[-]
جعبه پيام
» <آلبرت کمپیون> درود بر جناب سروان عزیز و گرامی. مدتی نبودم همه چیز عوض شده
» <سروان رنو> به به ! کمپیون ! خوش آمدی کارآگاه ... بیا قهوه خانه ببینیم کجا بودی ؟!
» <آلبرت کمپیون> ممنون کنتس جان. دلمان تنگ شده بود ولی می بینم که کافه خیلی سوت و کور شده
» <کنتس پابرهنه> درود بر آلبرت کمپیون عزیز... هم کافه ای و رفیق قدیمی :)
» <آلبرت کمپیون> سلام و درود به یاران عزیز کافه ای
» <کنتس پابرهنه> مستند ديه گو مارادونا... https://valamovie.org/tt5433114/
» <هیس هیس> جناب شارینگهام میتونید ازین پیج اینستاگرام دریافت کنید: https://www.instagram.com/animtoon1/
» <کاوه> کیفیت خوبش اومد بالاخره: https://gemovies.ir/tenet-2020/
» <شارینگهام> جناب هیس هیس،ما رو حسابی ذوق زده کردید،ولی خبری از یونیکو نبود.ممکنه جای دیگه ای این کارتون رو آپلود کنید؟
» <شارینگهام> عرض تسلیت بابت درگذشت استاد پورحسینی ...روحش شاد!
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم
نویسنده پیام
شارینگهام آفلاین
کاپیتان کشتی چارمینگ مالی
***

ارسال ها: 215
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۱۵
اعتبار: 25


تشکرها : 2709
( 966 تشکر در 169 ارسال )
شماره ارسال: #2586
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم

درود و سلام بر یاران دیرین به خصوص تک تازان عرصه ی نوستالوژیک:heart:

در این هفته با راهنمایی های ارزشمند دوستان ارجمندی چون

مراد بی:lovve:گ و لوک مک گرگو:lovve:ر و باد وایت:lovve:

و

همدلی صمیمانه ی

دون دیه گو دلاوگا:lovve:

درباره ی یافتن فیلم های گمشده،حسابی انرژی مثبت گرفتم.taeed

حالا که موتور یاران گرم شده، با کسب اجازه از سروران گرامی

نشانی چند تا فیلم قدیمی دیگر را به حضورتان تقدیم می کنم .امیدوارم که مورد پسندتان واقع گردد.

1-مینی سریال خارجی که در 3 قسمت پخش شد.به احتمال زیاد یک فیلم سینمایی بلند بوده که صداوسیمای ما طبق معمول آن را قطعه قطعه کرده  تا در چند وعده به خورد ما بدهد!

اسم این سریالک را معرفی کردند:

اقامت شبانه

زمان پخش: شاید 1372

سرگذشت نوجوانی که با یک مرد میان سال درگیر یافتن یک الماس گران قیمت می شوند.

خلاصه ی داستان  چیزی شبیه این است:

در یک دهکده ---شاید انگلستان

یک قهوه خانه دار به نام

الزویل بلوک

دوبلورهای این دو عبارت بودند:

نوجوان:huh:.....................................................امیرمحمد صمصامی

الزویل بلوک..................................................حسین معمارزاده  

اموالش توسط یک مرد بدجنس تصاحب می شود.

قهوه خانه دار تصمیم به انتقام می گیرد.

مرد زورگیر را اسیر می کند.سپس یک سوزن  در بدنه ی یک شمع روشن فرو می کند.

میگوید:همین که سوزن بیفتد،تو را می کشم.

در لحظه ای که  سوزن می افتد،سرباز ها،سربزنگاه از راه می رسند و در حین تیراندازی به الزویل باعث کشته شدن مرد زورگیر می شوند.

قهوه خانه دار می گریزد.

فردای آن روز که دختر جوان و زیبای زورگیر می خواهد پدرش را به خاک بسپارد،مردم دهکده که از وی نفرت داشتند،می خواهند مانع دفن وی در گورستان دهکده شوند.

ولی مردی خوش نیت جلو می رود و مردم را به آرامش دعوت می کند و می گوید:بگذارید جنازه ی پدر این دختر دفن شود.خدا درباره ی کارهای او قضاوت خواهد کرد.

                                        ***

نوجوان با قهوه خانه دار که اکنون یک محکوم فراری است،دوست و همراه می شود.

قهوه خانه چی یک نقشه ی گنج دارد که از یک  نفر به نام کلنل آهیان به جا مانده...

آن ها رد الماس را در چاهی می یابند.یک نفر به نام توماس به آن ها کمک میکند.

ولی در لحظه ی رسیدن به الماس،طمع می کند و با آن دو درگیر می شود که بر اثر حادثه به چاه سقوط می کند.

نوجوان و الزویل برای فروختن الماس به هلند می روند.

الماس را به یک  جواهر فروش می دهند تا قیمت گذاری کند.

ولی وقتی سرقرار می روند،نامرد زیرقولش می زند.:dodgy:

آن دو که دست بردار نیستند،شبانه به اتاق وی دستبرد می زنند که متاسفانه دستگیر می شوند!

دادگاه آن ها را به جرم سرقت ،محکوم به کار اجباری در اندونزی می کند.

البته رییس دادگاه بعدا" به من گفت که مجازاتشان اعدام بوده،به خاطر خارجی بودنشان،به آن ها یک درجه تخفیف داده...حالا هی بگید که فقط ایرانی ها مهمان نوازند!khande

بگذریم!

این دو عزیز بخت برگشته با کشتی حمل محکومان به هندهلند(اندونزی فعلی) تبعید می شوند.البته با داغی که بر گونه ی راستشان گذاشته شده:Y

نوجوان و الزویل روزگار پر مشقت را می گذرانند تا این که در سفر با کشتی گرفتار طوفان می شوندو

الزویل برای نجات نوجوان فداکاری می کند و خودش غرق می شود.

یک کشتی انگلیسی او را می یابد و نجات می دهد.

نوجوان  جسد دوست فقیدش را روی عرشه ی کشتی می بیند وبرپیشانیش بوسه می دهد.

روزگار غدار بر او روی خوش نشان می دهد و به وطن باز می گردد.

دختر مرد زورگیر به استقبال او می آیدو...:cheshmak:

چندی بعد نامه ای به کشیش دهکده می رسد که حامل ندامت نامه ی جواهرفروش هلندی است.

او در لحظات پیش از مرگ،روح مرد نخراشیده ای را می دیده که به او غضب ناک اشاره می کرده!

(احتمالا" کلنل آهیان بوده که براش خط و نشون می کشیده که:می دونم باهات چه کار کنم،تو باعث شدی یارانه ی منو قطع کنند!):D

خلاصه ی کلام،جواهرفروش به خاطر عذاب وجدان وصیت کرده که الماس به نوجوان پس داده شود.

                                          ***

2-اجازه دهید تا این فیلم را که برای بار سوم معرفی کنم:

طبق معمول ؛در جستجوی یک فیلم دهه شصتی هستم.

درباره ی مبارزات مردم فرانسه در بحبوحه ی جنگ جهانی دوم با آلمان نازی

به احتمال زیاد ،محصول خود فرانسه

چون بازیگر نقش اولش خیلی به لینو ونتورا___.   راجر هنین

خلاصه ی داستان:

سکانس اول فیلم شخصیت اصلی در لباس افسر آلمانی قصد دارد یکی از پارتیزان ها را که در اتاق بازجویی ماموران اس اس است،فراری دهد.

وقتی می بیند که تیغش برش ندارد،به ظاهر رضایت می دهد و با یک سلام نظامی رفتنش را اعلام می کند که در واقع به سرباز همراهش علامت می دهد که: ببندشون به رگبار!::ok:

ارتش آلمان قصد دارد تا یک محموله حساس بنزین را با قطار به نیروهای درگیر در جنگ برساند.برای رسیدن به این هدف،از پوشش قطار حمل مجروحان استفاده می کند.

نهضت مقاومت مردم فرانسه،سه تا آدم زرنگ را مأمور انهدام قطار می کند.یکی از آن ها عکاسی است که آلمانی ها در مغازه اش یک مسلسل کشف می کنند ،وقتی ازش می پرسند: این چیه ؟ جواب می دهد: دستگاه چاپه!

سرکرده اشان هم فکر کنم اسمش ، رابرت بود.به لینو ونتورا  خیلی شباهت  داشت.

یک دختر جوان هم برای نازی ها جاسوسی می کرد که توسط همان عکاس گیر می افتد.

دختر دستگاه فرستنده ی خود را در یک مدل خیاطی جاساز کرده بود .

وقتی توسط پارتیزان ها به سرقرار برای انتقال اخباراش به نزد رابطش می رود، جیغ می زند و می گوید:فرار کن...اونا پیدامون کردند.می دود تا سوار ماشین رابطش شود،ول یآن نامرد به طرفش شلیک می کند تا ازشرش خلاص شود.

ولی آن 3 پارتیزان او را می گیرند و به گلوله می بندند.

در سکانس پایانی،قطار حمل مجروحان آلمانی در راه بازگشت است که افسر مافوق دستور تخلیه ی آن قطار را می دهد و می گوید:برای من فقط این بنزین ها مهمه!

3 نفر اصلی فیلم،با جا زدن خود به جای لوکوموتیو ران و کمک هایش،قطار را از خط اصلی خارج و منفجر می کنند.

یادم هست که درپاییز ۱۳۶۶ در سینما دیدم، اسمش رو مقاومت گفتند.

ولی هرچه گشتم،چیزی عایدم نشد.

مثل همیشه ،نیازمند اسم لاتین آن هستم..

3-باز هم یک فیلم سینمایی گمشده ولی این دفعه از دهه هفتاد :

تاریخ نمایش :حدفاصل 1372 تا 1373

موضوع :جنگی _عاطفی

زمان : جنگ جهانی دوم

مکان : اردوگاه اسیران ویژه ی کودکان و نوجوانان پسر

ملیت : یکی از کشورهای اروپای شرقی  (به احتمال زیاد؛ لهستان )

خلاصه داستان :

پسربچه ای ده ساله را به اردوگاهی می آورندکه ارتش آلمان، پسران نژاد اسلاو را به صورت برده پرورش می دادند.

 در آنجا مقرراتی مطابق اردوگاه بزرگسالان حاکم است . مجازات فرار در سومین بار، اعدام است که در ابتدای فیلم در کمال قاطعیت و در میان التماس های نوجوان فراری، اجرا می شود. 

مجازات خطاهای کوچک تر، ضربات شلاق است که تعداد آن را در جمع، اعلام می کنند.

*نکته ی جالب :کودک محکوم وظیفه دارد که با صداى بلند بگوید :

متشکرم، تنبیه عادلانه ای است! :D

تنها رحم و عطوفتی که نشان داده می‌شود ،این است که یک افسر زن آلمانی، خرده هایی از  بیسکویت و کیک را به طرف بچه های کوچک تر پخش می کند. درست مثل دانه ریختن برای مرغ و جوجه ها! tajob

پسربچه ی قهرمان داستان، توجه یکی از افسران آلمانی مسئول اردوگاه را جلب می کند.به نظر او، آن پسر از نژاد آریایی است. بنابراین ضمن محبت خارج از مقررات، از او آزمایش خون می گیرند. ولی جواب آزمایش منفی است و این، خشمِ آن افسر را که خیال پدرخواندگی او را در سر می پروراند، به بار می آورد...

*پایان فیلم را یادم نیست. فقط همین را به یاد دارم که افسر نامبرده، باز هم می خواست آن پسر را به شهر خود در برلین ببرد و دیگر هیچ!

دوستانی که این فیلم را دیده اند، لطفاً اسم لاتین آن را ذکر کنند.

التماس دعا:rolleyes:


اونی که گفته "زندگی خالی از لذت و خوشحالی نیست."دروغ نگفته!
۱۳۹۹/۷/۱۵ صبح ۰۵:۵۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : لوک مک گرگور, rahgozar_bineshan, مارک واتنی, ماهی گیر, دون دیه‌گو دلاوگا, مراد بیگ, پروفسور, باد وایت, سروان رنو
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - mozafar - ۱۳۸۹/۹/۲۰, صبح ۰۳:۴۳
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - مهمان - ۱۳۸۹/۱۱/۲۹, صبح ۱۱:۳۵
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - مظفر - ۱۳۹۰/۴/۱۰, صبح ۰۴:۱۰
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - مظفر - ۱۳۹۰/۴/۱۱, صبح ۱۲:۴۴
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - مظفر - ۱۳۹۰/۴/۱۶, صبح ۰۲:۴۰
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - مظفر - ۱۳۹۰/۴/۱۶, عصر ۰۴:۱۰
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - شبنم - ۱۳۹۰/۴/۱۹, عصر ۱۰:۱۰
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - مهمان - ۱۳۹۰/۴/۱۹, عصر ۱۱:۵۵
Seyed aziz=le dernier combat - رهرو - ۱۳۹۰/۸/۱۸, صبح ۰۹:۵۰
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - shakila21 - ۱۳۹۰/۱۱/۲۳, عصر ۰۲:۴۷
RE: نام فیلم چی بود ؟ - واترلو - ۱۳۸۸/۸/۲۰, صبح ۰۸:۰۶
RE: نام فیلم چی بود ؟ - سروان رنو - ۱۳۸۸/۸/۲۱, صبح ۰۱:۰۵
RE: نام فیلم چی بود ؟ - بچه رزماری - ۱۳۸۸/۹/۷, صبح ۰۲:۴۷
RE: نام فیلم چی بود ؟ - سروان رنو - ۱۳۸۸/۹/۷, عصر ۰۸:۳۰
درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - مهمان - ۱۳۸۹/۲/۱۵, عصر ۰۲:۲۵
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - مهمان - ۱۳۸۹/۲/۲۱, صبح ۱۰:۱۲
دوبله فيلم داوطلب مرگ - مهمان - ۱۳۸۹/۵/۲۲, صبح ۰۲:۳۸
داوطلب مرگ - سی.سی. باکستر - ۱۳۸۹/۵/۲۲, صبح ۰۳:۰۰
RE: داوطلب مرگ - سی.سی. باکستر - ۱۳۹۱/۵/۹, عصر ۱۰:۰۶
RE: داوطلب مرگ - سناتور - ۱۳۹۱/۵/۹, عصر ۱۰:۳۴
RE: داوطلب مرگ - سی.سی. باکستر - ۱۳۹۱/۵/۱۰, صبح ۰۲:۵۰
RE: داوطلب مرگ - دانتس - ۱۳۹۱/۵/۱۰, عصر ۱۲:۵۴
RE: داوطلب مرگ - سی.سی. باکستر - ۱۳۹۱/۵/۱۰, عصر ۰۹:۵۶
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - مهمان - ۱۳۸۹/۷/۲۲, صبح ۱۰:۲۶
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم - مهمان - ۱۳۸۹/۷/۲۴, صبح ۰۸:۰۹
RE: نام فیلم چی بود ؟ - هری لایم - ۱۳۸۹/۷/۴, عصر ۰۶:۴۴
درخواست نام فيلم - دالاهو - ۱۳۹۰/۲/۱۵, عصر ۱۰:۳۳
برنامه هنر هفتم - مهمان - ۱۳۹۰/۳/۳, عصر ۰۹:۳۹
RE: برنامه هنر هفتم - شرلوك - ۱۳۹۰/۳/۵, عصر ۰۱:۳۵
تام ادیسون جوان - کاپیتان اسکای - ۱۳۹۰/۶/۲۶, عصر ۱۰:۳۳
RE: درخواست نام فیلم - نیومن - ۱۳۹۰/۹/۱۲, عصر ۰۲:۳۹
کی اسم فیلم رو یادشه؟ - نوستالژیکا - ۱۳۹۰/۹/۲۱, عصر ۰۵:۲۷
RE: درخواست نام فیلم - رامین_جلیلوند - ۱۳۹۰/۱۰/۱۰, صبح ۱۱:۱۹
RE: کی اسم فیلم رو یادشه؟ - seyed - ۱۳۹۱/۷/۷, عصر ۱۲:۵۶
RE: کی اسم فیلم رو یادشه؟ - james the cat - ۱۳۹۱/۸/۱۹, عصر ۱۲:۳۸
RE: کی اسم فیلم رو یادشه؟ - siyavash1357 - ۱۳۹۱/۸/۱۹, عصر ۰۳:۵۲
RE: کی اسم فیلم رو یادشه؟ - james the cat - ۱۳۹۱/۸/۲۰, عصر ۱۰:۲۰
RE: کی اسم فیلم رو یادشه؟ - منصور - ۱۳۹۱/۸/۲۲, صبح ۰۸:۳۹
RE: کی اسم فیلم رو یادشه؟ - james the cat - ۱۳۹۳/۴/۱۶, صبح ۰۱:۵۸
[split] کلانتری انجمن - Rasoul Naderloo - ۱۳۹۱/۱۲/۳, صبح ۱۱:۵۹
RE: کلانتری انجمن - سروان رنو - ۱۳۹۱/۱۲/۳, عصر ۰۳:۱۸
[split] کلاسیک ها در تلویزیون - Oliver - ۱۳۹۲/۳/۱۱, عصر ۱۰:۳۱
[split] تقاضای عضویت - پینک فلوید - ۱۳۹۲/۹/۲۴, صبح ۱۲:۳۷
RE: [split] تقاضای عضویت - seyed - ۱۳۹۲/۹/۲۵, صبح ۱۲:۴۵
[split] برنامه های دهه 60 - بارومیر - ۱۳۹۴/۱/۱۶, صبح ۰۵:۰۵
[split] درخواست ها و نیازمندی ها - بروس - ۱۳۹۴/۹/۲۷, عصر ۰۲:۰۲
[split] درخواست ها و نیازمندی ها - بروس - ۱۳۹۴/۹/۲۷, عصر ۰۷:۴۱
[split] برنامه های دهه 60 - جولیانو جما - ۱۳۹۴/۱۰/۱۳, عصر ۱۱:۰۵
[split] درخواست عضویت - sahraee - ۱۳۹۵/۳/۵, صبح ۰۲:۳۸
RE: درخواست عضویت - وینسنت - ۱۳۹۵/۳/۵, صبح ۰۴:۴۸
کیست ک مرا یاری کند؟!>! - وینسنت - ۱۳۹۵/۳/۲۰, صبح ۱۲:۰۸
وینست نوشته - شارینگهام - ۱۳۹۵/۳/۲۲, صبح ۰۳:۱۹
RE: وینست نوشته - وینسنت - ۱۳۹۵/۳/۲۴, عصر ۰۸:۳۶
RE: درخواست عضویت - وینسنت - ۱۳۹۵/۵/۷, عصر ۰۸:۰۰
RE: درخواست عضویت - دانته - ۱۳۹۵/۵/۸, عصر ۱۰:۲۱
RE: درخواست عضویت - میجر - ۱۳۹۵/۵/۱۶, صبح ۱۰:۵۱
RE: درخواست عضویت - پهلوان جواد - ۱۳۹۵/۵/۱۶, عصر ۱۲:۱۳
[split] برنامه های دهه 60 - بوچ کسیدی - ۱۳۹۵/۳/۱۵, عصر ۰۶:۰۶
[split] درخواست عضویت - جودی دمدمی - ۱۳۹۵/۷/۵, عصر ۰۷:۴۵
RE: درخواست عضویت - Kurt Steiner - ۱۳۹۵/۷/۵, عصر ۱۰:۵۹
نام فیلم - عباس حاجیوند - ۱۳۹۸/۱۰/۲۵, عصر ۰۷:۲۵
[split] درخواست عضویت - بازی 1997 - ۱۳۹۹/۲/۲۹, عصر ۰۱:۵۲
RE: [split] درخواست عضویت - لوک مک گرگور - ۱۳۹۹/۴/۲۸, صبح ۱۱:۴۵
RE: [split] درخواست عضویت - بازی 1997 - ۱۳۹۹/۷/۲۷, صبح ۰۹:۵۰
RE: [split] درخواست عضویت - بازی 1997 - ۱۳۹۹/۷/۲۸, عصر ۱۲:۴۶
[split] درخواست عضویت - بازی 1997 - ۱۳۹۹/۴/۲۸, صبح ۱۱:۲۷
RE: درخواست عضویت - بازی 1997 - ۱۳۹۹/۴/۳۰, صبح ۱۱:۰۰