(موجودات غیر عادی و بعضا

هیولاوار) ارائه می کنند.

دسته دوم , بیشتر از فرم به دنبال هیبت ماورایی و مفهوم ذاتی ترس هستند

و نمایش جسمانی ترس کمتر در آنان دیده می شود. در این دسته فیلمها، که

عمدتا در تعامل با خوابها و ضمیر ناخودآگاهند، تماشاگر با فضایی ذهنی سر و

کار دارد و در واقع می توان گفت فیلمهای دسته ی دوم در قیاس با دسته ی

اول بیشتر سوبژکتیو هستند. البته لزوما مرز مشخصی میان این دو گروه وجود

ندارد و گاه از المان های هر دو، بیش و  کم در یک اثر استفاه می شود.

 لازم به تاکید است که در اینجا منظور از ترس و وحشت، با مفاهیم:  

ناشناختنی و غیر قابل پیشبینی و بیگانه عجین است و با ترس و دلهره از

نوع سینمای هیچکاک بزرگ و امثال آن تفاوت دارد.


کارگردانان بسیاری در طول تاریخ هنر هفتم دست به تجربیاتی ارزشمند در

ژانر وحشت زده اند که از میان آنان میتوان از فردریش ویلهلم مورنا، آلبرتو

کاوالکانتی، جرج رومرو، ماساکی کوبایاشی، فرانسیس فورد کاپولا،

ویلیام فرید کین، وس کراون از قدیمی ترها، و از همعصران: ام نایت

شیامالان، مایکل هفستروم، تاکیشی شیمیزو  را نام برد.


در این بخش کافه با کمک دوستان به آثار کلاسیک این ژانر می پردازیم.


کورها به راه حل فکر می کنند، من بینا هستم.
گدار
۱۳۸۹/۲/۱۰ عصر ۰۲:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, بچه رزماری, dub-lover, jack regan, سروان رنو, موسيو وردو, Classic, MunChy, Scarlett, رزا, سم اسپید, Farshad, Rfoumbax, آوینا, کاپیتان اسکای, ژان والژان, BATMAN, آماندا, لمون, خانم لمپرت, گولاگ, سوفیا, بیلی لو
jack regan آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 5


تشکرها : 157
( 315 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: سینمای وحشت

سلام

نمیدونم چرا دیگه وقتی فیلم ترسناک نگاه میکنم نمیترسم و اینطوری خودم و فیلم عقیم میمونیم.اخرین باری که موقع تماشای فیلم ترسیدم  فکر میکنم ده سال یا بیشتره .

فیلم جن گیر ویلیام فرید کین رو با یکی از بچه ها داشتیم نگاه میکردیم. اون موقع سرباز وزارت بهداشت تو یکی از مناطق محروم جنوب بودم. خونه ما اطراف قبرستون شهر بود و تقربا تا نیم کیلومتر هیچ خونه دیگه ای نبود. به قبرستون عادت کرده بودیم و حتی بعضی شبها با دوستان میرفتیم اونجا قدم میزدیم. اون شب من و دوستم تو خونه تنها بودیم این فیلمو از یکی از بچه ها گرفته بودم ساعت 11 شب بود که نشستیم پای فیلم و به سفارش جناب فردکین برقها رو خاموش کردیم و صدای تلویزیون رو هم زیاد و.... خلاصه کلی حال کردیم. آخرهای فیلم بود دهنمون خشک شده بود و عضلات منقبض و... یهو یه چیزی از بالا سر افتاد رو سرمون....اینجاشو نمیتونم توضیح بدم  من  و رفیقم همینطور که داد میزدیم پا برهنه پریدیم بیرون  از خونه و ... ساعت 5 صبح بود  در حالیکه حال و هوای فیلم دیشب از سرمون بیرون رفته بود و سر به سر هم میذاشتیم و میخندیدیم به خونه برگشتیم.میدونین چی رو سرمون افتاده بود؟ حوله من که رو میخ دیوار اویزونش کرده بوده. یادش بخیر هنوز هم یادش میافتم از خنده روده بر میشم ولی حالا از شوخی گذشته از دوستان کسی اگه فیلم ترسناک واقعی نمیدونم چطوری بگم منظورم چیه فقط همینو بگم که از این دست فیلمهای اره- سایلنت هیل- مومیایی- حس ششم-...اینا نه یه چیزی که آدم تو روز روشن وجودش به رعشه در بیاد اگه سراغ دارین معرفی کنین   ممنون


play it again, Sam
http://www.tcm.com
۱۳۸۹/۲/۱۰ عصر ۰۵:۱۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, موسيو وردو, رزا, سم اسپید, آوینا, کاپیتان اسکای, لمون, گولاگ, Memento
kayser soze آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 11
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱۱/۲۱
اعتبار: 0


تشکرها : 19
( 37 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: سینمای وحشت

به نظر بعد از جن گیر هنوز فیلم ترسناک و معنی داری با اون خصوصیات ساخته نشده  و بعد از اولین باری که فیلم رو دیدم  فیلمی به اون زیبایی ندیدم

البته ناگفته نمونه که اولین بار این فیلم رو در 14 سالگی ساعت 4 صبح اون هم با هزار دوز وکلک و بدور از چشم پدر که مدام میگفت فیلم ترسناک معنی و مفهون نداره دیدم

اما در دهه های اخیر سه گانه جیغ  در بین بهترین فیلمهای ترسناک   قرار داره  و ترس رو به معنای واقعی به انسان القا میکنه


بزرگترین نیرنگ شیطان این بود این فرضیه رو به وجود اورده که وحود نداره
(مظنونین همیشگی)
۱۳۸۹/۲/۱۰ عصر ۱۰:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بچه رزماری, Classic, رزا, آوینا, لمون, گولاگ, بیلی لو
jack regan آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 5


تشکرها : 157
( 315 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: سینمای وحشت

سلام

دوستان توضيحات اجمالي درباره ژانر ترسناك را فرمودند به نظر من اين ژانر نسبت به بقيه ژانرها يه مقدار عقب مونده. نگاهي به بازده چند سال اخير هاليوود و كارگردانهاي ژاپني و كره اي كه در اين ژانر فعال بوده اند و... مويد اين مطلب است كه به ظاهر سوژه هاي مورد بحث تكراري شده اند و مثل سابق نمي توانند روي تماشاگر اثر بگذارند .

سينماي وحشت هاليوود در چند سال اخير خلاصه شده در حمله موجودات فرا زميني و تخيلي-اپيدمي بيماريهاي خطرناك و مسري-قتلهاي فجيع با آلاتي همچون اره و...-خانه هاي متروك و موجودات اسرار آميزو...كه بيشتر بجاي اين كه تماشاگر را تحت تاثير قرار دهند دستمايه اي شده اند براي موفقيت ژانري از كمدي كه اينگونه فيلمها را مورد هجو قرار ميدهند بنظر ميرسد كارگردانهاي شرق آسيا كه روزگاري فيلمهاي خوبي همچون ring را از انها ديده بوديم يا تحت تاثير هاليوود قرار گرفته اند و از كليشه هاي هاليوودي براي ساخت فيلم ترسناك استفاده مي كنند يا فيلمهايشان حال و هواي سورياليستي  شبيه فيلمهاي ديويد لينچ گرفته و بيشتر بجاي اينكه ترسناك باشند اسرار آميز هستند كه البته اين فيلمها قابل تحمل تر هستند و بعضا خوب هم از اب درآمده اند.نميدانم فيلم the myst فرانك دارابونت را ديده ايد؟ كارگردان و نويسنده فيلمنامه خود جناب دارابونت ميباشند كه يكي از كارگردانهاي مورد علاقه من هستند. فيلمنامه بر اساس رماني از استيون كينگ ميباشد كه ايشان نيز نيازي به توضيح ندارد. نميدانم اين فيلم واقعا به چه ژانري تعلق دارد بار اولي كه اين فيلم را ديدم تا لحظات اخر فيلم متاسف و متعجب بودم كه چرا دارابونت بعد از ان همه كار خوب دست به اين كار زده ولي پايان عالي فيلم حقيقتا منو غافلگير كرد.

هدفم از طرح اين مطلب اين بود كه بگويم ژانر وحشت در هدفگيري گيرنده هاي موجود در ناخوداگاه بشر در چند سال اخير عمدا يا سهوا به بيراهه رفته. ميگويم عمدا بخاطر اينكه مطمئن هستم فيلمهاي ترسناك هاليوودي در چند سال اخير عمدا -كه خدا كند سهوي باشد - طوري ساخته شده اند كه به مخاطب ترسي از يك عامل ناشناخته را القا كنند و ريشه اين ترس را طوري در ناخود اگاه او بكارند كه فرد هميشه دچار يك يك استرس و وحشت از تهاجم باشد. فيلم دارابونت اينطور نبود فيلم تا لحظات اخر بيشتر  يك بازسازي سر دستي و مسخره  فيلمهاي ترسناك هاليوودي بود و نقطه اصلي فيلم يكي دو دقيقه اخر آن بود جايي كه قهرمان فيلم همه همراهان خود را ميكشد و براي مرگ اماده ميشود و اين جاييست كه نيروهاي كمكي رسيده اند و در حال نجات شهر هستند و تامس جين در نقش ديويد دريتون ميفهمد كه چه اشتباهي مرتكب شده واز فرط استيصال و انفعال قصد خود كشي ميكند.به عقيده من اشتباهي كه ديويد دريتون در اين فيلم ميكند اشتباهي است كه ژانر ترسناك فعلي هاليوود يكي از مسببين ان است و مخاطب اگه هوشيار نباشد ناخوداگاه در زندگي به اينجا ميرسد كه راه فراري نيست و بايد تسليم تهاجم نيروهاي ناشناخته خودساخته خيالي شد دارابونت در اين فيلم بخوبي ژانر اخير ترسناكهاي هاليوود رو نقد ميكند و ميگويد انچه كه اين فيلمها به مخاطب القا ميكنند  هنر ترساندن و به تعليق بردن و سرانجام به سلامت فرود اوردن مخاطب نيست و فقط القاي يك ترس كاذب است كه همچون بيماري مسري از ذهن عده اي بيمار رواني به ناخوداگاه مخاطب خام جريان مي يابد وهيچ ربطي به مقوله هنر هفتم و اصول كلاسيك و تعهدات ان در ارتباط سالم با مخاطب و حتي سرگرم كردن او ندارد ;ترس واقعي اشتباهي بود كه ديويد در اين فيلم مرتكب شد و نتيجه سطحي گرايي و شكنندگي فكري و بازيچه قرارگرفتن ناخوداگاه انسان معاصر است.


play it again, Sam
http://www.tcm.com
۱۳۸۹/۲/۱۱ صبح ۰۷:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, بانو, رزا, KESSLER, rAssaushhar, آوینا, کاپیتان اسکای, لمون, گولاگ, بیلی لو
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 138
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 24


تشکرها : 536
( 1185 تشکر در 27 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: سینمای وحشت

با تشکر از Negar عزیز که چنین تاپیکی را ایجاد نمودند.

فیلمهای ترسناک در تاریخ سینما بسیار بوده اند و هستند و خواهند بود. اما من که همیشه حس نوستالژیکی و کلاسیک دارم معتقدم فیلمهای ترسناک قدیمی سینما از فیلمهای دهه 90 و بعد از آن جذابترند. اگرچه پیشرفت تکنولوژی در صنعت فیلم سازی باعث ایجاد صحنه های بدیع و زیبا و البته رعب آور شده اما با همه اینها نتوانسته آن حس عمیق ترس و وحشتی را که فیلمهای قدیمی در آن فضای مخوفشان به بیننده وارد می کرد، ایجاد کند. به این چند نمونه دقت کنید:

جن گیر: با خلق داستانی جذاب و نفس گیر و موضوعی بکر در زمان خودش سرآغازی برای بسیاری از فیلمهای ترسناک شد. دیدن این فیلم حتی با گذشت بیش از 30 سال جرات و جسارت خاصی را می طلبد. و چه زیبا ویلیام فریدکین در مصاحبه ای گفته است: برای دیدن این فیلم نورها را کم کرده و صدا را افزایش دهید..!

تلالو: اثر جاودان کوبریک بزرگ که به نظر من ترسناک ترین فیلم تاریخ سینما می باشد. قصه از هم گسیختگی و ویرانی روحی نویسنده ای که در هتلی کوهستانی به جان زن و بچه اش می افتد تا آنها را از پای درآورد. جالب اینکه کوبریک تمام تلاشش را کرده که این فیلم خیلی ترسناک از اب در نیاید..!!

طالع نحس: این سه گانه ترسناک (که البته جذابیت قسمت اولش بسیار بیشتر از سایر قسمتهاست) نیز جزو اثرهای ماندگار سینمای وحشت است.  قسمت اول این فیلم به کارگزدانی ریچارد دانر دارای جذابیتها و خلق تصاویر بسیار بدیع و هولناک در زمان خودش می باشد.

فیلمهای استاد دلهره آلفرد هیچکاک و صدها نمونه دیگر مانند دراکولاها و خون آشام ها، نوسفراتو و ... نشان از غنی بودن داستان ترسناک فیلمها بدون خلق صحنه هابا جلوه های ویژه هستند. و جالب این که این فیلمها با گذشت زمان همچنان ارزشمند هستند


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۳۸۹/۲/۱۱ عصر ۰۳:۱۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, Classic, kayser soze, jack regan, Negar, سروان رنو, مرتضی, رزا, آوینا, کاپیتان اسکای, مگی گربه, لمون, گولاگ, بیلی لو
MunChy آفلاین
شوالیه تاریکی
***

ارسال ها: 145
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۸
اعتبار: 14


تشکرها : 157
( 779 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: سینمای وحشت

هرکسی اگر فیلمهای محبوبش در این ژانر رو بگه خیلی خوب میشه.

10 فیلم ترسناک محبوبم :

The Unknown -1927
The Wolf Man -1941
Horror of Dracula -1958
Les yeux sans visage -1960
Premature Burial -1962
The Haunting - 1963
X -1963
The Wicker Man -1973
The Shining -1980
Planet Terror -2007

و 2 موردی که در ژانر وحشت (شخصا) بهشون اعتقاد دارم :

-تعریف ترس. جداي تعريف کلاسيک کلمه, ترسيدن يا عوامل ترسناک توي هر فيلم براي هر کسي متفاوت هست. شناخت از ترس فاکتور مهمی به حساب میاد.

-لزوما بهترين فيلمهاي ژانر وحشت, ترسناک ترين هاشون (به هر قيمتي) نيستن.

به نظرم یه بخشی از ژانر رو بگیریم و سرش بحث کنیم. حالا چه صامت چه تریلرهای مایل به ترسناک دهه 60 ای چه اسلشر چه Giallo و چه هرچیز دیگه ای.

۱۳۸۹/۲/۱۴ عصر ۰۹:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, موسيو وردو, jack regan, سروان رنو, بانو, رزا, rAssaushhar, آوینا, KESSLER, لمون, گولاگ
jack regan آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 5


تشکرها : 157
( 315 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: سینمای وحشت

به عقيده من ژانر ترسناك ژانري است كه بايد در مورد ان جدي تر و دقيقتر فيلم ساخت يكي از اولين نيازهاي غريزي بشر احساس امنيت است كه متضاد ان يعني  ترس  در سايه  ضمير ناخوداگاه ما قرار ميگيرد يعني جاييكه خلاقيتها و ابداعات انساني نيز از انجا منشا ميگيرند.هرگونه لغزش و سهل انگاري در تعريف نمودارهاي ترس چه در مذهب وچه در هنر ميتواند صدمات جبران ناپذيري را به روح جمعي و ضمير ناخوداگاه جمعي انسان وارد نمايد .مقوله ترس در هنر هفتم بخاطر تاثير عميق و مستقيمي كه بر مخاطب دارد بسيار مهم است من  درخواست دوست عزيز munchy رو يك بار ديگر تكرار ميكنم و ميخواهم دوستان مقوله ترس در سينما (جدا از تعريفهاي كلاسيك ژانر ترسناك) را از ديد خود تعريف كنند و حتما اثر ان بر روان مخاطب چه مثبت يا منفي را هم تحليل كنند.

فيلمهاي ترسناك مورد علاقه بنده همان مواردي است كه دوستان به انها اشاره كردند جن گير- طالع نحس-  shining -و مورد اخر رو خودم اضافه ميكنم فيلمي از سينماي ژاپن بنام ai no borei يا empire of passion به كارگرداني nagisa oshima محصول 1978


play it again, Sam
http://www.tcm.com
۱۳۸۹/۲/۱۵ عصر ۱۲:۳۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, بانو, Negar, رزا, ترومن بروینک, آوینا, KESSLER, لمون, گولاگ, بیلی لو
Negar آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 60
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱۱/۲۳
اعتبار: 5


تشکرها : 129
( 627 تشکر در 7 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: سینمای وحشت

با تشکر از جناب Munchy.

فیلمهای ترسناک محبوب من:

1.shining

2. dead of night

3.جن گیر

4.نوسفراتو، سمفونی وحشت

5.طالع نحس 1

از فیلمهای جدیدتر:

6th sense .6

7.others

8.grudge

9.lost highway

10. 1408

ایده ی من اینه که در مورد سکانس هایی که بیشترین حس ترس رو در ما برانگیختند و علت

این تاثیرگذاری بنویسیم. یه جور تحلیل محتوای ترس در فیلمهای این ژانر و چگونگی همراه

شدن تکنیک در راستای ایجاد این ترس. تا نظر دوستان چه باشد...



کورها به راه حل فکر می کنند، من بینا هستم.
گدار
۱۳۸۹/۲/۱۶ عصر ۰۸:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, بانو, jack regan, رزا, سم اسپید, KESSLER, آوینا, لمون, گولاگ, بیلی لو
Rick آفلاین
«ریکی»
***

ارسال ها: 37
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱۲/۲۸
اعتبار: 0


تشکرها : 4
( 80 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #9
RE: سینمای وحشت

The Shining

 از نظر من ترسناک‏ترین اثر تاریخ سینماست. فیلمی که ترس خزنده‏ی خودش رو به عمق روح و جان بیننده تزریق میکنه. ترسی که نه در لحظه‏ی تماشای فیلم، که درست بعد از پایان یافتن فیلمه که به ترسوندن مخاطب اقدام می‏کنه.

آخ که دلم لک زده برای جک! جک تورنسِ لعنتی!



I stick my neck out for NOBODY
...
except YOU

[img]http://sites.google.com/site/bloguploadkz/Signature-Classic-Cafe.jpg[/img]
۱۳۸۹/۳/۲۲ عصر ۰۶:۲۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, Negar, مرتضی, رزا, سم اسپید, آوینا, کاپیتان اسکای, لمون, بیلی لو
FONDA آفلاین
Hank Fonda
***

ارسال ها: 58
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۳
اعتبار: 7


تشکرها : 100
( 515 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: سینمای وحشت

به نظر من ترسناك ترين فيلم تاريخ سينما جن گير ه. از اين جهت اونو برتر از ساير فيلم ها ميدونم چون يه حالت ماورايي و فرا زميني داره و اوج قدرت نمايي شيطان رو توش به نمايش ميكشه. به همين خاطره كه ترس زيادي رو به آدم القا ميكنه , ترس از موجودي بيگانه. بقيه فيلم ها مثه the shining حول به آدم روان پريش و قاتل ميگرده. و اصولا آدم از يه موجود فرا زميني بيشتر از يك انسان وحشت ميكنه.

بيشتر فيلم هايي هم كه اين روزا ساخته ميشه حالت كشت و كشتار پيدا كرده و بيشتر حال به هم زن شده تا ترسناك.

من وقتي بچه بودم تو سن هشت يا نه سالگي جن گير رو ديدم! و خب اين يه جور خودكشي براي من بود!sss هيچوقت يادم نميره شب هايي رو كه به خاطر ترس از اينكه شيطان بياد سراغم خوابم نميبرد! تا يه مدت هم از هر چي فيلم ترسناك بود متنفر بودم و هروقت اسم جن گير به گوشم ميخورد مو به تنم سيخ ميشد.  هيچ وقت اون صحنه اي رو كه سره ريگن 360 درجه ميچرخه رو يادم نميره.

البته من معمولا فيلم ترسناك زياد ميبينم ولي از هيچ كدوم به اندازه اين فيلم نترسيدم. البته فيلم paranormal activity كه اخيرا رفت رو اكران سينما ها يه حرفايي براي گفتن داشت.

the exorcist

exorcist

regan

۱۳۸۹/۳/۲۲ عصر ۰۸:۰۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : موسيو وردو, بانو, سروان رنو, jack regan, دلشدگان, مرتضی, رزا, آوینا, ژان والژان, لمون, گولاگ, بیلی لو
موسيو وردو آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 70
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۲۲
اعتبار: 6


تشکرها : 1102
( 305 تشکر در 8 ارسال )
شماره ارسال: #11
RE: سینمای وحشت

فونداي عزيز تا حدودي باهات هم عقيده ام. البته من كلا آدم ترسويي هستم و از تاريكي و تنهايي هميشه مي ترسيدم و صد البته مني كه از تاريكي ميترسم از  ديدن هر فيلمي كه رگه هايي از وحشت توش باشه ، بشدت ميترسمzzzz: . ولي اين دليل نميشه كه خودمو از لذت ديدن اين جور فيلم ها محروم كنم.

در اين بين فيلم جن گير اولين فيلم ترسناكي بوده كه ديدم و شايد ريشه ترس من از تاريكي و تنهايي همين فيلم باشه.

من در مورد اين فيلم ميتونم اينو بگم :

زيباترين فيلم ترسناكي كه تا الآن ديدم ، ولي نميتونم بگم ترسناك ترين چون اين فيلم همونقدر ميتونه آمپر ترس منو بچسپونه كه يه فيلم معمولي از همين ژانر.

ولي در مورد فيلم درخشش و تفاوتش با جن گير من عامل ترس رو در اين دو فيلم چندان متفاوت نميبينم. در فيلم درخشش هم به نظر من همين عوامل ماورايي حضور دارد با اين تفاوت كه وابسته به فضا است. يعني اگر اين خانواده به اين هتل نقل مكان نميكردند هيچ اتفاقي رخ نميداد بلكه با حضور در آنجا است كه پدر خانواده تحت تاثير فضا قرار ميگيرد و حالات روان پريشانه را از خود بروز ميدهد. با اين تفاوت كه در فيلم جن گير  شخص تحت سيطره موجود ماورايي حالت استاتيك دارد و بيش ترين ضربه متوجه خود فرد جن زده است. در صورتي كه در درخشش ، پدر خانواده به جاي ضربه زدن به خود ، قصد ضربه زدن به خانواده خود را دارد كه باعث ايجاد پويايي و حركت در فيلم ميشود.

هر دو فيلم از آثار شاخص و صد البته زيباي اين ژانر  هستند كه از نقطه نظر ديناميك متفاوت ميباشند.

با تشكر


غيبت صغري
۱۳۸۹/۳/۲۳ صبح ۰۱:۵۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : FONDA, بانو, سروان رنو, jack regan, دلشدگان, رزا, rAssaushhar, Rfoumbax, آوینا, لمون, گولاگ, بیلی لو
دشمن مردم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 78
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۰
اعتبار: 12


تشکرها : 1232
( 706 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #12
RE: سینمای وحشت

نوبت به سینمای وحشت رسیده

    فیلم هایش در ذهن نوجوانان و جوانان سابق نقش بسته و هرگز لحضاتی را که ترس براندام می افتاد ار یاد نمی رود .شاید آن لحظات پس از گذشت سالها اکنون مضحک بنمایدو به اصطلاح ادبیات سینمایی "لذت گناهکارانه" تلقی شود ولی همچنان باقی است .سینمای وحشت ریشه در ادبیات گوتیک دارد ، افسانه ای مانند (هنسل و گرتل) انسان را با ترس آشنا می کند و یا در صحنه آتش سوزی جنگل در (بامبی) بسیاری از سینماگران آنرا نخستین تجربه شان از ترس سینمایی می دانند.

اولین فیلم ترسناک تاریخ سینما ظاهرا یک فیلم کوتاه فرانسوی بود به نام خانه شیطان .در این فیلم کوتاه نقش شیطان خون آشام (مفیستو فلس ) را "ژرژ مه لی " بازی کرد

سینمای هالیوود هرگز این ژانر را رها نکرد، سینمای بریتانیا و کمپانی (همر) طی چندین دهه شخصیت (دراکولا) را رها نکرد سینمای فرانسه ، سابقه چندانی در این ژانر ندارد ولی چند اثر شاخص بر جای گذاشته  مثل "شیطان صفتان " کلوزو و "چشم های بدون چهره" فرانزو، اما سینمای ایتالیا طی سالهای پایانی 1960 و طی دهه 1970 تا 1980 ، با فیلمسازانی نظیر ماریو باوا، لوچو فولچی و استاد داریو آرجتو زیرگونه ای پدید آوردند که اکنون اسکورسیزی و تارانتینو  همگی آنرا شاهکارهای مسلم می دانند.طی سالهای 1980 ، سینمای وحشت به جریان غالب تولید تبدیل شد و هر آنچه را که برای نسل جدید آشناست حاصل تلاش های فیلمسازانی نظیر وس کریون و جان کارپتراست.فیلمسازان با الهام از رمان های معروف برام استوکر(دراکولا) و مری شلی(فرانکشتاین) و داستان های ماورایی بعضی از نویسندگان مثل ادگار آلن پو توانستند وحشت را بر پرده نقره ای  سینما حاکم کنند.در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 همراه نفوذ موج نو از اروپا به هالیوود، سینمای وحشت نیز که در اواسط دهه 60 به دلیل گرفتار شده در دام کلیشه ها افول چشمگیری نموده بود با فیلم بچه رزماری  و جن گیر و  طالع نحس وارد مرحله جدیدی گردید

اما اتفاق مهمی که در آستانه قرن نو و هزاره جدید افتاد جلوی دوربین رفتن فیلمهایی بود که این بار تماشگر را به ورای دنیای واقع و درون جهان متافیزیک برده و با موجودات آن همراه ساخته تا در مقابل آدم ها بایستند.حس ششم و به خصوص دیگران ساخته آلخاندرو آمنابار از فیلمهایی بودند که توانستند در این دهه جدید تحول عظیمی را در سینمای هراس ایجاد نمایند



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

دیگر مردم کشور من گرسنه نیستند
آنها روزی چند وعده گول می خورند
۱۳۸۹/۳/۲۳ صبح ۰۷:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : موسيو وردو, FONDA, بانو, سروان رنو, jack regan, دلشدگان, رزا, آوینا, لمون, گولاگ, بیلی لو
jack regan آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 5


تشکرها : 157
( 315 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #13
RE: سینمای وحشت

به نظر دوستان چرا همه مثالها براي يك فيلم خوب ترسناك به چند فيلم محدود مثل جن گير يا درخشش يا نوسفراتو يا طالع نحس كه تعدادشان به انگشتان يك دست هم نميرسد ختم ميشه؟


play it again, Sam
http://www.tcm.com
۱۳۸۹/۳/۳۰ صبح ۰۶:۲۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, rAssaushhar, آوینا, لمون, گولاگ, Memento, بیلی لو
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 771
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 33


تشکرها : 4991
( 5249 تشکر در 49 ارسال )
شماره ارسال: #14
RE: سینمای وحشت

(۱۳۸۹/۳/۳۰ صبح ۰۶:۲۳)taxi driver نوشته شده:  

به نظر دوستان چرا همه مثالها براي يك فيلم خوب ترسناك به چند فيلم محدود مثل جن گير يا درخشش يا نوسفراتو يا طالع نحس كه تعدادشان به انگشتان يك دست هم نميرسد ختم ميشه؟

شاید به خاطر شجاعت و نترس بودن ملت ایران باشه :!z564b.

اما جدای از شوخی باید گفت که با وجود انبوه فیلم های جدیدی که خشونت و ترس را به صورت یک واقعیت روزمره و عادی نشان می دهند دیگر کمتر بیننده ای ( حتی بچه سال )،  ترس از عمق وجود را تجربه می کند. شاید این فیلم های معدودی که نام می بریم به دلیل تجربه اولین ترس مان هنگام تماشای نخست آنها در سال های دور ، هنوز در ذهن مان مانده باشد. دلیل دیگر شاید این باشد که  آن ترس کاملی که در سالن تاریک سینما به ببینده منتقل می شد امروز به دلیل فیلم دیدن روی صفحه تلویزیون یا مانیتور ، دیگر آن کارکرد صد در صدی خود را ندارد.


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۹/۳/۳۱ صبح ۱۰:۳۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Savezva, Negar, سروان رنو, دلشدگان, رزا, rAssaushhar, آوینا, لمون, خانم لمپرت, گولاگ, بیلی لو
دشمن مردم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 78
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۰
اعتبار: 12


تشکرها : 1232
( 706 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #15
RE: سینمای وحشت

وحشت در ژاپن

 

در اينجا قصد دارم شما را با ‍ژانر وحشت غير از هاليوود آشنا كنم ،اين كشور در رواج فيلمهاي ترسناك پيش قدم بوده و صرفا آثاري شاخص هم به صنعت سينما وارده كرده است .در اين مقوله صحبت از ژانر  وحشت در سينماي ‍ژاپن است .

Horror اصطلاحی‌ست که به فیلم‌های ژاپنی در ژانر وحشت در فرهنگ‌های مختلف نسبت داده می‌شود.

سینمای وحشت ژاپن به دلیل روانشناسی ریشه ایِ منحصر بفرد و عامه پسندش در ژانر وحشت، از نقطه نظر روانشناسی غربی بصورت برجسته‌ای مورد توجه قرار گرفته است.
J-Horror تمایل به ساخت فیلم در حوزه ترس‌های روانشناختی دارد، در حالیکه در دیگر صنعت‌های سینمای دلهره عمدتا با مواردی همچون "جن زدگی"، "جن گیری"، "جادوگری" و "پیش آگاهی" روبرو می‌شویم.

خاستگاه سینمای دلهره ژاپن به ترس و داستان ارواح در دوره سلطنت Tokugawa Shogunate و emperor Mutsuhito بین سال‌های 1600 تا 1900 میلادی نسبت داده می‌شود که معروفترین آن‌ها فیلم Kwaidan می‌باشد.
بسیاری از عناصر این افسانه‌های معروف تاریخی ژاپن به آرامی ‌به درون داستان‌های مدرن امروزی نفوذ کرده است، بویژه در مقوله باستانی "روح" در فرهنگ ژاپنی.

یوری، روح سرگشته ای محصور در وحشت و دلهره ژاپن

موفقیت فیلم "حلقه" در سال 1998 ، برای اولین بار تصویر "یوری" را در سینمای وحشت غرب نمایان کرد، اگرچه قرن‌ها بود که در ناخودآگاه ژاپنی‌ها جا خوش کرده بود.
"یوری" همان روح در فرهنگ ژاپن است. ارواحی که به دلیل داشتن احساسات و عواطف سنگین (نسبت به انسان‌ها و یا چیزهای دیگر) توانایی پیشروی ندارند و به دنیای فیزیکی انسان‌ها محدود شده اند. بسته به نوع احساسی که آن‌ها را اسیر و وابسته می‌کند هر کدام از آن‌ها تصویری از یک روح خاص را نشان می‌دهند. معمول ترین آن‌ها "اونرایو" است، روحی که با میل و شهوت به انتقام و کین‌خواهی محصور شده است.

 همانند بسیاری از مخلوقات افسانه و اساطیر همچون "خون آشام" و "گرگ نما"، "یوری" نیز چهره‌ای اساطیری دارد و از قواعد خاصی پیروی می‌کند. به طور کلی از جنس مؤنث هستند، اگرچه جنس مذکر هم در میان آن‌ها وجود دارد. لباس‌های سفید می‌پوشند که تداعی کننده رنگ کفن مرده در ژاپن است. موهای مشکی بلند و معمولا ژولیده و نامرتب دارند که اصل این نوع آرایش مو به تئاتر "کابوکی" بر می‌گردد، جایی که همه بازیگران روی سن از نوع مخصوصی کلاه گیس استفاده می‌کردند که آن‌ها را برای بیننده از یکدیگر متمایز می‌کرد.

فیلم‌های برجسته در سینمای وحشت ژاپن
Dark Tales of Japan series (various directors)
Dark Water (aka Honogurai Mizu No Soko Kara)
Audition (aka Ôdishon)
Ju-on: The Grudge
Kairo (aka Pulse)
Jisatsu saakuru (aka Suicide Club or Suicide Circle)
Kwaidan (1964)
One Missed Call (aka Chakushin Ari)
Marebito (2004)
Cure
The Eye

کارگردان‌های برجسته در سینمای وحشت ژاپن
Hideo Nakata
Kaneto Shindo
Masaki Kobayashi
Nobuo Nakagawa
Takashi Miike
Takashi Shimizu


بازسازی‌های الهام گرفته از سینمای وحشت ژاپن
در چند سال اخیر تلاش‌هایی صورت گرفت تا تعدادی از معروفترین فیلم‌های سینمای دلهره ژاپن، در ایالات متحده نمایش داده شود، اما به جای دوبله و زیرنویس کردن نسخه‌های اصلی ژاپنی تصمیم به بازسازی این فیلم‌ها گرفته شد. فیلم "حلقه" جزو اولین اثرهایی بود که مشمول این پروسه قرار گرفت و پس از نیز "حلقه 2" در پی آمد. (اگرچه "حلقه 2" شباهت آنچنانی به نسخه اصلی ژاپنی نداشت)

در زیر معروفترین بازسازی‌های صورت گرفته در آمریکا را مشاهده می‌کنید:
The Grudge – 2004 کینه
Dark Water–2005 آب سیاه
Pulse–2006 پالس
One Missed Call–2008 یک تماس ناموفق
The Eye–2008 چشم

نکته جاب توجه اینست که چند تا از کارگردان‌های نسخه‌های اصلی ژاپنی برای کاگردانی ورژن آمریکایی فیلم خودشان انتخاب شده اند از جمله "هیدئو ناکاتا" کارگردان فیلم "حلقه" و "تاکاشی شیمیزو" کارگردان فیلم "کینه".
بسیاری از کشورهای آسیایی نیز اقدام به ساخت فیلم‌های خودشان برگرفته نسخه‌های اصلی ژاپنی کرده اند. به عنوان مثال کره جنوبی یک بازسازی با عنوان “The Ring Virus” انجام داده است که الهام گرفته از فیلم کلاسیک "حلقه" در سینمای وحشت ژاپن است.

نکته قابل تأمل و تا حدودی تأسف انگیز اینست که هیچ کدام از بازسازی‌های آمریکایی این فیلم نتوانسته فراتر از فیلم نسخه اصلی رود و چیز جدیدی به تماشاگر عرضه کند و بعضا باعث کاهش علاقه بیننده به محصولات این ژانر شده است.


دیگر مردم کشور من گرسنه نیستند
آنها روزی چند وعده گول می خورند
۱۳۸۹/۴/۱ صبح ۰۹:۰۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : john doe, سروان رنو, seyed, موسيو وردو, jack regan, Scarlett, Negar, مرتضی, رزا, دن ویتو کورلئونه, آوینا, BATMAN, لمون, خانم لمپرت, گولاگ, بیلی لو
jack regan آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 5


تشکرها : 157
( 315 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #16
RE: سینمای وحشت

با تشكر بسيار فراوان از دوست عزيز دشمن مردم كه توضيحات بسيار جالب و كاملي رو در مورد زانر ترسناك ارائه فرموده بودند.بنظر بنده پيشرفت ناقص سينما در ژانر ترسناك ناشي از شناخت ناكافي يا غلط سناريستها و كارگردانها از عناصر انگيزاننده وحشت ميباشد جناب دشمن مردم اشاره درست و دقيقي به نوع نگاه فيلمسازان ژاپني به عناصر مولد وحشت داشتند

"سینمای وحشت ژاپن به دلیل روانشناسی ریشه ایِ منحصر بفرد و عامه پسندش در ژانر وحشت، از نقطه نظر روانشناسی غربی بصورت برجسته‌ای مورد توجه قرار گرفته است.
J-Horror تمایل به ساخت فیلم در حوزه ترس‌های روانشناختی دارد، در حالیکه در دیگر صنعت‌های سینمای دلهره عمدتا با مواردی همچون "جن زدگی"، "جن گیری"، "جادوگری" و "پیش آگاهی" روبرو می‌شویم
"

شايد نوع نگاه و جهان بيني سنتي شرق و غرب در اين ژانر بهتر نشان داده ميشود فيلمساز شرقي وبطور خاص فيلمساز ژاپني سعي دارد از عناصر ترسي كه ريشه در ضمير انسان و خود انسان دارد براي ايجاد ترس استفاده كند در حاليكه همكار ايشان در انسوي كره زمين بطور غريزي و مطابق فلسفه و ديدگاه خود از مولدهاي خارجي دست ساز نظير موجودات فضايي يا موجودات عجيب و غريب ازمايشگاهي يا اگر خيلي كلاسيك باشد از موجودات اسطوره اي براي ايجاد ترس در مخاطب استفاده ميكند.بنده ترسناكهاي مبتني بر ديدگاه اول را بيشتر ميپسندم و موفقتر ميدانم.


play it again, Sam
http://www.tcm.com
۱۳۸۹/۴/۲ صبح ۰۶:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Scarlett, دشمن مردم, رزا, آوینا, لمون, گولاگ, Memento, بیلی لو
Scarlett آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 24
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۳۱
اعتبار: 2


تشکرها : 126
( 241 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #17
RE: سینمای وحشت

اولا بابت ِ این اطلاعات چامع و مفید ممنون.

(۱۳۸۹/۴/۲ صبح ۰۶:۴۴)taxi driver نوشته شده:  

"سینمای وحشت ژاپن به دلیل روانشناسی ریشه ایِ منحصر بفرد و عامه پسندش در ژانر وحشت، از نقطه نظر روانشناسی غربی بصورت برجسته‌ای مورد توجه قرار گرفته است.
J-Horror تمایل به ساخت فیلم در حوزه ترس‌های روانشناختی دارد، در حالیکه در دیگر صنعت‌های سینمای دلهره عمدتا با مواردی همچون "جن زدگی"، "جن گیری"، "جادوگری" و "پیش آگاهی" روبرو می‌شویم
"

و دوما ! کاملا با این تیکه موافقم ! کلا جنس صحنه های ترسناک ژاپنی با غربی فرق داره ! و تکنیک هایی که برای ترساندن ِ ملت به کار میبرن بی نظیره ! برای مثال ، همین نویز انداختن روی صحنه که در فیلم هایی مثل حلقه شاهدش هستیم و یا حتی در بازی های رایانه ای و ... ِ ژاپنی .

در هالیوود ِ کنونی وقتی فیلمی مثل " اره " جزو دسته ی Horror محسوب میشه ، خب تکلیف همگان معلومه :dodgy:!! انگاری در سینمای غرب واژه ی " ترساندن " به معنی نشان دادن دل و روده ی کاراکتر های فیلمه !

 شما یه نگاهی به فیلم " حلقه " نسخه ی ژاپنی اش بندازید و یه نگاهی به " حلقه " ی آمریکایی با بازی نائومی واتس ! فقط همون صحنه ی خارج شدن سامارا از چاه رو در نظر بگیرید ! راستش رو بگم اولین باری که این صحنه رو در نسخه ی ژاپنی ش دیدم ، تا چند وقت جرئت نمی کردم در تاریکی تنها بمونم ! اون وقت به لطف دیدن نسخه ی آمریکاییش کلا ترسم از این صحنه ریخت ! (اینم نکته ی مثبتش :D!)

من نمی فهمم هالیوود چه اصراری در خراب کردن چنین فیلم هایی ، با بازسازی اونا داره ؟!!


" من به آمار زمین مشکوکم ، اگر این سطح پر از آدمهاست ، پس چرا این همه دل ها تنهاست !؟ "
سهراب سپهری
۱۳۸۹/۴/۲ صبح ۰۹:۰۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, دن ویتو کورلئونه, rAssaushhar, Rfoumbax, آوینا, لمون, گولاگ, بیلی لو
سم اسپید آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 478
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 50


تشکرها : 2670
( 4992 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #18
RE: سینمای وحشت

100 فیلم برتر ترسناک تاریخ سینما:

لینک سایت: http://digitaldreamdoor.nutsie.com/pages...orror.html


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۸۹/۵/۷ صبح ۰۳:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بچه رزماری, دشمن مردم, موسيو وردو, بانو, رزا, بهروز, KESSLER, آوینا, لمون, گولاگ
KESSLER آفلاین
Schlächter von Brüssel
*

ارسال ها: 14
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۱/۱۷
اعتبار: 3


تشکرها : 93
( 165 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #19
RE: سینمای وحشت

بــه بـــه ،  بــه بـــه ،  همونطور آروم روی صندلی هاتون بنشینین و مدارک شناسائی تون رو آماده کنین . حتما اجازه میدین که بهتون ملحق بشم نه؟ حتما!!! لطفا فکرشم نکنین که برای فرار خیلی دیر شده !!!  بهتره تو این گوشه تاریک و دنج یه نوشیدنی خنک با هم بخوریم و کمی گپ بزنیم .که از فیلم های ترسناک خوشتون میاد ، بله ؟؟؟ من خودم کارگردان فیلمای ترسناک زیادی بودم خیلی ترسناک... البته در بازداشتگاه های گشتاپو . اما در اوقات فراغتم با آثاری مثل طالع نحس 1 و 2 ، درخشش ، بیگانه ، خانه مومی و البته زندگی دوست عزیزم دکتر لکتر  سرمو گرم میکنم. هانیبال بهترین دوست منه و از دیدنش سیر نمیشم . تعجب میکنم که شما بهش احترام نمیگذارین و یادی هم ازش نمیکنین ! مگه نمیدونین که هانیبال از خوردن آدمای بی ادب و گستاخ لذت میبره ؟ اگه دست هانیبال بهتون نرسه من خودم شخصا شکنجه تون میکنم ، اینو قول میدم ! 


  • قانون نانوشته ای در دنیای سینما وجود داره که میگه کیفیت فیلم های چند قسمتی بمرور نزول میکنه بنابراین کمتر سراغ طالع نحس 3 برین و در مورد قسمت 4 باید بگم اصلا نرین !  توصیه میکنم خودتون از قوه تخیل تون کمک بگیرین و یک پایانی برای قسمت های  1 و 2 بیآفرینید .


  • فیلم هایی از قبیل اره بیشتر مناسب آدمای روان پریش و مریضه ، از درون بی محتوا و از بیرون فاقد زیباییه . تازه اره در نوع خودش بهترینه . آدمای بی بضاعتی در آمریکا هستن که با بودجه کم ، بازیگران گمنام که دستمزد ناچیزی میگیرن و یک داستان آبکی ، بخیال خودشون فیلم های ترسناک میسازن (مشابه های ژنریک و نخ نمایی از اره) . دستمایه کم ارزش این افراد تنها نشان دادن صحنه های قصاوت و بیرحمیه ، قتل های فجیعی که انگیزه ای براشون طرح نمیکنن یا بهتره بگم نمیتونن بکنن و شخصیت های منفی شون هم که پس از پایان فیلم بسرعت از فضای ذهن بیننده محو میشن و هفته آینده دیگه کسی یادشون رو هم نمیکنه . هنر در آثار جدید و ارزان قیمت گونه وحشت آمریکایی جایی نداره . دنبال آثار ترسناک هیچکاکی و آکنده از حس تعلیق نباشید ، انگار که دوربین تون رو به یه کشتارگاه برده باشید و چند صحنه ای از تکه پاره شدن چند حیوان بینوا گرفته باشید . همین .

  • فیلم های گونه ترسناک در جنوب شرق آسیا نشات گرفته از فرهنگ محلی و بازخوانی جدیدی از داستان های فولکلور آنهاست . تصور کنید یک کارگردان معروف خارجی به ایران بیاد و کمی راجع به فرهنگ محلی و داستان های بومی ما تحقیق کنه و مثلا ما بهش بگیم که زنان ایرانی در دوره قاجار چه داستان های ترسناکی که از یک موجود موهوم و خیالی بنام " آل " برای همدیگه نمیبافتن و با این داستان چقدر همدیگه رو تا سر حد مرگ یا احتمالا سکته قلبی ، نمیترسوندن . حالا این آقای کارگردان با این دستمایه چه سناریوی وحشتی رو میتونه بپرورونه و فیلمی که میسازه چی میتونه از آب در بیاد . خلاصه اینکه میخوام عرض کنم فیلم های ساخته شده در جنوب شرق آسیا همشون کم و بیش چنین چیزین و حیف ما که کارمان بجایی کشیده که پس مانده فرهنگ ، آنهم فولکلور آنها را مصرف میکنیم. شخصا در آرشیو فیلم خودم مشابه فیلم حلقه را دارم که ساخت یک کشور جنوب شرق آسیاست حالا مهم نیست که فیلیپین ، ویتنام یا کشورهایی از این دست باشد. ولی کمابیش تکرار همان صحنه های حلقه است دختری که موهایش تا بینهایت بلند میشود ، چشمانش یکپارچه سیاه است ، چهار دست و پا راه میرود ، حتی روی سقف و غیره ....

اکثر افراد کار طنز و خنداندن مردم را دست کم میگیرند و با لودگی و دلقک بازی اشتباه میکنند . متاسفانه باید بگویم درمورد ترساندن هم همینطور است . درحالیکه .... 

   هر ترسناکی ، ترسناک نیست ، حتی اگر ترس هم در آن باشد.

 فیلم های فاخری که در گونه وحشت واقعا ارزش دیدن را داشته باشند بسیار کم و انگشت شمارند. فیلم درخشش یا هانیبال نمونه هایی بسیار  زیبا و شواهدی معتبری دال بر حقیقت فوق الذکرند. آنها بر اساس یک داستان محکم بازنویسی و برای صحنه تنظیم شده اند . کارگردانی بزرگ همراه با بازیگرانی توانا صحنه های آنها را جان بخشیده اند . ما از دیدن چندین و چند باره این فیلم ها هرگز خسته نمیشویم و تا سالیان سال با شخصیت های این فیلم ها زندگی خواهیم کرد و آنان را هرگز از یاد نخواهیم برد. اینست ژانر وحشت ... 

لذا از مشتریان کافه خواهشمندم در گونه وحشت آن فیلم هایی را که دارای عیار و خلوص بالا میباشند و خود شخصا کیفیت آنرا تائید مینمایند به سایر کافه نشینان معرفی نماید . 

 

                                                                                                                 لودویگ کسسلر

                                                                                                           فرمانده گشتاپوی بروکسل 

 

 

 

 


فقط یه چیز میتونه منو زنده نگهداره اونم صدای گرم ناصر طهماسبه و.
فقط یه چیز میتونه منو بترسونه اونم سرما و یخبندان روسیه است
لودویگ کسلر
۱۳۹۰/۲/۴ عصر ۱۰:۴۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ماتریکس2535, آوینا, کاپیتان اسکای, ژان والژان, لمون, گولاگ, بیلی لو
آوینا آفلاین
ته تغاری کافه !
*

ارسال ها: 43
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۱۱/۴
اعتبار: 4


تشکرها : 875
( 312 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #20
RE: سینمای وحشت

نطفه‌اي سياه در داماني پاك



«بچه رزماري» سومين اثر از تريلوژي آپارتماني رومن پولانسكي، بيشتر از آن كه نشان مي‌دهد قابل تامل است. فيلمي كه در اواخر دهه هفتاد جنجالهايي را برانگيخت و الگويي براي سينماگران آن دوران براي توليد فيلمهايي نظير «جن‌گير» و «طالع نحس» شد، فيلمهايي كه البته در قالب هاليوود جانشين شدند و كمتر از رگه‌هاي تفكربرانگيز جد خود يعني «بچه رزماري» بهره بردند. فيلمهايي كه ترس مخاطب را مد نظر داشتند و كيفيت ترس يا مورد بي‌اعتنايي قرار گرفت و يا تحت‌الشعاع عوامل متاثر كننده ساختار هاليوودي به انزوا كشيده شد. تريلوژي آپارتماني پولانسكي شامل سه فيلم انزجار (The Repulsion)، مستاجر (The Tenant) و بچه رزماري است؛ و اگر هر تريلوژي را مستلزم رعايت سه عنصر تحول، تهوع و فاجعه بدانيم _كه به زعم بنده چنين الزامي وجود ندارد_ بچه رزماري آبستن عنصر فاجعه است چنانكه انزجاز تم تهوع و مستاجر عنصر تحول را يدك مي‌كشد. قبل از بررسي و تحليل خود فيلم لازم است درباره اين تريلوژي و جايگاه پولانسكي در آن شرحي مختصر بياورم. آپارتمان از ديدگاه پولانسكي، كه او را فيلمسازي بيمار و ساديست قلمداد مي‌كنند محصول مدرنيسم و نمادي است براي انزواي انسان از خود، ماهيت و طبيعت. زندگي آپارتماني كه در عصر حاضر و در ادامه تحولات اجتماعي با رويكرد مدرن اكنون بصورت پديده‌اي اجتناب‌ناپذير در آمده است انسان را بيمار كرده است. بيماري او عدم هويت و تحليل وجود طبيعي اوست. اين بيماري شايد اجتماعي و يا رواني نباشد اما پديده‌اي موجود و غير قابل درمان است. چنين دريافتي از آپارتمان ممكن است مغرضانه به نظر برسد اما پولانسكي اين موضوع را دستمايه و زيرساخت سه فيلم خود در تريلوژي قرار مي‌دهد. هرچند اين رويكرد در بچه رزماري كمتر قابل ملاحظه است اما در مستاجر بسيار پررنگ جلوه مي‌كند. به زعم پولانسكي، مدرنيسم كه جريان فكري كشنده قرن حاضر است و شايد نقاط ضعف آن خاستگاه ظهور پست مدرنيسم شده است انسان‌ها را به ورطه بيگانگي و گريز از انسانيت مي‌كشاند. از نظر تئوري اين جريان يا به اصطلاح تيپ فكري ممكن است رهايي‌بخش و تسلي‌دهنده در نظر آيد اما چون رسالتش عناد با جريانهاي ثابت و امتحان‌شده كلاسيك است به بيراهه مي‌رود و آپارتمان اولين دستاورد جداافتادگي انسان از خودش _در بازيافت فردي_ و از اطرافيانش _در بازيافت اجتماعي_ مي‌گردد. بچه رزماري در چارچوب چنين تفكري ساخته مي‌شود؛ تفكري كه در جاي جاي اين تريلوژي و حتي فيلمهاي ديگر او موج مي‌زند.

روند قهقرايي و ساختار معمايي فيلم و مسئله توطئه اسكلت فيلم را استحكام مي‌بخشند و آپارتمان به عنوان عاملي سركوب كننده از ابتدا حضور واضح و پررنگي دارد. رزماري (با بازي ميا فارو) يك قرباني است، كسي كه مي‌بايست فرزندي به دنيا بياورد. چيزي كه ناخواسته روي خواهد داد، همه مادر خواهند شد و فرزندان خويش را بزرگ خواهند كرد اما در اينجا، با فرمي تضاد آميز و غير قابل برگشت آن كودك معصومي كه در ذهن يك مادر معصوم‌تر نقش بسته و تنها به اعتبار اسمهايي كه رزماري برايش انتخاب كرده حضور فيزيكي دارد يك موجود پليد و كريه است، او انسان نيست و همين الزاماً براي شيطان بودن او كافي است. رزماري خوشبخت، كه از ابتدا رابطه معقول و حسنه‌اي با همسرش دارد آبستن يك پليدي عظيم است. اگر او در جايگاه انسانيت نشسته باشد، بي‌اختيار و بدون اراده و آگاهي قبلي و در روند ايجاد يك توطئه از پيش برنامه‌ريزي شده قرار است سرآمد زشتيها را به دنيا ارزاني كند. او چنين چيزي را بر نمي‌تابد و ذاتاً مايل به چنين كاري نيست اما عوامل بيروني كه به زعم پولانسكي در جريان فكري و اجتماعي مدرنيته شكل گرفته‌اند و ساختار خود را پيچيده‌تر مي‌كنند باعث بروز چنين اختناقي مي‌گردند. به عبارتي، بشريت كمال‌گرايي را در ذهن منزوي مي‌كند و آنچه در عمل روي مي‌دهد تباهي و نكبت است. در حقيقت آدمي است كه از ميوه ممنوعه تناول مي‌كند و اتوپياي خود را از كف مي‌دهد. بچه رزماري يك شيطان است اما اين استعاره‌ايست از صفات شيطاني كه در مادينگي خلقت بشر نهفته است. رزماري تباهي را با مساعدت آنچه كه عامل بيروني خوانده مي‌شود و از نظر فرم و قالب توطئه است و چيزي است دستاورد زياده‌خواهي و آز انساني به جهان هديه مي‌كند و در انتها چنان در بطن رسالت مادر بودن خود گرفتار است كه «مادر» بودن را قدرت انكار ندارد و او را در گهواره نوازش مي‌نمايد.





رزماري در ابتداي فيلم يك آپارتمان را مي‌پسندد و آنجا را براي سكونت مناسب مي‌بيند. آپارتمان اولين عامل جدا كننده او از طبيعت و ماهيت است، چيزي كه به روشني در فيلم مستاجر نمود مي‌يابد. او و همسرش در آپارتماني زندگي مي‌كنند كه در اختيار يك پيرزن بوده كه اكنون مرده است. مرگ به عنوان فرجام زندگي مدرن در ساختار فكري پولانسكي جانشين شده است؛ آپارتمان مدرنيسم است و مرگ از دست رفتن هويت بشري. اين مضمون در مستاجر بيشتر قابل بحث است. بعد از پيرزن، دختري كه به عنوان دخترخوانده در آپارتمان بغلي و در نزد كاستاوت‌ها زندگي مي‌كند از پنجره آپارتمان به خيابان سقوط مي‌كند و جان مي‌بازد. دختري كه يك گردن‌بند اقبال بر گردن آويخته؛ گردن‌بندي كه با گروه شيطان پرست در ارتباط است. كليدهايي كه فيلم در انطباق توطئه و ذهنيت رزماري به عنوان يك سوبجكتيويته در اختيار مخاطب قرار مي‌دهد عبارتند از: بوي گردن‌بند اقبال از دكتر زنان، قرار داشتن كمد در مقابل يك گنجه كه نمي‌تواند كار يك پيرزن ضعيف باشد، رفت و آمد كاستاوت‌ها به منزل رزماري به شكلي آزاردهنده در شرايطي كه آپارتمان‌نشيني امروز چنين چيزي را دست كم در جامعه غربي نمي‌پسندد، اصرار گاي همسر رزماري براي عدم تعويض دكتر زنان و رعايت دستورات او با وجود دردهاي شديد ناحيه رحم و لگن، اصرار در مصرف داروهاي گياهي به تجويز دكتر مرموز زنان و با همكاري كاستاوت‌ها، قتل هاچ هاكينز به شكلي مرموز و كاملاً غير قابل توضيح و يافتن نام يك عضو يا رهبر شيطان‌پرست در يك كتاب با مضمون شيطان پرستي توسط رزماري. همه اينها با روند منطقي فيلمنامه رزماري و البته بيننده را به وجود يك توطئه و همدستي از طرف سايرين مجاب مي‌كند هرچند كه تا سكانسهاي پاياني همه‌چيز در يك تعليق عميق و در ساختار فيلمنامه در هاله ابهام قرار مي‌گيرد و اين تعليق هرگونه اثبات و قطعيت را در پرده شك قرار مي‌دهد و احتمال وجود توهم و بدبيني او را افزوني مي‌بخشد. در حقيقت، توطئه وجود دارد و رزماري اشتباه نكرده است اما غايت اين واقع‌بيني ترسيم يك تصوير وحشتناك در تابلويي سفيد از فطرت اوست. او اين تصوير را رسم مي‌كند، ديگران قلم‌مو و رنگ را مهيا مي‌كنند و اوست كه نقاش اين تابلوي هراس‌آور مي‌گردد. فيلم را در ژانر وحشت (Horror) تقسيم‌بندي مي‌كنند، كه اين امر مخاطبين عام را به اشتباه مي‌اندازد چرا كه در فيلم كمترين مخلوق ترسناك و يا موجود عجيب و غريب وجود ندارد، آنچه هست تعليق، به دام افتادن به همراهي دكوپاژ مؤثر و موسيقي تاثيرگذار است. رزماري، يك زن معصوم و خوش‌اخلاق و ساده كسي است كه در دام يك گروه اسير مي‌گردد و همسرش او را معامله مي‌نمايد. او _گاي_ به عنوان نماينده روشنفكران خام‌طينت، يك بازيگر سينماست. او در چند فيلم تجربي و چندين فيلم تبليغاتي بازي كرده است، چيزي كه او را با رويكرد و عملكرد ابزار آشنا مي‌كند و در يك جامعه مدرن گوهر استمرار در حيات مادي را با مستمسك قرار دادن اجسام و آدمها و بدتر از همه همسرش در مي‌يابد و باز مي‌شناسد. نگاه پولانسكي به مذهب همچون نگاهش به ارتباط آدمها مخدوش، يك‌سويه و افراطي است. او ضمن اينكه راهي گريز براي فرجام بشريت نمي‌شناسد تابوهاي حكمي مذهب را در هم مي‌شكند. هرچند نگاه او به شيطان‌پرستي ساختاري مذهب‌شكن و لائيك ندارد و همچون گاي از اين موضوع به عنوان يك ابزار بهره‌‌وري مي‌نمايد و در حقيقت همانطور كه پيشتر ذكر شد شيطان در جايگاه ديو درون انسانها نشسته است و با ياري سرمايه‌داري، بورژوازي، سلطه و از همه مهمتر ايدئولوژي رشد مي‌يابد، بسترهايش آماده‌سازي مي‌شود و مدرنيسم نيز براي چنين فرايندي كاتاليزور مناسب است. رزماري يك كاتوليك است، همين براي اعتقاد كوركورانه و قوي او كافي است. يك اعتقاد ايدئولوژيك و سخت‌گير در كرانه درياي مسيحيت، كه از او موجودي اقتدارگرا و كمال‌انديش مي‌سازد. در شب زفاف رزماري با گاي، كه قرار است طي يك مراسم آييني نطفه شيطان در رحم رزماري بسته شود بر نقاشيهاي رنسانسي روي سقف كليساهاي كاتوليك تاكيد مي‌شود و در جاي ديگر به كاتوليك بودن رزماري اشاره مي‌گردد. در اينجا رزماري در كنار مظهر انسان بودنش، جامي است كه از شراب مذهب آكنده است و اين مذهب است كه بهترين بستر براي رشد ديو درون را مهيا مي‌نمايد و پولانسكي با در كنار هم قرار دادن اين پارادوكس، تيغ برنده انتقادش را از كاركرد مذهب بر شاهرگ ايدئولوژي مي‌كشد. اين فيلم باعث شد كه طرفداران مانسن شيطان‌پرست همسر پولانسكي را در غياب او و در منزل در حالي كه حامله بود مصله كنند و اين حادثه دلخراش پولانسكي را چندين سال از حرفه سينما جدا انداخت؛ در حاليكه به عقيده حقير، اين مسيحيان متعصب بودند كه مي‌بايست برمي‌آشفتند و جنجال به پا مي‌كردند. در اين فيلم، مذهب در كنار تجدد عامل قهقراي انسان به شكلي نمادين معرفي مي‌گردد.

پولانسكي مذهب را با ترفندي خاص از خدا جدا مي‌كند و بين اين دو مقال حصار مي‌كشد. وقتي رزماري در مطب دكتر منتظر است مجله Time را برمي‌دارد. روي مجله با فونت درشت و بر زمينه سياه اين جمله نوشته شده است: Is God Dead? (آيا خدا مرده است؟) اين امر نشانگر ارادتي است كه شايد پولانسكي به حضور يك خالق دارد و تحليل اين پديده سابجكتيو را با ابزار مصنوع عقيدتي مذهبي نمي‌پسندد، خدايي كه ظاهراً نسبت به درج نطفه دشمنش شيطان در كالبد بشر بي‌تفاوت است و ابهام اينكه او حضور دارد و آيا اكنون از نظر فلسفي اعلام موجوديت نمي‌كند و به تعبيري دچار مرگ معنوي شده است را متبادر مي‌سازد. او خالق رزماري (انسانيت، بشر) است و رزماري خالق شيطان (پليدي، تباهي و گناه) و در اين سير علت و معلولي خداوند تنها يك نظاره‌گر است و تنهايي او در مفهوم تنهايي انسان در رهايي خويش از گرداب گناه است؟ پاسخي براي اين سوال وجود ندارد. پس، فيلم تنها به طرح اينكه ايا خدا مرده است بسنده مي‌كند و پاسخ را به عهده رزماري مي‌گذارد. رزماري كه در نهايت، خوي اصلي خويش را فراموش نمي‌كند و مساله مادر بودن، همان چيزي كه كنايه از مولد بودن ذات بشري دارد برايش نقطه اول اهميت است. او در سكانس پاياني شيطان را به عنوان فرزند مي‌پذيرد و نيت مي‌كند كه براي او دايه و پرستار باشد و شايد اين تنها راه نجات باقي مانده از فلاكت است. استقبال از رنج ممكن است بهترين راه مقابله با رنج باشد. بچه رزماري ممكن است يك شاهكار نباشد اما يكي از تاثيرگذار ترين و قابل تامل‌ترين آثار دهه هفتاد سينماست. بچه رزماري هنوز بين آدمها زندگي مي‌كند و هنوز به بهترين نحو از او پرستاري مي‌شود اما رزماري ديگر وجود ندارد.




۱۳۹۰/۱۱/۹ عصر ۱۰:۳۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, کاپیتان اسکای, KESSLER, لمون, خانم لمپرت, گولاگ
ارسال پاسخ