تالار   کافه کلاسیک
اینجا شن ژن - شهری که قلب الکترونیک دنیا در آن می تپد - نسخه قابل چاپ

+- تالار کافه کلاسیک (http://cafeclassic5.ir)
+-- انجمن: تالارهای عمومی (/forumdisplay.php?fid=21)
+--- انجمن: تاریخ و دانش (/forumdisplay.php?fid=46)
+--- موضوع: اینجا شن ژن - شهری که قلب الکترونیک دنیا در آن می تپد (/showthread.php?tid=607)


اینجا شن ژن - شهری که قلب الکترونیک دنیا در آن می تپد - برو بیکر - ۱۳۹۲/۱۲/۱۸ صبح ۱۲:۱۲

امپراتوری بریتانیا در سال 1842 هنگ کنگ را که تا پیش از این یکی از استانهای جمهوری خلق چین محسوب میگردید را رسما اشغال و جزو مستعمره خود قرار داد. موقعیت هنگ کنگ بدلیل واقع شدن در حوزه جغرافیایی خاص مستعد جدایی از چین بود اما فشار چینی ها باعث گردید تا انگلیسها سرانجام تسلیم و خاک هنگ کنگ را در سال 1997 ترک نمایند اما طبق پیمان نامه آنها با چین هنگ کنگ باید بمدت 50 سال مستقل باشد. به همین دلیل اکنون هنگ کنگ دارای واحد پولی مستقل میباشد و چینیها باید برای ورود به کشور هنگ کنگ ویزا بگیرند.

رشد اقتصادی هنگ کنگ چینیها را شگفت زده و وادار به حسادت کرد . هنگ کنگ در شمال خلیج مروارید واقع شده است. 30 سال پیش در جنوب این خلیج (یعنی درست روبروی هنگ کنگ ) یک دهکده ماهیگیری وجود داشت بنام شن ژن با جمعیتی حدود 20 هزار نفر. وقتی رهبر نوگرای چین برای دیدن دخترش به شن ژن میرود برای رقابت با هنگ کنگ می گوید اینجا باید به پنجره چین تبدیل شود.

ناگهان همای سعادت بر فراز این روستا به پرواز در می آید و طی مدت کوتاهی از دل روستایی کوچک شهری متولد میگردد که امروز حرف اول را در تجارت دیجیتال و صنعت آی تی و آی تی سی میزند. شن ژن امروز تبدیل شده است به شهری زیبا با بیش از 20 میلیون جمعیت با آسمانخراشهای بلند و کارخانه و کارگاههای بیشمار. ( این مطالبی است که عینا یکی از مدیران کمپانی طرف قرارداد ما نقل کرد)

بروبیکر به واسطه موقعیت شغلی باید سالی سه الی چهار بار به این شهر سفر کند. متاسفانه بدلیل عدم وجود پرواز مستقیم به این شهر یکی از بزرگترین معظلات نحوه سفر به این شهر میباشد. از تهران به دو شهر چین پرواز مستقیم وجود دارد. پکن و شانگهای که هریک فاصله زیادی با شن ژن دارند. البته اخیرا شرکت ماهان پرواز به گوانژو را نیز از سر گرفته است. اما من اغلب برای سفر به این شهر از طریق خطوط هوایی قطر یا امارات به دوحه یا دوبی میروم و از آنجا پس از یک توقف سه ساعته با پروازی خسته کننده که 9 ساعت بطول می انجامد به هنگ کنگ میروم و سپس از طریق کشتی (که در آنجا به آن فِری میگویند) با یک سفر دریایی 45 دقیقه ای به شن ژن میروم.

آب و هوای شن ژن و جغرافیای طبیعی ان درست مانند شهرهای شمالی ما می ماند. تمام کوهها و تپه ها ی شهر مملو از درختان جنگلی میباشد. اختلاف ساعت چهار و نیم ساعتی آنها با تهران باعث میگردد که ساعت مفید ارتباط ما با کمپانیها در شن ژن کوتاه باشد. به این معظل تعطیلی پنج شنبه - جمعه ما را با تعطیلی شنبه - یکشنبه انها هم اضافه کنید. عدم تطابق تعطیلات سال نوی میلادی را با سال نوی شمسی و سال نوی چینی ها را هم اضافه کنید.

شهر شن ژن بزرگترین مرکز تولید کالاهای فِیک میباشد. خاطرم هست دو سال پیش یکهفته قبل از اینکه اپل آیفون 4 اس را رونمایی کند در شهر شن ژن آیفون 4 اسِ فِیک را با قیمت 500 یوان (معادل 250 هزار تومن فعلی) بفروش میرساندند.

در تمام پاساژهای مرکز شهر در مغازه های کوچک همه در حال مونتاژ تبلت و نوت بوک میباشند. تعصب فراوانی روی برندهای اصل خود مانند هوآوی و زد تی ای و لنوو دارند و کسی جرات ندارند از روی این برندها الگوبرداری کند.بعبارتی شما هرگز نمی توانید یکی از محصولات هوآوی تقلبی را در چین خریداری کنید.

اما کالاهای تقلبی که در آنجا از آنها بعنوان کالاهای کپی نام میبرند خود دارای درجه کیفی مختلف میباشد. برای مثال هدفونهای بیتس در آنجا با عنوان high copy دارای کیفتی مشابه محصول اورجینال بیتس میباشد اما با قیمتی معادل یک سوم قیمت اصلی آن بفروش میرسد.

برو بیکر طی اقامت ده روزه در طبقه سی و چهارم هتلی در مرکز شهر مستقر شده بود. شبها از شن ژن چراغهای آسمانخراشهای هنگ کنگ پیداست. با توجه به هماهنگیهایی که از قبل کرده بودم هر روز از طرف کمپانیهای مختلفی که با آنها مراوده داشتم به دنبالم می امدند و جهت انجام امور کاری به کمپانی آنها می رفتم . مدیران کمپانیها علاقه بسیاری به شرکتهای ایرانی دارند و برای آنها ایرانیها مشتریان خوبی هستند.

هشتمین ساختمان بلند دنیا در شهر شن ژن واقع شده است. در بالای این ساختمان یک رستوران زیبا و گران تعبیه شده است که معمولا هر بار پس از نهایی شدن سفارشاتمان بدعوت یکی از مدیران کمپانیها به آن رستوران جهت صرف شام دعوت میشویم.

در طول مدتی که در آنجا بودم فقط دو ساعت خورشید را دیدم و در بقیه اوقات هوا ابری - بارانی و گاهی مه الود بود. مردم شهر شن ژن اغلب از سایر شهرهای چین به آنجا مهاجرت کرده اند. سخت اهل کار و تلا ش میباشند. در سفر قبلی که در تیر ماه به آنجا داشتم هنگام بازگشت از کارخانه به هتل ساعت 12 شب هنگامی که باران میبارید مشاهده کردم کارگرانی را که در عملیات راه سازی روی پایه های یک پل مشغول جوشکاری بودند. صحنه ای که نظیرش را هرگز در ایران نخواهید دید.

یکی از مشکلات ایرانیها که دارای بیزینس با شن ژن هستند تغذیه میباشدو علیرغم اینکه آنها دارای منابع غذایی فراوانی هستند اما من هرگز نتوانستم با طعم غذاهای چینی ارتباط برقرار کنم. شبها معمولا به مک دونالد و KFC رضایت میدهم و ظهر ها هم معمولا میهمان مدیران کمپانیها هستیم ما را به رستورانهایی میبرند که غذاهای غربی داشته باشند.

خوشبختانه پس کلی کنکاش دو رستوران ترکیه ای در شهر شن ژن پیدا کردم که گاهی برای صرف غذا به آنجا میروم. طعم غذاهای ترکیه ای به غذاهای ایرانی بیشتر شباهت دارد.

در مغازه های شن ژن کالاهای الکترونیکی به پایین ترین قیمت ممکنه بفروش میرسد و چون اغلب عمده فروش میباشند بمحض اینکه قیمت کالایی را میپرسید اول جواب میدهند چند تا؟

برای مثال من یک هندزفری خلبانی جِبرا را که در مغازه های خیابان جمهوری به قیمت 350 هزار تومان بفروش میرسد را خریدم 135 یوان (بعبارتی 72 هزارتومان)

شن ژن برای کسیکه عاشق تکنولوژی و صنعت آی تی میباشد یک شهر رویایی میباشد. زیرا در آنجا شما قدرت انتخاب دارید و تنوع محصولات بیداد میکند. معمولا به ندرت در شهر هموطن ایرانی دیده می شود و اگر گاهی به یک ایرانی بر میخوردم قطعا برای بیزنس آنجا آمده بود و نه برای تفریح. ایرانیهایی که برای تفریح به چین میروند اغلب به پکن میروند تا از دیوار بزرگ چین بازدید کنند. بیزنسهای غیر الکترونیکی هم معمولا در شهرهای شانگهای و گوانگژو انجام میپذیرد.

تنها مرکز جذاب که ازرش بازدید کردن داشته باشد پارکی است بنام پنجره جهان که در آن چینیها یک کپی از اغلب اماکن بزرگ و تاریخی جهان را در آنجا ساخته اند. برج ایفل - تاج محل - برج کج پیزا - و ......

این نهمین سفر من به شهر شن ژن طی دو سال اخیر بود اما به جرات باید بگویم حتی یک سینما هم به چشم من نخورد. البته نه اینکه آنها سینما ندارند قطعا باید داشته باشند اما من یه چشمم نخورد و این شاید بیانگر آن است که بدلیل عدم علاقه آنها صنعت سینما داری زیاد مقرون بصرفه نیست. در عوض در اطراف هتل محل اقامت خود بیش از پنج دیسکو بچشمم خورد که این بیانگر آنست که آنها بعد از یک روز کاری سخت ترجیح میدهند وقت خود را در دیسکو بگذرانند تا در سینما.

شن ژن دارای یک فرودگاه بسیار زیبا میباشد. البته از مسیری که من به شن ژن میروم هرگز این فرودگاه قابل رویت نیست اما سال گذشته در یکی از سفرهایم که نتوانستم از طریق سایر خطوط ترانزیتی بلیط تهیه کنم مجبور شدم با پرواز ماهان به شهر شانگهای بروم . از آنجا با یک پرواز داخلی که 4 ساعت بطول انجامید  به شن ژن رفتم و فرودگاه زیبای این شهر را برای اولین بار رویت کردم.

مردم چین و دولتمردان آنها اهداف بزرگی در سر دارند. مدیر یکی از کمپانیها به من گفت در بیست سال آینده جهان باید مصرف کننده باشد و فقط چین تولید کننده. او میگفت آنقدر قیمت محصولات خود را کاهش میدهیم که دیگر هیچ کشوری برای تولید توجیه اقتصادی نداشته باشد. البته آنها هر چه جلوتر میروند کیفیت محصولات خود را نیز بالا میبرند و کیفیت کالاهای چینی نسبت به 10 سال گذشته قابل مقایسه نیست.

علیرغم تصور ما از شهرهای صنعتی که در کشور ما وجود دارند و اغلب در جوار شهرهای بزرگ و بصورت سوله های بزرگ و فاقد هرگونه امکانات استاندارد شهری و تفریحی ساخته میشود شن ژن هیچ شباهتی به یک شهر صنعتی ندارد. اغلب کارخانجات و کارگاههای تولیدی در آسمانخراشها و آپارتمانهای معمولی بنا شده اند و در اغلب آنها محل اسکان کارگران در طبقات بالای آپارتمانها تعبیه شده است.

در مجموع شن ژن شهریست بسیار زیبا و جدید. در آینده مطمئنا از این شهر بیشتر خواهید شنید. و صد البته در آینده برندهای معروفی که در این شهر متولد شده اند دنیا را تسخیر خواهد کرد. من از کمپانی هوآوی هم بازدید کردم. هوآوی بزودی تبدیل به یکی از برندهای معروف در دنیای دیجیتال خواهد شد و گوی سبقت را از غول های هم رده خود مانند سامسونگ و اچ تی سی و نوکیا خواهد ربود.( هر چند من معتقدم همین الان هم کیفیت محصولاتش اگر از سامسونگ و ال جی بالاتر نباشد پایین تر نیست.

سفر بروبیکر پس از 10 روز به اتمام رسید. مسیر بازگشت درست مثل مسیر رفت میباشد. فقط با یک تفاوت. و آن اینکه وقتی پس از عبور از فرودگاه زیبای هنگ کنگ که باند پروازش درست در کنار ساحل دریا میباشد و توقف در فرودگاه دبی مجددا به فرودگاه امام خمینی در تهران میرسیم. احتمالا فکر نمی کنید که از دیدن این فرودگاه و مقایسه امکاناتش با فرودگاههایی که نام بردم احساس سربلندی و سرافرازی خواهم کرد!!!!!!.

در اولین فرصت هم یکسری از عکسهایی که از مناطق و زون های مختلف شهر گرفته ام برای دوستان آپ خواهم کرد.

اردتمند

بروبیکر




RE: اینجا شن ژن - شهری که قلب الکترونیک دنیا در آن می تپد - نوبادی - ۱۳۹۲/۱۲/۲۰ عصر ۱۰:۰۳

خیلی خوب و خیلی عالی،فقط یک نکته و اینکه در سال 1842 چیزی به اسم جمهوری خلق چین وجود نداشته است.

(۱۳۹۲/۱۲/۱۸ صبح ۱۲:۱۲)برو بیکر نوشته شده:  

امپراتوری بریتانیا در سال 1842 هنگ کنگ را که تا پیش از این یکی از استانهای جمهوری خلق چین محسوب میگردید را رسما اشغال و جزو مستعمره خود قرار داد.




RE: اینجا شن ژن - شهری که قلب الکترونیک دنیا در آن می تپد - سرهنگ آلن فاکنر - ۱۳۹۲/۱۲/۲۳ صبح ۰۹:۱۴

(۱۳۹۲/۱۲/۱۸ صبح ۱۲:۱۲)برو بیکر نوشته شده:  

مدیران کمپانیها علاقه بسیاری به شرکتهای ایرانی دارند و برای آنها ایرانیها مشتریان خوبی هستند.

درود بر بروبیکر متخصص

یک سوالی بدجوری ذهن مرا مشغول خود نموده است و آن اینکه تجارت چین با سایر کشورهای دنیا چندین برابر حجم تجارت آنها با ایرانیهاست. من متعجبم که چرا طبق گفته شما آنها به تجارت با ایرانیها علاقه مندند؟ مضافا اینکه در برنامه ای که یکبار تلوزیون پخش کرد اغلب چینیها از مراوده با ایرانیها ناراضی بودند. این با گفته شما تناقض دارد. شما بر چه مبنا و اصولی به این نتیجه رسیدید که برای آنها ایرانیها مشتریان خوبی هستند؟

در پایان نیز از نوشتن سفرنامه تان کمال تشکر را  می نمایم. امیدوارم روزی مانند گذشته های نه چندان دور باب تجارت با کشورهای اروپایی بویژه آلمان که دارای صنایع بسیار با کیفیتی میباشد فتح گردد و بروبیکر عزیز هم سفر نامه بعدی خود را از تجربه تجارت با آن کشورها بنویسد.

به امید آنروز




RE: اینجا شن ژن - شهری که قلب الکترونیک دنیا در آن می تپد - برو بیکر - ۱۳۹۲/۱۲/۲۷ عصر ۱۰:۵۶

(۱۳۹۲/۱۲/۲۳ صبح ۰۹:۱۴)سرهنگ آلن فاکنر نوشته شده:  

درود بر بروبیکر متخصص

یک سوالی بدجوری ذهن مرا مشغول خود نموده است و آن اینکه تجارت چین با سایر کشورهای دنیا چندین برابر حجم تجارت آنها با ایرانیهاست. من متعجبم که چرا طبق گفته شما آنها به تجارت با ایرانیها علاقه مندند؟ مضافا اینکه در برنامه ای که یکبار تلوزیون پخش کرد اغلب چینیها از مراوده با ایرانیها ناراضی بودند. این با گفته شما تناقض دارد. شما بر چه مبنا و اصولی به این نتیجه رسیدید که برای آنها ایرانیها مشتریان خوبی هستند؟

در پایان نیز از نوشتن سفرنامه تان کمال تشکر را  می نمایم. امیدوارم روزی مانند گذشته های نه چندان دور باب تجارت با کشورهای اروپایی بویژه آلمان که دارای صنایع بسیار با کیفیتی میباشد فتح گردد و بروبیکر عزیز هم سفر نامه بعدی خود را از تجربه تجارت با آن کشورها بنویسد.

به امید آنروز

درود بر ناجی جولیوس لیمبانی

سرهنگ عزیز من از نزدیک با چند تن از مدیران کمپانیهای چینی ارتباط داشتم و دارم. آنچه که من دیده ام و شنیده ام قطعا میتواند خیلی موثق تر از دیدن یک گزارش سفارشی شده از تلویزیون باشد. مضافا اینکه توقع ندارم دوستان گفته های بنده را صرف یک نوشته بپذیرند و یا باور کنند.

تصور من این بود دوستان متوجه منظور من از علاقه چینها از تجارت با ایران شده باشند اما ظاهر امر چنین نمایان نیست. پس با دلیل خدمت دوستان علت این علاقه را عرض میکنم:

در امر تجارت در صورتیکه کشور مبدا و مقصد کاملا تابع قوانین بین المللی باشند و همه چیز سر جای خود قرار گرفته باشد قوانینی وجود دارد که هم خریدار و هم فروشنده میتوانند یک اعتماد متقابل در چارچوب آن قوانین به یکدیگر داشته باشند.

اما در حال حاضر کشور ما بعنوان کشور مقصد در اثر تحریم های بین المللی که بگفته رئیس دولت قبلی تکه کاغذی بیش نبود دارای شرایط خاصی در امر تجارت میباشد که این شرایط خاص وزنه موازنه تجاری را به نفع کشور مبدا سنگین تر می کند.

در حالت نرمال یک بازرگان وقتی قصد خرید کالایی را از کشور دیگری مینماید می تواند با مراجعه به بانکهای کشور خود تقاضای گشایش ال سی نماید. این بدین معناست که بانک کشور مقصد از طریق سیستم بانکی به بانک کشور مبدا تضمین میدهد که در صورتیکه که کمپانی سازنده کالا به تعهدات خود عمل نماید و کالای خود را مانند آنچه در قرارداد طرفین آمده است با کیفیت مورد توافق شده و به موقع به کشور مقصد ارسال نماید مبلغ مورد توافق را بیدرنگ به فروشنده پرداخت نماید.

گشایش ال سی کمپانیهای چینی را بسیار آزار میدهد. زیرا برای مثال اگر یک شرکت از مالزی تعداد 100 عدد یخچال از یک کمپانی چینی خریداری نماید چنانچه پس از ارسال کالا خریدار در کشور مالزی متوجه شود کمپانی چینی در ساخت کالا احمال نموده و از قطعات مورد توافق استفاده ننموده است میتواند جلوی پرداخت پول را بگیرد. قابلیتی که ما ایرانیها از آن بی بهره هستیم. و این یعنی یک فرصت طلایی برای کمپانیهای چینی.

کمپانیهای ایرانی باید تمام وجه کالای خریداری شده را به کمپانی چینی پرداخت نمایند تا کالا به ایران حمل گردد. حالا اگر کمپانیهای چینی به هر دلیلی به قراردادهای خود پایبند نباشند دست کمپانیهای ایرانی از هرگونه اهرمی کوتاه است.

از طرفی چون قوانین گمرکی ما نیز ناقص است وقتی نقصی در کالاهای ارسالی مشاهده میکنیم مرجوع و یا تعویض کالا بهیچوجه توجیه اقتصادی ندارد.

همچنین بدلیل نوسانات بازار ارز در کشور ما و شرایط اقتصادی حاکم بر مردم بازرگانانی که از کشور چین کالا خریداری میکنند معمولا بدنبال کالایی میگردند که از هر لحاظ قیمت تمام شده آن برای مصرف کننده ایرانی پایین تر باشد بنابراین  به کیفیت زیاد اهمیت نمی دهند و این فرصتی است برای کمپانیهای چینی که جنسهای بنجل خود را که در هیچ کشوری خریداری برای آن ندارند به بازرگانان ایرانی غالب کنند.

سرهنگ عزیز:

بنظر شما این دلایل برای اینکه آنان علاقه وافری به تجارت با ایرانیان داشته باشند کافی نیست یا اینکه باز هم دلایل دیگری بیاورم.(البته بنده دلایل دیگری هم دارم که هم کمی تخصصی تر میباشد و هم کمی سیاسی که از حوصله این جستار خارج است)