[-]
جعبه پيام
» <BATMAN> شبکه تماشا
» <سروان رنو> بتمن عزیز . این تبلیغ سریال "پوآرو" که گذاشتید از کدام شبکه پخش خواهد شد ؟
» <BATMANhttp://uupload.ir/files/ewim_pop.jpg
» <ال سید> به نظر من اگه به جای اینکه فقط از یه دوبله حرف میزدن به دوبله های دیگش هم اشاره میکردن بهتر بود مثال دوبله اول کازابلانکا که آقای خسروانه انجام داده
» <دیوید نودلز> وقتی خود اساتید کارخودشونو چندان جدی نمیگیرن همین اشارات گذری به بزرگان مغتنمه ولی همچنان از چهره مرموز و ناشناخته دوبله هیچ اسمی برده نمیشه: عباس خسروانه
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 13 رای - 4.08 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )
نویسنده پیام
Jacques Clouseau آفلاین
بازرس کلوزو
***

ارسال ها: 92
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۶/۱۴
اعتبار: 11


تشکرها : 427
( 945 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #81
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

نکنید! اینقدر با قلب من بازی نکنید...  چند روزی هست که توسط یکی از دوستان نسخه های FLV این سریال به دستم رسیده که خب از نظرکیفیت تصویر عالی نیست اما برای ما صدا مهمه. صداهایی که دیگه بین ما نیستن یا اگه هستند بنا به کهولت سن دیگه فعالیتی ندارن.rrrr:
زنده شدن خاطره دوران تحصیلی چهارم ابتدایی، بازگشت به عصر ناکامی آقای گرگ (آدولف هیتلر) و کلی خون دل خوردن برای عمری که دیگه بر نمی گرده.cryyy!
تو یکی از پستهای اولیه، دوستی محبت کرده بودند و اسامی دوبلورهای این سریال رو نوشتن که من نامی از جناب "ژرژ پتروسی" عزیز ندیدم. ایشون هم در نقشهای متفرقه تو این سریال صحبت کردند.


من به همه مظنونم و در عین حال به هیچکس مظنون نیستم
۱۳۹۲/۹/۸ عصر ۰۵:۳۸
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, سی.سی. باکستر, Papillon, زاپاتا, پیرمرد, ژان والژان, زینال بندری, واتسون, زبل خان
زاپاتا آفلاین
زاپاتا،امیلیانو زاپاتا
*

ارسال ها: 685
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 54


تشکرها : 2078
( 9476 تشکر در 65 ارسال )
شماره ارسال: #82
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۸۹/۲/۱۲ صبح ۰۸:۰۶)Savezva نوشته شده:  

و اما شاه دوبله ارتش سری

مدیر دوبلاژ: ایرج رضایی

آلبر فواره/ برنارد هپتون/ ایرج رضایی

مونیک دشاند/ آنجلا ریچاردز/ زهره شکوفنده

ناتالی شانترز/ جولیت هاندند هیل/ منصوره کاتبی

لیزا کولبرت(ایوت)/ جان فرانسیس/ رفعت هاشمپور

لودویک کسلر/ کلیفورد رز/ ناصر طهماسب

جان کرتیس/ کریستوفر نیم/ خسرو خسروشاهی

آلن مونی/ ران پمبر/ محمد یاراحمدی

دکتر کلدرمن/ ولرتین دال/ عباس سلطانی

سرگرد برانت/ مایکل کولور/ جلال مقامی

سرگرد راینهارت/ ترنس هادیمن/ زنده یاد عطاالله کاملی

نقشهای فرعی

محمد عبادی/ منوچهر والی زاده/ حسین باغی/ فاطمه برزویی/ مریم شیرزاد/ کیکاووس یاکیده

جواد بازیاران/ پرویز ربیعی/ اکبر منانی/ امیرهوشنگ قطعه ای

و...

سعيد مظفري / سيروس ابراهيم زاده / فريبا رمضانپور  

اميرمحمدصمصامي (منشي كسلر در قسمتهاي اوليه كه نقشش را بعدا كيكاوس ياكيده ادامه داد ) سعيد مقدم منش / عزت الله گودرزي / عباس سعيدي

نيكو خردمند (نقش خواهر آلبر كه بعد از چند قسمت مهين برزويي ادامه آن را دوبله كرد و گويا علت كناره گيري خانم نيكو بازي در فيلم  پرده آخر بود كه با ساعات دوبله اين سريال تداخل داشت)

 زهرا آقا رضا / رزيتا ياراحمدي / محمد آفرين  /سياوش مينوئي / ژرژ پطرسي /حسين معمارزاده


۱۳۹۳/۱/۸ عصر ۰۱:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, برو بیکر, اسکورپان شیردل, سی.سی. باکستر, پدرام, حمید هامون, rahgozar_bineshan, مگی گربه, BATMAN, پیرمرد, زینال بندری, واتسون, زبل خان, جیمز باند
زاپاتا آفلاین
زاپاتا،امیلیانو زاپاتا
*

ارسال ها: 685
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 54


تشکرها : 2078
( 9476 تشکر در 65 ارسال )
شماره ارسال: #83
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۹۰/۱۲/۱۸ عصر ۱۱:۲۷)سروان رنو نوشته شده:  

نمی دونم چرا نزدیک عید که میشه هوس می کنم برم سراغ  کافه کاندید  :lovve:

خلاصه امروز بعد از ظهر دوباره تماشا می کردم. کلا کشته شدن دو نفر در ارتش سری حسابی منو خوشحال کرد : اول ماکس خیانتکار  و دوم سرگرد برادلی پررو . در مورد برادلی فکر می کنم قبلا یک زندگینامه مختصر در همین تاپیک نوشتم اما در مورد ماکس  ... او از نوادر روزگار بود ... استاد جعل مدارک برای همه گروه های خط نجات , مسلط به پیانو ,  رفیق دزد و شریک قافله , جاه طلب و حیله گر. بنده خدا خیلی هم به بر و بچ کافه کاندید کمک کرد . عضو پارتیزان ها بود و به همین خاطر قصد داشت جای آلبر رو در خط نجات بگیره و قول هایی هم به روسای گروه مقاوت و پارتیزان ها داده بود اما آلبر فوآره متوجه شد که قصد خیانت داره و  اونو به گشتاپو لو داد. آلمانی ها هم اونو با ده نفر دیگه از پارتیزان ها غافل گیر و قتل عام کردن.

صداي زنده ياد حسين معمارزاده بجاي شخصيت  ماكس يكي از بهترين گويندگي هاي او بود . معمارزاده هوش و ذكاوت و جاه طلبي او را در گفتار چنان زيبا از كار در آورده كه هيچگاه فراموش نمي شود. عيد امسال نسخه صداگذاري شده اين سريال را پس از سالها ديدم و لذت فراوان بردم . از خسرو شمشيرگران كه با تحكم و دلنشين نام ارتش سري را در تيتراژ مي گويد تا بزرگان و مردي گوهاي دوبله همه و همه يك ضيافت دلپذير براي دوستداران سريالها و دوبله هاي خوب فراهم آوردند.

شنيدن صداهاي آنزمان تازه كار شنيدني است. مانند اميرصمصامي كه آن زمان 5-4 سالي بود كه وارد دوبله شده بود ، يا فريبا رمضانپور كه كارآموز بود و يا كيكاوس ياكيده همان جوان سمج و پرحرارتي كه دستگيره در اتاق دوبله ارتش سري را رها نكرد تا ايرج رضايي خسته شود و يك ديالوگ به او بدهد و شرش را كم كند ، اما نه مثل اينكه اين جوان اصلا براي ميكروفن زاده شده بود و آمد كنار ناصر طهماسب و رفعت هاشم پور ايستاد و اولين ديالوگش را گفت. ايرج ديگر رهايش نكرد و يك دوجين نقشهاي كوتاه جوانان را در ارتش سري جلويش گذاشت . اما خسرو شاهي كه استعدادش را دريافته بود  اين جوان را سريعا به استوديو دوبله فيلمهاي فارسي برد و در فيلم افعي نقشي جلويش گذاشت كه با تمام كوتاهي اش شنيدني است. بانو ژاله علو اوايل دهه 70جايي گفته بود كه من به آينده اين جوان بسيار خوشبينم و پيش بيني اين بانوي هنرمند درست از كار درآمد ، اگرچه كيكاووس در دوبله كم كار است اما مطمئنا از همان برگهاي  برنده اي است كه روزي دوباره براي  كمك به دوبله رو خواهد شد.

۱۳۹۳/۱/۹ عصر ۰۳:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, Classic, سم اسپید, سی.سی. باکستر, Papillon, اسپونز, rahgozar_bineshan, پرشیا, اکتورز, حمید هامون, پیرمرد, ژان والژان, سروان رنو, دکــس, زینال بندری, واتسون, زبل خان, جیمز باند, مکس دی وینتر
soheil آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 484
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۰
اعتبار: 27


تشکرها : 922
( 2156 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #84
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

نکته دیگر دوبله ارتش سری یکی از آخرین گویندگی های سیروس ابراهیم زاده است.

۱۳۹۳/۱/۹ عصر ۰۳:۴۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, سم اسپید, سی.سی. باکستر, BATMAN, حمید هامون, پیرمرد, زینال بندری, واتسون, زبل خان, جیمز باند, مکس دی وینتر
برت گوردون آفلاین
کمیسیون بگیر کافه
***

ارسال ها: 32
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۲/۱۲
اعتبار: 12


تشکرها : 529
( 502 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #85
پیانوی مکس

قسمت 22 ام (فصل 2 قسمت 6) ارتش سری با عنوان عقرب در 50 دقیقه روایت می شود و چه روایتی! از همین قسمت به راحتی و بدون آب بستن میتوان یک فصل 4 قسمتی ساخت. بعد از دیدن این نسخه کامل صدا گذاری شده سریال نسبت به خوانشی که چند سال قبل از نسخه VHS مورد عنایت قرار گرفته داشتم، یک جور احساس شادی احمقانه به من دست داد! مثل خوردن کیت کت بجای تک تک. فهمیدم که ماها عموما دارای خوشبینی اجباری هستیم و برای این همیشه نیمه پر لیوان را دیده ایم که اصلا لیوانمان نصفه بوده است. خیلی از کشیش های پارادیزو ممنون شدم که نگذاشتند ما در روبرو شدن با یک متن هنری آن را تمام و کمال کشف کنیم. انگار می دانستند چیزهای لذت بخش دنیا به زودی تمام خواهد شد و یک مقدار از آن چیزهای خوب قبلی را مثل مادر های دوراندیش قایم کردند تا ما بعدا که بزرگ شدیم پیدا کنیم و لذت ببریم. به قول فروغ چقدر دیدن عاشقانه های سرگرد برانت و زنش، کسلر و مادلین، ناتالی اند هر بوی فرند خوب است و رابطه گرگ و میش آلبر و مونیک. و چقدر دیدن قسمت 22 سریال خوب بود. 1- پاسکال به دعوت آلبر به رستوران می آید تا بداند که امشب باید خلبانی را قطع عضو کند که با کرجی شوهر خاله آلمانی گریخته از جنگ جهانی اول ناتالی که قبلا هم با آلبر دچار مشکل است از مرز هلند وارد خواهد شد. 2- پاسکال به آلبر می گوید که زن برانت از آلمان خواهد آمد و چون سرش شلوغ خواهد شد فرصت خوبی برای خط نجات است. 3- زن برانت می آید و در گنجه عکس زنی را پیدا می کند و رابطه عاشقانه آنها دچار شک و تعلیق می شود. 4- رابطه عاشقانه کسلر و مادلین به موازات برانت و زنش ادامه دارد (دیدن کسلر عاشق چقدر خوب است). 5- ناتالی در مهمانی قایقی خاله اش از رابطه عاشقانه اش وید هر بوی فرند رونمایی می کند. 6- خدمتکار برانت اتفاقی از دیالوگ او با زنش می فهمد که پلیس نیروی هوایی، جاسوسی در بین خلبان های انگلیسی سقوط کرده جا زده است که لندن هم او را تایید کرده است و به آلبر خبر می دهد، خط نجات دچار تهدید می شود و احتمال نابودی کامل آن هست. با مشورت مکس جاعل که از شخصیت های به شدت مورد علاقه من است و آلبر را بخاطر کشتن او هرگز نخواهم بخشید، خط نجات در یک اقدام هیچکاکی جاسوس روی جاسوس میان 19 افسر فراری می فرستد و اگر موفق نشوند مجبورند هر 19 نفر را بکشند و آن هم چه کسی: شوهر خاله آلمانی ناتالی متنفر از آلبر و سرانجام تحت رهبری مکس جاسوس پیدا و کشته می شود.

فکر می کنم سازندگان این قسمت سریال نگران قطع بودجه یا عوض شدن رییس صدا و سیما یا اعتراض صنف کرجی داران آلمانی الاصل هلندی یا بار داران بروکسل بوده اند که این همه خط داستانی و ایده جذاب را تنها در یک قسمت بکار گرفته اند. اما چرا من به این قسمت علاقه مند شدم که عنوان مطلب هم همین است؟! علاوه بر موارد بالا یک سکانس هست که در اندازه های یک شاهکار است و ایده خلاقانه ای دارد:

موسیقی بی قاعده و نتی شنیده می شود و با همه موسیقی سریال فرق دارد. به شدت اضطراب آور است و کاملا یادآور موسیقی چشمان کاملا بسته کوبریک است. آلبر تلفن را بر می دارد: صحیح، خب متشکرم هانس. رو به مونیک: هانس بعضیاشونو حذف کرده. دیالوگ راجب جاسوس بین آلبر و مونیک ادامه دارد و موسیقی متشنج اوج می گیرد. آلبر به وضوح عصبی ست. دوربین کمی جابجا می شود و مردی را پشت پیانو می بینیم که انگار موسیقی از اوست و آلبر در حین مرتب کردن میزها مضطربانه به او نگاه می کند: اگر پیداش نکنیم ناچاریم خطو تعطیل کنیم از اینجا تا مرز اسپانیا، صدها نفر. وای مجبوریم این صدای وحشتناکو تحمل کنیم؟ مونیک: هفته هاست احتیاج به کوک کردن داره. و اما دیالوگ شاهکار سکانس با پیانوی در حال کوک: مونیک: لباستو دادی تمیز کنن آلبر؟- کدوم یکیو؟ - لباس شبتو. – آلبر: نه و دوباره نگاهی به کوک کننده پیانو می کند. – مونیک: اگه....... به سر اینجا چی میاد؟ - ما اینجا نیستیم که نگرانش باشیم. – ما شانسی داریم؟ - خیلی کم – این دفه واقعا می ترسم آلبر. – آره منم همینطور. و باز نگاه به پیانو می کند: خداوندا کار این هنرمند کی تموم می شه؟

۱۳۹۳/۱۰/۳۰ عصر ۰۱:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, خانم لمپرت, ژان والژان, پیرمرد, پرشیا, مگی گربه, اسکورپان شیردل, فرانکنشتاین, BATMAN, سروان رنو, دکــس, زینال بندری, سرهنگ آلن فاکنر, حمید هامون, rahgozar_bineshan, زبل خان, جیمز باند, مکس دی وینتر
تایتوس پولو آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 23
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۳/۲۷
اعتبار: 2


تشکرها : 28
( 196 تشکر در 6 ارسال )
شماره ارسال: #86
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

امروز اپیزود 11 سریال ارتش سری با عنوان "A Question of Loyalty" پخش شد. البته من وسطاش رسیدم و هرچی صبر کردم دوبله ش بیاد، نیومد که نیومد! بعد دیدم نخیر.. هرچی نیگا میکنم هیچی ازش یادم نیست، دریغ از یه سکانس . و بالاخره به این نتیجه رسیدم این قسمت ظاهرا توسط ممیزین همیشه بیدار سازمان بطور کاملا زیرسیبیلی از سریال حذف شده.:ccco

برام جای تعجب داشت که آقای معاون کلانتر چرا با حذف چند دیقه صحنه ی بی ناموسی خانم مونیک و جناب جاسوس و کمی خلاقیت در ساختار رابطه ی این دوتا- مثلا اون آقا برادر ناتنی مونیک بوده که سالها پیش بر اثر حواس پرتی در حرم شابدوالعظیم گم شده و زوّار آلمانی او را یافته و با خود به مونیخ برده اند! - این اپیزود رو قابل پخش نکرد؟! . دیگه سخت تر از استحاله ی زن آلبرت به آبجیش که نبود!  آب هم از آب تکون نمی خورد. یه چهارشنبه شب دیگه هم برنامه ی شبکه پر میشد. بیننده ی بینوای اون سالها هم که اینترنت نداشت مچشون رو بگیره. تازه میگرفتم کافه کلاسیک که نبود افشاگری کنه، خلاصه همه خوشحال میشدن.:rolleyes:

شایدم اون زمون هنوز اندک وجدانی توی مدیر دوبلاژا و دوبلورهای بامعرفت پیدا میشده که حاضر نمیشدن ارزش کارای باارزش رو به هر دلیلی زیر سوال ببرن و نونشون رو با هر شرایطی به نرخ اون روز بخورن...

۱۳۹۴/۴/۳۰ عصر ۰۷:۵۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زینال بندری, دکــس, سروان رنو, سرهنگ آلن فاکنر, حمید هامون, rahgozar_bineshan, زبل خان, جیمز باند, BATMAN, مکس دی وینتر
زبل خان آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 329
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۱۳
اعتبار: 23


تشکرها : 2377
( 3776 تشکر در 25 ارسال )
شماره ارسال: #87
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

این چند وقت اخیر زیاد سری به مجلات قدیمی میزنم و انصافا مطالب  خیلی خوبی درباره سینما و دوبله  می بینم و می خونم..

مطلبی درباره سریال زیبای ارتش سری دیدم که مصاحبه ای هست که با استاد رضایی که یکی از پر احساس ترین دوبلورهای این مملکته..

و خیلی علاقه زیادی دارن به این سریال ...

حتی توی یکی از برنامه های هنر دوبله ایشون خیلی تحت تاثیر قرار گرفتن به خاطر همین سریال ارتش سری..

من هم عکسی از این مصاحبه گرفتم و گفتم بد نباشه توی کافه کاندید بذارم..

۱۳۹۴/۱۰/۵ عصر ۰۳:۴۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, سروان رنو, هانا اشمیت, جروشا, جیمز باند, کنتس پابرهنه, BATMAN, حمید هامون, خانم لمپرت, دزیره, واتسون, Princess Anne, مکس دی وینتر
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,763
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 61


تشکرها : 7650
( 13187 تشکر در 306 ارسال )
شماره ارسال: #88
ما ارتش سری نبودیم اما ....

ما ارتش سری نبودیم اما ...

مطلبی زیبا و نوستالژیک از احسان محمدی در عصر ایران

  انگار عمداً «ارتش سری» را آخر شب پخش می کردند که ما بترسیم. موسیقی تیتراژ ابتدایی سریال جوری بود که زانوهایمان را سست می کرد. یک دفعه پرتاب می شدیم وسط خرابه های بروکسل. دل نگران لندن. وسط میهن پرستانی که از خشونت افسرهای شق و رق و خوش پوش گشتاپو نمی ترسیدند.
سریال، داستان تلاش های یک گروه نجات برای فراری دادن خلبان‌های بریتانیایی در خلال جنگ جهانی دوم بود که هواپیماهایشان در بلژیک سقوط می‌کرد. مثل خواندن یک رمان کلاسیک قطور برای نسلی که نافش را با استرس بریده بودند. با موشک باران بزرگ شده بود. هنوز حوصله قصه های طولانی داشت، هنوز گرفتار قرض و قسط و وام نشده بود.
قصه پر دلشوره سریال ما را با خودش می بُرد. با قلب های ترسخورده همپای ناتالی می دویدیم. زیبا بود. قدبلند با آن لباس های گلدار اغواکننده که می توانست از دل هر ایست بازرسی آلمان ها رد بشود و ما نفس راحتی بکشیم و خوابمان ببرد تا هفته بعد چهارشنبه شب ساعت 21 بعد از اخبار.
 او و مونیک و لیزا(ایوت) که شوهرش را در جنگ از دست داده بود به همراه آلبر فوآره و دکتر پاسکال در آن رستوران کوچک ما را میخکوب می کردند. وقتی افسرهای گشتاپو به رستوران می آمدند ما نگران حال خلبان ها و فراری هایی بودیم که آلبر با آن سبیل پرپشت، صدای تو دماغی و موهای جوگندمی جایی قایم کرده بود.
.
نگران هوش ترسناک فرمانده کسلر بودیم و آن صدای سرد و جدی و دلهره آورش. وقتی به برانت گفت: من پارس نمیکنم، گاز می گیرم! او و راینهارت و بقیه آلمانی ها وقتی پایشان به رستوران می رسید ضربان قلب ما پای تلویزیون آنقدر بالا می رفت که هر آن می ترسیدیم کسلر داستان کافه را بفهمد. که ما ناخواسته گروه نجات را لو داده باشیم!
ما «ارتش سری» نبودیم اما ...
کشیش ها، ژان پل کوچولو، بازرسی که به ایوت شک کرد و باعث شد زندانی بشود، زندانی های زندان پونتوا، پیرمردی که در کافه کاندید برای اینکه بیشتر بماند مرتب سفارش نوشیدنی می داد، پسرهای رایش سوم که می خواستند برای هیتلر بهترین باشند و ... فقط بازیگر نبودند، بخشی از زندگی ما شده بودند. همراهمان به مدرسه می آمدند. سر سفره غذا می خوردند.  راه می رفتند. شکل ناظم مدرسه بودند. شکل همکلاسی خبرچین که همه آمار کلاس را می بُرد می گذاشت کف دست مدیر! پنجشنبه ها مدرسه ها تعطیل نبود. زنگ های تفریح همه می خواستند موسیقی سریال را تقلید کنند. آن هم نه با ساز که هنوز ساز هم تقریباً ممنوعه بود که با لب و دهان!
بخش بزرگی از زیبایی سریال مدیون دوبله های خارق العاده اش بود. ایرج رضایی جای آلبر فوآره حرف می زد، زهره شکوفنده دوبلور مونیک دوشان بود، منصوره کاتبی، ناتالی شانتران را زنده می کرد. ناصر طهماسب از خود فرمانده کسلر هم بهتر حس ها را منتقل می کرد. جلال مقامی سرگرد اِروین برانت را با آن صدای مخملی دوست داشتنی کرده بود و  ....
در سریال شماری از اعضای گروه نجات طی عملیات فراری دادن خلبان ها و بمباران‌ها کشته شدند. گاهی حتی با بمباران خودی ها! بعد از جنگ هم مردم شهر با این تصور که گردانندگان رستوران، خودفروخته و دوست افسران گشتاپو بوده‌اند آنها را مورد آزار قرار می‌دادند. پلان قیچی کردن موی زن هایی که آن همه جانفشانی کرده بودند دل آدم را می شکست. انگار تاوان می دادند. تاوان سرسپرده نبودن.
ما ارتش سری نبودیم اما مثل قهرمان های آن سریال در طول سال ها از در و دیوار کتک خوردیم، سرزنش شدیم، فرار کردیم، موهایمان قیچی شد، زخمی شدیم، دزدانه و زیرپوستی زندگی کردیم و بزرگ شدیم اما.. اما هنوز اینجا را مثل میهن پرست ها وفادارانه دوست داریم.
منبع: سایت خبری عصر ایران - احسان محمدی 
.

رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۵/۶/۱۵ صبح ۰۸:۵۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آمادئوس, مکس دی وینتر, خانم لمپرت, Classic, مراد بیگ, BATMAN, جیمز باند, کاپیتان اسکای, ال سید, Papillon, دهقان فداکار, نکسوس
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,763
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 61


تشکرها : 7650
( 13187 تشکر در 306 ارسال )
شماره ارسال: #89
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

قابل توجه علاقمندان سریال زیبای ارتش سری ؛

نسخه با کیفیت و تازه ای از این سریال در سایت ایران فیلم قرار گرفته است.

البته قبلا نسخه های خوبی در سایت های namasha.com و aparat.com قرار گرفته بود. نسخه آپارات کامل تر است اما نبودن صدای دوبله در برخی سکانس ها آزاردهنده است. نسخه سایت namasha شسته رفته تر است و همان نسخه پخش شده از صدا و سیماست که سانسوری است اما قابل تحمل تر است. کیفیت تصویر هر دو سایت در حد پایین تر از DVD و حدو د360p است . اما خوبی نسخه تازه علاوه بر کیفیت تصویری بالاتر (DVDrip) , بهبود کیفیت صدا (وضوح ) و همچنین نمایش زیرنویس فارسی برای سکانس هایی است که صدای دوبله ندارند.

با توجه به اینگه سایت ایران فیلم دائما قیلثر می شود لینک خاصی را اینجا نمی توانیم معرفی کنیم اما در گوگل نام ایران فیلم را جستجو کنید . سپس از میان سایت های پیدا شده , نشانی جدیدتر و قیلثرنشده را کیک کنید و در سایت  نام secret Army را جستجو کنید.

من دیروز جمعه که یک قسمت از نسخه جدید را دیدم طوری پای سریال نشستم که ناگهان دیدم سه قسمت را پشت سر هم دیده ام ! از بس این سریال و شخصیت های آن آدم را غرق در خود می کند. امیدوارم دوستان فرصت پیدا کنند  به طور منظم هر شب یک قسمت را ببینند تا بتوانیم با هم درباره داستان هر قسمت بحث  کنیم.

برای کسانی هم که حوصله و وقت دانلود ندارند , نسخه سایت http://www.namasha.com به صورت مستقیم قابل نمایش است. فقط کافی است عبارت سریال ارتش سری را در آن جستجو کنید.

:heart:


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۵/۷/۱۱ صبح ۱۲:۲۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مراد بیگ, جیمز باند, خانم لمپرت, اسکورپان شیردل, پطرکبیر, پسرخاله
ارسال پاسخ