[-]
جعبه پيام
» <دیوید نودلز> به همه عزیزان و سروران کافه تماشای سه دقیقه انتهایی اپیزود سوم فصل اول دوبله شده "Person of Interest" تجویز میشه
» <دیوید نودلز> نگاه مسیحایی جیم کویزل با صدای خسرو با حاشیه موسیقایی پروپیمون و دیالوگای بکر مترجم خوشفکر، جاناتان نولن سریالتو با دوبله فارسی ببین خستگیت دربره!
» <سروان رنو> خبری نیست .... امن و امان ... اتفاقا خود ما هم یک هفته مسافرت بودیم و اینجا نبودیم ... [تصویر: hiker.gif]
» <ال سید> سلام،سلامتی
» <جیمز باند> سلام دوستان... من از 9 تیر نبودم... چه خبر؟
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 6 رای - 2.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینمای وحشت
نویسنده پیام
سناتور آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 565
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 32


تشکرها : 3325
( 3622 تشکر در 45 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: سینمای وحشت

من یک فیلم دیدم محصول 2009 با نام ORPHAN فیلم آخر دلهره هست وبه قول معروف به یک باردیدنش می ارزه. پیشنهاد میکنم دوستان یک بارهم که شده فیلم رو ببینند.

۱۳۹۰/۱۱/۹ عصر ۱۰:۴۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آوینا, کاپیتان اسکای, دزیره, علی بی غم, زرد ابری, BATMAN, لمون, گولاگ
آوینا آفلاین
ته تغاری کافه !
*

ارسال ها: 43
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۱۱/۴
اعتبار: 4


تشکرها : 875
( 315 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: سینمای وحشت

من فیلم حلقه رو دوست دارم واقعا جذاب و تماشاییه ، و مهمتر از همه داستانش طوریست که قابل باوره


۱۳۹۰/۱۱/۹ عصر ۱۰:۴۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, علی بی غم, لمون, گولاگ
سروان رنو آنلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,786
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 62


تشکرها : 7709
( 13365 تشکر در 356 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: سینمای وحشت

آوینا جان  (تصدق آواتارت ! )

طبق قانون کافه مطالب باید از خود دوستان باشه ( هر چند ساده و کوتاه ) . مطلب فیلم روانی (پست بالا ) مربوط به سایت ویکی پدیا است. لطفا مطلب رو ویرایش کنید چون حذف میشه. البته نگران نباشید چون اکثر دوستان تازه وارد ، اوایل از این اشتباهات می کنند اما به مرور به راه راست هدایت می شن. البته برای بعضی ها هم خود ما ، راه راست را به سوی آنها کج می کنیم تا مشکلی پیش نیاد !

ارادتمند

سروان رنو

و اما بعد ...

این فیلم آناکوندا جزو وحشتناکترین فیلم هایی بوده که من تا حالا دیدم. اکثر کسانی که بار اول می ببین حسابی وحشت می کنن . خیلی خوش ساخت است. خواهر جنیفر لوپز بازی می کنه و ابوی خواهر آنجلینا جولی هم توش هست.

 


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۰/۱۱/۹ عصر ۱۱:۱۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, آوینا, اسکارلت اُهارا, دزیره, زاپاتا, الیشا, ژان والژان, علی بی غم, Papillon, مایکل اسکافیلد, آماندا, لمون, زرد ابری
آوینا آفلاین
ته تغاری کافه !
*

ارسال ها: 43
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۱۱/۴
اعتبار: 4


تشکرها : 875
( 315 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: سینمای وحشت

(۱۳۹۰/۱۱/۹ عصر ۱۱:۱۰)سروان رنو نوشته شده:  

آوینا جان  (تصدق آواتارت ! )

طبق قانون کافه مطالب باید از خود دوستان باشه ( هر چند ساده و کوتاه ) . مطلب فیلم روانی (پست بالا ) مربوط به سایت ویکی پدیا است. لطفا مطلب رو ویرایش کنید چون حذف میشه. البته نگران نباشید چون اکثر دوستان تازه وارد ، اوایل از این اشتباهات می کنند اما به مرور به راه راست هدایت می شن. البته برای بعضی ها هم خود ما ، راه راست را به سوی آنها کج می کنیم تا مشکلی پیش نیاد !

ارادتمند

سروان رنو

چشم ، ولی سروان مطالب بعضی کاربرا هم از سایت های دیگه است 


تو این دیار برد با اوناییه که از مخشون کار میکشن. بخوای از دلت مایه بذاری سوختی.
۱۳۹۰/۱۱/۹ عصر ۱۱:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, علی بی غم, لمون, گولاگ
گرتا آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 48
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۲۷
اعتبار: 23


تشکرها : 831
( 823 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: سینمای وحشت

Der Student von Prag

دانشجویی در پراگ

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1329071636_933_63861abf6d.jpg

فیلم دانشجویی در پراگ، محصول آلمان در سال 1913، از نمونه های اولیه ژانر وحشت محسوب می شود که از لحاظ بصری دربردارنده شکل اولیه برخی از مفاهیمی است که در فیلم های این ژانر فراوان مورد استفاده قرار می گیرد.

در این فیلم که کارگردانی آن را پل وگنر و استلان رای بر عهده داشتند،  پل وگنر، جان گاتوت و گرت برگر به ایفای نقش پرداختند.

فیلم، داستان دانشجویی به نام بالدوین است که در شهر پراگ تحصیل می کند. وی  که شمشیرزن ماهری نیز هست و با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کند، موفق می شود کنتسی را از غرق شدن نجات دهد. بالدیون که دانشجوی فقیری بیش نیست، نومیدانه عاشق کنتس می شود تا ابنکه روزی ساحری به نام اسکاپینلی به ملاقات بالدوین می آید و به او پیشنهاد امضای یک قرارداد می دهد؛ ثروت فراوان در ازای اینکه اسکاپینلی هر چه می خواهد از اتاق بالدوین بردارد. بالدوین یک لاقبا که می داند چیز به درد بخوری در اتاقش وجود ندارد، با شادی قرارداد را امضا می کند و اسکاپینلی در ازای مقدار زیادی پول، تصویر بالدوین را از داخل آینه بیرون می آورد و آن را با خودش می برد. بالدوین که گیج شده، اهمیت چندانی نمی دهد، چون به هر حال یک تصویر در مقابل ثروتی هنگفت اهمیت چندانی نمی تواند داشته باشد...

البته بالدوین به این فکر نمی کند که اگر بخواهد خودش را در آینه نگاه کند و تصویری نبیند، چه احساسی به او دست خواهد داد؟! یا اگر ببیند بالدوین دیگر، برای خودش راست راست در خیابان راه می رود و توجهی هم به او نمی کند...؟! شاید هم این نیمه دوم، در مواقع خاصی سر برسد و بساط عیش او را بر هم بزند..!

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1329072007_933_ea96c47ac0.jpg

فیلم دانشجویی در پراگ که از اولین فیلم های سینمای اکسپرسیونیست به شمار می آید، با استفاده از مفاهیم به کار رفته در افسانه فاوست و برخی آثار دیگر، با موفقیت رو برو شد و بعضی ایده های موجود در آن بعدا نیز در آثاری مثل متروپلیس به کار گرفته شد.

یکی از صحنه های به شدت اکسپرسیونیست فیلم، صحنه ایست که بالدوین با عده ای سر میز قمار نشسته و نور، افراد دور میز را از پس زمینه تاریک پشت سرشان متمایز می کند. افرادی که می بازند، یکی یکی در تاریکی محو می شوند و در نهایت، بالدوین برای چند لحظه تنها باقی می ماند و ناگهان تصویر خودش در مقابلش ظاهر می شود که او را دعوت به بازی می کند.

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1329071562_933_97b230d7bb.jpg

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1329071858_933_d0b0a12bc6.jpg

یکی دیگر از صحنه های معروف فیلم هم زمانی است که تصویر بالدوین قدم به بیرون از آینه می گذارد و همراه اسکاپینلی می رود. بعدا فیلم های دیگر هم از صحنه های خروج تصویر از آینه به اشکال مختلف استفاده کردند. به علاوه، نمایش دادن دو بالدوین در یک فریم که در بعضی قسمت های فیلم شاهد آن هستیم، سبب می شود که این فیلم از نظر جلوه های ویژه نیز قابل توجه باشد.

با توجه به پیروزی نیروی شیطانی در پایان فیلم، می توان یکی از نقاط قوت دانشجویی در پراگ را (مخصوصا با توجه به زمان ساخت آن)، کلیشه ای نبودن پایان فیلم دانست. اسکاپینلی ساحر با اینکه حضور زیادی در فیلم ندارد، یکی از نمونه های اولیه شیاطین در فیلم های ژانر وحشت محسوب می گردد.

شاید یکی از انتقاداتی که بتوان به فیلم مطرح کرد، این باشد که پل وگنر- که بعدا در فیلم های دیگری از ژانر وحشت حضور موفق تری داشت- چندان مناسب نقش جوان دانشجو نیست، به خصوص اینکه در فیلم می شنویم که او شمشیرزن ماهر و شجاعی است، ولی اثر و نشانه چندانی از این گفته در خود بالدوین نمی یابیم.

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1329072486_933_f94c05d79f.jpg

در یکی از قسمت های فیلم بالدوین قرار است با نامزد کنتس دوئل کند، ولی بیننده، تصویری از این مبارزه نمی بیند و فقط از طریق نوشته های فیلم، از نتیجه آن آگاه می شود. در شرایطی که قرارهای کنتس و بالدوین در فیلم، بدون هیچ دلیلی و احتمالا تنها برای اینکه جو ترسناک تری ایجاد شود، در قبرستان صورت می گیرد (!)، استفاده از صحنه دوئل در فیلم می توانست به ایجاد دلهره و ترس بیشتر کمک کند.

یکی دیگر از نکته های قابل توجه فیلم، حضور شخصیتی به نام لیدوشکا است که دختری است با ظاهری شبیه کولی ها که به بالدوین علاقه دارد و نسبت به کنتس حسادت می کند. این دختر که به فکر بالدوین است، از دیوار خانه ها بالا می رود و دزدکی افراد را نگاه می کند و عجیب این است که هیچ کسی متوجه حضور او نمی شود، حتی در زمانی که کاملا مقابل افراد ایستاده و آنها را زیر نظر دارد! آخر داستان هم دیگر او را نمی بینیم، ولی طبیعتا چیزی نباید عایدش شده باشد و مشخص نیست اصلا چرا چنین شخصیتی در فیلم حضور داشت!

فیلم دانشجویی در پراگ، در شهر پراگ فیلمبرداری شده است و در آن مناظری از بناهای تاریخی و قدیمی پراگ نیز دیده می شود که تماشای آنها امروزه و با گذشت حدود صد سال از ساخت این فیلم خالی از لطف نیست.

با این اوصاف، شاید برای افرادی که علاقه مند به مطالعه ژانر وحشت از ابتدای پیدایش آن هستند، این فیلم شروع خوبی باشد.


چه پر شتاب فرو می ریزند شن های زمان، مگر آن هنگام که در سختی باشیم! (گوژپشت نتردام/1923)
۱۳۹۰/۱۱/۲۳ عصر ۱۰:۲۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ترومن بروینک, Classic, سم اسپید, ژان والژان, دزیره, اسکورپان شیردل, میثم, چارلز کین, زاپاتا, علی بی غم, هری لایم, راتسو ریــزو, حمید هامون, ممل آمریکایی, Papillon, نوستالژیکا, بانو, مایکل اسکافیلد, KESSLER, مگی گربه, لمون, خانم لمپرت, گولاگ, واتسون
نوستالژیکا آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 21
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۹/۲۰
اعتبار: 2


تشکرها : 40
( 88 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #26
RE: سینمای وحشت

نوسفراتو رو جدیدا دیدم. مو به تن آدم سیخ می شه. آدم تعجب می کنه چگونه با آن امکانات کم چنین دراکولای هراس آوری را ساخته اند. شب اول از ترس از خواب بیدار شدم! فیلم های جدید بیشتر سادیستیک هستند و شوکه کننده، اما هراسی که به اعماق وجود آدم نفوذ کنه در اونها دیده نمی شه. بیشتر خوی بهیمی آدم رو زنده می کنند. مفتش هم گرونه. جز فیلم حلقه که اون هم داستانش نامعقول و باورنکردنیه و کلا فیلم های وحشتناک ژاپنی ها همینطوریه یعنی وحشتناکه ولی نامعقوله. البته کسی از فیلم هراس آور شب بیست و نهم خودمون یاد نکرده که تمام فیلم های غربی رو تو جیبش می ذاره. وقتی این فیلم رو دیدم نوجوون بودم و شب با جیغ از خواب پریدم.

۱۳۹۰/۱۱/۲۵ عصر ۰۴:۳۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مایکل اسکافیلد, KESSLER, علی بی غم, جو گیلیس, لمون, گولاگ
گرتا آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 48
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۲۷
اعتبار: 23


تشکرها : 831
( 823 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #27
RE: سینمای وحشت

گولم (غول)  1920

The Golem: How He Came into the World

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330250338_933_588925dd68.jpg

یکی از نمونه های برجسته سینمای اکسپرسیونیست آلمان که سبب شد کارگردان و بازیگر آن پل وگنر به عنوان یکی از پیشگامان سینمای اکسپرسیونیست، جایگاهی در تاریخ سینما بیابد، فیلم گولم (غول) محصول 1920 می باشد. این فیلم با نام کامل تر گولم:چگونه به این جهان آمد، در اصل قسمت سوم از سه گانه گولم است که متاسفانه دو قسمت پیشین آن با نام های گولم (1915) و گولم و دختر رقصان (1917) امروزه از دست رفته محسوب می شوند.

در این فیلم پل وگنر، آلبرت اشتاین راک، لیدا سلمونوا و هانتس استارم به ایفای نقش پرداختند و کارگردانی آن را پل وگنر و کارل بوئس بر عهده داشتند. پل وگنر زمانی که در پراگ مشغول ساخت فیلم دانشجویی در پراگ (که پیش از این در مورد آن صحبت شد) بود، افسانه گولم* را از یهودیان پراگ شنید و تصمیم به ساخت فیلمی بر مبنای آن گرفت و در این راه از رمان گولم نوشته گوستاو میرنیک استفاده کرد که فیلمنامه فیلم در واقع اقتباسی از آن است.

داستان فیلم در رابطه با یهودیان پراگ در قرن شانزدهم میلادی است که توسط امپراطور مسیحی مورد تهدید و آزار قرار می گیرند و به آنها دستور داده می شود خانه و کاشانه خود را ترک کنند. خاخام جودا لوف** که از رهبران جامعه یهودیان پراگ است، تصمیم می گیرد تا با بهره گیری از جادو یک گولم ساخته و به آن جان دهد، به این امید که با یاری این غول موفق شود قوم خود را نجات دهد...

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330250440_933_614918617f.gif

شاید گولم به عنوان یک نجات دهنده بد عمل نکند، ولی ممکن است این جادوی سیاه خاخام لوف، اثرات جانبی و مخربی نیز به همراه داشته باشد....

در این بین یکی از شوالیه های امپراطور به نام فلورین، عاشق میریام دختر خاخام لوف می شود و رابطه ای بین این دو شکل می گیرد، رابطه ای که ریسک بزرگی برای دختر یک خاخام محسوب می شود. شاید هم دستیار خاخام لوف که عاشق میریام است و نسبت به فلورین حسادت می کند، به فکر این بیفتد که گولم استفاده دیگری هم می تواند داشته باشد و می شود با آن فلورین را سر جای خود نشاند...!

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330250517_933_162751e21e.jpg

****

می توان گفت فیلم های ترسناک اولیه در بستر سینمای اکسپرسیونیست آلمان شکل گرفتند و فیلم گولم از فیلم های تاثیرگذار در این رابطه بوده است. تاثیر این فیلم بر فیلم فرانکنشتاین جیمز ویل کاملا آشکار است و شاید بتوان شخصیت گولم را جد فرانکنشتاین دانست! فیلم متروپولیس فریتس لانگ هم به نوعی امتداد همین موضوع آدم مصنوعی و ساختگی بود که در این فیلم مطرح شد. مثل خیلی از آثار ترسناک آن دوره، این فیلم را امروزه به عنوان اثری قدیمی و به یادماندنی از دوران اولیه سینما می بینیم و نه به عنوان فیلمی که واقعا ترسیدن را از آن انتظار داشته باشیم. این نوع فیلم ها، حتی اگر موفق به ترساندن بیننده امروزی شوند، حس ترسی طنزآلود را به او منتقل می کنند.

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330250664_933_c2f7f3a241.jpg

یکی از امتیازات این فیلم، فیلمبردار آن کارل فرویند است که به عنوان فیلمبردار، دارای کارنامه درخشانی در سینمای اکسپرسیونیست می باشد و فیلمبرداری آثاری چون متروپولیس را بر عهده داشته است.  در این فیلم نیز، تقابل شدید نور و سایه و رنگ سیاه و سفید را می بینیم که جوی رعب انگیز را به وجود آورده است و به ویژه در نسخه دی وی دی این قدر این تمایز زیاد می شود که گاهی چشم ها به شکل حفره هایی سیاه در صورتی کاملا سفید به نظر می آیند. به علاوه، از هنرنمایی هانتس پولتزیگ در طراحی صحنه نیز نباید غافل بود که از سبک ساختمانهای قرون وسطایی، در خلق فضایی هراس انگیز بهره برده است.


http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330250575_933_af9da0b5ae.jpg

بازیگری در این فیلم مثل دیگر آثار آن دوره توام با اغراق است. پل وگنر در نقش گولم در این فیلم، بیش از آنکه ترسناک باشد، بامزه و دوست داشتنی است. راه رفتنش بیش از اینکه شبیه غولی با گام های سنگین باشد، شبیه کودکی که تازه به راه افتاده، از آب درآمده است! در بعضی صحنه های فیلم حضور غول توام با طنزی ملایم است. یکی از قسمت های طنزآلود فیلم زمانی است که خاخام، غولی را که قرار است قومی را نجات دهد، تا فرارسیدن موقعیت مناسب، موقتا به کارهای دیگر می گمارد و بنابراین زنبیل به دست نجات دهنده خود داده و او را برای خرید سبزی و خوار و بار به بقالی محل می فرستد! البته بچه های کوچه و بازار هم با دیدن گولم ترسیده و فرار می کنند!

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330250778_933_9cb26bf644.jpg

 بعد از بازگشت از خرید هم غول به آشپزخانه فرستاده می شود تا بلکه بتواند در آنجا مفید باشد! گولم چندان بی رحم هم نیست و هم در مورد میریام دختر خاخام و هم در پایان فیلم در مورد بچه ها تا حدی احساسات نشان می دهد و بنابراین می توان گفت بیشتر غولی بی عقل است تا بی احساس!

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330251052_933_3cb74a87a3.jpg

یکی از سکانس های به یادماندنی فیلم زمانی است که خاخام لوف، در مجلس امپراطور تاریخچه قوم خود را به حاضران نشان می دهد و حاضران مجلس تصاویر مربوط به آن را به مدد معجزه خاخام، روی پرده ای شبیه پرده سینما می بینند. سکانس آماده شدن گولم توسط خاخام و دستیارش نیز از قسمت های خاطره انگیز فیلم است.

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330251118_933_8e74fa7413.jpg

یکی از نکات قابل توجه در مورد این فیلم، این است که حوادث آن در پس زمینه ای سیاسی و اجتماعی اتفاق می افتد (مساله آزار جامعه یهودیان پراگ) و شاید در بین فیلم های ترسناک از این جهت اولین مورد باشد. بعضی کارشناسان، با توجه به وقایعی مثل هولوکاست، فیلم را مورد بازنگری قرار داده و در این خصوص دیدگاههای متفاوتی ارائه داده اند. عده ای از آنها فیلم را با توجه به بیان مساله آزار یهودیان پراگ، طرفدار یهودیان می دانند و عده ای دیگر به خاطر هاله خوف انگیزی که یهودیان را در برگرفته و استفاده خاخام از جادوی سیاه و نتیجه مخربی که به بار می آورد، فیلم را یهودی ستیز دانسته اند. این دسته عقیده دارند که این فیلم بیان کننده همان رویکردی است که بعدا توسط آلمان نازی دنبال شد. به نظر می رسد دیدگاه اول درست تر باشد، به ویژه اینکه خاخام لوف با نیتی خیر گولم را می سازد.

البته با وجود دیدگاه توام با احترام فیلم نسبت به یهودیان، نمی توان این مساله را که در فیلم یهودیان بیشتر همراه با رنگ های تیره نمایش داده می شوند و غیریهودی ها با رنگ چهره و لباس های روشن تر و این مساله احتمالا خصوصیت کهن بودن را در مورد یهودیان و نو بودن را در مورد مسیحیان القا می کند، نادیده گرفت.

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330251199_933_48219cbbe2.jpg

در صحنه آخر فیلم، گولم را می بینیم که به بچه هایی که به وضوح یهودی نیستند ( متفاوت از کودکان یهودی که پیش تر در فیلم دیده ایم، هستند) علاقه نشان می دهد و توسط آنها از حرکت می ایستد و نیروی مخربش خاموش می شود و بعد یهودیان آمده و گولم یا همان نجات دهنده خود را می برند و در قلعه را هم پشت سر خود می بندند. سپس فیلم با نمایش آرم ستاره داوود و شاید این سوال در ذهن بیننده که "آیا به راستی یهودیان برای همیشه به درون قلمرو خود خزیدند؟" به پایان می رسد.

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330251275_933_6241596f38.jpg

---------------------------------------------------------

*گولم در فرهنگ و افسانه های یهودیان، کالبد اولیه بی جانی است که بعدا به آن جان داده می شود. طبق برخی از منابع دینی یهود، خدا به کسی که به درجه بالایی از ایمان و عرفان برسد، توانایی آفرینش می دهد و آن فرد می تواند کالبدی بی جان (گولم) از خاک ساخته و در آن روح بدمد.

** خاخام جودا لوف یا یهودا لوف بن بظالل (1520-1609) از عالمان معروف یهودی است که داستان جان دادن به گولم توسط او از داستان های معروف در فرهنگ عامه یهودیان اروپاست.

 



فایل های ضمیمه بند انگشتی
               

چه پر شتاب فرو می ریزند شن های زمان، مگر آن هنگام که در سختی باشیم! (گوژپشت نتردام/1923)
۱۳۹۰/۱۲/۷ عصر ۰۲:۰۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : چارلز کین, اسکورپان شیردل, زاپاتا, بانو, هری لایم, راتسو ریــزو, ژان والژان, Papillon, سروان رنو, مایکل اسکافیلد, مگی گربه, Classic, علی بی غم, دزیره, اینگلبرت, پرشیا, لمون, خانم لمپرت, آمادئوس, گولاگ, اشپیلمن, واتسون
مگی گربه آفلاین
مشتری شبهای کافه
*

ارسال ها: 119
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱۱/۱۹
اعتبار: 47


تشکرها : 8633
( 2178 تشکر در 29 ارسال )
شماره ارسال: #28
RE: سینمای وحشت

طعم خوش ترس !

13 فیلم برتر ژانر وحشت به انتخاب ویلیام فریدکین

ویلیام فریدکین در دهه هفتاد میلادی و در شرایطی که فیلمسازی جوان بود "جن گیر" را مقابل دوربین برد که به اعتقاد برخی از علاقه مندان سینما، هراس آورترین فیلم تاریخ سینماست. جالب اینکه فریدکین وقتی جن گیر را می ساخت تجربه ای در زمینه فیلم وحشت نداشت.

جن گیر در سال 1973 و براساس رمانی از ویلیام پتربلاتی ساخته شد و با استقبال چشمگیر تماشاگران و صاجب نظران مواجه شد.

فریدکین در مطلبی، از فیلم های مورد علاقه اش در ژانر وحشت گفته است. بیشتر انتخاب های فریدکین از فیلم های قدیمی این ژانر هستند که نشان می دهد کارگردان جن گیر دل خوشی از آثار متأخر این ژانر ندارد. آنچه می خوانید 13 فیلم برگزیده ژانر وحشت از دید فریدکین است که او دلایل انتخاب این فیلم ها را هم توضیح داده است:

The poster features a large image of a young woman in white underwear. The names of the main actors are featured down the right side of the poster. Smaller images of Anthony Perkins and John Gavin are above the words, written in large print, "Alfred Hitchcock's Psycho".

1. روانی (1960) – آلفرد هیچکاک

روانی اولین فیلمی بود که واقعا مرا ترساند و مرا به فکر انداخت که می توان فیلمی ساخت که واقعا مردم را بترساند. فیلم هیچکاک براساس داستانی از رابرت بلاچ ساخته شده بود و خود آن داستان نیز روایت مجددی از قتل های فردی به نام اوگین در منطقه ویسکانسین بود و من در شیکاگو بزرگ شده بودم که چندان فاصله ای با ویسکانسین ندارد.

اما زمانی که جن گیر را ساختم درک کردم که هیچکاک در روانی چه کرده است چرا که مهیا کردن مقدمات سکانس های هراس آور، ترسناک تر از خود آن صحنه هاست. هیچکاک قادر بود در روانی هر مخاطبی را بترساند.

File:Alien movie poster.jpg

2. بیگانه (1979) – ریدلی اسکات

 بیگانه برای من یک غافلگیری واقعی بود. معمولا فیلم هایی که داستان آنها در آینده می گذرد نمی توانند چندان ترسناک باشند چون در نهایت شما می دانید که همه چیز خیالی است؛ ولی اسکات چنان حسی از تردید در تماشاچی به وجود آورده بود که در زمان مواجهه با خود بیگانه و درک نحوه خلق آن، هر تماشاچی شوکه می شود.

به عقیده من دو صحنه که هراس آورترین صحنه های تاریخ سینما هستتند، صحنه قتل جنت لی در فیلم روانی و سوختن سینه شخصیت یان هارت در فیلم بیگانه است.

File:Rosemarys baby poster.jpg

3. بچه رُزمری (1968) – رومن پولانسکی

تصور می کنم کابوس بسیاری از زنان باردار، مواجهه با اهریمن باشد و در این فیلم مادر (با بازی میا فارو) کودکی را در خیالش مشاهده می کند که به معنای کامل اهریمن است و همین مسئله سبب هراس او می شود. اما نکته اصلی که در این فیلم توجه مرا جلب کرد، تاکیید بر وجود اهریمن درون ماست.

File:Lesdiaboliquesposter.jpg

4. شیطان صفتان (1955) – هانری ژرژ کلوزو

نسخه جدید این فیلم در دهه 1990 با بازی ایزابل آجانی و شارون استون ساخته شد ولی لطفا آن را فراموش کنید، چون نسخه اصلی پر از لحظات غافلگیر کننده است.

دو زن (با بازی سیمون سینیوره و ورا کلوزو) تصمیم به قتل مردی می گیرند و سعی می کنند جسد او را پنهان کنند اما تا به انتها شما از موفق بودن این قتل مطمئن نیستید و در انتظار بازگشت مرد برای گرفتن انتقام هستید.

تعلیق در این فیلم کاملا واقع گرایانه است و یکی از بزرگترین پایان های تاریخ سینما را در این فیلم شاهد هستید.

File:Onibaba 1964 film original poster.png

5. اونی بابا (1964) – کانه توشیندو

شاهکاری از سینمای ژاپن در ژانر وحشت. داستان پیرزنی که عروسش از او در دهکده ای دور افتاده مراقبت می کند اما این دختر رازی دارد که پیرزن تنها پس از کنجکاوی های فراوان به آن پی می برد؛ ولی این کنجکاوی او را در معرض تهدید اهریمن قرار می دهد.

فیلم با بهره گرفتن از افسانه های کهن ژاپنی، هنوز هم می تواند برای تماشاچی قرن بیست و یکمی جذاب باشد.

 SuspiriaItaly.jpg

6 و 7 . (Deep Red (1975 و (Suspiria (1977 – داریو آرجنتو

شاید بتوان گفت که این دو فیلم خالص ترین فیلم های این فهرست هستند؛ چون سایر فیلم هایی که من از آنها نام برده ام فیلم هایی پیرامون اهریمن ویا ارزش های انسانی هستند ولی این دو فیلم کلاسیک مملو از قتل و خونریزی هستند که بارها از آنها کپی شده بدون اینکه نامی از منابع اصلی برده شود.

آرجنتو بزرگترین استاد زنده ژانر وحشت است که نهایت استعداد خود را در این دو فیلم به نمایش می گذارد.

8. قصاب ( 1970) – کلود شابرول

یکی از هراس آور ترین سکانس های تاریخ سینمای وحشت را می توان در این فیلم دید؛ فیلمی که شاید اقتباس جدیدی از داستان «دکتر جکیل و آقای هاید» باشد. داستان فیلم همچون سایر آثار شابرول در شهر کوچکی می گذرد که قصاب آن در داخل مغازه فردی مودب و مردم دوست است اما پس از پایان زمان کار یک قصاب واقعی است!

File:Funny Games1997.jpg

9. بازی های سرگرم کننده (1997) – میشائیل هانکه

آزاردهنده ترین فیلم این فهرست، در مورد دو جوان روان پریش که خانواده ای را در ویلای شان مورد آزار و اذیت قرار می دهند. فیلم برداشتی آزاد از اخباری است که هر هفته می خوانیم ولی شاید با واقعیت آنها آشنا نباشیم.

Ilsposter.jpg

10. آنها (2006) – دیوید مورئو

اگر توجه کرده باشید اکثر فیلم های فهرست من قدیمی هستند و باید اعتراف کنم که علاقه چندانی به فیلم های کنونی ژانر وحشت ندارم ولی آنها یک استثناء است؛ چرا که همچون فیلم بازی های سرگرم کننده، بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است.

فیلم روایت چند جوان است که در یک دهکده به آدم ربایی و شنکنجه و قتل مشغولند ولی شما تا سکانس پایانی از دلایل این اقدامات سردرنمی آورید ولی در نوع خود یک فیلم نادر محسوب می شود.

File:Thelodger1944.jpg

11. مسافر (1944) – جان برام

در مورد شخصیت Jack the Ripper فیلم های زیادی ساخته شده است اما به عقیده من مسافر بهترین آنهاست چرا که عمده زمان فیلم به تحقیق در مورد این شخصیت و احتمال های گوناگون در مورد آن می گذرد. قهرمان فیلم شخصیت لید کریگر است که در شرق لندن زندگی نمی کند ولی در آنجا رفت و آمد زیادی دارد و قتل هایش را بدون دلیل خاصی انجام می دهد.

بازی کریگر به قدری جذاب است که شخصیت جک را برای هر تماشاگری قابل باور می سازد.

File:Spiral staircase21.jpg

12. پلکان مارپیچ (1946) – رابرت سیودماک

مثل سایر فیلم های این ژانر، محور اصلی فیلم، مرد قاتلی است که با انگیزه خاصی به قتل زنان دست می زند ولی هویت او تا سکانس نهایی نامشخص است و در سکانس نهایی شخصیت لال دوروتی مک گوایر با او رو در رو می شود و البته نمی تواند هویت او را برای سایرین فاش کند.

فیلم پس از گذشت شش دهه هنوز یک شاهکار کلاسیک است.

File:TheTexasChainSawMassacre-poster.jpg

13. کشتار با ارّه برقی در تگزاس (1974) – تاب هوپر

شما در یک جاده روستایی مشغول رانندگی هستید که ناگهان توسط عده ای ربوده می شوید. نمای بیرونی این خانه کاملا عادی است اما در داخل آن عده ای حضور دارند که تفریح اصلی شان شکنجه و بریدن اعضای بدن با ارّه برقی است. این می تواند هولناک ترین کابوس هر کدام از ما باشد و جالب است که این فیلم براساس یک داستان واقعی ساخته شده که قاتل اصلی آن هرگز دستگیر نشد!

_________________________________________________________________________

منبع مطلب: لس آنجلس تایمز – 20 نوامبر 2007 ، ترجمه امیر رضا نوری زاده، منتشر شده در روزنامه همشهری – دوشنبه 12 آذر 1386 سال پانزدهم . شماره 4431


تنها سلاح من در این دنیای به شدت مسلح، دیوانگی است - جبران خلیل جبران
۱۳۹۲/۲/۱۹ عصر ۰۶:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرشیا, کنتس پابرهنه, اسکارلت اُهارا, ژان والژان, BATMAN, حمید هامون, آمادئوس, جیسون بورن, بانو, منصور, دزیره, لمون, خانم لمپرت, سی.سی. باکستر, زرد ابری, rahgozar_bineshan, گولاگ, برو بیکر, اشپیلمن, واتسون
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 60


تشکرها : 7981
( 8035 تشکر در 152 ارسال )
شماره ارسال: #29
RE: سینمای وحشت

سه فیلم ترسناک - یک واقعیت وحشتناک

وقتی بعنوان تماشاچی در ابتدای تیتراژ هر فیلمی به عبارت Based on a true story یا براساس یک ماجرای حقیقی برمیخوریم بی شک جذابیت فیلم برایمان دوچندان میشود چون بگونه ای میتوانیم خودرا به فضا و شخصیتهای فیلم نزدیکتر نموده و درکشان کنیم .حال اگر این فیلم در ژانر وحشت باشد که مسلما بردلهره مان بیش از پیش افزوده خواهد شد...

ابتدا بپردازیم به یکی ازترسناکترین جنایات سریالی واقعی قرن بیستم آمریکا : ماجرای اد گِین


ادوارد تئودور گِین در1906 از یک پدر الکلی ومادر متعصب مذهبی زاده شد.او در سایه برادربزرگترش هنری درجو مادرسالارخانه و زیر رگبار موعظه های مذهبی مادر درباب گناه بودن تمایلات نفسانی بزرگ شد.وی به غیر از مدرسه هرگز ازمحدوده خانه خارج نشد وتحت امر و سلطه مادرش باهیچ دختری رابطه برقرار نکرد.پس از مرگ پدر،هنری قصد سرباززدن از دستورات مادر وترک خانه راداشت که باعث تنش جدی بین دوبرادر گردیدوسرانجام در یک حریق هنری قربانی آتش شد درحالیکه پزشکی قانونی روی سرش اثرات ضربه های شدید گزارش کرده بود ولی کسی مقصر شناخته نشد.ادوارد که وسواس گونه به مادر خشکه مذهبش وابستگی داشت با مرگ مادردچار روان پریشی گردید.ابتدا ازقبرستانها شروع به سرقت جنازه زنان میانسال نمود تا جای خالی مادر را اینگونه پرکند.اما بتدریج بیماری او پیشرفت کردوتبدیل به نوعی نکروفیلیا (جسد دوستی)شد وتاکسی درمی جنازه ها تنها سرگرمیش گردید.متاسفانه مرورزمان وی راحریصترکردو اقدام به کشتار زنان ازسال 1957 نمود که حداقل دومورد آن به اثبات رسیده است.پلیس بامفقود شدن یک دختر جوان فروشنده بنام برنیس واردن به اد گِین مشکوک شدوباورود شبانه به خانه گِین جنازه بدون سر واردن را درحالیکه سروته آویزان بود وازدرون کاملا خالی شده بود کشف کرد.البته (خوشبختانه)بنظر میرسید مقتول ابتدا باشلیک گلوله جان باخته است.


بعلاوه کلکسیون وحشتناکی از سرهای بریده چروکیده در زیرتخت ،گردنبندهایی از انگشت انسان وجورابهایی از گوشت انسان وجمجمه های خالی بجای کاسه سوپ!و... از اکتشافات هولناک دیگر پلیس در خانه گِین بودند.ادوارد گِین دستگیر شد وباتشخیص بیماری روانی به انستیتوهای متعدد روان درمانی منتقل و در 1984دریکی از بیمارستانها دراثر نارسایی قلبی تنفسی به هلاکت رسید.اما آنگونه که در کتاب هارولد اسکپچر نویسنده بیوگرافی گِین آمده آخرین کشتار وی پس از مرگ او اتفاق افتاد! افسر بازپرس آرت شلی که اولین استنطاق را از او توام با خشونت به عمل آورده بود والبته به همین دلیل اقرار اولیه متهم بی ارزش شناخته شد، تحت تاثیر رفتار خودش با گِین و اقرارهای وحشتناک این جانی دیوانه اندکی بعد درجا سکته نمود وفوت کرد...

زندگی و شخصیت اد گِین الهام بخش سناریوی چندین فیلم سینمایی ژانر وحشت بوده است که سه مورد مطرح آن را برای شما عزیزان قید میکنم:

3- کاراکتر صورت چرمی درفیلم کشتاربااره برقی تگزاس1974 the texas chainsaw massacre


۵ دوست جوان دانشجو به یک مسافرت در طول ایالت تگزاس می روند . آنها در یکی از جاده های دورافتاده ایالت به دختر جوان گیج و مبهوتی برمیخورند که ناگهان جلوی چشمشان بطورجنون آمیز با اسلحه ای که همراه دارد خودکشی می کند . آنها باهراس سراغ کلانتر محلی میروند اما کلانتر سادیستی بجای کمک ، قضیه را پیچیده تر میکند پس بناچار برای کمک به یک خانه دور افتاده و مرموز مراجعه می کنند غافل از اینکه یکی از اهالی خانه که صورت چرمی نام دارد و یک قاتل زنجیره ای است قصد کشتن آنها را دارد ...

کارگردان این فیلم تاب هوپر و سناریو از تاب هوپر و کیم هنکل میباشد.بازی استثنایی بدون کلام گونار هانسن در نقش صورت چرمی توانست یک نوع وحشت متهوع Gore راخلق کند و طبق معمول به علت موفقیت آمیز بودن دنباله‌های این فیلم یکی پس از دیگری ساخته شدن که متاسفانه نتوانستند موفقیت قسمت اول راکسب کنند.

2- کاراکتربیل بوفالو در فیلم سکوت بره ها The Silence of the Lambs 1991 


کلاریس استرلینگ دانشجوی جوانی است که در کادر سازمان اف. بی. آی به کار و تحصیل اشتغال دارد طبق گزارشات میفهمدقاتل خطرنا کی مشهور به بیل بوفالو (با بازی تد لوین )چند زن راکشته و پوست تن آنها را کنده است .یکی از روسای کلاریس او را مامور رسیدگی به این پرونده میکند و توصیه میکند از دکتر هانیبال لکتر برای یافتن این قاتل بی رحم زنجیره ای حرف بکشد. اما دکتر لکتر ضمن اینکه روان شناسی نابغه است خود به گونه ای دیگر قاتل خطرناکی است که در زندان به سر می برد. دکتر لکتر که به آدمخواری شهرت داشته وهمسرش را خورده است و پشت درهای بسته زندان امنیتی است...

پس از انتشار رمان پرفروش سکوت بره ها نوشته توماس هریس در سال 1988، فیلم معروف «سکوت بره ها» در سال 1991 اکران و  به یکی از به یاد ماندنی ترین فیلمهای تاریخ سینما بدل شد. این فیلم همچنین برنده پنج جایزه اصلی اسکار یعنی جایزه بهترین فیلم، بهترین بازیگر اول مرد(آنتونی هاپکینز)، بهترین بازیگر اول زن(جودی فاستر)، بهترین کارگردان (جاناتان دمی)و بهترین فیلمنامه اقتباسی (تد تالی)سال شد.

و اما پر آوازه ترین و نزدیک ترین فیلم به ماجرای اد گرین فیلم "روانی" است:

1- کاراکتر نورمن بیتس در فیلم روانی Psycho 1960

مارین کرین پولهای کارفرمایش را می دزدد وبا فراراز شهر بین راه در هتل بیتس، که جوانی به نام نورمن اداره اش می کند، اقامت میکند.نورمن به او می گوید که همراه مادر روانی اش در خانه کنار هتل زندگی می کند. شب هنگام که، ماریون از کار خود پشیمان شده، پیش از خواب به حمام می رود و زیر دوش – ظاهرا به دست مادر نورمن - به قتل می رسد. نورمن آثار قتل را پاک می کند و جسد ماریون و اتوموبیلش را در باتلاق می اندازد. در ادامه سام به همراه خواهر ماریون لی لا (ورا مایلز) و یک بازرس بیمه به نام آربوگاست (بالسام) به جستجوی «ماریون» می آیند.. در ادامه ماجرا و طی اتفاقاتی مشخص میشود مادر نورمن به دلیل اختلاف عقیده و تحمیل اراده بر وی سالها پیش به دست او کشته شده و نورمن جسد مادرش را هنوز در رختخوابش در خانه نگه داشته. نورمن پس از قتل به نوعی دچار روان پریشی و اختلال شخصیت گشته و هر روز نقش مادرش را به شیوه عوام فریبانه ای بازی میکند تا دیگران متوجه مرگ او نشوند.

فیلم «روانی» هیچکاک با سناریوی جوزف استفانو طی یک نظرسنجی وحشتناک ترین فیلم تاریخ سینما و جزو میراث فرهنگی آمریکا اعلام شده است.بازی آنتونی پرکینز در نقش نورمن بسیار درخشان است واین فیلم نامزد اسکار: بهترین بازیگر نقش مکمل زن (جنت لی)، بهترین طراحی صحنه، بهترین فیلمبرداری، بهترین کارگردانی گردید ولی متاسفانه موفق به دریافت هیچیک نشد.

****************************

ضمن تشکر از بذل توجه شما عزیزان در تهیه مطلب فوق از منابع ذیل بهره برداری شد:

http://www.hlntv.com/slideshow/2013/10/1...y-happened

http://www.biography.com/people/ed-gein-11291338

http://www.wisconsinsickness.com/ed-gein/

http://naghdefarsi.rozblog.com/post/1740

http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%B...4%D9%85%29

http://www.ibna.ir/vdch-vnzz23n6kd.tft2.html

http://www.naghdefarsi.com/world-movies-...lambs.html


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۲/۱۰/۳ عصر ۱۲:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرشیا, اسپونز, Flirtacia, BATMAN, Classic, ناخدا خورشيد, برو بیکر, اسکورپان شیردل, ژان والژان, سی.سی. باکستر, حمید هامون, مگی گربه, زرد ابری, برت گوردون, گولاگ, گولاگ, سروان رنو, اشپیلمن, واتسون, مراد بیگ
پرشیا آفلاین
مترجم کافه
***

ارسال ها: 220
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۹/۱۶
اعتبار: 26


تشکرها : 4498
( 2671 تشکر در 7 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: سینمای وحشت

بازیگران ژانر وحشت؛ از دیروز تا امروز:

نام فیلم: کابوس خیابان الم (Nightmare On Elm Street)

کاوبس خیابان الم

بازیگر: Robert Englund

robert englund

***************

نام فیلم: جن گیر (The Exorcist)

exorcist

بازیگر: Linda Blair

linda blair

************

نام فیلم: بچه ی رزماری (RoseMary's Baby)

بچه ی رزمری

نام بازیگر: Mia Farrow

میا فارو

*******************

نام فیلم: کشتار اره برقی تگزاس (The Texas Chain saw Massacre)

کشتار اره برقی تگزاس

نام بازیگر: Gunnar Hansen

گونار هنسن


بزرگ ترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن

ژان دو لا برویر, فیلسوف فرانسوی قرن 17
۱۳۹۳/۸/۱۰ عصر ۰۲:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زینال بندری, BATMAN, زاپاتا, برو بیکر, زرد ابری, خانم لمپرت, برت گوردون, Flirtacia, پیرمرد, گولاگ, مگی گربه, زبل خان, حمید هامون, Memento, اشپیلمن, واتسون, بیلی لو
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 60


تشکرها : 7981
( 8035 تشکر در 152 ارسال )
شماره ارسال: #31
RE: سینمای وحشت

(۱۳۹۰/۱۱/۹ عصر ۱۰:۳۱)آوینا نوشته شده:  

نطفه‌اي سياه در داماني پاك



«بچه رزماري» سومين اثر از تريلوژي آپارتماني رومن پولانسكي، بيشتر از آن كه نشان مي‌دهد قابل تامل است. فيلمي كه در اواخر دهه هفتاد جنجالهايي را برانگيخت و ...
... بچه رزماري ممكن است يك شاهكار نباشد اما يكي از تاثيرگذار ترين و قابل تامل‌ترين آثار دهه هفتاد سينماست. بچه رزماري هنوز بين آدمها زندگي مي‌كند و هنوز به بهترين نحو از او پرستاري مي‌شود اما رزماري ديگر وجود ندارد.

با تشکر از نقد جامعی که خانم آوینا درباره این فیلم آورده اند. چند نکته خواندنی نیز بنده اضافه میکنم:

رمان بچه رزماری در سال 1967 توسط ایرا لوین نوشته و به چاپ رسید و ظرف مدت کوتاهی چنان استقبال شد که بلافاصله در سال 1968 رومن پولانسکی آنرا به فیلم برگرداند. بچه رزماری حواشی فراوانی پیامد اکرانش داشت.  داستان درباره زن جوان مانهاتانی است که همسرش برای رسیدن به شهرت و ثروت با شیطان پرستان همدست شده تا زنش فرزندی از شیطان به دنیا آورد.

این سوژه شاید آنقدر نحس و مخرب بود که بیش از همه گریبان خود پولانسکی را گرفت و یک سال بعد همسر هنرپیشه جوانش شارون تیت که هشت ماهه باردار بود توسط فرقه شیطانی مانسون به وضع فجیعی به قتل رسید.میگویند مانسون در جایی اقرار کرده که این فیلم مورد ستایشش بوده است...

از زنجیره اتفاقات پیرامون فیلم میتوان به واقعه طلاق ناگوار میا فارو (هنرپیشه نقش رزماری) اشاره کرد . او برگه های غیرمنتظره طلاق نامه اش از فرانک سیناترا را درجریان فیلمبرداری همین فیلم دریافت کرد. بعلاوه ویلیام کسل تهیه کننده فیلم نیز پس از اکران فیلم ، نامه های تهدید به مرگ زیادی را دریافت کرد و وی بزودی بعلت نارسایی شدید کلیه در بیمارستان بستری گردید. همان بیمارستانی که کریستف کومدا خالق موسیقی فیلم بچه رزماری در آن بستری و کمی بعد بعلت لخته خون درمغز (همان بیماری کشنده هاچ دوست رزماری در فیلم) درگذشته بود... یاحق

http://www.hauntedamericatours.com/topte...MOVIES.php


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۳/۹/۸ صبح ۰۸:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرشیا, آمادئوس, فرانکنشتاین, گولاگ, Classic, زینال بندری, مگی گربه, نیومن, زبل خان, BATMAN, برو بیکر, سروان رنو, اسکورپان شیردل, حمید هامون, شرلوك, جروشا, Memento, جیمز باند, اشپیلمن, آلبرت کمپیون, واتسون, ایـده آلـیـسـت, آقاحسینی, مراد بیگ, بیلی لو
جروشا آفلاین
جودی آبوت
***

ارسال ها: 79
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۱/۱۷
اعتبار: 27


تشکرها : 1821
( 1476 تشکر در 37 ارسال )
شماره ارسال: #32
RE: سینمای وحشت

سلام. بذارین از اول تکلیفمون رو روشن کنیم شما آدم ترسویی هستید یا نه؟ آیا فیلمهای ژانر وحشت مورد علاقه تونه؟

نه اشتباهی عکسشو نذاشتم سوژه، کمدی مستر بین نیست! خواستم بگم منم مثل ایشون کلا خیلی شجاعم و فیلمهای وحشتناک رو تنهایی که اصلا-  اما وقتی تو جمع خانواده یا دوستام زورکی تماشا میکنم همیشه جزییات اونها رو از لابلای انگشتام که روی جفت چشام فیکس میشن مشاهده میکنم! :)

از شوخی گذشته باید اعتراف کنم تو دنیای واقعی تنها موجود واقعی برای من که میتونه ترسناک باشه دلقک ها هستند. من حتی از خنده دارترینشون هم خوف دارم. اما حتما فقط من تنها نیستم که این حس رو دارم خیلی ها مثل منند.

البته این ترس از نوع مرضیش (فوبیا) یک واژه اختصاصی داره: Coulrophobia و گرچه طبق آمار نسبت یک در 200 میلیون نفر، این ترس کشنده رو دارن اما به گزارش منابع علمی این «دلقک هراسی» از بیست سال پیش به این ور داره بیشتر و بیشتر شیوع پیدا میکنه. پس تا پایان این مقاله با من همراه باشید تا دلیل شایع شدن کول روفوبیا  و همینطور ترس اون خیلی ها، رو بفهمید. اینم بگم اگه آدم ترسویی هستید از خوندن بقیه نوشته ام بی خیال شید، چون ممکنه شب خواب وحشتناک ببینید:(

بهتره با پیروی از ارسال های دوستان منم از یه سایتی به اسم whatculture.com که ده تا از ترسناکترین فیلمهای دلقکی تاریخ رو لیست کرده، 5 تای اول رو بگم تا به اصل مطلب خودم برسم:

5- دلقک زامبی درZombieland

جالبیش اینه که تو زامبی لند دلقک فقط در دو صحنه ظاهر میشه اولیش یک توهمه! کلمبوس قهرمان فیلم که معدود آدم سالم باقی مونده درایالات متحده زامبی هاست، معتقده « تنها چیزی که بدتر از یه زامبی میتونه باشه یه دلقکه!» (منم باهاش هم عقیده ام) - حالا اولش آقا تشریف میبره حموم و زیر دوش یک دلقک میبینه! یک توهم ترسناک دلقکی. دومیش واقعیه در اوج هیجان فیلمه که کلمبوس برای نجات عشقش و دوستاش مجبور میشه با این ترسش مواجه بشه و بهش غلبه کنه.

4- کاپیتان اسپالدینگ در The Devil’s Rejects

در ادامه فیلم خانه هزار جسدی ، که درباره کشتار وحشیانه توسط خانواده قاتل فایرفلای هست. قسمت دوم این فیلم وحشتناک با نام امتناع شیطان اکران شد که درباره دو قاتل روانی وحشیه که از نسل این دیوونه ها باقی موندن و توسط کلانتری به اسم ویدل که داداشش رو این خانواده به قتل رسوندن تعقیب میشن. اسپالدینگ که خودشم یه پا قاتل دیوونه س، در فیلم اول رل کمکی داشته اینجا بعنوان پدر یکی از جانی ها میره به دنبال اونا تا دوباره خانواده رو دور هم جمع کنه و از خانواده محترم دربرابر خطر کلانتر ویدل حمایت کنه!

3- عروسک دلقک در Poltergeist

من هیچوقت نفهمیدم مردم چرا عروسک های وحشتناک میخرند؟ مخصوصا که دیگه عروسک یک دلقک وحشتناک باشه! هر چند بعد پخش این فیلم فروش عروسکهای دلقک وحشتناک چند برابر شد! خلاصه فیلم اینه که روح شیطانی تصمیم میگیره وجود یک دلقک عروسکی رو تسخیر کنه و باعث کابوسهای ترسناک برای بچه ها بشه، اما اگه بشه یک نتیجه گیری اخلاقی از این فیلم کرد اینه: دلقکها بد هستند، عروسکهای دلقک بدتر.

2-  دلقکهای قاتل در Killer Klowns from Outer Space

خوب همه جور دلقک ترسناک دیده بودیم غیر از دلقکهای فضایی! یا خدا! این دلقکهای شیطانی فضایی به کره زمین تشریف فرما میشن تا انسانها رو برای بقا خودشون به بردگی بگیرن. سفینه شون هم شبیه یک چادر بزرگ سیرکه و آدمایی رو که میگیرن در یک اقدام هنری درلفاف بزرگی از پشمک صورتی نگهداری میکنن! برای اینکه بفهمیم چه حد اینا خطرناکند کافیه بگم یکی از این دیوونه ها یک پلیس بدبخت رو می کشه تا یک عروسک پلیس اوریجینال! داشته باشه.

1-پنی وایز در It

و اما این دلقک ترسناک مربوط به مینی سریال تلوزیونی IT سال 1999 هست که براساس داستان وحشتناکی به همین نام از نویسنده مشهور معاصر استیوِن کینگ اقتباس شده و جالبیش اینه که بعضی جامعه شناس ها شیوع ترس از دلقک در فرهنگ غربی رو ناشی از همین شخصیت ترسناک قاتل افسانه ای میدونن! IT پروژه فیلم شدنش هم از 2015 کلید خورده. دلقک ترسناکی که سی سال یه بار ظهور میکنه و با تسخیر آدمها و دراختیار گرفتن فکر و ذهن اونا مجبورشون میکنه با بدترین و بزرگترین ترس عمرشون روبرو بشن بعد دخلشونو میاره. البته IT  بیشتر دوست داره انسانهای بیگناه و معصوم رو که همون بچه ها باشن زهره ترک کنه چون طعم ترس اونا براش خوشمزه تره! ولی شما که آدم بزرگین فکر کنین شبونه خوش خوشک دارید تو خیابونی آروم یه پیاده روی رویایی میکنید یهو صدایی زیر پاتون بگه دالّی! zzzz::

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

خوب بریم سر اصل مطلب:

جان وین گیسی شخصیت خیلی مشهوری بود چرا؟ چون در تمام محیطهای مجازی و غیرمجازی و علمی و پزشکی و خلاصه همه جا به عنوان Real Killer Clown یا دلقک قاتل واقعی شناخته شده. اون در بین سالهای 78-72 درحالیکه یک عضو محترم اتاق بازرگانی دس پلینز و از فعالان حزب دموکرات بود و در تمام جشنهای کودکان شهر در لباس دلقکی به نام پوگو ظاهر میشد، درواقع در پشت پرده یکی از ترسناکترین قاتلای سریالی آمریکا بود. گیسی در همین مهمونی ها یا در پارکها پسرای نوجوون یا جوون رو به بهونه آموزش تردستی یا تماشای فیلمهای مستهجن به خونه اش می برد و پس از تجاوز اونها رو میکشت. 33 قتل ثابت شد کار اون بوده که 28 تا جنازه فقط در زیرزمین خونه اش تلنبار کرده بود! اون محکوم به اعدام با تزریق پس از گذراندن 14 سال حبس با اعمال شاقه شد. سال 1994 که موعد اجرای حکم مرگش رسید او در مصاحبه ای تلفنی با یکی از خبرگزاریهای محلی شیکاگو گفت: « درباره من یازده كتاب ، سی و یک نامه، دو تا فيلمنامه، يك فيلم، يك نمايشنامه، 5 ترانه و بالای پونصد مقاله نوشته شده، حالا دیگه حرفی باقی نمونده که بگم تازه انگیزه ای هم برای جواب به این مزخرفات ندارم» !!!


اما مشهورترین سریال دلقکی وحشتناک که با الهام از شخصیت شخیص این جان وین در ژانر ترس ساخته شده فصل چهارم از سریال مشهور داستان ترسناک آمریکایی American Horror Story با عنوان Freak Show است که از اکتبر 2014 تا ژانویه 2015 پخش شد و درباره دلقک عجیب الخلقه ای بنام Twistyبود که تو سیرکی کار میکرد و قتلهایی که اون دور و ور اتفاق میفتاد... گرچه ربطی به این قضیه نداره ولی جالبه بدونید لیدی گاگا در فصل پنج این سریال مشهور و پرطرفدار- هتل در نقش یه کنتس وحشتناک بازی کرده و به عنوان هنرپیشه اصلی مینی سریال برنده گلدن گلوب هم شده! البته باتوجه به گریم های ترسناک و عجیب غریب چهره لیدی گاگا در اکثر کلیپ هاش ایشون در بیشتر مواقع دست کمی از یک دلقک ترسناک نداره!tajob


برای من تنها چیزهایی جالبند که به قلب مربوط می‌شوند. «آدری هیبورن»
۱۳۹۴/۱۱/۱۴ صبح ۱۲:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جیمز باند, Memento, حمید هامون, خانم لمپرت, کنتس پابرهنه, BATMAN, اشپیلمن, فورست, اسکورپان شیردل, آلبرت کمپیون, سروان رنو, واتسون, آقاحسینی, ایـده آلـیـسـت, Princess Anne, هانا اشمیت, Classic, بیلی لو
مراد بیگ آفلاین
من و نسیم رفیقیم
*

ارسال ها: 135
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱/۱۰
اعتبار: 10


تشکرها : 984
( 550 تشکر در 84 ارسال )
شماره ارسال: #33
RE: سینمای وحشت

اعتقاد به ارتباط با ارواح برای آگاهی از زندگی پس از مرگ را میتوان به تمدن های باستانی سرتاسر جهان در هزاران سال پیش نسبت داد.

ارتباط با ارواح به شکل اسپریتیسم یا احضار ارواح پدیده ای بود که از حوالی سال 1840 میلادی در کشور های اروپایی و آمریکایی بشدت رایج شد و رفته رفته طرفداران بیشماری را به سوی خود جلب نمود، گزاراشاتی دالّ بر احضار روح و ارتباط با او  از طریق ضربه یا جابجایی اشیا.

گسترش چنین شایعاتی در بروز پدیده های فیزیکی منتسب به ارواح، برخی از صاحب نظران را برآن داشت که دنبال دلایل علمی برای این مقوله تازه رواج یافته باشند.

اغلب ایشان دست بدامن نظریه مغناطیس حیوانی- فرانتس مسمر که در مورد هیپنوتیزم بیان گشته بود گردیدند، در این میان آموزگاری فرانسوی بنام هیپولیت ریویل با ردّ این نظریه،شخصا سکاندار کشف علت اصلی آن گردید،برای اینکار به همکاری با تعدادی مدیوم (احضار کننده روح) پرداخت و لیستی از سئوالات گوناگون تنظیم نمود که در حضور ارواح مطرح کند،ظاهرا در جریان یکی ازاین ارتباطات ، روحی خود را آلن کاردک معرفی نموده و اظهار داشته در زندگی قبل مرگش کشیش بوده است،زآن پس ریویل  نام مستعار آلن کاردک را برای خویش برگزیده، به تالیف چند کتاب در حوزه ی اسپریتیسم  اقدام نموده و در ترویج و قاعده مند نمودن آن تلاش بسیار میکند.

در سال 1978انجمن فیزیک دانشگاه سنت پطرز بورگ، هیئتی را مأمور به مطالعه در این باب میکند،بررسی های فراوان اما همه اعلان کننده این امرند که پدیده های مربوط به احضار ارواح به علت حرکات ناخودآگاه و اشتباه ضمیری میباشد،و احضار ارواح ادعایی بیش نیست.

چنین تحقیقاتی با زیر سئوال بردن نظریات امثال کاردک باعث انزوال پدیده اسپریتیسم و ریزش طرفداران آن شد.

در سال 1920 توماس آلوا ادیسون مخترع معروف و مشهور آمریکایی - مخترع گرامافون - در مصاحبه ای با مجله معتبر  Scientific American ابراز میدارد:به نظر این موضوع امکان پذیر است که بتوان دستگاهی ساخت، آنقدر ظریف و حساس که اگر اشخاصی در دنیای دیگر وجود داشته باشند یا بخواهند با ما در این دنیا در ارتباط باشند، به کمک این دستگاه به آنها این فرصت را بدهیم تا خود را بهتر بیان کنند تا اینکه بخواهیم شاهد واژگونی میزها، حرکات سریع در تخته لوح احضار، استفاده از مدیوم‌ها و استفاده از روش‌های خام و قدیمی جهت ارتباط با این اشخاص باشیم.

این نقل قول به سرعت تبدیل به تیتر اول روزنامه های مشهور آن دوران میگردد و با وجود تکذیب شخص ادیسون ،اما روح تازه ای در کالبد نیمه جان  پدیده ی اسپریتیسم دمیده و تفکر EVPرا پایه گذاری می نماید.

EVP یاپدیده ی صدای الکترونیکی،یعنی صداهایی که در ضبط الکترونیکی پیدا میشوند،بسان صحبت کردن یک انسان، که با بالا بردن حساسیت دستگاه  ضبط کننده نسبت به صدای محیط ،  امواج ولگردی که در هوا وجود دارند یادر پس زمینه یافت میشوند دریافت و ضبط میگردد و با باز پخش مجدد، امکان کشف آن بوجود می آید.

با اختراع نوار مغناطیسی برای ضبط و پخش صدا توسط فریتز فلامر در سال 1928 و جایگزینی آن بجای دستگاههایی همچون گرامافون  ، تحقیقات در مورد این پدیده نوظهور، بدلیل سهولت در باز پخش صدای ضبط شده سرعت بیشتری گرفت و علاقمندان  زیادی را از هر طیف بخود جلب نمود .

اما به یقین میتوان عنوان کرد پدیده EVP عمده محبوبیت خود را به دو مرد  با دو عملکرد متفاوت مدیون است.

نخست عکاسی آمریکایی بنام آتیلا وان اِس زالای که از دو صنعت عکاسی و ضبط صدا در پیشبرد هدفش یاری می جست،هر چند از اولی طرفی نبست ولی توسط صدانگارِ دست ساختش، موفق به ضبط این اصوات ناشناخته و غیر قابل وصف گردید.

دومی نویسنده، فیلسوف و روانشناس لتونی تبار بنام کنستانین رایودیف میباشد که با خواندن کتاب صداهایی از فضا  نوشته ی فردریش یورگنسن (مستند سازی که هنگام ضبط صدای پرندگان و پخش آن متوجه صدای پدر متوفی خود شده بود) و ملاقات چند باره ی او علاقمند به فعالیت در این زمینه گردیده ، با همکاری هانس بندر به ضبط این اصوات ناشناخته مبادرت نمود، روش کار این بود که  رادیویی را در یک فرکانس خالی روشن نموده و همزمان با ارتباط شفاهی با منبع احتمالی EVP ،تمامی را ضبط و ثبت مینمود .اودر سال 1968 با چاپ کتابی با عنوانWhat is inaudible becomes audible در همین موضوع به موفقیت بزرگی دست یافت.

EVP،پروژه ی ضبط صدای مردگان ونیز تصویر آنان همچنان بصورت مخفیانه ادامه دارد.

White Noise - 2005

فیلم سینمایی صدای سفید فیلمی ماوراءالاطبیعه،ترسناک و درام محصول مشترک سه کشور آمریکا ،کانادا و کینگدام -به کارگردانی جفری ساکس کارگردان انگلیسی در سال 2005،تهیه شده در شرکت برایت لایت پیکچرز می باشد.

آنا ریورز (با بازی چاندرا وست) نویسنده موفق که برای ملاقات با ناشر کتاب جدیدش (The eternal wait) به یک مسافرت چند روزه می رود، به طرز نامعلومی ناپدید می شود.پلیس معتقد است براساس مشاهدات بدست آمده وی غرق ومفقود شده است؛ ولی همسرش جاناتان (با بازی مایکل کیتون)حاضر نیست این واقعیت را بپذیرد تا اینکه مردی بنام ریموند پرایس (ایان مک نیس)اظهار میدارد، آنا از دیار مردگان با وی ارتباط صوتی برقرار نموده...

http://www.imdb.com/title/tt0375210/

صدای سفید در مقایسه با دو فیلم حلقه (2002) و پالس(2006) علیرغم هزینه کمتر برای ساخت فیلم ، موفقیت مالی بمراتب بهتری را دارا گشت.


مراد بیگ:من ادعائی ندارم،خاله لیلا:ادعائی ندارم خودش کم ادعائی نیست
۱۳۹۵/۱۰/۳ عصر ۰۷:۴۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, خانم لمپرت, BATMAN, rahgozar_bineshan, اسکورپان شیردل, بیلی لو
ارسال پاسخ