[-]
جعبه پيام
» <آلبرت کمپیون> سلام. کسی هست یک مقاله انگلیسی خوب سینمایی به من معرفی کنه ؟
» <سروان رنو> یادی از دوبلورهای "ژان پل بلموندو " (ره) .... http://cafeclassic5.ir/thread-117-post-4...l#pid42479
» <شارینگهام> علیک سلام جانم...چه عجب از این طرف ها!
» <آنتونیو> سلام بر دوستان جان
» <مارک واتنی> شارینگهام عزیز ارادتمندم دوست گرامی
» <Emiliano> سلام دوستان. یه سؤال: سایت Cicinema, که منبع و دایرةالمعارف توپی برای فیلما بود، دود شده؟؟؟ چرا؟
» <کنتس پابرهنه> فورست عزیز خیلی وقته به کافه سر نزده... امیدوارم هر کجا که هست سلامت و شاد باشه و خیلی زود به کافه برگرده...
» <مراد بیگ> تشکر از دوستمان جناب شارینگهام ، بابت حوصله ای که در جوابگویی به سئوالات دوستان به خرج دادند .
» <سروان رنو> نگاهی به فیلم " دوستی" 1964 Dosti از سینمای هند ... http://cafeclassic5.ir/thread-1125-post-...l#pid42475
» <مارک واتنی> کارتون نوستالژیک و خاطره انگیز " خانواده دکتر ارنست " بصورت دوبله فارسی و بدون هیچگونه حذفیاتی : http://cafeclassic5.ir/thread-509-post-4...l#pid42476
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
«برنامه نود»
نویسنده پیام
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 499
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 74


تشکرها : 393
( 7784 تشکر در 205 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: «برنامه نود»

(۱۳۹۰/۶/۱۷ صبح ۱۰:۴۳)میثم نوشته شده:  

من به شخصه عادل را - با تمام ضعفها و بعضا شیطنتهایش - به فردینی که شمایل دروغین ارزشهای پوشالی جامعه بیمار ما بود - و هست - ترجیح میدهم.

وقتی فردوسی پور در اواسط دهه 70 و در اولین گام شروع به گزارشگری فوتبال کرد ، به گزارشگری مشهور شد که مثلا میدانست شب قبل از بازی ، تک تک بازیکنان رئال یا لیورپول شام چه خورده اند! سعی میکرد اطلاعاتی خاص از زندگی بازیکنان، مربیان ، صاحبان باشگاه ها و حتی زمینهای فوتبال جمع آروری و در طول یک بازی به مرور آنها را رو کند. چنین اطلاعاتی برای بینندگان فوتبال دهه 70 که ارتباط چندانی با شبکه های رسانه ای جهانی نداشتند جالب بود و همین اطلاعات فاصله گزارشهای او را از کسانی چون شفیع ، بهروان، کوتی ،صالح نیا، خیابانی و حتی جهانگیر کوثری بیشتر کرد. فردوسی پور قادر به تحلیل بازی (همچون پیشینیان خود مانند بهمنش یا وارث و کوثری) نبود و جای خالی تفسیرها را با حجم انبوهی از اطلاعات پر میکرد. صدای خوبی نداشت هنوز هم ندارد و قادر به ایجاد هیجایات خاص گزارشگران قدیمی ایران نیست اما شکل گزارش او به دل می نشیند چون درست مانند نامش عین واقعیتهای زمین و حرکات بازیکنان را میگوید. گاهی فراتر میرود و پیش بینی هایش کاملا درست از آب درمی آید بدون آنکه همچون شفیع ادعائی در این خصوص داشته باشد و درست بودن پیش بینی را به رخ بیننده کشد. از ادبیات درستی در گزارش استفاده میکند و واژه های غلطی که ده ها سال گزارشگران قدیم ما بر زبان جاری میکردند را هرگز بکار نمی برد ( مانند : میریم که داشته باشیم... یا عجب بازیکن اوسو قورس داریه این! ).  مبالغه نمیکند ( مانند صالح نیا که داد میزد : حالا عابد زاده پرواز میکنه و توپ رو میگیره) ، با وجود علاقه فراوران به تیمهای پرسپولیس و تیم ملی انگلستان هرگز از آنها طرفداری مشهود نمیکند (مانند خیابانی و میرزائی که در مسابقات تیم ملی پرتغال یا ایتالیا از همان ابتدای مسابقه به تیم های مورد علاقه خود دودستی می چسبند) و بسیاری مولفه مثبت دیگر که درج آنها در حوصله من  وشما نیست.

اگر از من بپرسند پس از انقلاب بهترین برنامه آموزشی که درخصوص فوتبال پخش شده است کدامست ، مطمئن باشید پاسخم برنامه نود نخواهد بود. علاقمندان این برنامه اگر بیاد بیاورند تایید خواهند کرد که این برنامه یک برنامه آموزشی فوتبال نیست و بجای پرداخت دقیق به مرکزیت فوتبال و تجزیه و تحلیل اصولی آن ، به حواشی آن، دعواها و قانون گریزی ها علاقمند است. برنامه نود که بر اساس یک برنامه ی 40 ساله که از تلویزیون ایتالیا پخش میشود پی ریزی شد اما هرگز هیچ کارشناس فوتبال بمعنی واقعی کلمه در آن حضور نداشت یا به او فرصت تجزیه و تحلیل واقعی داده نشد بشکلی که مثلا مربی یک تیم باشگاهی یا مربی تیم ملی آنرا ضبط کند و با خط کشهای فنی ارائه شده در آن نقاط ضعف خود را اصلاح و بر نقاط قوتش بیفزاید. از نظر من این برنامه هرگز در جهت رشد فنی فوتبال ایران کوچکترین گامی برنداشته و از مرز یک برنامه سرگرم کننده فراتر نرفته است. بعضا کاستیهای استادیومها یا درد دلی از تماشاچیان یا جامعه فوتبال و داوری در آن مطرح می گردد که گاهی دوای دردها بشکل مقطعی و موردی حل یا اقلا در کوتاه مدت التیام می یابد. در دهه 60 برنامه ای در چندین قسمت از سیما پخش شد که به آموزش فوتبال اختصاص داشت و از محصولات کشور انگلستان بود. یک برنامه فوق العاده که حتی بی علاقه ترین افراد به فوتبال را هم پای تلویزیون می نشاند تا ببینند دنیای فوتبال چیست و در زمین بازی چه باید کرد و چه نباید... اگر از یک بیننده 10 ساله برنامه نود بپرسید طول و عرض زمین فوتبال چند متر است ؟(اصول اولیه فوتبال) حیرت زده به شما نگاه خواهد کرد اما اگر بپرسید فلان داور ، داور خوبی است یا نه ؟ قادر است یک کتاب در مورد وی بنویسد و به شما دهد. واقعا درد فوتبال ما اینهاست؟شناختن بد و خوب بودن افراد یا خوب و بد تاکتیک در فوتبال ؟ در کدام برنامه از یک کارشناس خبره بین المللی دعوت شد تا بشکل تصویری و روی تابلو نقاط فنی بازی تیم ملی را بررسی کند؟ کارشناسان وطنی ما بیش از آنکه بتوانند در مورد خود فوتبال صحبت کنند از چپ و راست میدان  و بازیکنان صحبت میکنند.  واقعا این برنامه در راستای ارتقای سطح کیفی فوتبال ایران در این ده سال چه کرده است؟

آنچه من از بحثهای کارشناسی ويژه برنامه جام جهانی 1990 ایتالیا آموختم از هیچ برنامه تلویزیونی یا رادیوئی پس از انقلاب نیاموختم. ويژه برنامه جام های جهانی (و جام ملتهای اروپا) که براساس آن برنامه در دوره های بعد معمول شد یا حتی برنامه های ورزشیی چون ورزش و مردم ، ورزش دو ، ورزش از نگاه دو ، نود و ... . در آنجا کسی چون مرحوم مهدی اسدالهی (مشهور به استاد اسدالهی یا سرهنگ اسد) که بدون شک بزرگترین کارشناس فوتبال ایران در تمام دورانها بود حضور داشت. باید نحوه صحبت کردن را شنید تا چند مرده حلاج بودن سخنگو را درک کرد. در آنجا امیر حاج رضائی افتخار میکرد که حتی یک لحظه کنار اسدالهی نشسته است. او در دهه 70 از سوی فیفا بعنوان یکی از ده نویسنده برتر فوتبال جهان انتخاب شد و اکثر بازیکنان و مسئولین رده اول جهان در دهه های 60و 70 او را می شناختند (کسانی چون بابی چارلتون ، سپ بلاتر ، پله و ...). بیاد دارم وقتی جهانگیر کوثری (مجری آن برنامه) از اسدالهی پرسید استاد نظر شما درخصوص قدرت بدنی تیم ملی ایتالیا چیست؟ گفت این تیم فقط به مدد تکنیک بازیکنان و تاکتیک مربیان داره تو زمین راه میره نه زور بازو. گفت در دهه 60 میلادی به من ماموریت دادند از نحوه تمرین تیم ملی شوروی در مسکو بازید کنم. سطح شیب داری با زاویه 45 درجه درست کرده و چند مامور آتش نشانی با شلنگهای آب بالای سطح شیب دار ایستاده بودند. به بازیکنان تیم ملی میگفتند باید از سیطح شیب دار در برابر فشار آب سنگین شیرها بالا روند و اگر کسی نمی توانست از تیم ملی خط میخورد. در طول یکساعتی که آنجا بودم فقط یک نفر بالا رفت اما آنها 5 نفر را انتخاب کردند چون 4 نفر دیگر درست به اندازه این نفر تلاش کرده بودند. ایتالیائی که من می بینم در پر قو بزرگ شده و اگر ایتالیا این کچل بی نام و نشان تر و فرز (اسشیلاچی) را نداشته باشد راه بجائی نخواهد برد... این مثال اسدالهی کافی بود تا من بیننده بفهمم قدرت بدنی را در فوتبال با روزی دو ساعت نرمش نمیتوان کسب کرد...

وقتی امثال اسدالهی دار فانی را وداع گفتند یا به نحوی از فوتبال کنار رفتند یا کنار گذاشته شدند اخلاق و تاکتیک در فوتبال ایران محو شد... نقشی که برنامه نود (دقیقا در این برهه و) در این تغییر هویت داشت نه تنها از این استحاله کم نکرد بلکه بر روند روز به روز  آن افزود. افراد نادانی چون فردوسی پور بجای آنکه در طی این سالها بر بی اهمیت بودن پول در فوتبال و بر محوریت غیرت و تاکتیک اصرار کنند درست در نقطه مقابل از در درامدند و بر بحثهای بی دروپیکری چون چرائی سقف و کف قراردادها همت گماردند که ثابت میکرد نه تنها پول در فوتبال ایران چیزی بدی نیست بلکه میتوان آنرا بوسید و در پستو گذاشت و بعد به فوتبال فکر کرد. اگر امثال اسدالهی و امثال او سالها کوشیدند تا بر تکیه بر اخلاق، بازیکن از مربی فرمانبری کند (حتی اگر حق با بازیکن باشد) و بازیکن و مربی از داور تبعیت کنند (اگر حتی حق با بازیکن باشد) ، امثال فردوسی پور با جهل تمام و صرفا با این ادعا که موقعیت و شان مهم نیست و صرفا عدالت باید رعایت شود اخلاق را در فوتبال ایران به چالش کشیدند و در تثبیت  این بی اخلاقی بشکلی غیر عمدی کوشیدند طوریکه در لحظه اشتباه داور باید بر او تاخت و در لحظه گل خوردن باید بر مربی فحاشی کرد .

بیش از یک دهه از عمر برنامه نود میگذرد و بیش از 7 سال است که فوتبال ایران درست دلالها و واسطه گران است. او هرگز در برنامه نود نامی از آنها نبرد و هرگز در گزارشهای خود بر بازیکنی نتاخت که در یک مسابقه ملی یا باشگاهی نمیخواهد از فاصله دو متری دروازه خالی را باز کند. فردوسی پور جامعه واسطه گران را خوب می شناسد و میداند که اگر انگشت در سوراخ زنبورها کند جایگاهش را بیش از آنکه یک نماینده مجلس یا یک وزیر میتواند تهدید کند ، یک دلال میتواند صندلیش را از او بازستاند. تنها علت پخش برنامه اخیر نود در خصوص واسطه گریهای فوتبال ، پخش یک قسمت از برنامه 90درجه طنز سری بازار خنده در هفته ماقبلش بود که با عنوان دستهای پنهان روی آنتن رفت .  گوران (بازیگر نقش فردوسی پور) در آن برنامه با مهمانی مواجه بود که پشت پرده صحبت میکرد و فقط دستهایش بیرون بود و ادعا داشت دستهای پشت پرده فوتبال ایران است و  نه تنها میتواند بازیکن و مربی و رئیس فدراسیون بلکه  حتی قادر است مجری را هم کله پا کند... این برنامه پس از ده سال فردوسی پور باهوش را متقاعد کرد که باری به هرجهت باید یک برنامه را به دلال بازی اختصاص داد  . او هرگز جرات بر زبان آوردن دلالگریهای تیمهای بزرگی چون استقلال و پرسپولیس را که اوج واسطه گریها در آنها جاری و ساری است ندارد چون خود برنامه نود هم به نحوی به این واسطه گران ربط دارد . نام بردن از یک دلال در پشت صحنه تیم پرسپولیس یعنی مرگ برنامه نود و یک کامیون که در تاریکی هوا بطور اتفاقی در خیابان فردوسی پور را زیر خواهد گرفت. خود او بخوبی میداند حد و مرزهای خطر کجاست و شرط بقای خود او و برنامه اش طی ده سال رعایت همین خط و خطوطهاست. به حاشیه بردن بحث دلالی  با نام بردن از یک تیم دسته اولی و تمرکز بی جهت نیمی از برنامه بدان سو (بجای نتیجه گیری قاطع و ارائه پیشنهاد به فدراسیون در جهت منکوب کردن این قشر) یک تیزهوشی تمام عیار است که از چنین فرد باهوشی برمی آید. دوستانی که ساده انگارانه سالهاست برنامه نود را صرفا به جهت سرگرمی می بینند را به دیدن برنامه بشکلی هنرمندانه و دقیق دعوت میکنم.

پس از همت ! فردوسی پور در عدم انتقال تیمهای تهرانی به شهرستانها ، یکی از جراید کثر الانتشار نوشت: فردوسی پور بدین علت از نفت تهران (در جهت عدم انتقال) حمایت میکند که مبالغ هنگفتی از پالایشگاه تهران بشکل مستمر بحساب وی واریز میگردد. به شخصه اعتقادی به اینگونه اخبار ندارم و هرگز صحت آنها را هم تایید نمیکنم اما ببینید فردوسی پور چقدر آدم باهوشی است: من او را طی 10 برنامه ماقبلتر به دقت زیر نظر داشتم او طی هر ده برنامه با لباس و کت فاخر (یا اقلا قابل قبول) در برنامه حضور داشت اما در هفته بعد از آن خبر، با یک کت که با شلوارش زار میزد و اتو هم نخورده بود و انگار یک کت و شلوار دست سوم است در برنامه حاضر شد که به نحوی القا کند آدم چندان متمولی نیست!... شاید به همین جهت هم هست که نیوزویک او را شانردهمین فرد قدرتمند ایران میداند .

او زمانی در گزارشهای خود می گفت : علی دائی اسطوره ما داره تو زمین راه میره... علی دائی ازون آدمهاست که بهش گیر بدی بهت گیر میده... علی دائی دیگه کارش تمومه... من تعجیب میکنم چرا وقتی نمیتونه بازی کنه چرا از زمین نمیاد بیرون... بابا یکی اینو تعویض کنه جوونا الان بهترن...رابطه برانکو با دائی باعث شده دائی فیکس تو زمین باشه اونم با این وضع آمادگیش...  و دائی بر فردوسی پور تاخت. عوامل پشت پرده دائی کم نبوده و نیستند. فردوسی پور براحتی تغییر موضع داد و به یکی از طرفداران پروپا قرص دائی تبدیل شد. ریشه این تغییر موضع کجا بود؟ بدون شک زد و بندهائی پشت صحنه انجام گرفت و ایندو به دوستانی جون جونی تبدیل شدند و واژه اسطوره از زبان فردوسی پور نمی افتاد. کسی که تا دیروز مسخره فردوسی پور بود حال اسطوره شده بود و هرکس به دائی حمله میکرد باید در نود تاوان پس میداد. در جدال لفظی دائی و کاشانی (که او هم  همچون ملاحی و آجرلو و دیگران از نادانهای فوتبال ایران است) ابتدا کاشانی را سر صندلی نشاند و دائم تذکر میداد وقت تمام است و بعد تا صبح علی الطلوع فرصت در اختیار دائی قرار گرفت بدون آنکه کوچکترین تذکری در نبود وقت داده شود . بیننده ساده هرگز بخود نمی باوراند که چرا اول این، بعد: آن. او هرگز نمیداند پشت این ترتیبها چه هماهنگیهایی از قبل و در پس پرده بعمل آمده است.

تیمی چون پاس تهران که سالهای افولش را در تهران میگذراند و نیروهای مسلح بطور کامل آنرا از حمایت خود خارج کرده و در دست کسی چون آقای ش. بود که با شخص فردوسی پور مراودات خاصه داشت. وقتی این تیم به یک شهرستان منتقل شد و ان ارتباطات گسست تنها کسی که پرچم خطا را بالا برد فردوسی پور بود. تیم قعر جدولی پاس تهران در اولین سال حضورش در همدان به مقام پنجم لیگ برتر دست یافت و صدای فردوسی پور و کارشناسانی که به تحریک وی تا پیش از آن سر ناسازگاری در انتقال تیمهای تهرانی داشتند رو به سکوت رفت. لابیهای فوتبال نیز مقر آنها عمدتا در تهران است و از انتقال تیمها و شکل دلال بازیهایشان در تهران و ناتوانی آنها در شهرستانها متضرر میشوند دست به کار شدند و در حرکتی خاص با یک دوپینگ ساده (که نمونه های مشابهش بحمداله در فوتبال ما زیاد است) چلنگر مترجم تیم را 4 سال ! از کار محروم کردند تا عملا ارتباط مربی کروات با تیم قطع و زمینه بازگشت تیم به تهران فراهم شود و این درحالی بود که خود بازیکن خاطی حداکثر به 6 ماه تا یکسال محروم شده بود! با تمام این اوصاف بازهم پاس سقوط نکرد. آقای الف .که شخصا سالهاست در ارتباطات پس پرده ای خود موجبات برد و باخت بسیاری از تیمها را فراهم می آورد مسئولیت تیم را بر عهده گرفت. وی در اولین گام با وجود بودجه کلان استانداری همدان برای خرید بازیکن تمام بازیکنان حرفه ای پاس (از حیدری تا عمران زاده) را فروخت و تیم را با جوانانی ناشی آن شهر که حتی در لیگ دسته دوم هم جائی نداشتند پر کرد. وی به با همکاری آقای پ. مربی کروات را هم عزل تا تیم بشکلی کامل فلج گردد. این تیم حتی با وجود چنین فلاکتهائی بازهم در سال سوم به دسته اول سقوط نکرد و بیش از پیش بر عصبیت منتفعان تهرانی افزود. آقای الف .در سال چهارم با همکاری آقای پ. تیشه نهائی را به تیم زد و کسی را مربی تیم کرد که نه تنها پولی ازین بابت نمیخواست بلکه حاضر بود به شکرانه مربی شدنش از جیب خود نیز پولی پرداخت کند. این شخص که همچون سایر دوستانش (از خداداد بگیرید تا استیلی) حتی به اصول اولیه مربی گری هم واقف نیستند و صرفا به مدد لابیها (حتی با تمام آن فضاحتها بعد ها به مربیگری تیم نوجوانان هم رسید!) مربی تیم پاس شد و طبیعی بود نتیجه کار یک ناشی با چند ناشی دیگر سقوط تیم به انتهای جدول باشد. در تمام این اوضاع و احوال، شخص فردوسی پور در تمام تحلیلهایش انتقال تیم از تهران به شهرستان را علت اصلی سقوط این تیم بیان میکرد و هرگز نامی از ایشان و حیف و میل بودجه ها ، تغییر کلی بازیکنان و علل آن بمیان نیاورد. وی بی کفایتی مسئولین آن استان را  علت اصلی میدانست اما هرگز اشاره نمیکرد تمام عوامل تیم تهرانی هستند. مسئولین همدان که به دستهای پشت پرده اعتقادی نداشتند احساس خطر کردند و جمع آنها را از هم پاشیدند. مدیر روستا مربی تیم شد. تیمی بشدت ضعیف با چند بازیکن در حد زمین خاکیهای محله ها که حتی گاهی برخی از آنها از یک متری هم توپ را به دروازه حریف نمی زدند! و احتمال تبانی همین نوجوانان هم می رفت. دست و پا زدنهای نهائی کاری از پیش نبرد و تیم حذف شد.

در تمام این مدت و پس از آن در برنامه ای چون نود که قرار است علل سقوط و صعود تیمها بررسی شود فریاد صرفا بر انتقال تیم محوریت داشته و دارد. این سقوط بهانه خوبی بود که فردوسی پور که ناخواسته (و شاید خواسته) بوغ تبلیغاتی دلالهای تهران شده بود (که در تهران بهتر میتوانستند روی بازیکنان تیمهای تهرانی مانور دهند و در شهرستانها نه) عَلَم بد بودن انتقال تیم به شهرستان برافراشته شود. افراد ساده دل که اصولا از زدوبندهای پشت پرده بی خبر بوده و هستند برنامه های نود را نوعی انتحار و خودکشی میدانستند که یک تنه به مبارزه با نمایندگان مجلس و کله گنده ها رفته و ساختار شکنی کرده است غافل از اینکه کله گنده ها (دلالها) که از عدم انتقال تیمها منتفعند پشت فردوسی پور ایستاده اند و بدان دلیل هم بوده و هست که هیچ عضو مهم سیاسی نمیتواند از پس این شبکه برآید . ساده دلان فرض میکنند این مسئولان صدا وسیما هستند که فردوسی پور را در آب نمک نگه داشته  و او را از آفات سیاسیون  حفظ کرده اند درحالیکه ابدا چنین نیست و یک شبکه مافیائی پشت این برنامه است که در 90 درصد موارد ساختار این برنامه منافع آنها را تامین میکند. سیار (کارشناس داوری) با یک انتقاد ساده از یکی از داوران لیگ در گرفتن رشوه در یکی از برنامه های نود و قصد اثبات موضوع ، تهدید شد و سریعا حرف خود را پس گرفت و از آن پس خانه نشین شد و فردوسی پور از آن پس به توصیه دلالان هرگز سراغ سیار نرفت.

۱۳۹۰/۶/۲۰ صبح ۱۱:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, میثم, ژان والژان, بانو, دن ویتو کورلئونه, hombre, راتسو ریــزو, jack regan, رزا, اسکورپان شیردل, حمید هامون, الیشا, علی بی غم, جو گیلیس, خانم لمپرت, Classic, نایب تیمور خان, هایدی
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
«برنامه نود» - میثم - ۱۳۹۰/۶/۱۶, عصر ۰۶:۰۷
RE: «برنامه نود» - اسکورپان شیردل - ۱۳۹۰/۶/۱۶, عصر ۰۸:۰۴
RE: «برنامه نود» - میثم - ۱۳۹۰/۶/۱۷, صبح ۱۰:۴۳
RE: «برنامه نود» - اسکورپان شیردل - ۱۳۹۰/۶/۱۷, عصر ۰۳:۱۱
RE: «برنامه نود» - منصور - ۱۳۹۰/۶/۱۷, صبح ۱۱:۴۲
RE: «برنامه نود» - میثم - ۱۳۹۰/۶/۱۷, عصر ۰۴:۰۴
RE: «برنامه نود» - منصور - ۱۳۹۰/۶/۲۰ صبح ۱۱:۵۱
RE: «برنامه نود» - میثم - ۱۳۹۰/۶/۲۲, عصر ۰۵:۵۴
RE: «برنامه نود» - اسکورپان شیردل - ۱۳۹۰/۷/۱۹, صبح ۰۵:۳۸
RE: «برنامه نود» - سناتور - ۱۳۹۰/۷/۱۹, عصر ۱۲:۰۸
RE: «برنامه نود» - منصور - ۱۳۹۰/۹/۱۰, صبح ۰۹:۳۹
RE: «برنامه نود» - برو بیکر - ۱۳۹۲/۹/۱۵, عصر ۰۹:۴۴
RE: «برنامه نود» - برو بیکر - ۱۳۹۲/۹/۱۹, صبح ۰۱:۴۹
RE: «برنامه نود» - برو بیکر - ۱۳۹۳/۶/۱۹, عصر ۰۴:۳۷