[-]
جعبه پيام
» <بانو الیزا> روحش شاد .من عاشق فیلم رومئو و ژولیت و اون ترانه معروف a Time For As هستم
» <حسن شمس> فرانک زفیرلی، کارگردان سرشناس سینمای ایتالیا درگذشت
» <سناتور> چرا جناب سهیل همسرشون دوبلور هستن خودشون اشاره کردن فکر کنم صدای ایشون رو تو جنگجویان کوهستان نقش اون ماهیگیر شنیدم.
» <soheil> فکر نمیکنم همسرشون دوبلور باشن
» <سناتور> درود.همسر خانم مهوش افشاری هم دوبلور هستند صداشون برام آشنا بود اما اسمشون رو نمیدونستم.کسی از دوستان راهنمایی می کنه
» <ماهی گیر> برنامه ای که دیروز از شبکه مستند درباره خانم مهوش افشاری پخش شد را درین جا میتونید ببینید: https://www.telewebion.com/episode/2048577
» <مراد بیگ> با سپاس از بانو فلرتیشیا ، امید است در صنعت بی بدلیل دوبله ایران چون گذشته امر شایسته سالاری رعایت شود ، تا شاهد پسرفت حال حاضر در آن نباشیم .
» <Flirtacia> ممنون بابت پست زیبای جناب مراد بیگ http://cafeclassic5.ir/thread-475-post-3...l#pid38674
» <سروان رنو> درود بر کاپیتانِ خوش سلیقه ... سایت یک پزشک عالی است ... این مطلب اش را خیلی دوست داشتم .
» <کاپیتان اسکای> زندگینامه و کارنامه هنری اینگرید برگمن https://www.1pezeshk.com/archives/2010/0...rgman.html
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برباد رفته ( ویکتور فلمینگ )
نویسنده پیام
مگی گربه آفلاین
مشتری شبهای کافه
*

ارسال ها: 119
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱۱/۱۹
اعتبار: 46


تشکرها : 8633
( 2199 تشکر در 41 ارسال )
شماره ارسال: #45
RE: اسکارلتِ برباد رفته

(۱۳۹۲/۵/۲۸ صبح ۱۲:۰۴)سروان رنو نوشته شده:  

حالا که بحث از جذابیت شد بد نیست به شخصیت ملانی اشاره کنیم که الیویا دهاویلند بازی می کند. باید بگم که الیویا بازیگری  زیباتر از ویون لی است اما در فیلم طوری نمایانده شده که زیر سایه اسکارلت به نظر بیاید. در حالیکه اگر او را در دیگر فیلم های رنگی اش مانند ماجراهای رابین هود دیده باشید می بینید که یک سر و گردن از نظر زیبایی و جذابیت بالاتر از ویون لی است. شخصیت او در بربادرفته هم از نظر رفتار و هم از نظر ظاهری کشش چندانی ایجاد نمی کند ( لااقل از نظر شخصی من ). گرچه به نظر می رسد که این کار عمدا صورت گرفته اما شخصیت داستان ملانی هم ذاتا همینطور است و چون شخصیتی کاملا سفید ( در طبقه بندی سیاه و سفید ) است تماشاگر هم ذات پنداری چندانی با او نمی کند. مردم شخصیت های خاکستری را بیشتر می پسندند.

نقش های کاملاً سفید همیشه کلیشه ای بوده و هستند حتی در شاهکارها. اشلی و ملانی هم از این قاعده جدا نیستدند ولی نقش های مکمل مهمی در روند داستان ایفا می کنند به خصوص ملانی. اما شکی نیست که محور کتاب/فیلم فقط و فقط بر دو شاه نقش رت باتلر و اسکارلت اوهارا می گردد و طبعی است که مجال چندانی برای سایر شخصیت ها نباشد. اسکارلت در مشاجره هایش با رت به سابقه او اشاره می کند و اینکه هرگز نمی تواند چون اشلی یک نجیب زاده اصیل باشد و رت هم در مقابل به اسکارلت گوشزد می کند که او هم نجابت ملانی را ندارد پس نمی تواند لایق اشلی باشد. در این مقایسه می توان این طورهم نگاه کرد که در سایه این خوبی بی حد و حصر ملانی است که شیطنت های اسکارلت چندبرابر جلوه می کند و به دل می نشیند و در ظاهر هم ضعف جسمانی ملانی در برابر قدرت و نیروی اسکارلت این حالت را تقویت می کند.

   

اُلیویا دوهاویلند نقش ملانی را اینگونه توصیف می کند: «از دید اسکارلت آنچنان که در کتاب آمده، ملانی دختر خیلی خوب و مهربانی است ولی وقتی ملانی او را در دفن آن سرباز یانکی کمک می کند، نظرش راجب او عوض شده و احساس بهتر و بیشتری نسبت به او پیدا می کند.» (منبع: بربادرفته چگونه ساخته شد؟ – نویسنده: توماس باب، ترجمه ساغر یاسمی، انتشارات ورای دانش)

دوهاویلند بعدها درباره ایفای نقش به شدت مثبت ملانی اظهار نظر عجیبی داشته: «در مقایسه با گرفتن نقش های منفی، بازی در نقش های مثبت در دهه سی، کار مشکلی بود. اصولاً نقش های منفی خسته کننده اند و من همیشه در نقش های مثبت از آنجا که مردم از بازیگر انتظاری بیشتری دارند، موفق تر بوده ام.» (همان منبع)

روزنامه دیلی نیوز نیویورک بازی اُلیویا دوهاویلند را به آواز بی صدایی تشبیه کرده که حتی یک بار هم در رساندن ملودی واقعی پیامش ناموفق نبوده است. (همان منبع)

بازی اُلیویا دوهاویلند حالتی دوگانه دارد بطوری که تا پایان معلوم نیست که آیا واقعاً ملانی از علاقه اسکارلت به اشلی بی اطلاع بوده و یا می دانسته ولی چون خودش را مدیون اسکارلت می دانسته که در دل آتش و خون به زایمان او کمک کرده، به روی خود نمی آورده. در پایان فیلم هم ملانی به هنگام مرگ، اشلی و فرزندش را به اسکارلت می سپارد. با این وجود در طول فیلم به جنبۀ بی خبری او از عشق ویرانگر اسکارلت تأکید شده و همین مخاطب را دل زده می کند.

به نظرم جرالدین چاپلین هم در دکتر ژیواگو وضعیت مشابه اُلیویا دوهاویلند را دارد ولی با این تفاوت که تونیا در کتاب/فیلم به مراتب تأثیرگذارتر از ملانی است.

البته اُلیویا دوهاویلند در دنیای واقعی هم مهربانی های ملانی را داشته و کلارک گیبل که در میانه فیلم به علت اینکه در هیچ فیلمی گریه نکرده و باید در صحنه مرگ دخترش گریه می کرد، تصمیم به انصراف داشته را با مهربانی قانع اش می کند که اشک ریختن نشانه ضعف یک مرد نیست. آن هم در شرایطی که گیبل، جُرج کیوکر را به خاطر توجه بیشتر به بازیگران زن قبول نداشته و طبق خواسته او ویکتور فلمینگ را جایگزین کردند در حالی که ویوین لی و دوهاویلند در ابتدا بسیار به کیوکر متکی بودند و از حذف شدنش مضطرب شده بودند.

 Clark Gable was so distressed over the requirement that he cry on film (during the scene where Melanie is comforting Rhett after Scarlett&#8217;s miscarriage) that he almost quit. Olivia de Havilland convinced him to stay.

در بین آن همه بازیگر زن که با چنگ و دندان می خواستند نقش اسکارلت اوهارا را تصاحب کنند، تنها اُلیویا دوهاویلند بود که مشتاق بازی در نقش ملانی همیلتون بود و جالب آنکه دوهاویلند حتی نقشی چون بلانش در اتوبوسی به نام هوس را هم قبول نکرد! که این نقش هم توسط ویوین لی جاودان شد.

در نسخه دوبله صدای زیبا و باوقار معصومه فرخنده مآل حقیقتاً در خدمت نقش ملانی است. (راستی کسی از دوبلور اُلیویا دوهاویلند در دوبله اول اطلاع دارد؟)

به هر حال نقش ملانی در کارنامه دوهاویلند یک نقطه عطف است و شاید اگر همین نقش آفرینی اش در برباد رفته هم نبود، مثل خیلی از بازیگران از حافظه ها پاک می شد! درست مثل خواهرش جون فونتین که ربکای هیچکاک از معدود نقش آفرینی های موءثر اوست.

اسکارلت در پایان اشلی را غرق شده در رویاها خطاب می کند ولی بهتر بود به جای رویا از واژه خنثی استفاده می کرد. اشلی ویلکز به شکل عجیبی خنثی به معنی واقع کلمه است...

اشلی و ملانی نقش های مکملی اند که بیشتر برای ایجاد موقعیت های مختلف برای رت و اسکارلت حضور دارند تا شخصیت پردازی صرف. اشلی و ملانی انگار از دنیای پریان آمده اند و با شخصیت های به شدت زمینی و جذاب رت و اسکارلت پارادوکس عجیبی ایجاد می کنند که هرچند تا حدودی اعراق آمیز است ولی کمتر نمونه آن را در تاریخ سینما شاهد بودیم. بازیگری در نقش مکمل به مراتب سخت تر از نقش اصلی است. بازیگر نقش مکمل تنها در لحظاتی که در فیلم حضور می یابد قادر است خودی نشان دهد و این که چه قدر بتواند پا را فراتر بگذارد، بطوری که گاه نقش اصلی تحت شعاع او قرار بگیرد، بستگی به بازیگر دارد. تنها بازیگری چون الک گینس قادر است نقش کوتاه ولی به یادماندنی پرنس فیصل را در لورنس عربستان بازی کند. یا اورسن ولز که در نقش هری لایم تنها در دو سکانس از مرد سوم حضور دارد. در زنده باد زاپاتا فقط آنتونی کوئین می تواند در برابر مارلون براندو نقش آفرینی کند و در سایه او قرار نگیرد. والتر ماتائو همان یار جدانشدنی جک لمون است که به زوج کمدی محبوب تبدیل شدندراد استایگر با نقش ویکتور کاماروفسکی در دکتر ژیواگو به مراتب جذاب تر از شخصیت منفعل عمر شریف است یا جکی گلیسن به نقش بشکه مینه سوتا در بیلیاردباز و لی.جی. کاب به نقش جانی فرندلی ارباب تبهکارانِ در بارانداز، والتر برنان در داشتن و نداشتن و ریوبراوو، کلود رینز در کازابلانکا و بدنام، پیتر لوره و سیدنی گرین استریت به نقش گاسپر گاتمنِ مرموز در شاهین مالت، والتر هیوستن پیرمردی سرخوش در گنج های سی یرامادره، پیتر یوستینف در اسپارتاکوس، کیم هانتر و کارل مالدن در اتوبوسی به نام هوس یا جو پشی در فیلم های مارتین اسکورسیزی فراموش نشدنی اند. به شخصه ایلای والاک و لی وان کلیفت را چالش برانگیز تر از کلینت استیوود در خوب،بد،زشت می دانم. همچنین ارنست بورگناین در این گروه خشن و جک پالانس سلطان اشرار در شین. مارلنه دیتریشِ افسانه ای در شمایل غریب یک کولی فالگیر در نشانی از شر، شخصیت های دوست داشتنیِ هیپولی و سیبیل (در دوبله با تیپ سازی های فوق العاده ناصر طهماسب و منوچهر اسماعیلی) در ایرما خوشگله. مرسدس مک کمبریج زنی انتقام جو در جانی گیتار، کارل مالدن در شمایل یک کشیش خشن در در بارانداز، کاتینا پاکسینو به نقش پیلار زن کولیِ مبارز در زنگها برای که به صدا در می آید؟، هیو گریفیث به نقش شیخ ایلدریم در بن هور، تلما ریتر به نقش پیرزنی خبرچین در جیب بُر خیابان جنوب، روت گوردون در بچه رُزمری همان پیرزن شیطان صفتی که در کمین میا فارو نشسته. جان کازال در بعد از ظهر نحس، عمر شریف به نقش شریف علی امیرزادۀ ناسیونالیست و یاور و همراه لورنس در لورنس عربستان، جرج سی. اسکات به نقش های برت گوردونِ خبیث در بیلیاردباز و آن ژنرال دیوانه در دکتر استرنج لاو، لارنس اُلیویه در هیئت دندانپزشکی هولناک در دونده ماراتن. فقط بازیگری چون مریل استریپ می توانست با حضور کوتاه اش در فیلم مردانۀ شکارچی گوزن دیده شود و یا گستاخی جودی فاستر در راننده تاکسی، رابرت دووال و همه مکمل های فوق العاده پدرخوانده، همه مکمل های مردی برای تمام فصول، پاپیون و پالپ فیکشن. کوین اسپیسی به نقش قاتلی با ایمان در دقایق پایانی هفت، زوج پُر سر و صدای جین هکمن و استل پارسونز در بانی و کلاید، کریستوفر واکن در نقش رفیق به آخر خط رسیدهء رابرت دنیرو در شکارچی گوزن، لوئیز فلچر به نقش پرستار راچتِ نفرت انگیز و همه بیماران نامتعادلِ دیوانه از قفس پرید و حتی در چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟ هم سندی دنیس در برابر آن همه ادا و اطوارهای الیزابت تیلور، تا حد قابل قبولی موفق شده گلیمش را از آب بیرون بکشد...

به نظر می آید لسلی هاوارد و اُلیویا دوهاویلند، با آنکه دیگر تصور برباد رفته بدون آنها امکان ناپذیر است، ولی در فهرست بهترین مکمل ها، کمی تا قسمتی از غافله عقب مانده اند ولی در عوض هتی مک دانیل به خوبی نقش مامی، ندیمۀ سیاه پوستِ چاق و فربه را بازی کرد و به نقش اش رگه هایی از طنز داده که بسیار خوش درخشید و در یادها می ماند و بدین ترتیب در نامزدی اُسکار نقش مکمل زن دوهاویلند را کنار می زند.

مک دانیل نخستین بازیگر سیاه پوستی بود که در تاریخ سینما صاحب جایزه اُسکار شد؛ جالب آنکه با وجود برنده شدنش، در مراسم افتتاحیه برباد رفته در سینمای آتلانتا، به دلیل تبعیض نژادی مانع ورود او به سالن سینما شدند! 


تنها سلاح من در این دنیای به شدت مسلح، دیوانگی است - جبران خلیل جبران
۱۳۹۲/۵/۲۸ صبح ۰۵:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : خانم لمپرت, اکتورز, پرشیا, زرد ابری, اسکورپان شیردل, ژان والژان, BATMAN, اسکارلت اُهارا, سارا, سروان رنو, پیرمرد, هایدی, کاپیتان اسکای, مکس دی وینتر
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: برباد رفته ( ویکتور فلمینگ ) - 1991 - ۱۳۸۹/۷/۱۷, عصر ۰۶:۴۵
RE: برباد رفته ( ویکتور فلمینگ ) - 1991 - ۱۳۸۹/۷/۱۹, صبح ۰۶:۲۲
RE: برباد رفته ( ویکتور فلمینگ ) - 1991 - ۱۳۸۹/۷/۱۸, عصر ۰۹:۲۸
RE: برباد رفته ( ویکتور فلمینگ ) - Classic - ۱۳۸۹/۷/۲۰, عصر ۱۱:۵۸
RE: برباد رفته ( ویکتور فلمینگ ) - Classic - ۱۳۹۱/۴/۱۹, عصر ۰۹:۰۲
RE: برباد رفته ( ویکتور فلمینگ ) - Savezva - ۱۳۸۹/۷/۲۱, عصر ۱۲:۳۶
RE: برباد رفته ( ویکتور فلمینگ ) - MunChy - ۱۳۸۹/۷/۲۴, عصر ۰۱:۱۰
RE: برباد رفته ( ویکتور فلمینگ ) - Blanche - ۱۳۹۲/۸/۱۵, عصر ۰۵:۳۶
RE: برباد رفته ( ویکتور فلمینگ ) - terme - ۱۳۹۲/۵/۲۷, صبح ۰۴:۴۶
RE: اسکارلتِ برباد رفته - منصور - ۱۳۹۲/۵/۲۷, صبح ۱۱:۵۵
RE: اسکارلتِ برباد رفته - سروان رنو - ۱۳۹۲/۵/۲۸, صبح ۱۲:۰۴
RE: اسکارلتِ برباد رفته - مگی گربه - ۱۳۹۲/۵/۲۸ صبح ۰۵:۵۵
RE: اسکارلتِ برباد رفته - منصور - ۱۳۹۲/۵/۲۸, صبح ۰۶:۴۰
RE: برباد رفته ( ویکتور فلمینگ ) - terme - ۱۳۹۲/۵/۲۸, صبح ۰۹:۲۵