[-]
جعبه پيام
» <زرد ابری> البته نباید زنده یاد حمید قنبری را هم از یاد ببریم که با صدای جادویی خود شخصیتی ماندگار از این بازیگر ساخت.
» <زرد ابری> متاسفانه جری لوییس یکی از نخبگان طنز سینما امروز در 91 سالگی دار فانی را وداع گفت.روحش شاد
» <سروان رنو> عجب عکس زیبایی [تصویر: pinkglassesf.gif] http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...9#pid36139
» <منصور> واژه "ونجنس" در زبان اسپانیائی عمدتا در مفهوم خونخوار و در زبان انگلیسی بمعنی "منتقم (انتقام گیرنده)" بکار میرود
» <منصور> تشکر از شارینگهام عزیز بابت فیلم سگ ( سگی بنام ونجنس(خونخوار) ) که در ایران به اسم "گلوله ای برای دیکتاتور" هم نمایش داده شده
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 13 رای - 4.08 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )
نویسنده پیام
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,799
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 63


تشکرها : 7756
( 13513 تشکر در 380 ارسال )
شماره ارسال: #1
ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

به بهانه مطرح شدن دوباره این سریال زیبا توسط دوستان و آماده شدن یک نسخه جدید صداگذاری شده از این مجموعه که خاطرات زیادی را برای ما زنده کرد ، مناسب دیدم که یک تاپیک مستقل برای این سریال ماندگار که از دوبله ای عالی نیز برخوردار است آغاز کنیم. آلبر فوآره و کافه کاندیداش ، کسلر و گشتاپو اش و خلبانان فراری متفقین ، ماجراهایی جذاب را در این سریال رقم می زنند که اگر چند قسمت از این مجموعه را پشت سر هم دیده باشید بعید است که محو شخصیت های آن نشوید و پیگیر ماجراهای آنها تا آخر نباشید. در ابتدا چند توضیح فنی :

ارتش سری چیست ؟

عرض شود خدمت شما که بعد از تسخیر برق آسای اروپای غربی توسط ارتش آلمان نازی ( که عمرا دیگه ارتشی با اون نظم و دسیپلین بوجود بیاد ) مردم کشورهای اشغال شده که می دونستند نمی تونن به صورت آشکار و رودر رو با این ارتش طرف بشن اقدام به تاسیس گروه های مخفی زیر زمینی کردند. کار این گروهها بسته به اهدافشون متفاوت بود : جاسوسی ، خرابکاری ، اختلال در کار آلمان ها ، ترور و ... . در این میان برخی از شاخه های مستقل این گروهها که با نام خط نجات فعالیت می کردند به کار فراری دادن خلبانان متفقین مشغول شدند که هواپیمایشان در اروپا سقوط می کرد. این موضوع با توجه به کمبود خلبانان ورزیده و آموزش دیده برای متفقین بسیار حائز اهمیت بود.

 کافه کاندید کجاست ؟

یکی از گروه های موفق خط نجات ( که در بالا گفتیم ) در بروکسل ( بلژیک) فعالیت می کرد که اعضاء اون از یک رستوران خوشنام با نام کافه کاندید استفاده می کردند. رئیس کافه آلبر فوآره بود که با همسرش مونیک آنجا را اداره می کردند. کافه آنها پاتوق همه جور آدمی بود از اعضاء ارتش سری گرفته تا افسران عالی رتبه آلمانی ( یه چیزی در مایه های کافه ریک در کازابلانکا ) . خلاصه وضع کار و کاسبی آلبر خوب بود تا جاییکه بعد از مدتی کافه اش رو فروخت و کافه ای جدید و بزرگ تر در نبش خیابانی بهتر و شیک تر خرید. ( البته با حمایت مالی سازمان جاسوسی انگلستان ! )

این داستان ادامه دارد ...

مورد اصلاحی: یافته های جدید نشان می دهد که مونیک همسر آلبر نبوده بلکه معشوقه ایشان بوده است.



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۹/۲/۱۰ صبح ۱۰:۵۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, Negar, seyed, jack regan, بانو, سم اسپید, دلشدگان, Classic, رزا, Green, دشمن مردم, Kassandra, dota, الیشا, اسکارلت اُهارا, آوینا, ژان والژان, زرد ابری, BATMAN, آماندا, oceanic, screte_army, Masoud391, ملانى, مگی گربه, آلبر فواره, واتسون, جیمز باند, لوسکا
jack regan آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 5


تشکرها : 157
( 315 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

سلام دوستان

راستش میخاستم چند بار گفتگو راجع به این سریال رو شروع کنم ولی به دو دلیل این کا رو نکردم اول این که ترسیدم دوستان اعتراض کنن که چرا تو فروم فیلم اون هم کلاسیک راجع به یه سریال صحبت کردم.دوم اینکه مقاله ای رو که راجع به این سریال از چند تا سایت خارجی جمع اوری و ترجمه کرده بودم گم کردم و هرچی میگردم پیدا نمیکنم در هر حال دست سروان رنو درد نکنه که این تاپیک رو اینجا مستقر کرد.وای که چقدر قشنگ و خوش دست این سریال


play it again, Sam
http://www.tcm.com
۱۳۸۹/۲/۱۰ عصر ۰۴:۵۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, سروان رنو, رزا, Kassandra, آوینا, screte_army
سم اسپید آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 478
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 50


تشکرها : 2670
( 5013 تشکر در 49 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

البته لطف دوستان شامل حال سریال ارتش سری هم شده بود چون مونیک دوست آلبر بود نه زنش، زن آلبر همون خانمی بود که طبقه بالای کافه زندگی می کرد و فلج بود. قسمت آخرشم که پخش نشد کسلر کشته شد راینهارت زنده موند یعنی اصلا تیرباران نشد مونیک عاشق راینهارت شده بود و با دادن رشوه راینهارت رو نجات داد، آلبرو ترک کرد و رفت پیش راینهارت.

(۱۳۸۹/۲/۱۰ عصر ۰۴:۵۰)taxi driver نوشته شده:  

سلام دوستان

راستش میخاستم چند بار گفتگو راجع به این سریال رو شروع کنم ولی به دو دلیل این کا رو نکردم اول این که ترسیدم دوستان اعتراض کنن که چرا تو فروم فیلم اون هم کلاسیک راجع به یه سریال صحبت کردم.دوم اینکه مقاله ای رو که راجع به این سریال از چند تا سایت خارجی جمع اوری و ترجمه کرده بودم گم کردم و هرچی میگردم پیدا نمیکنم در هر حال دست سروان رنو درد نکنه که این تاپیک رو اینجا مستقر کرد.وای که چقدر قشنگ و خوش دست این سریال

این سریال یه کلاسیک تمام عیار هستش، بسیار خوش ساخت و با دوبله ای شاهکار که برای همیشه در یادها خواهد ماند. اصولا بازیگران انگلیسی بهترین بازیگران دنیا هستند و در زمینه کارهای تئاتری استاد هستند. بسیاری از عناصر سینمای کلاسیک در این سریال مشهود هستش و عملا با هیچ شاهکار خلق کرده اند، بدون هیچگونه خرج اضافی.

هوارد هاکس جز معدود کارگردان هایی بود با کمترین امکانات شاهکار خلق می کرد و آدم با دیدن این سریال یاد کارهای اون میفته.


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۸۹/۲/۱۰ عصر ۰۸:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, دلشدگان, Classic, Negar, رزا, Kassandra, بهروز, آوینا, ژان والژان, oceanic, مگی گربه, ملانى, BATMAN, آلبر فواره, جیمز باند
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,799
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 63


تشکرها : 7756
( 13513 تشکر در 380 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۸۹/۲/۱۰ عصر ۰۸:۳۹)سم اسپید نوشته شده:  

البته لطف دوستان شامل حال سریال ارتش سری هم شده بود چون مونیک دوست آلبر بود نه زنش،زن آلبر همون خانمی بود که طبقه بالای کافه زندگی می کرد و فلج بود.قسمت آخرشم که پخش نشد کسلر کشته شد راینهارت زنده موند یعنی اصلا تیرباران نشد مونیک عاشق راینهارت شده بود و با دادن رشوه راینهارتو نجات داد،آلبرو ترک کرد و رفت پیش راینهارت.

tajob وای که نیم عمر ما بر فنا رفت !

اینو که الان گفتی باورم نشد تا اینکه الان رفتم توی چند تا سایت خارجی و دیدم جریان همین هست که سم اسپید میگه zzzz:. بله ! مونیک معشوقه آلبر است نه زنش . و اون زنی که اتاق بالای کافه افتاده بود ( آندره ) خواهر آلبر نیست (  من می گفتما چقدر آلبر قلب رئوفی داره ! ) اون زن اصلی آلبر بود که چون زمین گیر شده بود آلبر یه معشوقه تازه گرفته بود. پس دلیل نفرت زیاد آندره از مونیک این بود .  taeed

ولی در مورد پایان فیلم که گفتی کسلر کشته میشه و راینهارت زنده می مونه من اون چیزی که در نسخه زبان اصلی دیدم اینطور نبود. یعنی در اونجا هم کسلر فرار می کرد و راینهارت تیرباران می شد و مونیک هم همراه با یک افسر متفقین از پیش آلبر می رفت . البته چیزی که من در سایت های خارجی دیدم حاکی از این بود که یک قسمت اضافی هم ساخته شد که بعدها به دلیل نارضایتی تماشاچیان پخش نشد . شاید همین قسمتی باشه که سم اسپید میگه. یعنی دو نوع پایان برای سریال تولید شده باشه. idontمی خواستم امشب به معرفی شخصیت ها بپردازم اما با توضیحات سم اسپید نیاز به یک تحقیق مجدد احساس شد ! این برادران ممیزی و دوبلور و ... چنان با ظرافت کارشون رو انجام دادن که 15 سال ما در یک فاز دیگری بودیم. لازم شد کل کارتون ها ( روابط پسر شجاع و حنا دختری در مزرعه و دختری به نام نل و ... ) همگی از نو بررسی بشن !


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۹/۲/۱۰ عصر ۱۱:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, jack regan, Classic, سم اسپید, رزا, Kassandra, ترومن بروینک, اسکارلت اُهارا, آوینا, ژان والژان, زرد ابری, oceanic, screte_army, لیزاکلبرت, سی.سی. باکستر, مگی گربه, ملانى, BATMAN, هانا اشمیت, آلبر فواره, واتسون, جیمز باند, دون دیه‌گو دلاوگا
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 901
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۶/۶
اعتبار: 39


تشکرها : 2215
( 5220 تشکر در 67 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

سریال ارتش سری بین سال های 69 و 70 از تلویزیون چهارشنبه شب ها شبکه اول پخش شد

20 سال از اون سال ها گذشته نسخه صداگذاری سید دوزبانه است یعنی با یک کوره سواد انگلیسی می شود از روابط سر در آورد

ولی درنهایت این آلبر عجب آدمی بوده که با خواهرش ازدواج کرده :huh:

برخود واجب می دونم یک بار دیگه سریال را دوزبانه تطبیقی ملاحظه کنم

بریم ببنیم فقط مونیک معشوقه آلبر بوده یا ناتالی و گیوت هم بوده اند. اون ها سر و گوششون بیشتر از مونیک می جنبید


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۱۳۸۹/۲/۱۱ صبح ۰۶:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, jack regan, Classic, رزا, آوینا, آماندا, BATMAN
jack regan آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 5


تشکرها : 157
( 315 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

سلام

من سايت imdb رو چك كردم ظاهرا سريال يه قسمت اخر داشته كه هيچوقت پخش نشده اين سايت هيچ دليلي ذكر نكرده بود سايت بي بي سي رو هم چك كردم اونجا هم وضع به همين منوال بود.يعني فقط گفته بود كه قسمت اخر اين سريال پخش نشده.و هيچ توضيحي در مورد دليل اين كار يا ماوقع قسمت اخر نداده بود.واي كه دلم داره غيژ و ويژ ميره واسه اين قسمت اخر.فكر ميكنم از فصل اخر lost هم جالبتر و مرموزتر باشه.


play it again, Sam
http://www.tcm.com
۱۳۸۹/۲/۱۱ عصر ۱۲:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, Kassandra, آوینا
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 901
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۶/۶
اعتبار: 39


تشکرها : 2215
( 5220 تشکر در 67 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

سریال ارتش سری را دیالوگ های آلبر  و خواهرش ، یعنی درواقع همسرش را چک کردم

قسمت اول آلبر دوبار درطبقه بالا همسرش را میبینه براش غذا می بره ولی اون نمی خوره  می گه چون مونیک درست کرده نمی خورم آلبر می گه خودم درست کردم مونیک پشت دخله ، اون زن خوبیه همه دوستش دارند اون کارش خوبه  . در دوبله می شنویم که زن می گه نمی خورم چون اون از من بدش میاد . آلبر می گه اون زن منه زن برادرت در دیدار دوم ، زن از آلبر می پرسه پایین کی پیش تو است ؟ آلبر می گه مونیک یک ساعت پیش رفت من تنهام ولی در دوبله می گه من با مونیک هستم همه رفتند الان تعطیل کردیم.

http://www.imdb.com/title/tt0075579/fullcredits#cast

"Secret Army"


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۱۳۸۹/۲/۱۱ عصر ۰۱:۴۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, آوینا, جیمز باند
سم اسپید آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 478
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 50


تشکرها : 2670
( 5013 تشکر در 49 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

دوست دایی من اینارو واسم تعریف کرده. بعد از دیپلم رفت انگلستان که تاریخ بخونه، فکر کنم 10 - 12 سالی اونجا بود تا اینکه چند وقت بعد از تموم شدن سریال دکتراش رو گرفت و برگشت ایران. اوایل انقلاب بود. می گفت هفته ای یک قسمت پخش می شد. خیلی هم طرفدار داشت. من که گفتم آخر سریال اینجوریه تعجب کرد. می گفت آخرش اینطوری نبود، شاید همونی باشه که تو Imdb نوشته:

Season 3, Episode 14: What Did You Do in the War, Daddy?

دفعه بعد که دیدیمش سعی می کنم واستون بیشتر اطلاعات بگیرم. اگه به کتاب سال ماهنامه سینمایی فیلم (اسفند 1384) که اختصاص به دوبله داشت مراجعه کنین خودتون متوجه داستان می شید. برید به صفحه 173 که با ایرج رضایی درباره دوبله ارتش سری گفت و گو انجام داده بودند. ازش میپرسن تمام قسمت های ارتش سری دوبله شد؟ در جواب میگه: بله دقیق یادم نیست... به هر حال دو سه قسمت آخر دوبله نشد، گویا کسلر فرار می کند و به سرزمینی می رود که پوشش های مناسبی برای پخش نداشت و برای همین این بخش ها دوبله نشد.

اگه دقت کردن باشین تو قسمت آخر مونیک با یه جعبه ای که توش جواهر یا گردنبند بود (درست یادم نیست) میره پیش اون افسر آلمانی که مسئول تیرباران راینهارت بود و بهش پیشنهاد رشوه میده، واسه اینکه عاشقش شده بود. بازم اگه یادتون باشه ناتالی به مونیک میگه میدونی داری چیکار میکنی؟ اگه دوباره قسمت آخرو ببینین خیلی چیزا دستگیرتون میشه. کاملا مشخص بود که چون میدونستن قرار قسمت آخر باشه دوبلشو دستکاری کردن و چون نمیتونستن خودشون جای اونا سریال بازی کنن قضیه تابلو شده.

سعی می کنم بیشتر تحقیق کنم ولی تا الان که تو اینترنت گشتم فقط همون 42 قسمت موجوده، بخاطر همین فکر میکنم قضیه یکم بودار باشه. چون اطلاعاتش از همه جا پاک شده. هیچ نسخه ایم ازش در دسترس نیست.

فعلا تنها چیزی که پیدا کردم این لینک هستش:

http://www.survivorstvseries.com/SecretA...rDaddy.htm

البته این چیزی که من پیدا کردم با اون داستانی که واسه من تعریف کردن فرق داره، تا اونجاییکه یادمه میگفت داستان قسمت آخر واسه خیلی سال بعد هستش، همشون پیر شدن، مونیک از راینهارت جدا میشه دوباره برمیگرده پیش آلبر، کسلر هم ظاهرا بدست بازمانده های نهضت مقاومت کشته میشه.


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۸۹/۲/۱۱ عصر ۰۸:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, رزا, Kassandra, آوینا, ژان والژان, oceanic, مگی گربه, جیمز باند
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 776
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 34


تشکرها : 5170
( 5361 تشکر در 95 ارسال )
شماره ارسال: #9
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

خدا را شکر که انتظار برای بحث در مورد این سریال زیبا به دراز نکشید .  :heart:راستش برخی از مطالبی که دوستان گفتند را من برای اولین بار می شنوم و شوکه شدم ! علاقه ما به صدای دوبله مانع می شد که نسخه زبان اصلی آنرا گوش کنیم و چون نسخه اصلی زیرنویس انگلیسی هم ندارد ، فهم دیالوگ ها آسان نیست. البته برخی نکات مانند اینکه  زنی که کسلر در قسمت آخر با او فرار کرد در اصل زنش نبود بلکه دختری بود که در بروکسل با او آشنا شده بود و مواردی از این قبیل آسان است اما فهم رابطه مونیک با آلبر حقیقتا مشکل بود چرا که در هیچ قسمتی با زبان تصویر چیزی جز رابطه زن و شوهری از آن برداشت نمی شد ! ( البته پیش زمنیه ذهنی ما هم بی تاثیر نبود ). فعلا که چندین شب است که ما میهمان کافه کاندید هستیم و هر شب یک قسمت از این سریال زیبا را تماشا می کنیم. این مجموعه ی حالا کلاسیک شده ، به مانند سریال های ماندگاری مانند شرلوک هلمز حتی برای خود کلوپ های طرفداران اینترنتی هم دارد و این تاپیک فرصتی دست داد تا در مورد نکات بیشمار آن سخن آغاز کنیم.


درباره سريال ارتش سري‌

ارتش سري انگلستان در بلژيك‌
جنگ جهاني اول و دوم را بايد يكي از سوژه‌هاي پرطرفدار سينما و تلويزيون دانست. رويدادها و اتفاقات اين دو جنگ خانمانسوز هنوز هم پس از گذشت بيش از نيم قرن در كانون توجه رسانه‌ها قرار دارد. يكي از پرطرفدارترين و معروف‌ترين سريال‌هاي تلويزيوني كه بخشي از ابعاد جنگ جهاني دوم را در كشور تحت اشغال متحدين بلژيك به تصوير مي‌كشد سريال ارتش سري يا Secret Army است كه در سال 1977 توسط شبكه بي.بي.سي انگلستان پخش شده و مورد توجه بسياري قرار گرفت. اين سريال كه در ايران هم طرفداران بسياري دارد و از مجموعه‌هاي پرطرفدار و محبوب خارجي سيما به شمار مي‌آيد، بخشي از مبارزات مردم بلژيك را به تصوير مي‌كشد.

در دوران جنگ جهاني دوم همزمان با آغاز بمباران آلمان توسط بريتانيا، بخشي از نيروهاي مقاومت در بلژيك توسط انگليسي‌ها مسووليت نجات خلبانان و فرار آنها را از بلژيك به بريتانيا عهده‌دار شدند. اين نيروها كه به خط نجات معروف شدند، خلبانان را قبل از دستگيري توسط نيروهاي آلماني شناسايي كرده و از مرز فراري مي‌دادند. خلبانان نيز از راه فرانسه به اسپانيا رفته و از آنجا با هليكوپتر * به بريتانيا مي‌رفتند تا مجددا در پروازها شركت كنند. گفته شده كه خط نجات بلژيك در زمان جنگ زمينه فرار 3000 نفر را فراهم كرد. اين موضوع دستمايه سريال ارتش سري قرار گرفت.

خالق اصلي سريال ژرارد گليستر كه خود يك خلبان نيروي هوايي انگلستان بود و 100 سورتي پرواز در دوران جنگ انجام داده بود، پيشنهاد ساخت اين سريال را به بي.بي.سي داد. بي.بي.سي به دليل تجربه موفق او در ساخت درام جنگي Colditz، پيشنهادش را پذيرفت. تلويزيون BRIT بلژيك براي پيدا كردن لوكيشن‌هاي مناسب به آنها كمك كرد.


گليستر با بسياري از همكاران قبلي خود كار را شروع كرد. متن فيلمنامه براساس داستان‌هاي واقعي نوشته شد. ويليام راندال يكي از اعضاي سابق انجمن خط فرار در نيروي هوايي انگلستان نيز به عنوان مشاور پروژه كار خود را آغاز كرد و پس از اتمام پروژه دستمزد خود را صرف امور خيريه كرد. حتي برخي از شخصيت‌ها نيز بر اساس شخصيت‌هاي واقعي خلق شدند. شخصيت جان كورتيس براساس شخصيت خود ويليام راندال نوشته شد.

ارتش سري در 42 قسمت از 7 سپتامبر 1977 تا 15 دسامبر 1979 از شبكه بي.بي.سي در 3 سري پخش شد. در سري اول با كافه كانديد و مدير آن آلبر فواره آشنا مي‌شويم كه همراه با ليزا كالبرت كه او را ايوت صدا مي‌كنند، خط نجات را ساماندهي مي‌كنند. دشمن درجه يك آنها لودويك كسلر يك افسر اس‌اس است. ستوان جان كورتيس نيز از طرف انگليسي‌ها وارد بلژيك شده تا براي هدايت خط نجات به آنها كمك كند. مركز اصلي عمليات رستوران كانديد است كه بعد از مدتي انگليسي‌ها بخشي از سهام آن را به آلبر فوآرو مي‌دهند. بعد از مرگ ليزا در جريان حملات هوايي شخصيت‌هاي جديدي وارد سريال مي‌شوند. خودكشي لروين برانت از افسران نيروي هوايي آلمان و رابطه كسلر با يك دختر بلژيكي به نام مادلين از اتفاقات حاشيه‌اي سري دوم است.

سري سوم به حوادث روزهاي پايان جنگ مي‌پردازد. در اين سري برنارد هپتون بازيگر نقش آلبر فوآرو به دليل درگير بودن در پروژه‌هاي ديگر حضور نداشت و عدم حضور او در داستان با زنداني شدنش توجيه شد. پس از آن مونيك جايش را گرفت. در اين سري افسر راينهارت جايگزين برانت شد و با ورود او مقر گشتاپو نيز با ماجراهاي جديدي همراه شد. سرانجام نيز ماجراها با ورود نيروهاي متفقين به بلژيك و خروج آلمان‌ها پايان مي‌يابد.

نكته جالبي كه وجود داشت عدم پخش قسمت آخر سريال ارتش سري است.

قسمت آخر سريال 25 سال بعد را نشان مي‌داد. اين قسمت كه «پدر شما در جنگ چه كار كرديد؟» نام داشت، در مورد يك گروه سازنده برنامه تلويزيوني بود كه مستندي در مورد خطوط نجات در دوران جنگ مي‌سازند. آنها به سراغ شخصيت‌هاي داستان مي‌روند. آلبر فوآرو، آلن موري كه اكنون روي صندلي چرخدار است، مونيك به كانديد برگشته و ناتالي در ويتنام با كمونيست‌ها مبارزه مي‌كند. اين قسمت از سريال با طرح‌ اين سوال از بازماندگان خط نجات آغاز مي‌شود.

آيا تلاش‌هاي آنها ارزش داشت؟

در آخرين لحظات ساخت تهيه‌كننده سريال ژرارد گليستر تصميم گرفت تا از پخش آن جلوگيري كند.

او دليل اصلي اين كار را نامناسب بودن فضاي سريال براي پخش دانست كه با تعطيلات سال نو همزمان مي‌شد.
جان براسون نيز از ديگر تهيه‌كنند‌گان سريال به دليل فضاي بد شدت ضد كمونيستي سريال آن را مناسب براي پخش ندانست. رئيس بي.بي.سي يك نيز در اظهارنظري گفت كه آنچه در متن فيلمنامه قسمت آخر سريال ارتش سري آمده بهتر است درهمان قالب نوشتاري بماند و از نسخه تصويري آن به مراتب بهتر است. برخي نيز علت اصلي را عدم رضايت بي.بي.سي از گريم بازيگران عنوان كردند. اين قسمت تا اين زمان اجازه پخش پيدا نكرده است اما روي نسخه‌هاي دي وي دي سريال قرار گرفت.

در سال 1981سريال كوتاه 60 قسمتي با نام كسلر ساخته شد كه به نوعي مي‌توان آن را ادامه ارتش سري دانست. در اين سريال شاهد زندگي شخصي به نام مانفرد دورف هستيم كه همان كسلر افسر اس‌اس است و اكنون با هويت جديد به زندگي‌اش ادامه مي‌دهد. يكي از مهم‌ترين دلايل اين سريال كوتاه نيز عدم پخش قسمت آخر ارتش سري عنوان شد. در سريال كوتاه كسلر، بيننده مجددا با شخصيت‌هاي ديگر سريال از جمله آلبرفوآرو، مونيك و ناتالي ملاقات كرده و از سرنوشت آنها سال‌ها پس از جنگ آگاه مي‌شود.

سريال كسلر را تقريبا همان‌ گروه ارتش سري ساختند و اين سريال از 13 نوامبر 1981 تا 18 دسامبر 1981 از تلويزيون‌‌هاي انگلستان پخش شد.

پس از استقبال زيادي كه از سريال ارتش سري شد، كتاب اين سريال كه بيشتر شامل متن حوادثي بود كه در سريال به نمايش در آمده بود، به چاپ رسيد. كتاب‌‌هاي ارتش سري در 3 سري چاپ و به بازار عرضه شد.

پشت پرده ارتش سري‌

تمام عوامل سريال ارتش سري از بازيگران گرفته تا كارگردان و فيلمنامه‌‌نويس در خلق اين اثر ديدني نقش داشتند اما بي‌شك نقش جرارلد گليستر خالق اصلي آن بيش از همه بود. گليستر كه يكي از تهيه‌كنندگان تلويزيون بي.بي.سي است در فوريه 2005 در سن 89 سالگي در حالي در گذشت كه آثاري چون برادران، Colditz، ارتش سري و راه هاوارد را در كارنامه فعاليت خود داشت. او همچنين در مجموعه پرونده دكتر فينالي كه به مدت 9 سال از سال 1962 از تلويزيون پخش شد همكاري داشت. بيشتر آثاري كه در كارنامه فعاليت گليستر نقش بسته آثاري است كه مي‌توان در آن جاي پاي علاقه و سابقه‌اش در زمان خدمت در نيروي هوايي انگلستان را ديد.

پدر گليستر جراح نيروي دريايي سلطنتي انگلستان بود و پدر بزرگش نيز در رشته پزشكي فعاليت مي‌كرد. جرالد در بهار 1939 به نيروي هوايي انگلستان پيوست و عمليات خود را از آگوست 1940 آغاز كرد. پس از انجام 100 سورتي پرواز به كار در نيروي جاسوسي فراخوانده شد.

پس از پايان جنگ به صحنه تئاتر رفت. مدتي بعد در دوره‌هاي كارگرداني بي.بي.سي پذيرفته شد. يكسال قبل از پايان دوره آموزشي در بي.بي.سي قرارداد همكاري با تلويزيون بي.بي.سي بست.
نخستين فعاليتش در كار تهيه‌‌كنندگي سريال مرد ساكن اتاق 13 بود كه طي سال‌‌هاي 1959 تا 1961 پخش شد. اين سريال را كه مايكل گيلبرت نوشته شده بود بعدها به يكي از معروف‌‌ترين نويسندگان داستان‌هاي جنايي تبديل شد.

در سال 1963 فيلم Moonstrike را كارگرداني كرد كه موضوع آن اسكادراني از نيروي هوايي انگلستان بود كه وظيفه حمل و نقل جاسوسان را در اروپاي تحت اشغال برعهده داشت. ايده فيلم بسيار نوآورانه بود اما به دليل كيفيت پايين توليد چندان مورد توجه قرار نگرفت.
بيشتر فعاليت‌هاي گليستر در دهه 1970 روي ساخت فيلم‌هايي با موضوع جنگ متمركز بود. سريال Colditz طي سال‌هاي 74 - 1972 ساخته و پخش شد. در اين سريال كه با همكاري يونيورسال ساخته شد بازيگران هاليوود از جمله رابرت واگنر، برنارد هپتون، جك هدلي و كريستوفر نيم يكي از بازيگران ارتش سري حضور داشتند.

ارتش سري نيز بلافاصله پس از اتمام اين سريال ساخته شد. كيفوردرز بازيگر نقش كسلر در اين سريال در سال 1980 در فيلم «دزد دريايي» از ديگر ساخته‌هاي گليستر بازي كرد.

روند سريال‌سازي گليستر تا سال 1991 ادامه يافت و سرانجام او به كار حرفه‌اي خود با ساخت فيلم «مربي» پايان داد. پس از آن خود را بازنشسته كرد و تا پايان عمرش به عرصه تلويزيون برنگشت.

موسيقي به ياد ماندني

رابرت فارنون آهنگساز سريال ارتش سري كه از درگذشتگان سريال نيز به‌شمار مي‌آيد موسيقي تاثير‌گذار او در سريال ارتش سري همراه با پخش تصاويري از جاده‌ها هنوز در خاطر بسياري از بينندگان اين سريال باقي مانده است. او متولد تورنتوي كاناداست اما بيشتر آثارش را در انگلستان ارائه داد. در اواخر دهه 1940 رابرت فارنون نامي شناخته شده در انگلستان بود و از آن پس به مدت بيست سال صد‌ها آلبوم مختلف در زمينه موسيقي لايت عرضه كرد.

او مدت 46 سال ساكن انگلستان بود و از آنجا به تنظيم و آهنگ‌سازي مي‌پرداخت و با ورود به
80 سالگي كنسرت‌هاي مختلف آثارش را در انگلستان و كانادا برگزار كرد. در ژوئيه سال 1997 نيز شبكه راديويي بي.بي.سي به مناسبت سالگرد تولدش بزرگداشتي براي او برگزار كرد.


خاطره‌انگيز‌ترين تجليل از اين هنرمند دراكتبر 1997 در كشور زادگاهش از طرف جامعه موسيقي كانادا  آهنگ‌سازان و ناشرين  به تورنتو دعوت شد. پس از آن به اوتاوا رفت و سه كنسرت در آنجا برگزار كرد.

در اواخر عمرش بيشتر در زادگاهش بود تا اين كه در 23 آوريل 2005 درست سه هفته پس از اتمام سمفوني سومش، در سن 87 سالگي درگذشت.

عرصه موسيقي با مرگ فارنون يكي از بزرگ‌ترين آهنگسازان و تنظيم‌كنندگان قرن گذشته را از دست داد.

كمدي ارتش سري

در سال‌هاي 1982 تا 1992 شبكه بي.بي.سي سريال تلويزيوني به نام !Allo.albo را به روي آنتن فرستاد كه به‌عنوان يكي از بهترين كمدي‌هاي موقعيت در تاريخ تلويزيون بريتانيا شناخته شده است.

داستان اين سريال كه بسياري ايده اصلي آن را برگرفته از سريال ارتش سري مي‌دانند، در زمان جنگ جهاني دوم مي‌گذرد. محل اصلي رستوراني در مناطق تحت‌ اشغال آلمان است. بسياري از شخصيت‌ها و عناصر سريال ارتش سري از جمله خط فرار، خلبانان انگليسي و اعضاي گشتاپو در اين سريال ديده مي‌شوند. حتي برخي از بازيگران سريال ارتش سري در اين مجموعه در نقش ميهمان حضور داشتند.

شخصيت‌هاي اين سريال به چهار زبان فرانسه، آلماني، ايتاليايي و انگليسي صحبت مي‌كردند تا هر چه بيشتر مجموعه طبيعي به‌نظر برسد. اين سريال مورد توجه بسياري قرار گرفت و چندين جايزه بافتا را نصيب خود كرد و اخيرا از شبكه بي.بي.سي يك مجددا به روي آنتن رفت.

حواشي ارتش سري

ويكتور ريتليز بيشتر قسمت‌هاي سريال را كارگرداني كرد. شخصيت كسلر براساس زندگي يكي از جنايتكاران جنگي، كلاوس باربي نوشته شد. بيشتر تصاوير فيلم در بروكسل فيلمبرداري شد.

متن سريال به شدت توسط مسوولان بي.بي.سي تحت كنترل بود. در طول ساخت برخي از متن‌ها به دليل حساسيت‌هاي سياسي كه ممكن بود به‌وجود بياورند، از طرف بي.بي.سي رد شد. سريال ارتش سري در سال 1980 برنده جايزه بافتا براي بهترين تصويربرداري و در سال 1978 برنده جايزه انجمن سلطنتي بريتانيا براي بهترين بازي شد.

شبكه تي‌وي هيستوري انگلستان از نيمه آوريل امسال پخش مجدد سريال ارتش سري را براي چندمين بار آغاز كرد. كليفورد رز بازيگر نقش كسلر در بسياري از سريال‌هاي تلويزيوني ازجمله سريال‌‌هاي جنگ فويل، مگره و پوآرو بازي كرده است.

آهنگساز سريال ارتش سري رابرت فارنون در سال 2005 درگذشت. ژرارد گليستر خالق اصلي آن نيز در فوريه 2005 درگذشت.

در سال 2004 بسياري از بازيگران و سازندگان سريال ارتش سري پس از حدود 25 سال در لندن گردهم آمدند كه اين ديدار با تصاوير و لحظات ديدني همراه بود.

منبع  : قاب کوچک  - لادن بهبودی - روزنامه جام جم ( با اندکی ویرایش )

* - فکر می کنم در اینجا نویسنده اشتباهی به جای زیردریایی ، از کلمه هلیکوپتر استفاده کرده ، چون در آن زمان هلیکوپتر اختراع نشده بود و معمولا با زیردریایی خلبانان را منتقل می کرده اند.

.  .  . .


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۹/۲/۱۱ عصر ۱۱:۱۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, jack regan, بهزاد ستوده, Savezva, واترلو, seyed, Negar, بانو, سروان رنو, دلشدگان, soheil, رزا, Kassandra, الیور, آوینا, ژان والژان, زرد ابری, oceanic, مگی گربه, ملانى, آلبر فواره, واتسون, خانم لمپرت, جیمز باند
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 140
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 24


تشکرها : 547
( 1221 تشکر در 35 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

و اما شاه دوبله ارتش سری

مدیر دوبلاژ: ایرج رضایی

آلبر فواره/ برنارد هپتون/ ایرج رضایی

مونیک دشاند/ آنجلا ریچاردز/ زهره شکوفنده

ناتالی شانترز/ جولیت هاندند هیل/ منصوره کاتبی

لیزا کولبرت(ایوت)/ جان فرانسیس/ رفعت هاشمپور

لودویک کسلر/ کلیفورد رز/ ناصر طهماسب

جان کرتیس/ کریستوفر نیم/ خسرو خسروشاهی

آلن مونی/ ران پمبر/ محمد یاراحمدی

دکتر کلدرمن/ ولرتین دال/ عباس سلطانی

سرگرد برانت/ مایکل کولور/ جلال مقامی

سرگرد راینهارت/ ترنس هادیمن/ زنده یاد عطاالله کاملی

نقشهای فرعی

محمد عبادی/ منوچهر والی زاده/ حسین باغی/ فاطمه برزویی/ مریم شیرزاد/ کیکاووس یاکیده

جواد بازیاران/ پرویز ربیعی/ اکبر منانی/ امیرهوشنگ قطعه ای


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۳۸۹/۲/۱۲ صبح ۰۸:۰۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : jack regan, Surrealist, Negar, بانو, سروان رنو, Classic, دلشدگان, soheil, kramer, سم اسپید, رزا, Kassandra, الیور, آوینا, زرد ابری, آماندا, ملانى, زاپاتا, واتسون
رامین_جلیلوند آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 469
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۳۰
اعتبار: 28


تشکرها : 1178
( 2240 تشکر در 41 ارسال )
شماره ارسال: #11
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

آخرين قسمت سريال ارتش سری با جشن و بخور و بنوش تمام می شود.
مونيک با يک افسر انگليسی ( یا امریکایی یادم نیست) فلنگ را می بندد و آلبر هم از اين موضوع خبر دارد و مثل هميشه که هيچ قيد و بندی ندارد تبريک هم بهش می گويد. و آلبر سهم همه برو و بچه ها را از پولی که از لندن برايش می رسيده است و ذخيره می کرده است را می دهد.
همانطوری که جناب سروان اشاره کردند سريالی به نام کسلر هم درست می شود که در آن به زندگی کسلر در آلمان بعد از جنگ می پردازد.

به هر حال دوبله خارق العاده ای دارد مخصوصا اگر به  سانسورها و محدوديت ها بيانديشيم ارزش کار دوبله اين سريال هزار چندان می شود.
محبوب ترين شخصيت سريال برای من سروان نيک برادلي بود که فوق العاده تيز و نترس بود و سر و سری هم با ناتالی داشت و آخر سر هم به خاطر دل عاشق و سر نترسش جان خودش را داد.
با صدای پرويز ربيعی که به نظر من حسين عرفانی با توجه به شباهت عجيب نيک برادلی با جوانی های کلارک گيبل گزينه مناسب تری بود.

۱۳۸۹/۲/۱۶ عصر ۰۹:۲۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, jack regan, Savezva, سروان رنو, دلشدگان, soheil, Classic, Scarlett, رزا, آوینا, مگی گربه, زاپاتا, واتسون, جیمز باند
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,799
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 63


تشکرها : 7756
( 13513 تشکر در 380 ارسال )
شماره ارسال: #12
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

آنچه گذشت: همانطور که در ابتدای تاپیک دیدید ، مشخص گردید که برخی از کاراکترهای این سریال در واقع چیز دیگری بوده اند که در زمان پخش و دوبله در ایران بنا به مصالح و مقتضیات ( کدوم مقتضیات الله اعلم ! ) روابط بین آنها تغییر داده شده تا خدای نکرده باعث انحراف ما نسل جوان نشود ( گرچه همه این تدابیر بی اثر بود و ما نسل اولی ها به همان راهی که خودمان می خواستیم منحرف شدیم ) القصه حالا بعد از کلی تحقیق و تفحص ، به کور چشم دشمنان و استکبار جهانی که می خواهد ما در جهل بمانیم ، توانستیم به روابط پیچیده برخی شخصیت های این سریال پی ببریم. 

آشنایی با شخصیت های سریال ارتش سری

قسمت اول

 

آلبر فوآره ( برنارد هپتون )

آلبر رئیس کافه کاندید و شخصیت اصلی داستان ماست. چهره اش خیلی شبیه خود آدولف هیتلر است اما شباهت ها همینجا تمام می شود چون او در جبهه ضد آلمان قرار دارد و از طریق دوستانش ، کافه اش را پاتوق گروه نجات کرده تا خلبانان تحت تعقیب را که در خاک بلژیک سقوط می کنند به انگلستان برگرداند. شخصیت عجیبی دارد و معلوم نیست برای پول کار می کند یا برای کشورش ؟! شخصیت اش خیلی شبیه به ریک در کازابلانکاست که او هم کافه دار بود. ( انگار همه این کافه دارها به نوعی عجیب و غیرقابل پیشی بینی اند ) . در میانه های سریال کافه اش را تغییر می دهد و به یک جای بهتر می رود. کار و بارش به لطف حضور افسران آلمانی در کافه اش حسابی سکه است و کرور کرور هم پول از انگلیس برایش حواله می کنند تا خرج گروه نجات کند. زن سابق اش آندره ( که در دوبله خواهرش معرفی می شود ) علیل است و همیشه در اتاق بالای کافه روی تخت افتاده. آلبر به نوعی خونسردترین و حرفه ای ترین عضو گروه است و اوست که بعد از مرگ ایوت کل گروه را رهبری و هدایت می کند.

 

مونیک دوشامپ ( آنجلا ریچاردس )

ظاهرا همسر محترمه آلبر ( صاحب کافه ) اما در اصل معشوقه ایشان بوده که علی الحساب با او زندگی می کند و علاوه بر انجام وظایف سنگین زناشوئی به آلبر در اداره کردن کافه یاری می رساند. او همچنین با آواز خواندن در کافه به رونق بیشتر آن کمک می کند و در ضمن فراریان را هم بین خانه های امن و پناهاه ها جابجا می کند . در کل زن قانع و مهربانی است و تنها مشکل او زن سابق آلبر ( آندره )  است که چشم دیدن او را ندارد. او نیز مانند آلبر سر نترسی دارد و حتی یکبار تیر می خورد و تا آستانه مرگ پیش می رود. با زیاد شدن مشغله آلبر و تغییر رفتار و کردارش ، کم کم رابطه شمع و پروانه ای مونیک با او از بین می رود . مونیک هم ممکن است از برخی خلبانان فراری که با خود جابجا می کند خوشش بیاید و حالی هم به آنها بدهد !  تا اینکه در پایان سریال ... cccc:

ناتالی چنترن ( ژولیت هموند هیل )

گل سرسبد زیبارویان سریال . دختر زیبا و خوش اندام داستان . مو بلوندِ چشم آبی کافه ... فرشته ی ... بَسه دیگه :D. ناتالی دوست مونیک و آلبر است و در کافه ( و ایضا خط نجات ) به آنها کمک می کند و چون ذاتا دلبر است هنگام بروز مشکل در راه های مواصلاتی از اسلحه زیبایی اش برای گمراه کردن دشمنان استفاده می کند. دختر خوب و شجاعی است اما به اندازه بقیه تجربه ندارد ولی روز به روز بهتر می شود. در یکی از قسمت ها به مردی علاقمند می شود که او هم از اعضاء خط نجات است. بعد از مرگ دوستش ایوت ، مسئولیت او در گروه سنگین تر می شود. حضور ناتالی با آن شکل و شمایل در تلویزیون آن زمان ایران نوعی بدعت بود ، به خصوص اینکه تلویزیون رنگی تازه وارد کشور شده بود.


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۹/۲/۲۰ عصر ۱۰:۴۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, soheil, سم اسپید, رامین_جلیلوند, Classic, Savezva, Scarlett, رزا, Kassandra, الیور, آوینا, ژان والژان, آماندا, oceanic, مگی گربه, ملانى, هانا اشمیت, آلبر فواره, واتسون, جیمز باند
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 776
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 34


تشکرها : 5170
( 5361 تشکر در 95 ارسال )
شماره ارسال: #13
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۸۹/۲/۱۶ عصر ۰۹:۲۰)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

محبوب ترين شخصيت سريال برای من سروان نيک برادلي بود که فوق العاده تيز و نترس بود و سر و سری هم با ناتالی داشت و آخر سر هم به خاطر دل عاشق و سر نترسش جان خودش را داد.

مطمئنید نیک برادلی کشته می شود ؟ تا آنجایی که من دیدم ، بعد از دادن سکه شانس به نوتالی سوار یک هواپیما شد و از بلژیک رفت.


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۹/۲/۲۳ صبح ۰۱:۰۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, آوینا, زرد ابری, واتسون
رامین_جلیلوند آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 469
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۳۰
اعتبار: 28


تشکرها : 1178
( 2240 تشکر در 41 ارسال )
شماره ارسال: #14
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

بله مطمئن هستم. پس از برگشت به بلژيک در يک عمليات محير العقول آلن را از چنگ نازی ها در می آورد ولی درست بعد از اين که ناتالی را هم از يک تله در می آورد در حال فرار به رگبار بسته می شود


بهترين کار سانسورچی ها در آوردن صحنه های آواز خوانی مونيک در کافه بود که واقعا روی اعصاب می رود. ( به نظر من)

۱۳۸۹/۲/۲۳ عصر ۰۹:۳۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, رزا, Kassandra, آوینا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,799
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 63


تشکرها : 7756
( 13513 تشکر در 380 ارسال )
شماره ارسال: #15
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۸۹/۲/۲۳ عصر ۰۹:۳۷)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

کار سانسورچی ها در آوردن صحنه های آواز خوانی مونيک در کافه بود که واقعا روی اعصاب می رود. ( به نظر من)

یعنی اینقدر از صداش بدت می آد ؟ ! :!z564bبرانت ، حسابی طرفدار صدای مونیک بود. همیشه بعد از آواز خوانی مونیک دست می زد و براوو می گفت   :D

در مورد برادلی فکر می کنم یکبار به انگلیس بر می گرده اما بعدا دوباره می آد تا با نوتالی بریزه روی هم که اجل مهلتش نمیده. کلا این نوتالی با هر مردی دوست میشه بعد از مدت کوتاهی طرف غزل خداحافظی رو می خونه. اگر یادتون باشه یه مدت هم با یه جوون خوش قیافه به نام فرانسیس نامزد کرده بود که او هم توسط گشتاپو افقی شد. :s


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۹/۲/۲۵ عصر ۱۱:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, رامین_جلیلوند, Classic, رزا, آوینا, ژان والژان, زرد ابری, oceanic, مگی گربه, آلبر فواره, واتسون, جیمز باند
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 776
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 34


تشکرها : 5170
( 5361 تشکر در 95 ارسال )
شماره ارسال: #16
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

(۱۳۸۹/۲/۲۳ عصر ۰۹:۳۷)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

 بله مطمئن هستم. پس از برگشت به بلژيک در يک عمليات محير العقول آلن را از چنگ نازی ها در می آورد ولی درست بعد از اين که ناتالی را هم از يک تله در می آورد در حال فرار به رگبار بسته می شود

درست است. همین یکساعت پیش کشته شد. الان به اواخر سریال رسیده ام. سرگرد برادلی خوش شانس و زرنگ ،  خیلی ساده و غافلگیرانه در آخرین روز اشغال بروکسل کشته شد. اعضای خط نجات یکی یکی توسط گشتاپو و آلمانی ها از بین می روند. در پایان کار حداقل 80 درصد اعضاء این گروه نابود می شوند.. چیزی به پایان سریال نمانده است. دوست ندارم این داستان تمام شود. به شدت به این شخصیت ها خو گرفته ام و همذات پنداری می کنم. سرگرد برانت .. سرگرد راینهارت ... آلبر ..ashk

شخصیت کسلر بسیار گیراست. صدای ناصر طهماسب چقدر بر روی این شخصیت نشسته است . لحن و نحوه گویش طهماسب و بیان احساسات اش شاهکار است. :heart:


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۹/۳/۱ صبح ۰۱:۱۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رامین_جلیلوند, دلشدگان, بانو, سروان رنو, رزا, Kassandra, آوینا, زرد ابری, oceanic, ملانى, مگی گربه, آلبر فواره, واتسون, جیمز باند
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,799
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 63


تشکرها : 7756
( 13513 تشکر در 380 ارسال )
شماره ارسال: #17
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

آشنایی با شخصیت های سریال ارتش سری

قسمت دوم

 

لودویک کسلر ( کلیفورد رُز  )

منفی ترین و جذاب ترین شخصیت سریال . رئیس گشتاپوی بروکسل که عرصه را بر خط نجات تنگ کرده است. او در کارش بسیار جدی و با دقت است و مواظب است که همه افراد تحت امرش در خط پیشوا باشند. توی دفترش یک عکس بزرگ از هیتلر است. هر صبح که از خواب بیدار می شود منتظر است که یک هواپیمای بخت برگشته متفقین در بلژیک سقوط کند تا سربازان آلمانی را برای دستگیری شان گسیل کند. او بر خلاف فرمانده پلیس هوایی ، اعتقادی به برخورد دوستانه با خلبانان انگلیسی ندارد و علاقه خاصی به تیرباران دشمنان رایش دارد. رفتار و ریتم صدای کسلر نشان از سردی رفتار او دارد و زیاد هم اهل تفریح و عشق و حال نیست اما او تنها شخصیت سریال است که در پایان کامیاب می شود !

 

سرگرد اروین برانت ( مایکل کولور )

فرمانده پلیس نیروی هوایی آلمان ( در بروکسل ) و همکار کسلر . کسی که معمولا آب اش با فرمانده در یک جوی نمی رود  ! شخصیت دوست داشتنیی دارد و همچون کسلر در کارش پشتکار و جدیت دارد. بر خلاف کسلر به روش های بازجویی نرم معتقد است و به اصطلاح با پنبه سر هوانوردان انگلیسی را می بُرد ! او چندین بار با اجرای نقشه های متهورانه سعی می کند که در خط نجات نفوذ کند و تا حدودی هم موفق می شود. اوست که اولین بار به کافه کاندید مشکوک می شود و هر شب به بهانه خوشگذارانی به آنجا می رود تا پرونده اش را تکمیل کند. با کشته شدن زن و بچه اش در بمباران هوایی و آغاز شکست های آلمان ، روحیه برانت روز به روز تضعیف می شود تا اینکه سرانجام ... ashk( سکانس حذف برانت از سریال یکی از غمناک ترین لحظات این سریال است )

 

 

لیزا کُلبرت ( جن فرانسیس )

قهرمان نیمه اول سریال که در میانه سریال به سبک جانت لی در روانی هیچکاک از داستان محو می شود ! او که در اصل موسس و رئیس خط نجات است با اسم رمز ایوت فعالیت می کند . پدر و مادرش در جنگ با آلمان کشته شده اند و این دلیل خوبی برای دشمنی با آلمانی هاست. او ظاهرا پرستار است اما در واقع مغز متفکر سازمان می باشد . او چندین بار تا مرز گیر افتادن پیش می رود اما با خوش شانسی و کمک دوستان دیگرش از مخمصه نجات پیدا می کند. او دختری شجاع و محتاط است و برای امنیت دوستانش حتی از عواطف خودش هم می گذرد. لیزا مدتی با جان کرتیس ( لعنت الله علیه ) نامزد بود که متاسفانه عشقشان ناکام ماند narahat


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۹/۳/۳ عصر ۱۱:۲۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, Savezva, seyed, Classic, رزا, Kassandra, آوینا, ژان والژان, زرد ابری, oceanic, مگی گربه, ملانى, آلبر فواره, واتسون, جیمز باند
رائول والش آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 68
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱۰/۲۱
اعتبار: 12


تشکرها : 270
( 474 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #18
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

يكي از پرونده هاي شماره جديد مجله 24 هم ارتش سري بود كه با خوشحالي مي توان گفت مطالب كافه كلاسيك خودمان از آن بهتر و پر و پيمان تر بوده استnnnn:

۱۳۸۹/۳/۵ صبح ۱۱:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, دلشدگان, Classic, رزا, Kassandra, آوینا, oceanic
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,799
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 63


تشکرها : 7756
( 13513 تشکر در 380 ارسال )
شماره ارسال: #19
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

آقا حامد ! خربزه زیر بغل ما نذار . مقاله مجله 24 هم بدک نیست .

من مقالات دوبله ای و مقاله آقای جعفریان ( کُتِ چرم آمریکایی ) رو پسندیدم.

جالبه آقای رضایی گفته که در انتخاب دوبلورها چیزی که بیشتر براش اهمیت داره نزدیک بودن شخصیت و خلق و خوی دوبلور با شخصیتی هست که قراره به جاش صحبت کنه و نزدیک بودن تُن صدا در مرحله دوم اهمیت قرار داره.

در جایی با ناصر طهماسب در مورد دوبله شخصیت فرمانده کسلر مصاحبه شده و البته معلومه که مصاحبه از پشت تلفن و در موقعیت نامناسبی انجام شده چون بی حوصلی از حرف های آقای طهماسب مشخصه و خیلی از جاها ایشون گفتن که چیزی به خاطر ندارن. جالب ترین جای مصاحبه جایی است که از ایشان پرسیدن که جالب ترین چیزی که از شخصیت کسلر به یادشون مونده چیه که استاد طهماسب گفته : اینکه کسلر بعد از هر بازجویی ، دست هاشو می شست . ( بدون اینکه حتی به طرف دست زده باشه ! )

ظاهرا بیشتر مصاحبه شوندگان هم گفتن که شخصیت محبوبشون بعد از کسلر ، سرگرد راینهارت  هست. آقای رضایی ( مدیر دوبلاژ ) کار هم گفتن که عمدا آقای کاملی رو برای این نقش قرار دادن چون کاملی هم مانند راینهارت از یک درد مزمن رنج می برد و مانند او زخم خوره بود.

مقاله آقای جعفریان در مورد دلایل استقبال از این سریال در آن زمان جالب و خواندنی است. اینکه در آن روزگار قحطی قهوه و مواد غذایی لوکس ، ما شیفته غذاهایی که در کافه کاندید به مشتریان می دادند شده بودیم. و یا در نبود زنان زیبا در تلویزیون آن زمان شیفته نوتالی زیبا و مرموز شدیم و در نبود کُت های شکیل با دیدن کت چرمی سرگرد راینهارت حسابی ذوق می کردیم. و از نظر روانشناسی هم دلیل آورده که چرا ما با اینکه ایوت  هم زیبا بود کمتر او را دوست داشتیم . او گفته که لیزا دائما فرمان می داد و  و عصبانی می شد و این باعث نوعی دافعه در او شده بود. ما سابقه او را می دانستیم و چون پدر و مادرش کشته شده بودند ما احساس می کردیم که کارهای او از روی کینه و انتقام است . در مورد مونیک هم غر و لند هایش به آلبر رو را از محبوبیت دور کرده بود . اما نوتالی کم حرف بود. سابقه اش مرموز بود و همین او را جذاب می ساخت.


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۹/۳/۹ عصر ۱۲:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رامین_جلیلوند, دلشدگان, Classic, رزا, Kassandra, آوینا, ژان والژان, مگی گربه, ملانى, آلبر فواره, واتسون, جیمز باند, لوسکا
رامین_جلیلوند آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 469
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۳۰
اعتبار: 28


تشکرها : 1178
( 2240 تشکر در 41 ارسال )
شماره ارسال: #20
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

خواهش می کنم مقاله را اسکن کنيد و در اختيار قرار دهيد.

۱۳۸۹/۳/۹ عصر ۱۱:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, Kassandra, KESSLER, آوینا
ارسال پاسخ