[-]
جعبه پيام
» <دون دیه‌گو دلاوگا> دوستان، من امروز اتفاقی سایت "منصور" گرامی را دیدم. در حال تکمیل‌ـه؛ ولی لذت بردم از چارچوب قوی و علمی‌ش. انشالله تو کافه بیشتر ببینیمش: http://www.double.ir/index.php/fa/
» <وولونته> قابل توجه دوستان گرامی...نسخه های با کیفیت بلوری نود درصد آثار برگمان به تازه گی در دسترس قرار گرفته است. از این نشانی قابل دانلود است : https://sam-serial.tk/?filmyab=true&d_id=348
» <جناب سرگرد> قابل توجه دوستان عزیز علاقمند به ارتش سری سریال محبوب من هم اکنون در جم کلاسیک در حال پخش هست از دستش ندید
» <بانو الیزا> ممنون برای این مصاحبه.برگمان هنرمندی بی همتا و در عین حال متواضع بود
» <دون دیه‌گو دلاوگا> سپاس بانو الیزای گرامی؛ مصاحبه جالبی با اینگمار برگمان در فصلنامه هنر سال 72ــ شاید تکراری ولی هربار خواندنش لذتبخش: http://s8.picofile.com/file/8345442776/B...u.pdf.html
» <سروان رنو> متاسفانه هنرمندان ایرانی چه عمر کوتاهی دارند ... امروز کرک داگلاس 102 ساله شد !
» <حسن شمس> احمدرضا دالوند، طراح گرافیک و تصویرگر ایرانی پس از یک دوره بیماری در اوایل صبح امروز در ۶۰ سالگی در تهران درگذشت
» <بانو الیزا> عکسها و اطلاعات عالی بود دن دیه گو مثل همیشه
» <دون دیه‌گو دلاوگا> "به زمانِ زاون" ــ تقدیم به همه‌ی دوستان و مخصوصا "زاپاتا"ی گرامی: http://cafeclassic5.ir/thread-475-post-3...l#pid37838
» <کاپیتان اسکای> زنده یاد علی حاتمی 15 آذر سال 1375 در تهران درگذشت.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 3.2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير
نویسنده پیام
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2451 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

حدود 2 سال پيش مطلبي نوشته بودم در معرفي يكي از شاهكارهاي تاريخ دوبله ايران ، يعني دوبله پالپ فيكشن. الان كه دو مرتبه به اون مطلب مراجعه كردم تا حدي خامدستانه به نظر ميرسه اما فكر مي كنم به هر حال ارزش خوندن داره. در انتها هم تعدادي فايل صوتي و تصويري از اين فيلم قرار دادم شايد خوشتون بياد.

البته از اونجايي كه اين فايلها 2 سال پيش آپلود شدن احتمال داره بعضياش كار نكنه. در هر حال ببخشيد.

****************************************************************************

http://img37.imagefra.me/img/img37/2/2/27/morsali/f_gtqtm_f612817.jpg

دوبله فیلم پالپ فیکشن



وقتی حدود سه چهار سال پیش خبر دوبله فیلم قصه عامه پسند (کوینتین تارانتینو-1994) را در روزنامه خواندم ، در خوش بینانه ترین حالت ممکن هم تصورش را نمی کردم که دوبله ای خوب و یا حتی قابل بحث داشته باشد. اما حدود یک ماه بعد از آن با دیدن فیلم واقعا یکه خوردم. دوبله این فیلم ، کاری منحصر به فرد و جسورانه بود و تا به حال نیز نظیرش تکرار نشده. با توجه به اینکه بسیاری هنوز نسخه دوبله فیلم را ندیده اند ، لازم دیدم راجع به این دوبله عالی و در عین حال مهجور ، مطلبی بنویسم. دوبله این فیلم از چند منظر قابل بحث است.

  

1- ترجمه 


 

اولین نکته ای که در دوبله چنین فیلمی سوال برانگیز است ، ترجمه آن است. فعل fuck   و مشتقاتش تقریبا در نود درصد جملات این فیلم حضور فعال دارند! بیشتر شخصیت های فیلم تبهکاران خرده پا هستند و با رکیک ترین ادبیات ممکن سخن می گویند. دیگر اینکه اصطلاحات و کنایه ها در دیالوگ های این فیلم با ترجمه تحت اللفظی حتی اگر سانسوری نباشند ، در زبان ما طنز و مفهومشان را از دست می دهند . امیر هوشنگ زند به درستی در ترجمه این فیلم به دنبال معادل یابی برای گویش ها ، اصطلاحات و جمله های فیلم بوده و نه صرفا برگرداندن عین جملات به زبان فارسی. این مساله از اولین دیالوگ های فیلم که بین پامپکین و هانی بانی رد و بدل می شود مشخص است.

 

پامپکین : فراموشش کن، دور این کارو خیط کشیدم، خطریه! 

هانی بانی : همیشه همینو میگی هر دفه همینه. دورشو خیط کشیدم، دیگه نمی کنم ، خطریه! 

 

لهجه لاتی این دو بازیگر به خوبی در دوبله فارسی آن منعکس شده و اصطلاحاتی مثل خطری ، خیط و ... در این دیالوگ ها کاملا جا افتاده است. دیالوگ های جولز و وینسنت در ماشین و آسانسور و راهرو ساختمان در اول فیلم عالی ترجمه شده. با وجود اینکه در ظاهر با جملات اصلی بسیار متفاوت است اما دقیقا همان معنی را می دهد و در فیلم کاملا باور پذیر است و با حس بازیگرها تطابق دارد. به عنوان مثال وقتی جولز به وینسنت راجع به مجازات شدن آنتوان به خاطر میا می گوید ، وینسنت می پرسد :

What he do, fuck her? 

و به این شکل ترجمه شده : " قضیه ناموسی بوده ؟ " و یا یکی از بهترین قسمت های ترجمه فیلم وقتی است که جولز ، خطاب به وینسنت دارد مارسلوس را محکوم می کند. 

 

Look, just because I wouldn't give no man foot massage , don't make I right for marsellus to throw Antwan off a building into a glass-motherfucking-house , fucking up the way the nigger talks, that ain't right man. Motherfucker do that to me, he better paralyze my ass , ' cause I kill'a motherfucker  

 

" گوش کن ، چون من پای تو رو ماساژ نمی دم دلیل نمیشه که مارسلوس حق داشته آنتوانو از 4 طبقه پرت کنه پایینو گند بزنه به تکلم اون سیای مادرمرده . این حقو نداره! اگه با من همچین کاری کنه چنان صافو صوفش می کنم که کله کچلش سنگ پا به نظر بیاد! " 

 

به این ترتیب با یافتن معادل های پالوده برای دشنام ها و اصطلاحات ، هم در ترجمه امانت را رعایت کرده و هم سانسور را دور زده است! استفاده از کلماتی مثل " پتیاره " ، " مادر به خطا " ، " بی پدر و مادر " و ... به جای bitch , motherfucker, و ....  در لحظات عصبانیت و فحاشی و " مقعد " به جای ass در دیالوگ طولانی کریستوفر واکن پذیرفتنیست.

 

البته در فیلم  دیالوگهایی هم هست که به هیچ شکلی قابل ترجمه و قرینه یابی نیستند. مثلا وقتی وینسنت از جودی راجع به گیره روی زبانش می پرسد جودی می گوید :

It's a se x thing. It helps fellatio!  

  

که با جمله ای دیگر جایگزین شده که البته توی ذوق زننده نیست. اینطور دیالوگها یکی دو مورد بیشتر نیستند و روی هم رفته لطمه ای به کل کار نمی زنند.

 


 

2- انتخاب صداها


 

امیر هوشنگ زند انتخاب های هوشمندانه ای برای این فیلم پر شخصیت داشته است. انتخاب صدای منوچهر والی زاده به جای جان تراولتا بسیار به جاست. صدا و لحن والی زاده با شخصیت بی قید و خودشیفته وینسنت و همچنین چهره جان تراولتا تناسب دارد. حسین عرفانی به جای ساموئل جکسن و تورج مهرزادیان به جای هاروی کایتل از همان اول بهترین انتخاب بوده اند. 

اما شخصا هوشمندانه ترین انتخاب ها را نگین کیانفر (اوما تورمان) ، بهمن هاشمی (وینگ رمز) و چنگیز جلیلوند (بروس ویلیس) می دانم. صدای خانم کیانفر انگ چهره های کشیده و استخوانی مثل اوما تورمان است. لحن لاتی چنگیز جلیلوند روی شخصیت بوچ و استیل بروس ویلیس - که نا خود آگاه ما را به یاد شخصیت تری مالوی می اندازد -  عالی نشسته .

انتخاب صدای بهمن هاشمی به جای مارسلوس والاس خودش شاهکار است. مارسلوس والاس در ابتدای فیلم بسیار پر ابهت ظاهر می شود و با صدایی ارباب گونه با دیگران سخن می گوید. اما در اپیزود بعدی شاهد تحقیر شدنش هستیم. مثلا اگر شخصی مثل نصرالله مدقالچی برای این نقش انتخاب می شد. با توجه به پیشینه ای که از صحبت کردن به جای چارلز برانسون و شون کانری در ذهن ما دارد تحقیر شدنش در اواسط فیلم قابل پذیرش نبود. اما انتخاب صدای کمتر شنیده شده بهمن هاشمی باعث شده که هم جذبه مارسلوس در ابتدا فیلم قابل باور باشد و هم هنگامی که به بوچ می گوید: " خیلی با خوب بودن فاصله دارم! " .

کلیه نقش های فرعی نیز به درستی انتخاب شده اند و مدیر دوبلاژ دقتی هم اندازه نقش های اصلی به خرج داده.


3- گویندگی


 

گویندگی ها اگر نگوییم از این بهتر نمیشده – که البته برای برخی نقش ها همینطور است – در حد خیلی خوب است.

 

اجرای منوچهر والی زاده در نقش پیچیده و مشکل وینسنت شاهکاری در کارنامه اوست. خود شیفتگی وینسنت را با لحنش بسیار خوب منعکس کرده موقعی که وینس در ماشین از تفاوت اروپایی ها و چیزهای مضحکشان تعریف می کند ، با تکیه زیاد روی یک کلمه از جمله ، با اطمینان حرف زدن ، تقطیع کلمات و طولانی ادا کردن و ... غرور و تکبر وینسنت را به خوبی نشان می دهد. همینطور در خانه دوست مواد فروشش لنس ، مثلا وقتی در برابر بازارگرمی او می گوید   "  یادت باشه من تازه از آمستردام برگشتم " ، " خیلی ادعات میشه " ، کلمات "آمستردام"  و "ادعات " را مثل هجا کردن و مقطع تلفظ می کند. انگار که می خواهد طرف مقابل را تحقیر کند. ترس وینس از سرنوشتش در صورت داشتن نظر بد به میا ، به خوبی وقتی جلوی آینه با خودش حرف میزند و اوج آن وقتی می خواهد برای برملا نشدن راز از میا قول بگیرد در صدای والی زاده مشهود است.  والی زاده ثابت کرده توانایی اجرای درست و بدون اغراق نقش هایی که ممکن است به راحتی به ورطه اغراق بیفتند را بهتر از هر کسی دارد. حالت خماری و استیصال وینس قبل از تزریق مواد مثلا وقتی درباره دزدیده شدن ماشینش با لنس حرف میزند بسیار ظریف و کاملا قابل باور است. در سکانس رستوران روبروی اوما تورمان شیطنت همراه با احتیاط وینسنت را به خوبی همراهی می کند . وقتی دارد برای میا راجع به سرنوشت آنتوان با دیالوگ " خوب این یه جورشه ، جور دیگش اینه که پرتش کردن .... " استدلال می کند با همان غرور و اطمینان سخن می گوید. اما وقتی میا ادعای او را قویا رد می کند، باز اقتدارش شکسته می شود و دیالوگ آخر بحث " بالاخره پرتش کرده " را با نوعی سرخوردگی و حس باخت ادا می کند. در سکانس تزریق آدرنالین هم که اوج گویندگی اش در حالت عصبی را به نمایش می گذارد.

 

اجرای نگین کیانفر به جای اوما تورمان بسیار عالی است و به خوبی استیصال ، نیاز به همدم و تنهایی و در عین حال یک دندگی در صدایش حس می شود.  در سکانس رستوران در دیالوگ هایش را با حسرت پنهان در صدا ادا می کند. وقتی از تعریف کردن جوک برای وینس امتناع می کند ، در صدای کیانفر نوعی غرور و مناعت طبع هست که به همین خاطر نمی خواهد از روی ترحم به جوک بی مزه اش بخندند. صحنه خداحافظی وینسنت و میا بعد از شب پرماجرا بسیار عالی دوبله شده . وقتی میا برای اینکه لحظه ای بیشتر با وینس حرف بزند او را صدا می کند صدای خانم کیانفر حالتی نیازمندانه دارد.

 

اجراهای حسین عرفانی ، چنگیز جلیلوند ، سعید مظفری ، تورج مهرزادیان ، امیر هوشنگ زند ، کیکاووس یاکیده و ... همانقدر که مورد انتظار بودند عالی هستند. افسانه پوستی در معدود لحظات حضورش لهجه فرانسوی فابین را خوب در آورده و کار تمام گویندگان نقش های دیگر خوب است.  

 


4- باند سازی و صدا گذاری 

 

قصه عامه پسند از معدود فیلمهایی هست که واقعا روی صدا گذاری اش کار شده. به غیر از سکانس رستوران خرگوش که به اقتضای سانسور بوده بقیه جاهای فیلم زمینه صداها نیز حضور دارند. یکی از بهترین قسمت هایش جایی هست که بوچ برای برگرداندن ساعت پدرش به خانه خود برگشته و در مجتمع مسکونی صدای همسایه ها می آید . صدای مادر و دختری که دارند دعوا می کنند . این بخش که می توانست حذف شود و یا به صورت خیلی ساده انگارانه ای اجرا شود ، دوبله شده و موضوع دعوا و جملاتی که رد و بدل می شود کاملا مشخص است.

 

 

روی هم رفته دوبله فیلم پالپ فیکشن اثری ماندگار و درخشان در هنر دوبله کشور است. 

 

 

قصه عامه پسند (کوینتین تارانتینو-1994)

 

 فیلمنامه : راجر آوری ، کوینتین تارانتینو 

 

مترجم : امیر هوشنگ زند

 

 مدیر دوبلاژ : امیر هوشنگ زند  

 

گویندگان :

 

 منوچهر والی زاده (جان تراولتا/وینسنت وگا)

حسین عرفانی (ساموئل جکسن/جولز وینفیلد)

نگین کیانفر (اوما تورمان/میا والاس)

بهمن هاشمی (وینگ رمز/مارسلوس والاس)

چنگیز جلیلوند (بروس ویلیس/بوچ کولیج)

وحید منوچهری (اریک اسلوتز/لنس)

سعید شیخ زاده (برت)

کسری کیانی (تیم راث/ پامپکین)

افسانه پوستی (فابین)

منوچهر زنده دل (زد)

امیر هوشنگ زند (تارانتینو/جیمی)

تورج مهرزادیان (هاروی کایتل/وینستون وولف)

سهیلا گلستانی (اسمرالدا) و .....

********************************************************************

نگین کیانفر / 1.6 مگابایت / فایل تصویری مربوط به فصل جوک گوجه فرنگی های میا  

f_kianfar1m_d2db58d.jpg


نگین کیانفر / 270 کیلوبایت / فایل صوتی از سکانس رستوران در حال مکالمه با وینس

f_kianfar2m_33432a7.jpg


کسری کیانی / 210 کیلوبایت /  به جای تیم راث در گفتگوی ابتدای فیلم

f_kianim_9ad6380.jpg


سعید مظفری / 300 کیلوبایت /  به جای کریستوفر واکن

http://img38.imagefra.me/img/img38/2/2/27/morsali/f_n5cgem_f384347.jpg

منوچهر والی زاده /160 کیلوبایت /  به جای جان تراولتا ، گوینده دیگر حسین عرفانی است.

f_valizadem_5f546bf.jpg


حسین عرفانی / 90 کیلوبایت / سکانس رستوران. گوینده زن رو نمیشناسم! 

f_1m_2590f18.jpg


حسین عرفانی / 130 کیلوبایت / همان سکانس در حال نصیحت کردن پامپکین!

f_2m_be3f2c3.jpg


بهمن هاشمی / 160 کیلوبایت / به جای مارسلوس والاس که به نظرم عالی بود.

f_1m_d99b975.jpg



سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۸۸/۱۲/۸ عصر ۰۴:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رامین_جلیلوند, بهزاد ستوده, MunChy, maryam, دلشدگان, رزا, ژان والژان, dered, فورست, شارینگهام
رامین_جلیلوند آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 469
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۳۰
اعتبار: 27


تشکرها : 1178
( 2253 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

(۱۳۸۸/۱۲/۸ عصر ۰۴:۴۴)maysam نوشته شده:  

دوبله فیلم پالپ فیکشن


مدتها بود که می خواستم در مورد دوبله این شاه دوبله از وبلاگ میثم نازنین کپی برداری کنم که خوشبختانه خودشان نوشتند.

هرگز فکر نمی کردم این شاهکار سینمایی چنین اصیل و با وفاداری کامل به اصل از زیر تیغ سانسور در بیاید.

با تمام ادعایی که در ترجمه فیلم دارم متواضعانه می گویم که در برابر امیرهوشنگ زند لنگ می اندازم.
 زیباترین و باصفاترین لحظه ترجمه ای فیلم همان جوک گوجه فرنگی ها می باشد.

One day there were three tomatoes walking down the street, a mama tomato, a daddy tomato and a baby tomato. Baby tomato is walking too slowly, so the daddy tomato goes back, steps on him and says 'ketchup

ترجمه با ذوق و عالی:


بچه گوجه فرنگی خسته به باباش می گه کی می رسيم؟ باباهه می گه يک رب ديگه رب ديگه بچه که صد بار اين جواب را شنيده بود می گه آخه اين رب چيه؟ باباهه عصبانی می شه و بچه گوجه فرنگی را له می کند و می گه اين شد يک رب.

۱۳۸۸/۱۲/۹ عصر ۱۱:۰۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : میثم, دلشدگان, Classic, سروان رنو, maryam, رزا, dered, وینونا رایدر
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2451 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

(۱۳۸۸/۱۲/۹ عصر ۱۱:۰۹)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

مدتها بود که می خواستم در مورد دوبله این شاه دوبله از وبلاگ میثم نازنین کپی برداری کنم که خوشبختانه خودشان نوشتند.

سلام بر رامین بزرگوار.

اختیار دارید استاد ، ما داریم خدمت شما درس پس میدهیم.

ممنونم از اشاره به جای شما به سکانس خداحافظی وینسنت و میا. الحق که شاهکار ترجمه است. در متن برای این به آن سکانس اشاره نکردم که فایل تصویری آن را قرار داده بودم.

دوستانی که این فیلم را ندیده اند خوب است همین یک سکانس را بارها و بارها ببینند:

http://www.4shared.com/file/51708059/6377d313


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۸۸/۱۲/۱۰ صبح ۱۰:۲۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رامین_جلیلوند, دلشدگان, maryam, رزا, dered
دلشدگان آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 96
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۲۶
اعتبار: 24


تشکرها : 3231
( 1256 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

6. قصه هاي عامه پسند   pulp fiction

من معرفی ششمین فیلم  را به فیلم قصه هاي عامه پسند اختصاص داده بودم و مجددا این فیلم را نگاه کردم تا اطلاعات بیشتری از فیلم بدست بیاورم . و می خواستم از مقاله تخصصی سایت بسیار خوب دوستداران هنر دوبله ( وبلاگ آقا میثم) استفاده کنم که ایشان پیشدستی کرده و زحمت این کار را کشیدن . جالب اینجاست که من و جناب رامین جلیلوند هم میخواستیم درباره این شاه دوبله و شاه ترجمه  بنویسیم که مثل همیشه همه عمر دیر رسیدیم .از نکات دیگر این فیلم  ترجمه عالی در سکانسی که جولز به برت میگه آقای مارسلوس والاس فقط به خانم والاس سواری میده که این ترجمه مفهوم جمله را به بیننده انتقال داده و به نوعی سانسور را دور میزند .و بی اختیار سکانسی از فیلم شازده احتجاب فرمان آرا را در ذهن تداعی میکند .  ترجمه روان -  وفاداری به اصل فیلم - انتخاب دیالوگهای کاملا به جا همپای ترجمه های درخشان دوران طلایی دوبله - انتخاب به جای گویندگان - گویندگی درخشان و ماندگار گویندگان و انتخاب  فیلمی درخشان به سرپرستی امیر هوشنگ زند باعث خلق یک شاهکار دیگر در هنر دوبله شده است.

گوشه ایی ازنظرات دوستان در وبلاگ فکسون در مورد فیلم قصه های عامه پسند

شايد يكي از قشنگ ترين ، ظريف ترين و هوشمندانه ترين اين صحنه ها در

فيلم ، صحنه ايست كه متاسفانه از آن به آساني مي گذريم. منظورم صحنه اي است كه بعد از رفتن جولز و وينسنت به خانه جيمي ، جولز تلفني با مارسلوس راجع به اينكه همسر جيمي تا يكساعت ونيم ديگه به خانه بر ميگردد صحبت مي كند ، در اين لحظه صحنه اي را مشاهده مي كنيم كه زن جيمي كه يك زن سياه پوست است خسته به خانه مي آيد و با جنازه ماروين با سر متلاشي روي دست وينسنت ، جولز و جيمي روبرو مي شود.

آيا دقت كرده ايد كه چرا همسر جيمي سياه پوست است؟

چون اين صحنه كه شرح داده شد از ذهن جولز كه خود يك سياه پوست است گذرمي كند و اگر كس ديگري (مثلا وينسنت) با مارسلوس صحبت مي كرد احتمالا زن جيمي جور ديگري بود.

 در ابتدای فیلم شاهد هستیم که جولز و وینسنت کیف مارسلوس را از چند نفر که به مارسلوس خیانت کرده اند پس میگیرند . همان کیفی که وینسنت با رمز 666 آن را باز میکند ( عددی که مسیحیان اعتقاد دارند پشت گردن شیطان حک شده است ) . برخی از منتقدان هم معتقدند چسب پشت گردن مارسلوس هم برای مخفی کردن عدد 666 هست. آیا مارسلوس شیطان است ؟

در طول فیلم 2 بار شاهد باز شدن کیف هستیم بدون مشخص شدن محتویات آن در حالی که با یک نور زرد رنگ مواجه میشویم . در سکانس تیراندازی جولز و وینسنت به سمت برت (یکی از افرادی که به مارسلوس خیانت کرده بود) هم شاهد نور زرد رنگی هستیم که یک بار بر روی تصویر جولز و یکبار هم بر روی تصویر وینسنت ظاهر میشود.آیا این همان نور کیف مارسلوس است ؟ شاید بتوان نتیجه گرفت که مارسلوس شیطان (اهریمن) است و جولز و وینسنت هم استبداد اهریمن هستند. البته تا این لحظه فیلم . و000

۱۳۸۸/۱۲/۱۵ صبح ۱۱:۱۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رامین_جلیلوند, seyed, Classic, میثم, سروان رنو, maryam, رزا, ژان والژان, dered, rahgozar_bineshan
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2451 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

سلام دلشدگان عزیز

من اگر می دانستم شما میخواهید درباره این فیلم بنویسید اصلا مطلب خود را در اینجا قرار نمی دادم. فکر نمی کردم قصد اشاره به این دوبله را داشته باشید.

همانطور که اشاره کردم به نظرم چندان مطلب خوب و پخته ای هم ننوشته ام ، ای کاش شما مطلب خودتان (که حتما کاملتر و بهتر از نوشته من خواهد بود) را اینجا قرار بدهید.

درباره دوبله این فیلم و علی الخصوص ترجمه بی نظیرش (که به نظرم قابل تدریس است) هر چه بگوییم باز کم گفته ایم. منتظر مقاله شما درباره این فیلم هستم.

به اعتقاد من یکی دیگر از دوبله های آبرومند دهه اخیر ، دیگران ساخته آلخاندرو آمابنار است. چه از حیث ترجمه ، چه انتخاب صدا و گویندگی. اگر کارهای فنی اش هم خوب انجام می پذیرفت ، می توانستیم ادعا کنیم که یک دوبله بی نقص است.

خوب است اگر دوستان این دوبله را دیده اند ، درباره اش نظری اگر دارند بنویسند. من فعلا اطلاعات مربوط به دوبله آن را اینجا قرار می دهم. انشاالله اگر عمری باقی ماند ، مطلبی در باب نقاط قوت و ضعف این کار (از نظر خودم) نیز خواهم نوشت.

f_othersver5m_0104daa.jpg


دیگران (آلخاندرو آمنابار - 2001)

مدیر دوبلاژ : خسرو خسروشاهی

گویندگان :

ژاله کاظمی (نیکول کیدمن / گریس)

مریم شیرزاد (آلاکینا مان / آن)

نسیم رضاخانی (جیمز بنتلی / نیکلاس)

زویا خلیل آذر (فیونا فلانگان / خانم میلز)

محمد علی دیباج (اریک سایکس / آقای تاتل)

خسرو خسروشاهی (کریستوفر اسلکستون / چالرز)

فهیمه راستگار (رنه آشرسون / بانوی سالخورده)

پرویز ربیعی (کیت الن / آقای مالریش)

مرضیه صفی خانی (میشله فیرلی / خانم مالریش)

پخش از موسسه قرن 21


 


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۸۸/۱۲/۱۶ صبح ۱۰:۲۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : dub-lover, دلشدگان, بهزاد ستوده, رامین_جلیلوند, Classic, maryam, رزا, dered
دلشدگان آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 96
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۲۶
اعتبار: 24


تشکرها : 3231
( 1256 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #26
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

     آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند                  آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

 با سلام به میثم عزیز

باعث افتخار من است که استادی چون شما مقاله ایی به این زیبایی در  این تایپیک بنویسند . من سالهاست که از وبلاگ وزین شما استفاده میکنم و بدون تعارف وبلاگ شما یکی از بهترین مرجع های دوبله میباشد . من افتخار میکنم که در حضور اساتیدی چون شما شاگردی کنم و شرط ادب نیست در حضور اساتید شاگرد لب به سخن باز کند. شکسته نفسی نفرمایید مقاله شما به قدری کامل و جامع است که حتی تحسین اساتید کافه کلاسیک را در پی داشته و خوشحالم که شما شخصا این مقاله را در اینجا نوشتید . و  از لطف شما سپاسگذارم .

 در مورد دوبله فیلم دیگران : به نظرم این فیلم دوبله قابل قبولی دارد . صدای خانم ژاله کاظمی بهترین گزینه برای نیکول کیدمن بود و در این فیلم به خوبی احساسات و ترس نیکول کیدمن رو با صدایشان به مخاطب منتقل می کنند . هر چند گویندگی خانم مریم شیرزاد به جای نیکول کیدمن هم شنیدنی است .

اما به نظر من گویندگی زنده یاد ژاله کاظمی در فیلم بیمار انگلیسی بسیار بسیار شنیدنی است . گویندگی استادانه و ماندگار ایشان در این فیلم  باعث خلق شاهکار دیگری از ایشان شده است . یادش گرامی باد .

اگر عمری باشد با کمک دوستان درباره دوبله درخشان این فیلم هم خواهیم نوشت .

به بهانه تقدیر و تمجید عزیزان کافه کلاسیک از استاد امیر هوشنگ زند برای سالها خدمت به هنر دوبله  

نقد و بررسي دوبله روزي روزگاري در امريكا

 امير هوشنگ زند نام و صداي آشنايي براي دوستداران دوبله دارد. بيشترين خاطره صدايش براي نسل ما معطوف به صداي شخصيت ماركوپولو «كارتون سفرهاي ماركوپولو» مي‌شود و نيز داراي كارنامه پرباري در امر مديريت دوبلاژ است. آثاري چون پالپ فيكشن، زير آسمان برلين، معجزه سوم، سه‌گانه ارباب حلقه‌ها و سريال‌هايي مانند تجارت مرگ(ترافيك)، روزنامه نگار، برنامه‌اي براي جنايت و خانه پوشالي از جمله آثار مدير دوبلاژي امير هوشنگ زند مي‌باشد كه به گفته بسياري از گويندگان و فعالان اين عرصه، فردي هوشمند و كار بلد به‌دليل تحصيلات در رشته سينما وآشنايي به زبان انگليسي است.

  از كارهاي تازه امير زند در زمينه مدير دوبلاژي مي‌توان به دوبله فيلم روزي روزگاري در امريكا (اثر سرجولئونه محصول 1984) اشاره كرد كه بتازگي در برنامه صد فيلم به نمايش درآمد. نوع ساختار اين فيلم به خاطر رفت و برگشت‌هاي زماني فراوان در طول داستان، دوبله ظريف و موشكافانه‌‌اي را مي‌طلبد چرا كه پرسوناژهاي اصلي در سه مقطع سني(نوجواني، جواني و سالمندي) در تقابل با يكديگر هستند كه بالطبع تغييراتي در لحن و شكل صدا دارند و همين مهم، انتخاب صداهاي مناسبي را از جانب مدير دوبلاژ به ذهن متبادر مي‌كند.

نسخه به نمايش درآمده روزي روزگاري در امريكا از تلويزيون به لحاظ زماني بسيار كوتاه‌تر از نسخه اصلي آن بود كه با اين تغييرات اعمال شده بسياري از ديالوگ‌هاي آن نيز حذف شد كه هم به منطق روايي آخرين اثر لئونه ضربه زد و هم دست دوبلورهاي فيلم را تا بتوانند اجراهاي بهتري داشته باشند. در سال‌هاي اخير، يكي از مباحث چالش برانگيز هنر  صنعت دوبلاژ ايران دوبله فيلم‌هاي رابرت دنيرو بوده كه هيچ‌گاه گوينده ثابتي پيدا نكرده است.

او بسياري از گويندگان با تجربه‌اي چون منوچهر اسماعيلي، بهرام زند، منوچهر والي‌زاده، حسين عرفاني، سعيد مظفري، خسرو خسروشاهي و زنده‌ يادان ايرج ناظريان و خسرو شايگان به جاي اين هنرپيشه صاحب سبك صحبت كرده‌‌اند، اما اين بار در روزي روزگاري در امريكا، چنگيز جليلوند عهده‌دار اجراي صداي نقش نودلز (با بازي رابرت دنيرو) بود كه در گذشته با فيلم‌هايي مانند اتاق ماروين، امتياز، موهبت الهي، مخمصه (نسخه دوبله ويدئو رسانه)، فرار نيمه‌شب (اجراي جليلوند در اين فيلم به يادماندني است)، ملاقات با والدين تجربه نقش‌گويي به جاي دنيرو را دارد.

صداي جوان و كم افت و خيز جليلوند براي مقطع جواني پرسوناژ نودلز در روزي روزگاري... گزينه مناسبي است اما براي مقطع پيري اين نقش به چهره گريم شده دنيرو نمي‌نشيند و هيچ تغييري از لحاظ صداي پير شده با گرفتگي‌هاي خاصش شنيده نمي‌شود كه در اينجا گويا مدير دوبلاژ هيچ‌گونه راهنمايي براي گوينده‌اش نداشته است. نقش‌گويي‌هاي مورد اشاره جليلوند به جاي رابرت دنيرو تا به حال هيچ‌گاه خاطره خوش صدايش را به جاي مارلون براندو فقيد  در فيلم‌هايي مانند اتوبوسي به نام هوس و دزيره  و پل نيومن‌ در بيليارد باز و گربه‌اي روي‌ شيرواني داغ  در ذهن علاقه‌مندان به دوبله درخشان نكرده و به طور حتم ايشان نياز به تحليلي موشكافانه نسبت به نقش‌هاي رابرت دنيرو دارند.

انتخاب برتر امير زند از نظر صداي دوبلور براي دوبله‌ روزي روزگاري... ارتباط دارد به صداي ماندگار ناصر طهماسب براي نقش مكس (با نقش آفريني جيمزوود). ناصر طهماسب كه بي‌شك استاد نقش‌گويي به جاي شخصيت‌هاي پيچيده با حالاتي خبيثانه و هوش اهريمني است كه نمونه درخشان اين مقوله را بايد در دوبله آثار جك نيكلسن جستجو كرد، اين بار نيز به خوبي از پس اين نقش نيز برآمده و با تسلط كليه حالات مكس را در صدايش منعكس مي‌كند بويژه در سكانس ملاقات مكس با نودلز در سنين پيري كه نوعي سياست پيشگي و افكار رازآلود اين شخصيت را از صداي طهماسب مي‌شنويم.

همان‌طور كه در قبل ذكر شد، روزي روزگاري در امريكا به بازگويي ماجراهاي شكل‌گيري يك گروه گانگستري از سنين نوجواني تا پيري مي‌پردازد كه در دوبله‌اش قسمت نوجوانانه شخصيت‌ها چندان يك دست از آب در نيامده، هر چند كه سينا زند اجراي قابل قبولي براي نودلز نوجوان دارد اما نتوانسته هم پاي نقش‌گويي فوق‌العاده سعيد شيخ‌‌زاده (كه نقش صداي مكس نوجوان را مي‌گويد) باشد، به علاوه صداي مابقي گويندگان كه نقش ساير بچه‌ها را مي‌گويند، چندان به بافت صحنه‌هاي فيلم نمي‌خورد. بهتر بود كه امير زند براي صداي پسربچه‌ها از صداي دوبلورهاي متخصص نقش‌گويي بچه‌ها مانند مهوش افشاري، فريبا شاهين‌ مقدم و شوكت حجت استفاده مي‌كرد تا در كنار سعيد شيخ‌زاده، دوبله سكانس‌هاي مورد اشاره اين فيلم ديدني‌تر مي‌شد.

اين مهم را مي‌توان تعميم داد به صداي شخصيت اصلي زن فيلم يعني «دبورا» (جنيفر كانلي بازيگر نقش كودكي و اليزابت مك گاورن ايفاگر بزرگسالي اين شخصيت هستند) كه مي‌شد از صداي دوبلوري استفاده كرد كه هم توانايي بچه‌گويي را داشته باشد و هم بزرگسالي يك زن را مانند صداي مريم شيرزاد كه در اينجا امير زند از صداي مريم سيگارودي براي دبوراي بزرگسال بهره گرفته است.

درباره صداي نقش‌هاي مكمل، دوبلورها اجراهاي خوبي داشتند، پرويز ربيعي در صحنه كوتاهي به جاي «جو پشي» نقش گفته و در چند سكانس بسيار مسلط به جاي «دني آي للو» (رئيس پليس شهر) صحبت مي‌كند.

همچنين ميرطاهر مظلومي در نقش‌هاي مامور كشتن نودلز و تاجر الماس، تورج مهرزاديان (پليس محله) و خود امير زند (صداي نقش جيمز كانوي اودانل با بازي ترتيت ويليامز) خيلي خوب صدايشان بر چهره بازيگران نشسته است. دوبله روزي روزگاري در امريكا با وجود ضعف‌هايي كه به آن اشاره شد، دوبله قابل تاملي دارد بويژه از لحاظ ترجمه و اينقدر كه فيلم از لحاظ كوتاه شدن و حذف سكانس‌هاي كليدي صدمه خورده از لحاظ دوبله خسارتي نديده است، اما در كارنامه كاري امير زند دوبله اين فيلم در مرتبه پايين‌تري نسبت به دوبله‌هاي ماندگار ارباب حلقه‌ها و پالپ فيكشن قرار مي‌گيرد.

قاب کوچک     شنبه 04 اسفند 1386             نيروان غني پور

در ضمن به نظر من گویندگی آقای چنگیز جلیلوند به جای بروس ویلیس در پالپ فیکشن بسیار عالیست و مهر باطلی است بر اینکه صدای ایشان از فرم مطلوب گذشته خارج شده است . به نظر من تنها محدودیتها و تنگ نظری های بعضی از افراد اجازه هنر نمایی را به چنگیز جلیلوند نمیدهد . ایشان مرد صد حنجره هستند و هر درصد از حنجره ایشان برای یک صدا ی متفاوت تعریف شده است .به اعتقاد من جناب جلیلوند هنوز هم تسلط کافی به حنجره خودش را دارد . هر چند کارهای ضعیف نسبتا زیادی را در کارنامه ایشان بعد از بازگشت به ایران می توان دید .  در ضمن گویندگی جناب بهرام زند هم به جای بروس ویلیس بسیار عالی وشنیدنی است . صدای بهرام زند روز به روز طلایی تر می شود .  امیدوارم با انتخاب های بهتر و محدودیتهای کمتر کارهای درخشان بیشتری از این عزیزان شاهد باشیم .

چند هفته پیش تکه کوتاهی ازقسمت اول کارتون مارکوپولو رو دیدم که خاطرات دوران کودکیم  رو دوباره زنده کرد .برای بیشتر هم نسلهای من بهترین کار امیر هوشنگ زند گویندگی ایشان به جای مارکوپولو است . صدای ایشان حقیقتا جلوه و شکوه دیگری به شخصیت مارکوپولو داده و به زیبایی بیانگر حالات و احساسات و دل نگرانیهای مارکوپولو است . گویندگیهای درخشان ایرج رضایی – ناصر نظامی- ناصر ممدوح  گوشهایتان را نوازش داده و شما را به سال 1254 میلادی می برند .

در ابتدای کارتون بعد از مرگ مادر مارکوپولو راوی داستان میگوید (با صدای گرم ناصر ممدوح بخوانید) : مارکوپولو در سال 1254 میلادی در شهر ونیز ایتالیا متولد شد . در آن زمان ونیز یکی از ثروتمندترین و زیباترین شهرهای جهان بود . بعد از تولد مارکو پدرش ونیز را به منظور بدست آوردن ثروت به مقصد دورترین نقطه های جهان در خاور دور ترک کرده بود ... 13 سال بعد از اینکه نیکولوپولو ونیز را ترک گفت مادر مارکو در گذشت . ( موسیقی کارتون نل هم در کنار صدای ناصر ممدوح شنیدنی است) .

از همین جا از تمامی کسانی که در خرید و ترجمه و دوبله و ...  این کارتونها ( که اسمشون با حرف الف شروع تا کسانی که اسمشون با حرف ی شروع میشه ) صمیمانه تشکر و قدر دانی میکنم که دوران کودکی هم نسلهای ما رو به دوران طلایی کودکی مبدل کردند . و یاد عزیزانی رو که در جمع ما نیستند گرامی میداریم .      با آرزوی بهترینها برای همه این عزیزان  

 

۱۳۸۸/۱۲/۱۷ صبح ۱۰:۴۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : dub-lover, میثم, سروان رنو, رامین_جلیلوند, Classic, maryam, رزا, ژان والژان, dered
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2451 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #27
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

دلشدگان گرامی!

بنده استحقاق این محبتی که شما به من دارید را ندارم. من هر چه می دانم از اساتید و پاسداران تاریخ هنر دوبله است و من تنها خدمت بزرگوارانی چون شما ، درس پس می دهم. ابراز لطف شما و دیگر دوستان بزرگوار این انجمن را نیز تنها حمل بر تشویق و شاگرد نوازی می کنم. انشاالله بتوانم سهم کوچکی در معرفی این هنر گرانسنگ به دیگران داشته باشم.

در دوبله فیلم دیگران ، بانو ژاله کاظمی در نقش یک زن سختگیر و خشک مقدس شاهکار کرده است. به واقع گوینده دیگری به جای این کاراکتر غیر قابل تصور است. جایی که در برابر انتقادهای بچه هایش از افسانه های کتاب مقدس کم می آورد یا سر میز شام سر بچه هایش داد میزند فوق العاده است. یا در سکانس نهایی فیلم که رازها برملا میشود ، بانو فهیمه راستگار و بانو ژاله و دیگر عزیزان فوق العاده هستند ...

دوبله فیلم روزی روزگاری در امریکا (سرجو لئونه - 1984) ، به اعتقاد من بسیار بسیار ضعیف است. با تمام احترامی که برای نیروان غنی پور قائلم باید بگویم این مقاله خیلی با ملاحظه کاری نوشته شده است.

فیلم روزی روزگاری ... اولا حدود 100 دقیقه سانسور دارد. ثانیا داستان فیلم هم خیلی ممیزی بردار است. اصلا دلیل دوبله این فیلم را در ایران متوجه نمیشوم! آیا دوبله کردند که دوبله کرده باشند؟! وقتی از همان ابتدا هم معلوم است که این فیلم قرار است چه بلایی سرش بیاید چه لزومی دارد که آن را به مدیر دوبلاژ بسپاریم؟! او که نمی تواند معجزه کند! با ترجمه کاملا مخدوش و تصاویری نصف و نیمه که کار به جایی نمی رسد.

استاد جلیلوند هم نه در حد و اندازه های خودشان هستند نه در حد و اندازه های رابرت دنیرو! هرچقدر دوبله فیلم فرار نیمه شب (مارتین برست - 1988) و اتاق ماروین (جری زکس - 1996) با گویندگی استاد جلیلوند به جای رابرت دنیرو ، زیبا و جذاب و شیرین است ، در این فیلم کاملا برعکس آن اتفاق افتاده!

کار خوب ناصر تهماسب هم در میان ترجمه غلط و سانسور و گویندگی های ضعیف چندان به چشم نمی آید. در توانایی اساتید بزرگی چون پرویز ربیعی و خانم شاهین مقدم و جوان مستعدی چون سعید شیخ زاده هم شکی نیست اما آنها هم بی جهت استعدادشان را هدر داده اند.

در این میان چیز دیگری که برایم عجیب است ، انتخاب خانم سیگارودی به جای کاراکتر زن فیلم است. ایشان -باز هم به نظر من- نه فن بیان خوبی دارند نه چندان صدای زیبایی دارند. حتی بانو فریبا شاهین مقدم و شکوت حجت عزیز هم می توانستند علاوه بر گفتن نقش خودشان ، آن نقش را هم به شکلی قابل قبول بگویند.

روی هم رفته دوبله این فیلم از همان پایه و اساس کار اشتباهی بوده و فکر نمی کنم هیچ کدام از اساتید علاقه داشته باشند با این کار به خاطر آورده شوند!

از یادآوری دوبله زیبای مارکوپولو هم ممنونم. چه کودکی عجیبی داشت نسل ما! بچه های این دور و زمانه اصلا ما را درک نمی کنند. مدتی پیش سندباد را برای خواهر کوچکم خریده بودم تا ببیند ، انگار اصلا برایش جذابیتی نداشت. حق هم داشت این روزها کارتون ها با بهترین کیفیت در اختیار بچه ها قرار می گیرد ، باید هم سندباد و پسر شجاع برایشان کسل کننده باشد.

به نظر من هر چند کارتون های جدید "مویی و میانی" دارند! اما کارتون های محبوب ما "آنی" داشتند که اینها ندارند! مسافرکوچولو و پسر شجاع هر چه نداشتند به غایت "اخلاقی" بودند. اخلاق هم چیزی است که این دور و زمانه به مسخره گرفته می شود!

من هنوز هم مثل بچگی پای مارکوپولو و مسافرکوچولو و سندباد میخکوب میشوم!  هرچند حالا بچه های این دور و زمانه مسخره ام کنند ...

مارکو پولو (هوکا موریمازاکی ، كاتسوهيكو فوجيتا - 1979)

مدیر دوبلاژ: ناصر ممدوح

گویندگان :

ناصر ممدوح (راوی)

امیرهوشنگ زند (مارکو پولو)

ناصر نظامی (نیکولو پولو)

ایرج رضایی (ماتئو پولو)

دانلود صداي موسيقي تيتراژ كارتون ماركوپولو همراه با صداي ناصر ممدوح

دانلود صداي بخشي از متن كارتون ماركوپولو با صداي دوبلورهاي توانايش


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۸۸/۱۲/۱۷ عصر ۱۲:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مریم, سروان رنو, رامین_جلیلوند, Classic, Savezva, دلشدگان, maryam, رزا, ژان والژان, سم اسپید, dered
رامین_جلیلوند آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 469
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۳۰
اعتبار: 27


تشکرها : 1178
( 2253 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #28
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

چند نکته ای که به نظرم می آيد:

۱- در مورد فيلم پالپ فيکشن  در صحنه تيراندازی به جان تراولتا و ساموئل جکسون که از آن به طرز معجزه آسايی جان سالم به در می برند جر و بحثی بين اين دو تن صورت می گيرد بدين صورت که ساموئل جکسون سعی در متقاعد کردن تراولتا دارد.
واژه به کار برده شده در زبان انگليسی
divine intervention
می باشد که معادل دقيقا فارسی آن امداد غيبی می باشد به نظر من الان يادم نمی آيد? نه معشيت الهی
.در حاشيه بگويم که به نظر من محموله ای که در کيف دستی بود شمش طلا می باشد. هرچند که از نظر وزنی مشکل پيدا می کند!!!!

۲-ديگران را آنونسش را ديده ام.
کار برتر ژاله جای نيکول کيدمن  را به شخصه در ساعتها می دانم که منتظرم دوستان کليد اين فيلم را در دوبله های ماندگار بزنند تا من هم چند نکته  اضافه کنم.

۳-بيمار انگليسی ترجمه ضعيفی داشت. خيلی حرص خوردم که حتی جليلوند بعد از ۳۰ سال زندگی در امريکا و نيم قرن دوبله به اين نکات توجه نمی کند.
ببينيد:
در هنگام سقوط هواپيما زمانی که رالف فينس معشوق را از زير بدنه هواپيما بيرون می کشد کريستين اسکات توماس -ژاله- آهی از درد می کشد و چنگيز می گويد متاسفم!
در زبان اصلی فيلم رالف فينس می گويد:
I am sorry
درست است که I am sorry يعنی متاسفم ولی با توجه به صحنه فيلم جمله بايد به فارسی ترجمه می شد: معذرت می خواهم يا ببخشيد!

ولی از ترجمه گذشته ، بيمار انگليسی با ديالوگ های چنگيز و ژاله بسيار دلنشين و رمانتيک شده بود مخصوصا صحنه ای که در غار زن و مرد با هم راز دل می گويند براستی که هردو صدا آسمانی بود و بسیار فراتر از صداهای اصلی. حتما فیلم را ببینید.
 يادآور دوران اوج دوبله که چنگيز و ژاله نقش های رمانتيک را در برابر هم  می گفتند.

۴-معضل رابرت دنيرو!! به خاطر تنوع فراوان نقش های اين اسطوره برای من که بسيار مشکل است يک صدای ثابت برای دنيرو انتخاب کنم.
تا اينجای کار با نظرسنجی وبلاگ ميثم عزيز موافقم که بهرام زند را برترين صدا برای دنيرو انتخاب کرده اند.
البته من کار منوچهر اسماعيلی درخوابگردها و خسروشاهی در راننده تاکسی را بسيار می پسندم.

۵- گوينده مناسب جو پشی به نظرمن هنوز پيدا نشده است.اگر زنده بود حسين رحمانی بدون شک بهترين گزينه بود.

۶- يکی از بزرگترين آرزوهای دوبله ای من دوبله نسخه دوم تنگه وحشت می باشد. دوستان در مورد گويندگان اين دوبله خيالی نظر بدهند.

۱۳۸۸/۱۲/۱۷ عصر ۱۱:۵۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, سروان رنو, میثم, maryam, soheil, رزا, ژان والژان, dered
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2451 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #29
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

سلام بر رامین بزرگوار

مثل همیشه از نقدهای زیبای شما استفاده کردیم و آموختیم. به چه نکته خیلی ظریف و باریکی اشاره کردید ، اینکه یک اصطلاح یا جمله در شرایط مختلف ، می تواند معانی متفاوتی را داشته باشد. تا به حال به این مساله دقت نکرده بودم.

1- اما درباره معضل رابرت دنیرو !

من معتقدم دنیرو یک بازیگر استثنایی است و نمی توان درباره او از قاعده "گوینده ثابت" استفاده کرد. شاید اگر مجبور بودم یک گوینده انتخاب کنم ، منوچهر اسماعیلی را انتخاب می کردم ، اما با این حال برای این بازیگر هزار چهره و هزار لهجه انتخاب صداهای مختلف خیلی بهتر است. چون دنیرو یک بازیگر "شخصیت" است. هر چقدر آل پاچینو ، مهر خود را روی نقش های مختلف میزند (می توان گفت رد پای کاراکتر مایکل کورلئونه را روی تمام نقش های این بازیگر می توان دید) ، بین شخصیت هایی که دنیرو بازی کرده شباهت و هماهنگی چندانی نمی بینیم. او فیلم به فیلم عوض شده است. گوینده اش هم باید فیلم به فیلم عوض شود.

به عنوان مثال در فرار نیمه شب او نقشی برونگرا داشت با طرز صحبت و رفتار عامیانه ، انتخاب صدای استاد چنگیز جلیلوند البته بسیار هوشمندانه بود. مسلما صدای اسماعیلی یا زند نمی توانستند مثل صدای جلیلوند با این "کاراکتر " همخوانی داشته باشد.

یا در فیلم تسویه حساب (یا همان خوابگردها) استاد اسماعیلی به زیبایی صدای یک شخصیت کشیش مهربان را برایمان باورپذیر می کنند. صداهای دیگر چندان مناسب نیست. کسی که قبل از تماشای خوابگردها ، فرار نیمه شب را هم دیده باشد ، با دیدن این فیلم توی ذوقش نمی خورد و صدا برایش غیر قابل قبول نیست. چون شخصیت کاملا متفاوت است. اگر در همین فیلم هم جلیلوند انتخاب می شد ، تماشاچی قبول نمی کرد چون نمی توانست صدای استاد را به عنوان صدای یک پدر روحانی بپذیرد.

همینطور است که در رونین ، صدای پرصلابت بهرام زند به خوبی با شخصیت دنیرو که یک مامور مخفی مقتدر و ماهر است هماهنگ است ، همینطور که منوچهر والی زاده ، معصومیت و مهربانی کورلئونه جوان را در پدرخوانده 2 به زیبایی منعکس کرد.

من خیلی دوست دارم فیلم قلب آنجل (آلن پارکر) را با صدای ناصر تهماسب به جای دنیرو ببینم که به نظر من بهترین انتخاب است.

2- برای دوبله نقش جو پشی در رفقای خوب (مارتین اسکورسیسی) ، اگر من بودم در انتخاب استاد تورج مهرزادیان تردید نمی کردم.

3- تنگه وحشت یکی از فیلمهای محبوب من است. خیلی دوست دارم یا اصلا دوبله نشود یا به بهترین نحو دوبله شود. (شنیده ام یکی از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان با یک عده بی استعداد این کار را کرده!)

برای کاراکتر مکس کدی (بابی دنیرو) بین بهرام زند و منوچهر اسماعیلی تردید دارم. اما فکر می کنم حاصل کار با بهرام زند ، بهتر خواهد شد.

برای دیگر کاراکتر ها هم : زهره شکوفنده (جسیکا لانگ) ، مریم شیرزاد (جولیت لوییس) ، تورج مهرزادیان (نیک نولتی) ، حسین عرفانی (جو دان بیکر) ... استادان اسماعیلی و جلیلوند هم به جای نقش های کوتاه گریگوری پک و رابرت میچام


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۸۸/۱۲/۱۸ صبح ۱۱:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : dub-lover, دلشدگان, maryam, سروان رنو, soheil, رزا, ژان والژان, dered
رامین_جلیلوند آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 469
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۳۰
اعتبار: 27


تشکرها : 1178
( 2253 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

با سپاس های فراوان از ميثم عزيز که با استادی تمام معضل رابرت دنيرو را تشريح کردند. ديگر حرف برای گفتن ندارم غير از دوبله خيالی تنگه وحشت.

برای کاراکتر مکس کدی (بابی دنیرو): خیلی فکر کرده ام. خیلی. با اسماعیلی مخالف هستم. به نظر می آید بهرام زند بهترین گزینه باشد. هرچند اگر ایرج ناظریان زنده بود.....ولی الان که فکر می کنم ایرج ناظریان خبیث گو نبود. هرچند که شنیده ام که شب شکارچی رابرت میچم را که بسیار خبیثانه می باشد را ایرج ناظریان دوبله کرد. پس تا حالا در مورد بهرام زند جای مکس کدی توافق می کنیم.

(در حاشیه باید گفت که نسخه اول تنگه وحشت خوب دوبله شده است هرچند که منوچهر اسماعیلی باید گریگوری پگ را می گفت. گویندگی جلیلوند جای میچم قابل قبول است)

برگردیم به نسخه دوم.

جسیکا لانگ را رفعت هاشم پور بگويد.

جولیت لوییس را با مريم شيرزاد موافقم.

جو دان بیکر البته و صدالبته حسين عرفانی.
مارتين بالزم را پرویز بهرام زند بگويد همانند نسخه اول.

نيک نولتی را مدقالچی را پيشنهاد می کنم.
و البته گريگوری پگ و رابرت ميچم را اسماعيلی و جليلوند بگويند.

ميثم جان چه پيشنهاد خوبی برای جو پشی ها داديد. تورج مهرزاديان.

۱۳۸۸/۱۲/۱۸ عصر ۱۱:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, maryam, soheil, میثم, رزا, dered
دلشدگان آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 96
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۲۶
اعتبار: 24


تشکرها : 3231
( 1256 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #31
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

7-  ساعتها      The Hours

به قلم استاد ابوالحسن تهامی

کالبد شکافی دوبلاژ فیلم ”ساعت‌ها“، آخرین یادگار ژاله کاظمی
ساعت‌ها The Hours
کارگردان: استیون دالدری (۲۰۰۲)
مدیر دوبلاژ: ژاله کاظمی
مترجم: کاوه کاویان

گویندگان :

گوینده تیتراژ عوامل فیلم: خسرو شمشیرگران
گوینده تیتراژ زمانها و مکانها: علی همت مومیوند

 ژاله کاظمی: به جای نیکول کیدمن در نقش ویرجینیا ولف
مهوش افشاری: به جای جولیان مور در نقش لورا بران
شهلا ناظریان: به جای مریل استریپ در نقش کلاریس ون
چنگیز جلیلوند: به جای اد هریس در نقش ریچارد بزرگ سال
منوچهر والی زاده: به جای استیون دیلین در نقش لئونارد (شوهر ویرجینیا)
پیام حسینیان: به جای جان سی. رایلی در نقش دان (شوهر لورا)
علی همت مومیوند: به جای جف دانیلز در نقش لوئیس واترز
فریبا شاهین مقدم: به جای کلر دینز در نقش جولیا (دختر کلاریس)
پری هاشمی : در نقش های نلی آشپز ویرجینیا به جای لیندا بست و خانم گل فروش
رزیتا یار احمدی: در نقش های خواهر ویرجینیا  و کودکی ریچار                                                       

ناهید شعشعانی: در نقش خانم لارچ                                                                                    

نسیم رضا خانی: به جای سوفی وای برد در نقش آنجلیکا (خواهر زاده خردسال ویرجینیا)                    

زویا خلیل‌آذر:  به جای آلیس جنی در نقش سلی لستر        
                                                                                                    

صدابردار: یورا یوسفی
دوبله شده در استودیو قرن ۲۱، ۱۳۸۲

ساعت‌ها گوشه‌هائی از زندگی سه زن را بررسی می‌کند که به‌گونه‌ای با یکدیگر شباهت و ارتباط دارند: ۱) ویرجینیا ولف از ۱۹۲۳ تا ۱۹۴۱ انگلستان؛ ۲) لورا براون از ۱۹۵۱ تا ۲۰۰۱ امریکا؛ ۳) کلاریس ون ۲۰۰۲ نیویورک. منشأ ارتباط این سه زن، جادوئی است به نام قلم، و کلماتی که از آن می‌تراود و جان‌ها و زندگی‌ها را زیر تأثیر می‌گیرد. ویرجینیا ولف منتقد و نویسندهٔ کتاب‌های معروفی چون خانم دالووی (۱۹۲۵)، فانوس دریائی (۱۹۲۷) و امواج (۱۹۳۱) است و آن‌چه بر دو زن امریکائی (لورا براون و کلاریس ون) تأثیر نهاده، بازتاب جریان سیال ذهن ویرجینیا ولف است در کتاب خانم دالووی. این داستان، بیماری توهم ویرجینیا را که تا مرزهای جنون می‌کشاندش، و وسوسه‌های مرگ را که به پایان دادن زندگی سوقش می‌ٔهد، باز می‌تاباند. لورا براون که کتاب را خوانده یک‌بار تا لبهٔ مرگ خود خواسته پیش می‌رود. اما کلاریس ون که پنجاه سال بعد به ریچارد پسر لورا براون در نیویورک دل‌بسته، سرنوشتی دیگر دارد. او خود را با خانم دالووی هم‌ذات می‌پندارد و کلماتی را که در کتاب خانم دالووی خوانده به‌جای گفته‌های خود به‌کار می‌گیرد. اما کسی که نخستین‌بار کلاریس را خانم دالووی شبیه پنداشت، ریچارد فرزند لورا براون بود. سال ۲۰۰۱ ریچارد پنجاه‌وچهار پنج‌ساله است و جایزه‌ای ادبی برای نوشته‌ها و سروده‌هایش به او اعطا کرده‌اند، اما او امیدی به ساعت‌های بسیار برای فرداهای شیرین ندارد که ایدز لذت آرزوها را از ذهنش زدوده است. زندگی ریچارد از کودکی، به‌دلیل رفتارهای مادرش، با افکار و نگرش ویرجینیا ولف پیوند خورده و او نیز به فراخوان مرگ لبخند می‌زند و مادر و کلاریس را در سوگ خویش باقی می‌گذارد.               نسخهٔ دوبله شدهٔ فیلم، به رغم حذف‌هائی که به لحاظ شرایط در آن صورت گرفته، و روابطی که تاریکی نگاه‌داشته شده‌اند، هنوز دیدنی‌ست؛ و از آنجا که آخرین کار دوبلاژ ژاله کاظمی به شمار می‌آید، قابل توجه است. در سرتاسر این نوشته، اوصافی چون روان‌شاد یا زنده‌یاد برای ژاله نیاورده‌ام، چون صدایش را با شور و حرارت زندگی می‌شنیدم؛ و به راستی او در صدای صدها فیلم، جاودانه زندگی می‌کند.در بسیاری از فیلم‌های دوبلهٔ تلویزیون و دوبلهٔ استودیو قرن ۲۱ صدای بسیار زیبای خسرو شمشیرگران نام بازیگران و سازندگان فیلم را می‌خواند و صدای او را در تیتراژ این فیلم‌ها می‌شنویم. اما تیتراژ این فیلم مقوله‌ای جداگانه است. نوشته‌ها، فصلی مجزا از فیلم نیستند و با صحنه‌های فیلم و گفت‌وگوهای آغاز فیلم که در درک فیلم نقشی اساسی دارند، آمیخته شده‌اند؛ در نتیجه کوشش شمشیرگران در این فیلم ایجاد دست‌انداز می‌کند و بیننده را از حال و هوای فیلم ـ که موسیقی زیبای متن سعی در توصیف آن دارد ـ بیرون می‌کشد. در میان کار او، صدای دیگری (علی همت مومیوند) تیترهای مربوط به زمان و مکان داستان را می‌خواند و آمیزهٔ این دو صدا، آغاز فیلم را شلوغ می‌کند. ای‌کاش با یک زیرنویس ساده نوشته‌ها را ترجمه می‌کردند. در اینجا شایستهٔ تذکر است که مدیر دوبلاژ در کار خواندن تیترها نظارتی ندارد و این‌کار با سفارش استودیو و بیشتر با سلیقهٔ گوینده صورت می‌گیرد.تک‌گوئی شادروان ژاله کاظمی با صدای گرفته و بم، روی نماهائی که ارتباط دقیق زمانی ندارند، گرچه قرائت نامه‌ای خداحافظی است، اما نشان از یک عمر بیماری درمان‌ناپذیر دارد. صدای ژاله غم‌آلود، اما مصمم است. تصویر، ویرجینیا را با گام‌های استوار نشان می‌دهد که به‌سوی مرگ می‌رود و صدای ژاله با نهایت استادی این صلابت را در استقبال و رویاروئی مرگ نشان می‌دهد، من فقط به یک کلمه از نوشتار این تک‌گوئی (و نه اجرایش) ایراد دارم؛ به کلمه ”خوشحال“ که معادل Happy انتخاب شده است؛ واژه‌های ”خوش“ یا ”خوشبخت“ را مناسب‌تر می‌دانم، در جمله‌ای که ویرجینیا می‌گوید: ”من و تو از هر زن و شوهر دیگه‌ای بیشتر خوشحال بودیم.“سکانس ویرجینیا ـ لئونارد (کاظمی ـ والی‌زاده) گفت‌وگوی یک زن و شوهر ادیب است. شوهری که به سلامت همسر توجه بسیار دارد و زنی که گاه عصیان می‌کند و مراقبت‌ها را برنمی‌تابد. والی‌زاده فرصت کافی نداشته و رگه‌های احساسیِ صمیمیت، عشق عمیق، و دل‌واپس بودن سلامت همسر، در صدایش پژواکی ندارد؛ اما کاظمی همچنان استاد است پس از معرفی ویرجینیا و لئوناردو و برقراری ارتباط این صحنه با صحنهٔ خودکشی، اشخاص دیگر داستان در لس‌آنجلس سال ۱۹۵۱ معرفی می‌شوند. شخصیت مرکزی این بخش لورا براون است. خانمی‌ مه‌آلود که بیشتر در دنیای داستان‌ها و کتاب‌ها زندگی می‌کند. مهوش افشاری به‌جای او سخن می‌گوید، حسینیان به جای دان (شوهر لورا) و رزیتا یاراحمدی به‌جای ریچارد پسرک چهار پنج ساله. صدای حسینیان به رغم اجراء خوب ضبط خوبی ندارد. افشاری بهتر هم می‌توانست باشد رزیتا یاراحمدی بسیار خوب است.در سکانس خانهٔ کلاریس در سال ۲۰۰۱ (ناظریان ـ خلیل‌آذر) صدای خانم ناظریان بسیار خوب بر چهرهٔ مریل استریپ نشسته، اما شهلا گاه زیاد می‌آورد. باید از ژاله می‌خواست بعضی جمله‌ها را کوتاه کند. آن‌وقت فشرده‌تر صحبت می‌کرد ـ شبیه زندگی ـ نه شبیه آن شهلا ناظریان که در فیلم‌ها صحبت می‌کند. در سکانس گل‌فروشی، ناظریان طبیعی‌تر است. اجراء خانم پری هاشمی، با صدای کلفت کرده و در گلو انداخته، مناسب شخصیت خانمی که زیباترین فراورده‌های طبیعت را می‌فروشد نیست.خانمی که شعر و رمان می‌خواند و رمان تفسیر می‌کند و چنان باهوش است که شخصیت اصلی رمان ریچارد را هم ذات مشتری‌اش کلاریس می‌گیرد، لحنی زرنگ و فهیم بافرهنگ می‌خواهد. این بارقه‌ها در صدای هاشمی نیست و اجراء به روخوانی شبیه است.سکانس بعدی (خانهٔ ریچارد) یکی از صحنه‌هائی است که می‌توان آن را به‌مثابه الگو یا برنامهٔ درس در کلاس‌های بازیگری یا دوبلوری نشان داد: ریچارد پریشان از ایدز، یار را نخست در خیابان می‌بیند و کلاریس که پیش از ورود به خانهٔ او تقه‌ای به در می‌زند، که خانم دالووی است و باز صدای چنگیز جلیلوند می‌آید؛ صدای یکی از بلندترین نهال‌هائی که در باغ دوبلاژ ایران رُسته است. جلیلوند صدای مأیوس مردی دل‌شکسته و گوشه‌گیر را پژواک می‌دهد. و وقتی چهرهٔ اد هریس را می‌بینیم تطابق استادانهٔ صدا و چهره را مشاهده می‌کنیم تطابق استادانهٔ صدا و چهره را مشاهده می‌کنیم. در گفت‌وگوها از بیماری ایدز ریچارد و دیوانگی‌اش آگاه می‌شویم. و شهلا ناظریان یک جملهٔ ”اشتباه می‌کنی“ را روی لب‌های بستهٔ کلاریس گفته است. صرف‌نظر از بلند بودن بعضی جمله‌ها، گفت‌وگوی این صحنه که آینه‌دار پیشینهٔ این زن و مرد است در نهایت استادی توسط جلیلوند و ناظریان زندگی شده است.در سکانس آشپزخانهٔ ویرجینیا، یکی دو جمله ضعف ترجمه دارد و مدیر دوبلاژ هم کاملاً آن را درنیافته است. یکی از آنها کلهٔ ”زنجبیل“. قرار است خواهر ویرجینیا با بچه‌هایش به دیدن او بیایند و ویرجینیا برای خوشحال کردن بچه‌ها خدمتکار خانه را به لندن می‌فرستد که برایشان زنجبیل بخرد! در حالی‌که می‌دانیم ”زنجبیل“ ریشهٔ گیاهی تندطعم است که به غذاها می‌زنند و مورد علاقه بچه‌ها نیست. این انتخاب نادرست واژه به صحنهٔ بعد هم سرایت می‌کند. در سکانس پختن کیک، لورا به پسرش می‌گوید: ”تو می‌توانی آرد را صاف کنی؟“ که ریچارد پاسخ مثبت می‌دهد، اما می‌بینیم که ریچارد آرد را الک می‌کند. صاف کردن بیشتر برای مایعات به‌کار می‌رود که توسط صافی، ناخالصی را از مایع اصلی جدا می‌کنند. ”صاف کردن“ در مورد اجسامی مانند آرد (همچون خاک، و شن و ماسه و غیره) معنای هموار کردن سطح آنها را می‌دهد. متأسفانه کار دیالوگ‌نویسی خانم کاظمی خرده‌ضعف‌هائی دارد و بعضی از جمله‌ها طولانی‌اند و اجراء آنها روی دهان بسته می‌افتد.در سکانس مکالمهٔ لورا و کیتی، توفیق خانم افشاری و خانم شعشعانی در حد یک روخوانی است. حالت‌های خانم شعشعانی با تصویر فاصله دارد. در صحنهٔ بعد اجراء خانم یاراحمدی به‌جای خواهر ویرجینیا (وسنا بل) دارای فراز و فرود است. در گفت‌وگو با ژاله حالت‌هایش به زندگی کمی نزدیک می‌شود اما در گفت‌وگو با بچه‌ها لحنش فاقد تراوش محبت مادرانه است. به‌جای بچه‌های خانم‌های سالمند گفته‌اند. اما گویندۀ دخترک خردسال (خواهرزادهٔ ویرجینیا)، خانم نسیم رضاخانی توفیقی در شیرینی و خامی کودکانه نشان می‌دهد.در سکانس گفت‌وگوی کلاریس و لوئیس واترز (مومیوند و ناظریان) بوی عشقی غبارگرفته، شیطنت‌های دوسویه، و زندگی ناموفق از گفت‌وگوها بیرون می‌ریزد. گفت‌وگوها به زندگی بسیار نزدیک است و ناظریان یکی دیگر از اجراهای استادانه را عرضه می‌کند. مومیوند نیز در بعضی جمله‌ها تاروپود باسمهٔ حاکم بر حالت‌های دوبله را پاره می‌کند و به زندگی نزدیک می‌شود. مکالمهٔ کلاریس با دخترش یکی دیگر از اجراهای روان و زلال است (ناظریان ـ شاهین‌مقدماما جمله‌های طولانی که اجرای‌شان روی دهان بسته می‌افتد، از ظرافت کار می‌کاهد.در سکانس پرخاش در ایستگاه راه‌آهن (۱۹۲۳)، در یکی دو جملهٔ اول از گفته‌های والی‌زاده به این فکر می‌افتیم که او با این نقش ارتباط چندانی برقرار نکرده است. پرخاش‌های او گاه زیادتر از حالت چهره است و گاه کم‌تر. اما رفته‌رفته احساس و قدرت و حالت هم در جای خود قرار می‌گیرند و آنچه از گویندهٔ برجسته‌ای چون والی‌زاده انتظار می‌رود برآورده می‌شود. کاظمی هم در دادزدن‌ها، کمی رنگ و زنگ صدایش می‌پرد، اما او هم در پرخاش بلندی که جمله‌ها جفت لب و دهان است اجرائی عرضه می‌کند که گوئی دوبله‌ای در کار نیست و آنچه می‌شنویم صدای اصلی فیلم است.در سکانس بعد ـ ۱۹۵۱ ـ انصراف لورا از خودکشی و بازگشت به خانهٔ خانم لارچ گفت‌وگوی سه‌گانهٔ شعشعانی (خانم لارچ) افشاری (لورا براون) و رزیتا (ریچارد کوچولو) با آن‌که کوتاه است، همه در نهایت استادی اجراء شده. تکرار این صحنه در سال ۲۰۰۱ در ذهن ریچارد بزرگسال و ایدز گرفته که به تصویر مادرش می‌نگرد و می‌گرید، تأثیری مضاعف بر بیننده دارد. در سکانس برخورد دوبارهٔ کلاریس و ریچارد شاهد یکی دیگر از اجراهای خوب دوبله هستیم. زیبائی کلمات و اجراء درخشندهٔ آنها بر تأثیر صحنهٔ خودکشی می‌افزایند.در سکانس پس از خودکشی ریچارد (سال ۱۹۵۱) می‌بینیم که ریچارد کوچولو به گفته‌های پدرش از جنگ گوش می‌دهد. انتخاب ”جنوب پاسیفیک“ به‌جای ”جنوب اقیانوس آرام“ کمی جدا از نام‌های فارسی جغرافیائی است. در سکانس گفت‌وگوی لورا براون و کلاریس در سال ۲۰۰۱، کوشش مهوش افشاری برای اجراء نقش زنی هفتادوچند ساله چشمگیر است. محدودهٔ کلام و جنبش لب‌ها اجازهٔ افزودن تراوش‌های آوائی دیگر را از او گرفته است. شاید اگر جمله‌هائی کوتاه‌تر انتخاب می‌شد، اجراء بهتری قابل عرضه بود. در جائی‌که کلاریس از لورا می‌پرسد: ”شما ریچارد رو وقتی بچه بود ترک کردین؟“ لورا در پاسخ می‌گوید: ”من هر دو تا بچه‌مو ترک کردم؛ اون‌ها رو رها کردم.“ در این‌جا ”رها کردن“ معادل کلمهٔ abandon انگلیسی انتخاب شده است. رها کردن در فارسی دارای دو معناس و بار مثبت معنائی آن بیشتر از بار منفی است، حال آنکه abandon فقط دارای بار منفی است. این کلمه را باید به ”بی‌پناه گذاشتن“ معنا کرد.دوبلهٔ ساعت‌ها در کل یک دوبلهٔ بسیار خوب و ماندگار است؛ و کوششی جمعی برای اجراء کاری درست و متفاوت در آن به چشم می‌خورد. هیچ صدائی برای هیچ چهره‌ای بیگانه نیست. یادآوری کاستی‌ها در برابر انبوه درستی‌ها حکم ذره در برابر دریا را دارد.

من به دوبلهٔ فیلم و مدیریت دوبلاژ آن چهار ستاره (از پنج ستاره) می‌دهم. به اجراء ژاله به‌جای نیکول کیدمن ۵/۴ ستاره، شهلا ناظریان چهارونیم ستاره، مهوش افشاری ۵/۳ ستاره، رزیتا یاراحمدی به‌جای ریچارد کوچولو چهار ستاره و به‌جای ونسا بل هیچ ستاره، پری هاشمی به‌جای نلی سه ستاره و به‌جای گل‌فروش هیچ ستاره، منوچهر والی‌زاده به‌جای لئوناردو ۳ ستاره، علی‌ همت مومیوند به‌جای لوئیس واترز ۵/۲ ستاره، چنگیز جلیلوند به‌جای اد هریس ۵/۴ ستاره، ... و به کوشش استودیو قرن ۲۱ برای خلق یک دوبلهٔ خوب پنج ستاره.

ابوالحسن تهامی

ماهنامه فيلم :سال بيست و سوم، شماره 338، آبان 1384 ماهنامه فرهنگي - هنري (تخصصي سينما)    صفحه 26

گوشه ای از نوشته های دوستان در پرشین تولز :     ( نوستالژی )

 رامین :ساعتها را ديده ايد؟ چه زيبا است چه موسيقي دلنشيني دارد و چه دوبله نابي دارد. ژاله كاظمي مديريت دوبلاژ را به عهده دارد.چه تقديري بود كه ژاله آخرين كلام هايش در دنيا دوبله با نيكول كيد من به اعماق رودخانه نيستي فرو مي رود. جليلوند جاي اد هريس ايدز زده سخن مي گويد بد نيست كارش.
صداي چنگيز آنقدر قوي و رسا است كه شايد گوينده صدا را براي يك بيمار روبه مرگ نپذيرد. شهلا ناظريان به جاي مريل استريپ مي گويد كه بي نقص مي گويد و مهوش افشاري هم جاي جوليان مور كه دقيقا صداي خود مور است كه فارسي ياد گرفته است!!
ترجمه فيلم را دوست داشتم كه اجازه نمي دهد سانسور مانع اين شود كه بينندگان متوجه نشوند كه تمام نقش هاي اصلي فيلم تمايلات همجنسگرايي دارند.
ولي فقط يك نكته كه بي مورد درباره ايراد دوستان به مترجم ها نيست.
در صحنه اي از فيلم نيكول كيد من به پيشخدمت خانه مي گويد : يادت هست كه خواهر براي ناهار مي آيد كه ترجمه بدي مي باشد در فارسي محاوره اي گفته مي شود يادت باشد كه خواهرم براي ناهار مي آيد.؟ و يادت نرفته كه خواهرم براي ناهار مي آيد؟
حالا اگر مترجم بي سواد است چرا مرحوم كاظمي به اين نكته توجه نكرده است؟
بهر روي يادش بخير. تازه داشتيم به نيكول كيدمن هاي ژاله كاظمي عادت مي كرديم كه پر كشيد و رفت.

سهیل : سلام رامین عزیز
بالاخره یکی از دوستان با من در مورد دوبله این فیلم هم عقیده شد.
ولی بر عکس شما من کار چنگیز جلیلوند را به جای اد هریس بسیار دوست دارم. به خصوص آن صحنه قبل از خودکشی که می گوید:
هیچ زوجی تا به حال به خوشبختی ما نبوده خانم دالووی!
به نظر من بهترین صدا برای اد هریس صدای جلیلوند است و همچنین بهترین کار جلیلوند در دوره دوم دوبله او همین فیلم.

۱۳۸۸/۱۲/۲۰ صبح ۰۸:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : میثم, رامین_جلیلوند, soheil, maryam, رزا, ژان والژان, dered
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2451 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #32
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

دلشدگان عزيز ، دست مريزاد! خيلي خيلي لطف كرديد

شنيده بودم استاد تهامي ن‍ژاد ،‌ دوبله ساعت ها را نقد كرده اند ، اما متاسفانه آن شماره ماهنامه فيلم را هر چه جستجو كردم نيافتم (زندگي كردن در وسط بيابان اين مشكلات را هم دارد!) از بابت قرار دادن اين نقد زيبا در اين بحث ،‌ از شما دوست گرامي بسيار بسيار متشكرم.

چند نكته را هم من درباره دوبله ارزشمند ساعت ها بگويم.

1- با استاد تهامي موافقم ، دوبله كردن تيتراژ فيلم ، آن هم زماني كه جزئي از خود فيلم است (يعني روي زمينه ثابت نيست و تصاوير و ماجراها در جريان هستند) و به خصوص وقتي موسيقي نيز در آن حرف اول را ميزند ، عملي نا به جاست. اي كاش در دوبله اين فيلم اين نكته نيز مورد توجه قرار مي گرفت. دوبله كردن تيتراژ در بسياري فيلمها به كار لطمه زده.

2- با انتخاب صداي چنگيز جليلوند به جاي اد هريس زياد موافق نيستم. به نظرم اتنخاب بهتري مي شد داشت. وقتي اولين بار ساعت ها را به زبان اصلي ديدم با ديدن وضعيت بيمار كاراكتر اد هريس در اين فيلم ناخودآگاه به ياد فيلم پاپيون و شخصيت رئيس جذامي هانتوني زربي) و صد البته دوبله بسيار زيباي استاد ناصر نظامي افتادم. خيلي دوست داشتم نظامي ، اين بار جاي اد هريس سخن بگويد. هر چند استاد جليلوند با استادي خودشان تمام حالات عاطفي شخصيت را منعكس كرده اند و نقش گويي شان خيلي خوب است ، ولي اي كاش كمي از بمي و قدرت صدايشان مي كاستند تا اين صدا براي يك بيمار ايدزي و مشرف به موت ، قابل باورتر شود. با اين حال معتقدم اين اشكال بر كار استاد جليلوند ، در ملاقات اول ريچارد و كلاريسا به چشم مي خورد و در ملاقات بعدي رفع شده است. كار استادان جليلوند و ناظريان در سكانسي از فيلم كه به خودكشي ريچارد ختم مي شود ، يكي از شاهكارهاي گويندگي متقابل است.

3- يكي از انتخابهاي فوق العاده هوشمندانه در اين دوبله ، انتخاب صداي فريبا شاهين مقدم به جاي كاراكتر جوليا (كلر دينز) است. جوليا شخصيتي به ظاهر پسرانه دارد،‌ از نوع لباس پوشيدن و شكل دويدن او در همان سكانس اول اين مساله كاملا به چشم مي خورد. دختري است كه سعي مي كند در برابر ديگران با خشونت پسرانه از شخصيت خود دفاع كند! (پرخاش اوليه اش با كلاريسا را به ياد آوريد كه  با تحكم از او مي خواهد نسبت به دير آمدنش اعتراض نكند) اما به همان نسبت از نظر عاطفي آسيب پذير است (وقتي از مادرش مي شنود كه او تنها وقتي با ريچارد باشد زندگي برايش معني دارد ، از نظر احساسي خرد ميشود) . صداي شاهين مقدم كاملا مناسب با چنين شخصيتي است. هم احساسات زنانه را به خوبي بروز ميدهد و هم رگه هايي از پسرانگي در خود دارد. هم فاصله شخصيتي او با مادرش را برايمان باورپذير مي كند ، هم طعنه هاي شيطنت آميزش درباره دوستان مادرش و هم درد دل هايش با مادرش كه با احساس نياز به محبت همراه است ، با اين صدا كاملا هماهنگ است. بانو فريبا شاهين مقدم نيز از پس اين گويندگي دشوار به زيبايي بر مي آيد و الحق و و الانصاف شايستگي گرفتن 5 ستاره در نقد اين دوبله را دارد.

(۱۳۸۸/۱۲/۱۸ عصر ۱۱:۳۳)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

برای کاراکتر مکس کدی (بابی دنیرو) خیلی فکر کرده ام. خیلی. با اسماعیلی مخالف هستم. به نظر می آید بهرام زند بهترین گزینه باشد.

جسیکا لانگ را رفعت هاشم پور بگويد.

جولیت لوییس را با مريم شيرزاد موافقم.

جو دان بیکر البته و صدالبته حسين عرفانی.

مارتين بالزم را پرویز بهرام زند بگويد همانند نسخه اول.

نيک نولتی را مدقالچی را پيشنهاد می کنم.

و البته گريگوری پگ و رابرت ميچم را اسماعيلی و جليلوند بگويند.

ميثم جان چه پيشنهاد خوبی برای جو پشی ها داديد. تورج مهرزاديان.

رامين جان ممنونم از شما بابت ابراز لطف و محبتتان نسبت به اين شاگرد كوچك

به نظر من هم جسيكا لانگ و شخصيت و گريم او در اين فيلم ، با گويندگي بانو رفعت هاشمپور بسيار بهتر از كار در مي آيد.

اما معتقدم براي نيك نولتي ، صداي مدقالچي چندان مناسب نيست. چون كاراكتر سم بودن (نولتي) در اين فيلم ، مردي ضعيف النفس و زنباره است. صلابت و اقتدار استاد مدقالچي با اين كاراكتر  هماهنگ نمي نمايد. استاد مهرزاديان البته چنين شخصيت هايي را بسيار خوب اجرا مي كند.

اي كاش مي شد از طريقي ، اين پيشنهادات را به دست اندركاران و اساتيد دوبله رساند. متاسفانه هيچ كانال ارتباطي بين هنر دوبله و علاقمندانش وجود ندارد و همه چيز به سليقه مدير دوبلاژ مربوط است.

من و خيلي هاي ديگر بايد حسرت دوبله نشدن يا خوب دوبله نشدن ، بسياري از فيلمهاي محبوبمان را داشته باشيم.


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۸۸/۱۲/۲۰ صبح ۱۰:۴۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, رامین_جلیلوند, دلشدگان, maryam, رزا, همشهری_میثاق, dered
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2451 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #33
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

سري اول سينما چهار و سينما يك را به خاطر داريد كه؟! فاصله سالهاي 80 تا 83 كه انصافا محمد حميدي مقدم سنگ تمام گذاشته بود با برنامه هايش!

فيلمهايي كه از اين برنامه ها پخش مي شدند اغلب دوبله هايي فوق العاده داشتند. فيلم هايي چون گلن گري گلن راس (جيمز فولي) ، جي اف كي (اليور استون) ، كاگه موشا (آكيرا كوروساوا) ، مظنونين هميشگي (براين سينگر) ، حضور (هال اشبي) ، رستگاري در شاوشنگ (فرانك دارابونت) ،‌ رودخانه مرموز (كلينت ايستوود) و ...

اما يكي از دوبله هاي درخشان آن دوره بدون شك دوبله بازي ساخته ديويد فينچر است. خوب است دوستان اگر درباره اين دوبله نظري دارند بگويند.

اطلاعات مربوط به دوبله اين فيلم :

بازی (دیوید فینچر - ۱۹۹۷)

مدیر دوبلاژ : خسرو خسروشاهی

گویندگان :

منوچهر اسماعیلی (مایکل داگلاس / نیکلاس)

خسرو خسروشاهی (شان پن / کنراد)

مینو غزنوی (دبورا کار آنگر / کریستین)

ناصر نظامی (پیتر دونات / ساموئل ساترلند)

خسرو شمشیرگران (جیمز ریبهورن / جیم فینگلد)

ایران بزرگمهر (کارول بیکر / الزا)

زویا خلیل آذر (آنا کاترینا / الیزابت)

محمد علی دیباج (آرمین مولر استال / آنسون بائر)

ناصر احمدی (دانیل شور / گوینده اخبار)

افسانه پوستی ، بهمن هاشمی ، تورج مهرزادیان ، سیامک اطلسی ، رزیتا یاراحمدی

فايل هاي صوتي فيلم «بازي» ساخته ديويد فينچر



سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۸۸/۱۲/۲۶ عصر ۱۲:۱۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, maryam, رزا, dered
واترلو آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 290
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱
اعتبار: 35


تشکرها : 486
( 2108 تشکر در 61 ارسال )
شماره ارسال: #34
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

(۱۳۸۸/۱۲/۲۰ صبح ۱۰:۴۸)ميثم نوشته شده:  

2- با انتخاب صداي چنگيز جليلوند به جاي اد هريس زياد موافق نيستم.

دقیقاً عیب دوبله این فیلم حرف زدن جلیلوند است با یک تغییر به ممدوح و یا نظامی دوبله بهتری می داشت


(۱۳۸۸/۱۲/۲۶ عصر ۱۲:۱۵)ميثم نوشته شده:  

اما يكي از دوبله هاي درخشان آن دوره بدون شك دوبله بازي ساخته ديويد فينچر است. خوب است دوستان اگر درباره اين دوبله نظري دارند بگويند.

گویندگان :

منوچهر اسماعیلی (مایکل داگلاس / نیکلاس)

خسرو خسروشاهی (شان پن / کنراد)

دو تا دیگه از هنرپیشه هایی که تو دوبله نابود شدند مایکل داگلاس و شان پن هستند که هیچ وقت دوبلور ثابت نداشتند و هیچکدام از فیلمهاشون هم دوبله خوبی ندارند و تو این فیلم حداقل مشخص شد  شان پن بدون خسروشاهی معنی نداره صدای صمصامی هم تو شاهین و آدم برفی هم خوب بود.

صدای اسماعیلی هم شاید خیلی مناسب نباشه ولی اذیت هم نمیکنه برعکس بقیه کسانی که جای این هنرپیشه حرف زده اند و صداها بدجوری رو مخت می ره

۱۳۸۸/۱۲/۲۶ عصر ۰۱:۲۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, میثم, maryam, رزا, ژان والژان, سم اسپید, dered
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 901
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۶/۶
اعتبار: 37


تشکرها : 2215
( 5256 تشکر در 93 ارسال )
شماره ارسال: #35
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

انتخاب صداها در دوبله ساعتها خیلی خوب بود

با تمام احترامی که برای مهوش افشاری قائل هستم صدای این بانوی بزرگ دوبله مناسب جولیان مور نبود باتغییر به زهره شکوفنده بی نظیر می شد دوبله ساعتها

صدای چنگیز جلیلوند در نقش کوتاه خوب بود و نظر دوستان سلیقه ای است

چنگیز جلیلوند در فیلم های موسسه قرن21 اجراهای خوب وعالی به جای اد هریس داشته و علت انتخاب این استاد هم همین بوده

بهرام زند در آن زمان هنوز جای اد هریس صحبت نکرده بود تنها دوبله ادهریس غیر از چنگیز جلیلوند  فیلم صخره بود با صدای زنده یاد خسرو شایگان


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۱۳۸۸/۱۲/۲۶ عصر ۰۲:۴۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, میثم, رزا, dered
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2451 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #36
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

با تشكر از واترلو و بهزاد عزيز

چند نقطه نظر شخصي :

1- به نظرم بهترين گوينده براي اد هريس ، ناصر نظامي است. من هر دفعه اد هريس را مي بينم ياد نظامي مي افتم! قرن 21 فيلمي دوبله كرده است با عنوان گذشته خشونت بار (ديويد كراننبرگ) ، اگر از ده پانزده دقيقه سانسور صرف نظر كنيم! بايد بگوييم كه ترجمه و دوبله خوبي دارد. در آن فيلم هم ناصر نظامي به جاي اد هريس محشر بود.

2- من هم خسروشاهي را به جاي شان پن بهترين انتخاب مي دانم. اما به نظرم كار مظفري در راه رفتن مرد مرده (تيم رابينز) هم زيبا بود. به كار استاد اسماعيلي در رودخانه مرموز هم نمي شود ايراد خاصي گرفت. ايشان هم كارشان را عالي انجام دادند و آن دوبله يكي از بهترين دوبله هاي دهه اخير است.

3- فيلمهايي كه از مايكل داگلاس دوبله شده اند يكي از يكي غير قابل تحمل تر بودند! حتي در فيلمي سعيد مظفري هم به جايش حرف زده! بهرام زند در قاچاق (سودربرگ) و استاد جليلوند در پسران نابغه (كرتيس هنسن) هم چنگي به دل نمي زنند. من هم معتقدم بهترين صدا براي مايكل داگلاس ، استاد منوچهر اسماعيلي است. بهترين دليل هم ،‌ همين فيلم بازي.

**************************************************************************

يكي ديگر از دوبله هاي ماندگار دهه اخير .... سه شنبه ها با موري!

كتابي كه بدون حضور جك لمون نميتوانست تبديل به فيلم شود و فيلمي كه بدون منوچهر نوذري نميتوانست دوبله شود!

http://u p . i r a n b l o g . i r/6/1268788824.jpg

 سه شنبه ها با موری (میک جکسون - 1999)

گویندگان:

منوچهر نوذری (جک لمون / موری شوارتز)

بهرام زند (هنک آزاریا / میچ البوم)

زهره شکوفنده (وندی مونیز / جنیفر)

مهین برزویی (پرستار موری)

زهرا سوهانی (همسر موری)

خسرو شمشیرگران (رئیس میچ)

سعید شیخ زاده ، کامبیز شکوفنده ، سعید مقدم منش و ...

فایل های صوتی از دوبله فیلم سه شنبه ها با موری



سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۸۸/۱۲/۲۶ عصر ۰۵:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, maryam, رزا, dered, وینونا رایدر
واترلو آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 290
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱
اعتبار: 35


تشکرها : 486
( 2108 تشکر در 61 ارسال )
شماره ارسال: #37
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

"(چند نقطه نظر شخصي :

1- به نظرم بهترين گوينده براي اد هريس ، ناصر نظامي است. من هر دفعه اد هريس را مي بينم ياد نظامي مي افتم! قرن 21 فيلمي دوبله كرده است با عنوان گذشته خشونت بار (ديويد كراننبرگ) ، اگر از ده پانزده دقيقه سانسور صرف نظر كنيم! بايد بگوييم كه ترجمه و دوبله خوبي دارد. در آن فيلم هم ناصر نظامي به جاي اد هريس محشر بود.)"

بهترین صدا واقعاً  ناصر نظامي است ممدوح هم در دشمن پشت دروازه خوب بود. بهرام زند تو ورطه هم جای اد هریس حرف زده ولی با جلیلوند موافق نیستم ، حسین عرفانی هم تو needful things حرف زده بود

"(2- من هم خسروشاهي را به جاي شان پن بهترين انتخاب مي دانم. اما به نظرم كار مظفري در راه رفتن مرد مرده (تيم رابينز) هم زيبا بود. به كار استاد اسماعيلي در رودخانه مرموز هم نمي شود ايراد خاصي گرفت. ايشان هم كارشان را عالي انجام دادند و آن دوبله يكي از بهترين دوبله هاي دهه اخير است.)"

ولی به نظرم صدای اسماعیلی رو شان پن ننشسته بود یه جوری صدا برای نقش سنگین بود.

"(3- فيلمهايي كه از مايكل داگلاس دوبله شده اند يكي از يكي غير قابل تحمل تر بودند! حتي در فيلمي سعيد مظفري هم به جايش حرف زده! بهرام زند در قاچاق (سودربرگ) و استاد جليلوند در پسران نابغه (كرتيس هنسن) هم چنگي به دل نمي زنند. من هم معتقدم بهترين صدا براي مايكل داگلاس ، استاد منوچهر اسماعيلي است. بهترين دليل هم ،‌ همين فيلم بازي.)"

آیا می دانستید ناصر خاوری در فیلم کما به جای این بازیگر حرف زده

۱۳۸۸/۱۲/۲۷ صبح ۰۲:۵۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : میثم, دلشدگان, maryam, رزا, ژان والژان, سم اسپید, dered
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 901
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۶/۶
اعتبار: 37


تشکرها : 2215
( 5256 تشکر در 93 ارسال )
شماره ارسال: #38
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

درمورد مایکل داگلاس بهترین انتخاب منوچهر اسماعیلی است با دوفیلم  بازی و خویشاوند

بهرام زند هم برای انتخاب دوم خیلی مناسب است باستناد فیلم ترافیک(قاچاق)

منوچهر والی زاده انتخاب سوم است و بیشتر برای فیلم های قدیمی مایکل داگلاس باستناد افشاگری

عنوان فارسی فیلمی که سعید مظفری مایکل داگلاس را حرف زده اتاق قاضی است کار سعید مظفری مثل همیشه بود برای داگلاس جوان  بد نبود


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۱۳۸۸/۱۲/۲۷ عصر ۰۱:۵۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, میثم, maryam, رزا, dered
soheil آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 501
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۰
اعتبار: 26


تشکرها : 958
( 2233 تشکر در 97 ارسال )
شماره ارسال: #39
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

چند نکته راجع بحث های دوستان:

1.من هم مثل سایر دوستان نمی توانم گوینده ثابتی را برای رابرت دنیرو در نظر بگیرم.به نظر من جلیلوند،اسماعیلی و زند می توانند جای این بازیگر گویندگی کنند.

کار جلیلوند در امتیاز خوب بود قسمتهایی از اتاق ماروین را دیده ام که به نظرم آنجا هم بد نبود.

اسماعیلی در سلطان کمدی خیلی خوب بود.ولی در مخمصه چنگی به دل نمی زد.

بهرام زند هم در اکثر مواقع خوب بوده است.

2.در مورد ساعتها من با احترام به نظر دوستان فکر می کنم انتخاب جلیلوند برای اد هریس خوب بود.البته شاید هم به خاطر علاقه زیادی است که به دوبله این فیلم دارم است.

به شخصه این دیالوگ را با هیچ صدای دیگری نمی توانم تصور کنم:

هیچ زوجی به خوشبختی ما نبوده خانم دالووی!

3.به واقع یکی از فنا شدگان دوبله های اخیر شان پن است اگر کار امیر زند را به جای این بازیگر در من سام هستم کنار بگذاریم(که انصافا" امیر زند عالی کار کرد) بهترین گوینده برای این بازیگر ابتدا خسروشاهی و سپس مظفری است.

البته اسماعیلی در رودخانه مایستیک تلاش خودش را انجام داد ولی جنس صدای او مناسب این بازیگر نیست.

گویندگی جلیلوند در ترور ریچارد نیکسون و طهماسب در همه مردان شاه هم که چیزی نزدیک به فاجعه بود. 

4.به جای مایکل داگلاس منوچهر والی زاده و اگر اشتباه نکرده باشم زنده یاد عطااله کاملی هم صحبت کرده اند.به نظرم زنده یاد کاملی می توانست انتخاب مناسبی باشد.

۱۳۸۸/۱۲/۲۷ عصر ۰۸:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, میثم, دلشدگان, maryam, رزا, dered
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2451 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #40
RE: نگاهي به بهترين‌هاي دوبله در دهه اخير

ممنونم از همه دوستان عزيز.

بهزاد جان ، مظفري در فيلم پادشاه كاليفرنيا هم به جاي اين بازيگر حرف زده است!

والي زاده هم در سقوط به جاي او صحبت كرده كه بسي فاجعه بار است!

صداي مرحوم كاملي به جاي مايكل را به خاطر نمي آوردم اما به دليل شباهت نسبي چهره مايكل با پدرش كرك داگلاس فكر مي كنم انتخاب خوبي بوده باشد.

خوب است اين مباحث را در بحث كدام دوبلور براي كدام بازيگر؟ پي بگيريم.


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۸۸/۱۲/۲۹ عصر ۱۲:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : maryam, دلشدگان, رزا, dered
ارسال پاسخ