[-]
جعبه پيام
» <زرد ابریhttps://www.sarzamindownload.com/7535/-%...07-Windows
» <زرد ابری> فرمت mp3 مناسبه
» <Sean Archer> سلام دوستان من چه فرمت صوتی رو اپلود کنم بتونم درخواست شناسایی آهنگ رو بدم ممنونم
» <Sean Archer> سلام. وقتتون بخیر قبلا مشتریتون بودم مدتی نبودم الان برگشتم و دسترسی هام محدود شده کمک میکنین ممنونم
» <بانو الیزا> این روزها تب جام جهانی موجب همدلی مردم ایران شده . و با یه برد مقابل مراکش و یه بازی خوب مقابل اسپانیا ، امیدوار به صعود هستیم
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )
نویسنده پیام
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 385
( 7586 تشکر در 113 ارسال )
شماره ارسال: #61
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۳۹۳/۳/۷ عصر ۰۸:۴۷)برو بیکر نوشته شده:  

با اجازه منصور خان

امروز مصاحبه ای از مصطفی عقاد را خواندم که در آن اشاره داشت بازیگر نقش حمزه در هر دو نسخه عربی و آمریکایی آنتونی کویین بوده است. با توجه با این پست شما قضیه کمی مبهم است. البته مصطفی عقاد به بازی عبداله قیس نیز اشاره کرده اما نگفته است بازیگر چه نقشی بوده است. در مجموع موضوع کمی مبهم می باشد

بدون شرح

سمت راست نسخه فیلم با حضور بازیگران انگلیسی زبان و سمت چپ نسخه  با حضور بازیگران عرب در صحنه های یکسان هر دو فیلم

سمت راست آنتونی کویین و سمت چپ عبداله قیس

 

 

 

 

 

 

عکسها همین الان توسط منصور از هر دو نسخه فیلم تهیه شد و از جائی وام گرفته نشده است

با همه ضعفهای بازیگر عرب که اصلا قابل مقایسه با آنتونی کوئین نیست ، این اشتباه فاحش طراحان صحنه و خود کارگردان که محاسن و ریش حمزه در نسخه انگلیسی زبان کاملا سفید و در نسخه عربی کاملا سیاه است خود حکایت جالبی است. حمزه در هنگام شهادت قریب به 60 سال داشته است. نسخه عربی یک نسخه سرهم بندی شده است و علاقه شدید جامعه عرب به این نسخه حکایت از عداوت آنها با غرب و حتی بازیگران غربی است. عداوتی که چندین برابرش را با جامعه ایران داشته و دارند.

نکته جالب در مورد این فیلم آنکه موذنی که جای بلال در هر دو نسخه اذان میگوید مرحوم عبدالباسط محمد عبدالصمد است و در نسخه عربی به این اسم اشاره شده است. در عنوان بندی پایان فیلم که اذان های مختلف بهنگام نمایش مساجد مختلف در سطح دنیا پخش میگردد اذانی که روی تصویر مناره مسجد امام اصفهان به گوش میرسد صدای مرحوم محمد آقاتی است (بهترین اذان بعد از اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی). مرحوم آقاتی موذن مسجد گوهرشاد مشهد بود در قریب به 50 سال قبل.

با وجودیکه مجتهدی (دوست و همکلاسی و رفیق شفیق عقاد و سازنده مستند ایران و در واقع چهارمین فیلمبردار بزرگ صحنه های هوائی جهان) ادعا کرد صحنه ی تیز کردن ذوالفقار علی به خواهش وی و صرفا در نسخه ای که به ایران آمد از طرف عقاد فیلمبرداری شده است ، من این صحنه را در هر دو نسخه عربی زبان  و انگلیسی زبان دیدم!

۱۳۹۳/۳/۸ صبح ۱۱:۲۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, Classic, پرشیا, پدرام, اسپونز, پایک بیشاپ, مگی گربه, BATMAN, سروان رنو, خانم لمپرت, بانو, حمید هامون, اتان ادواردز, زرد ابری, کارآگاه علوی, آلبرت کمپیون, هایدی, زبل خان, مکس دی وینتر, شارینگهام, ریچارد
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6727 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #62
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

منصور خان عزیز

طبق معمول ، کامل و جامع و شفاف و بی چون و چرا.

گاهی اوقات بسیار تاسف می خورم که چرا باید در خصوص مسائلی اینچنین بارز و بدیهی مطبوعات ما اینقدر تحریف و دروغ به خورد مردم می دهند.

موضوع استفاده از آنتونی کوئین در هر دونسخه آمریکایی و عربی در سایتهای مثلا معتبری مثل سوره نیز به خورد مردم داده شده است من لینک مصاحبه را که در دو سایت مختلف منعکس شده است را اینجا می گذارم :

http://www.iricap.com/dialogcontent.asp?id=6

http://www.shabestan.ir/NSite/FullStory/...46654&Mode

آنچه مسلم است مصطفی عقاد فقید آنقدر پیر نشده بود که فراموش کرده باشد که بازیگر نقش حمزه در در نسخه عربی عبداله قیس بوده است. بنابراین تنها نتیجه های که میتوان گرفت آنست که این مصاحبه توسط مترجم یا شاید افراد دیگر دستخوش تحریف شده است. اما قطعا این تحریف نباید عمدی باشد. زیرا هیچ انگیزه سیاسی یا غیر سیاسی را نمی توان برای این موضوع قائل شد. مگر برای سوره چه فرقی میکرد که بخواهد به خوانندگان خود بگوید از دو بازیگر برای این نقش استفاده شده است؟

وقتی در خصوص چنین واضحاتی دروغ به خورد مردم می دهند چگونه میتوان به بقیه متن مصاحبه اعتماد کرد؟؟؟؟؟؟

جالب اینجاست که این مصاحبه در نشریه رسمی حوزه هنری نیز بچاپ رسیده است.

۱۳۹۳/۳/۸ عصر ۰۹:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, خانم لمپرت, بانو, زرد ابری, کارآگاه علوی, واتسون, ریچارد
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 49


تشکرها : 5286
( 6258 تشکر در 93 ارسال )
شماره ارسال: #63
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۳۹۳/۳/۸ عصر ۰۹:۳۳)برو بیکر نوشته شده:  

موضوع استفاده از آنتونی کوئین در هر دونسخه آمریکایی و عربی در سایتهای مثلا معتبری مثل سوره نیز به خورد مردم داده شده است من لینک مصاحبه را که در دو سایت مختلف منعکس شده است را اینجا می گذارم :

فکر میکنم شما بد متوجه شدید . اگر منظورتان این جمله است :

منظور ایشان از دو فیلم ، الرساله و عمر مختار است. ضمن اینکه در پاراگراف قبل هم در مورد تفاوت نقش حمزه در دو نسخه عربی و آمریکایی توضیح داده بود:


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۳/۳/۸ عصر ۱۱:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, BATMAN, پایک بیشاپ, برو بیکر, خانم لمپرت, بانو, مگی گربه, زرد ابری, کارآگاه علوی, زبل خان, مکس دی وینتر, ریچارد
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6727 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #64
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

ماجرای من و فیلم بدنام

سال 1374

سال مرزی. از این بابت که ویدئو داشت نفسهای اخرش رو میکشید و آرام آرام ماهواره ها داشتند به زندگی ما چشمک میزدند. اما اونروزها هنوز ماهواره ها دیجیتال نبودند و همه تویه خونه هاشون یه ماهواره آنالوگ ترجیحا با برند کایت داشتند و انبوهی از کانالهای کشور دوست و برادر ترکیه.

اما من برعکس تمام اطرافیانم جهت ماهواره ام به سمت اروپا بود با تقریبا بیست و پنج تا سی کانال آنالوگ که اتفاقا جام جم خودمون هم همراه با یکی دو تا کانال از فرانسه و اسپانیا و .... را میگرفتم.  کمتر کسی اونموقع از چنین جهتی خبردار بود و همه دیشهاشون روی ترک بود و حالشو میبردند.

اغلب کانالها خبری بودند و مستند . از قضا یکشب که داشتم سرچ میکردم کانال اسپانیا ناگهان تصویری از هیچکاک به نمایش گذاشت و چند ثانیه از بخش هایی از فیلم بدنام که اونروزها فیلم رویایی من از هیچکاک تلقی میشد. با این تفاوت که اونقدر چهره ها و تصاویر شفاف بودند که باورم نمیشد. اونشب چند بار دیگه این آنوس پخش شد و متوجه شدم فردا شب ساعت بیست قراره بمناسبت تولد استاد این فیلم پخش بشه.

منم یه فیلم خام تو ویدئو گذاشتم و فیلمو کامل ضبط کردم. من دو تا ویدئو داشتم یکی با برند فیلیپس ( تنها ویدئو با 6 هد صدا در ایران) و یکی هم سامسونگ. بعد از تمام شدن فیلم هنر بنده گل کرد و بخاطر علاقه بیش از اندازه ام به این فیلم تصمیم گرفتم صدای فیلم وی اچ اس قبلی رو بندازم روی فیلمی که از ماهواره ضبط کردم.(اونزمان برخی از ویدئوها فقط پخش بودند - بعضیها ضبط و پخش بودند - به ندرت بعضیهاشون بجز ضبط و پخش دارای دکمه رکورد مستقل برای ضبط صدا بودند بدون اینکه به تصویر آسیبی برسد. اگر ویدئو فاقد چنین کلیدی بود کار بسیار سخت میشد)

فکر نکنید به همین راحتی بود. نه از کامپیوتر خبری بود و نه از انواع و اقسام نرم افزارهای مولتی مدیا. یه تلویزیون بود و دو تا ویدئو و یک کابل. تقریبا 8 ساعت زمان برد تا تونستم کاملا صدا رو  روی فیلم سوار کنم. نتیجه کار خیلی لذت بخش بود. دیدن فیلم بدنام با کیفیتی تو مایه های  بلوری الآن در اون زمان با دوبله فارسی اونهم روی نوار وی اچ اس. به جرات میتونم بگم تنها کسی بودم که تو ایران اچنین نسخه ای از بدنام را داشتم. ضمن اینکه ویدئوی من یک قابلیت جالبی داشت وقتی مُد صدا رو عوض میکردم فیلم با دوبله اسپانیایی پخش میشد و وقتی دوباره مد را تغییر میدادم فیلم با دوبله فارسی نمایش داده میشد. بعدها همین کار رو با بر باد رفته کردم.

چهار سال بعد وقتی برای خودم یک کامپیوتر مولتی مدیای کامل اسمبل کردم یک کارت کپچر روی مادربردش نصب کردم و این نسخه بدنام  را روی هارد کامپیوتر ذخیره کردم. حالا میخواستم یک نسخه وی سی دی از این فیلم برای خودم داشته باشم. ( اونموقع تازه اوایل فراگیر شدن وی سی دی بود) من یک بسته وی سی دی خام 99 دقیقه ای خریده بودم. این بسته ها اونموقع بسیار کمیاب بود. و فیلم 101 دقیقه بود. برای اینکه فیلم رو تبدیل به دو تا وی سی دی نکنم باید دو دقیقه از فیلم رو ممیزی میکردم.

ساعتها فیلم رو جلو و عقب کردم و من تازه فهمیدم فرق هیچکاک با بقیه کارگردانان در چی بود. باور کنید حتی نتونستم یک دقیقه سکانس بیخودی پیدا کنم چه برسه به دو دقیقه!!!!!! تا بالاخره با زدن سر و ته تیتراژ و بعضی جاها بالاخره فیلم رو روی یه وی سی دی 99 دقیقه ای جا دادم و از روش 5 تا رایت کردمو به دوستان نزدیکم هدیه دادم.

تمام این کارها در زمانی اتفاق افتاد که شاید از نظر خیلی از اطرافیانم چیزی در حد معجزه بود اما امروز به لطف تکنولوژی اینکارها خیلی عادی و مرسوم تلقی میشه. و من هنوز نسخه های وی اچ اس و وی سی دی بدنام رو در موزه منزلم نگهداری کردم.

۱۳۹۳/۴/۱۷ عصر ۱۲:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برت گوردون, Papillon, حمید هامون, مگی گربه, Classic, اسپونز, سرهنگ آلن فاکنر, اسکورپان شیردل, اکتورز, بانو, هانا اشمیت, فیلیپ ژربیه, زرد ابری, سروان رنو, BATMAN, سارا, Memento, ژان والژان, کارآگاه علوی, واتسون, آلبرت کمپیون, هایدی, زبل خان, مکس دی وینتر, شارینگهام, کاپیتان اسکای, L.B.Jefferies, ریچارد
مفتش شش انگشتي آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 4
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۱/۲۸
اعتبار: 1


تشکرها : 15
( 9 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #65
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

با سلام موضوع فيلم ديدن بويژه زمانيكه داشتن و ديدن ويدئو جرم محسوب مي شد، خاطرات بسياري را زنده كرد ...يادش بخير با هزار زحمت و عمليات قايمكي سراغ چندتايي كه ويدئو كرايه ميدادند و ويدئو را ملافه پيچ و مخفيانه مياورديم خانه و شب فيلمهايي را كه از بس ديده شده بودند و تصاويرش برفكي بود را خيره ميشديم و بزحمت داستان فيلم را ميديديم و مي فهميديم!!!

و تازه چه حالي داشت !!! صبح هم بايد ويدئو را با همان عمليات ديشب ميبرديم پس ميداديم...

۱۳۹۳/۱۲/۲۵ عصر ۰۳:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زاپاتا, BATMAN, حمید هامون, ژان والژان, مکس دی وینتر, ریچارد
Memento آفلاین
(2000)
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۷/۱۷
اعتبار: 43


تشکرها : 4500
( 3714 تشکر در 69 ارسال )
شماره ارسال: #66
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

حدودا 12 سالم بود که تلویزیون سریال مامورین پرونده های راکد رو نشون میداد. با وجود اینکه از این تیپ سریال های شبکه سه (بیشتر به خاطر کیفیت و ترکیب رنگیشون شاید) زیاد خوشم نمیومد ولی مشتری ثابت این سریال بودم. نه با خاطر داستان و فیلم نامه و ایناش. صرفا به این خاطر که میکی کالندر رو دوست داشتم. نمی دونم چرا ولی علاقه زیادی داشتم بش. هم کاراکترش و هم البته بازیگرش.

جنبه نوستالژیک ماجرا از اینجا شروع میشه که من با اینترنت دایال آپ ساعت ها و ساعت داشتم دنبال عکس و زندگی نامه و آدرس و اینا از این بازیگر می گشتم. یادمه اون زمان حتی با کارت اینترنت هم وصل نمی شدم بلکه یک اکانتی از دانشگاه آزاد داشتیم که به اون وصل میشدیم عموما با سرعت 14. بعضی وقتا که با سرعت 21 وصل میشد کلاهم رو می انداختم هوا. ولی متاسفانه اون زمان به جز 5 تا عکس IMDB و یه عکس دیگه که فیلتر بود هیچی ازش پیدا نمی کردم. جالبیش اینه که الان هم فقط همون 5 تا عکس رو توی آی ام دی بی داره بعلاوه چند تا عکس پراکنده دیگه. و این از شانس بد ما بود که ایشون اصلا بازیگر مطرحی نیست.

واقعا وقت زیادی رو صرف پیدا کردن عکس (بخصوص همین عکسی که پایین آپلود کردم، همون که فیلتر بود.) ایمیل و فکر کردن به اینکه توی اون ایمیل چی بنویسم کردم! shrmmm!cryyy!shrmmm!

حتی یادمه می خواستم با دایال آپ یکی از فیلم هایی که ایشون توش بود و البته نقش چهارم پنجم فیلم بود رو دانلود کنم!

تا اینکه چند وقت پیش شبکه تماشا دوباره این سریال رو پخش کرد و فیل ما یاد هندوستان کرد. بعد از سال ها دوباره سرچش کردم و این دفعه به لطف حضرت زوکربرگ دیدم صفحه فیس بوک داره. پیج هم نه، اکانت! تعداد فرند هاش هم از خودم کمتر بود! یعنی در این حد بازیگر مطرحی نیست...

اینجا بود که به یاد ایام نوجوانی عزمم رو جزم کردم تا یکی از کارهای ناتمام زندگی ام رو به فرجام برسونم. از خدا خواسته به جای نوشتن تز ارشد، شروع کردم به دانلود سریال. با یک لپ تاپی درب داغونی که خاموش روشن کردن 3،4 دقیقه طول می کشید. و اینجا بود که تاریخ تکرار شد. ماجرای پیدا کردن عکس با دایال آپ در قالب تدوین یک کلیپ با یه لپ تاپ پکیده متجلی شد. در این حد که بعد از هر کلیک چند ثانیه ای رو باید استراحت می کردی...

نهایتا با صبر بسیار این کلیپ رو ساختم و برای خودش فرستادم و بش گفتم که چقدر وقته منتظر این لحظه ام! قاعدتا با شاخ های روی سرش جوابم رو داد که خیلی خوشحاله و خیلی یادآوری خاطرات قدیمی براش جذاب بوده. الان هم یکساله با هم فرند شدیم و یک بار سنگین از روی دوش من برداشته شد.

امروز 27 ژولای روز تولد تامارا کرایگ توماس (که الان بعد از ازدواج تبدیل شده به تامارا ماری-واتسون) هست و [خیلی الکی] از اینکه می تونم تولدش رو بش تبریک بگم احساس خرسندی خاصی می کنم.

خداوند زوکربرگ را عطای جزیل دهاد...

لینک ویدئو رو آپلود کردم. البته بازهم می گم که واقعا ساختن همین هم با اون لپ تاپ کار سختی بود. البته نسخه اصلی با کیفیت تر از اینه.

http://s3.picofile.com/file/8202269434/Tamara.mkv.html

پی نوشت 1: اون فیلمی که می خواستم با دایال آپ دانلود کنم رو با اینترنت دانشگاه(!) دانلود کردم. بعد از موس کش کردن فیلم فهمیدم واقعا نقش خیلی کمی داشت توی اون فیلم.

پی نوشت 2: بعدا روی والش یه  ایرانی رو دیدم که باش فرند بود و با گوشی موبایل از روی صفحه تلویزیون، در لحظه ای که شبکه تماشا ایشون رو نشون میداد،عکس گرفته بود و آپ کرده بود  و جالب اینکه ایشون پای اون هم همون قدر گرم تشکر هم کرده بود. idont

پی نوشت 3: به شکل عجیبی تعداد زیادی از بازیگر های مورد علاقه ام متولد ژولای هستند. بعضا روز 30 ژولای که تولد نولان و ژان رنو، هیلاری سوانک (و آرنولد) هست، شعر عید ژولای آمد و ماه ژولای رفت رو می خونم!

پی نوشت 4: از اینکه با این خاطره رقت انگیز تصویر دکتر لکتر رو توی ذهنتون خراب کردم معذرت می خوام.

۱۳۹۴/۵/۵ صبح ۰۱:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, پیرمرد, اسکورپان شیردل, نیومن, rahgozar_bineshan, Classic, oceanic, هانا اشمیت, تارا, خانم لمپرت, برو بیکر, اتان ادواردز, ژان والژان, مگی گربه, سروان رنو, حمید هامون, کارآگاه علوی, اکتورز, واتسون, آلبرت کمپیون, مکس دی وینتر, نکسوس, پیر چنگی, زرد ابری, jen yu, ایـده آلـیـسـت, کاپیتان اسکای, فورست, ریچارد, زینال بندری
لوئیس دگا آفلاین
جاعل اوراق قرضه ملی
***

ارسال ها: 14
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۴/۱۸
اعتبار: 9


تشکرها : 20
( 205 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #67
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

هانیبال عزیز

برایت خبری دارم که الحاق صفت بد یا خوبش با توست. من فقط به عجیب بودنش رضایت می دهم.
همان زمانی که "پرونده های راکد" را از تلویزیون می دیدی، کمی دور از تو، یک نفر دیگر هم به خانم تماس بر روی صفحه جعبه جادو خیره شده بود.
"یک نفر" قصه ما البته مثل تو شوالیه خستگی ناپذیر راه های دشوار نبود. اما به قدر وسعش زره ای تن کرد و به دنبال پری درون جعبه راهی شوره زار دنیای نت شد. توان بردباری اش در برابر ناملایمات و مصائب کمتر از تو بود. شاید چون کمی سن اش بیشتر بود، قوه عقل نیروی باورش به جهان جادو را ضعیف کرده بود. شاید هم فقط جنگجویی ناکارآزموده تر و سپر اندازی ماهرتر بود.

جنگجوی قصه ما، مثل تو، راه اش را گرفت و رفت رفت. از این دره به آن تپه. از آن کوه به آن دریا. تا خود شهر "imdb" هم رسید. فکرش را بکن. شاید تو و جنگجوی قصه ما در یک آن به این شهر رسیده باشید. شاید در یک آن به تصویر پری جعبه جادو خیره شده باشید. شاید در یک آن، یک آن کوچک کوچک، تو تصمیم گرفتی به مبارزه ات ادامه دهی و جنگجوی ما تصمیم گرفت باز گردد.

جنگ را باخته بود. نه توان رفتن بود و نه دل برگشتن. اما زندگی ادامه دارد. پیروز ها در یادها می ماندد و مغلوب ها به خانه باز می گردند.
باز گشت به دخمه تنهایی اش. با نگاه مغموم و دل شکسته. تصویر پری را اما نگاه داشت. در پستوی ذهنش. جایی که کسی آن را نبیند. این را فقط من می دانم و تو.


راستی اگر با خانم تماس حرف زدی. بگو داستان جنگجوی ما را. شاید پری خاطرات، لبخندی گوشه لب اش بنشیند.

کات/.


امضاء نزدیک بین
۱۳۹۴/۵/۵ عصر ۱۱:۲۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, BATMAN, پیرمرد, سروان رنو, خانم لمپرت, هانا اشمیت, حمید هامون, Classic, ژان والژان, rahgozar_bineshan, Papillon, اکتورز, زبل خان, مکس دی وینتر, نکسوس, پیر چنگی, آلبرت کمپیون, jen yu, ایـده آلـیـسـت, کاپیتان اسکای, L.B.Jefferies, ریچارد
Memento آفلاین
(2000)
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۷/۱۷
اعتبار: 43


تشکرها : 4500
( 3714 تشکر در 69 ارسال )
شماره ارسال: #68
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۳۹۴/۵/۵ عصر ۱۱:۲۸)لوئیس دگا نوشته شده:  

هانیبال عزیز

برایت خبری دارم که الحاق صفت بد یا خوبش با توست. من فقط به عجیب بودنش رضایت می دهم.
همان زمانی که "پرونده های راکد" را از تلویزیون می دیدی، کمی دور از تو، یک نفر دیگر هم به خانم تماس بر روی صفحه جعبه جادو خیره شده بود.

زنده باد!

عالی بود.

عالی.

عالی.

عالی.

عالی.

عالی مثل خودش. :ttt1

۱۳۹۴/۵/۵ عصر ۱۱:۴۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : لوئیس دگا, rahgozar_bineshan, زبل خان, جروشا, زرد ابری, آلبرت کمپیون, ایـده آلـیـسـت, کاپیتان اسکای
Memento آفلاین
(2000)
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۷/۱۷
اعتبار: 43


تشکرها : 4500
( 3714 تشکر در 69 ارسال )
شماره ارسال: #69
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

بنده همون دو هفته پیش اون داستان خارق العاده لوئیس دگا عزیز رو در ف.ی.س.بوک به خانم تامارا ارسال کردم. حتی الامکان هم سعی کردم از سبک جملات Fairy Tale ها استفاده کنم که حس داستان بهتر منتقل بشه.

البته ایشون خیلی دیر به دیر آنلاین میشن ولی امروز عصر دیدم که یک پیام جدید دارم و در کمال تعجب از ایشون بود! پیام رو که باز کردم دیدم با این صحنه رو به رو شدم.

This is very beautiful! Thank you for sharing it.

و در ادامه جواب بقیه چیزهایی که خودم نوشته بودم رو دادن. نوشته هایی درباره یکی دیگر از سریال های ایشون که اخیرا می دیدم...

ولی چیزی که خیلی جالب بود این بود که ایشون همچنان آنلاین بودند... دفعات قبل هیچ وقت موفق نشده بودم که آنلاین با ایشون چت کنم و همیشه به شکل پیغام پسغام بود.

برای همین ازشون پرسیدم که پیغامی برای ایشون ندارند؟ که یک جواب خیلی قشنگ دادند.

I have a three year old daughter who loves Fairies and I tell her all the time I am a real live one -

so tell him thank you for gifting me my own Fairy story.

واقعا جواب قشنگ و در عین حال محکمی بود. دقیقا مثل کاراکتر میکی کالندر...

بعد از این جمله من تشکر کردم و گفتم بسیار ممنونم که انقدر با طرفدارانتون مهربان هستید.

بعد لینک پست لوئیس دگا رو دادم و نهایتا یک کم هم از فضایلشون تعریف کردم :دی

که ایشون در جواب این استیکر رو فرستاد و برای دک کردن این مگس مزاحم گفت آخر هفته خوبی داشته باشید...

و من هم تشکر و خداحافظی کردم و در ضمن گفتم که در ایران شنبه اولین روز هفته است. taeed

و ایشون دیگه جوابی ندادند.

-------------------------------

واقعا لذت بخش بود این چت. با تشکر از لوئیس دگا عزیز که این بهونه قشنگ رو دست ما داد...

۱۳۹۴/۵/۲۴ عصر ۰۷:۰۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, حمید هامون, زینال بندری, هایدی, خانم لمپرت, BATMAN, Princess Anne, Classic, پیرمرد, ژان والژان, اسکورپان شیردل, Kurt Steiner, rahgozar_bineshan, واتسون, سروان رنو, زاپاتا, هانا اشمیت, کنتس پابرهنه, Papillon, کارآگاه علوی, اکتورز, آلبرت کمپیون, زبل خان, مگی گربه, مکس دی وینتر, ریچارد, نکسوس, پیر چنگی, زرد ابری, jen yu, ایـده آلـیـسـت, کاپیتان اسکای, فورست, L.B.Jefferies
زبل خان آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 330
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۱۳
اعتبار: 23


تشکرها : 2390
( 3803 تشکر در 37 ارسال )
شماره ارسال: #70
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

چند سال قبل سایت تابناک عکسی از ویدئوهای قدیمی منتشر کرد که خیلی خاطره انگیز بود برای کاربران...

 من هم اون زمان عکسی از نظرات کاربران گرفتم که دقایقی پیش بعد از مدت ها دیدمش...

 گفتم اینجا قرارش بدهم که خوندن اون خاطرات هم می تونه جالب باشه..

۱۳۹۴/۸/۵ عصر ۱۰:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, Memento, پیرمرد, خانم لمپرت, لو هارپر, مکس دی وینتر, rahgozar_bineshan, واتسون, حمید هامون, نیومن, شارینگهام, ریچارد, جروشا, ایـده آلـیـسـت
حمید هامون آفلاین
مرد آرام!
***

ارسال ها: 122
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳
اعتبار: 49


تشکرها : 9428
( 2087 تشکر در 10 ارسال )
شماره ارسال: #71
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

حکایت خنده از ته دل در سالن های تاریک دوست داشتنی سینما، مثل خیلی موارد دیگه که ما از این مکان عزیز ونازنین توقع داریم، جزو مواردی است که از انگشتان دو دست هم برای ما کمتر اتفاق افتاده. انقدر کم که به حافظه خودم شک کردم و دست به دامان فیلمشناختهای عباس بهارلو شدم و از سال 58 تا 82 را سال به سال مرور کردم. بله.متاسفانه اشتباه نکرده بودم. تا سال 64 که مافیلمی با ژانرکمدی اصلا نداشتیم. 64 تا 67 ، سوای فیلمهای ویدیویی قبل از انقلاب و ژانر کودک و نوجوان، ته خنده ای با کفش های میرزا نوروز، تحفه ها و زرد قناری به لب منِ دوازده سیزده ساله آمد( البته بنده اجاره نشینها را ندیدم و هنوز هم فرصت زیارتش را پیدا نکرده ام). اما حس خوب شادی برای من از سال 68 اتفاق افتاد. با دیدن خواستگاریِ مهدی فخیم زاده: تصمیم گرفتن یه پیرمرد شصت، هفتاد ساله به تجدید فراش. اونم  با مادرِ یه آقای متعصب که یه پسر تُخسِ بامزه هم داشت! با اینکه از همون زمان دیگه فیلمو ندیدم، اما هنوز بعضی صحنه های کولاک فیلم که حول پسر کوچولوی فیلم اتفاق می افتاد و خاطرم هست : زمان خواستگاری، که همه ساکت و مودب نشستن و موندن که این موضوعو چجوری مطرح کنن، یه دفه این آقاپسر با سوتی ممتد از نوع فوتبالیش دوان دوان از وسط مهمونا رد می شد و چُرت همه رو پاره می کرد! یا بعد از خواستگاری، پسرِ زن با عصبانیت میگفت : اِاِاِ . اومدن خواستگاری ننه ی من! یه دفه این آقا زاده با دهن پر برگشت به باباش گفت : بابا، اومدن خواستگاری ننه ی من یعنی چی؟!!! هنوز انفجار سینما از خنده رو بعدِ این دیالوگ یادمه. در کل، فیلمِ خواستگاری، یه جور رنسانس تو سینمای کمدی این مملکت به نظرم بود. هم خیلی پر فروش شد و هم خیلی تابوها رو که از اول انقلاب کسی جرات نداشت طرفشون بره رو شکست : خنده ی خالص و موسیقی طنزآلود ریتمیک (هر صحنه ی فیلم که موسیقی داشت، تماشاگران دست می زدن). یادش به خیر. چقدر خوش گذشت ...

بعد از سال 68 که سن ما کمی بیشتر شد، طبعا خندیدن ما هم خیلی در سالن سینما سخت تر شد.به جز چند مورد زیر، چیزی نبود که حال ما رو دگرگون کند (البته باز هم به استثنای بعضی فیلمهای کودک و نوجوان و سریالهای تلویزیونی) :جیب برها به بهشت نمی روند 1370-همسر 1372-آدم برفی 1373 نمایش 1376 (که همه اول نسخه ی ویدیویی اش رو دیده بودند) و دو شاهکار کمدی که اشکمان را از فرط خنده سرازیر کرد : مرد عوضی1377 وبالاخره کمدی رمانتیک قدر ندیده ی فریدون جیرانی : صورتی 1381.(مارمولک رو حساب نمی کنم که عملا همه به صورت ویدیویی تماشا کردن و در سینما دیده نشد)(مومیایی 3 و نان و عشق و موتور هزار هم البته بد نبودن ولی ما رو به اندازه ی فیلمهای ذکر شده نخنداندند). بعد از سال 82 هم که !...

37 سال و همین چند مورد؟ حیف از این محیط نازنین. واقعا حیف...

شایدم من خیلی آدم عبوسی هستم و یا فیلم کم دیده ام...

آرزو می کنم خاطرات خوبی برای عزیزان زنده شده باشد.

همیشه شاد و همیشه خوش باشید.

یا حق...


من غرقِ غرق زاده شدم
دریا به قدر خاطره هایم عمیق بود
۱۳۹۴/۹/۸ عصر ۰۵:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, آلبرت کمپیون, Classic, کنتس پابرهنه, خانم لمپرت, زبل خان, ریچارد, Memento, سروان رنو, جروشا, دزیره, زینال بندری, اسکورپان شیردل, نکسوس, rahgozar_bineshan, پیر چنگی, زرد ابری, Princess Anne, ایـده آلـیـسـت, مکس دی وینتر, زاپاتا
ریچارد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 3
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۶/۱۳
اعتبار: 1


تشکرها : 2932
( 13 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #72
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

(۱۳۹۴/۸/۵ عصر ۱۰:۱۱)زبل خان نوشته شده:  

چند سال قبل سایت تابناک عکسی از ویدئوهای قدیمی منتشر کرد که خیلی خاطره انگیز بود برای کاربران...

 من هم اون زمان عکسی از نظرات کاربران گرفتم که دقایقی پیش بعد از مدت ها دیدمش...

 گفتم اینجا قرارش بدهم که خوندن اون خاطرات هم می تونه جالب باشه..

درود.من‏ ‏هنوز‏ ‏کلی‏ ‏فیلم‏ ‏نوار‏ ‏کوچیک‏ ‏دارم.با‏ ‏دوبله‏ ‏اول‏ ‏جنگ‏ ‏ستارگان


سرگرداشتراوسر؛طابعیت شماچیه؟ ریک؛طابعیت الکل
۱۳۹۴/۹/۸ عصر ۰۸:۴۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, BATMAN, آلبرت کمپیون, واتسون, زبل خان, مکس دی وینتر
دزیره آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 196
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۴
اعتبار: 34


تشکرها : 3112
( 2350 تشکر در 26 ارسال )
شماره ارسال: #73
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

جناب حمید هامون از خنده ته دل در تاریکی سینما گفتند و مرا به یاد خاطره ای در تابستان امسال، انداختند.

در مراسم رونمایی از کتاب " گفتگو با ارتور پن "، فیلم  بانی و کلاید هم به نمایش درامد. بانی و کلاید فیلم معروفیست که همه کلاسیک دوستان میشناسندش. فیلمی که هم درام تبهکارانه است و هم دارای صحنه های خنده دار است. صحنه های خنده داری که دو عامل در بوجود امدنش نقش دارد یکی ماشینی که بانی و کلاید با ان سفر میکنند و اکثر فیلم در ان و همراه ان میگذرد و تبدیل میشود به یکی از عناصر اصلی داستان و یکی هم زنی که همسر برادرکلاید است و برای بانی (فی داناوی) کودن وار، جاری بازی در میاورد.

در حین تماشای فیلم بارها و بارها صدای خنده از ته دل تماشگرانِ البته  نه چندان پرتعداد، در سینما پیچیده میشد. چیزی که جالب بود، دختر وپسر جوانی بودند که به نظر می امد تازه به جمع علاقمندان فیلمهای کلاسیک پیوسته باشند و در ردیف جلو، روبه روی من نشسته بودند و گاهی از خنده، ریسه میرفتند. انها از سکانس اخر فیلم که صحنه به رگبار بسته شدن بانی و کلاید است،و صحنه ای بسیار مشهور است، خیلی متعجب و ناراحت شدند. دقایقی طولانی مبهوت مانده بودند. من نگاهشان میکردم و شاید جادوی سینما را به چشم میدیدم.

تماشای بانی و کلاید بر پرده سینما لذت فوق العاده ای داشت که ان موقع از ذهنم گذشت شاید دیگر  تکرار نشود.


] استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد . بالزاک
۱۳۹۴/۱۰/۹ صبح ۱۱:۰۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, آلبرت کمپیون, لو هارپر, Memento, خانم لمپرت, Classic, زبل خان, Princess Anne, جیمز باند, بانو الیزا, ایـده آلـیـسـت, اسکورپان شیردل, حمید هامون, BATMAN, سروان رنو, مکس دی وینتر, کاپیتان اسکای, داداش کایکو, هانا اشمیت, جروشا, فورست, زاپاتا, ریچارد, شارینگهام
ارسال پاسخ