[-]
جعبه پيام
» <مراد بیگ> موسیقی سریال روایت عشق http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...9#pid37549
» <ماهی گیر> پرویز تاییدی بازیگر سریال مسافر درگذشت روحش شاد
» <Savezva> یادنامه ای از واروژان به مناسبت 26 شهریور سالگرد درگذشتش http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...0#pid37550
» <سروان رنو> چون الان بیشتر با موبایل روی نت میان و صفحه کوچک موبایل انگیزه مطلب طولانی رو از آدم میگیره.
» <سناتور> درود. یادش بخیر 4-5 سال پیش چقدر حوصله داشتیم پست میگذاشتیم الان فقط نظاره گر شدیم.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینما و اعتیاد
نویسنده پیام
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6741 تشکر در 85 ارسال )
شماره ارسال: #1
سینما و اعتیاد

سلامی گرم در سرمای زمستان

جستاری خانمانسوز ، ایضا تلخ. برای آغازش مردد بودم. اما ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در کشوری زندگی می کنیم که خانواده های زیادی از این معضل بزرگ ضربه خورده اند. و طبعا این موضوع برای فیلمسازان آنقدر جذابیت داشته است که وقتی به عقب نگاهی می کنیم می بینیم کارگردانان بزرگی فیلم خود را با محوریت اعتیاد ساخته اند. اینکه هدف آنها جور شدن قصه و داستانشان بوده یا گیشه یا عبرت ، بماند.

اعتیاد فقط مختص جوامع جهان سوم نیست. در همه کشورها این معضل هر روز قربانی میگیرد. اعتیاد مختص قشر خاصی از جوامع  نیست. از کارگر گرفته تا مهندس و دکتر و تحصیلکرده تا رئیس و کارمند هریک ممکن است به دام اعتیاد گرفتار آمده باشند. ابتدا تصمیم داشتم آنرا در تالاری بجز تالار سینما و تلویزیون ایران استارت بزنم  اما نهایتا به این نتیجه رسیدم سینما گران ما آثار قابل توجهی در این زمینه ارائه نموده اند.

در مجموع جستار ، جستار آزاد و عبرت آموزیست، در خصوص اعتیاد مطالب پراکنده اما ناچیزی در سایر جستارها دیدم. بهتر آنست تا در اینجا دوستان در صورت تمایل مطالب خود را در خصوص این معضل تجمیع نمایند. از فیلمهایی که تا کنون در اینخصوص ساخته شده است تا حتی گرفتاری هنرمندان و تجارب آنها در این زمینه را دوستان می توانند در این تاپیک مطرح نمایند.

برای شروع به سراغ یکی از بزرگترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران می روم. فیلمی که نامش با اعتیاد گره خورده است و طبعا حواشی بسیاری نیز برای خود داشته است:

مسعود خان کیمیایی در سال 1353 فیلمی را می سازد که حواشی فراوانی برای آن ایجاد شد. فیلمی که قهرمانان آن بهروز وثوقی و فرامرز قریببیان بودند. سید رسول و قدرت دو همکلاسی دبیرستان بدر بودند. در داستان اصلی دست سرنوشت از قدرت یک آزادیخواه مبارز می سازد و از سید رسول یک معتاد دربدر.

بهروز وثوقی نقشی را در این فیلم بازی می کند که متفاوت با سایر نقشهای پیشین خود بوده است. او چنان در نقش خود ذوب می گردد که گویی واقعا معتاد است. بازار شایعات در زمان پخش فیلم و در زمانیکه مردم مانند الآن به ابزارهای اطلاع رسانی دسترسی نداشتند داغ و داغ می گردد و مردم می گفتند بهروز وثوقی معتاد شده است.

بهروز وثوقی برای آنکه بتواند با سید رسول ارتباط عمیقی پیدا کند با یکی از معتادین ارتباط نزدیکی پیدا می کند و او را بمدت چند ماه به منزل خود می برد و با او زندگی میکند تا بتواند تمام حالتهای یک معتاد واقعی را از نزدیک مشاهده نماید. چرت زدن های گاه و بیگاه و خماریها و آداب و حتی نحوه حرف زدنهای او را از نزدیک مشاهده نمود و از او الگو برداری می کند. او آنچنان نقش یک معتاد را بصورت حرفه ای بازی نمود که بسیاری فکر می کردند بهروز وثوقی گرفتار اعتیاد شده است.

   

در این فیلم مسعود کیمیایی ضمن دنبال نمودن اهداف خود در این فیلم بخوبی تقابل بین یک فرد سالم و یک فرد زخم خورده از اعتیاد را به تصویر می کشد. حقارتها و هرزه گردیهایی که یک معتاد گرفتار آن می گردد بخوبی هرچه تمام به تصویر کشیده می شود. شاید یکی از زیباترین سکانسهایی که هر مخاطبی با دیدن آن تحت تاثیر قرار میگیرد سکانسی می باشد که قدرت با یادآوری گذشته سعی در بیدار کردن سید رسول از خواب غفلت می گردد. همان سکانسی که نهایتا منجر به مشت کوبیدن قدرت بر دیوار گچی میشود و سید رسول هم با همراهی کردن با قدرت می گوید منم میتونم ..... منم میتونم   و به دیوار مشت می کوبد. (این سکانس یکی از تاثیر گذارترین سکانسهای فیلم بود)

بهروز وثوقی نقش یک مرد معتاد را آنقدر بخوبی بازی کرد که شایسته دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد در سومین جشنواره جهانی فیلم در سال 1353 گردید. او برای باور پذیری مخاطب خود برای اعتیاد سید رسول سنگ تمام میگذارد و کمتر هنرپیشه ای توانسته است تا امروز نقش یک فرد معتاد را به این زیبایی در سینمای ایران جاودان سازد.

قدرت بعنوان یکی از دوستان روزهای گذشته با یادآوری روزهای خوب گذشته سعی در بیدار نمودن سید از خواب غفلت می کند. او برای آنکه سید را مجددا به زندگی عادی بازگرداند روی به روشهای کلیشه ای نمی آورد و در این وادی نیز تا حدودی هم موفق می گردد. تا جائیکه سید برای انتقام دست به قتل اصغر هروئین فروش می زند. کسیکه باعث گرفتاری سید در دام اعتیاد بوده است.

مسعود کیمیایی طرح اولیه این داستان را بنام تیرباران به مهدی میثاقه می دهد. داستانی که بعدها به گوزنها تغییر نام می دهد . مسعود کیمیایی در خصوص انتخاب نام گوزن برای فیلمش در مصاحبه ای اعلام می کند شرح حال آدمهای داستانش مانند گوزن است زیرا گوزن پاهای زشتی دارد و شاخهای زیبا. آنچه باعث گرفتاریش می شود شاخهای بلند و زیبایش است و آنچه باعث فرارش از دام میگردد پاهای زشتش. البته روایتهای دیگری نیز از این موضوع شده است و برخی از منتقدان این گفته کیمیایی را تفسیر نمودند( هرچند بنظر بروبیکر نام تیرباران شاید بیشتر برازنده فیلم بود).

نسخه اولیه فیلم با آنچه که به اکران درآمد تفاوت دارد. فیلم پس از نمایش در جشنواره بمدت یکسال توقیف می گردد و با شرط تعدیل در سکانس پایانی اجازه اکران میگیرد. قدرت در فیلمنامه اولیه در واقع یک مبارز آزادیخواه می باشد که برای رسیدن به اهداف خود در پایان فیلم جان خود را فدا می کند. قطعا این موضوع به مزاج دستگاه حکومتی وقت خوش نیامد و درست مانند دیگر فیلمهای کیمیایی سکانس آخر باید طوری تغییر میکرد که در نهایت قدرت و سید تسلیم پلیس شوند و اقتدار دستگاه نظامی حکومت حفظ گردد. سرنوشتی که حتی پس از تغییر جو سیاسی کشور در بعد از انقلاب 57 بازهم گریبانگیر فیلمهای کیمیایی گردید. فیلم ضیافت نمونه بارز آن آنست.

28 مرداد سال 1357 سینمای رکس آبادان در آتش می سوزد. بی شک همه میدانیم که تماشاگرانی که بیگناه در شعله های آتش سوختند سرگرم تماشای فیلم گوزنها بودند. این فیلم هر روز که می گذشت به اشتهارش افزوده می گردید. اما گذشته از تمام حواشی آن جای دارد به یک نکته دیگر اشاره نمایم. یکسال قبل از نمایش گوزنها بهروز وثوقی در نقش شیر محمد تنگسیری در فیلم تنگسیر امیر نادری نقش آفرینی می کند. در این فیلم سکانسی وجود دارد که در آن پرویز فنی زاده در نقش اسماعیل (شاگرد مشروب فروشی) با حضور کوتاه اما تاثیر برانگیزش از بهروز وثوقی پیشی میگیرد.

این اتفاق یکسال بعد اما اینبار در فیلم گوزنها تکرار می گردد. پرویز فنی زاده در نقش فردی بنام محمد با یک شحصیت مبهم و پیچیده در سکانس کوتاهی از فیلم شرکت می کند. امروز بعد از گذشت چهل سال هر بار که فیلمهای او را می بینم همچنان از درگذشت این هنرپیشه نازنین آنهم در سن پنجاه سالگی افسوس می خورم و فقدانش همچنان در سینما و تلویزیون ایران مشهود می باشد. مسعود کیمیایی برای ساخت گوزنها از تمام عوامل حرفه ای سینمای ایران استفاده می نماید. او حتی پوستر فیلمش را به مرتضی ممیز می سپارد که کارش با سایر طراحان متفاوت بود. او از یک طرح ساده و ترکیبی از رنگ سیاه و قرمز پوستری طراحی می کند که متفاوت با پوسترهای پر زنگ و لعاب و شلوغ آن دوره بود.

در مجموع فیلم گوزنها جدای از اهداف سیاسی در خصوص پرداختن به معضل اجتماعی اعتیاد نیز اهداف روشن و واضحی دارد و اثبات می کند یک معتاد جدای از سقوط و گرفتار آمدن در گرداب اعتیاد خود اما دارای روح و روانی است که اگر به آن تلنگری وارد شود دوباره می تواند احیا شود و علیرغم آنکه شخصیت خود را متزلزل و از دست داده می بیند اما همچنان می تواند مفید باشد و بجای مرگ در گوشه خیابان می تواند برای اهداف والاتری جان خود را فدا کند تا بقول سید رسول مصداق آن باشد که بگوید نمردیمُ گلوله هم خوردیم.

۱۳۹۳/۱۰/۲۴ عصر ۰۹:۳۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زینال بندری, اسکورپان شیردل, پیرمرد, فیلیپ ژربیه, ژان والژان, خانم لمپرت, اسپونز, BATMAN, مگی گربه, شیخ حسن جوری, برت گوردون, کارآگاه علوی, سرهنگ آلن فاکنر, سارا, زبل خان, سروان رنو, زاپاتا, بانو, Classic, جیسون بورن, Joe Bradley, پرشیا, ایرج, نایب تیمور خان, گولاگ, محمد, فرانکنشتاین, زرد ابری, حمید هامون, گروهبان گارسیا, هایدی, ژنرال
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
سینما و اعتیاد - برو بیکر - ۱۳۹۳/۱۰/۲۴ عصر ۰۹:۳۱
RE: سینما و اعتیاد - منصور - ۱۳۹۳/۱۰/۲۵, عصر ۰۶:۱۲
RE: سینما و اعتیاد - سرهنگ آلن فاکنر - ۱۳۹۳/۱۱/۵, صبح ۱۲:۰۲
RE: سینما و اعتیاد - برو بیکر - ۱۳۹۳/۱۱/۸, عصر ۰۵:۴۲
RE: سینما و اعتیاد - برو بیکر - ۱۳۹۴/۵/۲۱, عصر ۰۸:۰۹