[-]
جعبه پيام
» <کاپیتان اسکای> پیوند پیشنهادات http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...4#pid36314
» <کاپیتان اسکای> دوستان توانمند در این زمینه اعلام حضور کنند و نظراتشان را بیان نمایند و کسانی که توانایی و تخصص در این زمینه دارند آستین بالا بزنند.
» <سروان رنو> پیشنهاد کاپیتان اسکای عزیز برای ایجاد صفحات کافه در شبکه های اجتماعی http://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=477&page=12
» <کاپیتان اسکای> درود سروان والامقام و کلاسیک بزرگوار و دیگر دوستان.
» <دون دیه‌گو دلاوگا> موزه خانواده والت دیزنی: https://www.iranankara.com/walt-disney-family-museum/
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلنوشته های موسیقیایی
نویسنده پیام
Chavoosh آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 10
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۹/۲۳
اعتبار: 1


تشکرها : 10
( 45 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #1
دلنوشته های موسیقیایی

سلام:

اثر یا آثاری را گوش کرده ایم و میکنیم و میتوانیم درباره اش بنویسیم.

موسیقی ایرانی یکی از درونی ترین هنرهای عالم است. درباره اش زیاد میتوان نوشت.

۱۳۸۸/۱۲/۲۸ صبح ۱۱:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, حمید هامون, پیرمرد, جولیانو جما
Chavoosh آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 10
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۹/۲۳
اعتبار: 1


تشکرها : 10
( 45 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: دلنوشته های موسیقیایی

دیروز دو اثر از گروه شیدا گرفتم و چند بار گوش کردم. "یادواره عارف قزوینی" و " ای عاشقان".

هماهنگی دقیق سازها و دوری از هر گونه شلوغ بازی که گاهی گوش را آزار میدهد در آثار به روشنی مشهود بود. موسیقی ایرانی دقیق و طریف است لذا صدابرداری درست را میطلبد ولی در اصل این هماهنگی اصلی بین اعضای گروه است که اینچنین کارهای دقیق و البته زیبا را بوجود می آورد.

تکنوازیهای استاد لطفی نیاز به تعریف ندارند. گروه از افراد جوان بی ادعا تشکیل شده.

البته جر این هم انتظاری نمیتوان داشت چرا که شاگردی کردن پیش استاد بزرگی چون لطفی خود به خود التزام اخلاقی و رفتار به دور از تکبر را می افریند. مشکلات اخلاقی ای که دامن خیلی از هنرمندان امروزی را گرفته.

کسی که میخواهد به موسیقی ملی ایرانی گوش دهد برای شلوغ کردن محیطش به آن گوش نمیدهد چرا که این نقش به عهده دیگر موسیقی های موجود است.

اما به نظر میرسد که گروهی (که کم هم نیستند) مشکل رکود در موسیقی ایرانی را در شلوغ سازی بیشتر آهنگها و  سطحی تر کردن آن میبینند. کارهایی که استقبال دنباله داری را در پی نداشته است.

در این باره بیشتر خواهم گفت.

۱۳۸۸/۱۲/۲۸ عصر ۱۰:۳۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, سروان رنو, بانو, الیشا, kazhal, حمید هامون, فورست, ژان والژان, پیرمرد, جولیانو جما, ایـده آلـیـسـت
Chavoosh آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 10
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۹/۲۳
اعتبار: 1


تشکرها : 10
( 45 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: دلنوشته های موسیقیایی

میدونی امیدی نیست اما همچنان کنترل در دست شبکه عوض میکنی. یهو صحنه ای میبینی با حضور پرویز مشکاتیان با دیگراعضای گروه عارف. استاد مشکاتیان سنتور مینوازد. در مایه دشتی. لحظه ای ناب و زیباست.

مضرابها همچنان میتراوند. 4 مضرابی شروع میشود که با همراهی ارژنگ کامکار زیبا تر میشود. این زیبایی و لطافت باعث میشود که دیگر افراد حاضر در پذیرایی برای لحظه ای - بدون اینکه کسی دیگری را تشویق به تماشا کند - از هر کاری که میکنند فارغ شده و نگاهشون به سمت تلویزیون کشیده بشه و گوش کنند.

افرادی که علاقه ای به موسیقی ایرانی ندارند. پدرم لحظه ای بی خیال جدول شده، خواهرم اومده دم آشپزخانه تا ببیند که این صدا از کجاست و برادرم از پشت رایانه اش بلند شده اومده در چارچوب در ایستاده و تماشا میکند. آنقدر زیبا و دلنواز است که گویی همه دلهای خسته - که اینروزها اکثر ایرانیها بدان مبتلایند – را به خود جذب میکند. در شور و حال همین دونوازی بی ادعا هستیم که ...

صدا قطع میشود، صدای ناهماهنگ تبلیغاتی به گوش میرسد که سود سپرده گزاری بی نظیرش را تبلیغ میکند. همه چیز از بین میرود. اون لحظه زیبا یهو میحو میشود. پدرم جدولش را از سر میگیرد. خواهرم به سر کارش در آشپزخانه بر میگردد و برادر کوچکترم سر رایانه اش.

اما من منتظر میمانم که بعد تبلیغات ادامه برنامه را بینم گرچه دیگه اون حس و حال بر نمیگرده. اما بعد از کلی تبلیغات ریز و درشت دیگه خبر ی از این برنامه نیست.

وقتی تلویزیون داخل ایران چیزی از این موسیقی فاخر پخش نمیکنه چشمانمون میمونه به همین چند لحظه های ناب که از دست برخی شبکه های ماهواره ای در میره. اونهم با منت هزاران اگاهی و قر و اطوار و...
میدانم که علاوه بر علاقمندان موجود، هزاران علاقمند دیگربه این نوع موسیقی وجود دارد اما چون اصلا به گوششون نخورده خود به این پی نبرده اند.

میدانم که سالهای دیگر نسلهای بعد از بدبختی و رنج کشیدنهای این دوره خواهند گفت.
خواهند گفت که چه موسیقی دانان بینظیری به خاطر فقر و کم توجهی زندگیهاشون کوتاه شد
خواهند گفت که چه سختیهایی باید کشیده میشد تا بتوانی چنتا کلاس موسیقی بری و ساز یاد بگیری
خواهند گفت که تلویزیون اصلا ساز را پخش نمیکرده و همه جوانان ایرانی گیتار را میشناختند اما سه تار و تار را نه و ..

و احتمالا بچه های اون دوره هم خواهند گفت که "خدا را شکر که الان تو اون دوره نیستیم"
این آینده بینی نیز آدم را شاد میکنه.

۱۳۸۹/۱/۱۴ عصر ۰۶:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, بانو, دن ویتو کورلئونه, الیشا, kazhal, حمید هامون, فورست, ژان والژان, خانم لمپرت, پیرمرد, جولیانو جما, ایـده آلـیـسـت
فورست آفلاین
سرباز کافه
***

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
اعتبار: 20


تشکرها : 1575
( 1169 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: دلنوشته های موسیقیایی

   اين قسمت اسمش رو خودشه ، دلنوشته رو اگر با كلمات رسمي بنويسي خيلي قابل بيان نيست ! پس با عرض پوزش محاوره اي مينويسم !

 دليل اينكه چرا هيشكي تو اين تاپيك پست يا ارسال نذاشته ، اونم از ٢سال قبل رو نميدونم . شايد دوستان موسيقي رو با دل گوش نميدن ، يا شايد در موقعيتي كه دلشون موسيقي بخواد قرار نگرفتن ... 

  ١هفته اي ميشه كه به جمعتون اومدم و چيزي كه دستگيرم شده اينه كه اكثريت دوستانِ فعال در اين كافه ، سنشون نسبت به من بيشتره ... و اين يه جورايي باعث ميشه كه در مورد بعضي چيزها هم ديگه رو درك نكنيم ؛ بخصوص سبك موسيقي كه گوش ميديم . اما ميخوام بحث رو با گروهي خارجي باز بكنم ، گروهي كه در گذر زمان ، هنوز هم در جامعه موسيقي دوست ما ، نسل بعد از نسل هنوز عاشقاي خودش رو داره .

    يادمه كه كتابي خوندم به نام ديوار پينك فلويد (...) اسم كامل رو بخاطر نميارم ، نوشته ابراهيم نبوي . اين كتاب جدا از موضوعش و جزئيات خوبي كه ميرسونه ، يك چيزي رو هم براي من نشون داد ؛ پينك فلويد قبل از اينكه با شعرا و آهمگاي قوي و پر محتويٰ شون ، قبل از من و امثال بنده ، دل خيليها رو برده بودن ! ابراهيم نبوي رو هممون ميشناسيم ، نويسنده و طنزپرداز هستند ، سنشون ٥٤ سال هستش . وقتي كه پينك فلويد بوجود اومد و كارش رو شروع كرد ، امثال ايشون بعد از چند سالي كه گذشت و آشنايي با آنها علاقمند به كارهايشان شدند ، و به گمانم و استنباط شخصي بنده ، بيشترين علاقه اي كه داشتند ، به شعرهايشان بود ، زيرا در آن زمان هنوز موسيقي راك خيلي طرفداراي خاصي نداشت ( حدود ٤٥ سال قبل ) . [ علاقه به سبكهاي موسيقي جدا از اين مبحثه و بعدا درموردش ميگم ايشاللا ]

    شعرهاي گروه پينك فلويد از همون اول يعني سال ١٩٦٥كه شروع كردند يك فضا بشدت بر آن حاكم بود ، و آن اعتراض به اوضاع اجتماعي و بويژه آموزش بود . و همين باعث شد كه جدا از موضوع موسيقي ، آثار كارشون در جامعه انگلستان بجا بمونه و زمينه ساز انقلاب فرهنگي مانندي در نظام آموزشيشون شدند . اين روح اعتراضي و طغيان و سركشي در همه جاي كاراشون مشخصه ، و باعث شد كه فارغ از مرزها و يا دوره ي زماني مشخص هنوز هم طرفداراي سينه چاك داشته باشن .اينجا كاري به جزئيات ندارم ، چون قراره دلنوشته باشه ! 

     اين مقدمه براي بيان اين موضوع بود كه ؛ جامعه ما با همه ادعاي روشنفكريش هنوز به راك و متال ميگه شيطانپرستي ، وحشي گري و بعضا بي بند و باري ! هنوز توي جمع ما هستند كساني كه عاشق پينك فلويد و نيروانا و متاليكا و كويين و .... هستند ؛ هستند كسايي كه بيتلز دوس دارند ، هستند اونايي كه بعد ٥٠ سال هنوز به سيناترا علاقه دارن . و در عين حال كنسرتهاي شجريان و هماي و امثالهم رو از دست نميدن !

    من وقتي بدنيا اومدم پيك فلويد آخراش بود ، و وقتي كه با كاراشون زندگيم رنگ و رو ميگيره ، بيشتر از ١٥ سال از كارهاي رسميشون گذشته و فعاليتي ندارند . هنوزم وقتي آهنگ hey you / آهاي تو رو گوش ميدم ، ذهنم آرامش ميگيره . هنوزم جان لنون - تصور كن ش افت نكرده برام .

~¥~ موسيقي با احساسات سر وكار داره ، هنره ، كهنه شدني نيست .  .... كاش جامعه و اطرافيانمون يه روز درك جامعتر و عميقتري به مسائل داشتند . موسيقي شكلهاي متنوعي بخودش ميگيره ؛ درست ، دو هر دوره نياز جوانان به سبك خاصي از موسيقيه و يا علايق تغيير ميكنن . اما هميشه براي من جاي تاسف بوده كه در كشور ما با وجود ريشه بسيار قوي و شاخه هاي متنوع و قابليتهاي زياد در موسيقي ، نتونسته جواناش رو بقول معروف تربيت و ارضا كنه كه به كارهاي كلاسيك و بنياد موسيقيايي خودشون احترام بذارن !!!! نميتونيم انكار كنيم كه درصدي از قشر جوانمون ، بكل حس انزجار و تنفر نسبت به سنتي و بومي و فولكولور دارن . اينها جاي تاسف داره .... تنوع مبحثي جداگانه س و پاسداري از فرهنگ هم جداس . موسيقي و آينده فرهنگ و سنت هاي راستين جامعه تحت تاثير اين مسائل قرار ميگيره ، و اگر شرايط به اين شكل جلو بره ، در افقهاي دور دست نشانه هاي خوبي قابل روايت نخواهند بود .

 كاش ميشد كاري كرد ، كاش ميشد .....:(



پ.ن : متاسفانه چون با كامپيوتر آنلاين نميشم ، نتونستم عكس و آهنگها رو قرار بدم .


Life Is Beautiful
۱۳۹۱/۱۰/۲۶ صبح ۰۲:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Achilles, دزیره, اسپونز, پرشیا, حمید هامون, رزا, BATMAN, بانو, ژان والژان, Classic, خانم لمپرت, جولیانو جما, Memento, ایـده آلـیـسـت
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 700
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 68


تشکرها : 9848
( 10725 تشکر در 198 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: دلنوشته های موسیقیایی

نوشته هات خیلی خوب بود

موافقم گفتار و نوشتار هر چی ساده تر باشه دلنشین تره

در مورد موسیقی نظرم اینه ترانه و آهنگی که واقعا به دلت نشست و با گوش دادنش روحت ارضا شد و برات تکراری نبود (حتی با گذشت سالها) ارزشمنده دیگه مهم نیست مورد پسند کسی باشه یا نباشه

اما اینکه میگی موسیقی سنتی فراموش شده شاید مهمترین دلیلش این باشه که اکثر کارها یکنواخت شدن و تقلیدی و نوآوری ندارن و جوان امروز فکر میکنه که موسیقی سنتی یعنی همونی که مد نظر همه بوده و هست در حالیه با ادغام یک ساز سنتی با مثلا گیتار کلاسیک میشه آهنگی ساخت که نسل امروز هم بهش علاقمند شه یا ساز فلوت که میشه بهترینهارو باهاش زد اما اگه نت و روش نواختن تکراری و مرثیه وار باشه مسلما نسل امروز کمتر توجه میکنه____________


من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۱/۱۰/۲۷ صبح ۰۲:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : فورست, Achilles, اسپونز, رزا, ژان والژان, بانو, خانم لمپرت, زرد ابری, پیرمرد, جولیانو جما, Memento, ایـده آلـیـسـت
فورست آفلاین
سرباز کافه
***

ارسال ها: 117
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
اعتبار: 20


تشکرها : 1575
( 1169 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: دلنوشته های موسیقیایی

حق با شماست ،

    اينكه چرا درصد كمي از جوانان به سمت سنتي گرايش دارند و اكثريت ازش دوري ميكنند ، دليلش فقط يكنواختي نيست! چون ديدم كه آهنگ ' متال ' رو با تار كاور كردن ! و اين قابليتها در سازها و حتي موسيقي ايران وجود داره ...

عدم شناخت و آگاهي در جامعه نسبت به موسيقي ملي و بخصوص اصيل ( سنتي ) وجود داره !!! اين عدم شناخت از مسائل عمده اي ريشه گرفته ... مثل فراهم نبودن شرايط آموزش موسيقي ( حتي در حد مبتدي ) در جامعه . همه ميدونيم كه هزينه كلاسهاي آموزش ساز چقدر گزافه ، به جرات ميشه گفت كه تعداد بسيار كمي قادر به دوره ديدن در اين آموزشها هستند ، اين عده كم هم به دليل شرايط فرهنگي حاكم بر اجتماع ، اكثرشون كلاس گيتار ميرن ( و كمتر علاقه به سازهاي سنتي وجود داره - چون كمتر از قابليتها و زيباييهاي سازهاي خودي آگاهي دارند، و شرايط ارتباطات باعث شده كه سازي چون گيتار از تار خودمان كاراتر و كاربرديتر بنظر بيايد ) دليل اين موضوع چيه ؟ اينكه بطن جامعه اي كه جوانان امروز ازش بيرون ميان ، نسبت به موسيقي هنر و امثالهم بي تفاوت و حتي بد بين بودن . [ بشين سر درس و مشقت بچه ؛ اين قرتي بازيا به خونواده ما نمياد ] افزون بر اين ، در نظام آموزشي ما اصولا موسيقي وجود خارجي نداره !! خود من تا كلاس دوم راهنمايي فرق تار با سه تار رو نميدونستم !

• با اين اوصاف ، با اين شرايط اسف بار و اين حال خراب ، واقعا غير از اين نميتوان انتظار ديگري هم داشت ... و جذاب جلوه كردن موسيقيِ غربي طبيعيه و عدم جدابيت و تنوع در موسيقيِ خودي بهانه اي بسيار منطقي و بديهي بشمار مياد .

اما …

اما اگر هر فرد ايراني واقعا از خطري كه ادامه يافتن اين وضعيت ميتونه به فرهنگ و هنر و تاريخ و اخلاق خودش خانواده ش و در نهايت جامعه اش تاثير بذاره ، آگاه باشه ، آيا همينجوري دست روي دست ميگذاشت و براي ديدن نابوديِ فرهنگش بيصبرانه گذر زمان رو طلب ميكرد !!!!؟؟؟؟؟

   ما عادت كرديم كه داشته هامون رو دست كم بگيريم ! قبول كرديم كه موسيقيِ خودمون ، كهنه شده و در مواجهه با گذر زمان مغلوب شده ... تا وقتي كه تك تك ما ( من و شمايي كه همه اين حرفا رو كليشه اي و شعارگونه ميپنداريم ) از درون خودمان شروع نكنيم و به سهم خود ( در حد صحبت كردن از موسيقي فولك خودمون توي محيط خونه يا فاميل ) براي حفظ آن تلاش نكنيم ، در آينده اي نه چندان دور ، روزنه اميدي وجود نخواهد داشت . يا در بهترين حالت موسيقيمان در ميان موسيقيشان حل خواهد شد و چيز براي رو كردن بجا نميماند .


Life Is Beautiful
۱۳۹۱/۱۰/۳۰ عصر ۱۱:۵۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, پرشیا, ژان والژان, Achilles, رزا, بانو, Classic, خانم لمپرت, پیرمرد, جولیانو جما, Memento, ایـده آلـیـسـت
الیزا دولیتل آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 26
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۰/۵
اعتبار: 3


تشکرها : 174
( 172 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: دلنوشته های موسیقیایی

آهنگ های همای و مستان فوق العاده هستند

اگر تونستم بعدا لینک این آهنگ رو میذارم. آهنگ نام کورش

قسمتی از این ترانه:

عمری من شنیدم پندت اما بشنو پندی از جوانی

در عالم ز خودکامان نمی ماند نشانی

مردم نام کوروش را به نیکی می برند

هرگز این چنین در خاطر مردم نمانی 

هزاران کاوه در این خاک پاک است

فریدون ها در اینجا سینه چاک است

بترس از آخر شه نامه شاها

که ظالم عاقبت پشتش به خاک است

 

کاری کن که وجدانت نمیرد

آه مادران خسته دامانت نگیرد

چرخ روزگار آخر به خاکت می کشاند

آری آنچنان هرگز نماندست و چنین هرگز نماند 


یه زن که عاشق یه مرد متاهله هیچ وقت نباید ریمل بزنه .
دیالوگی از فیلم آپارتمان HeartHeart
۱۳۹۲/۱۱/۲ عصر ۱۱:۲۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, rahgozar_bineshan, جولیانو جما
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 63


تشکرها : 7909
( 3363 تشکر در 21 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: دلنوشته های موسیقیایی

(۱۳۹۲/۱۱/۲ عصر ۱۱:۲۸)الیزا دولیتل نوشته شده:  

آهنگ های همای و مستان فوق العاده هستند

اگر تونستم بعدا لینک این آهنگ رو میذارم. آهنگ نام کورش ....

دوست ندارم ذهنیت زیبای شما را به این گروهها مخدوش کنم اما، از لحاظ دانش تخصصی موسیقی، متاسفانه امثال گروه همای، در سطحی متوسط و بعضا غیر قابل اعتنا محسوب می شوند که متاسفانه با موج قدرتمندی به نام تبلیغات در جامعه به شهرتی می رسند... یک اثر موسیقی، علاوه بر کلام، در مقولۀ آهنگسازی، رنگ و تکنیک صدای خواننده و همچنین تنظیم نیز باید حرفی برای گفتن داشته باشد. اگر انتخاب اشعار معترض نبود، هرگز همای تا اینجا میان مردم محبوب نمیشد...

پیشنهاد می کنم کمی بیشتر جستجو کنید و گروههای دیگر را نیز تجربه نمایید دوست خوبم.

با عرض پوزش برای این نوشته، اما معتقدم همانطور که در حیطۀ ادبیات و سینما و یا حتی ورزش!!، همیشه منتقدانی داشته ایم، مقولۀ نقد در زمینۀ موسیقی نیز الزامیست که در کشور ما مغفول مانده که ماحصلش قدرت گرفتن و صعود آسانسوری گروههاییست که فاقد استانداردهای لازمه و تخصصی هستند.

پیشنهاد می کنم از گروههای بعد از انقلاب، کار گروه های چاووش، عارف، شیدا، دستان، کامکارها و حتی گروه تنبور شمس را از گذشتگان بشنوید... این گروهها با ارائۀ یک استاندارد قابل دفاع ذهن شما را برای محک زدن آثار بعدی آماده می کنند.

با سپاس


مریم هروی
۱۳۹۲/۱۱/۴ عصر ۱۲:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, سی.سی. باکستر, BATMAN, پرشیا, برو بیکر, خانم لمپرت, نیومن, Achilles, rahgozar_bineshan, Classic, حمید هامون, فورست, مگی گربه, زرد ابری, پیرمرد, سارا, جولیانو جما, Memento, ایـده آلـیـسـت
rahgozar_bineshan آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 218
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۵
اعتبار: 26


تشکرها : 3077
( 1172 تشکر در 17 ارسال )
شماره ارسال: #9
RE: دلنوشته های موسیقیایی

با نظر بانو بانو! صد در صد موافقم!

البته من تخصصي در زمينه موسيقي ندارم و فقط به عنوان يك علاقه مند اماتور به موسيقي گوش مي كنم اما از زبان و نوشته چند تن از كارشناسهاي موسيقي خوندم كه سطح موسيقيايي گروه هماي خيلي بالا نيست و..... به قول بانو اين گروه به خاطر خوندن اشعار نامتعارف و اعتراضي اسم و رسمي به هم زده.


سكوت سرشار از ناگفته هاست.......!
۱۳۹۲/۱۱/۵ صبح ۰۸:۲۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, زرد ابری, پیرمرد, جولیانو جما, Memento
بولیت آفلاین
آنها از تاریکی آمده اند
***

ارسال ها: 131
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۶/۶
اعتبار: 16


تشکرها : 620
( 1284 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: دلنوشته های موسیقیایی

می بینم که بانوی گرامی اهل دل هستند و کاملا متخصص

حرف ایشون کاملا درسته

1- ایده

2- نوازنده خلاق

3 - اشعار  با ادبیات مناسب

4 - حس نوازنده

5 - خواننده قوی

6 - مهمترین عامل .......... تنظیم

 دوستان گرامی من، تمام این گروههایی که بانو بانو نام بردند دقیقا فاکتورهای قید شده رو دارند  (حداقل 80%)

و این موضوع باعث می شه موفقیت رو لمس کنند و حتی یک نفر مثل من رو که خیلی سنتی دوست نیستم تحت تاثیر قرار بدن.(حالا دیگه دوستداران موسیقی سنتی جای خود رو دارند)

مگر میشه آلبوم بیداد  ( که بنظر من از لحاظ تنظیم و نوازندگی و اشعار و خوانندگی یکی از 10 آلبوم برتر تاریخ موسیقی سنتی ماست ) رو گوش داد و تحت تاثیر قرار نگرفت؟(تنها آلبوم پروگرسیو سنتی که من میشناسم)

آیا می تونید ار کنار آلبوم  نوا  براحتی گذر کنید ؟

  از آلبوم  نینوا  میشه چشم پوشی کرد؟

 بر آستان جانان  رو کسی درک کرده؟

 شب سکوت کویر  از عمق شبهای بیابانی بیرون نیامده؟

   سر عشق (ماهور)  انسان رو به اوج لطافت نمی بره ؟ و صدای سخن عشق   حیرانی   چاووش جدید  کیش مهر      آتش در نیستان و  ....................

اینها آلبومهایی هستند که با گفته بانو بانو مطابق و استاندار هستند

و در انتها همه چیز در این ره رو به زوال است و آسمان پرستاره موسیقی سنتی و مقامی در این کهن سرزمین رو به تاریکی و سیاهی شتابان می تازد و بعضا کسانی انگشت شمار که بسان ستاره ای دنباله دار از این آسمان گذر می کنند این آسمان را ستاره باران نخواهند کرد.

mmmm:


نامت را زمزمه می کنم ...تو پشت بهار خوابیدی. بیدار که شدی...........چه زمستانیم من!!!!!!!!
۱۳۹۲/۱۱/۵ عصر ۰۴:۲۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, بانو, خانم لمپرت, ملانى, پیرمرد, فورست, جولیانو جما, Memento, حمید هامون
الیزا دولیتل آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 26
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۰/۵
اعتبار: 3


تشکرها : 174
( 172 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #11
RE: دلنوشته های موسیقیایی



This is a story about a girl named Lucky… 

Early morning, she wakes up
Knock, knock, knock on the door
It's time for makeup, perfect smile
It's you they're all waiting for
They go…
"Isn't she lovely, this Hollywood girl?"
And they say…

[CHORUS:]
She's so lucky, she's a star
But she cry, cry, cries in her lonely heart, thinking
If there's nothing missing in my life
Then why do these tears come at night

Lost in an image, in a dream
But there's no one there to wake her up
And the world is spinning, and she keeps on winning
But tell me what happens when it stops?
They go…
"Isn't she lovely, this Hollywood girl?"
And they say…

[Repeat CHORUS]

"Best actress, and the winner is…Lucky!"
"I'm Roger Johnson for Pop News standing outside the arena waiting for Lucky"
"Oh my god…here she comes!"

Isn't she lucky, this Hollywood girl?
She is so lucky, but why does she cry?
If there's nothing missing in her life
Why do tears come at night?


این آهنگ خونده ی بریتنی اسپیرز هستش به نام دختر هالیوود

هر وقت این رو میشنوم یاد مرلین مونرو می افتم....

پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنین...


یه زن که عاشق یه مرد متاهله هیچ وقت نباید ریمل بزنه .
دیالوگی از فیلم آپارتمان HeartHeart
۱۳۹۳/۳/۱۷ عصر ۱۲:۵۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : نیومن, پرشیا, Achilles, Flirtacia, BATMAN, جولیانو جما
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3911 تشکر در 49 ارسال )
شماره ارسال: #12
RE: دلنوشته های موسیقیایی

حدوداً 15 سال پیش علیرضا افتخاری محبوب ترین خوانندۀ موسیقی سنتی بین عامّۀ جامعۀ ما بود. البته بد هم نمی خواند، آواز را می شناخت و صدای خوبی داشت ولی برای کاست دادن عجله داشت.  وقتی با طرفدارانش صحبت می کردم و از توانایی های شجریان و پیروان پابرجای مکتب او مانند حمیدرضا نوربخش، زنده یاد ایرج بسطامی، علی جهاندار ، محسن کرامتی، مهدی فلاح ، حسام الدین سراج و ... و یا پیروان مکاتب قدیمی دیگر مانند زنده یاد رضوی سروستانی و صدیق تعریف می گفتم، یا آنها را نمی شناختند و یا می گفتند دلچسب نمی خوانند.مصیبت این بود که اگر هم به اصرار گوش می کردند، باز هم طبق پیش فرضشان نظر می دادند. شهرام ناظری هم البته تا حدی طرفدار داشت ولی نه در حد افتخاری.

بعد از زلزلۀ بم، مردم ما فهمیدند ایرج بسطامی کیست، صدایش را که شنیدند، تازه فهمیدند فرق خال هندویان و دانۀ فلفل کجاست، ولی هنوز شجریان مهجور بود. مسائل سیاسی چند سال گذشته که پیش آمد و خواننده ها جهت گیری هایی کردند، ورق برگشت و کسانی که اصلاً از بردن نام شجریان اکراه داشتند، شدند سینه چاک او و افتخاری منفور همان هایی شد که طرفداران پر و پا قرصش بودند.

نکته ای که می خواهم عرض کنم، این است که در ایران معمولاً بر حسب آنچه که متداول شده است، سلیقه ها تغییر می کند. در واقع شاید سلیقه ای وجود ندارد.

موسیقی سنتی مانند شعر کهن است، مخاطب خود را ولو اندک می طلبد. شعر سعدی بیش از هفتصد سال است که بر تارک ادبیات جهان می درخشد، امّا اگر کسی با ادبیات قدیم آشنا نباشد، گفتار سعدی با زبانی بیگانه برایش تفاوتی ندارد. اگر کسی ظرافت موسیقی ایرانی را نشناسد، از استماعش لذتی نمی برد.

هر موسیقی ای در دنیا که هارمونی دارد در قالب موسیقی ایرانی می گنجد و این لافی در غریبی نیست، آهنگ های کلاسیک غربی و حتی پاپ و امثال آن همه قابل تفسیر به دستگاه های موسیقی ایرانی هستند. در انتها دو سه نمونه که در دستگاه نوا، که زیباترین و یکی از پیچیده ترین دستگاه های موسیقی ایرانی است، می گنجند، قرار می دهم.

معمولاً امروزه مردم از موسیقی انتظار ریتم دارند و آواز کاملاً در بین عامه مهجور است. اگر کسی از آواز لذت نمی برد به کنه موسیقی ایرانی پی نبرده است. او که نمی داند آواز چیست و خوب و بد آن را فرق نمی نهد و نمی داند مرکب خوانی چیست و دستگاه ها را نمی شناسد، زمانی که شجریان در کاست چشمۀ نوش از راست پنجگاه به نوا می رود، نمی فهمد او چه کرده و لذتی هم نمی برد.

در مورد آموزش باید بدانیم، فراگیری موسیقی ایرانی به صورت غیرحرفه ای، تنها علاقه می طلبد و بس و با وجود کاست ها و کتاب های خوب موجود، آموزش بسیار ساده است. کلاس ها حتی سرعت گیر هم هستند و با هزینۀ هنگفت یک دورۀ کوتاه مدت می توان منابع بسیار مفیدی برای خودآموزی تهیه کرد. حتی در گذشته که این امکانات نبود نیز خودآموزی میسر بود. برای نمونه دو تن از برجسته ترین اساتید موسیقی ایرانی محمد موسوی(نوازندۀ نی) و کیوان ساکت(آهنگساز و نوازندۀ تار) بیشتر دورۀ آموزشی را به طور خودآموز طی کرده اند.

نکته آخری که عرض می کنم یک ده آباد به ز صد شهر خراب. همین دوستداران موسیقی شناس اگر پا پس نکشند، جای امیدواری باقی است و بهتر است موسیقیدانان ما نیز برای جذب مخاطب بیشتر، سطح کار خود را کاهش ندهند.

نمونه ها:

من مست می عشقم با صدای علی تفرشی و آهنگ به یاد ماندنی مجموعۀ در برابر باد و آهنگ مشهور برای چند دلار بیشتر اثر انریکو موریکونه

۱۳۹۳/۱۱/۱۰ عصر ۱۰:۵۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, بلوندی غریبه, سرهنگ آلن فاکنر, خانم لمپرت, سروان رنو, BATMAN, زینال بندری, زرد ابری, rahgozar_bineshan, پرشیا, Classic, برو بیکر, سناتور, پیر چنگی, فورست, جولیانو جما, ژیگا ورتوف, Memento, دزیره, ایـده آلـیـسـت, حمید هامون, مراد بیگ
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #13
RE: دلنوشته های موسیقیایی

در آستانه ی سال نو خواستم یادی کنم از دو عزیز درگذشته که نامشان آنچنان که شایسته ی هنرشان باشد در عالم هنر تکرار نشده است. در این برهوت موسیقی که هر بی هنری نام هنرمند بر خود گذشته و بر "صحنه" ظاهر می شود و ادعای خواندن و نواختن می کند لازم می دانم تا با نشر این نوشته و تصاویر ، یادآوری کنم که هنرمندان واقعی چه کسانی بودند و افسوس و هزاران افسوس که در بین ما نیستند. دو ویدئو ی کوتاه از هنرمندی استاد مازیار و استاد فریبرز حیدری برایتان انتخاب کردم که در ادامه ببینید. این ویدئوها را از صفحه In Memory of Ostad Fariborz Heydari که دختر زنده یاد فریبرز حیدری ایجاد کرده است مدتها پیش یافته بودم و هفته ای نیست که این ویدئوها را نبینم. همیشه با دیدن این تصاویر بغض میکنم و افسوس میخورم که چرا این دو هنرمند اینقدر زود از بین ما رفتند. از این افسوس میخورم که چرا این دو هنرمند بزرگ باید در جمع های خصوصی هنر خود را عرضه می کردند و چرا جامعه ما قدر این هنرمندان را ندانست؟ براستی کدام مردم با هنرمندان خود چنین می کنند که ما میکنیم؟

در مورد مازیار دست کم نیاز به معرفی و نوشتن بیوگرافی نیست اما در مورد استاد فریبرز حیدری مطالب در نت بسیار کم است و حتی در ویکی پدیا صفحه ای ندارند. از این رو شرح کوتاهی از زندگی کوتاه و فعالیتهای پربار او را در ذیل می آورم. این شرح حال از طرف دخترش ملودی حیدری نگاشته شده است:

فریبرز حیدری به تاریخ ۷ تیر سال ۱۳۳۴ در خانواده ای هنرمند در تهران چشم به جهان گشود. عمویش استاد اصغر بهاری (نوازنده کمانچه) و داییش استاد بزرگ لشگری (آهنگساز و نوازندهٔ ویولن) و پدرش ایرج حیدری ویولونیست بودند. وی در همان سنین کودکی آموزش پیانو کلاسیک را نزد استادانی مانند استاد انوشیروان روحانی، استاد اردشیر روحانی و دکتر امانوئل ملیک‌اصلانیان فرا گرفت. هوش و پیشرفت ایشان در زمینه پیانو تحسین برانگیز بود آنچنان که در سن ۱۴ سالگی با ساختن اولین آهنگ خود "بهار رنگارنگ" وارد موسیقی حرفه‌‌ای شد و از سن ۱۵ سالگی به تدریس پیانو و نوازندگی اشتغال پیدا کرد. در همان سنین نوجوانی قطعه مشهور "خوابهای طلایی" ساخته استاد جواد معروفی‌ را برای پیانو و ارکستر تنظیم نمود. ایشان در زمان حیات خود با هنرمندان بنامی چون زنده یاد مازیار، زنده یاد محمد نوری، دکتر محمد سریر، استاد ناصر چشم آذر و بسیاری دیگر همکاری داشت. آثار ایشان را می‌توان در آلبوم‌هایی‌ چون "جاودانه با عشق"، "دلاویزترین"، "عارفانه" ....و آخرین کارِ ایشان "زنده در یاد" یافت. وی در ۹ دی‌ ماه ۱۳۷۹ در سن ۴۵ سالگی بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت.

مازیار ، فریبرز حیدری و مهدی سپهر

.

.

ویدئوی اول: اجرای ترانه ی "من اعتراف می کنم" توسط استاد مازیار  و نوازندگی پیانو توسط استاد فریبرز حیدری - احتمالا مربوط به سالهای 74-73


.

.

ویدئوی دوم: اجرای زیبای آهنگ خوابهای طلاییِ استاد جواد معروفی توسط استاد فریبرز حیدری



طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۴/۱۲/۲۷ عصر ۰۲:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, زینال بندری, ایـده آلـیـسـت, جروشا, Classic, Memento, Papillon, سروان رنو, ویگو مورتنسن, دزیره, BATMAN, خانم لمپرت
ارسال پاسخ