تالار   کافه کلاسیک
فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - نسخه قابل چاپ

+- تالار کافه کلاسیک (http://cafeclassic5.ir)
+-- انجمن: تالارهای تخصصی (/forumdisplay.php?fid=10)
+--- انجمن: هنر دوبله و زیرنویس (/forumdisplay.php?fid=13)
+--- موضوع: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... (/showthread.php?tid=449)


فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - منصور - ۱۳۹۰/۱۱/۱۱ صبح ۰۹:۱۴

در تاریخ دوبلاژ ایران شاهد دوبله مجدد و گاهی 3 ، 4 باره یک فیلم بوده و هستیم. اینکه چرا یک فیلم که بعضا با مهارت بسیار گویندگان و دقتی وصف ناپذیر دوبله میشد اما مجددا کار به دوبله های بعدی میکشید دلایل متعددی را میتوان یافت که عمده ترین آنها را بشرح زیر است:

الف) دستکاری و تغییر در جملات و بعضا تغییر کلمات (بعلل مختلف نظیر دستور سفارش دهنده ، مقتضیات زمانی، تغییر پیش فرضهای فرهنگی و ... مثلا باید کلماتی مثل شراب به گوش نرسد یا انواع فحشهایی که امروزه دمده و زننده شده اند مودبانه تر ادا شوند یا فلان بحث سیاسی فیلم که با موقعیت فعلی سازگار نیست حذف شود و یا ...)

ب) دوبله مجدد بخاطر ارائه دوبله ای بهتر (دستیابی به امکانات سمعی بهتر، حضور گویندگان بهتر ، نسخه با کیفیت تری از فیلم و ... بطور مثال فیلم ده فرمان)

ج) دوبله مجدد بخاطر هماهنگی بهتر صداها با شرایط ویدیو ، تلویزیون ، ماهواره و کلا محلهای نمایش فیلم بغیر از سینماها جهت پخش در چنین رسانه های جدیدی (بطور مثال فیلمهائی که مرحوم ناظریان اوایل انقلاب بخاطر ویدیو مجددا دوبله کرد و یا نمونه ای بارزتر مثل برباد رفته)

د) حسادتها و کینه ورزیهای شخصی برخی از مدیران دوبلاژ که ادعا داشتند میتوان کار بهتری ارائه کرد (بطور مثال در گلادیاتور و یا دوبله مجدد فیلمهای بروس لی و ... که عمدتا در چنین مواقعی کارهائی بشدت نازلتر از دوبله اول ارائه شده است)

ه) دوبله مجدد بخاطر تغییر بنیادی در داستان فیلم و یا وجود مصلحتهای کاذب  (بطور مثال دانتون یکبار بشکل منظوم(شعر) و بار دیگر بشکل منثور(نثر) دوبله شد و یا بعد از ظهر سگی را مجددا دوبله کردند تا انگیزه سرقت ماهوی یابد ... و یا اینکه مصلحت نیست صدای فلان گوینده در این برهه از زمان شنید و ... )

علل دیگری هم میتوان یافت اما کلی نبوده و موردی و شامل تک فیلمها هستند.

هدف از ایجاد این جستار پرداختن به شکل فنی به اشکال چند گانه دوبله های یک فیلم و مقایسه شکل کار و برشمردن تفاوتها ، مزیتها ، داشته ها و نداشته هاست. بعضا اخبار مرتبط با دوبله های جدید که هرزچندگاهی روی فیلمها و کارتونهای قدیمی هم انجام میگیرد در این تاپیک میتوان درج کرد.

سعی خواهیم کرد روی دوبله فیلمهائی که به نام تعدادی از آنها اشاره میشود بشکل مشروح بپردازیم و بخشهائی از دوبله های متعدد را بصورت کلیپ برای مقایسه بهتر ارائه کنیم.

آتیلا ، اسب کهر را بنگر ، آتش بر فراز تلمارک ، رابین هود (کارتون) ، آوای وحش ، نام من هیچکس ،بخاطر یک مشت دلار ، الیور توئیست ، اتللو ، باراباس ، پدرخوانده ، جاسوس سه جانبه ، پل رودخانه کوای ،  پرنده باز آلکاتراز ، جنجال بزرگ ، حماسه کئوما ، دایره  سرخ ، خم رودخانه ، ده فرمان ، دزد بغداد ، دره انتقام ، ریو براوو، جیبی پر از دینامیت (سرتو دزد رفیق) ، سامسون و دلیله ، سلیمان و ملکه صبا ، شبکه ، سربزنگاه ، شهر پسران ، شمال از شمال غربی، عقرب ، فرمان گمشده ، قتل در قطار سریع السیر شرق ، کازابلانکا ، گذرگاه کاساندرا ، نابخشوده (جان هیوستن) ، نوری بر فراز لبه دنیا ، هفت روز در ماه مه ، وایکینگها ، زنده باد زاپاتا، اسلحه بزرگ، لورنس عربستان ، هفت دلاور ، بربادرفته ، بچه رزماری، ازینجا تا ابدیت ، مردی برای تمام فصول ، خوب  بد  زشت ، گلادیاتور ، ال سید ، داستان وست ساید ، فرار بزرگ ، ماجرای نیمروز ، شین ، طناب اعدام (دارش بزن) ، بندباز ، گروهان هفتم ... ، شهر پسران ، لورنس عربستان و ...

بدون شک همه چیز را همگان نمیدانند و تک تک دوستان هریک از پستهای ارائه شده را میتوانند تکمیل تر نمایند و یکی از بهترین تاپیکهای نت را درخصوص فیلمهای چند دوبله ای پس از سالها در فارومی چون کافه کلاسیک و در کنار دوستان فرهیخته پی ریزی کنیم.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - منصور - ۱۳۹۰/۱۱/۱۱ صبح ۱۱:۰۷

  اخیرا یکی از دوستان کافه محبت کردند نسخه ای از دوبله اول فیلم ده فرمان را در اختیار من گذاشتند. کیفیت صدا در حد قابل قبولی بود و بیش از 95 درصد فیلم  را در برداشت. حیفم آمد چنین دوبله ای که حکم گنج را داشت روی نسخه تصویری بدی باقی بماند. با دوست هنرمند و فرهیخته و استاد بزرگوار جناب آقای بهنام که پیش ازین در کافه با نام کاربری ژیواگو فعالیت داشتند و اکثر دوستان با ایشان آشنائی دارند تماس گرفته شد و ایشان با متانت طبع و بزرگواری خود پذیرفتند ضمن روتوش صدا در میکس آن روی نسخه اصلی فیلم بر روی دی وی 9 گیگابتی ماخوذ از نسخه بلوری، بر سر این حقیر منت گذاشته و فیلمی فوق العاده با سه صدا (نسخه اصلی ، دوبله اول و دوبله دوم) را بازسازی کنند. پیش ازین نسخه فاخری از ال سید که کار شخص ایشان هم بود با چنین اسلوبی و البته با دوبله مشهور در دو دی وی دی 9 گیگ از ایشان دیده بودم و البته چندین فیلم مشهور دیگر همچون الیور توئیست (با دو دوبله یا مثلا جیبی پر از دینامیت با 3 دوبله و یا رابین هود با 2 دوبله و ...) بدون شک جمع کردن تمامی دوبله های انجام شده در یک نسخه کار بزرگی است که بانی آن در ایران بهنام عزیز است. 

از آنجا که فیلم ده فرمان یقینا یکی از شاهکارهای تاریخ سینماست ، میطلبیدکه دوبله های فارسی آن بشکلی آبرومندانه روی آن تصویری با کیفیتی فوق العاده ماندگار شود. دوبله دوم که در دسترس عموم است (با گویندگی چنگیز جلیلوند بجای یول برینر و دیگران) از نظر تطبیق صدا و تصویر چندان مشکل ساز نیست اما به یقین میکویم از نظر کیفیت صدا ، نسخه ای که بهنام عزیز در اختیار من گذاشتند از تمامی نسخ موجود در بازار یک سروگردن بالاتر است و حاکی از کار روی صدا و افزایش کیفی آن است. پیش از این من در ال سید ایشان (با وجودی که 15 نسخه مختلف ازین فیلم را در اختیار دارم) هرگز متوجه نبودم که بجای یکی از فرزندان امپراطور شخص ناصر ممدوح صحبت کرده اند و حتی زمانی یکی از دوستان هم در ذیل گویندگان این فیلم گوینده وی را کس دیگری ذکر کرد اما در نسخه بهنام صداها آنچنان شفاف و زلال بودند که صدای ممدوح را هر شنونده ای میتوانست تشخیص دهد و این مهم حاکی از این امر دارد که کیفیت صدا تا چه میزان میتواند در لذت تماشای یک فیلم (در کنار کیفیت تصویری آن) و حتی تشخیص صحیح صداها موثر واقع شود.

اهمیت کار میکس و تطبیق دوبله قدیمی این فیلم از آنجا روشن میشود که نسخه دی دی مربوطه (که از وی اچ اس وام گرفته شده بود) شکل تبری داشت. اصطلاح تبری اصطلاحی خاص است که اکثر تدوین گران صدا با آن آشنا هستند. اوایل انقلاب ، متعصبین ، با تبر به جان فیلمهای قدیمی در مراکز آرشیو فیلم افتادند و اصطلاح تبری از آن جهت به برخی فیلمها اطلاق میگردد که در ضمن تماشای فیلم ، بیننده پرش صدا و تصویر را بشکل همزمان می بیند. بدین معنی که برخی لحظات فیلم (و نه صحنه ها و بخشها) گوئی بشکلی ناباوارنه به صحنه ای دیگر منتقل میشوند و این احساس در انسان تبیین میشود که گوئی روی نوار فیلم، یک خط (که شاید جای همان تبر باشد) بخشی بسیار کوتاه (در حد ثانیه و گاهی صدم ثانیه) را از فیلم نابود کرده است... بدون شک جدا کردن یک واو از نسخه دوبله چنین فیلمی و الصاق آن روی نسخه اصلی (آنهم دقیقا در جای اصلی خود) کاری طاقت فرسا و حوصله بر است که بهنام عزیز آنرا طی 18 روز به سرانجام رساندند. من در ادامه ،کلیپی از نسخه دوبله را در کنار نسخه بازسازی شده ایشان تقدیم میکنم تا اهمیت کار بیشتر روشن شود. به هر حال چنین همتها و زحماتی نشان میدهد که علاقمندان واقعی دوبله کجای این مرز و بومند و ما (به عنوان بینندگان و شنوندگان ماحصل چنین زحماتی) چگونه میتوانیم وامدارانی قدرشناس در تقابل با چنین آثاری باشیم و آنها را با آثاری سخیف از مونتاژ صدا و تصویر که حتی گویش کامل بازیگرانشان روی لبهای هنرپیشگان سینک نیست و صرفا فیلمهائی بازاری و عوام پسند هستند تمییز دهیم.

ده فرمان دوبار و هر دوبار به مدیریت مرحوم ایرج دوستدار دوبله شد. در تحلیل دوبله های دوگانه این فیلم ابتدای امر من از شخص مرحوم دوستدار صحبت میکنم که دینی خاص بر گردن دوبله ایران دارد. ایرج دوستدار در سال 1309 در قزوین بدنیا آمد و در 26 اسفند 1375 رخت از دنیا بربست . برادر کوچکترش کاووس دوستدار که فقط 7 سال ازو کوچکتر بود نیز یکی از گویندگان سترگ تاریخ دوبلاژ در ایران بود که در این دنیا چندان نپائید. صدای کاووس دوستدار به لحاظ زیباشناسی و در حد همان سالها که گویندگی کرد یکی از زیباترین صداهای ممکن برای یک مرد بود. صدائی که ضمن زیبائی اندوهی خاص را هم به شنونده القا میکرد و ازین لحاظ صدائی منحصر بفرد بود. گوینده ای چون خسروشاهی که از نظر صدای زیبائی صدا شهره خاص و عام است معترف است که شکل گویش خود را از کاووس دوستدار به ارث برده و از همان جوانی تمام همت خود را مصرف این کرد که تقلید صدای کاووس را سرلوحه صدای خود قرار دهد. کاووس اگر می ماند بدون شک امروز یکی از فرشتگان مرد بود در بین تمام صداپیشگان سینما و مقایسه صداهای اولیه کسانی چون خسروشاهی یا جلیلوند با صدای فعلی آنها حکایت ازین امر دارد که فعلی (کاووس) اگر بود با گرد زمان و پختگی کامل امروز از هردوی آنها فراتر بود.

پدر ایرج ، کاووس و فریبرز (برادر سوم اینها که با شکل گیری انقلاب از ایران کوچ کرد) رئیس صنف خرازیهای قزوین بود. ایرج فرزند اول بود و پس از هفت سال که کاووس به دنیا آمد تک فرزند باقی ماند. وی در مدارس فردوسی ، 17 دی ، 15 بهمن و پهلوی قزوین تا مقطع متوسه تحصیل کرد پدرش وقتی ایرج 17 سال سن داشت فوت کرد و وی به همراه مادر و دو برادرش به تهران مهاجرت کرد و در تهران در دبیرستان وزارت دارائی ادامه تحصیل داد. 

درست در همان زمان با وساطت آقایان کنعان کیانی (گوینده) و امیر حسین حامی(فعال هنری و صدابردار) به عرصه دوبله راه برد. اولین فیلمی که مرحوم ایرج دوستدار در آن صحبت کرد فیلم برف روی پا ( در ایران : مرا ببخش) بود با مدیریت دوبله مرحوم عطا اله زاهد. در سن 19 سالگی وارد تئاترهای گیتی و شهرزاد شد. دیپلم را که گرفت در وزارت دارائی مشغول به کار شد و دو سال در آنجا ماند و سپس جهت ادامه تحصیلات وارد دانشکده حقوق گردید.

ایرج دوستدار را از دانشگاه اخراج کردند و حکایت اخراج شدنش که خود کوچکترین تقصیری در آن نداشت شنیدنی است. شبی قرار بود بهمراه  فهیمه راستکار ، بيژن مفید ، هوشنگ لطیف پور و ... تئاتری را روی صحنه ببرند. اتفاقا هوشنگ لطیف پور که آنزمان از نام آوران عرصه تئاتر و دوبله بود آنفولانزای سختی گرفت و در بستر افتاد و در تئاتر حاضر نشد. همان اوان مصادف بود با کودتای 1332 و از آنجا که روسای آن دانشکده از سناتورها و نمایندگان مجلس بودند غیبت لطف پور را عملی سیاسی تلقی و تمام بازیگران ان تئاتر و همکاران لطیف پور را از دانشکده اخراج کردند.

ایرج دوستدار پس از این واقعه بطور کامل به سمت دوبله رفت و با پشتکار خود توانست طی سالهای 32 تا 47 ریاست استودیو دوبله مولن روژ را که یکی از بهترین و مشهورترین استودیوهای دوبله فیلم در ایران بود بر عهده بگیرد و کسانی چون منوچهر نوذری ،کاووس دوستدار، عزت اله انتظامی و بسیاری از نام آشنایان دوبله و بازیگری ایران را در دوبله تربیت کند. مرگ برادرش کاووس در همان سالها ضربه روحی سنگینی به ایرج وارد کرد. مدتی در انزوا بود اما مجددا به دوبله بازگشت و طی همان سالها شاهکارهای خود را روی اسطوره وسترن آمریکا (جان وین) خلق کرد. صدای ایرج آنچنان روی جان وین نشست که صاحبان فیلمهای وارداتی که ابتدائا متمایل به صدای کوبنده و قاطع نصرت اله محتشم روی جان وین بودند لنگ انداختند و از آن پس دوبله فیلمهای وین بطور تخصصی به ایرج رسید هرچند بازهم تعدادی از فیلمها توسط کسانی دیگر دوبله شد که هرگز نزد سینماروهای حرفه ای ایران خواهان نداشت. جان وین با صدای ایرج دوستدار در ایران جاودانه شد. بازیگری که جذابیت خاصی نداشت اما اصطلاحات پس گردنی و شوخ طبعیهای دوستدار از وی یک سوپر استار تمام عیار در ایران ساخت که بعضا به دلیل همین مزه پرانیها بشدت از طرف منتقدین عصا قورت داده سینما مورد شماتت قرار گرفت که دوستدار هرگز تسلیم نشد چراکه وی تماشاگران را به عنوان حامی سریخت پشت سر داشت. وی همزمان بجای کسانی چون ادی کنستانتین و باد اسپنسر هم صحبت کرد که صدایش بشکلی عجیب روی این بازیگران هم نشست ...

ایرج گاهی شیطنت هم میکرد و نقشهائی که برخی گویندگان تیپ آنها بودند را کنار میزد و بجای آنها می نشست. بطور مثال در فیلم جبار سرجوخه فراری ، وی بجای فردین صحبت کرد که با توجه به تثبیت چهره این بازیگر با صدای جلیلوند فیلم در گیشه شکست خورد و صاحبان فیلم را مجبور کرد مجددا دست به دامن جلیوند و دوبله ای مجدد شوند. چنین برخوردهایی بعدها کینه ورزیهایی را هم بدنبال داشت چنانکه در دلیجان آتش که جلیوند بجای کردک داگلاس و دوستدار بجای جان وین باید صحبت میکردند، ایندو بازیگر جدای از هم در استودیو حاضر شده و صداها را جداگانه  اجرا کردند و تا جا داشت به هم متلک بستند! بعد از انقلاب ایرج چندان پرکار نبود و بويژه در سالهای آخر عمر صرفا در چند فیلم و سریال گویندگی کرد که شاخصترین آنها شخصیت برزوخان در سریال روزی روزگاری و داوود رشیدی در سریال ولایت عشق بود.

یکی از فیلمهای سترگی که دوستدار مدیریت دوبله کرد و خود شخصا نقش اول را گویندگی کرد  فیلم مشهور ده فرمان (ساخته سیسیل بلانت دومیل معروف به سیسیل ب. دومیل در سال  1956) بود. دومیل 33 سال پیشتر ، ده فرمان دیگری ساخته بود و کسانی چون تئودور رابرتز(در نقش موسی) ، چارلز راچفورد (در نقش رامسس) ، استلا تیلور (در نقش مریم خواهر موسی) و نیل جیمز (به نقش هارون برادر موسی) در آن حضور داشتند. البته فیلم ده فرمان 1923 ،دو اپیزود داشت که بخش اول که یک سوم اول فیلم را شامل میشد اختصاص به داستان حضرت موسی داشت و مابقی داستانی امروزی و با حضور بازیگرانی چون نیتا نالدی ، لاتریس جوی و ریچارد دیکس و دیگران . فیلم، کلا فیم صامتی بود. دوم سوم نهائی فیلم، داستان دو برادر امروزی است بنامهای جان و دنی که در تقابل با خواسته های مذهبی مادر که براساس روایت ده فرمان شکل گرفته است راههایی جداگانه و کاملا مخالفی را طی پیش گرفته اند. این فیلم نخستین تلاش جامعه یهود و مسیحیت در به تصویر کشیدن حماسی داستانهای کتابهای مقدس انجیل و تورات است.

سیسیل ب.دومیل پیر (پدر خانم آنتونی کوئین) در سال 1956 بسراغ ده فرمان خود رفت و با هزینه سنگینی که جامعه یهود در اختیارش گذاشت یکی از بزرگترین فیلمهای تاریخ سینما را ساخت. فیلمی بسیار عظیم که حتی تاکنون نیز کسی جرات بازسازی آنرا به مخیله راه نداده است. فیلمی که فقط نام 400 بازیگر را با ذکر نام و نقش میتوانید در سایت IMDB در مشخصات این فیلم جستجو کنید که در هیچ فیلمی نمیتوان سراغ گرفت. او بزرگترین بازیگران و عوامل فنی زمان را جمع کرد و فیلمی رویائی ساخت که با گذشت بیش از نیم قرن از تولدش هنوز یک شاهکار عظیم است. صحنه باز شدن دریای سرخ (احمره) با معکوس کردن صحنه های فیلمبرداری شده از آبشار نیاگارا  و بخشی هم آبشاری مصنوعی و ساخت دیوارهای عظیم و استفاده از پرده آبی صحنه های را خلق کرد که نزدیک به 50 سال است طرز اجرای آن در تمام دانشکده های فنی سینما در جهان تدریس میشود و اکبر عالمی در اوایل دهه 60 در برنامه آن روی سکه به تشریح جزئیات آن پرداخت. گفتنی اینکه 30 هزار فوت مکعب ساروج و سیمان بکار گرفته شد تا ماکتی بزرگ (به اندازه یک پنجاهم آنچه می بینید : 5/10 متر ارتفاع و 26 متر طول ) ساخته شود. 15 مخزن بزرگ با جرثقیل آب را در آبشار مصنوعی می ریختند. صحنه بازشدن دریا با 6 دوربین فیلمبرداری شد و پس از قالب گیریهای مختلف و ادغام تصاویر و نقاشی روی نگاتیوها و تروکاژهائی بی نظیر صحنه هائی خلق شد که عالم سینما را به تحسین واداشت.

ده فرمان در کنار فیلمهایی چون برباد رفته و بن هور همواره در ردیف محبوبترین فیلمهای تاریخ سینما بوده است و به روایت جامعه منصف منتقدین سینمای واقعی یعنی ده فرمان و نه همشهری کین. سینما یعنی تصویر. یعنی حماسه، یعنی جزئیات، یعنی آنچه که نتوان با رادیو آنرا پخش کرد. که نتوان آنرا تعریف کرد. که نتوان آنرا در محدوه یک منزل و یک کارخانه و چند خیابان ساخت. سینما زبان تصویر است. براستی کدامیک از فیلمهای 5 ستاره تاریخ سینما (که داستان انها در یک کافه یا خیابان یا آپارتمان یا حتی یک شهر روایت میشود) زبان واقعی تصویر بوده اند؟ من میگویم جز فیلمهای چاپلین و برخی فیلمهای دنیای صامت به واقع هیچکدام. هنر اکثریت آنها (یا در واقع زیاد همت میکردند) نمایش چینها و اخمها و شادیهای یک چهره یا یک وضعیت خاص یا فردی خاص در مکان و زمانی خاص است. شاید سایه روشنهای سینمای نوار یا روایتهای ساده و بی پیرایه آدمهای دنیای رئال و نئو رئال و یا حتی پیچیدگی آدمهایی که پیچیدگیشان نه با تصویر بلکه با کلام شکل می گرفت... همین و بس. در واقع آنچه سینمای واقعی به ما نشان داد سینمای حماسه بود و هست و کسانی که با سینمای حماسه قهرند به درختانی می مانند که قصد حرکت دارند! و ده فرمان شاید حماسی ترین فیلم تاریخ سینما باشد. فیلمی که فقط 27 دستیار کارگردان ،12 متخصص درجه اول جلوه های ويژه و 25 طراح این جلوه ها ، 45 طراح حرفه ای صحنه و 27 صدابردار ، 65 متخصص فیلمبرداری و کار روی نگاتیو ،7 نویسنده و ... را در کنار 400 بازیگر با نقشهای مشخص و بیش از 12 هزار نفر سیاهی لشکر و 15 هزار راس حیوان را در کارنامه دارد . نوشتن فیلمنامه 2 سال طول کشید. این فیلم طی 3 سال اکران 6و نیم برابر هزینه تولیدش درآمد کسب کرد و طی همان 3 سال  100 میلیون نفر بیش از یکبار فیلم را دیدند.

ده فرمان با حضور چارلتون هستون (در نقش موسی) ، یول برینر(در نقش رامسس) و آن باکستر(در نقش نفرتیتی) و دیگران و موسیقی فوق العاده المر برنشتاین اکران شد و تحسین همگان را برانگیخت.

این فیلم در همان سالها و در اواخر دهه 1330 وارد ایران شد و برای اولین بار در اختیار مرحوم ایرج دوستدار قرار گرفت. ایرج دوستدار که هرگز دوست نداشت مدیریت چنین پروژه عظیمی بر عهده اش باشد و کسی صدای او را در این فیلم نشنود شخصا بجای موسی و نقش اصلی فیلم نشست. بعدها وی از اینکه با صدای پیرش حتی جوانی موسی را هم گویندگی کرده بود اظهار ندامت کرد اما واضح است این اظهار پشیمانی صرفا برای خالی نبودن عریضه بود وگرنه اگر دور زمان بازهم به آن روزها برمی گشت وی بازهم چنین فرصتی را از دست نمیداد (چنانکه وی در ماهنامه فیلم در وایل دهه 70 در انتقادی که بر دوبله فیلمهای جان وینش شد اظهار کرد بجای بچه هایم اگر بازهم بخواهم کار روی جان وین را شروع کنم بازهم به همین شکل گویندگی خواهم کرد).

ایرج دوستدار دو بار ده فرمان را دوبله کرد که در حال حاضر دوبله دوم در دسترس است. اینکه چرا ده فرمان دوبار دوبله شد نمیدانیم اما بدون شک حساسیتهای خود دوستدار  و یا خواهش صاحبان فیلم برای اکران مجدد فیلم با صدائی بهتر از نظر کیفی، شاید دلایل اصلی باشند اما دلایل هرچه باشند دو دوبله برای یک فیلم حماسی (که بعدها برای فیلمهایی نظیر باراباس هم تکرار شد) قابل ستایش اما چنین دوبله هائی پس از انقلاب (برای فیلمهائی چون گلادیاتور) نکوهیده و غیر قابل توجیه بود. من تفاوتهای دو دوبله در ده فرمان را در مواردی که اشاره خواهم کرد دیدم و مطمئنم دوستان میتوانند موارد دیگری را به آن اضافه کنند

 

در کیفیت دوبله. بدون تردید گویندگی منوچهر اسماعیلی و فهیمه راستکار بجای رامسس و نفرتیتی به لحاظ کیفیت کار (دوبله به مفهوم تطبیق احساسات روی پرده بازیگر با گوینده ، فریادها ، گریه ها ، نجواها و بلند و کوتاه کردن ناگهانی صدا و ...) برتر از کار جلیلوند و کاظمی در دوبله دوم است. در دوبله دوم کیفیت صدا به لحاظ تکنیکی فراتر است. صداها مخصوصا در محیطهای بسته دارای طنین اند و عظمتی خاص را القا میکنند. در دوبله دوم، هم چنگیز جلیلوند و هم مرحوم زاله کاظمی بشکلی عجیب و هردو  به نوعی اغراق آمیز صحبت میکنند. شاید دوستدار به عنوان مدیر دوبلاژ به آنها گفته بود که باید صداها کوبنده و فراتر از گویش عادی باشد که البته هست اما دو گوینده برجسته کشور نباید تحت تاثیر چنین دستورهائی از کیفیت احساسی خود می کاستند یا بشکلی غلو شده فراتر از آنچه می بینیم بدان می افزودند. گویش جلیلوند در تمام صحنه ها رامسس بشکلی یکسان و البته با هیمنه و وقار است. اینکه ظاهر رامسس هم اینگونه باشد بیننده عادی شک نمیکند اما اگر صدای اصلی برینر را شنیده باشید خواهید دانست که صدای وی چندان هم یکنواخت و عصا قورت داده نیست و تیزهوشی منوچهر اسماعیلی نسبت به چنگیز جلیلوند در اجرای فوق العاده چنین نقشی از همین جا بخوبی عیان است. جلیلوند حتی وقتی رامسس به آرامی ورد مرگ فرزندش سخن میگوید با صدائی که به لحاظ بسامد صدایش در سایر صحنه ها توفیر ندارد سخن میراند. بطور کلی جلیلوند اگرچه در این فیلم یکی از شاهکارهای صدای بشری را به لحاظ زیبائی شناختی به گوش ما می رساند اما صدا فاقد ظرافت و انعطاف است و ظاهر خشک و شاهنشاهی رامسس نمیتواند دلیلی منطقی بر بکارگیری چنین دوبله ای باشد. ژاله کاظمی به مدد آنهمه تجربه و مهارت ، اینبار در قیاس با راستکار از قافله عقب است. کاظمی برای آنکه از جلیلوند عقب نماند آنچنان در کام نقش فرو میرود که در بیان احساسات از خود آن باکستر فراتر می رود. زمانی یکی از دوستان که به منزل ژاله کاظمی رفته بود نقل میکرد ژاله وقتی طرز صحبت مرا شنید شروع به آموزش نحوه سخن گفتن کرد. اینکه کلمات را شمره بیان کن ، با قاطعیت بگو ، آرام بگو و عجله نکن ،یا فریاد نزن یا اگر زدی چنان بزن که دیوار منزلت بلرزد ، آرام صحبت کردنت باید درست مثل بلند باشد و... وقتی این خاطره را با صدای کاظمی در ده فرمان مرور میکنم به عینه می بینم و میشنوم که ژاله کاظمی فراتر از دکلمه های یک انسان عادی در ده فرمان سخن می گوید. بدون شک باید دوستدار به کاظمی تذکر میداد که ما نقش و صدائی بسیار فراتر از آنچه باکستر هست از تو نمیخواهیم. ما صدائی میخواهیم که خود باکستر باشد و فهیمه راستکار خود آن باکستر است. کاظمی حتی در برخی صحنه ها احساساتی از خود بروز میدهد که اگر به چهره باکستر نگاه کنیم خواهیم دانست که واقعا خود بازیگر عین چنین احساسات حساسی را ( تا حدی که وی اجرا میکند ) بکار نگرفته است. بطور کل جلیلوند و کاظمی در ده فرمان اگرچه صداهائی کم نظیر را خلق کرده اما راه به ناکجا آباد برده اند. رقابت ایندو در تمام فیلمهائی که دوشادوش هم گویندگی کرده اند (از چه کسی از ویرجینا ولف می ترسد بگیرید تا گربه روی شیروانی داغ) شاهکارهای تاریخ دوبله ایران را در ذهن همه دوستداران دوبله ماندگار کرد اما در ده فرمان دوم صدای ایندو فقط زیباست و صرفا بیننده عادی را ارضا میکند. فهیمه راستکار علاوه بر نفرتیتی ، بجای یوکابه (مادر موسی) هم در دوبله اول صحبت کرده است . در دوبله دوم بدری نوراللهی این نقش را اجرا میکند که از راستکار سرتر است. جایگاه نوراللهی که تخصص خاصی در اجرای زنان احساساتی عمدتا مسن داشت امروزه در دوبله ما خالی است. بدون شک تنها کسی که میتوانست با نوراللهی در عرصه دوبله به مقتضیات نقشهائی که میگفت رقابت کند مرحوم آذر دانشی بود که او هم در دوبله دوم در نقش ممنت و در دوبله اول بجای نینا فوش (دختر فرعون یا مادر دوم موسی) گویندگی کرده است. ماه قبل که سریال آیینه از آی فیلم پخش میشد مجددا شاهد قسمتی که نوراللهی در آن در نقش مادر شوهر در تقابل با شمسی فضل اللهی بازی کرده بود بودیم که حسرت ما را از نبود این اسطوره گویندگی چند برابر کرد.

من با تمام احترامی که برای چنگیز جلیلوند قائلم در همینجا و صرفا براساس همین تک فیلم میگویم که منوچهر اسماعیلی بر خلاف تصور خود جلیلوند که خود را بقول خودش "نامبر وان" میداند (کتاب سال 1384 ماهنامه فیلم) . صحت مدعای مرا میتوانید در کلیپی که از ترکیب صداهای دوبله اول و دوم کنار هم چیده ام ببینید و بشنوید. بطور مثال در آخرین صحنه حضور رامسس. وی میگوید : خدای موسی خدائی واقعی است. منوچهر اسماعیلی آنقدر باهوش است که میداند لحن این شخص با تمام شکستهایش از موسی در آن لحظه باید صدائی مغبون و ضعیف باشد و صدا را به بهترین شکل ممکن اجرا میکند اما جلیلوند که از ابتدا تا انتهای فیلم باد بر غبغب می اندازد لحن جمله آخرش با تمام لحن وی در کل فیلم  تفاوت نمیکند و این یعنی ضعف. و این یعنی اسماعیلی همواره چند پله بالاتر از جلیلوند بوده و خواهد بود.

گویندگی خود دوستدار در دو نسخه اندکی توفیر دارد. در نسخه اول، وی افعال را بشکل عامیانه و برخلاف متن سنگینش ادا میکند ( میام بجای "می آیم" یا مثلا درو بببند بذار مرگ بگذره بجای "در را ببند و بگذار مرگ بگذرد" و ...) خود او در دوبله دوم در کنار جلیلوند و کاظمی با صدایی با صلابت تر سخن می گوید اما در برخی صحنه ها (بعنوان مثال جائی که یوکابه ، مادرش ، زیر سنگ گرفتار آمده است یا در صحنه هائی که با خدا سخن می گوید) از آن صلابت می کاهد. اما بطور کلی گویش دوستدار در هر دو نسخه یکسان است اگرچه در دوبله دوم بهتر عمل میکند.

در نسخه ای که بهنام عزیز کار کردند آنونس این فیلم از زبان خود سیسیل ب دومیل و توسط دوستدار اجرا میشود. یکی از جالبترین آنونسهایی که دیده ایم و شنیده ایم. آنقدر ساده که گوئی دوستدار مشغول خواندن قصه است برای یک کودک. آرام و بی هیجان. در واقع داستان فیلم را تعریف میکند و ضمن آن اسامی بازیگران و نقشها را یک به یک می شمارد... وجود این آنونس در نسخه تدوین شده وی در واقع بر ارزش این نسخه می افزاید.

  

گویندگی مرحوم کاووس دوستدار در دوبله اول بجای جان درک (جاشوا=یوشع) همچون سایر کارهای آنمرحوم فوق العاده است. او یک تفاوت خاص با جلیلوند داشت ،جلیلوند همواره در نقشها اغراق کرده است. و کارهایی که در آنها این اغراق کمتر است همگی شاهکارند. نمونه بارز آن بیلیارد باز است. صدای او فراتر از خود نیومن است اما اغراقها چندان ملموس نیست و بخوبی بر چهره نیومن می نشیند...کاووس هرگز اغراق نمیکرد حتی گاهی پائین تر از نقش بود. بالا پائین شدن صدایش بسیار با ملایمت و زیبائی انجام میشد. فریاد کاووس با صدای معمولش خیلی فرق نداشت اما فرق داشت و این فرقها بسیار مینیاتوری و خارق العاده بود. در دوبله دوم ،جلال مقامی بسیار کوشید که از کاووس  عقب نماند اما با تمام احترامی که به تلاش بی نظیر مقامی در این نقش دارم و کار مقامی را بسیار فراتر از سایر گویندگان دوبله میدانم اما به هر ترتیب کاووس دوستدار چیز دیگری است. مقامی در دوبله اول بجای وینست پرایس (در نقش معمار بزرگ) هم صحبت کرده است ... براستی راز ماندگاری صدای این گوینده چیست؟ آیا او نیز چون جیمز دین چون جوان رفت، عزیز شد؟ هرگز اینگونه نیست. بودند گویندگانی که جوان رفتند اما کمتر در یادها ماندند . مهدی آژیر هم جوان رفت اما با وجود آنهمه هنر و خلاقیت همچون کاووس اسطوره نشد. صدای کاووس صدای آمال و آرزوهای بشری است. اندوه در عین شادی. شادی در متن اندوه. هیچ گوینده ای (بجز منوچهر اسماعیلی آنهم در تعدادی انگشت شمار فیلم) نتوانسته است اندوه یک انسان را به معنی واقعی کلمه به گوش ما برساند. تصویر اندوه را در بازیها و در پرده سینما دیده ایم اما صدای اندوه را نشنیده ایم. حتی خود بازیگر هم نتوانسته است صدایی دائمی را ( نه انگشت شما و نه در مواردی خاص) چنان به گوش ما برساند که تا مغز استخوان حسش را دریابیم . و در این برهوت ، گوئی صدای کاووس دوستدار صدای گمگشته وجدان ماست که نه شادیها میتواند شادی او را از حد بگذراند و نه غم و حسرت میتواند او را بشکند...

 

مرحوم عزت اله مقبلی در هر دو نسخه دوبله بجای ادوارد ج. رابینسون صحبت کرده است. رابینسون در کنار بوگارت و  کاگنی یکی از از اسطوره های سینمای گانگستری است که همه ما فیلم سزار کوچک (مروین لروی) را از او بیاد داریم. او یکی از سنگ وزنه های بزرگ ده فرمان است که بازی فوق العاده اش (حتی وقتی حرکتی هم ندارد) بیننده را معطوف خود میکند. بدون شک گویندگی بجای چنین بازیگر توانمندی که در این فیلم در نقش داتان (یا همان سامری مسلمانان در روایتهای قرآنی) ظاهر میشود از هر گوینده ای ساخته نیست. توجه به شکل گویش مقبلی در هر دو نسخه نشان میدهد وی تنها کسی است که در هر دو دوبله با تفاوتهائی بسیار اندک یکسان عمل کرده است. واقعیتی که بخوبی حکایت از توانمندی این اسطوره دوبلاژ ایران دارد. نشان از این حقیقت که او هرگز کم نمیگذاشت و اگر نقشی را الان می گفت یا ده سال بعد، یقین بدانید هر دو فوق العاده بود. مقبلی هرگز در تاریخ دوبلاژ ایران جایگزینی نخواهد داشت. او گلی بود که تنها آمد و تنها رفت. گلی که با پژمردنش هرگز بوی جاودانیش از مشام هنردوستان زایل نخواهد شد. مهارت او و سرعت خیره کننده کننده گویندگیش را با رعایت تمام و کمال احساسات، تاکنون کسی نداشته است (بجز چند استثنا از منوچهر نوذری). هاردیها و دوفونسهای او شاهکارهای بی بدیل دوبله اند که یک تنه با تمام مهارت ها و داشته های فنی تمام گویندگان ما برابری میکند.

 

یادی میکنیم از عبداله بوتیمار گوینده و بازیگر خوش چهره و توانمند نوگذشته جامعه هنری که در این فیلم بجای سدریک هاردویک (هنرپیشه کهنه کار و سرشناس انگلستان) در نقش ستی (فرعون پدر) صحبت کرده است. در کنار یک دوجین گوینده حرفه ای ، بوتیمار که پیش ازین خود از حرفه ای های عرصه دوبله هم بود در ده فرمان سخن می گوید. نقشی که در دوبله دوم به احمد رسول زاده سپرده شد... هر دو فوق العاده اند. طبیعی است رسول زاده به مدد آنهمه تجربه فراتر از بوتیماری باشد که هم به بازیگری اشتغال داشت و هم دوبله و حتی در دوبله هم چندان پرکار نبود. اما این تفاوت چندان مشهود نیست و بوتیمار (جدای از زیبائی خاص و آسمانی صدای رسول زاده) بسیار پخته و مسلط عمل میکند. بوتیمار در فیلمهای بسیاری گویندگی کرد اما عموما، مدیران دوبلاژ به وی چندان میدان ندادند تا در نقشهای اصلی فیلمها گویندگی کند. او همیشه مظلوم ماند و مظلوم رفت. خدایش بیامرزد.

 

در بین زنان گوینده ، رفعت هاشم پور (در کنار دوستدار و مقبلی که در هر دو دوبله در نقشهای خود ظاهر شدند) بجای ایون دوکارلو (در نقش صفورا همسر موسی) صحبت میکند. کیفیت کار وی در دوبله دوم به مراتب بالاتر است. معمولا هاشم پور در دوبله های دوم خود، به مراتب بهتر عمل کرده است که نمونه بیاد ماندنی آن قتل در قطار سریع السیر شرق و گویندگی بجای اینگرید برگمن است که در دوبله دوم لهجه خارجی برگمن را بشکلی حیرت انگیز اجرا میکند. هاشم پور همیشه فوق العاده بود و در این فیلم ، دوستدار نقش بزرگی به او نداده است تا قدرت مانور وی را در قیاس با ژاله کاظمی (رقیب دیرینه اش) در بوته آزمایش قرار دهیم. گویندگی مرحوم پرویز نارنجیها بجای شعیب و عطا الله کاملی بجای یهوه (خدا) در دوبله دوم بی نقص است و متاسفانه از گویش این نقشها در دوبله اول من اثری ندیدم. جای تعجب داشت که صدای خدا از دوبله اول حذف و بجای آن موسیقی فیلم جایگزین شده بود. شاید یکی از علل آن جامعه انقلابی بود که هرگز اعتقاد نداشت صدای خدا را میتوان شنید و با چنین تصوری دوبله چنین صحنه هائی  را بطور کامل (حتی در شمردن ده فرمانی که بر سنگ حک میشود) برداشته باشند. در هر صورت در نسخه ای که من دیدم جای این گویش ها خالی بود هرچند یک جمله از شعیب شنیدم که در آن صدا قابل تشخصی نبود... کم سن و سالتر که بودم بیاد دارم وقتی در دوبله اول صدای خدا را از تلویزیون شنیدم آنقدر ترسیدم که به آغوش مادر پناه بردم!

ترجمه

یکی از جالبترین تفاوتهای دوبله اول و دوم نام Joshua است که در دوبله اول "جاشوا " (عینا مانند حالت نوشتاری و تلفظ آن) و در دوبله دوم "یوشع " (مطابق با ترجمه های قدیمی تورات و روایتهای قرآنی ما به زبان فارسی و حتی عربی ) ادا میشود. احترام و اطلاع و احاطه مترجم به فرهنگ خودی بدون شک یکی از امتیازات برجسته اوست. سابقه ی بیسوادی یا نادانیهای تعمدی عده ای از مترجمین ما و از آن بدتر کم اطلاعی مدیران دوبلاژ ما بعضا در ترجمه اسامی مکانها و اشخاص سوتیهای تاریخی و بعضا جبران ناپذیری به بار آورده است. بعنوان مثال در دوبله تروی ، مترجم، نام Achilles  یا Achillus را عینا آکلیس (یا آکیلوس) ترجمه کرده و بدون کوچکترین مطالعه ای در تاریخ اساطیر،حتی نمیداند که قرنهاست فارسی زبانان به این شخصیت ، آشیل می گویند و الی ماشا الله نمونه های فراوان دیگر که ذکرش مثنوی هفتاد من خواهد شد... یوشع که کتاب ششم از کتب عهد قدیم (تورات) به نام اوست در دوره 40 ساله آوارگی بنی اسرائیل دستیار موسی و فرماندهی لشکر اسرائیل را بر عهده داشت و پس از مرگ موسی نیز جانشین او شد.

در دوبله اول و دوم نام شخصیت Nefretiri (نفرتیری) به نفرتیتی ترجمه شده است و Yochabel (یوشابل) به یوکابه و ... ترجمه این نامها به گواهی ترجمه های قدیمی متون ادبی و مذهبی ماست. شاید اگر بخواهیم حتی نام موسی را دقیقا مطابق  آنچه آنها میگویند موسس بگوئیم باید رامسس آنها را هم رامسی بگوئیم و یا شعیب را جترو ... چنین ناسرگی ها همواره بوده و در ترجمه های حتی حرفه ای ما خواهد بود.

برخلاف سایر فیلمهای حماسی- مذهبی که مترجمین ما ( و البته گویندگان ) در برخی مضامین آن به عمد دست برده اند و شکل ماهوی رخدادها و بعضا اسامی را جابجا یا عوض کرده اند در ده فرمان ما تحریفی به آن شکل عمیق نابخشودنی نمی بینیم. مانند کاری که در فیلم کتاب آفرینش کردند و نام اسحاق (قربانی) را به اسماعیل تغییر دادند و یا نام علی(ع) و واقعه غدیر را بر خلاف متن اصلی به روایت انتهائی فیلم محمد رسول الله افزودند و یا در برخی حماسه های عیسوی که دائما از وی فرزند خدا یاد میشود وی را فرزند مریم نامیدند. در ده فرمان در یک صحنه خاص که شعیب اشاره میکند ما همه از فرزندان ابراهیم هستیم، نام اسماعیل برده میشود که وقتی با دیالوگ اصلی مقایسه کردم مطابقت داشت.

تفاوت ترجمه های اول و دوم در نگاه اول چندان زیاد نیست. در نظر عوام شاید اصولا تفاوتی نباشد. اما در حقیقت چنین نیست. ترجمه ها اگرچه به مقتضیات زمانی دستخوش نگاهی ادبی و یا عامیانه هستند اما به جد میگویم اگرچه دوبله اول در برخی جملات، افعال به شکل عامیانه ادا میشود و حتی ممکن است در ترجمه دوم ، مترجم صرفا با تعویض کلمات ، ترجمه دوم را از روی ترجمه اول نوشته باشد اما ترجمه اول از دوم در 80 درصد موارد سرتر و گزیده گوی تر به اصل کلام نزدیکتر و فاقد اضافاتی است که در ترجمه دوم صرفا برای زیبائی کلام به متن اضافه شده است.ضمن آنکه در دوبله اول جذابیتهای ادبی بشکلی عجیب مستور است که در ترجمه دوم (با وجودی که مترجم ترجمه اول را هم پیش رو داشته است) این ظرافتها دیده نمیشود. بطور مثال در دوبله اول موسی خطاب به نفرتیتی میگوید: نفرتیتی ، "من در پرتو تجلی خدای یکتا قرار گرفتم " و همین جمله در دوبله دوم از زبان موسی به این شکل می شنویم : "نفرتیتی ، من در مقابل نور درخشان و با عظمت خدا ایستادم" و یا مثلا:

در دوبله اول از زبان نفرتیتی :  من باور نمیکنم اونطوری که تو قلب منو می لرزونی فقط غرش یک کوه قلبتو لرزونده باشه

در دوبله دوم : باور نمیکنم رعد و برق کوهستان قلب تو رو به هیجان آورده باشه. چون تو قلب منو ویران کردی

متن اصلی : I don’t believe That only The Thunder of a Mountain Stirs Your heart as You Stir Mine

اولین جمله روائی در دوبله اول : و خدا گفت روشنائی بشود و روشنائی شد. و ازین روشنائی خداوند زندگی را در روی زمین خلق کرد. و خداوند یکتا تمام چیزهائی که روی زمین بود را به آدم سپرد و به او قدرت داد تا نیک و بد را از هم جدا کند. لیکن هریک از افراد در صدد انجام خواهش خویش برآمد چون روشنائی احکام خداوند را نمی شناخت. آدم بر آدم مسلط شد.

همین جملات در دوبله دوم : و خداوند فرمود روشنائی بشود و روشنائی شد. و از این نور خداوند زندگی را روی زمین آفرید و در روی این زمین قدرت تسلط بر همه چیزبه او داده شد. همچنین قدرت انتخاب بین خیر و شر. و لی هرکس درصدد اعمال اراده خود برآمد زیرا قانون خداوند را نمی شناخت.بشر بر بشر مسلط شد.

در دوبله اول : تو اسم خودتو ناجی میذاری و مرد خدا، اما من بهتر میدونم...

در دوبله دوم : تو خودت رو یک پیغمبر میدونی، مرد خدا میدونی، ولی من بهتر میدونم...

متن اصلی : you call yourself a prophet  a man of god but i know better

میبیند که در اکثر موارد ترجمه دوم اضافاتی نسبت به ترجمه اول دارد و همین اضافات برای سینک کردن کلمات فارسی با لبهای بازیگر نیاز به سرعت ادای بیشتری نسبت به دوبله اول دارد و طبعا بر زحمات گروه دوم در ادای سریع جملات افزوده است و درست به همین خاطر است که در دوبله دوم ، بیننده با رگبار جملات روبروست و وقتی نتیجه کار را می بینیم به مهارت گروه دوم در رعایت احساسات در عین بیان جملات بیشتر واقف میشویم اما طبیعی است با این اوصاف این دوبله نمیتواند آرامشی را که از دوبله اول بر ذهن و روان بیننده جاری میشود تکرار کند.

بطور کل میتوان گفت دوبله اول دارای ظرافتهای حرفه ای دوبله است که دوبله دوم فاقد آنهاست و دوبله دوم با کیفیت صدای بهتر و افکتهای صوتی و بهره گیری از گویندگانی با اصوات خوش موفقتر است. هرچند فیلم ده فرمان به دلیل شکل ادبی گفتارهایش هنر بازی را از بازیگران و مهارت گویش را از گویندگان تا حد زیادی صلب میکند اما با این وجود و در دوبله اول، گویندگان ما و بويژه منوچهر اسماعیلی از بازی بازیگر پیشی . این پیشی گرفتن به مفهوم اغراق در بازی نیست و در حقیقت خود بازی است اما در دوبله دوم، پیشی گرفتنها بعضا اغراق آمیز است .

-------------------------------

برای دوستان علاقمند کلیپی ارائه میشود که فکر میکنم برای اولین بار است که در عالم سینما یا تلویزیون و اینترنت چنین کلیپی ارائه میشود و با وجود حجم تقریبا زیادش (حدود 20 مگابایت) شایستگی این را دارد که حتما و به هر ترتیب از طرف دوستان دانلود گردد چراکه برای ساختش اندکی متحمل زحمت شدم... ترکیبی از دو دوبله ده فرمان، کنار هم و بشکلی خاص. کاری که کسی تاکنون نکرده است.... ببینید:

http://www.mediafire.com/file/z1fcycx212oxogm/11.mpg    ( توجه : این آدرس را بدون فاصله بین حروف باید تایپ کنید )

لینک کمکی

http://www.aparat.com/v/cce23dfc4994313d...e508153342

(تمامی عکسهای این پست از فیلم نسخه 9 گیگابایتی برداشته شده اند و از سایتی وام گرفته نشده اند)

و اینهم تصویری از گوینده توانمند ایران خانم بدری نوراللهی که مدتی قبل با پخش سریال آیینه در اواسط دهه 60 از شبکه آی فیلم  با گوشی از صفحه تلویزیون گرفتم. تاکنون تصویری ازین هنرمند در هیچ منبعی منتشر نشده است




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - زاپاتا - ۱۳۹۰/۱۱/۱۱ عصر ۱۱:۳۹

تولد اين تاپيك جديد توسط منصور عزيز بسيار بجا و مناسب است. اميدوارم ديگر دوستان كافه جهت پربارشدن اين مباحث ياري كنند تا گوشه اي مغفول مانده از تاريخ هنر دوبلاژ آشكار شود. بنظر بنده فيلمهايي كه در اينجا بررسي مي شوند بهتر است همراه با نقد و تحليل باشد.

درتاريخ سينماي ايران نيز بدلائل متعدد برخي از فيلمها بيش از دو و حتي سه بار دوبله شده اند.

فيلم زمين تلخ (1341) كه توسط خسرو پرويزي از منتقدان پرآوازه مجله ستاره سينما در دهه 30 ساخته شد فيلمي شبه وسترن با پاياني تراژيك بود . پرويزي سعي كرده بود كه با نيم نگاهي به فيلم هاي وسترن كلاسيك كه در ميان سينما روها طرفداران فراواني داشت فيلمي بسازد كه حداقل پيشينه قابل اتكايش را در ستاره سينما مجددا احياء كند. بنابراين او با شراكت با اصغربيچاره - عكاس و تهيه كننده قديمي سينماي ايران - اين فيلم را تهيه كرد و از بازيگراني چون فردين ، بيك ايمانوردي ، گرشا و پرخيده استفاده برد. اما فضاي نامانوس و پايان تلخ داستان بر خلاف انتظار پرويزي و بيچاره فيلم را در اكران اول باشكست روبرو كرد.

در دوبله نخست اين فيلم چنگيز جليلوند بجاي فردين صحبت كرده است و اين در حالي بود كه هنوز پرسوناي علي بي غم شكل نگرفته بود كه جليلوند بتواند با خنده هاي سرخوشانه و مشهور به خنده هاي سي هزارتوماني ! مكمل مؤفقيتهاي فردين و فيلمهايش باشد. فرشيد فرزان هم بجاي رضا بيك ايمانوردي صحبت مي كرد . بيك ايمانوردي به مثابه يك هنرپيشه سرگردان در سينماي ايران براي ماندن هر نقشي را مي پذيرفت .مثبت ، منفي و حتي خنثي . زيرا كه او هم تا رسيدن به دروازه هاي موفقيت دو سه سالي مي بايست صبر پيشه كند.

همه چيز آماده بود و يك معجزه نياز بود كه ناگهان معجزه سيب فرانك كاپرا وارد شد. منوچهر نوذري با هوشمندي و درايت گفتن نقش پيتر فالك را توسط منوچهر اسماعيلي به مرحوم محمدعلي زرندي پيشنهاد داد و اسماعيلي هم با گفتن اين نقش يكي از ماندگارترين تيپهاي دوبله را خلق كرد.

با محبوبيت پيتر فالك نزد تماشاگران ايراني ، مباشران فيلمفارسي نمونه وطني ! آن را با بازي بيك ايمانوردي و صداي منوچهراسماعيلي روانه پرده كردند. با محبوبيت بيك ايمانوردي ، اصغر بيچاره به صرافت افتاد كه زمين تلخ را با دوبله مجدد  ، اكران كند و اينگونه بود كه در يك فيلم جدي ، منوچهر اسماعيلي با تيپ پيتر فالك بجاي او صحبت كرد و جليلوند نيز همان تيپ علي بي غم را كم و بيش تكرار كرد. فيلم در اكران مجدد در سال 45 توانست با اعجاز هنر دوبلورها به فروش مناسبي دست يابد و قسمتي از ضررهاي تهيه كننده اش را جبران نمايد. اگرچه خسرو پرويزي ديگر در گرداب سينماي تجاري گرفتار شده و راه نجاتي نداشت.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - soheil - ۱۳۹۰/۱۱/۱۲ عصر ۰۷:۰۵

(۱۳۹۰/۱۱/۱۱ صبح ۱۱:۰۷)منصور نوشته شده:  

http://www.mediafire.com/file/z1fcycx212oxogm/11.mpg

سپاس بسيار از اين مطلب بسيار بسيار مفيد و تخصصي.

به خصوص كه با قرار دادن 2 دوبله در كنار هم تحليل خود را مستند نموديد.

مطالب شما كامل بود و نيازي نيست كه بسياري نكات تكرار شود.

تنها يك نكته برايم قابل تامل بود و آن هم فاصله بسيار زياد كيفيت كار جليلوند با اسماعيلي در اين فيلم بود.

در بسياري از نقش اگر جنس صداي گويندگان را در نظر نگيريم كيفيت كارشان خيلي پايين تر از دوبله ديگر نيست.مثلا" عبداله بوتيمار و احمد رسول زاده و همچنين كاووس دوستدار و جلال مقامي كيفيت كارشان نزديك به يكديگر است.حتي ژاله كاظمي هم با وجود اينكه گويندگي اش به كيفيت گويندگي فهيمه راستگار نمي رسيد اما خيلي پايين تر هم نبود.

بنده تاكنون دوبله اول را نديده بودم اما حالا پس از ديدن اين نسخه(به خصوص با كنار هم گذاشتن دو دوبله كنار هم كه منصور عزيز زحمتش را كشيدند و شايسته تقدير است) مي توانم ادعا كنم گويندگي جليلوند با گويندگي اسماعيلي فاصله بسيار داشته است.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - سناتور - ۱۳۹۰/۱۱/۱۲ عصر ۱۰:۲۷

دوستان عزیزی که آرشیو دارند و  نسخه های دوم و سوم دوبله بعضی از فیلمها رو دارند که در دسترس نیست. یک بزرگواری کنند و اقلا فقط صدای دوبله های دوم و سوم فیلمها رو از dvd اکستراکت کنند و یک جایی آپلود کنند تا دوستان هم از اونها استفاده کنند. من خودم این کار رو انجام دادم و دیدم حجم صدا کمتر از150 مگ هست.

مثلا الان نسخه فول اچ دی فیلم هایی مثل هفت .بن هور ،این گروه خشن یا مخمصه رو دانلود کردم و صدای این فیلمها رو از روی Dvd بیرون کشیدم و با فیلم کیفیت جدید هماهنگ کردم . جدا وقتی فیلم های قدیمی رو با کیفیت اچ دی و صدای دوبله می بینید چه لذتی داره. به قول معروف آدم می خواد تصویر رو بخوره.

ببخشید پر چونگی کردم.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - رابرت میچم - ۱۳۹۰/۱۱/۱۳ صبح ۰۲:۲۶

 پیرو فرمایشات دوست خوبمون منصور : درمورد ده فرمان وبا عنایت به 2 دوبله موجود که فرمودن دوبله دوم (

اسماعیلی - فهیمه راستکار) به لحاظ دیالوگها خیلی سلیس وشیوه گفتاری مناسبی رو داره . جلیلوند خیلی از

نقشهایی که حتی امروزه صحبت میکنه خیلی زیاد روشون آگراندیسمان میکنه .نحوه گفتارش در ده فرمان (یول

برینر) کاملا اغراق امیز هستش . درمورد مشابهی که میتونیم بگیم دوبله دوم بهتر از دوبله اول بودن ویا در برخی

موارد دوبله سوم یا چهارم باکمک دوستان در مورد دوبله های دیگه فیلمهایه : عقابها فرود امدند - سرتو بدزد

رفیق - وایکینگها - نوری بر7 دریا - ماجرای نیمروز- لورنس عربستان - پل رودخانه کوای - بچه

رزماری -خوب بد زشت - هری  کثیف -  خرقه - و.............  بطور مفصل وکارشناسی وارد بحث بشیم واز

بحثایه حاشیهای چون (مبادله فیلم و....) پرهیز بشه تا به لطف دوستان خوش ذوق وفهیم بتونیم اطلاعات

مفیدی رد وبدل بکنیم.

  بنده بعنوان فیلم دوم که خیلی دوسش دارم و نسبت به دوبله های مختلفش اطلاعاتی دارم فیلم :

 

عقابها فرود امدند (کارگردان : جان استرجس ) که در ایران گویا با نام (عملیات عقابها ) هم اکران شده 

 میپردازم .عقابها فرود آمدند دارای 2 دوبله مختلف هستش که دوبله اولش بمدیریت استاد ابوالحسن تهامی گویا

 انجام شده در اینکه استاد یکی از مدیران دوبلاژ برجسته وکار بلدی هستن شکی نیست. بنده با استناد به نوع

 وکیفیت صدای دوبله اول که متاسفانه نسخه با کیفت بهترش دردسترس نبود طوریکه گوینده نقشهایه زن فیلم

 واضح نبودن وقابل تشخیص نبود از دوستان استدعا دارم اگه نسخه با کیفیت بهتر دوبله اول رو داشتن در این

 مورد راهنمائی کنن . نسخه دوبله اول بترتیب بازیگران ودوبلورهای ذیل دوبله شده :

   مایکل کین / سرگرد اشتاینر /  حسین عرفانی (دوبله اول)

  

   که بدترین گزینه  برای گویندگی نقش مایکل کین (حسین عرفانی ) میتونسته باشه چون نه سابقه گویندگی

   به جای این بازیگر رو داشته ونه به لحاظ فیزیکی میتونست انتخاب خوبی باشه در ضمن حسین عرفانی هم با

   تغییر دادن لحن گفتارش خواسته مثلا لهجه انگلیسی بودن مایکل کین رو در فیلم تداعی کنه که گفته میشه

   در طول فیلم تحصیلاتش رو در انگلستان تموم کرده . واین بزرگترین معظل دوبله این فیلم هستش وقتی نشه

   با کاراکتر اول فیلمی ارتباط برقرار کرد نتیجه مشخصه .

   عقابها فرود امدند (دوبله دوم ) بمدیریت استاد فریدون دائمی:

   به این دلیل این لقب رو به ایشون دادم که واقعا یکی از گویندگان خوب  ومدیران دوبلاژ هستن که خیلی دچار

   بی مهری اساتید و حتی دوستداران دوبله شده وهیچ وقت از کارهاش ونامش درخور آثارارائه شده اش یادی

   نمیشه . ایشون هم یکی از مدیران دوبلاژ باسواد وکار بلد دوبله هستن .در اکثر فیلمهائیکه دوبله دوم شده

   وایشون حضور داشتن شاهد اثاری با کیفیت بالایه ترجمه وصدابرداری و بالخص انتخاب گویندگان بودیم .بعنوان

   مثال میشه به دوبله دوم این فیلمها اشاره کرد :

   ویلا میتازد - دور از اجتماع خشمگین - سربلند - سرتو بدزد رفیق و.........

   صدای زیبا وپرطنین اشون در گویندگی انونس و راوی فیلمها وعنوان بندی برکسی پوشیده نیست .

                                     

   عنوان فیلم با صدای خوب ایشون : عقابها فرود آمدند شروع میشه . تلفظ صحیح نام بازیگران درست مطابق

   تلفظ انگلیسی اونها یکی از ظرایف دقیق کارهایه ایشون هست . در اینجا باید بگیم کار تهامی هم دراین

    خصوص در سایر آثارقابل تقدیر هستش . عباس سلطانی هم در طول عنوان بندی مدیردوبلاژ وعوامل فنی

    رو معرفی میکنه.

   

   مایکل کین / سرگرد اشتاینر / جلال مقامی

    انتخاب درست وهوشمند دائمی بوده  وقبلا هم اکثرا مایکل کین ها رو مقامی صخبت کرده وآدم خیلی راحت

    میتونه با صدا حس لازم رو برقرار کنه در ضمن فراز فرودهای نقش بهنگام بازی با صدای مقامی بیشتر عجین

    میشه تا عرفانی .

   

  دانالد ساترلند / دلوین / ابوالحسن تهامی   دوبله اول

     دانالد ساترلند / دلوین / ناصرممدوح        دوبله دوم

   درمورد نقش دلوین( دانالد ساترلند) گویندگی تهامی بجای این بازیگر که نقش یه ایرلندی رو بازی میکنه بد

   نیست شخصیت جاسوس و بزن وبهادر وزن باره منتها فکر میکنم نوع گویش تهامی زیاد خوب نبوده و اغراق

   تو زیاد هستش وهمینطور تیپ سازی زیادی انجام شده توسط تهامی واین برای این نقش زیاد مناسب نبوده

   گویندگی ناصرممدوح دردوبله دوم خیلی خوب ومناسب چهره دانالد ساترلند هستش همینطور بدون اغراق

   به جای این گوینده و متناسب با نقشش تونسته از عهده این نقش بر بیاد.

    رابرت دووال / سرهنگ رادی /  حسین رحمانی      دوبله اول

  

     رابرت دووال / سرهنگ رادی / نصرالله متقالچی      دوبله دوم

    این نکته برهیچکس از طرفداران دوبله پوشیده نیست که بهترین گوینده برای این بازیگر فقط وفقط پرویز ربیعی

    هستش . حلا علت عدم استفاده این دو مدیر دوبلاژ  چی بوده دقیقا نمیدونم . جنس صدای رحمانی هر چند

    ایشون هم یکی از برترین های دوبله هستن زیاد مناسب رابرت دووال نیست ولی جنس صدای متقالچی

    هم خشن وهم مناسب اشخاص نظامی هستش هرچند در اینجا متقالچی از اون غلظت خشن بودن صداش

    کم کرده تا بیشتر بر تدبیر فرماندهی منظبت وجنگ دیده تاکید کنه . بهرحال بنظر میرسه متقالچی بیشتر و

    تونسته حق مطلب رو ادا کنه .

   

   جنی آگوتر / مالی / فریبا شاهین مقدم       دوبله دوم  

  

    "   "   "   "  /  "  "  /    ؟               دوبله اول    کیفیت پائین نسخه موجود

   گویندگی فریبا شاهین مقدم  در دوبله دوم متناسب با تیپ دختر جوان فیلم هستش خیلی به لحاظ گویش

    وسن وسال نقشش وحرکات بازیگر مناسبه .

       جین مارش / جوانا گری / سیمین سرکوب     دوبله دوم

                                                   "    "   "   "  /  "   "    "   /   ؟                         دوبله اول

   درمورد گویندگی خانم سرکوب هم باید بگم خیلی خوب ومناسب نقش این فیلم صحبت کرده وایشون یکی از

   بهترین گویندگان نقش زن کشور هستن .بخصوص گویندگی های ایشون بجای ایرنه پاپاس هنوز هم دراذهان

    باقیمونده .

    آنتونی کوایل / ژنرال کاناریس / ناصر خاوری       دوبله اول

    آنتونی کوایل / "   "   "   "   "  /  فرشید فرزان     دوبله دوم

    ناصرخاوری عزیز یکی ازبهترینهای دوبله بخصوص گوینده نقشهای فرعی هستن وگویندگی های ایشون بجای

    جان کازال در پدرخوانده 1 (دوبله دوم ) - پدرخوانده 2 و3 و... برکسی پوشیده نیست اینجا هم با تیپ متفاوت

    صحبت کرده وصداش تقریبا برای این نقش بد نیست ولی مناسبم نیست.

     در دوبله دوم زنده یاد فرشید فرزان صداش وحجم صداش کاملا مناسب یک ژنرال هستش وخیلی گوینده گی

    خوب انجام داده .روحش شاد .

    واما یکی از نکته های بد دوبله اول این فیلم گویندگی ، گویندگان وتکرار صداشون با تیپ سازی واضح و ازار

    دهنده هستش روی سایر بازیگران فیلم

  

   دانالد پلیزنیس /  هیملر / حسین عرفانی          دوبله اول

   "    "    "   "   "  /  "   "   /  ایرج رضائی               دوبله دوم

  به لحاظ فیزیکی هیچ سنخیتی تصویر این بازیگر با صدای عرفانی در دوبله اول نداره وسخت آزاردهنده هستش

   بخصوص که خواسته با تغییر لحن قابل تشخیص نباشه .

   ایرج رضائی دراینجا بخوبی از عهده نقشش براومده وهم صداش وهم گوینده گیش واقعا عالیه بخصوص حالات

   روانی وسمپاتیک هیملر رو انتقال میده.

   تریت ویلیامز/ کاپیتان کلارک /  ناصرخاوری          دوبله اول

    "   "   "   "  /  "   "   "   "  " /   "    "   "  "            دوبله دوم

   درهر دو نسخه گویندگی خوبی کرده ولی در نسخه دوم پختگی کاملا مشخصه از نحوه اجراش .

   جان استندینگ / پدرورکر / محمود بهرمندی          دوبله اول

    "   "   "   "  "  "   " " "   " / زنده یاد پرویز نارنجیها   "  "   دوم

    محمود بهرمندی تیپ صدای جوان رو داره ودر اینجا بازهم شاید تکرار صداش بجای کاراکترهای فرعی دیگه

    هستیم وزیاد مناسب نقش کشیش و فیزیک بازیگر نیست .

    زنده یاد نارنجیها اغلب نقشهای کشیش و.... در فیلمهایه قدیمی گفته وبیشتر باور پذیره برای این نقش

   مایکل بایرن /  کارل  معاون سرهنگ رادی /  زنده یاد مندوب هاشمی  دوبله اول

    "   "   "   "  " /  "   "  "  "  "   "  "  "  "  "  " /  ناصرخاوری       دوبله دوم

   زنده یاد مندوب هاشمی هم گوینده خوبی بودن وکار خوبی ارائه کردن در نقش فرعی گفتن اینجاهم صداش

   خوبه .  ناصر خاوری هم مناسب این نقش هستش .

  

    لری هاگمن / سرهنگ پیتس /  حسین رحمانی             دوبله اول

    "   "   "   "  " /  "  "  "   "   "  /    ناصراحمدی                  "  " " دوم

    گویندگی حسین رحمانی در این نقش خیلی مناسب وبهترین گزینه میتونسته باشه برای نقش یه فرمانده

    لاف زن ودست پا چلفتی . ناصراحمدی در این نقش گویندگی اش بعدازرحمانی قرارمیگیره.

    یواخیم هانسن / افسر اس اس /  تورج مهرزادیان         دوبله اول

     "   "   "   "   "  " /  "   "   "   "  " /    فریدون دائمی          دوبله دوم

    گویندگی دائمی با لحن وتیپ خواص مشخصا از گویندگی مهرزادیان در اون مقطع بالاتر بوده

    از سایر گویند هایه فیلم میتونم به اینا اشاره کنم:

    هانس معاون اشتاینر دوبله اول / محمد بهره مندی که خیلی مناسب بود

    "  "   "   "   "  "  "   "   "  " دوم / محمد عبادی  که در رتبه بعدی قرارمیگیره

    آرتور (دوست پسر مالی) دوبله دوم / مندوب هاشمی

     درکل میشه گفت:

     دوبله دوم این فیلم نسبت به دوبله اول این فیلم بهتر وانتخاب گوینده ها دقیقتر انجام شده تکرار صداها

     در نسخه دوم خیلی کم هستش ولی در دوبله اول زیاد هستش .واین مورد خوبی برای مدیر دوبلاژ نیست

     ونخواهد بود .این نکته رو هم بگم که هدف ایراد گرفت به کار هر دو بزرگوار( تهامی / دائمی ) نیست حتی

     عرفانی عزیز که گویندگیهاش بجای خیلی از بازیگرا( همفری بوگارت - الیور رید -............) ستودنی

     هستش . خواهشا دوستان هم مواردی داشتن نسبت به موارد فوق ابراز کنن ممنون میشم

    




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - زاپاتا - ۱۳۹۰/۱۱/۱۸ عصر ۰۲:۳۴

نگاهي به دوبله فيلم دوستان (1378)

ساخته علي شاه حاتمي

فيلم دوستان در زمره فيلم هايي است كه دوبار دوبله شد.

سيزده سال قبل محمدمهدي جعفري كه يك بازرگان فعال و از عاشقان دوبله و سينماي كلاسيك بود مقدمات بازگشت دوباره چنگيز جليلوند را به وطن مهيا كرد. جعفري كه از دوستان قديمي حسين فرحبخش مديرعامل پويا فيلم بود تصميم گرفت با ايجاد يك مؤسسه ويدئويي خصوصي از جليلوند بعنوان مدير دوبلاژ اين موسسه دعوت بهمكاري نمايد. اين مؤسسه بعدها قرن 21 نامگذاري و بعنوان يكي از معتبرترين مؤسسات تهيه و دوبله آثار مطرح خارجي بدل شد.

اما جليلوند تازه به به وطن و زادگاهش شيراز گام نهاده بود. در دانشگاه شيراز از وي تجليل بسيار شد و بازگشتش در مطبوعات بازتاب فراوان داشت سال 1378 بود و تازه توليد يكي از آثار تين ايجري و جوان پسند سينماي ايران در پويا فيلم به پايان رسيده و جهت صداگذاري با خسرو خسروشاهي - مدير دوبلاژ مورد علاقه فرحبخش - قرار و مدارها گذاشته شده بود.

حسين فرحبخش در اين فيلم دو بازيگر جديد را به سينماي ايران معرفي كرده بود:يوسف مراديان و مهناز افشار. خسروشاهي ليست گويندگان را تكميل و براي دوبله نقش هاي اين دو بازيگر تصميم گرفت از صداي خودش بجاي مراديان استفاده كند. زيرا از جهاتي بازي و نقش مراديان شباهت بسيار به كاراكتر فرزان دلجو در فيلمهاي پيش از انقلاب داشت كه فيلمهايش پاياني تلخ و تراژيك داشتند.

براي دوبله نقش مهناز افشار ، خسروشاهي از صداي خام و ناپرورده خود بازيگر استفاده كرد .در حالي كه افشار هيچگونه سابقه بازيگري نداشت و فن بيانش داراي نقص فراوان بود .بنظر بنده صداي مريم شيرزاد با نقش او همخواني بهتري داشت. اما در هنگامه دوبله فيلم ، فرحبخش پيشنهاد استفاده از صداي چنگيز جليلوند كه تازه بوطن بازگشته بود را بجاي يوسف مراديان داد. خسروشاهي هم در نهايت دوبله نقش سيا را به جليلوند سپرد.

 (حسين فرحبخش)

جليلوند پس از بيست سال دوباره پشت ميكروفن قرار گرفت و همانگونه كه نقش هاي لمپن بازيگران قبل از انقلاب را دوبله مي كرد بجاي مراديان صحبت كرد. ملغمه اي از بهروز وثوقي و ايرج قادري و...

بالاخره فيلم دوبله شد . اما در هنگام صدور مجوز براي نمايش ، اداره كل ارزشيابي به دوبله جليلوند ايراد گرفت. نداشتن كارت فعال از انجمن گويندگان يكي از دلائل ذكر شده بود. اما اين دليل نمي توانست قانع كننده باشد . زيرا قبل از او ابوالحسن تهامي و نصرالله متقالچي پس از سالها بازگشته و مشغول دوبله بودند. حتي استاد تهامي چند فيلم فارسي را هم مديريت كرده بود.


همان زمان زمزمه هايي به گوش مي رسيد كه برخي از گويندگان قديمي قرارگرفتن دوباره جليلوند پشت ميكروفن پس از دو دهه را نمي پسنديدند كه يكي از دلائل آن آماده نبودن صداي ايشان و بقولي ناكوك بودنش بود و يك دليل غير رسمي ديگر شكوه اهالي دوبله بود كه دوره هاي بيكاري سختي را طي آن سالها گذرانده بودند و توقع نداشتند دوست و همكار تازه از راه رسيده اشان نقش هاي اول را قبضه كند. بهرحال و بهر دليل قرار شد نقش يوسف مراديان مجددا دوبله شود و اين بار خسرو شاهي بجاي او صحبت كرد. دوبله بقيه نقش ها تغييري نكرد. خسروشاهي عملا و تنها در استوديو حاضر شد و بجاي يوسف مراديان صحبت كرد.

منوچهر اسماعيلي با تيپ بيك ايمانوردي بجاي حسن رضايي ، منوچهر والي زاده بجاي محمد صالح علا و محمود قنبري در يكي از ماندگارترين دوبله هاي فارسي بجاي دكتر محمود عزيزي صحبت نمودند. نسخه اي كه اكران شد با صداي خسرو شاهي بود . بنابراين عاشقان دوبله در آن برهه نتوانستند  صداي جليلوند را در فيلم دوستان بشنوند و در مورد آن قضاوت كنند.

مدتي بعد نسخه VHS آن نيز با صداي خسروشاهي وارد ويدئو كلوپ ها شد.

تا اينكه بالاخره در سال 1384 نسخه VCD دوستان توسط مؤسسه قرن 21 با صداي جليلوند به بازار آمد. او در آن دوبله سعي كرده بود نقش يوسف مراديان را كه يك جوان لمپن بود همانند فيلمفارسي هاي قديم دوبله كند اما لحن و صداي پر تحكم او  به نقش خشونتي بيش از حد داده بود كه با كاراكتر سيامك منافات داشت. سيامك علي رغم اين كه زندگي پرتلاطمي داشته اما سرشار از احساسات بود كه خسروشاهي آن را دريافته و در دوبله ،نقش را اصطلاحا در آورده بود.

بهرحال فيلم دوستان يكي از آثاري است كه دوبار دوبله  و به آرشيو سينماي ايران سپرده شد.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - رابرت میچم - ۱۳۹۰/۱۱/۱۹ صبح ۰۲:۱۴

   http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up1/32537768624743244834.jpg

   شهری کوچک درتگزاس ( فرار به مکزیک ) -کارگردان : جک استاریت 

    این فیلم یکی از زیباترین وخاطر انگیزترین فیلمهایه دهه هفتاد از نوع حادثه ای سیاسی هست اونهم نه ازیک

    کارگردان برجسته بلکه از یک کارگردان درجه 3 .بهرحال نسل اوایل انقلاب با این فیلم حتما خاطر ه های زیادی

    داشته ودارن . این فیلم 2 بار دوبله شده ودرخصوص مدیران دوبلاژش فقط از مدیر دوبلاژ دومش بنده خبر دارم

     دوستان اگه از مدیر دوبلاژ اولش اگه اطلاعاتی داشتن مطرح کنن.

     یک نکته مهم در هر 2 دوبله این فیلم حذفیات تصویری ودیالوگی بیش از حد در هر 2 نسخه قبل از انقلاب و

     بعداز انقلاب هستش .البته احتمالا خذفیات دوبله اول بدلایل نزدیکی زمان اکران فیلم(1976) با انقلاب باشه

     ولی در دوبله دوم هم شاهد حذفیات زیادی هستیم حتی صحنه های داخل کافه ( رستوران . بیلیارد .....)

      هستیم نکاتی که حتی امروزه نیز تا به این حد لا اقل در ویدئو رسانه مشاهده نشده. جهت حفظ یکپارچگی

      مطالب وبا اجازه دوستان نام فیلم رو بخاطر راحتی نام نمایش در ایران نقل میکنم : فراربه مکزیک

  http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up1/63656902058221180893.jpgفراربه مکزیک - دوبله اول

  

   تیموتی باتومز / پوکی جکسون / چنگیز جلیلوند

   تیموتی باتومز یکی از بازیگرایی هستش که فیلماش شاید به اندازه هم دوره خودش رایان اونیل زیاد نباشه

    ولی فیلماش طرفدارایه زیادی در ایران داشته بخصوص برای نسل جوان اون دوران .تعدادی از فیلمهاییکه از

    این بازیگر موجود هستش اکثرا گوینده های جوان گو اون دوران بجاش صحبت کردن گویندگانی چون : زنده یاد

    منصور غزنوی - خسرو خسروشاهی و....

    در دوبله اول این فیلم هر علاقمندی به دوبله میتونه با شنیدن صدای چنگیز جلیلوند بگه که این صدا خیلی

    مناسب تیموتی باتومز نیست وگوینده های جوان اونموقع حتی مظفری یا آرشاک عزیز بمراتب فکر کنم اجرایه

     بهتر ومناسب تیپ این بازیگر رو میتونستن انجام بدن . یکی از نکات دوبله این نقش هم اجرای مقداری نقش

     تیپیک لاتی هستش که اصلا فکر نکنم زیاد مناسب نقش پوکی جکسون باشه هر چند جلیلوند هم زیاد رو

     این نکته اصرار نکرده ولی نقش و چهره ( پوکی /باتومز) بیشتر مناسب صدایی با حال وهوای نسل شورشی

     سینما( جیمز دین) داره . با نگاه به تصویر این بازیگر تو این فیلم بیشتر متوجه این نکته اساسی میشیم.

     حالا دوستان میتونین بگین هیچ صدایی زیبا تر از صداهایه خسروشاهی /  آرشاک قوکاسیان /مصورغزنوی


     http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up1/78763620283960247043.jpg  برای این بازیگر نمیتونسته مناسب باشه .البته صدای آرشاک

     عزیز فکر کنم برای نقشهای خیلی جوان این بازیگر میتونسته بیشتر مناسب باشه .

    

  فرار به مکزیک - مدیر دوبلاژ : خسروخسروشاهی - دوبله  دوم

 

   تیموتی باتومز / پوکی جکسون / خسروخسروشاهی .

   صدایه این گوینده به طرز عجیب وسحر آمیزی روی این بازیگر میشینه ونسخه ای از این فیلم که بعداز انقلاب

   در سینما دیدیم با صدای ایشون بوده والحق خسروشاهی گویندگی با احساس وخوبی متناسب با بازیهای

    پوکی در قسمتهایه مختلف فیلم انجام داده  وکاملا متناسب با این فیلم وبازی این بازیگر هستش.

    

       بو هاپکینز / کلانتر دوک /  ناصر طهماسب -  دوبله اول

                                       "   "   "  "  /   "   "   "   /   بهرام زند - دوبله دوم

     این بازیگرهم جزوء بازیگران درجه 2 یا 3 فیلم بوده وگوینده های مختلفی به جاش صحبت کردن که دقیقا

     یادم نمیاد .اما در این فیلم نقش یه کلانتر زورگو و حامی سرمایه دارن و پول دوست رو ایفا میکنه که فقط

      برن بهادر نیست بلکه سعی میکنه با موذی گری وخشونت به اهدافش برسه. گویندگی ناصر طهماسب

     میشه گفت فسمت اعظم حق مطلب رو بیان کرده بخصوص در قسمتهای هیستریک ( عصبی ) طهماسب

     کاملا خوب وزیبا به جایه این بازیگر گویندگی کرده و کاملا صداش وگویندگی اش جا افتاده هستش .

     بهرام زند در دوبله دوم بیشتر نوع گوینده گی اش مناسب نقش کلانتر کله خراب و بزن بهادر هستش و

     درمرتبه دوم بعد از طهماسب جهت گویندگی این نقش وبازیگر قرار میگیره.

     نکته مهم : درمورد دوبله اول ودوبله دوم هم که آشکار هستش فکر کنم در ترجمه دوم خیلی از دیالوگها

     عوض شدن وهمینطور شاهد گویندگی متناسب با شئونات اسلامی اوایل انقلاب بودیم. چون خیلی از

     فیلمها در اوایل انقلاب با تغییرات اساسی در کل فیلم خواستن به نمایش بگذارن تاهم فیلم مجوز پخش

      پیدا کنه هم اونموقع فضایه حاکم فضایه ضد آمریکایی بود البته درکل جامعه .

     

    سوزان جرج / مری لی / زهره شکوفنده - دوبله اول

     http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up1/76720074592088698633.jpg


    "   "    "   "  /   "   "   "  /  زهرا آقا رضایی( زهرا هاشمی) ؟ - دوبله دوم

    درمورد گویندگی زهره شکوفنده بجای این بازیگر باید بگم که بهترین انتخاب بوده وایشون هم در اغلب نقشایه

    این بازیگر گویندگیهایه خوبی رو انجام دادن از جمله : سگهای پوشالی - شاهد عینی و.......

    صدای زهره شکوفنده در اونموقع کاملا مناسب با نقشاییکه این بازیگر ایفا میکرده بوده حتی در این فیلم بر

   خلاف سایر فیلمایه این بازیگر شکوفنده با آرامش خواص ومناسب این نقش وفیلم صحبت کرده وبهترین انتخاب

    هستش .

    درمورد دوبله دوم چون اکثر قسمتهایه فیلم که این بازیگر توش هستش دچار سانسور شده و همینطورصدای

    کیفیت نسخه بنده از این دوبله زیاد بالا نیست تشخیص بنده زهرا آقا رضائی بودن. اگه سایر دوستان اطلاع

     دقیقی داشت لطفا بیان کنن . در هر حال اینصدا در مقایسه با صدای شکوفنده فکر نکنم زیاد مناسب این

    بازیگر بوده باشه وخسروشاهی هم فکر کنم خودش بخاطر سانسور زیاد نخواسته گوینده ثابت تو این نقش

    گویندگی کنه .

 

     http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up1/70860601283034598869.jpg  جان کارلین / لنی  معاون کلانتر /  ناصرخاوری -  دوبله اول

                             "   "   "  "  /   "   "   "   "   "   "  /  ناصرممدوح -   "  " دوم

     بی تردید دوستان همه میدونن که ناصر خاوری عزیز یکی از بهترین گویندگان درجه 2 نقش هستن وما دراکثر

     فیلمهایه دوبله قدیم شاهد حضور خوب ایشون هستیم .لنی تو این فیلم نقش یه معاون کلانتر نیمه مشنگ

     رو داره وازهمون ابتدایه فیلم با دوئل کردنش تو جلویه آئینه این نکته به تماشگر مشخص میشه . ناصر خاوری

      با مقداری تیپ گویی جزوئی اجرایه خوب و مناسب این بازیگر رو البته در جوانی بازیگر انجام دادن

      انتخاب ناصر ممدوح با اون صدای زیبا وشیک برای این کاراکترچهر ه مناسب نبوده  هر چند ایشون یکی از

      گوینده های خوب وطراز اول هستن بخصوص با گویندگی خوب به جای ریچارد ویدمارک و....

      آرت هیندل / بوگی (دوست پوکی) /  ظفرگرائی - دوبله اول

      "   "   "   "  /    "   "   "   "  "  "  "  /  زنده یاد امیرهوشنگ قطعه ای - دوبله دوم

         صدایه ظفرگرائی جوان هم بیشتر مناسب این بازیگر جوان دراون موقع بوده

        وگویندگی خوبی روی بوگی ظفر گرائی انجام داده .درحالیکه صدای قطعه ای زیاد رو چهره این بازیگر خوب

        نبود هر چند گویندگی خوبی انجام داده .

       

    مورگان وودوارد/ سی . جی .کرمی / پرویز ربیعی - دوبله اول          

     "   "   "   "  "   " /  "   "   "  "  "   "   / عباس سلطانی- "  دوم

     پرویز ربیعی بزرگوارهم یکی از گوینده های خوب نقش دوم  هستش وتو این فیلم هم در ابتدای فیلم باتغییر

     سازی جای پیرمرد مست صخبت کرده که فکر نمیکنم زیاد مهم مناسب اون نقش وهم مناسب این بازیگر تو

     بوده باشه ولی مدیر دوبلاژ بخاطر منفی گوئیهایه خوب ربیعی تو برخی فیلمها انتخابش کرده.

      عباس سلطانی هم مثل ربیعی یکی از بهترین نقش دوم گو ها هستن وتو این فیلم هم ماشاهد گویندگی

      خوب  ومتناسب ایشون با ای ننقش هستیم وسلطانی میشه گفت گزینه بهتری نسبت به ربیعی در این

      فیلم هستش.

     

          جرج باک فلاور / بال پارکر (عمو) / حسین رحمانی -  دوبله اول

                                  "   "   "   "   "  " /  "  "   "  "  "  "  " /  ایرج رضائی -  دوبله دوم  

       هر2 این بزرگوار واقعا گویندگی خوبی روی این بازیگر ونقش شوخ ومنزوی وبیخیال عمو کردن حسین

       رحمانی با اجرای تیپیکش که استاد بودنش بخصوص تو نقشهایه کمدی بر کسی پوشیده نیست تنها

       عیب این گوینده تو این فیلم گویندگیش در 2 نقش یعنی علاوه برابن نقش (کلوتوس مردسیاهپوست)

       رو هم با تیپ دیگه گفته وزیاد مناسب کلوتوس نیست .در دوبله دوم این نقش رو( کلوتوس) حمیدمنوچهری

        گفته که خیلی مناسبه . ایرج رضائی هم تیپ شوخ ودلنشینی برای این بازیگر ونقشش ساخته و تقریبا

       تیپش یه جوری دلنشین هستش.

       در دوبله اول میشه صدای زنده یاد آذر دانشی روهم شنید که حاطره انگیزه.

        در دوبله دوم هم میشه صدای نصرالله مدقالچی رو روی پیرمرد مست اول فیلم شنید با تیپ سازی

        صحبت کرده.

      نکته اساسی : میشه گفت دوبله اول منهای گویندگی جلیلوند بجای تیموتی باتومز بهتر وترجمه

      خوب و وفادارتری داشته نسبت به دوبله دوم در برخی صحنه ها و دیالوگها . واین فیلم ایکاش

      بادوبله اول وگویندگی خسروشاهی انجام میشد تا شاهد یه دوبله خوب ودرست باشیم.

      امیدوارم دوستان بخاطر زیاد بودن مطالب وبحث تو این مورد ببخشن .

      یه خواهش دیگه داشتم از دوستان حاضر تو این کافه واون این بود اگه فیلمهایی با چند دوبله

      دارن خواهش بیان ومطالب واطلاعاتشون رو بیان کنن تا هم بنده وهم بقیه از اطلاعات ومعلومات

      خوبشون استفاده لازم رو ببریم

 




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - رابرت میچم - ۱۳۹۰/۱۱/۲۰ صبح ۰۱:۲۶

  پیرامون عرایض دوست عزیزم منصور این فیلمها رو هم به چند دوبله ها اضافه میکنم :

 

   آلامو - جیسون وآرگوناتها - 2 سوارباهم تاختتند - دزد دریایی سرخپوش - مرد نیمه شب - شمشیر

   سحر آمیز -  شیطان در ساعت 4 - خشم -  تایتان - مردیکه به زانو درامد - ارزش قدرت - این گروه

    مرگبار- اسپارتاکوس - شیرهای جوان - سربازهای یک چشم - شالاکو - جوزی ولز یاغی - هری

    کثیف - مرگساز(باران مرگ)-  تیزتک - جوکید - موجی از اسکناس- زمانیکه دزد بودم - آیا پاریس

    میسوزد- گشت شبانه - ارتباط فرانسوی 2- دوران سخت - کاپیتان هوراشیو - دشت ارغوانی -

    مرگ یک تیرانداز - مرد - بوفالوبیل وسرحپوستان -




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۱۱/۲۰ صبح ۱۰:۰۱

(۱۳۹۰/۱۱/۱۸ عصر ۰۲:۳۴)زاپاتا نوشته شده:  

نگاهي به دوبله فيلم دوستان (1378)

ساخته علي شاه حاتمي

..................

بهرحال فيلم دوستان يكي از آثاري است كه دوبار دوبله  و به آرشيو سينماي ايران سپرده شد.

فیلم دوستان به گفته خود چنگیز جلیلوند برای اکران مجوزنگرفت و باتغییر صدای یوسف مردایان توسط خسرو خسروشاهی به فیلم مجوز اکران داده شد  خسروشاهی صدایجلیلوند را از فیلم حذف کرد و صدای خودش را جایگزین کرد بنابراین فیلم دوبار دوبله نشده  اصلاح شده و هیچ دلیل دیگری نداشت

بسیاری از اهالی دوبله حتی بانو شهلا ناظریان که بعدهاباچنگیز جلیلوند مخالف شد در فرودگاه مهرآباد به استقبال جلیلوند آمدند و هیچ دوبلوری مخالف صدایایشان در فیلم دوستان نبود

از فیلم های دوباردوبله شده ایرانی می توان بهعشق بدون مرز و لبه تیغ و گراند سینما و این اواخر به بشارت منجی اشاره کرد




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - زاپاتا - ۱۳۹۰/۱۱/۲۰ عصر ۰۲:۳۷

(۱۳۹۰/۱۱/۲۰ صبح ۱۰:۰۱)بهزاد کازابلانکا نوشته شده:  

(۱۳۹۰/۱۱/۱۸ عصر ۰۲:۳۴)زاپاتا نوشته شده:  

نگاهي به دوبله فيلم دوستان (1378)

ساخته علي شاه حاتمي

..................

بهرحال فيلم دوستان يكي از آثاري است كه دوبار دوبله  و به آرشيو سينماي ايران سپرده شد.

فیلم دوستان به گفته خود چنگیز جلیلوند برای اکران مجوزنگرفت و باتغییر صدای یوسف مردایان توسط خسرو خسروشاهی به فیلم مجوز اکران داده شد  خسروشاهی صدایجلیلوند را از فیلم حذف کرد و صدای خودش را جایگزین کرد بنابراین فیلم دوبار دوبله نشده  اصلاح شده و هیچ دلیل دیگری نداشت

باتشكر از بهزاد عزيز ذكر چند توضيح خالي از لطف نيست :

همانطور كه در آن نوشته توضيح داده ام ، خسرو شاهي عملا و به تنهايي در استوديو حاضر شد و بجاي يوسف مراديان صحبت كرد و ساير نقش ها تغييري نكرد. ايراد اوليه نداشتن مجوز فعاليت توسط جليلوند اعلام شد كه بنظر بنده با توجه به فعاليت آقايان تهامي و متقالچي كه در دهه 70 مجددا به كار دوبله بازگشته بود ند دليل موجهي نمي تواند باشد. احتمالا بخاطر تداعي شدن مجدد نام فردين كه در آن سالها نام بردن از وي يك نوع خط قرمز محسوب مي شد دوبله اوليه مجوز نگرفت زيرا كه خود فيلم محصولي تجاري و معمولي در سينماي ايران بود و براي اكران مشكل خاصي نداشت. دو احتمال بعدي كه ذكر كردم بعدها و پس از قهر اهالي دوبله در سال 84 به انحاء مختلف از سوي ديگر گويندگان قديمي ذكر شد. بعنوان مثال جلال مقامي در يك مصاحبه در مورد فعاليت مجدد جليلوند پس از بيست سال بخاطر آماده و كوك نبودن صدايش  گلايه كرده بود. بهرحال اين مسائل و بحث هاي دروني ميان آنها وجود داشته كه پس از 6 سال مجددا مطرح شده بود.

اگر توجه كرده باشيد در شماره 145 ماهنامه فيلم در سال 1372 گويندگان بسياري او را ستوده بودند كه پس از شروع كار دوباره اش يك جمله از ان تعريف و تمجيدها ديگر شنيده نشد و اين در حالي بود كه جليلوند هنوز با همكارانش اختلاف پيدا نكرده بود.

فرحبخش در دهه 70تهيه كننده بسيار بانفوذي بود و حتي زماني كه در آن سال ها طي بخشنامه اي مدتي  استفاده از تيپ زينال بندري و صداي منوچهر اسماعيلي ممنوع شده بود او توانست مجددا در فيلمهاي اكشن توليدي اش از اين دو گزينه استفاده كند. اما ايشان براي فيلم دوستان موفق به استفاده از صداي جليلوند نشد كه مطمئنا دليلش چيزي فراتر از نداشتن مجوز كار بود.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - واترلو - ۱۳۹۰/۱۱/۲۱ عصر ۰۱:۴۲

با تشکر از منصور عزیز برای شروع این بحث

 مطلبی رو که قبلاً در سایت کلوب گذاشته بودم با ویرایش مجدد دوباره اینجا قرار می دم

اینکه چرا بعضی فیلمها دوبار و یا بیشتر دوبله شده را می شود بطور مختصر به شرح ذیل توضیح داد البته دوبله مجدد می تواند به معنی تغییر گویندگان هم نباشد با حفظ همان کادر قبلی دوباره دوبله شود

1- اوایل دوبله ، همانطور که میدانید در ایتالیا انجام میشد ، صداها تقریباً یکنواخت بود ( برعکس عده ای که عقیده دارند بهترین دوبله ایران در ایتالیا بوده باید بگم اصلاً اینطوری نیست و اوج دوبله ایران دهه 40 و 50 است ) بهرحال بعد از اینکه دوبله در ایران جا افتاد در سالهای بعد نیاز بود تعدادی از این فیلمها که آثار مهمی بودند دوباره نمایش داده شود و یا بعضاً تاریخ مجدد نمایششان با تاریخ دوبله اولیه خیلی فاصله داشت بنابراین بجای گرفتن نوار اصلی دوبله در ایتالیا فیلمها دوباره دوبله شدند که اکثریت به لحاظ تنوع صدا و شیک بودن و به دل نشستن بهتر از اولی بود. مثل آسیابان عشوه گر 

2- تعدادی از آثاری که در استودیو مولن روژ دوبله شده بودن دوباره در استودیو دماوند دوبله شدند مثل ده فرمان و علت اینکار هم این بود چنانچه کپی نو و تازه ای و یا مثلاً نسخه 70 میلی متری از یک کار می آمد ان موقع که امکان صداگذاری نبود و صداها اکثراً اپتیک بودن و نه مگنت ، برای نمایش مجدد  فیلمها دوباره دوبله می شدند از این جمله می توان به فرار بزرگ هم اشاره کرد. 

3- بعد از انقلاب با آمدن ویدیو نیاز به دوبله فیلم بود و در آن دوران که نمایش فیلم خارجی کم شده بود کسی به فکر اینکه برود ببیند "کدام فیلم کجا دوبله شده ایا صدای ریل  استودیویی دارد ، ندارد ، موجود است یا نیست ، 35 است نیست"  نبود بنابراین فیلم مورد نظر دوباره دوبله میشد مثل سرتو بدزد رفیق ، راز کیهان ، دور از اجتماع خشمگین ، شبکه و ...

4- بعد از انقلاب به علت نبود نمایش فیلم خارجی اکثر دفاتر سینمایی سری به انبارهایشان زدند و دیدند مثلاً از بعضی فیلمها کپی نو و تازه ای دارند اما زبان اصلی  هستند بنابراین دوباره همان فیلم را دوبله کردند مثل آتش بر فراز تله مارک

5- با آمدن تلویزیون خوب نیاز به نمایش فیلم و دوبله آنهاشد که تعدادی از آثار سینمایی دوباره دوبله شدند مثل اپارتاکوس ، ال سید ، روکو و برادرانش و ... قبل از انقلاب و در بعد از انقلاب آثاری مثل جاسوسان ، دایره سرخ ، بازرس و ...

6- دوستان که بحث تبری شدن رو میدونند ....بنابراین با از بین رفتن کپی های 35  چنانچه کپی نو وتازه ای میومد دوباره فیلم دوبله میشد

7- بعضی فیلمها انقدر در سینماها ، بخصوص شهرستانها نمایش داده میشد که کپی 35 آن از بین میرفت و چون فیلم پرفروش بود سفارش کپی نو میدادند و دوباره دوبله میکردند مثل هفت تیرکش آریزونا

8- بعضی فیلمها بنا به شرایطی دوبله خوبی نمیشدند و یا در شرایطی مثل اعتصاب دوبله شدند بنابراین بعد از بازگشت شرایط عادی دوباره دوبله شدند مثل ارتباط فرانسوی قسمت دوم

9- بعضی فیلمها با توجه به شرایط سانسور دوباره دوبله میشدند چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب مثل لورنس عربستان که قبل از انقلاب دوبار دوبله شد و یک بار هم بعد از انقلاب  دوبله شد و یا گرگهای دریا که بعد از انقلاب دوبار دوبله شد و این مورد بدین معنی است که دوبله اولی نمایش عمومی نداشته

10- بعد از انقلاب به علت ممنوع الکار بودن دوبلورها ، فیلم دوباره دوبله میشد مثل سه پدرخوانده و بیست هزار فرسنگ زیر دریا که دومی با صدای کاملی هیچوقت به نمایش نرسید و از اولی دوبله دومش با صدای ایرج دوستدار نسخه ای در فیلمخانه موجود است و یا اسلحه بزرگ و آدمکش

11- بعضی فیلمها بخاطر نوع گویش و دیالوگ دوبار دوبله شدند مثل فیلم دانتون ، یکبار به نثر و یکبار به نظم دوبله شد

12- بعد از انقلاب که تعداد کانالها در این چند ساله زیاد شد شبکه ها بدون هماهنگی با یکدیگر و فقط جهت رقابت فیلم مشابهی را دوبله و با هم نمایش دادن مثل ماموریت غیر ممکن 3 ، انجمن غیرعادی ها و ...

13- با زیاد شدن موسسات فرهنگی ، هنری نیز فیلمی که در یک موسسه دوبله شده بود ، در تلویزیون هم دوبله میشد مثل افسانه 1900

14- با افتتاح موسسه رسانه تصویری این موسسه اقدام به دوبله مجدد تعدادی از آثار قدیمی سینما کرد مثل دره انتقام ، نوری بر فراز هفت دیا ، مک مسترها ، آوای وحش ، جاسوس سه جانبه و ....

15- در اوایل انقلاب تعدای از فیلمها برای اینکه پروانه نمایش بگیرند دوباره دوبله شدند که در تعدادی از انها حتی به لحاظ تصویری در فیلم دست بردند مثل دلال باشی و بازگشت گرگ سرگردان که اولی مخلوطی از فیلم دلال باشی و تعطیلی بزرگ بود و دومی مخلوطی از سه قسمت ویا سه سری از مجموعه فیلمهای گرگ سرگردان بود که با نام عبور از رودخانه استکس پروانه نمایش گرفت

این بود مختصری از دوبله مجدد فیلمها 


لیست دوبله مجددها 


تعدادی از فیلمهای که چند بار دوبله شده اند ،  البته اونهایی که توضیح ندارند رو من تا دوبارش رو میدونم

1- آتیلا 
2- آوای وحش 
3- آدمکش ( سه بار ) 
4- آتش بر فراز تله مارک (سه بار)
5- ال کندور 
6- ارتباط فرانسوی  قسمت دوم
7- اینک آخر الزمان  ( سه بار )
8- اسب کهر را بنگر ( سه بار)
9- اسلحه بزرگ
10- اتللو (سه بار)
11- اسم من هیچکس ( سه بار )
12- بخاطر یک مشت دلار
13- بخاطر چند دلار بیشتر
14- بیست هزار فرسنگ زیر دریا ( سه بار )
15- بمب و فلفل
16 - بیداد
17- بازگشت گرگ سرگردان
18- پدرخوانده 1 
19- پل رودخانه کوای ( سه بار )
20- جنجال بزرگ
21- ادی چاپمن 
22- چارلی واریک را بکشید
23- چادر قرمز
24- حماسه کئوما
25- خوب بد زشت
26- در خم رودخانه
27- دایره خونین
28- دایره سرخ
29- دزد بغداد
30- ده فرمان
31- دو گاراگاه ناشی
32- دفاع از حق (سه بار)
33- دره انتقام  ( سه بار )
34- دست کثیف استعمار
35- پسر شیخ
36- شانگای جو
37- تعطیلات یک کارمند
38- آخرین مرد روی زمین
39- هدف ثابت
40- حادثه توماس کراون
41- باراباس
42- کاراگاه مک کیو
43- راز کیهان
44- ریو براوو
45- رستوران بزرگ
46- زنده باد زاپاتا
47- سه حرفه ای
48- سامسون و دلیله
49- سربلند
50- سه پدرخوانده  ( سه بار ) 
51- دسته سیسیلی ها (سه بار)
52- سلیمان وملکه صبا
53- سربزنگاه
54- شبکه
55- شمال از شمال غربی  ( سه بار )
56- شورش در کشتی بونتی
57- مرد
58- شهر پسران
59- دوست آمریکایی
60- عقرب
61- عملیات عقابها
62- فرمان گمشده
63- قتل در قطار سریع السیر شرق
64- کازابلانکا
65- کونگا
66- بازرس
67- گذرگاه کاساندرا
68- لکوموتیوران
69- وقتی لک لکها پرواز میکنند
70- مرد نیمه شب 




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - واترلو - ۱۳۹۰/۱۱/۲۱ عصر ۰۲:۱۷

71- بندباز
72- آخرین قطار گان هیل
73- مواظب باش گروهبان
74- نابخشوده
75- نوری بر فراز هفت دریا (سه بار)
76- نمی کشم داغون میکنم
77- وایکینگها  ( چهار بار ) 
78- نشانی از شر  ( سه بار ) 
79- هفت روز در ماه مه
80- هالو
81- گروهان هفتم زیر مهتاب
82- چه کسی بانک را منفجر کرد
83- طرد شده
84- ال سید
85- برنج تلخ
86- پرنده باز آلکاتراز
87- تاراس بولبا
88- ترن
89- توپهای ناوارن ( سه بار )
90- دیکتاتور بزرگ
91- روز بد رد بلک راک
92- زمانیکه دزد بودم
93- شکارچیان پوست سر
94- شورش بی دلیل
95- فرار بزرگ
96- فرودگاه
97- لورنس عربستان (چهار بار)
98- هفت ماجرای دزد بغداد
99- پروفسور کم حافظه
100- عروسکی بالای دار
101- سفر
102- هفت دلاور
103- سرتو بدزد رفیق ( سه بار)
104- دور از اجتماع خشمگین
105- دلاوران میزگرد
106- جزیره اسراآمیز
107- ماجراهای مارکوپولو
108- فرار هانیبال
109- مرد هزار چهره
110- تودو مودو
111- اسپارتاکوس
112- روکو و برادرانش
113- گرگهای دریا
114- هفت دلاور ( سه بار )
115- دانتون
116- هفت تیرکش آریزونا
117- آسیابان عشوه گر
118- مادر هند
119- دیوار
120- رنجهای هرکول
121- ماجراجویان
122- بازگشت بورسالینو
123- دزد دریایی سرخپوش
124- مشعل و کمان
125- کاپیتان آپاچی
126- ترافیک ( سه بار )
127- دنیای دیوانه دیوانه دیوانه
128- طناب اعدام
129- رهبر ارکستر
130- هیچکاره همه فن حریف

 

و ...

این قصه سر دراز دارد

 

 





RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - سم اسپید - ۱۳۹۰/۱۱/۲۱ عصر ۰۴:۱۴

(۱۳۹۰/۱۱/۱۲ عصر ۰۷:۰۵)soheil نوشته شده:  

تنها يك نكته برايم قابل تامل بود و آن هم فاصله بسيار زياد كيفيت كار جليلوند با اسماعيلي در اين فيلم بود.

در بسياري از نقش اگر جنس صداي گويندگان را در نظر نگيريم كيفيت كارشان خيلي پايين تر از دوبله ديگر نيست.مثلا" عبداله بوتيمار و احمد رسول زاده و همچنين كاووس دوستدار و جلال مقامي كيفيت كارشان نزديك به يكديگر است.حتي ژاله كاظمي هم با وجود اينكه گويندگي اش به كيفيت گويندگي فهيمه راستگار نمي رسيد اما خيلي پايين تر هم نبود.

بنده تاكنون دوبله اول را نديده بودم اما حالا پس از ديدن اين نسخه(به خصوص با كنار هم گذاشتن دو دوبله كنار هم كه منصور عزيز زحمتش را كشيدند و شايسته تقدير است) مي توانم ادعا كنم گويندگي جليلوند با گويندگي اسماعيلي فاصله بسيار داشته است.

به نظر من مشکل جای دیگه ای هست و اون اینکه چهره بازیگر با صدای گوینده تطابق نداره. اگه به کیفیت گویندگی فهیمه راستکار و حرکات صورت آن باکستر و لحن صحبت کردنش توجه کنید کاملا به استادیه راستکار پی می برید ولی کاظمی با اینکه تسلط راستکار رو نداره ولی بهتر جا افتاده چون جنس صداش به چهره باکستر خیلی نزدیکه به عنوان مثال خشونتی که تو صداش هست تو صدای راستکار نیست. راستکار عالی صحبت می کنه ولی کاملا تو ذوق می زنه. گویندگی جلیلوند بجای یول برینر هم دقیقا همین مشکل رو داره جلیلوند سعی کرده به شخصیت اصلی نزدیک بشه ولی باز هم مشکل تطابق صدا با چهره بازیگر ارزش کارش رو پایین آورده. بارها و بارها پیش اومده که اشخاص دیگری بجای گوینده های اصلی صحبت کردن و حاصل کار خلاف اون چیزی بوده که از قبل فکر می کردیم مثل گویندگی ایرج ناظریان بجای پل نیومن در فیلم مرد یا سعید مظفری بجای رابرت ردفورد در این ملک متروک شده. مسلما انتخاب چنگیز جلیلوند بجای پل نیومن و جلال مقامی بجای رابرت ردفورد انتخاب صحیحتری بوده ولی حاصل کار شما رو اذیت نمیکه و اصطلاحا تو ذوق نمیزنه. می خوام به این نتیجه برسم که تطابق صدا با چهره بازیگر عنصر بسیار مهمتری هست. ممکنه گوینده توانایی کمتری داشته باشه و حتی نتونه به صدای اصلی بازیگر نزدیک بشه ولی به لحاظ تطابق چهره با صداش حاصل کار عالی در بیاد بهترین مثال در این مورد گویندگی حسین عرفانی بجای هامفری بوگارت هست. چون برای ارتباط برقرار کردن با فیلم نیاز به همذات پنداری با شخصیت های فیلم دارین و اگه صدای گوینده با چهره بازیگر تطابق نداشته باشه باعث زدگی از دوبله میشه و مخالفینش از موافقینش بیشتر میشن. من هیچوقت دوبله رو به صدای اصلی ترجیح نمی دم. ولی دوبله رو به عنوان یک هنر و راه ارتباطی عامه مردم با سینما لازم می دونم و همیشه به این بحث که دوبله لازم هست یا نیست خندیدم چون %100 لازمه.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - رابرت میچم - ۱۳۹۰/۱۱/۲۸ عصر ۱۲:۳۲

 

   شمشیر سحر آمیز ( کارگردان : ناتان یوردان )

  


 شمشیرسحر آمیز به کارگردانی ناتان یوردان فیلمی در مایه های حماسی شرقی هستش که بیشتر میشه گفت به فیلمهایه

 سبک فانتزی امروزی شبیه هستش با ته مایه های عشقی . در این فیلم راک هادسن یکی از بازیگرایه خوب سینما

 بازی کرده ومیشه گفت جزو فیلمایه تجاری این بازیگر هستش از دیگر ستاره های این فیلم پایپرلوری رو میشه نام

 برد که توفیلم نقش دختر خلیفه(فیروزه) رو بازی کرده . داستان فیلم درباره هارون پسر یکی از قبائل اهل بصره

 هستش که توسط عدهای سوار، پدرش رو به قتل میرسونن واون جهت انتقام وارد بغداد میشه تا قاتلین پدرش روپیدا

  کنه اون جهت تهیه لباس به یه مغازه میرسه که اشیاء کهنه ودوست دوم میفروشه ودراونجا هنگام خرید بادختر خلیفه

  که در لباس مبدل هستش آشنا میشه درهمین حین اوضاع شهر بخاطرسخن پراکنی های یکی از افراد وابسته به وزیر

  شاه (جعفر) بهم میخوره وشورشی بوجود میاد دراین اثنا راک هادسن (هارون) شمشیر عجیبی پیدا میکنه وواد معرکه

  میشه، وزیر وپسرش درصد خلع خلیفه از حکومت هستن وهارون بخاطر یافتن فیروزه با شمشیر وارد قصر میشه و

  بقیه داستان برای دوستان فکر کنم مشخص باشه ؟

  اما شمشیر سحر آمیز 2 بار دوبله شده که دوبله دوم احتمالا بدلیل مناسب نبودن صدای دوبله اول ویا دردسترس

  نبودنش باشه یکی از علل عمده دوبله های مجدد بخاطر از بین رفتن کپی های اول فیلم بوده وچون تهیه کپی از فیلم

  های اونموقع کار دشوار وهزینه بری بوده در اکران مجدد نسخه اصلی فیلم رو از کمپانی میخواستن وصاحب فیلم

  با مدیر دوبلاژ ودوبلورهای جدیدی فیلم رو میخواست دوبله کنه.

  

    شمشیر سحرآمیز دوبله اول- راک هادسن -اسماعیلی

  درمورد مدیر دوبلاژ این فیلم متاسفانه نتونستم هیچ اطلاعی پیدا کنم واحتمالا دوبله شده در استودیو مولن روژ باشه.

  در دوبله اول این فیلم راک هادسن / هارون / منوچهر اسماعیلی گویندگی کرده که در اون زمان باتوجه به اینکه

  احتمالا هنوز گوینده ثابت خیلی از هنرپیشه های تثبیت نشده بوده صدای اسماعیلی میتونست گزینه مناسبی برای این

  بازیگرباشه واسماعیلی هم گوینده کم کار یا ناواردی نبوده بهرحال ایشون در این فیلم به لحاظ گویندگی کارشون روبه

  خوبی انجام دادن هر چند بعد ها راک هادسن  در بقیه فیلمها گوینده ثابت وحرفه ای پیدا کرد که واقعا صداش با چهره

  وبازی این بازیگر امیخته وعجین شد . واین گوینده رو همه دوستان میشناسن زنده یاد ایرج ناظریان

  درمورد دوبله های اول خیلی فیلمها دوستان هم متفق القول هستن که در دوبله های اول نوع گویش وگفتار در برخی

  فیلمها زیاد دلچسب نیستن وبا حرفه ای ترشدن اساتید این حرفه در دوبله های مجدد نوع گویش ودیالوگ ها خیلی

  بهتر و قابل درک تر برای تماشاگر اون زمان وامروز شده .

  شمشیر سحر آمیز - دوبله دوم - راک هادسن  - زنده یاد ایرج ناظریان

   

  حتما شما دوستان عزیز هم بی درنگ با دیدن این چهره میتونین تصور کنین طنین پراوی صدای زنده یاد :

 ایرج ناظریان رو که چه گویندگیهای خوب وبیاد ماندنی وزیبایی رو متناسب با فیلمهایه این بازیگر در فیلمهایی چون:

 وداع با اسلحه (دوبله دوم)- این زمین مال من است - تقدیر خداوند - جنین - یک زوج عالی و..... انجام داده .یکی از

 ویژگیهای بارز این زنده یاد متناسب بودن صداش با اکثر هنرپیشه های زمان حتی بازیگران جوانی چون : ترنس

  هیل - فرانکو نرو - فرد ویلیامسون - .... بوده .هرچند استاد اسماعیلی هم جزوه بهترینها وبقولی مردی برای تمام

  فصول دوبله ایران هستن . ولی در این فیلم وسایر فیلمهایه این بازیگر انصافا صدای زنده یاد ناظریان  واقعا عالی

  و خیلی محشره. نوع گویندگی ناظریان با برخی از اکسانهای صداش مطابق با بازی وشرایط مختلف فیلم واقعا در

  دوبله دوم بهتره بخصوص طنازیهای ظریفی در فیلم هستش که با صدای ناظریان خیلی بهترهستش.

 

  شمشیر سحر آمیز - دوبله اول - پایپر لوری / ژاله علو

 

 

  شمشیرسحر آمیز - دوبله دوم - پایپر لوری / مهین کسمائی

   پایپر لوری یکی از بازیگران خوش سیمای زن در دوران خودش بوده ودر فیلمهایه زیادی بازی کرده .ژاله علو

   یکی از دوبلورها ومدیران دوبلاژ با سابقه دراون زمان گویندگی خوبی بجای این بازیگر انجام داده وبجایه اکثراون

   بازیگران زن اون زمان صحبت کرده هرچند بعد ها اکثر این بازیگرها دوبلورهای بهتر وثابتی در برخی موارد

   پیدا کردن درگویندگی خانم ژاله علو فقط یه نکته هستش واون اینه که در ته مایه صداش اون شیطنت وجوانی خواص

   برای گویندگی نقش پایپر لوری (فیروزه) کتر احساس میشه شاید گوینده های دیگه چون : زنده یاد تاجی احمدی،

   مهین کسمائی، زنده یاد ژاله کاظمی بهتر این حس رومیتونستن انتقال بدن

   دوبله دوم : پایپرلوری (فیروزه) مهین  کسمائی انصافا گویندگی وحس وحال شیطنت و دختر پر جنب وجوش رو

   در دوبله دوم تونسته بخوبی انتقال بده وواقعا خیلی مناسب ودرست بجایه این بازیگرتونسته  حس بازیگر رو به

   مخاطب القاء کنه .شیرینی صدای این بازیگر دراجراء دیالو گهای فیروزه بیشتر تونسته موثر ومفید باشه.

    استیون گرای - بارکاس مغازه دار - زنده یاد کنعان کیانی -  دوبله اول

   استیون گرای - بارکاس مغازه دار -زنده یاد عزت الله مفبلی -دوبله دوم

     اجرای نقش پیرمرد مغازه داری پول دوست رو در دوبله اول زنده یاد کنعان کیانی خیلی خوب اجرا کردن وواقعا

       تیپ سازی وصدای شوخ این گوینده رو نمیشه فراموش کرد .در دوبله دوم هم زنده یاد مقبلی با تیپ سازی پیرمرد

       شوخ گویندگی خیلی خوبی رو ارائه کرده در مجموع میشه گفت هر دو گوینده صداشون وگویندگیشون بجای این 

      بازیگر خوب وعالی بوده . روح هر دوشون قرین رحمت باد.

    جرج مک ریدی - جعفر( وزیر خلیفه ) -  نصرت الله محتشم ؟ دوبله اول

     "  "  "  "  "  -   "   "   "  "  "  "  "  "  " -   ایرج رضائی - دوبله دوم 

     جرج مک ریدی( جعفر) ایفای نقش وزیری حیله گر و توطئه گر و خبیث رو در این فیلم داره وصدای زنده یاد

     محتشم اگه اشتباه نکرده باشم بخاطر کیفیت بد صدا گویندگی کرده وچون ایشون صدا خش دار و خواصی داشتن

     بنظر بهتر تونسته با گویندگی خواص نقش رو برای بازیگر باور پذیر بکنه.

     دردوبله دوم ایرج رضائی به جایه این بازیگر با تیپ سازی صحیت کرده ولی چون جنس صدای ایرج رضائی

     صدایی شیرین وخوب وبرای کارکترهای دوست داشتنی هستش فکر نکنک زیاد مناسب این نقش تو این فیلم باشه

      ولی گویندگی ایشون به لحاظ دیالوگ خوب هستش.

      کاتلین هیوز - باخامارا - زنده یاد نیکو خردمند - دوبله اول

      "   "   "   "  -   "   "   " -  نادره سالارپور ؟ - دوبله دوم 

       صدای زنده یاد نیکو خردمند علاوه بر زیبای خواص این

     بازیگر بخاطر نقش زنی باهوش واغواگر فکر کنم خیلی بیشتروبهتراز دوبله دوم این فیلم باشه .چون صدای جوانی

     این زنده یاد با نوعی گویندگی خواص در برخی نقشها میتونسته شبیه به صدای دلنشین خان رفعت هاشم پور باشه

    

     گین ایوانز - هادی پسر جعفر( عکس فوق) -  چنگیزجلیلوند - دوبله اول

     "   "  "  "  -  "   "  "  "  "  "  "  "   "   "  "  "  -   فتح الله منوچهری- دوبله دوم

     گویندگی هر 2 گوینده بجای این بازیگر(نقش منفی) خوب وقابل قبول هستش هر دوشون با تیپ نقش منفی گویندگی

     خوبی انجام دادن جلیلوند هم تونسته حس این نقش منفی رو خوب انتقال بده .همینطور فتح الله منوچهری که من صدا

     ایشون خیلی دوست دارم چون ایشون هم تیپ ساز وهم گوینده انونس قهاری بودن البته بعد از استاد تهامی

    

      ادگار باریر - خلیفه -  زنده یاد محمود نوربخش - دوبله اول

      "   "  "   " -  "  "  "-    سیروس ابراهیم زاده - دوبله دوم

      گوینده گی واستادی محمود نوربخش چه درنقشهای مکمل وچه اصلی برکسی پوشیده نیست ودر اینجا هم ایشون این کار

      رو بخوبی انجام دادن وکارشون قابل تقدیره . سیروس ابراهیم زاده جنس صداش بیشتر به درد آدمهایه خنثی ومنفعل میاد

      هر چند در این فیلم خلیفه هم همچین نقشی ایفا کرده ولی جنس صدا با فیزیک بازیگر در مقایسه با نوربخش زیاد مناسب

      نیست.

     




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - منصور - ۱۳۹۰/۱۲/۲ عصر ۰۹:۰۹

در میان کتابهای قدیمی پدرم کتابی دیدم با نام منشور بزرگ (نوشته ی جیمز داگرتی و ترجمه ایرج ساویز). این کتاب به شرح تاریخ انگلستان اختصاص دارد . در آنجا میخوانیم چه بسا سوداگران که با شنیدن آوای شیپور یاغیان به لرزه می افتادند و کیسه پول خود را چون جان شیرین برمی فشردند. ناگاه جوانی سبزپوش از میان درختان جنگل به چابکی در برابر مسافر نمودار میشد و مرد غول پیکر و زرین موئی که چماق بدست داشت بدنبالش می آمد. راهبی فربه ، با ردائی که اندام او را جز دوپای پرمویش پوشانده بود همراه آندو پدیدار میشد. در همان حال در پس هر درخت تیراندازی با کمانی کشیده نشانه گرفته بود. جوان با دیدن مسافر کلاهش را از سر برمیداشت و با خنده می گفت: نوکر شما رابین هود و اینان هم جان کوچولو ، ملای مقدس ما تاک و سایر دوستان  من ، ما برای کمک بشما و سبک کردن بارتان آمده ایم. بدنبال کشمکش کوتاهی جان کوچولو یساولان را می گرزیزاند و دیگران قاطرها را با کالاها به تاراج می بردند. در همان هنگام ملای مقدس(پدر تاک) سوداگران را از قاطرها پائین  می کشید و کمربندهایشان را نهانگاه پولهایشان بود باز میکرد و بخنده می گفت : پول پرستی جز شر ثمری ندارد . رابین هم میگفت : شادباشهای ما را به گماشته ناتینگهام و سایر چپاولگران برسانید و بگوئید که ما مقدمشان را در جنگل گرامی خواهیم داشت. بیایند و مالیتهای ما را برای فرمانروای ملک وصول کنند ...

تاکنون بیش از 170 فیلم ، سریال و انیمیشن با محوریت داستان رابین هود که از افسانه های انگلیسیهاست در تاریخ سینما و تلویزیون ساخته شده است اما آنچه ما ایرانیها را بیش از هر فیلمی و سریالی یاد این شخصیت می اندازد انیمیشن رابین هود ساخته انیماتور کهنه کار والت دیزنی ولفگانگ رایترمن در سال  1973 است. کافی است به لیست کارهای رایترمن (این کارگردان ژرمنی الاصل آمریکائی) نگاه کنید تا ببینید با چه اعجوبه ای در عالم انیمیشن روبرو هستید : 101 سگ خالدار ، کتاب جنگل ، گربه های اشرافی، پیتر پن ، آلیس در سرزمین عجایب ، دامبو ، گوفی و ... وی در سالهای آخر عمر این انیمیشن را که ملهم از افسانه رابین هود بود با تغییر شخصیتهای انسانی به حیوان هائی که شمایل هر یک از آنها پیش از آن در کمپانی دیزنی در کارتونهای مختلف ساخته شده بود  انیمیشنی خلق کرد که اگرچه به زعم عده ای از منتقدان هرگز در حد و اندازه های کارتونهای قبلی دیزینی نیست اما اقلا در ایران یکی از محبوبترین کارتونهای عمر است که بدون شک دوبله آن ( و صراحتا: دوبله دوم آن) نقش فوق العاده ای در این محبوبیت دارد. رایترمن 12 سال بعد از خلق این کارتون و درست یکی دوسال بعد از دوبله دوم این کارتون در ایران در سال 1363 هجری در آمریکا درگذشت.

ولفگانگ رایترمن

رایترمن براساس داستانی از لری کلمنس، برای شخصیت رابین هود که طبعا فردی باهوش و چابک است در میان حیوانات ، روباه را برمی گزیند ، به مقتضای هیکل تنومند  جان کوچولو تصویری از یک خرس از جان تصویر میکند، به توجه به قدرت شاه یک شیر را جایگزین جان میکند و از همه جالبتر برای مشاور شاه که در داستانهای  اصلی، شخصیت داروغه ناتینگهام است ، فردی مستقل بنام آقای هیس که حتی نامش برگرفته از اصوات کلامی اوست و یک مار شخصیت آنرا به تصویر میکشد را به داستان اضافه میکند که برای کودکان شخصیتی فوق العاده است که شاه هرگز به هشدارهای نصفه نیمه وی وقعی نمیگذارد. مابقی شخصیتها هم حیواناتی از خرگوش و تمساح گرفته تا خرگوش و مرغ و خروس بقیه شخصتهای وی را تکمیل میکنند.

رایترمن برای گویندگان کارتون خود از برخی نوابغ سینما بهره میگیرد. گاهی فروش یک کارتون بخاطر نام صاحب  صدائی است که از آن بگوش می رسد و وی اینرا بخوبی میداند. از پیتر یوستینیف دعوت میکند بجای پرنس جان صحبت کند. صدائی فوق العاده شیک با رگه هائی از شک ، ترس ، بزدلی ، ریا و خیانت. یوستنیف بازیگر کهنه کار عالم سینماست که دوستان ما وی را ببیش از هرجای دیگر سینما  با بازی بجای سرپرست مدرسه گلادیاتوری فیلم اسپارتاکوس بخاطر دارند. وی سابقه گویندگی در سینما را هم قبل از رابین هود و پس از آن در عمدتا فیلمهای مستند و بعضا کارتون داشت. یوستنیف بجای پرنس جان فوق العاده است. فوق العاده است چون بازیگر بزرگ دیگری کنارش در دوبله این کارتون نشسته است: تری توماس. تری توماس با آن صدای  کش و قوص دار که هر لحظه تا اوج میرود و باز میگردد بجای مستر هیس مار صحبت میکند. وی همان شیوه کلامی خود در فیلمهایش را عینا بجای مار بکار میگیرد.

راجر میلر راوی داستان است که از زبان خروس نقل میشود. میلر شخصا سرپرستی یکی دو آواز این کارتون را بر عهده داشت. بجای رابین هود برایان بدفورد صحبت میکند. بدفورد عمدتا بازیگر سریالهای تلویزیونی محلی در کانادا ، انگلیس و آمریکا بوده و هست و انتخاب وی از طرف رایترمن و گروهش جالب توجه است. وی در نقش رابین هود موفق است. بجای جان کوچولو فیل هریس صحبت میکند که کارش عالی نیست در قیاس با پت بت رام  که بجای داروغه ناتینگهام صحبت میکند. بت رام بجای داروغه گرگ بی نظیر است.

 و دیگرانی که بجای دیگان صحبت کردند:  مانند مونیکا ایوانز بجای ماریان یا اندی دیویس بجای پدر تاک و کارول شلی بجای لیدی کلاک و ...

این کارتون تاکنون در ایران 3 بار دوبله شده است که سعی میکنیم با جزئیات بیشتری به هر سه دوبله بپردازیم

سعی میکنیم بجای اینکه به هر یک از دوبله ها بطور جداگانه بپردازیم ، تک به تک به هریک از شخصیتها نزدیک شویم و درمورد هر سه دوبله هر شخصیت نکاتی ذکر کنیم.

  

رابین هود

شخصیت رابین هود شخصیتی باهوش ، تیز و چابک و بعضا احساساتی است. چیزی شبیه به شخصیت شرلوک هلمز و گاه فراتر از آن. شاید اگر امروز روز من میخواستم رابین هود را مجددا دوبله کنم نه سراغ ژرژ پطرسی میرفتم و نه غلامعلی افشاریه یا شخصیتهائی که بعضا صدائی صاف + منعطف دارند. من مستقیما از بهرام زند دعوت میکردم بجای رابین هود صحبت کند(بشرطی که بتواند صدای خود را تا حدی جوانتر نماید). چالاکی زند در دوبله های شرلوک هلمز و حتی شخصیتهائی چون لین چان آنچنان غبطه برانگیز است که میتواند شخصیت رابین هود را شکلی خاص بخشد. در دوبله اول این فیلم که دوبله ای سینمائی بود و اواسط دهه 50 انجام شد ، مدیریت دوبله این فیلم (خسرو خسروشاهی) حسین عرفانی را بجای رابین هود گذاشت. عرفانی در آن سالها عمدتا گوینده مردان خشن سینما و بويژه سینمای فیلمفارسی بود. صدای عرفانی در آن سالها حالت بمگون امروز را کمتر داشت اما به هر ترتیب خیلی هم مناسب افراد احساساتی نبود. اگرچه عرفانی وقتی در فیلمهائی که خود بازی میکرد(مانند عشق و خشونت) بخوبی میتوانست احساسات را به غلیان وادارد اما تجربه های قدیمی او (منهای شخصیتهای اتو نکرده اوایل انقلابش مانند فیلمهای دی دی) عمدتا شخصیتهائی عصا قورت داده و خشک بودند. چنین شخصیتهائی حتی در فیلمهای اوایل انقلاب و پس از انقلابش هم تکرار شدند (از توشیرو میفونه ها بگیرید تا کمیسر مولدوانها و همفری بوگارتها). او اگرچه درگویش تک مضرابهای کارتونی مثل لوک خش دست (بجای شخصیت اسب) موفق بود اما در ادای جملات طولانی بجای یک شخصیت کارتونی هرگز بپای حرفه ای های گویندگی کارتون نرسید. با تمام این تفاسیر مدیریت دوبلاژ سینمائی این کارتون ، گویندگی بجای رابین هود را به عرفانی سپرد. شاید تنها خصلتی که خسروشاهی در تشابه شخصیت رابین هود و صدای عرفانی دیده بود شکل مردانگی و استواری رابین بود و بس... هرچند عرفانی هرگز در گویش بجای رابین هود کم نمی آورد و حتی در تغییر صدا در چند جا (مانند در آمدن رابین به هیئت کسانی چون فالگیر، گدا و لک لک تیرانداز) بخوبی عمل میکند چنانکه تمامی روشهای وی بعدها در دوبله های دوم و سوم مورد تقلید ژرژ پطرسی قرار میگیرد اما بطور کلی در عالم مقایسه ، دوبله وی بجای رابین هود چندان به دل نمی نشیند.

در دوبله دوم (با مدیریت احمد رسول زاده و در اوایل دهه 60) گویندگی رابین هود به ژرژ پطرسی سپرده میشود. علت انتخاب پطرسی بجای رابین هود گویندگی بسیار موفق وی در فیلم ماجراهای رابین هود (به کارگردانی مایکل کورتیز و ویلیام کیتلی محصول 1938 شرکت فیلمسازی برادران وارنر) و بجای ارول فلین در نقش رابین هود بود . اگر غلامعلی افشاریه بجای زورو فوق العاده بود اینبار ژرژ پطرسی بجای رابین هود دست نیافتنی است. صدای منعطف ، جوان و پرشرو شور  پطرسی اینبار بشکلی حیرت انگیز بجای رابین نشست. حتی بیشتر از ارول فلین پرشعف تر. زیر و بمهای خاصی که پطرسی به صدای رابین میداد مخصوصا جائی که مجبور به ارائه صدای یک زن (فاگیر) میشود شنونده را مسحور میکند.پطرسی وقتی صدای یک پیرمرد را بجای شخصیت گدای رابین به رخ می کشد به اندازه ای که با صدائی تو دماغی شخصیت تیرانداز رابین را  اجرا میکند موفق نیست اما تیپ سازی وی بجای لک لک تیرانداز بی نظیر است. در دوبله سوم ، پطرسی دقیقا کار خود را در دوبله دوم تکرار میکند. در وبله سوم هم موفق است اما با توجه به شور جوانی وی، دوبله سوم هرگز بپای دوم نمی رسد. صدای پطرسی در دوبله سوم بخوبی دوبله دوم قابل انعطاف نیست (همچون سایر گویندگانی که کار خود را در در دوبله سوم تکرار کردند).  بخوبی هویداست که او در دوبله سوم متحمل فشار زیادی میشود تا بتواند صرفا دوبله دوم خود را تکرار کند و خود بخوبی میداند که اضافه کردن اضافاتی هنری به دوبله سومش دور از ذهن خواهد بود و حداکثر کاری میتواند انجام دهد رسیدن بپای دوبله دوم خودش است که در نهایت اگرچه موفق است اما پیروز نیست. پطرسی بجای شخصیت زن راهزن فالگیر صدای خود را به صدای زنی جوان نزدیک میکند در حالیکه در نسخه اصلی، برایان بدفورد روی این شخصیت صدای خود را به صدای زنی مسن تبدیل کرده است.

 

پرنس جان

بجای پرنس جان (با شخصیت یک شیر) در دوبله اول نصراله مدقالچی و در دوبله های دوم و سوم اصغر افضلی گویندگی کرده اند. شاید شخصیت خشن شاه و صدای پرهیمنه  با رگه های روسی پیتر یوستینیف ، خسروشاهی را بر آن داشت که که از صدائی مقتدر همچون مدقالچی برای این شخصیت استفاده کند اما موفق نبود چراکه شخصیت شیر نه تنها در دیدی بازتر خشن و پرابهت و خاص نیست بلکه شخصیتی بشدت ترسو ، شکننده ، مامانی و ساده لوح است و اگر گاهی قلدرمابانه رفتار میکند صرفا اداست و نه حقیقت وجود. مدقالچی اگرچه همواره گوینده  شخصیتهای تنها و خشن و گویندگیهایش عمدتا ساده و یکنواخت بود اما در این فیلم مجبور به فراز و فرود صداست. اجرای مدقالچی بی نقص است اما آنچه باعث میشود با صدای وی همذات پنداری نکنیم مقایسه ما با تیپ سازی حیرت انگیز اصغر افضلی در دوبله دوم است. شاید تا سالها آنهائی که میدانستند صدای پرنس جان صدای افضلی است از تعداد انگشتان دست فراتر نمی رفت. او به مدد مهارتهای خارق العاده اش در تیپ سازیهای مختلف (از گویندگی بجای مرحومه پروین سلیمانی در دائی جان ناپلئون بگیرید تا برخی از پرویز  صیاد ها به نقش صمد و رحمت گرد چاقه ای و بیگلی بیگلی و وودی آلن و هر تیپی که فکرش را بکنید) قادر بود یک تنه بجای چند شخصیت در رابین هود صحبت کند اما وقتی تنها یک نقش و آنهم پرنس جان به او سپرده میشود طبیعی است تخلیه انرژی این نابغه دوبله تا کجاها پیش رود. وقتی رابین هود آخرین کیسه طلاها را از زیر دستان وی که خواب است بیرون می کشد و او می نالد : بده من بددددددده من ، یا وقتی پس از عصبانیتی طولانی انگشت شست بر دهان میگذارد و نجوا میکند : مااااااااامان جون یا وقتی بالای برج (وقتی رابین هود به داخل آب سقوط میکند) از اعماق جان فریاد میزند : بکشیدش ، چرا معطلید ... یا وقتی فکر میکند رابین مرده است و بالای قصر شروع به رقص میکند و می گوید : کارش تمووووومه ، تموم شد تموم شد ... یا وقتی می بیند رابین زنده است و بر باروی قصر میکوبد و میگوید : نه هیس ، این اصلا انصاف نیس ... نشان از قدرت بی حد و حصر یک گوینده توانمند ایران است که حتی پیتر یوستیف هم از اجرای فوق العاده چنین صحنه هائی ناتوان است. در دوبله سوم اصغر افضلی پس از گذشت بیش از  27 سال مجددا جای پرنس جان صحبت میکند. طبیعی است تنفس یک گوینده که آنروزها 44 سال سن داشت و در دوبله سوم 71 سال چه توفیری خواهد داشت. با این وجود افضلی بازهم فوق العاده است. با این سن هرگز نفس کم نمی آورد در تقابل با یار کهنه کار خود منوچهر اسماعیلی که او اینبار بجای مار نشسته است. دو جوان که زمانی بجای بودآبوت و لوکاستلو صحبت میکردند در سنین پیری بجای پرنس جان و مستر هیس یکبار دیگر کنار همند. اگر آنروزها هرگز از هم کم نمی آوردند اینروزها هم مقتضای هنری آنها چنین اقتضا میکند. با تمام این اوصاف طبیعی است که بازهم دوبله دوم افضلی بسیار فراتر از دوبله سومش باشد.

 

مستر هیس

بجای مستر  هیس (مار) که در نقش مشاور پرنس جان است در دوبله های اول و دوم جواد پزشکیان و در دوبله شبکه ویدیوئی- خانگی اخیر منوچهر اسماعیلی صحبت کرده  اند. جواد پزشکیان از سالیان دور از گویندگان قهار کارتون بوده و هست. تغییرات صدای وی و تیپ سازیهای او آنچنان وسعت دارند که ذکر همه نقش آفرینی هایش در این مقال نمی گنجد. شاید مشهورترین شخصیتی که از او طی دهه 60 بیاد داریم شخصیت میتی کامان باشد که با صدای عادی خود سخن گفت. صدای او در لابلای فیلمهای قدیمی البته در نقشهای سوم و چهارم همواره بگوش میرسد و جای تاسف است که او به مدد آنهمه نبوغ تیپ سازی هرگز نتوانست همچون حمید قنبری یا محمد علی زرندی شخصیتی خاص را بنام خود در دوبله به ثبت برساند. پزشکیان در رابین هود اول بجای مار با تقلید صدای منوچهر اسماعیلی که در آنزمان این صدا را برای تری توماس ابداع کرده بود اجرا کرد. صدای پزشکیان آنزمان جوان و البته فاقد مهارتی بود که در دوبله دوم بکار گرفت. در دوبله دوم او بجای هیس سنگ تمام گذاشت. کاری که زمانی حسین باغی در آنونسهای پس از انقلاب با تقلید از صدای تهامی نژاد انجام میداد و گاه برتر از خود تهامی میشد اینبار پزشکیان با تقلید از یک تیپ خاص از اسماعیلی فراتر از خود اسماعیلی رفت. اضافه شدن خنده های شیطانی این شخصیت با صدائی قش قش قش .. از دهان پزشکیان سالها ورد زبان کودکان بود. در دوبله سوم پس از چندین دهه حق به حق دار رسید تا ببینیم کسی که مبدع این صداست آیا خود میتواند از مقلدش جلوتر باشد؟ منوچهر اسماعیلی اینبار بجای مار فوق العاده است هرچند طراوت پزشکیان جوان آن سالها را نداشته باشد. اسماعیلی به هر دری میزند تا همچون همه کارهایش یک شخصیت ماندگار را به ثبت برساند. بنظر میرسد مدیریت دوبلاژ (امیر هوشنگ زند) صحنه را برای این اسطوره دوبله باز گذاشته است تا هرچه به ذهنش میرسد ادا کند. اسماعیلی در همه جا مزه پرانی میکند: صحنه ای که جان کوچولو با دندان سنگهای قیمتی انگشترهای پرنس جان را با دندان از جا میکند و به مار نشان میدهد اسماعیلی فریاد میزند : چ چ چ چ چپو چپو چپو چپوئید همه رو (که بیننده از خنده روده بر میشود)  .... یا مثلا وقتی  پرنس جان بلافاصله پس از این صحنه این مار را گره میزند و داخل سبد ماتحتش می اندازد (بدون آنکه دیالوگی وجود داشته باشد) اسماعیلی نجوا میکند : تففف، به گورت! (این دیالوگ اگرچه بار آموزش اخلاقی برای بچه ها ندارد اما فوق العاده است) و از همه جالبتر آنکه وقتی داروغه آوازخوانان به حضور هیس میرسد و در دوبله دوم همه بیاد داریم که هیس ادامه آواز داروغه را به این شکل ادا میکند که : هیچ حیوونی به این بدی نمیشه ، وقتی که دلخور میشه انگشتشو می لیسه ... اما اسماعیلی در دوبله سوم این صحنه کوتاه را با این جملات پر میکند: یه دونه انار، دو دونه انار، سیصد تا حاکم حیله گر بی بخار، بی یال و کوپال ... و بعد کلمه باب المندب! را بلافاصله ذکر میکند که واقعا اعجاب انگیز است. اسماعیلی حتی در صحنه پایانی که پادشاه ، آیینه بدست و انگشت به دهان، مار را بالای برج تعقیب میکند بجای فریاد و فرار دائما جملات خاصی را ادا میکند : ببین تو رو خدا قسمت اعظم انگشت رو خورد! ... د آخه نزن بر سر ناتوان دست زور...  اسماعیلی در دوبله سوم بجای سرریچارد هم که در صرفا در صحنه پایانی ظاهر میشود گویندگی کرده است. این نقش کوتاه را در دوبله دوم جواد پزشکیان صحبت کرده بود.

 

داروغه

گویندگی شخصیت داروغه ناتینگهام (که یک گرگ عظیم الجثه می باشد) در سه دوبله بر عهده سه نفر است. در دوبله مرحوم پرویز نارنجیها ، در دوبله دوم صادق ماهرو و در دوبله سوم محمد عبادی بجای این شخصیت (که در دوبله اول با عنوان کلانتر ناتینگهام و در دوبله سوم گاهی از او با عنوان داروغه شریف و ناشریف! ناتینگهام از او یاد میشود) صحبت کرده اند.دوبله مرحوم نارنجینها همچون همه گویندگی های خوب وی برای کودکان (از گروهبان گارسیای زورو بگیرید تا شخصیت بز دکتر در پسر شجاع) بی نقص است . نارنجیها با همان شیوه ای که در در همان زمان بجای هنری کالوین (گروهبان گارسیا) در سریال زوروی دیزنی صحبت کرد همان شکل گفتار را با همان اسلوب در دهان داروغه گذاشت. گندگی شکم داروغه و هن هن های داروغه بخصوص هنگام حرکت بر تطبیق این صدا با این شخصیت بخوبی واضح بود اما به جد میگویم کار صادق ماهرو(ماهرخ) چیز دیگری است. اگر به صدای بت رام که در نسخه اصلی صحبت میکند توجه میکند متوجه شباهت عجیب صدای تیپ ماهرو با این صدا خواهید شد. نشاط خاصی که ماهرو با کشیدن برخی کلمات و اصوات به صدای خود اضافه میکند تیپی را جاودانه میکند که جز ماهرو هیچ گوینده ای قادر به اجرای آن نیست. وی بعدها و حتی پیش از آن این تیپ را روی بسیاری از کاراکترهای واقعی سینما هم امتحان کرد که شاید  یکی از بیاد ماندنی هایشان شخصیت کارگر کم عقل فیلم بازرس ویژه (منصور تهرانی) در دهه 60 باشد.کودکان دوست تر میدارند شخصیتهای کارتونی آنها اشخاصی خوش زبان باشند، حتی شخصیتهای منفی. اینکه امروزه گوینده های ناشی ما برای شخصیتهای خبیث ، صرفا صداهائی بم و وحشتناک بکار میگیرند تا بر خباثتهای آنها در نسخ فارسی بیفزایند نشان از کم تجربگی آنها در خلق چنین شخصیتهائی است. این تیپ از گوینده ها چون نمی توانند تیپ هائی را خلق کنند که امثال ماهرو و آژیر در تاریخ دوبله کارتون ساختند و از خود بیادگار گذاشتند بناچار و فقط به بم و نازک کردن صدای خود روی می آورند و تصور میکنند با بالا و پائین کردن صرف فرکانس صدا میتوان تیپ سازی کرد درحالیکه هرگز چنین نیست. ماهرو در این انیمیشن ثابت میکند که میتوان هم منفی بود و هم شاد. میتوان تا سر حد امکان بد بود اما نزد کودکان محبوب هم بود. حتی اشتباهات گفتاری او در برخی جاها که مثلا اوتوی سگ را آدام می نامد هرگز مهم نیست چون تیپی که میسازد اعجاب انگیز است چنانکه هرکاستی دیگری را حتی در ترجمه و سینک تحت الشعاع قرار میدهد... متاسفانه در دوبله سوم محمد عبادی یکی از بهترین شخصیتهای این کارتون را نابود میکند. تیپی که او بجای داروغه ارائه میکند صدای شخصیت بوشوک(سگ) لوک خوش شانس است که پیش ازین خود آنرا آزموده بود. اگر آنجا این تیپ به بوشوک نشست اینجا نچسب است. این صدا کوچکترین ارتباطی با ظالم بودن داروغه ، چاق بودن و حتی سادگیها و لودگیهایش ندارد. ظاهرا برای خالی نبودن عریضه ، امیر هوشنگ زند از عبادی برای گفتار این شخصیت دعوت کرده است وگرنه حتی خود اسماعیلی هم میتوانست خیلی بهتر ازینها شخصیت جدیدی (مانند بسیاری از کسان فربه که در تاریخ سینما گویندگی کرده بود) در کنار مستر هیسش خلق کند. عبادی(با صدائی گرفته) در صحنه آغازین گفتارش در آوازی که بجای داروغه میخواند (مالیات جمع میکنم بهر پرنس جان میکنم از شما میسونم و بهر پرنس جان میکنم...) حتی به گفتار متن وفادار نیست و حتی دو دو دو دو دو های داروغه را که در هر دو دوبله پیشین وجود داشت و صرفا مالیات مالیات ، وقت جمع کردن مالیاته را نیز دستخوش آواز مثلا ریتمیکش میکند که کوچکترین امتیازی برای دوبله سوم محسوب نمیشود.

 

جان کوچولو

بجای جان کوچولو در دوبله اول پرویز فیروزکار (که تا مدتها اشتباها تصور میشد فریدون دائمی است) صحبت کرده است. فیروزکار در تیپ سازی تبحری نداشت و اینجا هم با صدای عادی خود بدون اینکه کوچکترین تغییری در صدا بوجود آورد با همان اسلوبی که بجای مردان سینما صحبت میکرد گویندگی میکند. صدای وی صدای هرچند بم اما صاف است. چیزی شبیه صدای ماهرو اما تفاوت ماهرو با وی آن است که ماهرو قادر است صدای خود را در درون هر ظرفی بریزد طوری که شکل همان ظرف شود اما فیروزکار نه. گویندگی وی بجای جان کوچولو در حد متوسطی است و شاید تنها وجه تشابه این صدا و آن شمایل ، هیکل تنومند جان و صدای بم پرویز باشد. در دوبله های دوم وسوم شهروز ملک آرائی بجای این یارشفیق رابین (که البته در ترجمه ای غلط و در دوبله سوم او را لیتل جان نامگذاری میکنند) صحبت کرده است. در دوبله دوم شهروز ملک آرائی به مدد کوله باری از تجربه کارتون گوئی (از آقای ووپی در تنسی تاکسیدو بگیرید تا کاپیتان لینچ گالیور) بجای جان کوچولو کولاک میکند. ظرافتهای گفتاری ملک آرائی آنچنان چشمگیر است که حتی تمامی خم به ابرو آمدنها ، کج و معوج شدن صورت ، اشکها ، قهقهه ها و اشکها را بشکلی تحسین برانگیز در صدای خود می گنجاند. وقتی او به نرمی جائی که رابین هود مشغول استراحت است میگوید : راااااااااابین ،شونده مسحور این نرمش و مهارت است و وقتی در صحنه پایانی آنجا که اشک چشمان جان را پر کرده و با فکر غرق شدن رابین هود می نالد : نه نه نه ... گوئی مهارت یک گوینده توان این را دارد که قلب بیننده را حتی در یک کارتون از جای برکند. در دوبله سوم صدای ملک آرائی به مقتضای سن بم شده است. فریادهای او از حد نجوا فراتر نمیرود و صدا آن صدای رشک برانگیز نیست. اما با تمام این اوصاف همچنان دود از کنده بلند میشود و ملک آرائی الحق توانسته است با احتساب تمام کاستیها تیپ جان کوچولو را به شکلی زیبا بیاراید. تفاوت کار شهروز در دوبله های دوم و سوم اگر به دقت توجه شود زیاد است. بطور مثال وقتی غذا میسوزد در دوبله دوم شهروز با ترکیبی از اصوات عصبانیت و شوخ طبعی میگوید : غذا رو سوزوندی بابا ... در حالیکه در دوبله سوم با عصبانیت صرف داد میزند: غذامونو سوزوندی... (شکل ادای کلمات در دوبله دوم و در این جمله طوری است که غذا سوخته اما بخاطر دوستیهایمان اشکالی ندارد- چیزی که کودکان چنین گذشتهائی را دوست دارند- اما شکل اجرا در دوبله دوم وضعیتی را تداعی میکند که چرا بی توجه هستی؟چرا باید غذا بسوزد؟ کار بدی  کردی که نسبت به غذا بی توجه بودی... این ریزه کاریهای دوبله دوم است که از آن یک شاهکار بی بدیل میسازد که حتی همان گوینده با همان توان و حتی توانی مضاعف تر قادر به اجرای مجددش نیست)

 

پدر تاک

در نسخه اول بجای شخصیت پدر تاک مرحوم حسین رحمانی و در نسخ دوم و سوم مهدی آرین نژاد صحبت کرده اند. حسین رحمانی معمولا گوینده مردان چاق و کم تحرک بود و انتخاب وی بجای پدر تاک که بجای خود تا اندازه ای فربه است بی مناسبت نیست. رحمانی با اندکی تغییر صدا از عهده تاک بر می آید و صدای وی بجای این شخصیت نیکوکار می نشیند (البته فراموش نکنیم در این مورد بخصوص ،صدای تغییر یافته رحمانی تا حدی به صدای شخصیتهای کمدی که گهگاه منوچهر زمانی میساخت نزدیک است تا شخصیتی جدی چون پدرتاک). در نسخه دوم مهدی آرین نژاد که یکی از اعجوبه های گویندگی کارتون از سالهای دور بوده و هست گویندگی کرده است. وی پیش از انقلاب بجای شخصیتهای مشهوری چون مورچه خوار یا بازرس دودو (در سری پلنگ صورتی و با مدیریت مرحوم حسن عباسی که خود جای بسیاری از شخصیتها از جمله مورچه یا بازرس هنرنمائی میکرد) صحبت کرد. او حتی در نقشهای  مهم در سریالهای بزرگی چون دائی جان ناپلئون نیز گویندکی میکرد و انتخاب وی بجای پدر تاک از سوی رسول زاده بی مناسبت نبود. آرین نژاد بخوبی و با تسلطی خاص از عهده تاک برمی آید. وی تا سرحد امکان صدای خود را به یک پیرمرد مثبت نزدیک میکند. در دوبله سوم نیازی به پیر کردن صدا نبود و صدای خود آرین نژاد پیر است و اینبار هم اندوه نهفته در وجود این پیرمهربان را بخوبی منتقل میکند. آرین نژاد در دوبله دوم بجای تمساح هم گویندگی کرده است.

خروس راوی

در انیمیشن رابین هود با یک راوی داستان روبرو هستیم (یا بقول خودش خواننده دوره گرد). در واقع داستان ، از زبان این شخصت بیان میشود که دستگاه تاری در دست به موقع میخواند و به موقع داستانسرائی میکند. در دوبله اول ناصر نظامی بجای راوی نشسته است . نظامی با رگه هائی از صدای مرحوم ناظریان بار اندوهناک بودن روایت را بخوبی در کلام خود می گنجاند ضمن آنکه با صدائی باوقار یادآور گویندگان فیلمهای مستند است که چنین روایتی توفیری خاص با چنان گویندگیها ندارد. صدای نظامی در دوبله اول زیباست و بر خروس می نشیند اما یقین میدانم اگر کسی چون ماهرو مدیر دوبلاژ این نسخه بود بدعتی نو میگذاشت: همچنانکه ما صدای خرس را صدائی بم یا مار را به مقتضای صداهای برخی از انواع مار که اصواتی خاص مثل هیس یا خش تولید میکنند در صداسازی رعایت میکنیم قطعا باید صدای خروس هم به مقتضای صدای این حیوان که در آوازش متجلی است صداسازی میشد. صدائی که از انتهای گلو می آید ، خش و سوت دار و بم است و گاهی کشیده و منقطع. صدائی که سالها برخی از گویندگان بجای خروسهای عروسکی و انیمیشن اجرا کردند و بسیار هم موفق بودند. متاسفانه در هیچیک از نسخ دوبله رابین هود به تیپ سازی برای صدای خروس توجه نمیشود و این اشکال دقیقا در نسخه اصلی که از زبان راجر میلر بیان میشود هم هست. در دوبله دوم ، راوی بطور کامل از فیلم حذف میشود و احمد رسول زاده که خود مدیریت دوبله است نریشن داستان را می گوید بدون آنکه تصویری از راوی خروس نشان داده شود. صدای رسول زاده بجای همه روایتهای داستانی فوق العاده است و بشکلی عجیب انسان را مسحور میکند اما اینگونه ممیزی ها و اعمال سانسورها که صرفا بدلیل عدم نمایش دستگاه تار که آنروزها (و حتی این روزها) بعنوان آثار لهو و لعب نباید در فیلمهای سیما رویت میشد و گویندگان را مجبور به اعمال چنین تحریفهائی میکرد ، حکایتی لوده و مضحک بوده و هست. در دوبله سوم امیر هوشنگ زند با صدایی که سعی میکند بم شود و به صدای نظامی و میلر نزدیک ، بجای خروس صحبت کرده است که هرگز به دل نمی نشیند و هیچگونه تناسبی هم نه با خروس دارد و نه روایتهایی که نقل میکند. ناصر نظامی در دوبله اول علاوه بر راوی ، با صدائی تغییر یافته (که معمولا در دوبله های وی کمتر از او دیده ایم) بجای شخصیت کاپیتان (تمساح مجری مسابقه) نیز صحبت کرده است.

   

سایر نقشها

لیستی از بهترین گویندگان کارتون و بعضا حرفه ای سینما بجای شخصیتهای فرعی صحبت کرده اند. شاخصترین آنها سیمین سرکوب و مرحوم آذر دانشی (دو تن از توانمندترین گویندگان زن تاریخ دوبلاژ ایران) هستند. سرکوب در دوبله های اول و دوم بجای مادر خرگوشها صحبت میکند اما گویش توانمند او بجای لیدی کلاک (ندیمه بانو ماریان با هیبت یک مرغ ) در دوبله اول است. او در این نقش بسیار پرتوان ظاهر میشود اما ازو بهتر مرحوم آذر دانشی است که نقش همان ندیمه را در دوبله دوم فراتر از نقش پیش می برد. دانشی هم در دوبله های جدی سینما و هم طنز و کارتون فوق العاده بود. از مادر برنامه های عروسکیی چون نخودی (در نخودی) یا مادر قلی (در ضرب المثلها) در برنامه های عروسکی بگیرید تا برخی از بزرگترین کارتونهای کلاسیک تاریخ سینما. وی در ارائه تیپی تنومند و البته بسیار پرتحرک برای چنین مرغی سنگ تمام میگذارد. در دوبله سوم بجای چنین تیپ ماندگاری خانم مینا حبیلی که کمتر کسی حتی نام وی را شنیده است صحبت کرده اند که حتی در تقلید هم به جائی نمی رسد. بجای ماریان در دوبله های اول و سوم خانم مینو غزنوی و در دوبله دوم فریبا شاهین مقدم صحبت کرده اند. غزنوی در هر دوبله اول و سوم (بخصوص سوم) لبریز از احساسات است (چیزی که این نقش می طلبد) ، شاهین مقدم در دوبله دوم به مقتضای زمان و البته سانسورها از شدت این هیجانات در بیان جملات می کاهد و مراقب خط قرمزهاست. البته ساختار گویش غزنوی (از قدیم الایام) مبتنی بر زیبائی کلام و تخلیه احساسات بوده و مدیران حرفه ای دوبلاژ عمدتا چنین نقشهائی را برای غزنوی تدارک می دیدند. نقشهائی مثل جنیفر جونز در آهنگ برنادت یا هانیکو در داستان زندگی و یا ویشکا آسایش در امام علی و هوسانگ نیان در جنگجویان کوهستان یا ین ین در افسانه شجاعان و ... او در کنار اجراهای معمول تبحری خاص در گویندگی کارتون هم داشته است . نقشهائی چون فلرتیشیا در گالیور یا ماسکی در معاون کلانتر از بیادماندنی ترینهاست و در اینجا در نقش ماریان ، او بهترین گزینه است. شاهین مقدم  در کنار گویندگی بجای ماریان در دوبله دوم ، بجای موش دختر هم با تیپی خاصتر هنرنمائی میکند... بجای خرگوش پسر در هر دو دوبله اول و دوم نادره سالاپور صحبت کرده است  و گویش او در دوبله دوم بسیار زیباتر و منحصربفردتر  . همین نقش را در دوبله سوم سعید رهنمون گفته است که با توجه به سابقه اندک این گوینده ، نحوه اجرا و تیپ سازی خاصش، درخور تحسین است هرچند هرگز به پای سالاپور با آنهمه سابقه درخشان گویندگی نخواهد رسید چه در 35 تا 27سال قبل باشد . بجای خرگوش کوچک دختر در هر دو دوبله اول و دوم خان ناهید امیریان صحبت کرده است. بدون شک امیریان قهاترین گوینده زن عرصه دوبلاژ کارتون در تاریخ دوبله ایران است. بجای خرگوش دختر بزرگ هم در دوبله دوم خانم مهوش افشاری صحبت کرده است که همچون سایر کارهای این گوینده ی پرتوان و مسلط عرصه انیمیشن زیبا و بیاد ماندنی است.افشاری در کنار خرگوش مونث بزرگ، صدای خود را در دوبله دوم بجای موش پسر و موش کلیسا هم می آزماید که باز هم بیاد ماندنی است (پیش از او و در دوبله اول محمد بهره مندی صدایش را بجای موش پسر بیادگار گذاشته بود)...

 یکی از خاطره انگیزترین صداهای این کارتون صدای یکی از اساتید مسلم عرصه انیمیشن در ایران است که حتی با یک جمله خود را در رابین هود میتواند جاودانه کند. مرحوم مهدی آزیر بجای لاک پشت در دوبله دوم، استثنائی است. وقتی دوستان لاک پشت او را قسم میدهند که چیزی به کسی نگوید و او میگوید : قسم میخورم ، گوئی در پشت همین یک جمله کوتاه کوله باری از تجربه خوابیده است که در صدا متجلی میشود. در کنار مرحوم آزیر مرحوم کنعان کیانی نشسته است. یک اسطوره. آژیر و کیانی بجای دو کرکس (یا لاشخور) نگهبان که از یاران داروغه اند صحبت میکنند. آژیر بجای تریگر و کیانی بجای ناتسی. هر دو بی نظیرند. جمله مشهور همه جا، امن و امانه ساعت دوازده نصف شبه، وقتی از دهان کنعان کیانی شنیده میشود گوئی یک اجرای جهانی را شاهدیم که تا تاریخ هست کسی نخواهد توانست این جمله را با چنان مهارتی تکرار کند که هم به کرکس بنشیند ، هم خستگی او را از نگهبانی نشان دهد ، هم بیننده را بخنداند و هم با همه گویشهای دیگر تفاوت کند. و یا وقتی آژیر بهنگام آماده سازی چوبه دار کمان بدست از دهان تریگر رو به رابین هود گدا و کور میگوید: داروغه این پیرمرد زیادی داره کنجکاوی میکنه ها ، و یا وقتی به داروغه میگوید: داروغه درسته همه جا امن و امانه ولی من حس میکنم هرلحظه ممکنه به زندان حمله بشه  ... نگران نباشید جناب داروغه ضامنشو محکم بستم ...، بیننده (یا بهتر است بگوئیم شنونده) بی اختیار لب به تحسین اینهمه مهارت و شکوه می گشاید. کیانی در این نسخه بجای سگ آهنگر هم صحبت کرده است. بجای ناتسی و تریگر (این دو کرکس نگهبان) در دوبله اول بترتیب سیامک اطلسی و علیرضا بدر طالعی و در دوبله سوم بترتیب ارشیر منظم و امیر هوشنگ زند صحبت کرده اند که کار گروه دوبله اول بهتر از سوم است و همانطور که گفته شد اجراهای کیانی و آژیر در دوبله دوم بی همتاست. سیامک اطلسی در دوبله اول بجای سگ آهنگر هم صحبت کرده است (یعنی دقیقا همان نقشهائی که اطلسی در دوبله اول گویندگی کرده در دوبله دوم کیانی بر عهده گرفته است)

گوینده دوبله سوم90-1389

گوینده دوبله دوم61-1360

گوینده دوبله اول56-1355

گوینده نسخه اصلی-1351

نقش

ژرژ پطرسی

ژرژ پطرسی

حسین عرفانی

برایان بدفورد

رابین هود (روباه)

اصغر افضلی

اصغر افضلی

نصر اله مدقالچی

پیتر یوستینیف

پرنس جان (شیر)

منوچهر اسماعیلی

جواد پزشکیان

جواد پزشکيان

تری توماس

سر هیس (مار)

شهروز ملک آرائی

شهروز ملک آرائی

پرویز فیروزکار

فیل هریس

جان کوچولو (خرس)

محمد عبادی

صادق ماهرو

پرویز نارنجیها

پت بت رام

داروغه (گرگ)

مهدی آرین نژاد

مهدی آرین نژاد

حسین رحمانی

اندی دیویس

پدر تاک(گورکن)

امیرهوشنگ زند

محذوف(رسول زاده)

ناصر نظامی

راجر ميلر

راوی (خروس)

مینو غزنوی

فریبا شاهین مقدم

مینو غزنوی

مونیکا ایوانز

ماريان (روباه)

مینا حبیلی

آذر دانشی

سیمین سرکوب

کارول شلی

لیدی کلاک (مرغ)

اردشیر منظم

کنعان کیانی

سیامک اطلسی

کن کرتیس

ناتسی (کرکس)

امیر هوشنگ زند

مهدی آژیر

علیرضا بدرطالعی

جورج لیندسی

تریگر (کرکس)

و کسان دیگری چون کندی کاندیدو (بجای کاپیتان تمساح با گویندگی ناصر نظامی و مهدی آرین نژاد) ، باربارا لودی (بجای مادر خرگوشها با گویندگی سیمین سرکوب) ، پت اومالی (بجای اتوی سگ با گویندگی سیامک اطلسی  و کنعان کیانی) ، بیلی ویتاکر (خرگوش پسر با گویندگی  نادره سالارپور) ، دوری ویتاکر (بجای خرگوش های ماده با گویندگی مهوش افشاری و ناهید امیریان) و ...

 ظاهرا فاروم اجازه درج ادامه مطالب را (به دلیل طولانی بودن آن) نمیدهد...

بنابراین ادامه ناگفته ها را در پست بعدی پی میگیریم...




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - منصور - ۱۳۹۰/۱۲/۲ عصر ۱۱:۱۸

با توجه به اینکه کل مطلب در یک پست جا نشد ادامه نقد در این پست درج میشود (با پوزش از تمامی دوستان گرامی)

اما چرا یک کارتون در طول 3 دهه 3 بار دوبله میشود؟ دوبله اول دوبله ای سینمائی بود که خسروشاهی با بهره گیری از گویندگان حرفه ای دوبله (و نه لزوما گویندگان حرفه ای کارتون) برای اکران در سینماها انجام داد. طبیعی بود پس از انقلاب فیلمی به مدت 83 دقیقه که نزدیک به 20 دقیقه از آن شامل آوازها و عشق بازیهای رابین هود میشد و صرفا با یک فیلم یک ساعته رو برو بودیم نه اکران سینمائی داشته باشد و نه با وجود شخصیت راوی تار بدست که حضور تارش عده ای را قلقلک میداد بتواند بین رخداد حلقه اتصال گردد. از سوی دیگر تبدیل نسخه سینمائی به ویدیوئی موحبات از دست رفتن کیفیت صدا هم شده بود. بنابراین چنین نسخه ای در آنزمان قابلیت پخش تلویزیونی را نداشت. مسئولین وقت سیما در آن قحطی بازار کارتون سالهای اولیه انقلاب که هرگز دوست نداشتند کارتونهای دیزنی را با اختلافاتی که با ایالات متحده پیدا کرده بودند مجددا روی آنتن ببرند و عمدتا به کارتونها و برنامه های عروسکی اروپای شرقی و بعضا ژاپن روی آورده بودند به یاد داشتند که در یک کارتون (بنام رابین هود) روحیات ظلم ستیزی و شاه ستیزی (چیزی که خوراک تبلیغاتی آنزمان بود) بخوبی نمود می یابد چیزی که از آن به  کوس دیو چو بیرون رود فرشته درآید تعبیر میشد. یکی از علل پخش بیش از حد فیلمهای هندی (که محوریت داستانی همه آنها همان روحیات ظلم ستیزی بود و فیلمهائی چون شعله ساخته رامش سیپی سر در سینماها و خیابانهای اطراف را تا حد انفجار پر میکرد) همین سیاه و سفید بودنها بود. بنابراین مسئولین وقت تلویزیون دست بر آرشیو بردند و همت کردند به هر ترتیبی که شده رابین هود ظلم ستیز را بر صفحه سیما ظاهر کنند که شاه ترسویش نمادی از پادشاه مخلوع ایران بود. همت بالا گرفت و کار دوبله مجدد به دست یکی از کارکشته ترین مدیران دوبلاژ کشور (احمد رسول زاده) سپرده شد و به او تاکید گردید بهترینهای دوبله کارتون را به خدمت بگیرد و هراسی از بودجه دوبله نداشته باشد. رسول زاده یک دوجین از سرآمدترین گویندگان حرفه ای انیمیشن را دعوت به همکاری کرد. با توجه به نیروی زاید الوصف گویندگان دوبله در اوایل انقلاب که در فیلمهای دوبله آنزمان بعد از دهه 40 بهترین دوبله های تاریخ دوبلاژ ایران را به ثبت رسیده است طبیعی بود رسول زاده بتواند دوبله ای فاخر از این کارتون ارائه دهد اما هرگز به مخیله اش نمی رسید که دوبله دوم این کارتون یکی از شاهکارهای تاریخ دوبله ایران شود. تمامی گویندگان در نسخه تلویزیونی این کارتون سنگ تمام گذاشتند. رسول زاده با توجه به توصیه مسئولین بخش ممیزی تلویزیون تمام صحنه های شخصیت خروس راوی را بطور کلی از نسخه دوبله خود حذف کرد و خود در نقش یک داستانسرای پنهان ، نریشن داستان را در لحظات خاصی از فیلم (که عمدتا در همانجاها داستان خروس بدون حضورش امتداد می یافت) تعریف میکرد که با توجه به حرفه ای گری و تسلط شگرف رسول زاده در گویش نریشن طبیعی بود با صدای آسمانی خود با این کارتون چه کند. وقتی وی از ته دل صدا را بالا می برد که : ... مالیات مالیات ... گوئی بیننده سنگینی مالیات را بر دوش خود حس میکرد ... به هر ترتیب رابین هود با مدت نزدیک به یک ساعت دوبله شد و با وجود جرح و تعدیلها (که هرگز هم کسی در آن سالها متوجه آن نشده بود-مگر کسانی که نسخه سینمائی را پیش از انقلاب دیده بودند) روی آنتن تلویزیون رفت و رفت و رفت... علاقه مفرط نسل انقلاب به این کارتون و حتی بزرگترهایشان در نهایت باعث شده بود طی چندین سال این کارتون صرفا در روز سیزدهم نوروز پخش شود و کوچکترها بزرگترها را در عصر روز سیزده بدر ،از به در رفتن باز دارند تا برای چندمین بار آنرا ببینند و بعد به دامن طبیعت گام نهند. نشاط زائد الوصف تمامی گویندگان دوبله دوم و تسلط خیره کننده آنها بر نقشها و تیپ سازیهای فوق العاده ، دوبله یک کارتون را که دوبله اش از مرز یک ساعت هم فراتر نمی رفت در ردیف بهترینهای تاریخ دوبله ایران قرار داد.

در سال 1389 شرکت سینما هفت برای دوبله مجدد این کارتون پا پیش گذاشت تا دوبله کامل کارتون دیزنی را ارائه کند. کار به امیر هوشنگ زند سپرده شد. زند سابقه کار در انیمیشن را داشت و یکی از بیادماندنی ترینشان نقش هایش واکاشی زومای دروازه بان در سری دوم فوتبالیستها بود. زند سابقه مترجمی هم داشت و در دوبله بخشی از سریال پرستاران بعنوان مدیریت دوبلاژ و یا ارباب حلقه ها و حتی پیش ازینها هم سابقه ترجمه دارد. وی شاید مترجمی خوبی باشد اما در رابین هودی که گویندگان بزرگش حتی در دوبله سوم در گفته ها و ناگفته ها مهار نشدنی هستند چگونه میتوان اجرای چند خط ترجمه خشک را از آنها طلب کرد. ترجمه ها بعضا فدای اجراهای من درآوردی برخی گویندگان شد و ملغمه ای از آب درآمد که نه میشد آنرا به زند نسبت داد و نه گویندگان. خود وی به تبعیت از رسول زاده (که گوئی حتما باید راوی را مدیر دوبلاژ بگوید) بجای خروس راوی سخن گفت. صدای وی روی خروس جدی است. عصا قورت داده و خشک و یکنواخت. گوئی اخبار میگوید. حتی اخبارگویان ما را هم روسفید میکند... به هر ترتیب این کارتون در سومین دوبله با حضور برخی از چهره های شاخص دوبله دوم دوبله شد اما طبیعی بود که گویندگان فرتوت و خسته نفس ما نتوانند کاری را که سالها قبل کرده بودند حتی تکرار کنند(گذشتن از مرزهای دوبله دوم پیش کش). در این میان گویندگانی چون اسماعیلی یا غزنوی و حتی افضلی و شهروز ثابت کردند میتوان حتی با کبر سن بازهم در قله بود و شاید سالها بعد همین دوبله هم یکی از یادگارهای خوب این کارتون محسوب شود اما اکنون نیست. حکایت دوبله های ما حکایت فرش کرمان است که تازه بافتش ارزشی ندارد و به مروز زمان بر قیمتش افزوده میگردد. بدون شک حضور نامهائی گران سنگ چون کسانی که نامی از آنها به میان آمد سالها بعد و در قحطی بازار گویندگان حرفه ای و ستارگان پرفروغ آسمان دوبله حتی دوبله سوم را که ما امروز در مقایسه با دوبله دوم وقعی بر آن نمی نهیم یه شاهکار دیگر خواهد کرد وقتی نسلی جدید آنرا ببینند و آخرین مهارتهای بافندگان فرش کرمان را زیر تیغ نقد خود برند. به هر ترتیب دوبله سوم هم غنیمتی ارزشمند است جائی که هر روز و همه روز شاهد دوبله هائی لوده و آبکی از انجمنهای زیر زمینی و رو زمینی گویندگان جوان و نیمه جوان هستیم که بهترین انیمیشنهای روز دنیا را با صداهای نتراشیده و نخراشیده خود لجن مال میکنند و به خورد نسل جدید میدهند. نسلی که از دوبله چیزی نمیداند چون صرفا محو در تصویر است و گاه گوشهایش را می بندد.

----------------

با تشکر از بهنام عزیز که در تهیه و تدوین نسخه 4 زبانه روی دی وی دی 9 گیگ این کارتون متحمل زحمات زیادی گردیدند و همچون گذشته یکی از بهترین کارهای خود را در عرصه هنر دوبله این کشور بیادگار گذاشتند. همچنین با تشکر از بهزاد عزیز که در ارسال  دوبله های اول و کاملترین دوبله دوم موجود برای این حقیر که زمینه ساز تهیه دی وی منحصر بفرد بهنام عزیز شد بر گردن این حقیر منت گذاشتند. تمامی عکسها از روی دی وی دی سه دوبله ای حاضر تهیه شده اند




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - soheil - ۱۳۹۰/۱۲/۳ عصر ۰۳:۲۶

نوشته منصور عزيز به قدري مفيد،شيوا و دلنشين بود كه تنها تشكر در انتهاي نوشته حق مطلب را ادا نمي كند.

با سپاس از منصورگرامي.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - پایک بیشاپ - ۱۳۹۰/۱۲/۷ صبح ۰۸:۱۲

لینک صدای دوبله دوم کارتون رابین هود

http://www.4shared.com/video/qgs6APwf/RobinHood.html




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - رامین_جلیلوند - ۱۳۹۰/۱۲/۱۳ صبح ۱۰:۵۵

(۱۳۹۰/۱۱/۱۱ صبح ۱۱:۰۷)منصور نوشته شده:  

ده فرمان

 

به نظر من گویندگی ژاله کاظمی و فهیمه راستکار کم و بیش برابر است.البته خانم راستکار و خانم رفعت از لحاظ ضریب هوشی و گرفتن زیر و بم صدای اصلی هنرپیشه از تمامی بانوان گوینده بالاتر می باشند. فهیمه راستکار هم نشین نابغه تئاتر بیژن مفید بوده است و البته که تعلیمات و تجربه ایشان در تئاتر در کنار هوش و استعداد خانم راستکار ایشان در سکوی اول بانوان گوینده می گذارد.

در مورد مقایسه جلیلوند و اسماعیلی تقریبا تمام دوستان متفق القول می باشند که کار اسماعیلی بهتر است. به قول خود منصور عزیز منوچهر اسماعیلی یکی از سه گوینده برتر تاریخ جهانی دوبلاژ می باشند.

در مورد اینکه چرا ایرج دوستدار نقش چارلتون هستون را به اسماعیلی نداده است حکایت ها بسیار می باشد. شاید در زمان دوبله اول منوچهر اسماعیلی هنوز به جای چارلتون هستون جا نیافتاده بوده است؟ باید دید بن هور چه زمانی دوبله شده است و دوبله اول ده فرمان چه زمانی.
ولی خوب این پرسش بی جواب می ماند چرا دوبله دوم را اسماعیلی به جای چارلتون هستون نگفته است؟ شاید ایرج دوستدار احساس مالکیت به نقش داشته است؟ ولی خودشان می گوید که از گویندگی به جای موسی (ع) در زمانی جوانی ناراضی بوده است!

من به شخصه با وجود اینکه اسماعیلی را معادل دقیق چارلتون هستون می دانم از گویندگی ایرج دوستدار به جای چارلتون هستون لذت می برم.

حکایت دیگری می گوید اسماعیلی می گوید فقط عطا الله کاملی و ایرج دوستدار را از خود برتر می داند و فقط به این دلیل به نگفتن چارلتون هستون در ده فرمان راضی شده است.

در مورد ترجمه به دیدگاه من دوبله اول به اصل نزدیکتر است ولی حالت محاوره ای دوبله اول به نظر من دلچسب نمی باشد.

حاشیه-از دوستان خواهش می کنم دوبلور وینسنت پرایس - باکا را در دوبله دوم شناسایی کنند.
گمان من محمود قنبری می باشد و یا منوچهر زمانی (احتمال بیشتر).




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - سم اسپید - ۱۳۹۰/۱۲/۱۳ عصر ۰۸:۱۷

(۱۳۹۰/۱۲/۱۳ صبح ۱۰:۵۵)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

در مورد اینکه چرا ایرج دوستدار نقش چارلتون هستون را به اسماعیلی نداده است حکایت ها بسیار می باشد. شاید در زمان دوبله اول منوچهر اسماعیلی هنوز به جای چارلتون هستون جا نیافتاده بوده است؟ باید دید بن هور چه زمانی دوبله شده است و دوبله اول ده فرمان چه زمانی.

بر طبق گفته های دوست عزیز John Doe بن هور در سال 1340 دوبله شده و به دلیل اینکه ده فرمان 3 سال پیش از بن هور ساخته شده، اگر فرض رو بر این بگذاریم که با همون فاصله زمانی دوبله شده باشه نتیجه می گیریم که ده فرمان در سال 1337 برای اولین بار دوبله شده. منوچهر اسماعیلی بر طبق گفته ها و شنیده ها از سال 1336 وارد دوبله شده و قاعدتا در سال 1337 از اعتبار آنچنانی برخوردار نبوده که نقش اول فیلم ده فرمان رو صحبت کنه مضاف بر اینکه ده فرمان هم فیلم کوچکی نبوده و بازیگران معروفی داشته و علاوه بر اینها هیچ آدم عاقلی خصوصا وارد کنندگان فیلم ریسک نمی کردند. البته اینها فرضیات هست و ممکنه دیرتر دوبله شده باشه، ولی مسلما اسماعیلی اون اسماعیلی سالهای بعد نبوده و از طرفی مرحوم دوستدار هم در اون سالها تیم گویندگی مخصوص به خودش رو داشته. گذشته از اینها من فیلمی رو بخاطر نمیارم که مرحوم دوستدار مدیریت دوبلاژ اون رو بر عهده داشته و منوچهر اسماعیلی نقش اول رو گفته بشه. اگه موردی هست دوستان لطفا بنویسند.

(۱۳۹۰/۱۲/۱۳ صبح ۱۰:۵۵)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

ولی خوب این پرسش بی جواب می ماند چرا دوبله دوم را اسماعیلی به جای چارلتون هستون نگفته است؟ شاید ایرج دوستدار احساس مالکیت به نقش داشته است؟ ولی خودشان می گوید که از گویندگی به جای موسی (ع) در زمانی جوانی ناراضی بوده است!

اینکه مرحوم دوستدار مدیریت دوبلاژ دوبله دوم رو بر عهده داشته از کجا نشأت گرفته؟ به صرف اینکه مجددا نقش اصلی رو گفته؟ البته از طرفی فیلمی رو هم سراغ ندارم که نقش اول گفته باشه و خودش مدیر دوبلاژ نبوده باشه ولی بر عکسش چرا. اگه موردی هست دوستان لطفا بنویسند که نتیجه گیری بهتری انجام بدیم. خود مرحوم دوستدار در صفحه 70 شماره 145 مجله فیلم از خودش انتقاد کرده که چرا بجای چارلتون هستون حرف زده چون به نظر خودش صداش فقط با پیری هستون تناسب داشته نه جوانی اون! اگه اینطوریه پس چرا مجددا بجای هستون صحبت کرده. کلا مورد نقض در دوبلاژ زیاده و نمیشه نتیجه گیری دقیق انجام داد ولی اگه از من بپرسید به دلیل علاقه زیاده اسماعیلی به جلیلوند و بر عکس :cheshmak: مرحوم دوستدار مجبور شده خودش در دوبله دوم بجای چارلتون هستون صحبت کنه. یه امکان دیگه هم هست و اون اینکه مدیر دوبلاژ شخص دیگه ای بوده و باز هم به همین دلیل از مرحوم دوستدار تقاضا کرده بجای چارلتون هستون صحبت کنه.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - رامین_جلیلوند - ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ صبح ۱۰:۰۶

یکی از دلایلی سرد کننده برای بسیاری از کاربران بی جواب ماندن پرسش هایشان می باشد. به شخصه برای خود من جواب نگرفتن بسیار مایوس کننده می باشد.
ضمن دوباره مطرح کردن پرسش خودم پیشنهاد می کنم یک اطاق جداگانه در تالار دوبله به عنوان پرسش های بی جواب مانده ایجاد شود.

از دوستان خواهش می کنم دوبلور وینسنت پرایس - باکا را در دوبله دوم شناسایی کنند.دوبلور ذکر شده راوی ده فرمان دوبله دوم هم می باشد.
گمان من محمود قنبری می باشد و یا منوچهر زمانی (احتمال بیشتر).




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ عصر ۰۶:۱۲

(۱۳۹۰/۱۲/۱۴ صبح ۱۰:۰۶)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

یکی از دلایلی سرد کننده برای بسیاری از کاربران بی جواب ماندن پرسش هایشان می باشد. به شخصه برای خود من جواب نگرفتن بسیار مایوس کننده می باشد.
ضمن دوباره مطرح کردن پرسش خودم پیشنهاد می کنم یک اطاق جداگانه در تالار دوبله به عنوان پرسش های بی جواب مانده ایجاد شود.

از دوستان خواهش می کنم دوبلور وینسنت پرایس - باکا را در دوبله دوم شناسایی کنند.دوبلور ذکر شده راوی ده فرمان دوبله دوم هم می باشد.
گمان من محمود قنبری می باشد و یا منوچهر زمانی (احتمال بیشتر).

همون منوچهر زمانی درست است




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - رابرت میچم - ۱۳۹۱/۱/۱ عصر ۰۹:۵۳

  کئوما : ساخته انزو جی کاستلاری

  

   کئوما ساخته کارگردان ایتالیایی یکی از زیباترین وسترنهای سبک ایتالیایی (اسپاگتی )میباشد .وسترنی

    غیرمتعارف ونزدیک به سبک وسیاق استاد خشونت در سینما (سام پکین پا). داستان فیلم روایتگر رجعت

    یک ششلول بند دو رگه به نام کئوما به سرزمین مادری خویش وپدر وبرادران ناتنی خویش میباشد که با

    استفاده از قدرت پدر وبا ترویج دروغین بیماری وبا واستخدام اراذل واوباش اقدام به برقراری ظلم وستم بر

    اهالی شهرگرفته ومنابع آنان را به غارت میبرند ولی با ورود کئوما همه چیز دچار تغییرات بزرگی میشود.

    کئوما فیلمی هست با بازی زیبا وبیادماندنی فرانکو نرو .فرانک نرو یک بازیگر ایتالیایی تبار بود که با بازی

    در فیلمهایه وسترن اسپاگتی به زودی بعد از جولیانو جما تبدیل به یکی از اسطورهای بازیگری در ایتالیاشد.

    درکشور مانیز اکثر فیلمهایه این بازیگر در قبل از انقلاب وبرخی حتی بعداز انقلاب به نمایش در آمده اند وجزوه

    بازیگرانی بود که دوستداران زیادی درکشور ماداشت . در آن دوران نیز گویندگان مختلفی به جای این بازیگر

    گویندگی کرده اند . ولی بهترین و زیباترین ودلنشین ترین صدا که متناسب با نوع بازی و فیزیک این بازیگر

     بوده زنده یاد ایرج ناظریان بوده که بی تردید حتی گویندگان دیگری چون : زمانی . مظفری . عرفانی و...

     هیچدام نتوانسته به خوبی با این نقش ماندگار شوند .

      کئوما دوبله اول . احتمالا به مدیریت خود زنده یاد ایرج ناظریان دوبله شده .

      کئوما دوبله دوم. هم احتمالا به مدیریت زنده یاد عطاء الله کاملی دوبله شده .

        کئوما دوبله اول- فرانکو نرو /کئوما /زنده یاد ایرج ناظریان

      ایرج ناظریان به زیبایی تمام به جای این بازیگر در این فیلم وتناسب با رنجهای و وروحیات این نقش به

      گویندگی پرداخته و گفتگوها باعنایت به شخصیت فیلم که کاراکتری کم حرف بود به زیبایی در حین گفتگوها

       با خلاصه گویی مفید وزیبا حق مطلب را ادا کرده وبهترین اجرا وانتخاب بوده برای این بازیگر.

      کئوما دوبله دوم - فرانکو نرو / کئوما / سعید مظفری

       شاید علت انتخاب سعید مظفری به دلیل نقشی شبیه به کلینت ایستوود بوده که در فیلمهایه لئونه ایفا

       کرده ویا شاید نبود ناظریان هنگام دوبله دوم فیلم باشد ولی هرچه بوده باشد انتخاب درستی برای این

        فیلم واین شمایل فرانکو نرو نبوده ومظفری خواسته با افزودن برای حجم صدا خود به لحاظ تیپ سازی

       اندکی این نقیصه را جبران کند ولی نتوانسته موفق شود اجرا مظفری نیز درحد متوط میباشد.

    وودی استراد /جرج /پرویز فیروزکار - دوبله اول     

     بی تردید پرویز فیروزکار یکی از بهترین گویندگان نقشهای دوم وسوم میباشد .وودی استراد در این فیلم

      نقش مربی کئوما در دوران کودکی وجوانی را بازی کرده ولی در زمان فیلم وبازگشت کئوما دچار اعتیاد

      به الکل شده وهمه سرمایه خود را در این راه ازدست داده به جزء ............ پرویز فیروزکار نیز یکی از

      گویندگانی میباشد که نوع وجنس صدا دارای حجم بالا وقاطعیت میباشد وبه خوبی توانسته نقش یه

      مرد خوب الکی رو تو این فیلم اجرا کنه . وودی استرادد هم گویندگانی مختلفی چون : عرفانی .بازیاران

      و.......... بجاش صحبت کردن .با اینهمه صدای فیروزکار مناسب بوده وآزار دهنده نبوده.

     وودی استراد/ جرج / زنده یاد حسین معمارزداه دوبله دوم 

      زنده یاد معمارزاده نیز جزو یکی از بهترین گویندگان نقش دوم بود وصاخب صدایی خشن وبم بود گویندگی

      معمارزاده واجراش در اینجا هم خوب بوده ولی فیروزکار بهتر وبیشتر تونسته حس بازی رو انتقال بده.

  

         

        ویلیام برگر  / ویلیام شانون / حسین رحمانی - دوبله اول

        حسین رحمانی نیز یکی از گویندگان نقشهایه مکمل بوده  وصداش بخصوص برای مردان بالای 50 -60

        سال عالی وتیپ سازی های موفقی در طی گوینده گی هاش بجای بازیگران مختلف انجام داده در اینجا

        هم سعی کرده تیپ متفاوتی برای یه هفت تیرکش پیر بازنشسته که مابین فرزندانش قرار گرفته انجام

        بده واجرایه خوبی هم داشته.

        ویلیام برگر / ویلیام شانون / زنده یاد عطاء الله کاملی - دوبله دوم

        صدای پر صلابت وکوبنده زنده یاد کاملی واقعا تسخیر کننده روح هر نقشی بوده که بجاش گویندگی کرده

         در اینجا هم صدای کاملی بنظر بنده بیشتر روی این بازیگر نشسته وصلابت وابهت خواصی به نقش

         بخشیده .

         اولگا کارلاتوس / لیزا/  نجمه فروهی -دوبله اول

        

         

       

          اولگا کارلاتوس / لیزا / شهلا ناظریان - دوبله دوم

          نجمه فروهی صدای خواصی داشته وبیشتر بجایه رومی اشنایدر وبازیگران معروف زیادی صحبت کرده

          صداش هم اینجا روی این بازیگر گمنام ایتالیایی خوب نشسته واجراشم خوب بوده .

          شهلا ناظریان هم با تیپ صدای اون روزگارش یکی از گویندگان زن نقشهای مکمل بوده وگویندگیهای

          خوبی کرده ولی صدای نجمه فروهی  با توجه به نوع گویندگان دوبله اول که اکثرشون حرفه ای بودن

          بیشتر مناسب وسازگار هستش.

           

           اورسیو ماریا گورینی / بوچ شانون / شهاب عسگری - دوبله اول - دوبله دوم

           فی الواقع انگار تیپ وقیافه این بازیگر متناسب با تیپ و فیزیک شهاب عسگری ساخته شده شباهتهای

           قیافه ونوع موی سر و سیبل وحالت چشمان باعث شده تا هر دو مدیر دوبلاژ این گوینده رو بجایه این

            گویندگی این بازیگر انتخاب کنن .صدای خشن و منفی برای بازیگر نقش منفی گویندگی وصدای

            عسگری در دوبله دوم بهتر از دوبله اول هستش.

           

            

            جاشوا سینکر /  سم شانون / منصور غزنوی -( نفراول سمت چپ ) / دوبله اول

             "  "  "  "  "  "  "  " "  " " " " " "/ ژرژ پطرسی -  " " " " " " " " " " " " " /دوبله دوم

            زنده یاد منصور غزنوی هم داری صدای شیرین وخواصی بودن وبنظر بنده برای نقشهای مکمل مثبت

             یا حامی خیلی بهتر وجا افتاده تر بود . در اینجا نحوه اجراش خوبه ولی صدا قابلیت اون تیپ سازی

             نقش منفی رو نداره . ژرژ پرسی با زیبائی هرچه تمام تونسته با تیپ سازی منفی حق مطلب رو ادا

            کنه .

            آنتونیا مارسیا / لنی شانون / بهرام زند - (نفر اول سمت راست ) -دوبله اول

            " "  "  "  "   "  / "  "  "   "  "  / ناصر خاوری- " " " " " " " " " " " " _  دوبله دوم

            بهرام زنداونموقع اغلب گوینده نقشهای سوم و چهارم بود وصداش به پختگی امروز نبود وبجایه این

            بازیگر اجرای خوبی داشته ولی صدای ناصر خاوری بیشتر وبهتر روی این کاراکتر جوان  وموبر میشنه

            

             لئوناردو اسکاوینو / دکتر / اضغر افضلی / دوبله اول و دوم ( نفر اول سمت راست) 


               انتخاب افضلی بهترین انتخاب میتونسته باشه وصدای افضلی

            در دوبله دوم بیشتر واجرایه بهتری نسبت به دوبله اول داشته .

             دانالد اوبراین / کالدویل / زنده یا د حسین معمارزاده - دوبله اول ودم

              بهترین انتخاب هر 2 مدیر دوبلاژ برای این نقش بود هر 2 دوبله اجرایه خوبی داشته .

 

               سایر گویندگان : دوبله اول / زنده یاد آذر دانشی بجایه پیرزن گویندگی وانتخاب بسیار مناسبی

             بوده واجرای عالی داشته بخصوص صحنه های فریاد زدن کئوما .

              پرویز ربیعی در دوبله اول  بجای باب در دوبله اول نقش هفت تیرکش مزدور رو به خوبی اجرا کرده

               وگویندگی واجرا از اجرای ولی الله مومنی یه سرو گردن بالاترهستش

      نکته : در کل کیفیت وترجمه دوبله اول از دوبله دوم بهتر هستش مگه برخی انتخابهای نقشهای فرعی ولی

       خوب در دوبله دوم عدم انتخاب ناظریان بار زیادی از گویندگی نقش اصلی رو به دوش نقشهای فرعی انداخته




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - BATMAN - ۱۳۹۱/۳/۸ صبح ۰۲:۱۶

THE OUT OF TOWNERS 1970




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - مگی گربه - ۱۳۹۱/۳/۸ عصر ۰۲:۵۰

(۱۳۹۱/۳/۸ صبح ۰۲:۱۶)BATMAN نوشته شده:  

THE OUT OF TOWNERS 1970

دوبله شده توسطه منوچهر نوذری و ناصر تهماسب جزئیاته بیشتر دقیق نمیدونم

و از فیلمای مورد علاقم هست

http://filmnegah.com/pdata/naghd/naghd.php?id=49&c_id=1458&emteyaz=1

فیلم "غریبه ها در شهر" که در دوبله اول منوچهر نوذری به جای جک لمون و رفعت هاشم پور به جای سندی دنیس حرف زده اند. در دوبله دوم برای پخش تلویزیونی با صدای ناصر طهماسب (جک لمون) و نگین کیانفر (سندی دنیس) مجددا دوبله شد؛ مثل خیلی از فیلم ها که صدا و سیما با وجود داشتن آرشیو فیلم ها با دوبله کلاسیک، تصمیم به دوبله مجدد گرفته. فیلم هایی مثل غزال، نشانی از شر، اُتللو، چراغ گاز، سرگیجه، روزی روزگاری در غرب، ماجرای نیم روز، مردی که لیبرتی والانس را کشت، سرت را بدزد رفیق، نوری در حاشیه دنیا، وحشت در خیابان ها، مرد آرام، دلیجان آتش و... همچنین فیلم معما (استنلی دانن) با اینکه سال ها پیش با همان دوبله قدیمی (ابولحسن تهامی / مهین کسمایی) از تلویزیون پخش شده بود ولی به سیاق این روزها برای پخش مجدد، بدون هیچ دلیلی باصداهای ناصر طهماسب / مریم شیرزاد دوبله شد در حالی که دوبله قدیمی اش کیفیت خیلی خوبی هم داشت.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - سناتور - ۱۳۹۱/۳/۸ عصر ۰۷:۳۰

این فیلم جک لمون رو دو سه سال پیش شبکه 1 پخش کرد البته با دوبله جدید استاد طهماسب و با نام شهرستانیها.

دوستان می تونند نمونه صدایی از نجمه فروهی رو بگذارند.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - سناتور - ۱۳۹۱/۶/۲۳ عصر ۰۸:۰۰

سلام به دوستان عزیز.میخواستم اسامی دوبلورهای دوبله  اول فیلم ارتباط فرانسوی 2 رو دوستان بفرمایند.فکر می کنم این دوبله برای زمانی بوده که دوبلورها اعتصاب کرده بودند و یکی ازصداهای فیلم که در دوبله دوم جلال مقامی بود رو زنده یاد همایون ایرانپوی صحبت کرده به جای جین هاکمن رو نتونستم بشناسم.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - جو گیلیس - ۱۳۹۱/۶/۲۵ صبح ۱۱:۲۵

(۱۳۹۱/۶/۲۳ عصر ۰۸:۰۰)سناتور نوشته شده:  

سلام به دوستان عزیز.میخواستم اسامی دوبلورهای دوبله  اول فیلم ارتباط فرانسوی 2 رو دوستان بفرمایند.فکر می کنم این دوبله برای زمانی بوده که دوبلورها اعتصاب کرده بودند و یکی ازصداهای فیلم که در دوبله دوم جلال مقامی بود رو زنده یاد همایون ایرانپوی صحبت کرده به جای جین هاکمن رو نتونستم بشناسم.

گوینده نقش جین هاکمن ، سیروس افهمی بوده و همونطور که اشاره کردین گوینده برنارد فرسون همایون ایرانپوی بوده است.

سیروس افهمی ، هنرپیشه ، کارگردان و دوبلوری بوده که در دهه های 40 و 50 فعالیت می کرده، ویژگی صدای او ، گرفتگی و خاص بودن صدایش بوده است. در همین کافه ، اشاره شده که دوبلور نقش رایکر در فیلم شین سیروس افهمی بوده است




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - رامین_جلیلوند - ۱۳۹۱/۹/۱۵ صبح ۱۰:۱۴

(۱۳۹۱/۳/۸ عصر ۰۷:۳۰)سناتور نوشته شده:  

ادوستان می تونند نمونه صدایی از نجمه فروهی رو بگذارند.

در دسترس ترین نمونه صدای ریتا مورینا-آنیتا دوست دختر برناردو      در دوبله اول فیلم داستان وست ساید می باشد. و همچنین در فیلم گلد فینگر دختری که با رنگ طلا به قتل می رسد.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - منصور - ۱۳۹۱/۹/۲۶ صبح ۰۹:۴۸

یکی از خاطرات کودکی همه ما داستان و همینطور فیلم الیور توئیست است. داستان پسرکی یتیم که بخاطر یتیم بودنش چه فلاکتها و مشفتها که بر او  نازل نمیشود. الیور نماد همه بچه های مفلوکی است که از فرط فقر به دام تبهکاری و تبهکاران گرفتار میشود. الیور نماینده بچه هائی است که رذالت و گناه اطرافیان هرگز ذات اصیل وی را دگرگون نمیکند و در نهایت پاداش این عدم دگردیسی رسیدن به شادکامی دنیوی و ثروت است. داستانهای مشابه الیور توئیست زیادند از سارا کورو (یا شاهزاده کوچک. نوشته ی فرانسیس هاچسون برنت) بگیرید تا داستان کوتاه دخترک کبریت فروش (نوشته ی  هانس کریستین آندرسن) . اما آنچه الیور توئیست را یک سروگردن بالاتر از دیگران قرار میدهد شخصیت پردازیها ، واقع گرائیها و پیچشهای عجیب داستان است.

کتاب الیور توئیست

یکی از تفاوتهای داستان الیور توئیست با داستانهای مشابه آنست که در این کتاب ، نويسنده ابتدا به آغاز پیدایش تبهکاری در یک انسان می پردازد و سپس به نحوی خیره کننده بین تبهکاری و گمراهی فاصله ها را تشریح میکند.همچنانکه در فرهنگ اسلامی هم بین ایندو فاصله هست (صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لاالضالین : مغضوبین و ضالین یعنی گناهکاران و گمراهان) . بزه کاران در واقع دو دسته اند : بدذاتان و کسانی که رنگ بدذاتی گرفته اند (و نه اینکه ذاتا بد باشند).

و اما قصه چیست؟ سعی میکنم خلاصه جامعی برای دوستان بنویسم. معمولا همه ما70 درصد الیور توئیست را و اینکه قصه چگونه آغاز میشود و به اواسط راه میرسد در ذهن داریم اما اینکه در پایان کار چه کسی با دیگری نسبت قرابت و خویشاوندی داشته است را هماره از یاد برده ایم. تقصیر ما نیست تقصیر رمان هم نیست. مقصر واقعی کارگردانان فیلمها و سریالهای الیور توئیست هستند که هرگز پایان قصه را پرداختی درست نکرده اند. پایان داستان هماره در یک جمله آنهم از زبان یکنفر گفته میشود و هرگز در ذهن بیننده فیلم نقش نمی بندد

الیور توئیست فرزندی بی هویت (از پدر و مادری مجهول الهویه) است که در یک نوانخانه (یتیم خانه) در کنار افرادی مثل خود (یا شبیه به خود) زندگی میکند. بامبل (فراش کلیسا) از تازیانه زدن به این بچه ها لذت می برد. رفتارهای خبیثانه بامبل و سایر مسئولین نوانخانه در نهایت منجر به اعتراض الیور 9 ساله به کم بودن غذا میشود (البته با یک قرعه کشی که برای اعلام این اعتراض توسط بچه ها صورت میگیرد). از آن پس رفتار بامبل و مسئولین نوانخانه با الیور به شدت حیوانی میشود تا در نهایت وی را به یک تابوت ساز بنام سوربری می سپارند.وی در آنجا مورد آزار یتیم دیگری بنام کليپول قرار میگیرد و پس از مدتی از آنجا به مقصد لندن می گریزد. در لندن توسط پسرکی بنام جک داوکینس به گروه دزدان و جیب برها می پیوندد. اعضای این گروه عبارتند از :

فاگین – یا فاجین -  (مردی یهودی با ریشی بلند و چهره ای نخراشیده و مال پرست که سردسته بچه های جیب بر است)

چارلی بیتز (یکی از جیب برها )

نانسی (زنی زیباروی و دوست سایکس که علیرغم گناهانش باطنی پاک سیرت دارد)

بیل سایکس (مردی حیوان صفت و درنده خو و دوست نانسی که تخصص وی دستبرد به خانه هاست و یک سگ هم همراه اوست)

داجر ( یکی دیگر از جیب برها. که معروف به داجر تردست است )

الیور حین یک سرقت گرفتار میشود و با وساطت آقای براون لو که پیرمردی مهربان و دوست داشتنی است و همراه پرستار پیرش خانم بدوین زندگی میکند مدت کوتاهی سرپرستی میشود اما مجددا گروه فاگین او را به جمع خود بازمیگردانند. الیور در چند سرقت (از جمله سرقت منزل یکی از ثروتمندان شپرتون بهمراه سایکس و کودکی دیگر که منجر به تیر خوردن الیور و مدتی به اغما رفتنش می انجامد) شرکت میکند... ارتباطات سری و مخفیانه فاگین با مردی بنام مانکس که فاگین را تطمیع و ترغیب به حرفه ای تر کردن الیور در کارهای زشت دارد و یا اعترافات پیرزنی به خانم کورنی(از سرسپرستان نوانخانه که بعدها همسر بامبل شد) که مادر الیور را بهنگام زایمان الیور دیده بود و حکایت میکرد زن گفته است الیور هرگز از شنیدن نام مادرش شرمگین نخواهد شد ... همه نشان از ماجراهائی خاص در پشت پرده دارند... الیور تیر خورده با پیکری نیمه جان به خانه مورد سرقت بنام  مایلی و خواهرزاده جوانش رز پناه می برد و تحت درمان قرار میگیرد... پس از بهبودی، الیور برای یافتن آقای براون لو ابراز تمایل میکند اما به او خبر میدهند وی تمام املاکش را فروخته و به هند رفته است... مانکس با خانم کورنی ملاقات میکند و از مادر الیور می پرسد. کورنی در قبال دریافت مبلغی پول کیسه چرمی کوچکی به مانکس میدهد که زمانی بر گردن مادر الیور بوده است. بر روی حلقه ی ازدواج درون کیسه نام اگنس نوشته شده و جای نام خانوادگی خالی است و یک تاریخ را در یکسال پیش از تولد الیور را نشان میدهد. مانکس کیسه را به درون رودخانه می اندازد. نانسی بشکلی اتفاق گفتگوی فاگین و مانکس را میشنود خود را به منزل خانم مایلی می رساند تا حقایقی را که از زبان مانکس و فاگین شنیده است به وی بگوید. او محل اقامت الیور را از گفتگوی مانکس و فاگین یافته بود. نانسی به خانم مایلی گفت : مانکس پول هنگفتی به فاگین داده است تا وی از الیور یک دزد حرفه ای بسازد. او مدارکی که ممکن است منجر به شناخته شدن هویت بچه شود را به رود انداخته و پس از تبدیل شدن الیور به یک سارق قصد آن دارد که او را گرفتار و در نهایت به چوبه دار بسپارد تا ثروتی هنگفت را تصاحب کند... نانسی پس از رساندن این خبر بخاطر عشقی که به سایکس دارد باز میگردد و قول میدهد همیشه یکشنبه ها نیمه های شب روی پل لندن مایلی را ببیند. خانواده مایلی آقای براون لو را می یابند و هرآنچه از الیور میدانند به او میگویند. آنها برای به دام انداختن مانکس و اطلاع از آن ثروت به کمک گریم ویک (دوست پیر آقای براون لو که وکیل است) دست بکار میشوند. شبی که نانسی مجددا قصد ملاقات خانواده مایلی را دارد فاگین کلیپول (همان که زمانی شاگرد تابوت ساز و همراه الیور بود... و اخیرا پس از زدن دخل تابوت ساز  به لندن گریخته و به جمع گروه فاگین پیوسته بود) را مامور تعقیب نانسی میکند. کلیپول میشوند که نانسی مشخصات و محل اقامت سایکس را به براون لو و مایلی و رز میدهد. خبر خیانت نانسی، سایکس را خشمگین میکند.این خشم در نهایت منجر به قتل نانسی به طرزی فجیع توسط سایکس و متواری شدن وی میشود. براون لو با مشخصاتی که نانسی از  مانکس داده بود او را شناخت . مانکس (با نام اصلی ادوارد لیفورد) در واقع فرزند برادر همسر براون لوست. پدر مانکس زمانی با دختری بزرگتر از خود ازدواج کرده و پس از تولد فرزندشان مانکس، از او جدا شده بود.سپس دل به دختر رفیقش که افسر بازنشسته نیروی دریائی بود سپرد. در این اثنا ثروتی هنگفت از طرف یکی از اقوامش به او رسید. وی در راه رم برای بنام کردن همین ثروت دچار بیماری سختی شد و در گذشت بدون آنکه وصیت نامه ای از خود بجا گذارد . او پیش از مرگ یک تابلو نقاشی از چهره یک دختر که دوستش میداشت و خود نقاشی کرده بود به براون لو داده بود. بروان لو پس از مرگ وی مدتها بدنبال آن دختر گشته بود. او وقتی الیور را دید متوجه شباهت چهره دختر نقاشی شده و الیور شده بود. پس از گم شدن الیور براون لو بدنیال مانکس به هنر رفته بود تا اطلاعاتی از این پسر کشف کند اما در نهایت این نانسی بود که چشم او را به روی حقایق باز کرده بود... براون لو مانکس را تحویل پلیس میدهد و پرده از حقیقت برمیدارد. مانکس برادر الیور توئیست است. مانکس چنین اعتراف میکند : مادرم پس از مرگ پدرم در میان نامه های پدر 2 نامه یافت. یکی از آنها خطاب به اگنس بود. او در آن نامه از رابطه بدون ازدواج با اگنس که منجر به حامله شدن وی پیش از ازدواجشان شده بود اظهار ندامت کرده بود. او به دختر سپرده بود که جای نامش را کنار اسمش رو حلقه ازدواجشان خالی نگه دارد تا به عهد خود وفا کند.. نامه دوم در واقع وصیت نامه او بود. او بخش اعظم ثروت خود را به دو قسمت یکی برای اگنس فلمینگ و دیگری برای فرزند او. او شرط گذاشته بود که اگر فرزند آنها دختر بود بدون هیچ قیدی آن بخش از ثروت را به او بدهند و اگر پسر بود باید صبر میکردند تا ثابت شود پسر قدم به راه کج نگذارد و صلاحیت او و اینکه نام پدرش را زنده نگه دارد ثابت شود. مانکس ادامه داد مادرم وصیت نامه را سوزاند ، پدر دختر از رسوائی او (که چند هفته قبل از خانه گریخته بود) دق کرد و مرد . خواهر اگنس را دهقانان بزرگ میکردند اما مادرم داستان روسیاهی خواهرش را برای دهقانان گفت و حتی او را دختری نامشروع نامید. در نهایت ، این دختر توسط یک بیوه بزرگ شد و این دختر واقع همان رز است (خاله الیور)... بیل سایکس که بخاطر قتل نانسی فراری بود شناسائی و بهنگام فرار از دست مردم و پلیس از پشت بام یک خانه از طنابی که برای فرار استفاده میکرد حلق آویز شد ... رز با هاری مایلی ازدواج کرد ، بامبل و کورنی شغل خود را از دست دادند ، فاگین دستگیر و محکوم به اعدام شد ، تمام افراد فاگین دستگیر و به مجازات رسیدند ، کلیپول بخاطر لو دادن فاگین تبرئه شد  و با شغلی آبرومندانه زندگی کرد، چارلی بیتز توبه کرد و شرافتمندانه زندگی کرد و نام او بعدها بعنوان زبده ترین چوپان مشهور شد ، الیور توسط براون لو به پسر خواندگی پذیرفته شد ...  به پیشنهاد براون لو ثروت بین الیور و مانکس به نسبت مساوی تقسیم شد تا شاید مانکس اصلاح شود اما او به کارهای ناشایست خود ادامه داد و در نهایت در زندان درگذشت.

بخاطر طولانی شدن خلاصه داستان عذرخواهی میکنم اما روابط بین افراد در این رمان آنقدر پیچیده و زیاد است که ناچار به ذکر آنها بودم . ناچار بودم چون اگر فیلمها و سریالهای متعدد اقتباس شده ازین داستان را دیده باشید حتما توجه کرده اید که مثلا در یکجا آقای براون لو عموی الیور معرفی میشود و جائی دیگر پدر بزرگ او که هیچکدام درست نیست و نشان از آن دارد که حتی فیلمنامه نویسان گاهی تعمدا یا سهوا نسبتهای خانوادگی را برای راحتی ذهن بیننده دچار دگرگونیهایی نابخشودنی کرده اند و گاه از خیر انتهای داستان و سرنوشت تک تک افرادش گذشته اند.( در فیلم الیور ساخته کارول رید الیور فرزند برادر زاده براون لو معرفی میشود و در الیور توئیست دیوید لین پدر بزرگ او و ...)

نويسنده و ديگر آثارش

این رمان، 175 سال قبل ابتدا بشکل چندین جزوه و در نهایت بشکل یک کتاب منتشر شد (با نام اصلی ماجراهای الیور توئیست). چارلز جان هافام(هوفام) دیکنر که به چارلز دیکنز معروف است نویسنده این اثر جاودانه است که خود از 13 سالگی گرفتار فقر و رنج بود. پدرش به سبب یک قرض به زندان افتاد و وی از 13 سالگی مجبور به کار در یک کارگاه واکس سازی شد.به مدرسه رفت ، سپس منشیگری کرد بعد در 17 سالگی تند نویس دادگاه شد و بعد خبرنگار گشت. دوسال قبل از تولد داستان الیور وی سردبیر مجله شده بود. در همان زمان بود که متعهد شد همه ماهه بخشی از یک رمان بنام الیور توئیست را در این مجله بنویسد. خوانندگان زیاد شدند و در نهایت بر اثر فشاری که روی وی بود کل رمان را در 3 جلد منتشر کرد. استقبال مردم انگلستان و بعدها جهان از داستان الیور بی سابقه بود. داستان او آنقدر واقعی بود که گوئی چشم سومی از بالا سرنوشت محتوم انسانهای محکوم به خیر و شر را در یک جامعه بشری به تصویر می کشد . آشنائی خود دیکنز با متن جامعه (جامعه فرودست) از یکسو و همچنین تسلط وی به جامعه بالاست (امثال قاضی و دادگاه و ادارات پلیس و زندان و غیره) توانست در نهایت منجر به خلق داستانی شود که در دل همه مردم دنیا بنشیند.

دیکنز در سال 1812 متولد و 58 سال بعد درگذشت. عده ای عقیده دارند چارلز دیکنز پس از شکسپیر بزرگترین نویسنده تاریخ انگلستان است. میگویند دیکنز در 17 سالگی عاشق دختری از قشری مرفه (بنام ماریا) شد اما والدین دختر به دلیل پائین بودن سطح طبقاتی – اجتماعی دیکنز هرگز با این ازدواج موافقت نکردند که بعدها دیکنز از چنین عشقهای سختی در آثاری چون آرزوهای بزرگ (شخصیت استلا) و در دیوید کاپرفیلد (شخصیت دورا) و همچنین آثاری دیگر غم دل گفت. وی در 24 سالگی با کاترین هوگارت(دختر سردبیر روزنامه) ازدواج کرد و از او صاحب ده فرزند شد! مرگ خواهرزن وی که مدتها با آنها میزیست آنچنان تاثیری در وی نهاد که در داستان الیور توئیست برای مادر الیور یک خواهر بنام رز ساخته و پرداخته کرد که روحی آسمانی و پاک دارد. 21 سال بعد با تحریکات مادر کاترین از او جدا شد علت این جدائی را روابط دیکنز با بازیگر-خواننده نچندان مشهور الن ترنان نوشته اند. (مشهورترین نقشی که ترنان بازی کرد نقش ژولیت در رومئو و ژولیت است). پلیس ترنان و خواهرش را در محله روسپیگران در کنار دیکنز دستگیر کرده بود و همین امر شائبه ارتباط را بیشتر میکرد.دیکنز ابائی از ابراز علاقه به ترنان نداشت و بارها آنرا اعلام کرد و پس از جدائی او از همسرش ترنان به خانه او رفت و آمد میکرد. دیکنز از یک سانحه قطار جان سالم بدر برد اما دچار فلج بخشی از بدن و لنگیدن پای چپ شد. اما با این وجود در اواخر عمر برای دیگران کتاب خوانی میکرد. مهمترین آثار چارلز دیکنز عبارتند از :

الیور توئیست ، آرزوهای بزرگ ، دیوید کاپرفیلد ، سرود کریسمس ، داستان دوشهر ، خانه غمزده ، دوریت کوچولو ، ماتریت چازلویت ،دوست مشترک ما ، کریکت روی شومینه ، ناقوسها ،  مرد جن زده ،  دوران سخت ،آقای پیکوک ، اسرار ادوین درود(که ناتمام ماند) و ...

سینما و دیکنز

دیکنز در داستانهای خود نبوغ عجیبی در تصویر کردن یک صحنه دارد و این یعنی پرداختی سینمائی. گاهی جزئیات را ، حتی جهت تابش نور و حتی شکل خیس بودن سنگ فرش یک خیابان یا لباس یک نفر و شکل دقیق یک منزل را کاملا شرح میدهد. ازین رو اکثر آثار این نویسنده به فیلم ، سریال و کارتون تبدیل شده اند و سینما بخشی از فیلمهای داستانی کلاسیک خود را وامدار دیکنز است. اکثر فیلمهای ساخته شده از آثار دیکنز موفق به کسب جوائزی ممتاز شده اند و عمدتا از آثار فاخر تاریخ سینمای جهانند که من به تعدادی از آنها اشاره میکنم:

الیور توئیست : تاکنون فیلمها و سریالهای متعددی از روی این رمان ساخته شده است اما برترین آنها دو فیلم است. اولی فیلم الیورتوئیست محصول 1948 و از ساخته های کارگردان شهیر انگلستان دیوید لین است (فیلم مورد بحث ما) و دومی فیلم الیور (ساخته کارول رید). انجمن فیلم بریتانیا این فیلم را یکی از 100 فیلم برتر تاریخ سینما معرفی کرد... به تفصیل در مورد این فیلم صحبت خواهیم کرد.

   

   

الیور محصول سال 1968 ساخته کارول رید که بازهم داستان الیور توئیست را به تصویر کشید. این فیلم نیز یکی از بزرگترین فیلمهای تاریخ سینماست که موفق به نامزدی 11 (و به روایتی 9 جایزه) و برنده 6 جایزه اسکار شد. حتی رون مودی (بازیگر نقش فاگین) در این فیلم موفق به کسب جایزه گولدن گلاب هم شد. مارک لستر در این فیلم در نقش الیور ظاهر شد. مارک لستری که اخیرا و پس از مرگ مایکل جکسون خواننده (دوست 27 ساله اش) ادعا میکند فرزند جکسون از اسپرم اوست ! یک فیلم موزیکال نصفه نیمه که بیننده نمیتواند خود را قانع کند بچه هائی که در نوانخانه دچار فلاکت هستند به ناگاه  بزنند زیر آواز و بقول مهران مدیری! حرکات موزون هم از خود بروز دهند.

 

آرزوهای بزرگ ساخته 1946 ساخته دیگر دیوید لین. این فیلم موفق به نامزی 5 و برنده 2 جایزه اسکار شد. انجمن فیلم بریتانیا این فیلم را نیز جزو 100 فیلم شاخص سینما میداند. شخصیتهای خانم هاویشام و استلا و همینطور پیپ و حتی جوگارجری آهنگر در این اثر بی نظیرند.

سرود کریسمس . این رمان نیز بارها مورد اقتباس قرار گرفت که آخرین آن در سال 2009 با هنرمندی جیم کری بود. این فیلم در انگلیس با نام اسکروج و در آمریکا با نام سرود کریسمس بشکل سه بعدی روی پرده رفت. اما بهترین اثر این اقتباس نسخه سال 1951 است. در سال 1983 نیز یک فیلم کوتاه انیمیشن از روی این اثر با نام سرود کریسمس میکی  ساخته شد که جایزه بهترین فیلم کوتاه انیمیشن را بخود اختصاص داد.

داستان دو شهر محصول 1935. اکثر منتقدین سینما این فیلم را بهترین شکل اقتباسی سینما از آثار دیکنز میدانند. رمان این کتاب بهمراه شازده کوچولو پرفروشترین کتاب تک جلدی جهان در تاریخ است.

خانه غمزده 2005 . این فیلم موفق شد جایزه 2 جایزه گولدن گلاب را تصاحب کند. این فیلم یک فیلم طولانی است که بعضا بشکل سریال نمایش داده شد.

دوريت کوچولو 2008. این فیلم موفق به کسب جایزه امی شد چراکه طولانی بود و بشکل سریال پخش شد.

دوست مشترک ما 1998 . و مارتین چازلویت 1994. هردو بشکل فیلمهایی بلند و شبه سریال ساخته شد. مارتین چازلویت با بازی پل اسکافیلد موفق به کسب جایزه امی شد و فیلمهای بسیار زیاد دیگر همچون دیوید کاپرفیلد ، نیکلاس نیکولبی و ... که مجالی برای پرداختن به آنها نیست.

فيلم الیور توئيست

کارگردان : دیوید لین

فیلبرداری: گاری گرین

تدوین : جک هریس

فیلمنامه:استنلی هینز و دیوید لین (براساس رمان چارلز دیکنز)

تهیه کننده : رونالد نیم

موسیقی : آرنولد باکس

بازیگران:

الگ گینس (فاگین) / رابرت نیوتون (بیل سایکس) / جان هاوارد دیویس (الیور توئیست) / هنری استیفنسن (آقای براون لو) / فرانسیس ل سولیوان (آقای بامبل) / کی والش (نانسی) / ماری کلر (خانم کورنی) / آنتونی نیولی (داجر) / ژوزفین استوارت (مادر الیور) / رالف ترومن (مانکس) / گیب مک لاگلن (اقای سوربری) / کاتلین هریسون (خانم سوربری) / امی ونس (خانم بدوین) / فریدریک لوید (آقای گریم ویک) / مایکل دیر (نوا کلیپول) / دیانا دوری (شارلوت) / جی . فی (کتابفروش) / جان پاتر (چارلی بیتز) / مائوریک جونز (دکتر نوانخانه) / مائوریس دنهام (رئیس پلیس) / هنری ادواردز (افسر پلیس) / و ...

محصول 1948 انگلستان (شرکت سینه گیلد)

سیاه و سفید. 116 دقیقه

 

این فیلم یکی از آثار فاخر کلاسیک تاریخ سینماست. ساختار این فیلم آنقدر واقع گرایانه است که بیننده هرگز حس نمیکند که مشغول تماشای یک فیلم است. صحنه آرائی های فیلم ، کوچه های قدیمی ، نورپردازیها و لباسها آنقدر طبیعی و فوق العاده طراحی شده یا انتخاب شده اند که گوئی کارگردان فیلم را دقیقا در زمانی که چارلز دیکنز داستان را خلق کرده ساخته است. فیلمبرداری و موسیقی فیلم آنچنان با خود فیلم سازگار و منطبق است که هرگز حس نمیشوند (درست برخلاف اکثر فیلمهای مشهور تاریخ سینما که گاهی موسیقی یا فیلمبرداری از خود فیلم جلو هستند و کاملا به چشم می آیند). دیوید لین اولین اقتباس خود از رمانهای چارلز دیکنز را فیلم مشهور آرزوهای بزرگ قرار داد و برای دومین بار در یک سال سراغ یکی دیگر از آثار این نویسنده یعنی الیور توئیست رفت. کی والش که در الیور تویست نقش نانسی را بازی میکند طی سالهای 1940 تا 1949 همسر دیوید لین بود. والش که یک رقاص و بازیگر تمام عیار بود در 1946 داستان آرزوهای بزرگ را خواند و به همسرش پیشنهاد داد فیلمی ازین رمان بسازد. دیوید لین به درخواست همسرش کتاب را برای اولین بار خواند و سپس فیلمی را ساخته و پرداخته کرد که بدون شک یکی از بهترین فیلمهای کلاسیک تاریخ سینماست. لین در آن فیلم برای اولین بار از الک گینس استفاده کرد که گفته میشود برای اولین بار بود که در یک فیلم میخواست صحبت کند و اضطراب شدیدی داشت. در همان سال و پس از موفقیت محیر العقول آرزوهای بزرگ نزد عوام و منتقدین ، لین به سراغ یکی دیگر از رمانهای مشهور دیکنز یعنی الیور توئیست رفت.

اگرچه فضای آرزوهای بزرگ سفید و سیاه را یکجا دارد اما فضای الیور توئیست کاملا تیره و تار است. آدمهای خوب فیلم آنقدر تعدادشان کم است که در بین آدمهای بد گم شده اند. همه برای این طفل دسیسه چیده اند. از خانمی که الیور را بدنیا می آورد بگیرید تا فاگین. فاگین این فیلم بدون شک بی نظیرترین فاگین تاریخ سینما و تلویزیون است. سر الک گینس به مدد گریم و لباس فوق العاده اش با آن بینی بزرگ چهره ای فوق العاده از یک یهودی طماع و دزد به تصویر میکشد که اصولا اگر کسی این فاگین را ببیند فاگینهای دیگر را هرگز هضم نخواهد کرد. گینس انگار خود فاگینی است که دیکنز در ذهن داشت و البته سایر بازیگران که همگی خوبند. بچه که بودم عاشق کی والش بودم که نقش نانسی را بازی میکرد. وقتی بیل ساکس نانسی را کشت تا سه شب خوابهای پریشان می دیدم و از این مرد کینه به دل گرفته بودم. بازی فوق العاده رابرت نیوتون که از بازیگران بزرگ تاتر بود .با آن هیئت مخوف که گاه با گرد کردن چشمها و فشردن دندانها بهم زهره هر کسی را می ترکاند جائی از انسانیت در وجود خود بجا نگذاشته بود و عجیب آنکه زنی مثل نانسی عاشق چنین شخصیتی بود! فضائی که لین در صحنه قتل در این فیلم خلق میکند کم از صحنه قتل فیلم روانی هیچکاک ندارد.  نورپردازی فوق العاده و بازی خیره کننده والش و نیوتون در نهایت جنازه معشوق را روی دست عاشق میگذارد و یا بهتر است بگوئیم این عاشق است که کشته میشود و این بار قواعد عشق و عاشقیت کاملا سازگار است چراکه هماره و در طول تاریخ این عشاق بوده اند که جان سپرده اند.

فیلم به داستان اصلی چندان وفادار نیست. مثلا نام کوچک سایکس در داستان اصلی بیل است اما در این فیلم  و در نسخه اصلی در یکی دو جا به او ویلیام میگویند. و یا اینکه انتهای داستان بعد از سقوط سایکس از پشت بام بطور کلی حذف شده است . از رز و خانم مایلی که رز(خواهر) الیور را بزرگ کرده است و حتی خواستگار رز خبری نیست. دیوید لین ته قصه را با پدربزرگ خواندن آقای براون لو(که کاملا مغایر با داستان اصلی است) و نمایش یک تصویر از خانه ای مجلل و آسایش و آخر بخیر شدن الیور ختم بخیر میکند و از جزئیات خبری نیست. وی آنقدر فیلم را درگیر نیمه اول رمان میکند که مجبور است نیمه دوم را که در واقع ارتباطات پیچیده گذشته این افراد است بکلی حذف کند. از سرنوشت تک تک خلافکارها خبری نیست و لین فقط به سرنوشت فاگین و سایکس و مانکس و بامبل و  کورنی اشاره ای گذرا میکند. این فیلم هرگز بخاطر وفاداری به اصل یک رمان یا در واقع اقتباسی صرف محبوب منتقدین نبوده است و صرفا بلحاظ کارگردانی و تصویرسازیها و بازیهای فوق العاده ذهن منتقدان را درگیر خود کرده است. آنقدر که لین در آرزوهای بزرگ اکثر جزئیات داستان دیکنز را مو به مو تصویر سازی میکند در الیور توئیست خبری از وفاداری به اثر دیکنز نیست .

این فیلم بخاطر یهودی بودن شخصیت فاگین و اینکه از این یهودی، شخصیتی خبیث خلق میشود در آلمان و حتی خود آمریکا 5 تا 10 دقیقه با سانسور اکران میشود. اما در انگلیس نسخه کامل 116 دقیقه ای روی پرده می رود. یهودیها هرگز با نشان دادن تصویری زشت از ایشان در تاریخ موافق نبوده اند آنها بر اساس کتاب ت ل م و د خود (که در واقع قانون اساسی یهود است) فقط خود را انسان میدانند و سایر کسانی که بشکل انسان (اعم از مسلمان یا مسیحی و ...) در زمین راه میروند را در حکم حیواناتی میدانند که خداوند آنها را برای خدمت به یهود خلق کرده است (بند اول ازین کتاب) . در بند دوم میخوانیم : ای یهود از آنچه از ثروت میتوانید در زمین برای خود جمع کنید چنانکه همواره دیگران به شما محتاج باشند تا شما به دیگران... می بینید که روحیات فاشیستی کاملی در ذهنیت یهود از بدو خلقت وجود داشته است و تا قیامت هم وجود خواهد داشت. آنها حتی از کتاب تاجر ونیزی شکسپیر دل خوشی ندارند که یک یهودی در نهایت تحقیر میشود. آنها آنقدر نفوذ دارند که بتوانند به فیلمی مثل بن هور اسکارهای متعدد دهند چون در حمایت از یک یهودی است اما به السید و سقوط امپراطوری روم نه (چون سخنی از یهود در انها نیست). آنها عاشقانه فیلمی چون فهرست شیندلر را میستایند و کارگردانش را کاملا از لحاظ مالی در تمام عرصه های زندگی اش یاری می رسانند ... چنین افرادی هرگز دوست ندارند از یک یهودی چهره ای چون فاگین خلق شود و امروزه می بینید که اگرهم از الیور توئیست اقتباسهای دیگری صورت میگیرد نام فاگین یهودی فقط به فاگین خلاصه میشود و هرگز اشاره نمیشود که وی یک یهودی است در حالیکه دیکنز دائما در داستان اصلی به اینکه این شخص جود است اشاره میکند (به هر ترتیب بیننده عاقل از هیئت فاگین – مثل ریش بلند و کلاه مخصوص و کلاه شاپوئی و کت بلند و اخلاقیات و سکناتش – خوب میفهمد که وی یک یهودی تمام عیار است )

در مورد این فیلم بسیار میتوان نوشت اما خواندنش نه در حوصله دوستان خوب ماست و  نه نوشتنش در حوصله من . به کلیات اشاره کردم و به همین اکتفا میکنم . نکته جالب اینکه اکثر عوامل اصلی فیلم فوت کرده اند که آخرینشان جان هاوارد دیویس (الیور) بود که سال قبل در 72 سالگی درگذشت. تاکنون بازیگرانی متعددی نقش الیور را در تاریخ سینما و تلویزیون بازی کرده اند که قدیمی ترین آنها ادیت استوری بود که در سال 1909 در فیلمی به همین نام بازی کرد و آخرینشان ویلیام میلر که در یک سریال این نقش را (در سال 2007) بازی کرده است. از دیگر الیورها میتوان به نامهائی چون وین برونز ، جکی کوگان ، دیک مور ، آدریانو استوارت ، ریچارد توماس، مارک لستر ، دانیل موری ، ریچارد چارلز ، بن رودسکا ، جوزف لورنس ، سام اسمیت ، بارنی کلارک و ... اشاره کرد. حتی در تعدادی از نسخ، دو نفر این نقش را بازی کردند تا بزرگتر شدن و تغییرات ظاهری الیور بهتر نمود داشته باشد.

دهه 60 کارتون الیور توئیست از سینما پخش شد. این کارتون که به کارگردانی هال ساترلند (و توسط شرکت برادران وارنر ) در سال 1974 ساخته شد اگرچه کیفیت کارتونهای دیزنی را نداشت اما نحوه روایت داستان جذابیت خاصی داشت . بخشهای زیادی ازین فیلم موزیکال است که در ایران به مدد دوبله بشکل عادی نمایش داده شد . فهرست گویندگان این کارتون در تاپيک کارتونهای قدیمی پیش ازین و در کافه ثبت شده است و از دوبله های نسبت خوبیست که در اوایل دهه 60 در کنار کارتونهائی مثل رابین هود (دوبله دوم که به تفصیل در مورد آن در همین تاپیک گفتیم) ،جزیره اسرار آمیز ، سفر به مرکز زمین و کنت مونت کریستو از محبوبترین کارتونهای زمان بود اما دفعات پخش آن از دیگر کارتونها کمتر بود و به همین دلیل چندان در یادها نماند.

دوبله الیور توئیست

این فیلم دوبار دوبله شده است. یکبار پیش از انقلاب و به مدیریت احمد رسول زاده (در استودیو دماوند) دوبله شد و برای بار دوم در اوایل انقلاب و توسط مرحوم عزت اله مقبلی . هر دو دوبله ارزشمند و قابل ستایش است. در هر دوبله مرحوم مقبلی با استادی تمام بجای الگ گینس در نقش فاگین که شخصیتی محوری است صحبت میکند و از سوی دیگر ناهید امیریان بجای جان هاوارد دیویس در نقش الیور توئیست. دوبله اول سینمائی و دوبله دوم ویدیوئی است.

موارد مشابه و جرح و تعدیلهای من دراوردی در هر دو دوبله به وفور شنیده میشود. اگر پیش از انقلاب گویندگان ابائی از کلملتی چون شراب یا حرامزاده یا کلمات رکیک نداشتند ، پس از انقلاب تحریفها بشکل دیگری نمود پیدا کرده است. هر دو دوبله نسبت به نسخه اصلی وفادار نیستند. بعبارت ساده تر هرکدام سازی و نوائی مخصوص بخود میزند. نمیدانم ترجمه ها کار کیست اما هیچکدام آنچنان که بایسته بوده شایسته دفاع نیستند. مترجمها آنچنان بی مبالات و بی پروا پیش رفته اند که گوئی این فیلم مخاطبی جز خردسالان ندارد ! آنچه بعضا جبران این کاستی بزرگ را میکند فقط و فقط هنرمندی گویندگان است وگرنه دوبله های این فیلم در هر دو نسخه (از نظر محتوا و اصالت) قابل دفاع نیست . من به برخی از این تحریفها (بعنوان نمونه) اشاره میکنم.

          برخی از اشتباهات و تفاوتهای اساسی دو دوبله :

(1)    در دوبله دوم عنوان بندی فیلم  در بخشهای مهم توسط جلال مقامی گفته میشود اما در دوبله اول خیر.

 (2)   در دوبله دوم برخی دعاها وجود دارد مانند دعای اول فیلم که دکتر بالای سر مادر الیور میخواند (دوبله اول صدائی شنیده نمیشود)

(3)    دوبله اول صدای اضافی مادر الیور ( خواهش میکنم بچه رو بدید بغلم) را دارد و در دوبله دوم نیست. (در نسخه اصلی هم نیست)

(4)    صحنه مشروب خوردن بامبل از دست کورنی که با ناز و اداهای خانم کورنی همراه است در دوبله دوم حذف شده است. سیمین سرکوب در دوبله اول سنگ تمام میگذارد. این صحنه صرفا بخاطر ممونع بودن نمایش تصویر خوردن مشروب در اوایل انقلاب کلا از فیلم حذف شده است. (هرچند در دوبله اول هم از مشروب به معجونی که لازم است وقتی بچه ها دلشون درد گرفت داخل چائیشون ریخته بشه یاد میشود! )

(5)    بامبل در دوبله اول فیلم میگوید امروز الیور توئیست 10 ساله میشود اما در دوبله دوم و دقیقا در همان صحنه میگوید وی امروز 9 ساله میشود! (نسخه اصلی : 9 ساله)  

(6)    صحنه آموزش دستمال دزدی فاگین و داجر به الیور در نسخه دوم دوبله نشده است ( بانیان دوبله و ترجمه این فیلم بطور کلی مخاطب اصلی این فیلم را بچه ها میدانستند و فکر میکردند این صحنه ها برای کودکان بد آموزی دارد و بايد حذف شود )

(7)    یکی از اشتباهات فاحش دوبله اول تلفظ راجر بجای داجر است (داجر تردست )

(8)    در دوبله اول اسم آقای سووربری بشکل ساربری تلفظ میشود اما در دوبله دوم شکل صحیح ادا میگردد.

(9)    در دوبله اول نام سایکس ، ساکس تلفظ میشود اما در دوبله دوم سایکس .

(10) در دوبله اول شغل آقای بامبل فراش پرورشگاه است اما در دوبله دوم با عنوان خادم کلیسا از آن نام برده میشود.

برخی موارد جالب در تفاوتهای در ترجمه :

(1)    بعد از مرگ مادر الیور  و از زبان دکتر :

دوبله اول  : همون داستان همیشگی. بازم یه بچه ی حرومزاده  (با صدای سیامک اطلسی)

دوبله دوم : تموم کرد. خدا رحمتش کنه !  (با صدای ناصر احمدی)

اصل فیلم: . I See     The Old Story. No Wedding Ring

(2)    در دوبله اول در ابتدای فیلم متنی روی صفحه نشان داده میشود که در دوبله با صدای خسروشاهی و منانی اینچنین قرائت میشود :

نسخه اصلی :

Oliver Twist Cried Lustily . If He Had Known That He Was to Graw up Under the Tender Mercies of the Beadle and the Matron . He would Have Cried Even Louder

دوبله اول : الیور توئیست در نخستین روز تولد بشدت گریه میکرد اما اگر میدانست سرنوشتش اینست که با رنج و گرسنگی و بی مهری در یک پرورشگاه بزرگ شود قطعا شدیدتر گریه میکرد (با صدای خسرو خسروشاهی)

گویش همین چند جمله و ناشیگری خسروشاهی در تمام نکردن دقیق گویش در انتهای تصویر این کلمات منجر به از دست رفتن  دو جمله سریع در دوبله ی صحنه بعدی که بلافاصله  با سلا م واحوالپرسی بامبل و خانم کورنی توام میشود گردیده است.

در دوبله دوم  :  الیور توئیست کوچولو بشدت گریه میکرد اما اگر میدانست که قرار است تحت سرپرستی بیدل و کورنی مدیره موسسه بزرگ شود شدیدتر گریه میکرد  (با صدای اکبر منانی)

(3)    وقتی بامیل شرح میدهد چگونه اسم الیور را گذاشته است:

دوبله اول : ... با اجازتون من براش اسم گذاشتم ... اسم بچه های یتیمو بترتیب الفبا میذاریم . یکی از بچه به اس افتاد ، سووابل گذاشتیم . این یکی به تی افتاد توئیست گذاشتیم ... (به صیغه جمع متکلم مع الغیر- ما- دقت شود)

دوبله دوم :  ... من اسم روش گذاشتم ... بترتیب حروف الفبا براشون اسم میذارم. اسم بچه قبل ازین پ بود اسمشو گذاشتم پاپل! . این یکیم ت بود اسمشو گذاشتم توئیست (به صیغه مفرد و متکلم وحده - من - دقت شود)

(4)    صحنه مشهوری که در آن الیور غذای اضافه میخواهد:

دوبله اول : ببخشین آقا ، بازم میخوام سیر نشدم ...

دوبله دوم : خواهش میکنم آقا ، من بیشتر میخوام ...  (که ترجمه مناسب تریست)

نسخه اصلی : please sir I want somw more

و ... نمونه ها بسیارند که مثال آوردن همه انها نه در حوصله منست و خواندنش نه در حوصله دوستان.

برخی از هنروریهای گویندگان در دوبله

 

الیور توئیست. ناهید امیریان در هر دو دوبله بجای الیور صحبت کرده است . وی در نسخه دوبله اول صدای قابل انعطافی ندارد و جملات بشکلی خشک و باسمه ای و صرفا از روی کاغذ ادا میکند. اما  همین گوینده در دوبله دوم کار بهتری ارائه میکند. الیور صدائی منعطف و حساستر با زیر و بمهای خاص خود را دارد. طبیعی است گذشت زمان ازین گوینده یک دوبلور زبده تری خلق کند. برای نمونه به صحنه ای که نوا کلیپول مادر الیور را بدکاره میخواند اشاره میکنم. واکنش الیور به این شخص و کتک مفصلی که به وی و همسرش و مادر وی میزند با اصوات احساسی الیور بخوبی تفاوت دو دوبله را نشان میدهد. امیریان با سن 15 سالگی برای دوبله اول جای الیور نشست و با توجه به سنش و اینکه آن سالها سالهای اولیه کارش بودند یادگاری که از او در دوبله اول برجاست یک اثر فاخر است . اهمیتی ندارد که گاهی شنونده حس روخوانی و عدم انعطاف صدا را تشخیص میدهد (چیزی که در کارهای نوشابه امیری در سالهای اولیه کارش خیلی بیشتر به چشم می آید. بخصوص کارهائی که بجای شهرام در سینمای فیلمفارسی اجرا شدند) . امیریان در دوبله دوم یک دوبله ارائه نمیدهد و در ریف کسانی چون مقبلی و هاشم پور و عرفانی بشکلی حیرت انگیز پشت میکروفون بازی کرده و تمامی زیروبمهای صدایش حکایت از این هنروری دارد. بدون شک حضور او در کنار بزرگان دوبله در فیلمهای بزرگ بود که یک گوینده بسیار توانمند در بخش کودکان از او خلق کرد .

 سایت به علت محدودیتهای خاص خود اجازه درج ادامه مطالب را نمیدهد که آن را در پست بعدی پی میگیریم ...




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - منصور - ۱۳۹۱/۹/۲۶ صبح ۱۰:۳۷

 

... ادامه از پست قبل ...

  

فاگین . نابغه بی بدیل دوبله مرحوم عزت اله مقبلی که در هر دو نسخه بجای فاگین صحبت کرده است در هر دو سنگ تمام میگذارد. در نگاه اول هر دو دوبله یکسانند اما دقت مضاعف حاکی از آنست که وی در دوبله اول بسیار با هیجانتر و احساسی تر جملات را ادا میکند. ضرباهنگ گفتار مقبلی در دوبله اول خیره کننده است و فراز و فرودها کم نظیر. مقبلی در هر نقشی که صحبت کرد چنان به آنکه جایش صحبت میکرد شخصیت میداد که گوئی به هیچ عنوان نمیتوان آن شخصیت را با صدای کس دیگری حتی تحمل کرد. اگر الک گینس فاگینی در این فیلم خلق کرد که تا دنیا دنیاست هیچ بازیگری نتواند چنین شخصیتی بیافریند یقین بدانید هیچ گوینده دیگری نیز غیر از مقبلی نخواهد تواست چنانکه او بجای فاگین صحبت کرد هنروری کند. بیاد داریم که بجای الیور هاردی و حتی لوئی دوفونس هم هنرمندان بزرگی بعدها صحبت کردند اما آنچه مقبلی اجرا کرد چون تابلوئی اصیل بود و دیگران فقط از روی آن نقاشی کردند. تفاوت صدای مقبلی در دو نسخه آنکه در دوبله دوم صدای وی  که با آرامش و طمئنینه بیشتری شنیده میشود به حیله گریهای ذاتی فاگین بسیار بسیار برازنده تر است. مخصوصا در لحظاتی که فاگین با گوشه چشم و با نجوا مخاطب خود را مورد خطاب قرار میدهد .

 

سایکس . مرحوم خسرو شایگان هنرمند نامی عرصه دوبله در نسخه اول این فیلم بجای بیل سایکس (دزد جانی و خطرناک) صحبت میکند. همین نقش را در دوبله دوم حسین عرفانی اجرا میکند. شایگان همیشه در نقشها سنگ تمام میگذاشت. اجرای او بجای رابرت نیوتون در این نقش قابل تحسین است اما یکی از اشکالاتی که برخی بر صدای شایگان وارد میدانند آنست که صدای وی در اکثر نقشها یکسان و با ریتمی همگون اجرا میشود و این نقش نیز فارغ ازین ماجرا نیست. عرفانی به مدد گویندگیهای مکررش بجای لاتهای عمدتا فیلمفارسی مهارتی شگرف در این حطیه داشت (و البته دارد). او در دوبله دوم فوق العاده است. آنچنان غرولندهای سایکس را بشکلی باورپذیر ساخته و پرداخته میکند و آنچنان گاهی تلفظ ادیبانه کلمات را رها و با لحنی لات گونه صحبت میکند که بدون هیچ شکی میتوان ادعا کرد عرفانی خود سایکس است. یکی از مشهورترین نقشهائی که رابرت نیوتون بازی کرد نقش جان سیلور در جزیره گنج بود که البته در نسخه قدیمی تر آن خود مرحوم شایگان بجای همین نقش اما با بازی والاس بیری صحبت کرده بود.

 

بامیل. پرویز فیروزکار در نسخه اول و صادق ماهرو در نسخه دوم بجای آقای بامبل (با بازی فرانسیس ال سولیوان) صحبت کرده اند. هر دو فوق العاده اند. ایندو چنان در نقش خود فرو رفته اند که جدا کردن تک تک آنها  ازین شخصیت و حق را به یکی دادن بی انصافی است. اگر ریزه کاریهای اصواتی ماهرو (به مدد سالها گویش بجای افراد چاق یا زمخت و حتی کارتونی) بر فیروزکار می چربد ، صدای تنومند و استوار فیروزکار که کاملا با چهره بامبل همخوان است قابل دفاعتر می نماید. سولیوان در پروژه قبلی دیوید لین یعنی آرزوهای بزرگ هم در نقش وکیلی با نام گارجری ، بازی فوق العاده ای ارائه کرده بود. در آنجا حسین عرفانی بود که بجای این شخصیت با گویندگی تحسین برانگیزی صحبت میکرد... هرچند بامبل دیکنز در رمان معروفش بسیار خشن تر از بامیل دیوید لین است اما سولیوان و بخصوص فیروزکار در ترسیم شخصیت خشن اما بسیار محقر این شخصیت بسیار موفقند.

 

نانسی . در دوبله اول خانم سیمین دخت احساسی و در دوبله دوم خانم رفعت هاشم پور بجای این شخصیت صحبت کرده اند. سیمین احساسی از گویندگان بسیار توانمند دهه های 40 و 50 بود که بجای زنان جوان و عمدتا زیبا روی صحبت میکرد. وی در فیلمهایی چون صلیب آهنین ، روز شغال و حتی پس از انقلاب در آثار انگشت شماری فیلم نظیر سریال رامون کاخال (بجای سیلوریا همسر رامون) هم صحبت کرد اما وقتی موفق به اخذ مدرک دکتری خود در رشته آزمایشگاههای طبی شد بطور کلی دوبله را کنار گذاشت. وی در حال حاضر رئیس هیئت مدیره و مدیر یکی از آزمایشگاه های پزشکی در تهران است که در سال 1389 مجوز رسمی گرفته است. قدر مسلم آنکه وی در هر شکلی هنر خود را فدای شغل خود کرد. اگر امروز ما او را (گاه از آنسوی ایران و جهان) میشناسیم بخاطر هنر اوست وگرنه معروفیت در پیشه و شغل، گستره ای حداکثر به اندازه یک شهر دارد و بس، و او در هرشکل قدر این موهبت را ندانست اما بخاطر هنروالایش در گذشته همچنان در یادهاست. احساسی در دوبله نخست بجای نانسی بسیار خوب ظاهر شده است. اگرچه تمام تلاش او در درجه اول تمرکز روی سینک شدن روی والش است اما هرگز از غلیان احساسات چیزی کم نمیگذارد. فریادها ، گریه ها ، خنده ها ، پوزخندها و غرولندهای نانسی را با حساسیتی خاص اجرا میکند اما بعضا در تغيير فرکانسهای ناگهانی صدای نانسی فوق العاده عمل نمیکند. صدای سیمین دخت صدایی زیبا و رمانتیک است و حسرت وجود چنین صداهایی در  مخیله عشاق دوبله دردی جانکاه است.وی در این فیلم بجای خانم امی ونس در نقش خانم بدوین هم صحبت کرده است که در دوبله دوم خانم آذر دانشی این نقش را ایفا میکند. در دوبله دوم رفعت هاشم پور بجای نانسی صحبت میکند. هنر رفعت بر هیچکس پوشیده نیست. او همواره یک سروگردن از تمامی خانمهای دوبله بالاتر بود. شدت احساسات وی در تمامی فیلمها بی نظیر و گاه فراتر از بازی خود بازیگر است. در اولیور توئیست نیز کار رفعت درخشان است. بعنوان مثال لحظه ای که نانسی الیور را در خیابان به دام می اندازد و با دروغ و دغل نزد مردم وانمود میکند که الیور از خانه گریخته و باید بازگردد ، بازی رفعت از خود بازیگر فراتر میرود. وی با دریافت دقیق حس بازیگر و انعکاس آن در صدای خود جانی دوباره به تمام دیالوگهای نانسی بخشیده است اما چیزی که نباید از آن غافل شد اجرای صحیح صدای نانسی در صحنه هائی است که خصلت لاتی این زن نمود دارد. در چنین صحنه هائی سیمین احساسی موفقتر از رفعت عمل میکند. بخصوص در صحنه ای که نانسی دست به کمر و چهره به چهره و در مقابل دیدگان فاگین و دستیارانش  با سایکس لات دهن به دهن میشود.

براون لو . این شخصیت (که به اشتباه در این فیلم پدر بزرگ الیور معرفی میشود و همانطور که در داستان اصلی گفته شد الیور در واقع برادر زاده همسر براون لو است و نه نوه او ) شخصیتی مهربان و دوست داشتنی است. مدیران دوبله با چنین برداشتی دو صدای مهربان را برای وی برگزیده اند. مرحوم پرویز نارنجیها در دوبله اول و ایرج رضائی در دوبله دوم بجای این بازیگر سرشناس قدیمی صحبت کرده اند. هر دو فوق العاده اند. فکر نمیکنم کسی باشد که صدای یکی را بخاطر توان بیشتر به دیگری ترجیح دهد مگر آنکه ذائقه وی یکی را بیشتر بپسندد. گاهی انسان حیرت میکند که دو نفر چگونه میتوانند آنچنان صدای خود را بجای یک نفر تثبیت کنند که صدای هرکدام را بتوان با جان و دل بجای وی پذیرفت حال آنکه دو صدا به هیچ عنوان صدائی مشابه یا یکسان نباشند . در برخی صحنه ها (مشخصا صحنه های کتابخانه و دادگاه) ، صدای رضائی مهربانتر و رئوفتر است اما از ذات صدای نارنجیها آنچنان رعفت و مهر تراوش میکند که تک موردها قابل اغمازند.

   

سایر گویندگان هر دو دوبله نیز با دقت خاصی نقشهای خود را اجرا کرده اند. از خانم سیمین سرکوب و آزیتا لاچینی (گویندگان نقش خانم کورنی در دو دوبله) بگیرید تا کسانی که هرکدام دو نقش را در هر نسخه به یادگار گذاشته اند. اصغر افضلی در دوبله دوم هم بجای آقای گریم ویک صحبت میکند و هم بجای آقای سووربری. سیامک اطلسی در دوبله اول هم بجای مانکس گویندگی میکند و هم بجای دکتر ابتدای فیلم و همچنین مهدی آرین نژاد که در دوبله اول هم افسر پلیس  را میگوید و هم سووربری را. محمد بهره مندی در هر دو دوبله نوا کلیپول را به شکلی مشابه و با صدائی تغییر یافته به نمایش میگذارد.

    جدول گویندگان دو نسخه دوبله فیلم  

 -------------------------------------------

با تشکر از: خانم ناهید امیریان (که با مهر و طی ایمیلی نام مدیران دوبله فیلم را متذکر شدند)/ آقای بهنام (ژیواگو) که همچون گذشته با متانت و مهر تمام ، نسخه دو دوبله ای ناین فیلم را در اختیار این حقیر قرار دادند/ آقایان واترلو و جان دو و زاپاتا (از اعضای محترم کافه) که در شناسائی یکی دو صدا این حقیر را یاری رساندند/ و خانم شهرزاد (از اعضای قدیمی کافه)

و با عرض گله گذاری از خانم دکتر سیمین دخت احساسی (که در پاسخ به فاکس این حقیر تعلل کردند)




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - اکتورز - ۱۳۹۲/۹/۲ صبح ۰۷:۲۱

از بزرگواران یک سوال داشتم :

چندسال پیش بر روی موبایل همهء ملت دیالوگی با صدای زیبای خسروشاهی ( به همراه یک خانم ) در جریان بلوتوث بود وهمه جا میشنیدم به این شکل ( سیا : بابام همیشه میگفت : آرزوهای آدم مثل برف زمستونه که با یه   افتا آب میشه / سارا : پس ابری باش سیا ابری باش ............. ) و پشت بندش ترانه ای با صدای ( خشایار اعتمادی و به گفته ای داریوش اقبالی ) که من یه وقتایی فکر میکردم شاید آخرین دیالوگهای ( ماهی ها درخاک میمیرند ) باشه ولی به یادم نمیاد که صدای داریوش تو اون فیلم بوده باشه ، خب مشخصه که تو اون دوران اعتمادی هم نیست .

بهر حال ،

چند وقت پیش همان دیالوگ را با صدای چنگیز جلیلوند و صدای همان خانم  شنیدم :huh: ( البته صدای گویندهء زن در برخی دیالوگها متفاوت به ذهنم رسید ) و اینجاست که برام مهم شده / از دوستان تقاضا دارم که در صورت امکان توضیح دهید که این دیالوگ مربوط به چه فیلمیست و چرا دوبار صداگذاری شده ؟؟؟ در حالی که صدای خسرو شاهی به اندازهء کافی حس اون لحظه رو انتقال میده ولی صدای جلیلوند به اون دیالوگ نمیخوره ( خصوصآ که خیلی در چاله میدونی حرف زدن افراط کرده و مشخصآ خواسته کاری متفاوت از کار خسروشاهی ارائه بده ) .

پیشاپیش ممنون از راهنمائیهایتان / اکتورز




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - اکتورز - ۱۳۹۲/۹/۱۷ صبح ۱۲:۲۰

(۱۳۹۲/۹/۲ صبح ۰۷:۲۱)اکتورز نوشته شده:  

از بزرگواران یک سوال داشتم :

چندسال پیش بر روی موبایل همهء ملت دیالوگی با صدای زیبای خسروشاهی ( به همراه یک خانم ) در جریان بلوتوث بود وهمه جا میشنیدم به این شکل ( سیا : بابام همیشه میگفت : آرزوهای آدم مثل برف زمستونه که با یه   افتا آب میشه / سارا : پس ابری باش سیا ابری باش ............. ) و پشت بندش ترانه ای با صدای ( خشایار اعتمادی و به گفته ای داریوش اقبالی ) که من یه وقتایی فکر میکردم شاید آخرین دیالوگهای ( ماهی ها درخاک میمیرند ) باشه ولی به یادم نمیاد که صدای داریوش تو اون فیلم بوده باشه ، خب مشخصه که تو اون دوران اعتمادی هم نیست .

بهر حال ،

چند وقت پیش همان دیالوگ را با صدای چنگیز جلیلوند و صدای همان خانم  شنیدم :huh: ( البته صدای گویندهء زن در برخی دیالوگها متفاوت به ذهنم رسید ) و اینجاست که برام مهم شده / از دوستان تقاضا دارم که در صورت امکان توضیح دهید که این دیالوگ مربوط به چه فیلمیست و چرا دوبار صداگذاری شده ؟؟؟ در حالی که صدای خسرو شاهی به اندازهء کافی حس اون لحظه رو انتقال میده ولی صدای جلیلوند به اون دیالوگ نمیخوره ( خصوصآ که خیلی در چاله میدونی حرف زدن افراط کرده و مشخصآ خواسته کاری متفاوت از کار خسروشاهی ارائه بده ) .

پیشاپیش ممنون از راهنمائیهایتان / اکتورز

باتشکر از جناب ..... عزیز که پاسخ درخواست بنده را داده اند ( در پیام خصوصی ) / شرح جریان .

حدود ده سال پیش خسرو خسروشاهی  فیلمی بنام دوستان ساخته علی شاه حاتمی با شرکت یوسف مرادیان ، مهناز افشار و سارا خویینی ها را دوبله کرد و از چنگیز جلیلوند که برای تعطیلات به ایران امده بود دعوت به همکاری کرد .

فیلم دوبله شد ولی مجوز اکران نگرفت ناگزیر خسروشاهی در یک نسخه جدید صدای خودش را جایگزین صدای جلیلوند بجای یوسف مرادیان کرد . مهناز افشار جای خودش و مینو غزنوی جای سارا خویینی ها  .

نسخه دوبله جلیلوند از شبکه ICC پخش شده  .




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - زاپاتا - ۱۳۹۲/۹/۱۷ صبح ۰۷:۵۲

(۱۳۹۲/۹/۱۷ صبح ۱۲:۲۰)اکتورز نوشته شده:  

(۱۳۹۲/۹/۲ صبح ۰۷:۲۱)اکتورز نوشته شده:  

از بزرگواران یک سوال داشتم :

چندسال پیش بر روی موبایل همهء ملت دیالوگی با صدای زیبای خسروشاهی ( به همراه یک خانم ) در جریان بلوتوث بود وهمه جا میشنیدم به این شکل ( سیا : بابام همیشه میگفت : آرزوهای آدم مثل برف زمستونه که با یه   افتا آب میشه / سارا : پس ابری باش سیا ابری باش ............. ) و پشت بندش ترانه ای با صدای ( خشایار اعتمادی و به گفته ای داریوش اقبالی ) که من یه وقتایی فکر میکردم شاید آخرین دیالوگهای ( ماهی ها درخاک میمیرند ) باشه ولی به یادم نمیاد که صدای داریوش تو اون فیلم بوده باشه ، خب مشخصه که تو اون دوران اعتمادی هم نیست .

بهر حال ،

چند وقت پیش همان دیالوگ را با صدای چنگیز جلیلوند و صدای همان خانم  شنیدم :huh: ( البته صدای گویندهء زن در برخی دیالوگها متفاوت به ذهنم رسید ) و اینجاست که برام مهم شده / از دوستان تقاضا دارم که در صورت امکان توضیح دهید که این دیالوگ مربوط به چه فیلمیست و چرا دوبار صداگذاری شده ؟؟؟ در حالی که صدای خسرو شاهی به اندازهء کافی حس اون لحظه رو انتقال میده ولی صدای جلیلوند به اون دیالوگ نمیخوره ( خصوصآ که خیلی در چاله میدونی حرف زدن افراط کرده و مشخصآ خواسته کاری متفاوت از کار خسروشاهی ارائه بده ) .

پیشاپیش ممنون از راهنمائیهایتان / اکتورز

باتشکر از جناب ..... عزیز که پاسخ درخواست بنده را داده اند ( در پیام خصوصی ) / شرح جریان .

حدود ده سال پیش خسرو خسروشاهی  فیلمی بنام دوستان ساخته علی شاه حاتمی با شرکت یوسف مرادیان ، مهناز افشار و سارا خویینی ها را دوبله کرد و از چنگیز جلیلوند که برای تعطیلات به ایران امده بود دعوت به همکاری کرد .

فیلم دوبله شد ولی مجوز اکران نگرفت ناگزیر خسروشاهی در یک نسخه جدید صدای خودش را جایگزین صدای جلیلوند بجای یوسف مرادیان کرد . مهناز افشار جای خودش و مینو غزنوی جای سارا خویینی ها  .

نسخه دوبله جلیلوند از شبکه ICC پخش شده  .

اگر دوستان عزيز در همين تاپيك يك صفحه به عقب بازگردند ، بنده دوسال قبل (بهمن ماه 90) شرح كامل و مبسوط جريان دوبله مجدد اين فيلم را شرح داده ام...




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - برو بیکر - ۱۳۹۲/۹/۱۷ عصر ۰۶:۰۲

درود بر عشاق دوبله (بویژه منصور خان و زاپاتای عزیز)

پستهای این تا پیک را کامل خواندم بویژه به مواردی که به علت دوبله مجدد برخی از فیلمها اشاره شده بود. علل پنج گانه پست اول توسط منصور خان را که بصورت کلی به این مسئله اشاره کرده بود را مطالعه نمودم و مقایسه کردم با علل پانزده گانه که بصورت جزء به جزء این مسئله توسط واترلو بیان گردید. بنظر من در یک جامعه نرمال و کشوری که تمام مسائلش سر جای خود باشد فقط مولفه های ب و ج می تواند دوبله مجدد یک فیلم را توجیه کند و موارد الف و د و ه خارج از عرف سینمایی است که فقط می تواند در جایی که ما زندگی میکنیم این اتفاق بیافتد.

اما خارج از بحثهای تخصصی وقتی بازتاب دوبله مجدد فیلمها را در میان افراد عام در جامعه می بینیم مشاهده میکنیم اغلب از دوبله مجدد فیلمها ناراضی هستند. شاید برای دوستانی که دوبله را حرفه ای دنبال میکنند معتقد باشند برخی از فیلمهایی که مجددا دوبله میشوند از کیفیت بهتری برخوردار شده اند اما از آنجا که بارها در تاپیکهای مختلف هم اشاره شده که ما ایرانیها یه کم زیادی نوستالوژیک هستیم همچنان چشممان به دنبال دوبله فیلمی است که اولین بار با همان صداها شنیده ایم.

به بهانه این پست به فیلمی اشاره میکنم که هرچه در پستهای بالا دنبالش گشتم هیچیک از دوستان به آن اشاره نکرده بودند.

اوایل دهه شصت برای اولین بار از هارد لوید یک فیلم ناطق پخش شد بنام پنجه گربه. و صد البته صدای ناصر طهماسب و مرحوم مقبلی زیبایی این فیلم را در آن دوران برای امثال من که تازه وارد دوران متوسطه تحصیلم شده بودم چند برابر کرد.

سالها بعد این فیلم به مدیریت دوبلاژ خود آقای طهماسب مجددا دوبله شد. اما هرگز نتونستم با نسخه جدید ارتباط برقرار کنم. دوبله اول از چنان صلابتی برخوردار بود که بنظر من قابل وصف نبود. احساس میکردم فیلم پژمرده شده و خیلی ساکته. تنها مزیت پخش مجدد این فیلم پخش بسیاری از صحنه های سانسور شده نسخه قبلی بود.

من هرگز نمی توانم لذتی که از دیدن فیلمهای لورل هاردی با صدای زنده یادان عباسی و مقبلی را با دوبله جدیدشان مقایسه کنم. اما یک سوال برای همیشه بدون جواب مانده و اینکه آیا میتونه دوبله مجدد فیلمها دلیلی غیر از دلایلی که دوستان عنوان کردند داشته باشه؟

برای مثال اغلب فیلمهای لورل و هاردی هنوز با دوبله اولیه و حتی با کیفیت خوب موجوده. چه دلیلی برای دوبله مجددشون وجود داره؟ آیا واقعا مدیر دوبلاژِی از روی خودخواهی میتواند فکر کند صدای بهتری از مقبلی فقید برای الیور هاردی پیدا کرده؟ آیا از جملات رکیک استفاده شده بود؟ آیا کیفیت صداها افت پیدا کرده؟  نمی دونم یه جورایی فکر میکنم شاید دلیلی خارج از دلایلی که دوستان عنوان کردند وجود داشته باشه. الله و اعلم.

من هرگز نمی تونم احساس کنم که سالها بعد سریال ناوارو از تلوزیون مجددا پخش بشه و کسی غیر از بهرام زند بجای ناوارو حرف بزنه. منطقی یا غیر منطقی من اینطوری هستم و مطمئنم خیلیها هم اینطوری فکر میکند. ناوارو برای من با صدای بهرام زند زیبا بود و ولاغیر.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - اکتورز - ۱۳۹۲/۹/۱۸ صبح ۰۵:۱۰

امیدوارم دوستان فکر نکنند با قرار دادن این پست میخواهم خدای نکرده تاپیک را اشغال کنم ، هدفم موضوع دیگریست .

ضمن تشکر از جناب زاپاتای عزیز که بنده را به پست قدیمی خودشان در صفحهء 1 همین تاپیک ارجاع دادند و همین شد که برای اولین بار این بخش از کافه را که قبلآ زیاد مراجعه نمیکردم کاملآ بسر کنم و ،

متوجهء دوپست فوق العادهء جناب منصور بزرگوار در رابطه با 3 دوبلهء انیمیشن رابین هود شوم. ( دست مریزاد آقا منصور )

در جایی ایشان فرموده اند : 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

.................. آژیر و کیانی بجای دو کرکس (یا لاشخور) نگهبان که از یاران داروغه اند صحبت میکنند. آژیر بجای تریگر و کیانی بجای ناتسی. هر دو بی نظیرند. جمله مشهور همه جا، امن و امانه ساعت دوازده نصف شبه، وقتی از دهان کنعان کیانی شنیده میشود گوئی یک اجرای جهانی را شاهدیم که تا تاریخ هست کسی نخواهد توانست این جمله را با چنان مهارتی تکرار کند که هم به کرکس بنشیند ، هم خستگی او را از نگهبانی نشان دهد ، هم بیننده را بخنداند و هم با همه گویشهای دیگر تفاوت کند. و یا وقتی آژیر بهنگام آماده سازی چوبه دار کمان بدست از دهان تریگر رو به رابین هود گدا و کور میگوید: داروغه این پیرمرد زیادی داره کنجکاوی میکنه ها ، و یا وقتی به داروغه میگوید: داروغه درسته همه جا امن و امانه ولی من حس میکنم هرلحظه ممکنه به زندان حمله بشه  ... نگران نباشید جناب داروغه ضامنشو محکم بستم ...، بیننده (یا بهتر است بگوئیم شنونده) بی اختیار لب به تحسین اینهمه مهارت و شکوه می گشاید............

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من هر روز کارتونهای ( گربه های اشرافی / رابین هود / دامبو / پینوکیو / سرود کریسمس " مجموعهء میکی موس و دوستانش " / بامبی / و ......... و تعداد زیاد دیگری از بهترین کارتون های طول عمرما ) را برای پسر 3 سال و نیمه ام ( آردین ) روی کامپیوترم به نمایش میگذارم و متوجه شده ام که دیدن این کارتونها را بیشتر از هر سرگرمی دیگری دوست دارد ( تا جایی که خودم گاهآ از تکرار هر روزه اشان خسته شده ام ) اما او این مجموعه را نصبت به کارتونهای دیگری ( امروزی تر ) که برایش تهیه میکنم بیشتر می پسندد . 

رابین هودی که من دارم تلفیقی از دو دوبلهء اول و دوم است و چند روز پیش ( وقتی هنوز این مطلب جناب منصور را نخوانده بودم ، وقتی داشتم رمان در خیابان مینتولاسا را مطالعه میکردم و سیگار میکشیدم و در بحر تفکراتم بودم و مانیتور کامپیوتر از جایی که من نشسته بودم واضح دیده نمیشد) ناخودآگاه شنوندهء همین دیالوگ همه جا امن و امانه ساعت دوازده نصف شبه، شدم .

سرجایم خشکم زد و برای اولین بار در تمام عمرم به صدای دوبلرش توجه کردم نه کاراکتر کارتونیش . ( شاید قبلها که کارتون رو کامل نگاه میکردم به دیالوگ خندیده باشم و حتی ازش تقلید کرده باشم اما هیچ وقت به ظرافت کارش اهمیت نداده بودم ) .

اوج ماجرا اینجا بود که پریدم و اون قسمت رو به عقب برگردوندم و چندبار بهش گوش دادم و جالبه که هربار آردین از خنده روده بر میشد.

( به این نتیجه رسیدم که : گرچه منصور عزیز و سایر دوستان بارها به کارهای سطح پایین امروزی و کم اهمیت شدن دوبله در بین نسل های جدید و .... اشاره کرده اند اما بشرطی که از بدو رشد کودکانمان ، دوبله های نخست و شاخص را به این و آن نسلها معرفی کنیم و این هنر را در ذهنشان نهادینه و رشد بدهیم ، مطمئنآ نه این آثار از بین میروند و نه دوبله های ضعیف و آبکی میتوانند جایی را پر کنند . ( کاری که من تا امروز سوای پسرم با بیش از 15 تا 20 کودک دیگر و با معرفی و در اختیار گذاشتن دوبله های ماندگار آثار سینمایی برای صدها نفر انجام داده ام " با اینکه آرشیو آنچنانی ندارم ").

***

 





RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - منصور - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹ صبح ۱۰:۰۶

(۱۳۹۰/۱۲/۱۳ صبح ۱۰:۵۵)رامین_جلیلوند نوشته شده:  1- در مورد اینکه چرا ایرج دوستدار نقش چارلتون هستون را به اسماعیلی نداده است حکایت ها بسیار می باشد. ...

2- ولی خودشان می گوید که از گویندگی به جای موسی (ع) در زمانی جوانی ناراضی بوده است!

3- من به شخصه با وجود اینکه اسماعیلی را معادل دقیق چارلتون هستون می دانم از گویندگی ایرج دوستدار به جای چارلتون هستون لذت می برم.

4- حکایت دیگری می گوید اسماعیلی می گوید فقط عطا الله کاملی و ایرج دوستدار را از خود برتر می داند و فقط به این دلیل به نگفتن چارلتون هستون در ده فرمان راضی شده است.

5- از دوستان خواهش می کنم دوبلور وینسنت پرایس - باکا را در دوبله دوم شناسایی کنند.

1- ایرج دوستدار به اين دليل در هر دو دوبله ده فرمان گویندگی چارلتون هستون (به نقش موسی) را به اسماعیلی نسپرد چون بنوعی خود را مالک و همه کاره فیلم میدانست. او حتی از برادر خود کاووس هم درفیلم استفاده کرد و بنظرم میرسد گوینده یکی از نقشهای بسیار فرعی در دوبله اول فریبرز (برادر دیگر وی) باشد. در حقیقت وی از تمامی اعضای خانواده اهل دوبله خود در دوبله این فیلم بزرگ استفاده کرد و خود نیز شخصا در هر دو دوبله بجای موسی صحبت کرد.

2-ایرج دوستدار در یک مصاحبه (بنظرم یکی از شماره های 145تا 150 ماهنامه فیلم) صراحتا اعلام میکند که از کویندگی و در واقع از تن صدای خود بجای حضرت موسی راضی نیست و ترجیح میدهد در جوانی آن حضرت کس دیگری با صدایی جوانتر بجای وی صحبت میکرد... این گفته در اواخر عمر مرحوم دوستدار از طرف ایشان مطرح شد و دلیل آن نیست که در زمان دوبله فیلم هم همین عقیده را داشته است که اگر میداشت چنین نمیکرد.

3- صدای مرحوم ایرج دوستدار صدایی مخملین بود. صلابتش به شوخ بودنش بود. بم نبود اما میتوانست بشکلی آنرا بجای زمخت ترین نقشها هم بنشاند. نازک نبود اما شنونده همیشه حس میکند صدای ایشان نازک می نماید برای چنین نقشهای پرصلابتی. از جان وین بگیرید تا باد اسپنسر و حتی نقشهائی انحصاری مانند داوود رشیدی (در تنهاترین سردار) و یا خورزوخان (در روزی روزگاری)... در هرصورت این هنر او بود که برخلاف برادرش کاووس که صرفا بشکل تیپیک و با صدای استثنائی ، ثابت و آسمانی هنروری میکرد ، ایرج قادر بود با بهره گیری از انعطاف صدای خود بجای افراد جدی ، طنز ، خشن و حتی جوان یا پیر هم صحبت کند آنهم بنوعی که برخلاف امثال اسماعیلی و طهماسب کوچکترین تغییری در تن صدای خود ایجاد کند. این یک نبوغ بود که کمتر کسی بدان دست یافته است.

4- اسماعیلی با وجود اینکه از قدیمی ها و بخصوص از توانمندان این عرصه است اما در برابر غولهای مدیریت دوبله و گویندگی، که پیش از وی در این عرصه بودند (در آنزمان) هرگز نمیتوانست عرض اندام کند. کسانی چون ایرج دوستدار (که از سال 1328 یعنی از نخستین سالهای دوبله در ایران ابتدا وارد حیطه تئاتر و سینما و در سال 37 وارد دوبله شدند) یا عطالله کاملی (که در آنزمان فقط نصرت الله محتشم را رقیب خود میدانست و از کهنه کاران عرصه بود). در واقع چنین افرادی بودند که امثال اسماعیلی را در کارهای خود بکار گرفتند. عده ای رشد نکردند اما کسی مثل اسماعیلی حتی از خود آنها هم سرامدتر شد. همین سرآمد شدن گاهی حسادتهائی را نیز بدنبال داشت. از هر دو طرف. که نتیجه آن شود که ایرج دوستدار با وجود اسماعیلی خود شخصا بجای چارلتون هستون صحبت کند و یا اینکه منوچهر اسماعیلی در دوبله محمد رسول الله  با وجود فراخوانی آن همه گوینده ممتاز از ایرج دوستدار دعوتی بعمل نیاورد.

5- گوینده وینسنت پرایس در ده فرمان در دوبله دوم محمود قنبری است.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - منصور - ۱۳۹۳/۷/۲۵ عصر ۱۲:۰۰

حسب درخواست دوست گرامی سناتور برای درج گویندگان فیلم ده فرمان و با توجه به اینکه در کتاب تاریخچه دوبله ایران و بر اساس یادداشت مرحوم ایرج دوستدار به لیست ناقصی از گویندگان هر دونسخه فیلم اشاره شده است من فهرست را به شکل کامل با درج عناوین بازیگران و غیره قید میکنم. نویسنده محترم کتاب تاریخچه دوبله جناب آقای احمد ژیرافر حتی بخود زحمت نداده اند از سایتهائی چون IMDB حتی اسامی بازیگران را استخراج نمایند و در تمام 100 فیلمی که بعنوان 100 فیلم برتر دوبله تاریخ دوبلاژ ایران ارائه نموده اند ذکر نمایند و عین یادداشت مدير دوبلاژ فیلم را که بطریقی از خود مدیر یا بازماندگان وی یا دست سایر دست اندرکاران آن بدست آورده اند به همان شمایل در کتاب خود مرقوم فرموده اند. نکته جالب اینکه نوشته اند :

محمودیان بجای شیخ حضرت عمالیق!

یا مثلا نوشته اند :

رضائی بجای هری

اول اینکه شخصیتی بنام حضرت عمالیق در فیلم ده فرمان وجود ندارد. دوستان میدانند که خانواده دوستدار مذهب دیگری غیر از تشیع داشتند. براساس مذهب تشیع امام دوازدهم غایب است. در اسناد تاریخی و در برخی منابع به به منتظران امام غایب عمالیق یا عمالقه گفته میشود. ایرج دوستدار بخاطر نوعی تمسخر به یکی از شخصیت های فیلم که بنوعی چهره ای خاص دارد عنوان عمالیق را در یادداشت خود گذارده که نویسنده باسواد ما جناب آقای ژیرافر همان عنوان را هم از روی دست خط مرحوم دوستدار(بدون هیچ اطلاعات خاص عمومی) در کتاب خود قید فرموده اند که البته سندی تاریخی است اما بعنوان یک لیست گویندگی جای مزاح دارد.

البته عمالیق در اصل به گروهی از عربها گفته میشود که از قدیم از عربستان کنونی به شمال آفریقا و گاه به بلاد روم کوچیدند. چنانکه در فیلمهائی مثل بن هور و ده فرمان نشانه هائی از این اعراب بادیه نشین با همان لباسها می بینید. منظور ایرج دوستدار هرچه باشد نوشتن عنوان بازیگر و نقش وی در این سطح (که هم میتوان گفت سطحی بالاتر از اطلاعات فیلم است و هم اطلاعاتی پایین تر) زیبنده نیست

قصه هرچه باشد ازین فراتر نیست که ایرج دوستدار براساس شوخی و مزاحی که با کاظم محمودیان (که از گویندگان خوب دهه 30 بوده است) داشته به وی دستور داده باید بجای شیخ حضرت عمالیق باید صحبت کنی!!  و این درحالیست که دو سه نفر دیگر هم بودند که بجای نقش های مشابه (که شیوخ عرب بودند در کنار نقش اصلی آنها که پدر صفورا در راس آنها قرار داشت) باید صحبت میکرد. این نقش نقشی بسیار جزئی و در حد یکی دو جمله یا کلمه است.

درج گردیده که گوینده متن (راوی) دوبله اول مرحوم هوشنگ مستوفی است. این درست است. اما گویندگی متنها بغیر از متن اول  فیلم. متن آغازین با صدای دوستدار آغاز میشود و متن های بعدی در خلال فیلم را مستوفی اجرا میکند.

یا مثلا نوشته شده است مقبلی بجای واتان. واتان اشتباه شنیداری است و رابینسون در نقش داتان که ما مسلمین از وی بنام سامری یاد میکنیم در فیلم ظاهر شده است.

 و یا رضائی (ایرج رضائی) بجای هری ویلکاکسون (که هنری ویلکاکسون صحیح است)

به شخصه نمیدانستم که همسر مرحوم ایرج دوستدار( خانم جهانتاب ترابی) گوینده فیلم بوده اند. ودر این فیلم هم گویندگی کرده اند. ایشان که در رشته پزشکی هم تحصیل کرده اند در فیلمهائی مثل هفت دلاور (بجای بچه) ، سلاطین پیش میروند (بجای ناتالی وود) ، اوکسدوس (بجای شخصیت کارن) و ... صحبت کرده اند و جای گلگی از جامعه دوبله است که ایشان را با وجودی که در قید حیات هستند به فراموشی سپرده اند.

در کتاب اشاره شده که گوینده آنونس فیلم منوچهر نوذری است. من آنونس دوبله اول را در اختیار دارم و خود مرحوم ایرج دوستدار آنرا اجرا کرده است مگر اینکه آنونس دیگری هم موجود باشد.

لیست کامل گویندگان فیلم در دوبله اول (که در پاییز سال 1340 توسط ایرج دوستدار دوبله شد) عبارتند از:

ایرج دوستدار بجای چارلتون هستون در نقش موسی (موسس)

منوچهر اسماعیلی بجای یول برینر در نقش رامسس

فهیمه راستکار بجای آن باکستر در نقش نفرتیتی (نفرتیری) + دختری بنام یوکابه

رفعت هاشم پور بجای ایون دوکارلو در نقش صفورا همسر موسی + یک دختر

عزت اله مقبلی بجای ادوارد ج. رابینسون در نقش داتان

جهانتاب ترابی (همسر ایرج دوستدار) بجای دبورا پاجت در نقش لیلیا

کاووس دوستدار بجای جان درک در نقش یوشع (جاشوآ)

آذر دانشی بجای نینا فوش در نقش بتیا + یک زن دیگر + یک دختر دیگر

عبداله بوتیمار بجای سردریک هاردویک بجای ستی (فرعون بزرگ)

سوسن مهاجر بجای جودیت اندرسون در نقش ممنت + یک خدمتکاردیگر + یک زن دیگر+ یک دختر دیگر

جعفر والی بجای وینسنت پرایس در نقش باکا (قصاب بزرگ) + یک کاهن

هوشنگ خسروی بجای جان کارادین در نقش آرون (هارون برادر موسی) + مرد کور

عزت اله انتظامی بجای فرانک دکووا در نقش آبیرام  (ابرام)

ایرج رضائی بجای هنری ویلکاکسون در نقش پنتائور

فهيمه راستکار بجای مارتا اسکات  در نقش يوکابه (مادر موسی)

فریبرز دوستدار بجای یک فرمانده + مشاور فرعون اول که خواب می بیند + یک نگهبان

رحمت اله مجلسی (همسر آذر پژوهش) بجای طبیب فرعون + یک شیخ در محفل پدرصفورا

زهره شکوفنده بجای ایگوئین مازولا  در نقش بچه ی رامسس + یکی دیگر از بچه ها

علی اصغر مستان بجای لارنس دوبکین در نقش هور بن کلب (پدر صفورا یا شعیب)

رضا امیریان (پدرناهید امیریان) بجای یکی از سرکارگرها + یکی از شیخ های محفل پدر صفورا

ناهید امیریان بجای اولیو درینگ در نقش خواهر موسی در بچگی

کاظم محمودیان بجای یکی از شیوخ محفل پدر صفورا

گوینده تيتراژ  : منوچهر نوذری

گوینده متن (راوی یا نریشن) : هوشنگ مستوفی  و دوستدار (صرفا گویش اول فیلم)

دوبله شده در استودیو مولن روژ

نکته جالب توجه (همانطور که قبلا هم اشاره کرده ام) اینکه در این نسخه از دوبله ، صدای یَهُوَه (صدای خدا در دو صحنه : بعثت ایشان و زمان نزول ده فرمان) بطور کامل از فیلم حذف و بجای آن موسیقی فیلم جایگزین شده است و این جای تاسف است. ابتدای امر فکر میکردم نسخه صدای موجود مربوط به پخش تلویزیونی آن در اوایل انقلاب باشد که با توجه به اعتقادات متعصبانه آنزمان این صدا را حذف کرده باشند اما مشخص شد بطور کلی این صدا هرگز دوبله نشده است

 

در صفحه اول همین تاپیک که نقدی بر ده فرمان نوشته شد متاسفانه عین همین متن که با تلاش این حقیر آماد گردید در سایتها و فارومها مختلف بدون ذکر منبع کپی برداری گردید . همچنینک کلیپی که با ترکیبی از دوبله اول و دوم ده فرمان این حقیر ساخته و پرداخته کردم اخیرا بدون ذکر منبع در فیس  بوک ارائه شده است. که جز حسرت زحمت چیزی برای منصور بجا نماند. امیدوارم یاد بگیریم که به زحمت دیگران ارزش قائل باشیم. مخصوصا زحمت همه دوستان خوب ما در این کافه

 

لیست گویندگان دوبله دوم (که دوبله در دسترس است) را هم بزودی در همین جا ارائه خواهم کرد

ده فرمان دیگری نیز در تاریخ سینما (بغیر از نسخه 1956 که بحث آن در این جستار رفت) وجود دارد. این فیلم بشکل صامت در سال 1923 ساخته شد و یکی از شاهکارهای آن زمان است. کارگردان این فیلم هم خود سیسیل ب دومیل بود. در واقع دومیل این فیلم را دوبار بفاصله 30 سال ساخت. در آن نسخه تئودور رابرتز در نقش موسی و  چارلز راچفورت در نقش رامسس ایفای نقش کردند و شخصیتهای دیگری با عناوینی دیگر وجود داشت. مثلا شخصیت نفرتیتی نام دیگری داشت ...

 




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - منصور - ۱۳۹۳/۸/۱۱ عصر ۰۹:۱۳

در پست قبل از دوبله اول ده فرمان گفتیم و در این مقال از دوبله دوم خواهیم گفت.

من به تفصیل در صفحه اول همین تاپیک در مورد دوبله دوم ، کیفیت آن ، گویندگان اصلی و شرح و تفسیر ترجمه هر دو دوبله و موارد دیگر که نیازی به تکرار آنها نیست نوشتم.آنچه مرا بر آن داشت مجددا سراغ ده فرمان بروم تقاضای دوست گرامی سناتور عزیز بود که در پست قبلی هم بدان اشاره کردم و صلاح نبود صرفا گویندگان دوبله دوم (که در دسترس) است مورد اشاره قرار گیرد. دوبله اول (حتی با وجود عدم کیفیت مناسب صدا از نظر فنی) به لحاظ هنری از دوبله دوم (که حتی به لحاظ وضوح صدا و کیفیت سمعی بالاتر می نماید) برتری دارد. گویندگی مرحوم فهیمه راستکار (در دوبله اول) بر گویش مرحوم ژاله کاظمی) و همینطور گویش منوچهر اسماعیلی بر گویندگی چنگیز جلیلوند و حتی در رده های پائین تر ، گویش مرحوم کاووس دوستدار بر دوبله جلال مقامی برتری دارد.

در دوبله دوم سعی شده است گویشها حالتی کتابی و وزین داشته باشند و بر صلابت صداها افزوده گردد. در دوبله اول چنین نیست و احساسات انسانی ( که حتی در لرزش صدای مرحوم فهیمه راستکار بخوبی حس میگردد و یا حتی حب و بغض رامسس با صدای اسماعیلی بیشتر از صدای جلیلوند - که بشکلی عصا قورت داده از اول تا آخر فیلم بایک لحن صحبت میکند - ملموس می نماید) به منثه ظهور و سموع رسیده است.

در دوبله اول مرحوم ایرج دوستدار (بعنوان مدیریت دوبله) از تمام اقوام خود بهره جست. از همسر خود خانم جهانتاب ترابی بگیرید تا برادرهای خود کاووس و فریبرز و حتی رحمت اله مجلسی که رفت و آمد خانوادگی داشت. در دوبله اول گروه ، گروه ویژه ایرج دوستدار است که فیلمهای زیادی را با همین گروه در سالهای 1330 تا 1345 دوبله کردند. در گروه ایرج دوستدار این افراد حضوری مستمر داشتند و در واقع اصلی گروه بودند :

رضا امیریان (پدر ناهید امیریان) ، کاووس دوستدار (برادر ایرج دوستدار) ، فریبرز دوستدار (برادر دیگر ایرج دوستدار) ، جهانتاب ترابی (همسر ایرج دوستدار) ، هوشنگ خسروی ، رحمت الله مجلسی و همسرش ، سوسن مهاجر ، کاظم محمودیان ، کوروش محمودیان (فرزند کاظم محمودیان) ، مهری عقیلی (همسر کاظم محمودیان) ، علی اصغر مستان ، ناهید بوستانی (همسر منوچهر زمانی) ، منوچهر نوذری و ... و البته عزت الله انتظامی و جعفر والی

از ماندگارترین آثار این گروه میتوان به این فیلمها اشاره کرد:

دیکتاتور بزرگ (دوبله اول) که در آن مرحوم مجید محسنی بجای چارلی چاپلین صحبت کرد

افسانه گم شدگان (که خود ایرج دوستدار پس از مرحوم محتشم بجای جان وین نشست)

یکشنبه ها هرگز (که مرحوم فهیمه راستکار بجای ملینا مرکوری طوفان بپا کرد)

روانی یا روح ( که کاووس دوستدار بجای آنتونی پرکینز بالاتر از انتظارها بود)

سلیمان و ملکه صبا (دوبله اول) که مرحوم نوربخش بجای سلیمان فوق العاده بود

آپارتمان (که یکی از بهترین فیلمهای دوبله تاریخ دوبلاژ ایران است و جالب ابنکه محمودیان در این فیلم فقط صداهای غیر انسانی مانند باز شدن در و دروازه و صداهای دیگر را اجرا میکرد)

دعوت به تیراندازی (که کاوس دوستدار بجای جورج سگال روی دست جلیلوند ایستاد که بجای یول برینر صحبت میکرد)

ایرما خوشگله (که باز هم یکی از بهترین دوبله های فیلم در ایران است)

سامسون و دلیله (دوبله اول ) که خود ایرج دوستدار بجای سامسون صحبت کرد

سرگیجه (دوبله اول) که منوچهر نوذری بجای جیمز استوارت صحبت کرد

داستان وست ساید که یکی از شاهکارهای تاریخ دوبله در ایران است

این گروه همانطور که در پست قبلی اشاره شد در اوایل دهه 40 فیلم ده فرمان را به میریت دوستدار دوبله کردند... ایرج دوستدار دوست داشت همانظور که سیسیل بلانت دومیل این فیلم را دوبار ساخته بود خود او هم این فیلم را دوباره دوبله کند. دوستدار در بار دوم سراغ افراد خوش صدا رفت و از نزدیکان خود صرف نظر کرد.شاید حس میکرد همانطور که نسخه دوم ده فرمان (نسبت به نسخه دهه 20 میلادی ) برتری دارد باید دوبله هم با رنگ و لعاب بهتری ساخته و پرداخته شود. او استودیو دماوند را برای دوبله انتخاب کرد که بهترین فیلمهای حماسی در آنجا دوبله شدند و از امکاتات صدای بهتری برخوردار بود. دیالوگها را قبلا در دوبله اول بشکل ترجمه داشت و تغییرات صرفا در حد کتابی کردن جملات انجام شد. چیزی شبیه فیلمهایی که از روی آثار شکسپیر ساخته میشوند. به گویندگان سپرد که با تناژ بالای صدا صحبت کنند . وضوح صدا و القای عظمت فیلم و شخصیتها برای او این بار مهم بود. او صدای عطالله کاملی را بجای صدای یهوه یا خدا در فیلم گذاشت که در دوبله اول این صدا حتی دوبله هم نشده بود و بجای آن موسیقی انتخابی خودش جا گرفته بود. تحکم صداها برای ایرج مهم بود و رخصت هنرنمائی گروه دوم دوبله ده فرمان را بنوعی از آنها صلب کرد. مرحوم ژاله کاظمی صرفا مجبور بود قاطع صحبت کند. او حتی در صحنه های عاشقانه با موسی نیز چنین است. تفاوتها رو بخوبی میتوان حس کرد بخصوص اگر بر صدای شخصیت داتان (با بازی ادوارد ج. رابینشون) با صدای مرحوم عزت الله مقبلی در دوبله توجه کنیم متوجه این واقعیت خواهیم شد که در دوبله دوم مقبلی نیز مجبور به ادای جملات با صلابت بیشتر شده است. این صلابتها از ریزه کاریهای حسی گویندگان کاست اما یک دوبله شیک و فوق العاده را بیادگار گذاشت که گلچینی از بهترین صداهای تاریخ دوبله ایران در بهترین شکل ممکن ویترینی بود. همین شیوه در دوبله عمر مختار هم از طرف مرحوم ایرج ناظریان تکرار شد اما ناظریان به گویندگان اجازه داد ضمن ادای رسای کلمات از احساسات خود نیز کم فروشی نکنند. خود او بجای موسولینی از همان آغاز فیلم صلابت را به منثه ظهور گذاشت و اکبر منانی بعنوان گوینده متن آغازین نیز چنین توصیه ای شد و امروز می بینیم که عمر مختار از همان سکانس اول که با صدای کوبنده منانی شروع میشود بیننده را مبهوت دوبله این فیلم میکند. فیلمی که به گفته رسول زاده فقط با یک میکروفون ضبط شد.

 

 دو نمای یکسان از دو نسخه اول و دوم فیلم ده فرمان (1923 و 1956- هر دو ساخته ی دومیل)

لیست کامل گویندگان فیلم در دوبله دوم  (که در سال 1345 توسط ایرج دوستدار دوبله شد) عبارتند از:

ایرج دوستدار بجای چارلتون هستون در نقش موسی (موسس)

چنگيز جليلوند  بجای یول برینر در نقش رامسس

ژاله کاظمی  بجای آن باکستر در نقش نفرتیتی (نفرتیری) + دختری بنام یوکابه

رفعت هاشم  پور بجای ایون دوکارلو در نقش صفورا همسر موسی + یک دختر در دربار فرعون

عزت اله مقبلی بجای ادوارد ج. رابینسون در نقش داتان +  یکی از شیوخ محفل پدر صفورا + پیر فرتوط بنی اسرائیل

سيما افتخارزاده بجای دبورا پاجت در نقش لیلیا

جلال مقامی  بجای جان درک در نقش یوشع (جاشوآ)

تاجی احمدی  بجای نینا فوش در نقش بتیا + یک زن دیگر + یک دختر دیگر

احمد رسول زاده  بجای سردریک هاردویک بجای ستی (فرعون بزرگ)

آذر دانشی  بجای جودیت اندرسون در نقش ممنت + یک خدمتکاردیگر + یک زن + یک دختر

محمد آفرين  بجای وینسنت پرایس در نقش باکا (قصاب بزرگ) + یک کاهن

مهدی آرين نژاد  بجای جان کارادین در نقش آرون (هارون برادر موسی) + مرد کور

بدری نوراللهی  بجای مارتا اسکات  در نقش يوکابه (مادر موسی) + یک زن

عباس سعيدی  بجای طبیب فرعون + یک فرمانده

پرويز نارنجيها  بجای لارنس دوبکین در نقش هور بن کلب (پدر صفورا یا شعیب) + یک برده

عطالله کاملی  صدای یَهٌوَه (خدا )  + يک فرمانده  

فريدون نصرتی و حشمت الله شکوفنده  و پروين چايچی  و عباس نباتی در نقشهای جزئی دیگر (مانند رامسس اول ، کاهن ، فرمانده ، برده ، کنیز و ...که هریک چندین نقش جزئی را اجرا کردند)

گوینده متن (راوی یا نریشن:  محمود قنبری

گوینده تيتراژ  : ندارد

دوبله شده در استوديو دماوند

دوستانی که با برخی گویندگان آشنائی ندارند واقف باشند که مثلا خانم سیما افتخارزاده کسی است که در فیلم حسن کچل بجای مرحوم ثریا بهشتی صحبت کرده اند (همان که با حسن نون بیار کباب ببر بازی میکند)




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - ویگو مورتنسن - ۱۳۹۴/۴/۶ صبح ۱۰:۱۱

(۱۳۹۰/۱۲/۲ عصر ۱۱:۱۸)منصور نوشته شده:  

اما چرا یک کارتون در طول 3 دهه 3 بار دوبله میشود؟ دوبله اول دوبله ای سینمائی بود که خسروشاهی با بهره گیری از گویندگان حرفه ای دوبله (و نه لزوما گویندگان حرفه ای کارتون) برای اکران در سینماها انجام داد. طبیعی بود پس از انقلاب فیلمی به مدت 83 دقیقه که نزدیک به 20 دقیقه از آن شامل آوازها و عشق بازیهای رابین هود میشد و صرفا با یک فیلم یک ساعته رو برو بودیم نه اکران سینمائی داشته باشد و نه با وجود شخصیت راوی تار بدست که حضور تارش عده ای را قلقلک میداد بتواند بین رخداد حلقه اتصال گردد.

سلام

یک سوال: آیا در نسخه قبل از انقلاب آوازها دوبله و ترجمه گردیدند یا خیر؟

ممنون از منصور عزیز




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - منصور - ۱۳۹۴/۴/۷ صبح ۰۸:۳۴

(۱۳۹۴/۴/۶ صبح ۱۰:۱۱)ویگو مورتنسن نوشته شده:  

[سلام

یک سوال: آیا در نسخه قبل از انقلاب(رابین هود) آوازها دوبله و ترجمه گردیدند یا خیر؟

ممنون از منصور عزیز

در هیچکدام از سه دوبله انیمیشن رابین هود (ساخته ی ولفگانگ رایترمن) هیچکدام از آوازها ترجمه و دوبله نشده است و این به نوعی جای حسرت دارد. جائی که آوازهای کارتونهای جدید با همت انجمن گویندگان جوان (به هرشکل) دوبله میشوند ، در اکثریت قریب به اتفاق موارد ، آوازهای کارتونهای قدیمی دوبله نمیشدند. معمولا آهنگها و آوازها آنقدر زیبا بود که جوایز سینمائی را از آن خود میکرد و دوبله این آوازها جرات و جسارتی خاص می طلبید که معمولا از خیر آن میگذشتند... بخش راوی خروس که در دوبله اول و سوم (با صدای ناصر نظامی و امیرهوشنگ زند) موجود است در برخی جاها آهنگین و همراه با موزیک است که عمدتا بشکل روایت ساده (گاه با کش و قوص صدا) انرا دوبله کرده اند.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - vic_metall - ۱۳۹۴/۴/۲۵ عصر ۰۱:۰۱

(۱۳۹۴/۴/۷ صبح ۰۸:۳۴)منصور نوشته شده:  

(۱۳۹۴/۴/۶ صبح ۱۰:۱۱)ویگو مورتنسن نوشته شده:  

[سلام

یک سوال: آیا در نسخه قبل از انقلاب(رابین هود) آوازها دوبله و ترجمه گردیدند یا خیر؟

ممنون از منصور عزیز

در هیچکدام از سه دوبله انیمیشن رابین هود (ساخته ی ولفگانگ رایترمن) هیچکدام از آوازها ترجمه و دوبله نشده است و این به نوعی جای حسرت دارد. جائی که آوازهای کارتونهای جدید با همت انجمن گویندگان جوان (به هرشکل) دوبله میشوند ، در اکثریت قریب به اتفاق موارد ، آوازهای کارتونهای قدیمی دوبله نمیشدند. معمولا آهنگها و آوازها آنقدر زیبا بود که جوایز سینمائی را از آن خود میکرد و دوبله این آوازها جرات و جسارتی خاص می طلبید که معمولا از خیر آن میگذشتند... بخش راوی خروس که در دوبله اول و سوم (با صدای ناصر نظامی و امیرهوشنگ زند) موجود است در برخی جاها آهنگین و همراه با موزیک است که عمدتا بشکل روایت ساده (گاه با کش و قوص صدا) انرا دوبله کرده اند.

سلام

دوست عزیز فیلم  tommy ken russell  که تماما موزیکال هست دوبله اوازها به چه صورت بوده؟




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - لو هارپر - ۱۳۹۴/۵/۳ عصر ۰۸:۴۸

(۱۳۹۴/۴/۲۵ عصر ۰۱:۰۱)vic_metall نوشته شده:  

(۱۳۹۴/۴/۷ صبح ۰۸:۳۴)منصور نوشته شده:  

(۱۳۹۴/۴/۶ صبح ۱۰:۱۱)ویگو مورتنسن نوشته شده:  

[سلام

یک سوال: آیا در نسخه قبل از انقلاب(رابین هود) آوازها دوبله و ترجمه گردیدند یا خیر؟

ممنون از منصور عزیز

در هیچکدام از سه دوبله انیمیشن رابین هود (ساخته ی ولفگانگ رایترمن) هیچکدام از آوازها ترجمه و دوبله نشده است و این به نوعی جای حسرت دارد. جائی که آوازهای کارتونهای جدید با همت انجمن گویندگان جوان (به هرشکل) دوبله میشوند ، در اکثریت قریب به اتفاق موارد ، آوازهای کارتونهای قدیمی دوبله نمیشدند. معمولا آهنگها و آوازها آنقدر زیبا بود که جوایز سینمائی را از آن خود میکرد و دوبله این آوازها جرات و جسارتی خاص می طلبید که معمولا از خیر آن میگذشتند... بخش راوی خروس که در دوبله اول و سوم (با صدای ناصر نظامی و امیرهوشنگ زند) موجود است در برخی جاها آهنگین و همراه با موزیک است که عمدتا بشکل روایت ساده (گاه با کش و قوص صدا) انرا دوبله کرده اند.

سلام

دوست عزیز فیلم  tommy ken russell  که تماما موزیکال هست دوبله اوازها به چه صورت بوده؟

بر طبق اگهی ای که از این فیلم دارم. اوازهای فیلم دوبله نشده است و در سینماها اوازها زیرنویس فارسی داشته است. فیلم های موزیکال دیگری نظیر دختر مسخره و ... به این شکل (اوازها با زیرنویس فارسی) بوده اند.




سوال - دکــس - ۱۳۹۴/۶/۱۱ صبح ۰۷:۵۹

سلام به دوستان گرامی

هیچ فیلم ایرانی هست که چندبار دوبله شده باشد؟




RE: سوال - زاپاتا - ۱۳۹۴/۶/۱۲ صبح ۰۹:۲۹

(۱۳۹۴/۶/۱۱ صبح ۰۷:۵۹)دکـس نوشته شده:  

سلام به دوستان گرامی

هیچ فیلم ایرانی هست که چندبار دوبله شده باشد؟

عمده فیلمهای ایرانی که بویژه در دهه 60 چندین بار دوبله شدند بخاطر مشکلات بوجود آمده در راه نمایششان بود . تا جایی که حافظه یاری می کند این فیلمها دو یا سه بار دوبله شدند

چمدان ( زنده یاد جلال مقدم ) سه بار که یکبار آن توسط زنده یاد عزت الله مقبلی و یکبار دیگرش هم توسط ناصر طهماسب و مرتبه سوم را اطلاعی ندارم.

در اسارت ( زنده یاد داود اسماعیلی) 1363 سه مرتبه که دوبار آن توسط محمود قنبری صورت گرفت

ستاره دنباله دار( زنده یاد سیروس کاشانی نژاد) 1364 -که دو مرتبه دوبله شد و بار دوم توسط محمود قنبری صورت گرفت.

جعفرخان از فرنگ برگشته (زنده یاد علی حاتمی ) 1366- سه مرتبه دوبله شد. یکبار خسرو خسروشاهی و دو بارهم ناصر طهماسب

طلوع انفجار (پرویز نوری) 1359 - دو بار دوبله شد.

خشم الهی (زنده یاد عزیزالله رفیعی ) 1358 - چندین بار! که در نهایت هم به نمایش در نیامد

شجاعان ایستاده می میرند( زنده یاد عباس کسایی ) 1359 - سه بار که در نهایت به نمایش در نیامد

مفسدین ( زنده یاد امان منطقی ) 1359 - دو بار دوبله شد که در نهایت نتوانست مجوز نمایش بگیرد.

افیون ( زنده یادان امان منطقی و داریوش کوشان ) 1360 - سه مرتبه دوبله ( یکبار توسط ایرج رضایی ) که نتوانست مجوز اکران بگیرد .

سیم خاردار ( مهدی معدنیان ) 1360 - دوبار توسط حسین عرفانی دوبله شد که بازهم نتوانست مجوز نمایش بگیرد.

عفریت ( فرشید فلک نازی ) 1361- دوبار توسط ایرج رضایی دوبله شد و در نهایت هم نتوانست مجوز اکران بگیرد و توقیف شد.

البته سیاهه بیش از این تعداد است . مثلا فیلم دوستان (شاه حاتمی 1378) که صدای جلیلوند مجوز نگرفت و مجددا با صدای خسروشاهی دوبله شد(فقط نقش اول).




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - زاپاتا - ۱۳۹۴/۶/۱۲ عصر ۰۱:۳۷

به پست قبلی اضافه می گردد

آشیانه مهر (جلال مقدم )1363 که دو بار توسط محمود قنبری دوبله شد

محکومین (ناصرمحمدی و عبدالله غیابی ) دوبار توسط محمود قنبری دوبله شد

وفیلمهایی مانند از عوج تا اوج -سیاه راه -حادثه - پیراک و ... که برای صدور مجوز اکران تن به دوبله های چندباره دادند.




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - جیمز باند - ۱۳۹۴/۶/۲۸ عصر ۰۵:۰۸

پدر خوانده 1 - دوبله اول

به بهانه پخش از شبکه نمایش.

خیلی به فیلمهایش دلخوش نبودم. یا بخاطر سانسور یا بخاطر دوبله های دوباره و سه باره... نمونه اش فیلم معما ساخته استنلی دانن که ناامید شدم.

فکرش را نمیکردم که پدرخوانده را با دوبله نایاب اولش را پخش کنه! با دقت گوش میکردم انگار ترانه ایست زیبا با صدای دو خواننده محبوب!

اینکه چرا دوبار دوبله شد بماند. اتفاقی است که افتاده. شاید هم باید اتفاق می افتاد. مگر نه اینست که آثار بزرگی چندبار ساخته میشوند. پس بگذار بماند.

منتظر ماندم تا نوبت هرکدام از دوبلورهای بزرگ ما برسد تا بشنوم...

اینجا فقط سلیقه ما شنوندگان است... چون واقعا از نظر فنی چیزی کم نداره... اونهم با مدیریت استاد رسول زاده

از نظر من شاید دوبله اول فضای سنگینی را حاکم میکنه اما دوبله دوم فضای خشنتر




RE: فیلمهایی که چند بار دوبله شده اند ... - ال سید - ۱۳۹۵/۶/۱۶ عصر ۰۹:۰۰

من قبل از اون که پخش شه (تو سایت شبکه نمایش نوشته بود با دوبله اول پخش خواهدشد) فکر میکردم حتما کیفیتش خیلی پایینه ولی وقتی پخش شد خیلی تعجب کردم کیفیت صداش عالی بود ولی حیف که خیلی سانسور داشت اول فکر کردم خب دوبله سینماییه ممکنه چند حلقه ازش گم شده باشه فقط اینا ازش باقی مونده باشه ولی بعد که یه نسخه دیگه ازش(همون دوبله اول) رو دیدم ،گفتم نه، انگار این خیلی کاملتر از دوبله دومشه


در مورد انیمیشن رابین هود هم بگم یه سال پیش در صداوسیما دوبله دومشو پخش کرد که کیفیت صداش تقویت شده بود و خیلی صداها شفاف بودن اون موقع ها که پخش میشد صداش کیفیت ضعیفی داشت ولی این خیلی تمیز بود یه چند تیکه ازش رو در لینک زیر قرار دادم  که امیدوارم دوستان نگاه کنن

http://s6.picofile.com/file/8266508276/robin_hood.mkv.html