[-]
جعبه پيام
» <بانو الیزا> کرک داگلاس و اولیویا دی هاویلند دو ستاره ی 102 ساله ی سینما هستند . کاش میشد یک فیلم با حضور این دو ساخته میشد
» <شارینگهام> فیلم زیبای مارنی هم اکنون از شبکه نمایش...شون کانری در جوانی با صدای جلیلوند بی نظیر است.
» <سروان رنو> ممنون از دوستانی که اینجا و در پیام خصوصی لینک دادن ... سپااااس [تصویر: thankyou.gif]
» <کاپیتان اسکای> تقدیم به سروان ارجمند. پل واترلو با زیرنویس فارسی
» <کاپیتان اسکایhttps://vasha.tv/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%8...idge-1940/
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 2.8 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دوبله به روایت دیگران
نویسنده پیام
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 380
( 7572 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #61
RE: دوبله به روایت دیگران

(۱۳۹۲/۱۲/۲۱ عصر ۰۸:۵۱)زاپاتا نوشته شده:  

انجمن گويندگان و سرپرستان گفتارفيلم در سال 1342 تاسيس گرديد

در تاريخ دوبلاژ در سالهاي 1347 ،1355 و 1384 سه اعتصاب (يا به روايت صحيع تر عدم فعاليت چند ماهه )صورت گرفت.

منابع شما کجاست در ذکر اين تاريخها زاپاتای عزيز؟

همانطور که گفتم در سايتهای غير معتبر اينترنتی سال 1355 تاريخ اعتصاب ذکر شده ک صحیح نيست و شما مجددا همانها در اینجا ذکر کردید. کافه کلاسیک براساس منابع مستدل باید مطالب خود را ارائه دهد. من مجددا به خاطر تایید یا عدم تایید صحبتهای شما به کتاب تاریخ سینمای ایران مراجعه کردم و دیدم حافظه من هنوز زايل نگرديده و در آنجا نيز تاريخهائی که من برشمردم با اصلاحاتی کوتاه بشرح ذيل قيد گرديده است...

به رغم نظرهای موافق و مخالف و انتقادها ، تعداد مراکز دوبله و دوبلورها فزونی یافت و جامعه دوبلاژ با 240 دوبلور (70 خانم و 170 آقا) و 25 موسسه صاحب تشکلی میشوند که در نهایت در سال 1344 به ایجاد سندیکائی خاص منتهی میشود و اساسنامه آن نیز توسط وزارت کار و امور اجتماعی تایید میشود.

در سال 1353 و در ادامه سیاست های وزارت فرهنگ و هنر که کلیه تشکلهای هنری زیر کنترل شورای عالی فرهنگ و هنر در می آیند ، جامعه دوبلاژ به عنوان انجمن پذیرفته و دارای بنیاد نامه مصوب میشود.

مهمترین رویداد پس از شکل گیری رسمی انجمن گویندگان ، اعتصاب معروف ایشان در اواخر سال 1353 برای افزایش دستمزد به میزان صد درصد بود ، که قریب 9 ماه بطول انجامید.

انجمن بعدا ممانعتی برای ادامه کار کسانیکه در اعتصاب گویندگان ، به این کار روی کرده بودند بوجود نیاورد و حتی آنان توانستند به عضویت انجمن نیز درآیند که از سرشناسترین فعالان عصر اعتصاب که عضو انجمن شدند میتوان از خسروشکیبائی ، ایرانپوی و سیروس افهمی نام برد. انجمن گویندگان هیچ رویداد مشخص دیگری تا وقوع انقلاب پشت سر نگذاشت.

(مواردی که ارائه شد از کتاب تاریخ سینمای ایران. تالیف جمال امید. چاپ دوم. صفحات 939 و 940 است و عینا نقل کردم).

به هر حال اگر در یک مجله یا ماهنامه ، تاریخی ذکر میگردد باید مورد تایید اهل فن باشد. کتاب تاریخ سینمای ایران کتابی تحقیقی و مستدل ترین منبع سینمائی ایران درحال حاضر است.

اعتصابی بنام اعتصاب سال 1347 در انجمن گویندگان وجود نداشته است اما اعتصاب دهه 80 مطابق نظر شما کاملا صحیح است.

۱۳۹۲/۱۲/۲۲ عصر ۰۷:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سناتور, اسپونز, برو بیکر, اکتورز, پدرام, پیرمرد, گولاگ, Flirtacia, هایدی, ریچارد
سناتور آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 581
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 31


تشکرها : 3373
( 3709 تشکر در 67 ارسال )
شماره ارسال: #62
RE: دوبله به روایت دیگران

با تشکر از جناب زاپاتا و آقا منصور عزیز درباره اعتصاب گویندگان.قصد من  ازاین بحث فقط دونستن تاریخ بود و دوست ندارم دوستان با هم بحثی داشته باشند.ولی اون چیزی که به نظر من به واقعیت تاریخ اعتصاب نزدیکتر هست همون سال 55 هست دلیلش هم دوبله فیلم طالع نحس قسمت اول هست که همایون ایرانپوی و خسرو شکیبایی به همراه تورج مهرزادیان که از اولین فیلم های ایشون بوده دوبله شده .

۱۳۹۲/۱۲/۲۲ عصر ۰۹:۱۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زاپاتا, پیرمرد, گولاگ
زاپاتا آفلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 687
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2090
( 9531 تشکر در 85 ارسال )
شماره ارسال: #63
RE: دوبله به روایت دیگران

(۱۳۹۲/۱۲/۲۲ عصر ۰۷:۱۷)منصور نوشته شده:  

(۱۳۹۲/۱۲/۲۱ عصر ۰۸:۵۱)زاپاتا نوشته شده:  

انجمن گويندگان و سرپرستان گفتارفيلم در سال 1342 تاسيس گرديد

در تاريخ دوبلاژ در سالهاي 1347 ،1355 و 1384 سه اعتصاب (يا به روايت صحيع تر عدم فعاليت چند ماهه )صورت گرفت.

منابع شما کجاست در ذکر اين تاريخها زاپاتای عزيز؟

همانطور که گفتم در سايتهای غير معتبر اينترنتی سال 1355 تاريخ اعتصاب ذکر شده ک صحیح نيست و شما مجددا همانها در اینجا ذکر کردید. کافه کلاسیک براساس منابع مستدل باید مطالب خود را ارائه دهد. من مجددا به خاطر تایید یا عدم تایید صحبتهای شما به کتاب تاریخ سینمای ایران مراجعه کردم و دیدم حافظه من هنوز زايل نگرديده و در آنجا نيز تاريخهائی که من برشمردم با اصلاحاتی کوتاه بشرح ذيل قيد گرديده است...

به رغم نظرهای موافق و مخالف و انتقادها ، تعداد مراکز دوبله و دوبلورها فزونی یافت و جامعه دوبلاژ با 240 دوبلور (70 خانم و 170 آقا) و 25 موسسه صاحب تشکلی میشوند که در نهایت در سال 1344 به ایجاد سندیکائی خاص منتهی میشود و اساسنامه آن نیز توسط وزارت کار و امور اجتماعی تایید میشود.

در سال 1353 و در ادامه سیاست های وزارت فرهنگ و هنر که کلیه تشکلهای هنری زیر کنترل شورای عالی فرهنگ و هنر در می آیند ، جامعه دوبلاژ به عنوان انجمن پذیرفته و دارای بنیاد نامه مصوب میشود.

مهمترین رویداد پس از شکل گیری رسمی انجمن گویندگان ، اعتصاب معروف ایشان در اواخر سال 1353 برای افزایش دستمزد به میزان صد درصد بود ، که قریب 9 ماه بطول انجامید.

انجمن بعدا ممانعتی برای ادامه کار کسانیکه در اعتصاب گویندگان ، به این کار روی کرده بودند بوجود نیاورد و حتی آنان توانستند به عضویت انجمن نیز درآیند که از سرشناسترین فعالان عصر اعتصاب که عضو انجمن شدند میتوان از خسروشکیبائی ، ایرانپوی و سیروس افهمی نام برد. انجمن گویندگان هیچ رویداد مشخص دیگری تا وقوع انقلاب پشت سر نگذاشت.

(مواردی که ارائه شد از کتاب تاریخ سینمای ایران. تالیف جمال امید. چاپ دوم. صفحات 939 و 940 است و عینا نقل کردم).

به هر حال اگر در یک مجله یا ماهنامه ، تاریخی ذکر میگردد باید مورد تایید اهل فن باشد. کتاب تاریخ سینمای ایران کتابی تحقیقی و مستدل ترین منبع سینمائی ایران درحال حاضر است.

اعتصابی بنام اعتصاب سال 1347 در انجمن گویندگان وجود نداشته است اما اعتصاب دهه 80 مطابق نظر شما کاملا صحیح است.

منصور عزیز ،اتفاقا تذکار شما باعث شد حافظه ام رو با نوشته قبلی ام تطبیق بدم و نهایتا کلی به خودم امیدوار شوم که نه بابا هنوز زائل نشده که هیچی به روزتر هم شده...

در لوگوی انجمن گویندگان هم تاریخ تاسیس 1342ذکر گردیده که البته این تاسیس غیر رسمی بوده و در سال 1344 کاملا رسمیت می یابد. رسمیت یافتن این انجمن دوسال پس از تاسیس است.بنابراین سال 42 کلنگ این انجمن به زمین زده شده است نه 44

اگر دوباره بخش دوبله کتاب جمال امید را ملاحظه فرمائید و همچنین اگر کتاب تاریخ سینمای مسعود مهرابی را هم در دسترس داشته باشید و یا احتمالا مصاحبه بهرام زند در برنامه هنر دوبله را دیده باشید همگی به تاریخ اعتصاب سال 1347 اشاره دارند.حتی مرحوم حسین مدنی هم در شبه بیوگرافی خود در مجله اطلاعات هفتگی که به کوشش محمد پورثانی تهیه می شد به این نکته اشاره کرده است. من چون کتاب جمال امید را به دوستی امانت داده بودم نتوانستم عینا نقل کنم اما مطمئنا همین تاریخهایی که عرض کردم درست است، اما الان که کتاب مسعود مهرابی که . آن هم ازمعتبرترین منابع است جلوی بنده است این امر را اثبات می کند.

اما درباره سال 1355 بازهم به استناد به دوبله فیلم ارتباط فرانسوی 2 و طالع نحس که در سال 1355 و توسط کسانی چون همایون ایرانپوی دوبله شده اند و در این دو کتاب هم صراحتا اشاره شده است همین سال صحیع است . درسال 1353 که شما ذکر کردین فقط بنیادنامه انجمن گویندگان به تصویب رسیده که در سال 55 یکی از دلائل اعتصاب گویندگان عدم رعایت مفاد این بنیادنامه از سوی واردکنندگان و صاحبان فیلم بوده است .

بهرحال اگر بازهم شما مدارکی دال بر عدم صحت این تاریخها دارید مستندا ذکر کنید.


من ميمونم وخلوت پيش از تو و حضور حرفهاي ناتمام،سخته اين برزخ (هزاردستان )
۱۳۹۲/۱۲/۲۴ عصر ۰۷:۰۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سناتور, اکتورز, مریم, پدرام, پیرمرد, منصور, سروان رنو, گولاگ, هایدی
soheil آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۰
اعتبار: 26


تشکرها : 946
( 2212 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #64
RE: دوبله به روایت دیگران

(۱۳۹۲/۱۲/۲۴ عصر ۰۷:۰۳)زاپاتا نوشته شده:  

اما درباره سال 1355 بازهم به استناد به دوبله فیلم ارتباط فرانسوی 2 و طالع نحس که در سال 1355 و توسط کسانی چون همایون ایرانپوی دوبله شده اند و در این دو کتاب هم صراحتا اشاره شده است همین سال صحیع است .

البته طبق گفته تورج مهرزادیان، مدیر دوبلاژ طالع نحس مرتضی حنانه بوده اند.

۱۳۹۲/۱۲/۲۵ عصر ۱۱:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رضا خوشنویس, حمید هامون, پیرمرد, گولاگ
زاپاتا آفلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 687
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2090
( 9531 تشکر در 85 ارسال )
شماره ارسال: #65
RE: دوبله به روایت دیگران

بمناسبت هشتم فروردین ماه ،هفتاد وششمین سالروز تولد استاد منوچهر اسماعیلی

http://www.cinemapress.ir/news/61480/%D9...8%B4%D8%AF

http://www.isna.ir/fa/news/94010801517/%...9%87%D8%B1

۱۳۹۴/۱/۹ عصر ۱۲:۰۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هانا اشمیت, خانم لمپرت, زینال بندری, BATMAN, Classic, سناتور, پرشیا, سید رسول, Kurt Steiner, دکــس, rahgozar_bineshan, Princess Anne, سروان رنو, حمید هامون, پیرمرد, گولاگ, هایدی
زاپاتا آفلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 687
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2090
( 9531 تشکر در 85 ارسال )
شماره ارسال: #66
RE: دوبله به روایت دیگران

یادی از زنده یاد عطاالله کاملی در دوبله سریال ماموران پرونده های راکد 1384-1383

http://www.isna.ir/fa/news/8401-06795.30...8%A7%DA%98

۱۳۹۴/۳/۱۳ صبح ۱۰:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, خانم لمپرت, ژیگا ورتوف, پیرمرد, سناتور, Princess Anne, سروان رنو, BATMAN, گولاگ, Kurt Steiner, Flirtacia, هایدی
زاپاتا آفلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 687
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2090
( 9531 تشکر در 85 ارسال )
شماره ارسال: #67
RE: دوبله به روایت دیگران

گفتگوی خواندنی چهارسال پیش حمیدرضا آشتیانی پور با روزنامه اعتماد درباره دوبله

تاسف می خورم که نقش مختار دوبله نشد...

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2326020

۱۳۹۴/۳/۳۰ عصر ۰۸:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژیگا ورتوف, هایدی, BATMAN, منصور, دکــس, Classic, Princess Anne, خانم لمپرت, سروان رنو, حمید هامون, گولاگ, پیرمرد
زاپاتا آفلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 687
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2090
( 9531 تشکر در 85 ارسال )
شماره ارسال: #68
RE: دوبله به روایت دیگران

روایتی دیگر از درگذشت زنده یاد حسین معمارزاده

جواد بازیاران تعریف می کند:که اواسط دهه 70 داوود نماینده مدیردوبلاژ و مستندگوی خوش صدا بامن تماس می گیرد و می گوید که یک کار خوب برایت دارم،از اون کارهایی که دوست داری . گفتم چه کاری ؟ گفت تناردیه بینوایان! گفتم ببخشید داوودجان ،ژان والژان را کی حرف می زنه ؟ گفت : حسین معمارزاده ژان والژان را می گه ،ژاور را سیامک اطلسی.

روز پنجشنبه ،همه خوش و سرحال به شوخی های قبل از کار پرداختیم . بعد شروع کردیم که تکه اول را بگیریم ،ناگهان حسین معمارزاده ،حالش بدشد.طوری که کار تعطیل شد.بچه ها با حال بد وناراحتی از موضوع پیش آمده ،یکی یکی سالن دوبله را ترک کردند. حسین معمارزاده هم به همراه پرویز ربیعی به منزل رفت.ربیعی می گفت : در بین راه ،حال حسین بدتر می شد.خیلی اصرار کردم که بریم دکتر،اما نیامد.هی می گفت حالم خوب نیست ،اما با کمی استراحت بهتر میشم. خلاصه از پرویز اصرار،از حسین انکار... حسین رفت و دیگر برنگشت. بعد از کفن و دفن حسین معمارزاده ،داوود گفت : بچه ها ژان والژان ما بی صدا ماند!

همه در سکوت فرو رفتند. او گفت حالا چکارکنیم ؟همگی مستاصل ماندیم. داوود نماینده ،مرا پیشنهاد داد و گفت : میگم تمام تکه های حسین را پاک کنند،تو هم نقش تناردیه را میگی و هم ژان والژان را. گفتم چرا پاک کنیم . حالا که این جوریه ،ازآنجایی شروع کنیم که حسین تمام کرد.سپس به پیشنهاد بچه ها تا پایان سریال ،صندلی حسین در کنارمان خالی ماند. حسین ستاره ای بود که در اصل ، با اژدها وارد می شود و گویندگی به جای بروسلی طلوع کرد و به اوج رسید و با بزرگترین رمان تاریخی فرانسه (بینوایان ) غروب کرد. روحش شاد...

نقل شده از کتاب : حکایت مردان خاکستری سینما نوشته ایوب شهبازی / چ اول/1394

۱۳۹۴/۴/۵ عصر ۱۲:۳۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, دکــس, گولاگ, اسکورپان شیردل, برو بیکر, soheil, Kurt Steiner, زینال بندری, ژیگا ورتوف, هایدی, رابرت میچم, BATMAN, rahgozar_bineshan, سروان رنو, پدرام, هانا اشمیت, حمید هامون, Classic, پیرمرد
زاپاتا آفلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 687
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2090
( 9531 تشکر در 85 ارسال )
شماره ارسال: #69
RE: دوبله به روایت دیگران

روایتی معتبر و تکان دهنده از زندگی و مرگ زنده یاد حسن عباسی از زبان جواد بازیاران

هرچند بازیاران نخواسته بیش از این بگوید اما روایتش آنقدر تکان دهنده است که مطمئنا برای دوستداران دوبله سرشار از غمی بی پایان است . اینکه چرا گوینده ای توانا و بزرگ و تیپ گوی برجسته ای چون حسن عباسی به ورطه خود ویرانگری می افتد و گذشته پر از افتخار هنری و زندگی شخصی خود و خانواده اش را نابود می کند حکایتی است مملو از چراها و اماها و دریغها...

"جواد بازیاران می گوید: یک روز حسن عباسی به من گفت : آقای صیادی تئاتر جامعه باربد را به مدت یک ماه اجاره کرده و قراره یک نمایش در این مدت روی صحنه بیاره که اسمش هست عشق هرگز نمی میرد. من نقش یک کمدین را بازی می کنم ،تو نقش یک وکیل داری و خانم شمسی فضل الهی نقش اول زن نمایش نامه رو بازی می کند.بعد از تمرینات نمایش را شروع کردیم . ایشان اول هرصبح 5 تومان به من می داد و من را می فرستاد خیابان ملت. می گفت برو فلان جا بایست ،یک نفر با دوچرخه می آد،یک بسته بهت میده ،پولو بده امانتی رو بگیر و سریع بیار اینجا.

وقتی بر می گشتم ،از من می گرفت می رفت زیر سن تئاتر،یک اسکناس یک تومانی را لوله می کرد و آن را می ریخت روی زرورق... یک روز به خودم جرات دادم و به عباسی گفتم : این چه کاریه که می کنی ؟نمیشه کمی مواظب خودت باشی؟بلافاصله گفت : اگر این نکبت را بکشی ،یعنی داری مرگو به جان میخری . این یک پیک مرگه که داره ذره ذره منو می کشه.مرحوم عباسی روح لطیفی داشت،اما متاسفانه خیلی کم اراده بود.ولی حسنی که داشت به هیچ وجه نمی گذاشت کس دیگری ،به سوی این بلای خانمانسوز کشیده شود...

بالاخره این هیولای خانمانسوز ،دشمن جسم و روح او شد وآهسته و آرام او را از زندگی دور کرد. سالها از این موضوع گذشت ،روزی برای خرید میوه به میدان تره بار رفته بودم . داشتم بر می گشتم ،دیدم بیرون میدان خیلی شلوغه . کنجکاو شدم و رفتم جلوتر،اما ازدحام جمعیت جلوی جوی آب مانع دیدم می شد.بالاخره هر طوری که بود به زور از میان انبوه آدمها راه باز کردم تا ببینم چه خبر شده.چشمت روز بد نبینه ،اگه بگم بهت کیو دیدم،مغزت سوت می کشه.

می دونی کی بود؟ جسد بی جان زنده یاد حسن عباسی. جنازه اش در جوی پر از لجن و آشغال افتاده بود،که فقط صورتش دیده می شد(بازیاران موقع تعریف این موضوع ،اشک امانش نمی داد و گفت : در همان لحظه یاد همسر فهمیده او افتادم که چه فداکاری و از خودگذشتگی کرد،اما نشد که نشد...

بهرحال حسن عباسی در مورد زن و فرزندانش خیلی بد کرد.من خونه او رفت و آمد داشتم،می دونستم که این بانوی خانواده دار ،چقدر برای نجات او تلاش کرد اما افاقه نکرد.با دیدن منظره دردناک جسم بیجان همکارم که روزی در سالن دوبلاژ کنار هم بودیم ،حالم خیلی خراب شد. با اون حال منقلب ،نمیدونم زنبیل میوه را کجا پرت کردم. به اصطلاح آمدم از جوی بکشمش بیرون که ماموران شهرداری سر رسیدند و جمعش کردند و بردند.همینطور بهت زده و مات ایستاده بودم. باورم نمیشد چه کسی را دارند می برند. با چشمان پر از اشک ،نگاهم دنبال جنازه او بر روی کف وانت مونده بود. این هم آخر و عاقبت یک گوینده برجسته که خودش تیشه به ریشه خود و خانواده اش زد..."

جواد بازیاران در آخر اشاره ای خیلی گذرا به مرگ عباس سلطانی هم کرده ،گویا این هنرمند توانا هم ،سال 1380 بر اثر بلای خانمانسوز اعتیاد درگذشته است. 

خداوندا ما را یک دم به خود وا مگذار...

نقل از کتاب حکایت مردان خاکستری سینما

۱۳۹۴/۴/۶ عصر ۰۳:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آمادئوس, زینال بندری, برو بیکر, هایدی, هانا اشمیت, BATMAN, پدرام, مگی گربه, دکــس, خانم لمپرت, سروان رنو, حمید هامون, Classic, terme, rahgozar_bineshan, پیرمرد, جیمز باند, ال سید
زاپاتا آفلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 687
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2090
( 9531 تشکر در 85 ارسال )
شماره ارسال: #70
RE: دوبله به روایت دیگران

نرمی ابر و خروش آذرخش...

یادی از بانوی هنرمند دوبله ،رفعت هاشم پور که با صدای پر احساسش ،عاشقانه ترین شخصیتهای پرده نقره ای را برایمان جاودان کرد.

http://parsigooyan.com/index.php/%D8%A2%...8%AE%D8%B4

۱۳۹۴/۴/۲۰ عصر ۰۳:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kurt Steiner, هایدی, BATMAN, هانا اشمیت, terme, زینال بندری, مگی گربه, پدرام, سروان رنو, حمید هامون, پیرمرد, جیمز باند, شارینگهام
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 380
( 7572 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #71
RE: دوبله به روایت دیگران

(۱۳۹۴/۴/۲۰ عصر ۰۳:۵۱)زاپاتا نوشته شده:  

نرمی ابر و خروش آذرخش...

یادی از بانوی هنرمند دوبله ،رفعت هاشم پور که با صدای پر احساسش ،عاشقانه ترین شخصیتهای پرده نقره ای را برایمان جاودان کرد.

http://parsigooyan.com/index.php/%D8%A2%...8%AE%D8%B4

نیروان غنی پور در این مقاله اشاره میکند که در دوبله نسخه سینمائی و ویدیوئی پرواز برفراز آشیانه فاخته (دیوانه ای از قفس پرید) بترتیب مرحوم نیکو خردمند و رفعت هاشم پور صحبت کرده اند.... اصلاح اینکه : هم در نسخه سینمائی (که پیش از انقلاب) و هم در نسخه ویدیوئی (که اوایل انقلاب) توسط خسروشاهی انجام شد رفعت هاشم پور صحبت کرده است (ترکیب گویندگان هر دو دوبله تقریبا یکسان است).

گویندگی وی بجای همه بازیگرانی که دوبار بجای آنها در یک فیلم صحبت کرده است بار اول در حد خود بازیگر و در بار دوم فراتر از بازی بازیگر بوده است. از برباد رفته (بجای ویوین لی) بگیرید تا قتل در قطار سریع السیر شرق (بجای اینگرید برگمن) و دیوانه ای از قفس پرید (بجای لوئیز فلچر). وی معمولا در هر فیلم بجای یک شخصیت صحبت میکرد. اما بیاد دارم که در توپهای ناوارون (در دوبله دوم) هم بجای ایرنه پاپاس صحبت کرد و هم جیا اسکالا (و جالبتر اینکه همسرش جلال مقامی نیزدر این دوبله ، بجای 3 شخصیت و 1 راوی صحبت میکند).

با تقدیم احترام به بزرگترین گویندگان زن تاریخ دوبلاژ ایران (همچون ژاله کاظمی ، نیکو خردمند ،مهین کسمائی ،فهیمه راستکار ، بدری نوراللهی ،شهلا ناظریان ،زهره شکوفنده ، سیمین سرکوب و ... ) به نظر این حقیر رفعت هاشم پور براساس محاسبه امتیاز تمام شاخصهای گویندگی ، بزرگترین گوینده زن تاریخ دوبلاژ ایران است. هاشم پور همانقدر میتواند در بین گویندگان زن ارجمند باشد که اسماعیلی بین مردها شایسته آنست.

۱۳۹۴/۴/۲۱ صبح ۰۸:۲۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kurt Steiner, بولیت, برت گوردون, دکــس, زینال بندری, هایدی, rahgozar_bineshan, مگی گربه, رابرت میچم, برو بیکر, سروان رنو, نایب تیمور خان, حمید هامون, پیرمرد, ویگو مورتنسن, بانو الیزا, جیمز باند
دیوید نودلز آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 175
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۸/۱۸
اعتبار: 7


تشکرها : 157
( 630 تشکر در 167 ارسال )
شماره ارسال: #72
RE: دوبله به روایت دیگران

(۱۳۹۲/۸/۳۰ عصر ۰۴:۱۴)زاپاتا نوشته شده:  

با تشكر از مگي عزيز

اول تكليفم را - از منظر شخصي- مي خواهم با صداي ابوالحسن تهامي روشن كنم.

صداي ابوالحسن تهامي را هيچگاه براي دوبله دوست نداشته ام ،برعكس صدايش را بيشتر مناسب براي آنونس ،نريشن گويي و مستندگويي مي دانم .

صداي شق و رق و عاري از احساس او در دوبله بويژه برخي از آثار فارسي نشان از تائيد اين ادعا دارد. ايشان داراي سواد ادبيات فارسي و بعلت مسلط بودن به زبان انگليسي مدير دوبلاژ متوسط- و نه بي همتا و درجه يك - است.

قضاوتهاي او درباره همكارانش در نقدهايي كه در اواسط دهه 80 در ماهنامه فيلم براي آثارشان مي نوشت گاهي از جاده انصاف خارج مي شد. او گاهي بدون در نظر گرفتن شرايط امروز دوبله با قيچي نقد به دوستان و همكارانش مي تاخت كه در نهايت با نقدي كه بر گويندگي يكي از دوبلورهاي جوان يعني كسري كياني نوشت كه با جوابيه تند كياني روبرو شد و بدينگونه بساط نقد و نقادي استاد برچيده شد.

كمي به عقب برميگرديم . ابوالحسن تهامي پس از 13 سال دوري مجددا در اواسط سال 1373 از استراليا به ايران بازگشت . آمدن تهامي براي دوستداران دوبله اتفاقي فرخنده بود . بسياري از دوستداران سينما و دوبله به صداي جدي و محكم او را در آنونس ها علاقه داشتند . با برعهده گرفتن مديريت استوديو مركزي، او مجددا دوبله را آغاز و همزمان با دعوت تلويزيون از ايشان به گويندگي در سيما نيز پرداخت.درمدتي كم به يكي از پركارترين گويندگان بدل شد. در سالهاي دهه 70 كه اكران فيلمهاي خارجي در سينماها محدود بود او به دوبله فيلمهاي فارسي و برخي از فيلم مجموعه هاي سيما فيلم مانند دام پرداخت . جالب اينكه مجبور بوديم اين صداي خالي از احساس را برروي بازيگراني چون اكبرزنجانپور ،چنگيز وثوقي و... بشنويم .البته استاد هيچگاه به سينماي ايران علاقه نداشته و آن را مذمت كرده است و اگر هم در حيطه آنونس فعاليت كرده است از روي خيرخواهي و كمك به تهيه كنندگان سينماي فارسي بوده است!

اگر امروز به آنونس هاي قبل از انقلاب كه ساخته و پرداخته خود اوست نگاه بيندازيم گاهي با كلمات و جملاتي اغراق آميز روبرو ميشويم كه براي روزگار ما بيشتر شبيه طنز است . اينكه براي يك فيلم درجه 3 فارسي ساخته رضا صفايي عبارت بزرگترين فيلم دوران ! را بكار ببريم لحظه اي انسان حس مي كند كه با يكي از شاهكارهاي كلمبيا پيكچرز يا گلدين مه ير روبروست !قطعا اين جملات عجيب و غريب و اغراق آميز اگر گاهي هم براي آن تهيه كننده نگونبخت سودي نداشت اما در عوض پاكت پول استاد سرشار از نان بود.

خلاصه ايشان با بازگشت مجددش به دوبله در دهه 70 نه كور كرد و نه شفا داد . بلكه در جاهايي با قلم نيشدارش كه به خيابان حافظ و ماهنامه فيلم راه پيدا كرده بود دوستان و همكاران چندين و چندساله اش را مورد لطف و مرحمت قرارداد كه نمونه اي از آن در ذيل آمده است.

ايشان دراين نوشته كه در سال 78 در ماهنامه فيلم نگاشت بغير از خسروخسروشاهي و كمي عنايت به بهرام زند دوستاني را كه بعنوان مدير دوبلاژ برتر از سوي سيما شناخته شده بودند به رسميت نشناخت و حتي اين همكاراني كه در غيبت 13 ساله استاد و گشت و گذارشان در استراليا چراغ نيمه خاموش آن را روشن نگاه داشته بودند مورد لطف قرارداده و انگ همكاري آنچناني ! به آنها زد. آيا ناصر طهماسب يك مدير دوبلاژ قدر نبود ؟ جلال مقامي چه؟بهرام زند در هنگام نگارش اين سياه نامه برترين آثار تلويزيون را به بهترين شكل دوبله مي كرد كه هنوز جزو آثار فاخر دوبله هستند.

با استاد وارد دهه 80 مي شويم و آغاز دوبله در موسسه ويدئويي قرن 21 و شروع فصل نويني از  دوبله. همه چيز فراهم است . محمدمهدي جعفري موسس قرن 21 از ينگه دنيا چنگيز جليلوند را به ياري مي طلبد و اينگونه يار غار ابوالحسن تهامي وارد مجموعه قرن 21 مي گردد. استاد آنونسهاي غراي خود را آغاز مي كند و پس از سالها چشم و گوشمان به جملات يگانه ! ايشان روشن مي شود.استاد نيازي به نقش گويي ندارد چرا كه دستمزدش با يك گوينده نقش اول برابري مي كند و نيازي ندارد حنجره خود را به زحمت بيندازد.ساخت يك دستمزد دارد و گويندگي هم يكي كه خب بدك نيست .

ميرسيم به سال 84 و آن قهر دوبلورها و هماورد طلبيدن چنگيز جليلوند و بي مهري كه در حق همكارانش روا داشت كه يكي از خسارتهاي جبران ناپذير آن كوچ كردن صدايي تكرار نشدني مانند رفعت هاشمپور بود كه از اين حيث گناه جليلوند تا ابد نابخشودني است. استاد ابوالحسن تهامي مانند هميشه خود را كنار كشيد و لب فرو بست . نه در ظاهر از چنگيز دفاع مي كرد و نه از ديگر دوستانش كه در نقطه مقابل قرارداشتند.چرا كه بازار هنر استاد سكه بود حالا تيمي آمده بودند كه با كمك چنگيز و ناصرخان متقالچي فقط در فيلمها حرف مي زدند و نوعي دوبله سرسري را رواج مي دادند . هم كار قرن 21 را مي افتاد هم استاد آنونس هاي خودش را فارغ از اينكه چه كساني دوبله كرده اند مي گفت و بي سر و صدا به كارش ادامه مي داد. دستمزد و كار ايشان كه سر جايش بود پس چرا دوستان كارفرما! را برنجاند . پس يك چايي ديشلمه و هم گپ و گفتي با دوستان عزيز و هم يك آنونس گويي با جملات قصار بهترين گزينه بود !

اگر هم درباره اين اختلافات از ايشان سوالي ميشد به گفتن اين جمله كليشه اي بسنده مي كردند كه من از دوبله خداحافظي كرده ام .پاسخي راحت و بي دردسر... و استاد همچنان به كارش ادامه مي دهد و آنونس مي گويد !

مگي عزيز گفته كه ابوالحسن تهامي از استاد لطيف پور فقط درباره دوبله اتللو پرسيده ؟ دليلش واضح است ،استاد تهامي در دهه 80 هملت كنت برانا را با ترجمه خودش دوبله كرد . فيلم سرشار از همان كلمات اغراق آميز و عجيب و غريبي است كه ايشان به آنها علاقه دارد و دوست و همكار عزيزش جليلوند هم نقش اول را گفته است . هرچه استاد و موسسه قرن 21 سعي كردند در اكران هاي خصوصي بگويند كه اين دوبله فاخر است كسي گوش نكرد و تلاش آنها بي فايده بود . زيرا كه دوبله اي متوسط و نه شاهكار داشت. ايشان ميخواست نقبي بزند به دوبله فيلم هملت كه متاسفانه استاد لطيف پور خسته تر از آن بود كه در اين مصاحبه بهانه اي دست ايشان بدهد كه از دوبله هملتش يك رونمايي مجدد انجام دهد.

استاد ناصر طهماسب چه زيبا گفته كه تمام بار دوبله روي دوش چند نفر بوده كه با هنرنمائي اشان باعث شده اند كه خيلي هاي ديگر از اين رهگذر منتفع شوند . حالا چه باك استاد تهامي فعلا سهمي از تاريخ دوبله را براي خود برداشته اند اما زمان بهترين داور است ...

* اين نوشته نظر شخصي بنده است و شايد ديگر دوستان نظراتي مخالف من داشته باشند.


با سلام خدمت شما دوست عزیز

البته مسئله اخلاق نه چندان دلچسب جناب تهامی و البته عدم محبوبیت وی میان همکاران که جای خود دارد، اما در چیره دستی و زبان شناسی ایشان جای هیچ شک و شبهه ای نیست دیالوگ نویسی روان با حفظ کلاس بالای تسلط بر دستور زبان فارسی بارها در فیلم های مختلف از خداحافظ چارلی و راکی و این گروه خشن.... به ثبت رسیده، صدای ایشان هم هرچند از نظر شما متهم به بدون حس بودن میشود طبیعی است با صدای ترحم برانگیز و پرشور امثال کاووس و خسرو و مظفری.... متفاوت است اما برای نقش متناسب در جای خود متناسب است (از آنتونی هاپکینز شیر در زمستان بگیرید تا آثار طنز و حتی آستریکس و اوبلیکس) در نهایت به دلیل ضدیت با ایشان و البته حواشی ناشی از خلاف جهت شنا کردن دستاوردهای ایشان نیز نادیده گرفته شود.

فراموش نکرده ایم بابت دوبله سرگیجه چگونه ازیشان خرده گرفته شد تا اینکه در دوبله سوم جیمز استوارت عصا قورت داده استاد تهماسب چنان نچسب بود که قدر اسکاتی مستاصل و پا درهوای جناب تهامی را دانستیم، در مورد هملت کنت برانا نیز این فیلم از اساس واجد ارزشهای آنچنانی نبود که ظرفیت دوبله فاخری را داشته باشد، فیلم زمینه اش را داشته باشد دوبله نیز همپای آن قابلیت ارتقاء دارد عملکرد ایشان در دوبله فیلم قهرمان (با استفاده از کسری کیانی در نقش اول) گواهی این مدعاست.


اینهمه سال چیکار میکردی؟.....شبا زود میخوابیدم......
۱۳۹۵/۸/۱۹ صبح ۱۰:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جیمز باند
دون دیه‌گو دلاوگا آفلاین
مسافر سبز-پوش کافه
*

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۲/۶
اعتبار: 8


تشکرها : 398
( 567 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #73
RE: دوبله به روایت دیگران

(۱۳۹۲/۸/۱۳ صبح ۱۰:۵۵)منصور نوشته شده:  

... ایرانیها هنرشان حرف زدنشان است. دوبله در ایران بخاطر همین هنرمندی ایرانیان زاده شد و تا کنون قوام یافته است. یک ایرانی واقعی با احساسات واقعی ایرانی بودنش از تماشای فیلمی چون چه کسی از ویرجینیا ولف میترسد لذتی دوچندان میبرد. میدانید چرا؟ ارزش فیلم و بازی بازیگران به کنار و این یک لذت که همه ملل می برند. اینجا چیزی بر فیلم اضافه شده است که سایر ملل آنرا ندارند. اینجا صداهای به غایت زیبا و به غایت ماهر (حتی ماهرتر از انعطافها وکش و قوس های صدای اصلی بازیگران) به فیلم اضافه شده است. در واقع هنری دیگر بنام صدا در کنار خود فیلم ما را از خود بیخود میکند. مایی که ایرانی هستیم و از شنیدن در کنار دیدن لذتی وافر می بریم. صداهای جدید به قیافه های بازیگران میخورند. میخورند یعنی منطبقند. منطبق هستند یعنی گوئی خدا این صدا را باید روی آن چهره می آفرید اما نیافریده اما ما آنرا احیا کرده ایم و آفرینش را تکمیل کرده ایم. انسان دوست دارد همه چیز را سرجایش گذارد... کاش این آنجا بود. کاش آن اینطوری بود . کاش این میشد. کاش آن میشد... و ما اینجا کاش را، عملی کرده ایم. دوبله آرزوی انسان را در تطبیق خصائص انسانی (چهره و صدا) تکمیل کرده است.

با این بخش از نوشته‌های منصور گرامی موافقم.

یاد درد دلی افتادم از استاد منوچهر اسماعیلی که سال‌ها پیش در ماهنامه‌ی سینمایی فیلم چاپ شده بود ـ تحت عنوانِ تأمل‌برانگیز ِ "مجازات پلنگ بیمار!"  :

... چند سال پیش، یکی از مسئولان رده بالای سینمایی کشور از ده‌دوازده نفر از همکاران بنده دعوتی کرد و بدون مقدمه یا توضیحی این‌طور فرمود: «شماها دیگر خیلی گنده شده‌اید. از حالت یک ماهی در یک تنگ، به صورت نهنگ درآمده‌اید و جا را برای دیگران تنگ کرده‌اید. محترمانه به شما توصیه میکنم هرچه زودتر یا اصلاً همین هفته بروید برای مراسم ختمتان مسجدی را رزرو کنید و مرگ خودتان را بی‌سروصدا اعلام و مراسمش را برگزار کنید، در غیر اینصورت مجبور می‌شویم ما این کار را بکنیم و مرگ دسته‌جمعی شما را اعلام کنیم.»(!)

زمانی میراب‌ها نیمه‌های شب درِ خانه‌ها را میزدند و آب می‌آوردند. برای همین، برای ما آدم‌های عزیزی بودند چون آب و آبادانی و مایه‌ی حیات میآوردند. بعد که آب را لوله‌کشی کردند، میراب‌ها هنوز احترام داشتند و کسی بابت اینکه آب دیگر لوله‌کشی شده، به آنها بی‌احترامی نمیکرد.

فرض کنید تا مقطعی فیلم‌های ایرانی دوبله میشده و از آن پس قرار شده فیلم‌ها با صدابرداری ساخته شود. اصلاً فرض کنیم از اوّل هم باید همینطور می‌بوده امّا نبوده. آیا سزاوار است با آنها که کار را به این جا رسانده‌اند و حالا بعضی از کارهایشان غرورآفرین و خاطره‌انگیز هم هست و برخی با خاطره‌ی کارهایشان زندگی می‌کنند، این طور برخورد شود؟

ما همان میراب‌ها هستیم؛ امّا امروز به ما توهین می‌شود. ما روزی با غرور درِ خانه‌ها را می‌زدیم؛ امّا حالا باید خجالت بکشیم که یک عمر از جوانی و زندگی‌مان را صرف این کار کرده‌ایم. آیا ما سزاوار این برخوردیم؟ وقتی سینما هنوز در کشور شروع به کار نکرده بود، دوبله رشدش را شروع کرد و باعث تشویق فیلمسازان شد. فیلمسازان از دوبله مدد گرفتند و دوبله هم به کمک آنها رفت ... .

منبع: مجله‌ی فیلم، سال 17، ش 243، آبان 1378. ص 35.

گفت‌و گو با منوچهر اسماعیلی

۱۳۹۶/۳/۱۹ عصر ۱۰:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, ال سید, شارینگهام, مراد بیگ, منصور, جیمز باند, دیوید نودلز, rahgozar_bineshan, Classic, سناتور
جیمز باند آفلاین
در حال ماموریت!!
***

ارسال ها: 236
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۱۰
اعتبار: 15


تشکرها : 1247
( 1817 تشکر در 164 ارسال )
شماره ارسال: #74
RE: دوبله به روایت دیگران

(۱۳۹۴/۴/۲۱ صبح ۰۸:۲۶)منصور نوشته شده:  

با تقدیم احترام به بزرگترین گویندگان زن تاریخ دوبلاژ ایران (همچون ژاله کاظمی ، نیکو خردمند ،مهین کسمائی ،فهیمه راستکار ، بدری نوراللهی ،شهلا ناظریان ،زهره شکوفنده ، سیمین سرکوب و ... ) به نظر این حقیر رفعت هاشم پور براساس محاسبه امتیاز تمام شاخصهای گویندگی ، بزرگترین گوینده زن تاریخ دوبلاژ ایران است. هاشم پور همانقدر میتواند در بین گویندگان زن ارجمند باشد که اسماعیلی بین مردها شایسته آنست.

با سلام

از منبع موثقی میدانم که نسخه اول فیلم پرواز بر آشیانه فاخته که همان نسخه سینمایی بوده را خانم نیکو خردمند بجای لوییز فلچر صحبت کرده اند.


ارادتمند شما، جیمز باند
۱۳۹۶/۳/۲۰ عصر ۰۱:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دیوید نودلز, شارینگهام
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 380
( 7572 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #75
RE: دوبله به روایت دیگران

(۱۳۹۶/۳/۲۰ عصر ۰۱:۳۹)جیمز باند نوشته شده:  

از منبع موثقی میدانم که نسخه اول فیلم پرواز بر آشیانه فاخته که همان نسخه سینمایی بوده را خانم نیکو خردمند بجای لوییز فلچر صحبت کرده اند.

اگر منظور از منبع موثق ادعای آقای نیروان غنی پور است ، که اشتباه میکنند ( هرچند این را همه جا گفته اند و منبع خود ایشان هم معلوم نیست کجاست) ... اما من از خود خسروشاهی (که مدیر هر دو دوبله این فیلم است) شنیدم که در هر دو دوبله رفعت بجای لوئیز فلچر صحبت کرده است. (مگر اینکه از یاد برده باشند و منبع خیلی موثق تر یا خود دوبله در دسترس باشد)... اگر خیلی لازم است بفرمائید تا از بواسطه آقای مقامی از خود رفعت سوال کنم.

سالها قبل در مورد نام این فیلم در کافه بحث جالبی بود چرا فاخته (کوکو) بخشی از نام این فیلم است و چه ارتباطی بین تیماستان و آشیانه فاخته وجود دارد؟ همانطور که میدانید نام اصلی فیلم دیوانه از قفس پرید ، پرواز بر فراز آشیانه فاخته است. فیلمی که سالها در دانشگاه های روانشناسی اروپا تدریس شد و میشود .

۱۳۹۶/۳/۳۰ صبح ۰۷:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ال سید, سروان رنو, rahgozar_bineshan, شارینگهام, Classic, soheil, جیمز باند
جیمز باند آفلاین
در حال ماموریت!!
***

ارسال ها: 236
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۱۰
اعتبار: 15


تشکرها : 1247
( 1817 تشکر در 164 ارسال )
شماره ارسال: #76
RE: دوبله به روایت دیگران

(۱۳۹۶/۳/۳۰ صبح ۰۷:۵۳)منصور نوشته شده:  

(۱۳۹۶/۳/۲۰ عصر ۰۱:۳۹)جیمز باند نوشته شده:  

از منبع موثقی میدانم که نسخه اول فیلم پرواز بر آشیانه فاخته که همان نسخه سینمایی بوده را خانم نیکو خردمند بجای لوییز فلچر صحبت کرده اند.

اگر منظور از منبع موثق ادعای آقای نیروان غنی پور است ، که اشتباه میکنند ( هرچند این را همه جا گفته اند و منبع خود ایشان هم معلوم نیست کجاست) ... اما من از خود خسروشاهی (که مدیر هر دو دوبله این فیلم است) شنیدم که در هر دو دوبله رفعت بجای لوئیز فلچر صحبت کرده است. (مگر اینکه از یاد برده باشند و منبع خیلی موثق تر یا خود دوبله در دسترس باشد)... اگر خیلی لازم است بفرمائید تا از بواسطه آقای مقامی از خود رفعت سوال کنم.

سالها قبل در مورد نام این فیلم در کافه بحث جالبی بود چرا فاخته (کوکو) بخشی از نام این فیلم است و چه ارتباطی بین تیماستان و آشیانه فاخته وجود دارد؟ همانطور که میدانید نام اصلی فیلم دیوانه از قفس پرید ، پرواز بر فراز آشیانه فاخته است. فیلمی که سالها در دانشگاه های روانشناسی اروپا تدریس شد و میشود .

سلام...

نه... منبع من نیروان غنی پور نیست، هر چند جاهایی را درست و جاهایی را اشتباه گفتند. من با استاد خسروشاهی که صحبت میکردم اشاره ای به نسخه سینمایی این فیلم داشتند. مگر آنکه در آن لحظه اشتباه کرده باشند. مثلا فرمودند مدیر دوبلاژ فیلم "و عدالت برای همه" مرحوم امیرهوشنگ قطعه ای هستند که من عرض کردم در ابتدای تیتراژ از مرحوم ناظریان بعنوان مدیر دوبلاژ نامبرده میشود. که به همین منظور dvd فیلم را برایشان کپی کردم.

البته اگر شما از بانو رفعت سوال بفرمایید که چه عالی، چون وقتی من تابستان 94 از استاد مقامی سوال کردم خاطرشان نبود.

لطف شما پاینده


ارادتمند شما، جیمز باند
۱۳۹۶/۳/۳۱ صبح ۰۸:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ال سید, rahgozar_bineshan, سروان رنو
بانو الیزا آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 85
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۷/۷
اعتبار: 11


تشکرها : 534
( 760 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #77
RE: دوبله به روایت دیگران

ژاله کاظمی

ژاله كاظمی در دوازده فروردین 1322 در تهران متولد شد و در دوازده فروردین 1383 درگذشت. همانند همزمانی روز تولد و فوت اینگرید برگمن ...

به راستی که صدای ژاله چقدر با چهره اینگرید برگمن تناسب داشت

در اینجا هم میتونید فیلم مصاحبه ژاله کاظمی رو با بانو پریسا( خواننده سالهای پیش از انقلاب )  در دهه 50 شمسی مشاهده کنید

ژاله علاوه بر گویندگی کار اجرای تلویزیونی رو هم بر عهده داشت . دوستان ژاله می گفتند : هربار ژاله هنگام اجرا تُپق میزد ، معمولا تپق اول رو به روی خودش نمیاورد ولی همینجور ناراحت می موند و سعی میکرد هرچه زودتر تپق بعدی را هم بزند تا ضبط برنامه متوقف شود و برنامه رو از نو ضبط کنند . این مصاحبه ای بود که از ژاله در شماره دهم مجله تماشا در تاریخ 6 خرداد 1350 به چاپ رسیده بود.


هرگز فالگیر نبودم
فقط خواستم دستت را بگیرم
۱۳۹۶/۹/۵ عصر ۰۴:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, آمادئوس, شارینگهام, آدری لاووا, رابین‌هود, ال سید, BATMAN, دون دیه‌گو دلاوگا, جیمز باند, سروان رنو, پرنسس آنا, rahgozar_bineshan, زاپاتا
ارسال پاسخ