تالار   کافه کلاسیک
محبوب ترين فیلم های عمر - نسخه قابل چاپ

+- تالار کافه کلاسیک (http://cafeclassic5.ir)
+-- انجمن: تالارهای تخصصی (/forumdisplay.php?fid=10)
+--- انجمن: مسابقه و نظرسنجی (/forumdisplay.php?fid=14)
+--- موضوع: محبوب ترين فیلم های عمر (/showthread.php?tid=372)


محبوب ترين فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۳/۹ عصر ۰۴:۳۷


این یکی از پرسابقه ترین بحث های تاپیک های مختلف سینمایی ، که همیشه هم جذابیت خاص خودش را دارد. فهرست بهترین فیلم های عمر همه ما ، همیشه دستخوش تغییر است. تغییری که تابعی از گذر زمان - ساخته شدن و دیده شدن فیلمهای جدید - و تغییر طرز فکر و نگاه ماست.

خوب است در این بحث "فهرست بهترین فیلمهای عمر" مان را - چه بهتر که همراه با دلیل این بهترین بودن - بنویسیم. باشد که غیر از آشنا شدن بیشتر با سلیقه های مختلف ، این بحث شاید چند سال بعد  برایمان سندی باشد برای سنجش میزان تغییر نوع نگاه مان به هنر سینما ...

ضمن اينكه اين فهرست محدوديت خاصي ندارد ، اما در صورت تمايل حداقل چند فيلم محبوب تر زندگي خود را به ترتيب اولويت شماره گذاري كنيم.





RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - سناتور - ۱۳۹۰/۳/۹ عصر ۰۸:۱۸

من چند تا فیلم هست که نمی تونم بگم اینها شماره یک یا دو هستند .فیلم های کازابلانکا،پدرخوانده 1و2 سه گانه ارباب حلقه ها،رستگاری در شاوشنگ ،هفت ،مظنونین همیشگی،بانوی زیبای من ،نیش ،خوب بد زشت،هفت سامورائی به خاطر یک مشت دلار فپرتقال کوکی وآخرین شاهکار پیتر سلرز being there (حضور)و چند تا فیلم دیگه که الان حضور ذهن ندارم.




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۰/۳/۱۰ صبح ۱۱:۰۲

با تشکر از میثم عزیز بابت مطرح کردن این موضوع همیشه وسوسه کننده و جذاب :

متاسفانه فیلمهای ارزشمند دیده نشده بسیارند ... از میان فیلم هایی که تابه حال موفق به دیدنشان شده ام  :

1) کازابلانکا : بیانگر حدیث عزت نفس و عشق ... فیلمی که خوشبختانه به دیدنش عادت نمی کنم ...

2) روزی روزگاری در آمریکا : شاهکار سرجیو لئونه ... مرثیه ای برای پایان دوستی ها ، عشق و روزگاران خوش گذشته ...

3) پدرخوانده (اولین قسمت ) : هیچ بخشی از آن اضافی نیست ... هیچ کاراکتر و ماجرایی به حال خود رها شده نیست ... و بیان اهمیت اعتقادات و خانواده ...

4) داستان توکیو : بیان رو راست و واقعی خود خود زندگی و مناسبات متاسفانه ناگزیر موجود در آن ...

5) روشنایی های شهر : نگاه زلال چاپلین به عشق ... نگاه کسی که  هنرش را قبول دارم ...

6) ده فرمان (کریشتف کیشلفسکی ) : هربار دیدنش موجب پالوده شدن و تزکیه روح میشود ...

7) Z ( کوستا گاوراس ) :  اصلا نیازی به توضیح برای ارزشمندی این فیلم وجود دارد ؟ همچنان که شاهدیم فیلمیست بدون تاریخ مصرف ...

 8) شاه لیر ( گریگوری کوزینتسف ) : یکی از موارد موفق همنشینی ادبیات و سینما ...

9) زندگی دیگران (  فلوریان هنکل فون دونرسمارک ) :  روایت حدیث دردناک دانستن در آنجا که می خواهند ندانی ...

10 ) پیش از باران ( میلچو مانچفسکی ) :نگاه فوق العاده به حماقت بشری یعنی جنگ و عواقب آن ...

......................................................................

اصولا باید لیست را در اینجا به پایان ببرم اما ای کاش میشد لااقل 5 فیلم دیگر به این فهرست اضافه کرد که اگر اینگونه بود :

11) جاده (فدریکو فلینی ) : و احساس دردناک نبودن کسی که همیشه کنارت بوده و تا بوده تو بودنش را حس نمی کرده ای ..

12 ) پرواز بر فراز آشیانه فاخته : پس از هربار دیدنش آن آدم قبلی نیستم ... و این مساله هر بار اتفاق می افتد ...

13 ) زندگی دوگانه ورونیکا (کیشلفسکی بزرگ ) : بیان نقش احساسات در ادامه زندگی و حدیث جستجوی ناامیدکننده  احساس درک متقابل در وجود دیگری ...

14) ریش قرمز : ساخته های کوروساوا تاثیرگذارند اما با وجود عشق به هفت سامورایی با این ساخته ایشان درگیرترم ... بیانگر تاثیر صحیح و ماندگار یک مراد بر مریدانش در طول زندگی  ... آری آدمی می تواند همواره بیاموزد ، تا او را که و چگونه آموزش دهد ...

15) کوآیدان (ماساکی کوبایاشی ) : با هر کدام از اپیزودهای چهارگانه اش به آرامی در وجودت

جوانه ای از اندیشه و تامل را موجب میشود ... بیان دیدگاه هایی عمیق مربوط به زندگی با استفاده از اندیشه و فرهنگ خاور دور با زیبایی تمام و آغشته به رنگ های فراموش نشدنی ...

یا حق ...




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۳/۱۰ عصر ۰۶:۱۹

با تشکر از سناتور و دون کورلئونه نازنین. واقعا لذت بردم. امیدوارم دوستان دیگر این کافه نیز به ما بپیوندند.

بی مناسبت نیست ، فهرست بهترین های عمر صاحب نظران سینما را هم در این بحث بنویسیم ، که به راستی بسیار جامع تر و ژرف تر از ما سینما را می بینند و می سنجند.

http://www.up.iranblog.com/images/phksaybyabktdqncf3.jpg

جاناتان رزنبام منتقد شهیر امریکایی ، نماینده جریان مخالف سلطه طلبی هالیوود و طرفدار سینمای اندیشمند و متفاوت ملل مختلف. ایشان علاقه خاصی به سینمای ایران دارد و سهم زیادی در معرفی این سینما در امریکا داشته است.

فیلمهای محبوب او بدون ترتیب:

خون آشامان (لوییس فیلا - 1915)

ام (فریتس لانگ - 1931)

داستان آخرین گلهای داوودی (کنجی میزوگوچی - 1939)

ایوان مخوف (سرگئی آیزنشتاین - 1945)

آقایان مو طلایی ها را ترجیح می دهند (هووارد هاکس - 1953)

سال گذشته در مارین باد (آلن رنه - 1961)

خانه سیاه است (فروغ فرخزاد - 1963) / فیلم کوتاه

گرترود (کارل تئودور درایر - 1964)

زنگ تفریح (ژاک تاتی - 1967)

هنگامی که می بارد (چالرز برنت - 1995) / فیلم کوتاه




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - اسکورپان شیردل - ۱۳۹۰/۳/۱۰ عصر ۰۸:۴۳

ده فیلم عمر من

زور که نیست ... خوشم نمیاد ! ... چرا باید ادای روشنفکرا رو دربیارم؟! ... آقایون ! خانمها ! بنده از فیلم های هنری خوشم نمیاد ! ... چرا باید الکی از ژان لوک گدار و ویم وندرس و دیوید لینچ تعریف کنم. همین جا اعتراف میکنم که از فیلم های این آقایون خوشم نمیاد ... اصلا نمی فهمم اینا چی میگن ! فیلمی مورد علاقه منه که ده بار بتونم ببینمش و هر بار هم برای من تازگی داشته باشه و از اون لذت ببرم. آره لذت ببرم! فیلمهای زیر فیلمهای تمام عمر من هستند. اگه قرار باشه تا آخر عمر منو تو یک جزیرۀ غیرمسکونی بیندازند و من فقط حق بردن 10 تا فیلم رو با خودم داشته باشم. من این ده تا فیلم رو با خودم میبرم! 

* * *

اینها ده فیلم برتر من هستند. در مورد هرکدام هم  چند خطی توضیح داده ام و نظر شخصی خود را گفته ام.

 

1-   کازابلانکا : نمیدونم این فیلم چی داره که تقریبا جزء انتخاب همه دوستانه . شاید بالای 10 بار این فیلم رو دیده باشم و هر بار برای من تازگی داره. این فیلم در خودش همه چیز داره : زندگی ، مرگ ، عشق ، نفرت ، جنگ ، نوستالژی ، موسیقی ، دوستی ، جوانمردی و ... .

2-   فهرست شیندلر : فیلمی سیاسی با نگرش غیر سیاسی و انسانی به موضوع جنگ جهانی دوم و هولوکاست. قهرمان و کاراکتر مثبت این فیلم نه یک یهودی که یک آلمانی {اتریشی}طرفدار حزب فاشیست است. واقعگرایی این فیلم معرکه است.

3-     پرتقال کوکی : نگاه کوبریک به معضل عصیان و جامعه ستیزی جوانان 

4-   بچه رزمری : رومن پولانسکی برای ساخت یک فیلم شیطانی ، نیازی به نمایش خشونت و استفاده از صحنه های خون و خونریزی و سکانس های حال بهمزن ندارد. وحشتی که این فیلم توسط صحنه های نمادین و سمبلیک و بازیهای مرموزانه بازیگران به تماشاگر منتقل میکند بسیار فراتر از فیلمهای شیطانی معمول در سینما است.

5-     فارست گامپ : هربار دیدن این فیلم در مواقعی که نومیدی بر من غلبه کرده است مفید واقع می شود!

6-     سه گانه پارک ژوراسیک : با توجه به علاقه من به زمین شناسی و تکامل ، این فیلم مورد علاقه من است. مخصوصا که کارگردان آن هم اسپیلبرگ نازنین است!

7-     افسانه خزان : دوستش دارم . دلیل نمی خواهد !

8-     سه گانه ارباب حلقه ها : معجونی با همکاری تالکین و پیتر جکسون . افسانه ای به مثابۀ واقعیت

9-   28 روز بعد : کارهای دنی بویل را دوست دارم . و این یکی از بهترینهای اوست. شهر لندن خالی از سکنه ، تاثیری شگرف روی آدم میگذارد.

10- لارنس عربستان : فیلمی در مورد ارادۀ آهنین یک انسان . مصداق بارز ضرب المثل خواستن توانستن است . با بازی یکی از غول های محبوب من : پیتر اوتول

پ ن (بعد از چند روز):  حالا که اصراری نیست که حتماً ده فیلم باشه و میشه فیلمهای دیگه ای هم اضافه کرد ، منهم چند تا فیلم دیگه همراه خودم به جزیرۀ تنهاییم میبرم :

    - مرد مرده (جیم جارموش) : حدیث مرگ و زندگی . فیلمی پر از ابهام و استعاره . کشف این استعاره ها چه لذت بخش است.

    - داستان وست ساید : از معدود موزیکالهایی که دوستش دارم. زوایایی که دوربین می گیرد بکر و بعد از اینهمه سال همچنان به روز است. دکوپاژ این فیلم میتواند کلاس درسی برای علاقمندان سینما باشد.

    -  بعضیها داغش رو دوست دارند .وای از دست جک لمون . عاشق صحنه داخل قطار هستم!

     - سه گانه پدرخوانده : حدیث "صد سال تنهایی" یک خانواده. خانواده ای  که طومارش با فریاد بیصدای مایکل کورلئونه در انتهای قسمت سوم و در هنگام کشته شدن دخترش، درهم پیچیده شد.

    - سه گانه ایندیانا جونز : ترکیب هریسون فورد و شون کانری به عنوان پدر و پسر جالب است . چهارمین ایندیانا جونز را دوست ندارم . 

 




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - FONDA - ۱۳۹۰/۳/۱۰ عصر ۱۰:۱۱

به نظر من انتخاب 10 فلیم بین این همه فیلم با ارزش تو سینما واقعا کار سختیه و باید دقت زیادی به خرج داد.  همون طور که دن ویتو کورلئونه عزیز هم گفتند فیلم های ندیده زیاد هستند. من خودم شخصا هنوز تو دیدن فیلم های ارزشمند خیلی تازه کار هستم. تو زندگیم فیلم های پوچ و مزخرف زیادی دیدم تا بالاخره سینمای واقعی رو پیدا کردم. و حالا خوشحالم که همیشه هر فیلمی رو که میبینم راضی از جلوی تلویزیون بلند میشم.

این فیلم ها رو هیچوقت فراموش نمیکنم.  بدون ترتیب خاصی :

- بر باد رفته : این فیلم از اون فیلم هاییه که هیچ وقت با گذشت زمان کهنه نمیشه . به معنای واقعی یک گنجینه.

- کازابلانکا : تنها چیزی که در مورد این فیلم میشه گفت اینه که هیچ کسی رو ، حتی یک آدمی که زیاد اهل سینما نیست و از رو ی تفریح گهگاهی فیلم نگاه میکنه  ندیدم که این فیلم رو ببینه و ازش تعریف نکنه.  بعد از 69 سال هنوز هم کلاس خاص خودش رو داره.

- پدرخوانده  : نمونه بارز یک فیلم به تمام معنا.  فرانسیس فورد کاپولا واقعا فیلم کارگردانی میکنه . . . .

- خوب بد زشت : یه جورایی مثه پدرخوانده جلوه ی هنر سینماست. دیدنش همیشه برام لذت بخشه.

- 12 مرد خشمگین :  حاضرم 10 بار پشت سر هم این فیلم رو نگاه کنم . . .

- کشتن مرغ مقلد : فیلمی که همیشه دیدنش احساساتم رو جریحه دار میکنه.

- زندگی شگفت انگیزی است  : این فیلم رو اولین بار در شب کریسمس دیدم و مطمئنم تا آخر عمر هم  خواهم دید.

- سه گانه ارباب حلقه ها : هر بار که فرصت پیدا میکنم و این فیلم رو می بینم برام یک موهبت بزرگه. آدم رو به یک دنیای دیگه میبره.

- شیرشاه : یک شاهکار. انیمیشنی که به نظرم لیاقت قرار گرفتن در بین بزرگ های سینما رو داره.

- پلیس آهنی : خب این فیلم ریشه در دوران کودکی من داره. هنوزم از لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیه این فیلم لذت میبرم. فکر میکنم بیشترین فیلمی که تا حالا تو عمرم دیده باشم همین فیلم باشه. پلیس آهنی به همراه ترمیناتور 2 از نظر من بهترین فیلم های علمی تخیلی سینما هستن.

- جن گیر : این فیلم تا ابد بر فیلم های ترسناک سینما فرمانروایی خواهد کرد. اگر جن گیر نباشه به نظرم ژانر وحشت نصف ارزش خودش رو از دست خواهد داد.

11 تا شد ولی مشخصه فیلم هایی که همه دوست داریم در این تعداد نمی گنجه.

 ولی دلم نمیاد این یکی رو نام نبرم :

- تایتانیک : به نظرم تمام اسم و رسمی که این فیلم داره همگی به شایستگی و به حقه.




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - california - ۱۳۹۰/۳/۱۱ صبح ۰۲:۲۳

خب بنظرم بهترین چیز تو دنیا تماشاکردن یه فیلم دلچسبه...

ولی طبق فرمایشات جناب اسکورپان شیردل اگه قرار باشه تا آخر عمر تو یک جزیره غیر مسکونی مستقر باشیم و فقط حق بردن 10 فیلم رو با خودمون داشته باشیم :

1- بهشت(2002) : این فیلمو خیلی دوست دارم...شاید زیباترین درامی که تا بحال دیدم...با بازی زیبای کیت بلانشت و جیووانی

2-مستاجر(1976) : خب بنظرم یکی از بهترین بازی های پولانسکی محسوب میشه

3- بچه رزمری(1968) : وقتی میا فارو بازیگر و پولانسکی کارگردان باشه همچین شاهکاری از آب در میاد...حالا همین فیلم رو میدادن هیچکاک کارگردانی کنه" قول میدم نقش اول رو میداد به یه پیرزن و یه فیلم آبکی مثلا دلهره آور مثل روانی از آب در میومد

4- خون آشام کش های بی باک(1967) : بخاطر علاقه شدید به شرون تیت

5-سرگذشت عجیب بنجامین باتن(2008) :فکر نکنم درباره این فیلم نیازی به توضیح باشه

6- یکشنبه غم انگیز(1999): ارزش بارها دیدن را دارد

7- آبی بیکران(1988)

8-جک و سارا(1995)

9-کی پکس (2001)

10-دختری که پایین خیابان زندگی می کند...




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - زبل خان - ۱۳۹۰/۳/۱۱ صبح ۰۶:۰۶

چند تا فیلم هستن که همیشه برام بهترین بودن..

قیلم این گروه خشن  که فیلمی هست دیدنی وسرشار از لحظه های بیاد ماندنی وبازیگران بزرگی همچون ویلیام هولدن وارنست بورگناین ورایان و کارگردانی سام پکین پای بزرگ..

قتل در قطار سریع السیر شرق ساخته سیدنی لومت فقید..مخصوصا از بازی البرت فینی که در نقش هرکول پوارو بازی کرده خیلی خوشم میاد..

اخر الزمان {اپوکالیتو}که مل گیبسون در سال 2006 ساخت..کلا با گیبسون خیلی حال می کنم میهن پرست وشجاع دل هم که ساخته ،فیلمهای خوبی هستن

کازابلانکا و همفری بوگارت  واینگرید برگمن که به نظر میرسه تا ابد ماندگار هستن مخصوصا اون سکانسی که مردم در کافه ریک اهنگ مارسییز می خونن..

فهرست شیندلر که همیشه با دیدنش بیشتر به بزرگی اسپیلبرگ پی می برم..

پیانیست ساخته پولانسکی که باید اعتراف کنم پای این فیلم خیلی گریه کردم..

فعلا تا بعد:eee2




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۳/۱۱ صبح ۰۹:۲۷

با تشكر از حضور دوستان عزيز در اين بحث.

بدون شك ميزان هماهنگي فيلمها با روحيات و اعتقادات افراد تاثير بسياري در فهرست فيلمهاي محبوبشان مي گذارد. لزوما نبايد همه "همشهري كين" را فيلم محبوبشان بدانند ، گو اينكه شايد روي "بهترين" بودن آن اجماع بيشتري وجود داشته باشد.

http://www.up.iranblog.com/images/4qhrur7h6xa2zyf2fbe4.jpg

آندره بازن (1918 - 1958) منتقد مشهور ، كه بي شك جزئي از تاريخ هنر سينماست. بي او سينما هنري در شكل امروزي اش نمي توانست باشد و به بسياري از شاهكارهاي امروزش نمي توانست افتخار كند! او يكي از موسسان كايه دو سينما بود و پايه گذار نظريه ميزانسن. او تاثير فراواني روي منتقدين و سينماگران بعد از خود نظير تروفو ، گدار و آلن رنه و ... گذاشت. كتاب "سينما چيست؟" او - كه به فارسي هم ترجمه شده - همچنان الهام بخش بسياري از عاشقان سينماست.

فيلمهاي محبوب او :

1- خون آشامان (لوييس فيلا - 1915)

2- زائر (چارلي چاپلين - 1923)

3- شكوفه هاي شكسته (د. و. گريفيث - 1919)

4- طلوع (ف. و. مورنائو - 1927)

5- حرص (اريك فون اشتروهايم - 1924)

6- قواعد بازي (ژان رنوار - 1939)

7- روز بر مي آيد (مارسل كارنه - 1939)

8- روبهان كوچك (ويليام وايلر - 1941)

9- خانم هاي جنگل بولوني (روبر برسون - 1945)

10- دزد دوچرخه (ويتوريو دسيكا - 1948)




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - Classic - ۱۳۹۰/۳/۱۱ عصر ۰۲:۲۶

میثم عزیز یک تاپیک واقعا بی رحمانه و در عین حال بسیار جذاب را شروع کرده اند. بی رحمانه از این جهت که تعداد فیلم ها را محدود به ده عنوان کرده اند اما همه  می دانند که این انتخاب با وجود سختی هایش ، همواره برای سینما دوستان قلقلک آمیز بوده و خواهد بود. البته بهترین راه حل برای این انتخاب مشکل ، همان ایده جزیره تنهایی است یعنی همان جایی که کسی (‌از منتقدان و روشنفکرنماها ! ) نیست که به آدم خرده بگیرد ؛ پس می توان با خیال راحت هر فیلمی که از ته قلب به آن عشق می ورزیم انتخاب کنیم . فیلم هایی که از تماشای چندباره آنها نه تنها خسته نمی شویم بلکه انرژی می گیریم.

 کازابلانکا : انتخاب اول ، در وصف آن همین بس که دلیل علاقه ام به سینما و ایجاد سایت ایران کلاسیک و بعدا کافه کلاسیک تنها به خاطر جادوی سحرآمیز این فیلم بوده است.

پدرخوانده : سینمای بی نقص ، اوج تکنیک و هنر فیلمسازی . قسمت های 2 و 3 آن فیلم های بسیار خوبی هستند اما به نظر من  قسمت 1 آن یک شاهکار تمام عیار است.

این گروه خشن: در جدال بین این فیلم و فیلم "هفت دلاور" ، این یکی برنده شد چون شهید بیشتری در آن وجود داشت ! شهادت و فداکاری در معنای واقعی اش را می توان در این فیلم دید. شخصیت پایک بیشاب در این فیلم کم نظیر است.

مرد سوم : نماها و قاب های تحسین برانگیز فیلم در کنار سایه سنگین اورسن ولز دوست داشتنی بر تمام فیلم و بازی جذاب جوزف کاتن که من همیشه دوست اش داشته ام.

بدنام :  اینکه در فهرست Top 10 ام فیلمی از کارگردان محبوبم (‌آلفرد هیچکاک ) نباشد گناه کبیره است پس در انتخابی سخت بین سایه یک شک ، روانی ، پنجره عقبی و بدنام ، آخری را انتخاب میکنم به خاطر اینکه کری گرانت دارد ، اینگرید برگمن دارد ، و  هم نوآر و هم عاشقانه است. دو ژانری که من همواره دوست داشته ام . علاوه بر اینها زوج گرانت - برگمن ،  شیمی بی نظیری دارند حتی بیش از زوج برگمن - بوگارت !

سانست بولوار :  در انتخاب یک فیلم از بیلی وایلدر هم کشمکش شدیدی بین آپارتمان، سانست بولوار و ... داشتم به خصوص اینکه جک لمون محبوب در آپارتمان است با این وجود به نظرم سانست بلوار در کلیت اثر ( بدون توجه به بازیگری ) بر آپارتمان برتری دارد و یک شاهکار واقعی است. سکانس اول و آخر فیلم در تاریخ سینما  بی نظیرند.

روشنایی های شهر :  تنها فیلم سینمای صامت در لیست من . در انتخاب یک فیلم از چارلی چاپلین همیشه انتخاب ام این یکی بوده است. سکانس نهایی فیلم اینقدر قوی است که در تماشای چندین باره اش ، باز چشم  خیس می شود. هنر انتقال حس و حال .

نینوچکا :  این فیلم زیبا و کم ارج نهاده شده را باید بیشتر دید. عاشق سیر تحول شخصیت نینوچکا با بازی تحسین برانگیز گرتا گاربو هستم. دیالوگ های پرمغز و زیبایی فیلم در کنار فیلمنامه وایلدری اثری تماشایی ساخته است.

خوب ، بد ، زشت :  به نظر من زیباترین فیلم وسترن که بدون شعارگرایی حرف خودش را می زند. می توان صد بار این فیلم را دید و باز سیر نشد. همین سیر نشدن از یک فیلم برای شاهکار قلمداد شدنش به تنهایی کافیست.

ترمیناتور 2 :  تنها فیلم مدرن در لیست من . فیلمی که به دلیل استفاده درست از جلوه های ویژه کامپیوتری نه مانند برخی فیلم های امروزی کارتونی شده و نه داستان اش غیر عقلانی و بیش از حد تخیلی است. در حالیکه بیشتر قهرمانان مدرن ، پهلوان پنبه و کارتونی هستند ، آرنولد ماشینی است باور پذیر ،  معقول و دوست داشتنی ؛ تا جاییکه در پایان فیلم به خاطرش بغض می کنیم .

و بلافاصله بعد از اینها ...

سینما پارادیزو - سایه یک شک - آپارتمان - کامیل - مسیو وردو - دکتر استرنج لاو - هوش مصنوعی - شاهین مالت - پرواز بر فراز آشیانه فاخته - عصر جدید - محله چینی ها  - ریوراوو - هفت دلاور - لورنس عربستان - توپ های سن سباستین - گلادیاتور - سابرینا - پنجره عقبی - مرد (‌هومبره )‌ -  همه شاهکارهای  آلفرد هیچکاک ، بیلی وایلدر ، چاپلین و  لورل هاردی - و نوآرها ...

پ.ن:  هنوز چند دقیقه از ارسال این پست نگذشته بود که عذاب وجدان مرا فرا گرفت . اینکه چرا برخی فیلم ها را نیاورده ام و کلی اما و اگر دیگر ... !  واقعا که عجب بازی مشقت باری است این انتخاب بهترین ها.




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۳/۱۱ عصر ۰۴:۲۱

(۱۳۹۰/۳/۱۱ عصر ۰۲:۲۶)IranClassic نوشته شده:  

میثم عزیز یک تاپیک واقعا بی رحمانه و در عین حال بسیار جذاب را شروع کرده اند. بی رحمانه از این جهت که تعداد فیلم ها را محدود به ده عنوان کرده اند اما همه  می دانند که این انتخاب با وجود سختی هایش ، همواره برای سینما دوستان قلقلک آمیز بوده و خواهد بود. البته بهترین راه حل برای این انتخاب مشکل ، همان ایده جزیره تنهایی است یعنی همان جایی که کسی (‌از منتقدان و روشنفکرنماها ! ) نیست که به آدم خرده بگیرد

.....

پ.ن:  هنوز چند دقیقه ز ارسال این پست نگذشته بود که عذاب وجدان مرا فرا گرفت . اینکه چرا برخی فیلم ها را نیاورده ام و کلی اما و اگر دیگر ... !  واقعا که عجب بازی مشقت باری است این انتخاب بهترین ها. 

قطعا يكي از دلايلم براي ايجاد اين تاپيك اين بوده كه نظر شخص شما را بدانم ، ايران كلاسيك عزيز! از خواندن مطلب زيباي شما بسيار لذت بردم.

فكر مي كنم قرار دادن فهرست محبوب هايم در اولين پست اين بحث ، كمي كژتابي ايجاد كرده! اين بحث محدوديت خاصي ندارد و كاملا آزاد است. اينكه من فقط ده مورد را نوشته ام يك سليقه شخصي بوده. خوب است آن پست را ويرايش كنم!

با نظرت درباره جزيره تنهايي موافقم ، خودم هم اين فهرست را از جزيره تنهايي ام آورده ام! چيز غريبي است اين جزيره تنهايي! تا دو سال پيش سوگلي فيلمهاي اين جزيره براي من دختر خداحافظي (هربرت راس - 1977) بود! بي صدا و به دور از هياهوي روشنفكرنمايان! با آن خلوت مي كردم ، اما ديگر آن را مثل دو سال پيش دوست ندارم. يك جور حس بي خيالي - در آن موقع برايم - خوشايند در آن بود كه ديگر مرا خوش نمي آيد. حالا ديگر حس مي كنم به من دروغ مي گويد و زندگي و روابط به اين راحتي ها هم درست بشو نيست! حالا اين فيلم برايم جايش را به شاهكار هم سن و سال و البته تلخ انديش ترش داده است . آني هال (وودي آلن) ... ! و صد البته جادوي آزاردهنده و ناخوشايند - اما ملموس براي من - برتولوچي و براندو كه جاي خود دارد!

فهرستم را از پست اول با تغييراتي به اينجا منتقل مي كنم :

1- آخرین تانگو در پاریس (برناردو برتولوچی - 1972) / تصویری هنرمندانه از تنهایی در تنهایی آدم های مسخ شده دنیای امروز و فردا ... برتولوچی و براندو برایم "هنر" را معنی کردند! این فیلم را خیلی دیر دیدم ، اما چه بسا اگر زودتر می دیدم به این خوبی حسش نمی کردم. دلزدگی این روزهای من از دنیا و آدمهایش بی شباهت به احساس پل (مارلون براندو) نیست!

2- آنی هال (وودی آلن - 1977) / کدام فیلم به این زیبایی ، تو خالی بودن زندگی و عشق و روابط و ماندگاری هنر و نقش آن در تزکیه و آرامش بشر امروز را ، به تصویر کشیده است؟

3- جنگل آسفالت (جان هیوستون - 1950) / شاهکاری دست نیافتنی در دنیای فیلم نوار. تصویر صادقانه و تلخی از دنیا و آدم های تباه شده.

4- دکتر استرنج لاو (استنلی کوبریک - 1964) / تصویری هنرمندانه و بی رحمانه از نابودی جهانی با کبریت حماقت قدرتمداران.

5- راننده تاکسی (مارتین اسکورسیسی - 1976) / فساد و تباهي تمام نشدني زير پوست شهر و هزاران آيريس ديگر كه نجات پيدا نكردند.

6- هفت سامورایی (آکیرا کوروساوا - 1954) / حكايت ازلي و ابدي تنهايي قهرمانان.

7- جولیا (فرد زینه مان - 1977) / انقلابيون هم به اندازه ديكتاتورهايي كه با آنها مي جنگند بي رحم اند و فرصت طلب ، و در اين بين قربانيان و شكست خوردگان آرمانگراهايي هستند چون جوليا ...

8- هملت (گریگوری کوزینتسف - 1964) / شاهكاري فناناپذير در ترديد عشق و انتقام و وحشت مرگ!

9- ژنرال (باستر کیتون - 1927) / تصويرگر پوچي دنيايي كه فقط يك جوانك لاغر و نحيف و عاشق پيشه مي تواند قهرمان جنگ باشد!

10- محله چینی ها (رومن پولانسکی - 1974) / تصوير دنيايي پر از بي اعتمادي و بي رحمي و ترس و وحشتي كه ناشي از بديهي شدن و نهادينه شدن اين بي رحمي در اين دنياست.

و به اين جمع اضافه شود : جاده (فدريكو فليني - 1954) ، فارگو (جوئل كوئن - 1995) ، گنج هاي سيه را مادره (جان هيوستون - 1948) ، پرواز بر فراز آشيانه فاخته (ميلوش فورمن - 1975) و .... 





به رسم انتخاب 10 فیلم - MunChy - ۱۳۹۰/۳/۱۱ عصر ۰۵:۰۰

خارجی (به ترتیب سال ساخت)

جادوگرِ آز - The Wizard of Oz (محصول 1939 / به کارگردانی ویکتور فلمینگ و دوستان)

غرامت مضاعف - Double Indemnity (محصول 1944 / به کارگردانی بیلی وایلدر)

زندگی محشری است - It's a Wonderful Life (محصول 1946 / به کارگردانی فرانک کاپرا)

سانست بولوار - Sunset Boulevard (محصول 1950 / به کارگردانی بیلی وایلدر)

آواز در زیر باران - Singin' in the Rain (محصول 1952 / به کارگردانی استنلی دانن و جین کلی)

مرد عوضی - The Wrong Man (محصول 1956 / به کارگردانی آلفرد هیچکاک)

سرگیجه - Vertigo (محصول 1958 / به کارگردانی آلفرد هیچکاک)

درخشش - The Shining (محصول 1980 / به کارگردانی استنلی کوبریک)

اد وود - Ed Wood (محصول 1994 / به کارگردانی تیم برتون)

یادگاری - Memento (محصول 2000 / به کارگردانی کریستوفر نولان)




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۳/۱۱ عصر ۰۶:۲۲

1-کازابلانکا

2 - ماجرای نیمروز

3- سه گانه پدر خوانده

4 -لئون

5- سینما پارادیزو

6-مالنا

7-غریزه اصلی

8- شکلات

9-بیمار انگلیسی

10- افسانه 1900

11- افسانه پاییزی

12- شیکاگو

13-کوهستان سرد

13-دست چپ خدا

14-دختر از هم گسیخته

15-جن گیر

فیلمهای ایرانی

سوته دلان

داش آکل

قیصر

گوزنها

آقای جاهل

باشو عریبه کوچک

در امتداد شب   و ...




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - سروان رنو - ۱۳۹۰/۳/۱۱ عصر ۰۸:۳۹

ما هر چی جلو خودمون رو گرفتیم که از این نوع تاپیک ها نزنیم آخرش از پشت خنجر خوردیم :haha::

چه تاپیک خوبی شده .  به خصوص که قراره دلیل انتخاب هر فیلم هم نوشته بشه . البته ما گذاشتیم از روی دست دوستان تقلب کنیم و آخر کار لیست بدیم :blush:

کاش  مونچی و بهزاد جان هم مثل بقیه دوستان توضیح کوتاهی جلو عنوان فیلم ها می نوشتند و دلیل انتخاب آن فیلم را می گفتند اینطوری جذاب تر و مفیدتره.




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - زبل خان - ۱۳۹۰/۳/۱۲ صبح ۱۲:۲۴

این چند تا فیلم هم به لیست قبلیم اضافه می کنم مضاف بر اینکه خیلی سخته انتخاب تعدادی از بین دهها فیلم خوب تاریخ سینما..

فیلم طالع نحس قسمت اول که اینو توی دوران نوجوانی دیدم و تا یه مدتی همه سگها را فرستاده شیطان می دیدم..هم دوبله خوبی داره با وجود اینکه این فیلم در اعتصاب دوبلورها ،دوبله شد..{با بازی گریگوری پک ولی رمیک} وهم صحنه ها وسکانس های خوبی داره که ترس را به زیبائی به ببینده ش منتقل می کنه..

فیلم "میم مثل مادر"ساخته زنده یاد رسول ملاقلی پور"یادمه این فیلم را به همراه باجناقم دیدم! ونکته خیلی جالب باجناقم یواشکی داشت گریه می کرد ..}هر وقت  تصویرملاقلی پور را می بینم بی اختیار به یاد پیراهن نارنجیش می افتم که چند سال پیش توی برنامه های فیلمهای جنگی"مجید صالح اعلا شرکت کرده بود"و همیشه این جمله ش به یادم مونده که گفت"بزرگترین افتخار زندگی من اینه که دوست پولداری ندارم"

{واقعا بعضی ها با رفتنشون جاودانه میشن}{ناصر عبداللهی هم دو سه ماه قبلش رفته بود}

فیلم عمر مختار هم که مصطفی عقاد ساخت هم زیبا هست..

فیلم تحسین شده هفت که سالها بعد  از ساختنش معلوم شد دیوید فنیچر چه شاهکاری ساخته..

فعلا تا بعد :eee2:llerr




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۳/۱۲ عصر ۰۴:۱۹

(۱۳۹۰/۳/۱۱ عصر ۰۸:۳۹)سروان رنو نوشته شده:  

ما هر چی جلو خودمون رو گرفتیم که از این نوع تاپیک ها نزنیم آخرش از پشت خنجر خوردیم :haha::


شرمنده سروان رنوی عزیز! باور کن اگر می دانستم ناراحت می شوی این بحث را ایجاد نمی کردم.

ولی خوب در این کافه و در این شاخه بحثها وقتی بحث "بازیگران محبوب" ، "دوبلورهای محبوب" ، "دوبله های محبوب" و ... وجود دارد ، قبول کنید که جای بحث "فیلمهای محبوب" خالی است!

این بحث هم در جای مناسب خودش قرار داده شده و بحثهای مفید دیگر را تحت الشعاع قرار نمی دهد. ضمن اینکه نوشته های اکثر دوستان - دون کورلئونه ، ایران کلاسیک و امیدوارم به زودی جان دو ، رامین ، دلشدگان ، بانو و دیگر دوستان - بسیار آموزنده و فرح بخش است. حتي اگر دوستان فقط به آوردن نام فيلمهاي محبوبشان اكتفا كنند - مثل بهزاد نازنين - حد اقل فايده اش اين است كه با نظراتشان آشنا مي شويم. به عنوان مثال من هنوز فيلم غريزه اصلي را نديده ام ، هيچ وقت هم فكر نمي كردم فيلم خوبي باشد ، اما حالا كه بهزاد اين فيلم را جز محبوب ترين فيلمهايش معرفي كرده به شدت مشتاق شده ام تماشايش كنم. چون مي دانم بهزاد انتخاب سطحي نمي كند پس اين فيلم بايد چيزي در چنته داشته باشد! نتيجه از اين بهتر؟!

http://xm.netne.net/images/9cec6d4d21b5.jpg

ديويد بوردول منتقد مشهور امريکايي و یکی از دو نویسنده کتاب ارزشمند هنر سینما

 

فهرست فيلمهاي محبوب او :


1-      دوشيزگان روشفور (ژاک دمي - 1967)

2-      اول تابستان (ياساجيرو ازو - 1951)

3-      زنگ تفريح (ژاک تاتي - 1967)

4-      مباشر سانشو (کنجي ميزوگوچي - 1954)

5-      زير درختان زيتون (عباس کيارستمي - 1994)

6-      آدم هاي ساده (هال هارتلي - 1992)

7-      جنايت موسيو لانژ (ژان رنوار - 1936)

8-      ضيافت چيني (تسوي هارک - 1995)

9-       منشي همه کاره او (هووارد هاکس - 1940)

10-     مرا در سنت لوييس ملاقات کن (وينسنت مينه لي - 1944)

 

بخشي از مقاله "نقد در بحران" نوشته بوردول ، که بي ارتباط با اين فهرست و اين بحث و "جزيره تنهايي" نيست:

« ... بگذاريد به مقولة ارزش‌گذاري نگاهي دقيق‌تر بيندازيم. اگر من بگويم معتقدم دوشيزگان روشفور (ژاك دمي) فيلم خوبي‌ست، شايد دارم مي‌گويم از آن خوشم مي‌آيد. اما لزوماً اين‌طور نيست. ممكن است از فيلم‌هايي خوشم بيايد كه معتقد نيستم فيلم‌هاي خوبي هستند. شخصاً از فيلم‌هاي متوسط هنگ‌كنگي خوشم مي‌آيد چون مي‌توانم نخ‌هاي اتصال‌شان را به تاريخ محلي و تاريخ سينما ببينم، چون تماشاي برخي بازيگران‌شان برايم لذت‌بخش است، چون مي‌كوشم برخي محل‌ها را در آن جغرافيا به جا بياورم. اما نمي‌گويم چون من از آن‌ها خوشم مي‌آيد آن‌ها فيلم‌هاي خوبي هستند. همه‌مان لذت‌هاي توام‌ با عذاب‌وجدان [guilty pleasure] داريم – برچسبي كه ايجاد شده بود براي مشخص كردنِ  فيلم‌هايي كه به ما لذت مي‌دادند، حتي اگر با هيچ معيار گل‌وگشادي خوب محسوب نمي‌شدند.

البته اين فيلم‌ها به‌شكل فاجعه‌وار هم بد نيستند. دوشيزگان روشفور را خيلي دوست دارم. فيلم محبوب من از ژاك دمي‌ست و آن‌ را هر موقع و هر جايي كه باشد تماشا مي‌كنم. هميشه حالم را خوب مي‌كند. از آن فيلم‌هايي‌ست كه مي‌برم به جزيرة تنهايي‌ام. اما خوب مي‌دانم كه اين فيلم ايرادهاي خودش را دارد. زيادي ساده و شماتيك و قابل پيش‌بيني‌ست، و شايد زيادي مي‌كوشد هم بي‌آلايش باشد هم خودآگاه. به‌لحاظ هنري مثل زنگ تفريح (تاتي) در حد كمال يا مثل همشهري كين جسورانه يا مثل...  نيست. فقط به‌نوعي حرف‌هايي دارد براي من.

نكته اين است كه ارزش‌گذاري هم شامل قضاوت مي‌شود و هم سليقه. مطابق سليقه چيزي‌ست كه آدم را هيجان‌زده مي‌کند ..... »

ترجمه مجيد اسلامي / به نقل از وبلاگ هفت و نیم / اينجا بخوانيد




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - california - ۱۳۹۰/۳/۱۶ صبح ۰۶:۰۶

فکر کنم تا پایان دنیا این بحث بهترین"شیرین ترین بحث راجع به سینما باشه والبته بحثی که هیچ وقت به جای نمیرسه چون سلیقه ایه و  مثل اثر انگشت هر کسی ممکنه شبیه هم باشه و لی هیچ وقت مثل هم نیست...

من که نمی تونم حتی ده تا از بهترین کارگردانهایی که ازشون فیلم دیدم رو انتخاب کنم و خیلی از بزرگترین های سینما رو فقط در حد اسم میشناسم.

كاش این سوال رو میشد بر اساس ژانر فیلم ها جواب داد...

حالا که فیلم های محبوب از مرز عدد 10 تجاوز کرده جای داره که یکی از فیلمهایی رو که اخیرا موفق به تماشای آن شدم اضافه کنم تا از بقیه دوستان عقب نمانم:!z564b

درخت زندگی(2011) : بدون شک یکی از بهترین های تاریخ سینماست.

"درخت زندگی" به سختی می تونه تماشاگران عادی سینما را با خودش همراه کنه...و حتی بسیاری از منتقدان هم در مقابله با این اثر واکنش هایی متفاوت نشان خواهند داد.شاید برخی از آنان نتوانند ارتباطی میان موضوع آغاز زندگی بشری در کره زمین و مشکلات زندگی یک خانواده در تگزاس دهه 1950 پیدا کنند.

درخت زندگی" پاسخی به پرسش های آدم های مذهبی و متفکرانی است که در هزاره سوم دغدغه هایی فلسفی و شخصی دارند...

به ویژه با بازی بسیار زیبای برد پیت که یکی از بهترین نقش آفرینی های کارنامه بازیگری وی میباشد...

در این فیلم موسیقی متن نقشی به مراتب مهم تر از دیالوگ ها بر عهده دارد."درخت زندگی" از مجموعه ای غنی از آثار موسیقی کلاسیک بهره می گیرد.قطعاتی از باخ ، برامس ، برلیوز ، مالر ، هولست ، رسپیگی ، گورچکی و دیگران در کنار قطعات موسیقی متن ساخته شده توسط آلکساندر دسپلا در فیلم به گوش می رسد.انگار که به تماشای اثری از استنلی کوبریک نشسته ایم...




فهرست بهترین فیلم های عمر - بانو - ۱۳۹۰/۳/۱۷ عصر ۰۹:۳۹

با تشکر از میثم عزیز، باز ایجاد یک تاپیک "فردی - اجتماعی" دیگر...

دوستان گفته بودند با ذکر دلیل... معتقدم عاشقیت دلیل نمی خواهد، توجیه می طلبد....پس، این هم بخشی از علایق من و توجیهات قلبی ام....

 مادر : مادرم را دوست دارم... خاصه وقتی شاعرانه مدح شود... توجیه بیش از این؟!

چه سبز بود درۀ من : نمی دانم چه بود در دل این داستان سادۀ همه فهم، عاشقانه، رویاگونه، نجیب و ... آن کشیش دست نیافتنی و آن دختران زیبا و فرشته سیما... کاش خانۀ ما هم کنار معدن بود! فقط هیچگاه نه شغل مردانمان به خطر می افتاد و نه زمین می لرزید....

داشتن و نداشتن: همیشه آن شیطنت درونی ام خواسته تا یک مرد بد خلق و مغرور را آزار دهم! موفق نبوده ام چون... باکال نیستم!! مردان نیز چندان بوگارت جلوه نمی کنند... اصولا همۀ ما و زندگی، عادی تر و ساده تر از این حرفهاییم.......!

کازابلانکا : بوگارت عاشق و مغرور، بدخلق و عبوس، ویکتور لازلوی میهن پرست و جسور، و یک الزای زیبا که هرچقدر فکر می کند نمی تواند میان عشق و عقلش داوری کند... راستی اگر در چنین موقعیت تاکید می کنم وحشتناکی! گیر می افتادیم، کدامین سمت را برای عاشق شدن بر می گزیدیم....؟!

عشق در بعد از ظهر : اگر پدر من هم کارآگاه بود، اگر مجرم پرونده اش گاری کوپر بود، و اگر من نیز ادری هپبرن بودم....رویایی شیرین تر از این؟! فقط نمی دانم خداوند اینهمه ذکاوت و قدرت بداهه پردازی را نیز به من هدیه می کرد یا خیر؟!

تعطیلات رمی : پرنسسم، برنامۀ روزانه ام دشوار است و ملال آور... بگذار ببینم... تصمیم درست؟! به حتم فرار می کردم چرا که نه؟! در خیابانها گریگوری پک انتظارم را می کشد!! افسوس که رویاها چقدر از واقعیت دورند....

روشناییهای شهر : چقدر زندگی با کسانی که نادیده دوستت دارند، زیباست...کسانی که نه چهره ات را می ستایند و نه ثروتت را... تورا و فقط تورا دوست دارند و مهربانی ات را....

داستان استریت : آرامش... آرامش.... و باز هم آرامش...

معجزه در میلان : آرزویم بود آن کبوتر جادویی را داشتم...آنوقت، چه می کردم؟! خودم را همرنگ... هم شکل... یا نه، اورا همرنگ...هم شکل.... یا نه، جنگ را فقر را، سنگدلی را... همه را .... آه که چقدر تصمیم گیری مشکل است.... اگر آن کبوتر را داشتم...اگر آن کبوتر را داشتم....

ارباب حلقه ها : همیشه دلم خواسته زمین دست انسانها بیفتد... لزوما قرار نیست دیو و دد با آن سیمای کریه و هیبت نازیبا باشند تا بترسیم... گاه، دیدن حتی یک عمل که از نوع "انسان" انتظار نداریم، مارا تا سر حد جنون از نابشری بشرگونه ها می ترساند.... کاش زمین دست انسانها بیفتد....

بامهر...بانو




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - رامین_جلیلوند - ۱۳۹۰/۳/۱۷ عصر ۱۰:۲۰

عالیه!
مانند همیشه کلمه بالا را با صدای حسین عرفانی در بازی ریپلی گفتم!

بارها و بارها در اینترنت و زندگی واقعی با پرسش محبوب ترین فیلم و محبوب ترین کتاب خود مواجه شده ام و همیشه گفته ام بیشتر از آن می باشند که بتوانم یک لیست ده تایی بدهم.
ببینید هر فیلم با توجه به احساسی که در زمان دیدنش به شما دست می دهد برای شما محبوب می شود. حالا آن احساس می تواند نزدیکی که به شخصیت ها و دیالوگ های فیلم در آن لحظه دارید باشد- آن احساس می تواند تلخ و یا شیرین باشد
و یا می تواند خاطره ای باشد که با عزیزی و یا عزیزانی آن فیلم را دیده اید. آن خاطره بازهم می تواند تلخ و یا شیرین باشد.

و یا می تواند لحظه ای باشد که شما می دانید عاشق فیلم و سینما شده اید. آن لحظه است که یک موسیقی متن تار و پود شما تسخیر می کند یا بازیگری و حالت چشم های یک بازیگر شما را میخکوب می کند....

کاملا احساس میثم عزیزم را درک می کنم وقتی می نویسد دختر خداحافظی را در خلوت خود می دیده است..احساسی است که من هنوز بعد از گذشت 30 سال به بن هور و داستان وست ساید دارم.....
در این تاپیک خواهم نوشت ولی با اجازه دوستان فیلم هایی را نام می برم که در هر لحظه و هر زمانی حاظر به تماشا کردنشان می باشم از ده تا بیشتر خواهد بود ولی در مورد هر فیلم دلایل شخصی خود را هم خواهم نوشت.......




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - soheil - ۱۳۹۰/۳/۱۸ صبح ۱۰:۵۵

(۱۳۹۰/۳/۱۷ عصر ۱۰:۲۰)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

ب هر فیلم با توجه به احساسی که در زمان دیدنش به شما دست می دهد برای شما محبوب می شود.

حرف من را مو به مو زديد رامين عزيز.

اتفاقا" يكبار كه از عباس كيارستمي هم در اين مورد پرسيده بودند همين دليل را ذكر كرد.

من هم دوست دارم در اين تاپيك بيشتر از فيلمهاي محبوب صحبت كنم تا بهترين فيلمها.

كه اين 2 مقوله با هم متفاوت است.

به عنوان مثال گربه روي شيرواني داغ فيلم محبوب من است.چون در زمان ديدن فيلم احساسي نرديك به بازيگر اين فيلم داشتم.




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۳/۱۸ صبح ۱۱:۵۹

خواندن نوشته هاي بانو و رامين عزيز حس عجيب و غير قابل توصيفي به آدم مي دهد.

آدم وقتي بزرگ مي شود در تمام زمينه ها بي نهايت محافظه كار مي شود ، بدتر از همه در خرج كردن علايقش به چيزهايي كه قبلا بسيار دوستشان داشت! به قول ژان (ماريا اشنايدر) در آخرين تانگو در پاريس : بزرگ شدن بدترين جنايته!

اين بريدن از گذشته براي خود من دردناك و البته غير قابل اجتناب بوده. اين بحث را هم بيشتر به خاطر غليان حس سادومازوخيستي در رجوع به علايق گذشته شروع كرده ام!!

چه شب هايي كه با دوست اينك سفر كرده ام ، مهدي ، با شوري وصف نشدني به تماشاي طولانيترين مسافت (رابرت آلدريج) ، فرار به سوي پيروزي (جان هيوستن) ، يك دو سه ربودن پلهام (جوزف سارجنت) و  فرار بزرگ (جان استرجس) مي نشستيم. اما حالا .... ! به سختي مي توانم مثل سابق دوستشان داشته باشم!

براي همين مي ترسم فيلم جادويي عروج (لاريسا شيپيتكو) - فيلمي كه اولين بار با آن عاشق صداي ملكوتي ناصر تهماسب شدم - را هم دوباره ببينم. مي ترسم آن را هم ديگر دوست نداشته باشم.... واقعا كه بزرگ شدن بدترين جنايت است!

بانوي گرامي از دوست داشتن هاي بي ديدن گفتند. چقدر گوزن ها را پيش از ديدنش دوست داشتم. عاشقش بودم! عاشق مناعت طبع سيد حتي موقع درماندگي ، عزت نفس قدرت ، جادوي رفاقت و مردانگي ... بي آنكه فيلم را ديده باشم فقط از روي شنيده هايم با هيجاني وصف ناپذير اين فيلم را در ذهنم اكران مي كردم ! تا اينكه اين فيلم را ديدم. نه اينكه دوستش نداشته باشم كه فيلم محبوب من است. اما هنوز هم گوزن هايي كه نديده ام فيلم محبوب تر من است!

**************************************************

بي صبرانه منتظر نوشته هاي رامين هستم.

از سهيل عزيز بابت يادآوري به جايشان ممنونم. عنوان بحث ويرايش شد.




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - soheil - ۱۳۹۰/۳/۱۸ عصر ۰۱:۵۴

(۱۳۹۰/۳/۱۸ صبح ۱۱:۵۹)ميثم نوشته شده:  

از سهيل عزيز بابت يادآوري به جايشان ممنونم. عنوان بحث ويرايش شد.

البته دوست عزيز قصد نداشتم عنوان مطلب را عوض كنم فقط قصدم اين بود كه بين فيلمهاي خوب و فيلمهاي محبوب تمايزي قائل شويم.

مثالي براي اينكه منظور را بهتر برسانم:

در ميان وسترن هاي سرجو لئونه بيشتر سينما دوستان خوب،بد،زشت يا روز روزگازي در غرب را بهترين فيلم او مي دانند.اما فيلم محبوب من به خاطر چند دلار بيشتر است.

كه دلايلش را رامين عزيز به بهترين شكل بيان كردند.




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۳/۱۸ عصر ۰۷:۳۴

(۱۳۹۰/۳/۱۱ عصر ۰۶:۲۲)بهزاد کازابلانکا نوشته شده:  

1-کازابلانکا

کازابلانکا را دوست دارم چون یک داستان کامل دارد تمام شخصیتها شناسنامه دارند حتی اگر یک لحظه کوتاه داشته اند

کازابلانکا را بارها دیده ام و لذت بردم زبان اصلی با زیرنویس دوبله حسین عرفانی و دوبله ناصر تهماسب  دوبله فرانسه و ...مقایسه کرده ام و لذت بردم یک شاهکار به تمام معنا

کافه ریک را با همه مشتریهایش دوست دارم

شنبه هفته آینده در آموزشگاه سینمایی باغ غدیر ساعت 6 بعدازظهر جلسه تحلیل ساختار فیلمنامه کازابلانکا برگزار می شود که حتما شرکت می کنم  و جای دوستان را خالی می کنم بخصوص سروان رنو

پایان قسمت اول




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - رامین_جلیلوند - ۱۳۹۰/۳/۱۸ عصر ۱۱:۲۲

آخرین سامورایی:
عشق من به این فیلم از زمان شنیدن موسیقی متن فیلم شروع شد.
تقریبا روزی نمی گذرد که من به موسیقی متن این فیلم گوش ندهم.
زمانی نه چندان دور عشقی که اکنون خبری ازش ندارم موسیقی متن این فیلم را برایم فرستاد. جالب است که بعضی اوقات جفت انسان ها روحیه آدم را بهتر از خود آدم می دانند. بهم گفت موسیقی این فیلم برای روحیه تو ساخته شده است.
موسیقی این فیلم دو شاخه حماسی و عشقی دارد که هردو توفانی در روح حداقل من ایجاد می کند.
زمانی به جان دوی عزیزم گفتم می خواهم حتی در موقع مرگ هم موسیقی متن این فیلم را گوش دهم براستی که هانس زیمر آلمانی یکی از برترین موسیقی دان های قرن بیستم و بیست یکم می باشد.
پس از شنیدن موسیقی فیلم به دیدن فیلم سال ها بعد از اکرانش نشستم که یک دل نه صد دل عاشق این فیلم شدم. البته افسانه می باشد ( تا آنجایی که من می دانم) ولی خوب افسانه ای که نه چندان از واقعیات دور است.

افسانه صنعتی شدن ژاپن و سامورایی هایی که هنوز در گذشته زنده می کنند و با کدهایی اخلاقی خودشان علاقه ای به مدرن شدن ندارند. من را به یاد ایران عزیزمان انداخت که هنوز در برزخ مدرن شدن و علایق خاص سنتی خودمان می باشد. نبردی بین گذشته و آینده... صحنه جنگ سامورایی ها و ارتش امپراطوری ژاپن جنگ بین شمشیر و توپخانه من را همیشه به یاد جنگ چالدران و رویارویی ارتش ایران و عثمانی می اندازد.

امضای من برگرفته از سخن  تام کروز که بدون شک در دهه آخر قرن بیست به همراه براد پیت جز زیبارویان بسیار استاد در هنر سینما می باشد در اواخر این فیلم می باشد که می گوید مرگ جنبه ای از زندگی است. که من با تغییر و الهام از مولانا گفته ام: تنها حقیقت محض در زندگی مرگ می باشد.
دوبله فیلم با وجودی که پتانسیل عظیمی برای ثبت یک ابر دوبله داشت چنگی به دل نزد. میکس افتضاح ترجمه بی سوادانه....هرچند که والی زاده و مدقالچی با آن شم تیز صدای زیبا و تجربه پنجاه ساله سعی خودشان را کردند....




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - soheil - ۱۳۹۰/۳/۲۱ صبح ۱۱:۳۱

گربه روي شيرواني داغ

يادم هست آن موقع ها در دوره وي اچ اس پيدا كردن چنين فيلمي مثل كشف مرواريد بود.

از طريق دوستي اين فيلم را پيدا كرديم.

با كيفيت تصوير صاف و باور نكردني.

با يكي از دوستان كه پايه فيلم بازي من بود.

تا قبل از اولين ديالوگ بسيار استرس داشتيم كه مبادا فيلم دوبله نباشد.چقدر آن لحظات دير مي گذشت.

دوستم گفت: كاملي،مقامي ... يكيتون يه جمله بگه يالا.

و شروع شد ... و مگر مي شود پل نيومن را با صدايي غير از چنگيز حنجره طلايي تصور كرد.

و عجب فيلمي....عجب ديالوگ هايي....كه فقط از تنسي ويليامز بر مي آيد.

پلك نمي زديم....سكوت مطلق ....غرق در فيلم و آن صداهاي زيبا.

تا جايي كه اين جمله از دهان پل نيومن با صداي جليلوند درآمد:

تيم من قهرمان آمريكا بود آبجي!

قهقه سر داديم....مثل يك آنتراك در مقابل رگبار ديالوگ و تصوير.

و دوباره غرق درفيلم شديم تا آنجا كه بريك گفت:

بي بالا عزيزم!

دوستم گفت چنگيز يك لحظه رفت در فاز فردين.

و پايان فيلم :

تو ديگه مجبور نيستي با دروغ تو اين خونه سر كني.




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۰/۳/۲۱ عصر ۱۲:۴۴

(۱۳۹۰/۳/۱۸ صبح ۱۰:۵۵)soheil نوشته شده:  

(۱۳۹۰/۳/۱۷ عصر ۱۰:۲۰)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

ب هر فیلم با توجه به احساسی که در زمان دیدنش به شما دست می دهد برای شما محبوب می شود.

حرف من را مو به مو زديد رامين عزيز.

اتفاقا" يكبار كه از عباس كيارستمي هم در اين مورد پرسيده بودند همين دليل را ذكر كرد.

من هم دوست دارم در اين تاپيك بيشتر از فيلمهاي محبوب صحبت كنم تا بهترين فيلمها.

كه اين 2 مقوله با هم متفاوت است.

به عنوان مثال گربه روي شيرواني داغ فيلم محبوب من است.چون در زمان ديدن فيلم احساسي نرديك به بازيگر اين فيلم داشتم.

سلام بر جناب سهیل عزیز و جناب رامین _ جلیلوند گرامی ...

دوستان عزیز ...

راستش من متوجه نمیشوم ! آیا  چون برخی فیلم های محبوب ما  میشوند بنابراین  فیلم های خوبی هستند ؟ و یا برعکس آیا برخی فیلم ها چون خوب هستند ، محبوب ما میشوند ؟

می دانید ... به نظر من درک بخش اعظمی از هنر حسی است ... قبول دارم که وقتی میروی و مطالعه می کنی و نظر کسانی را که قبول داری راجع به اثر هنری بخصوص میشنوی میتوانی با زاویه دید وسیعتری با آن برخورد کنی اما خوب همه ما به اینکه بدون واسطه و با متر و ترازوی خودمان برای  سنجش  فیلمی ، آهنگی ، داستانی و ... اقدام کنیم  تمایل داریم یا لااقل در چنین بخشی که دوست عزیزمان جناب آقا میثم گرامی باب صحبت و بحثش را بنا گذاشته اند ...

درست است ... خود من از ان جماعتی هستم که نقش عوامل گذشته را در پیشرفت همین مورد خاص یعنی سینما اصلا از یاد نمی برم ... می فهمم که مثلا اگر فلان فیلم و یا فلان کارگزدان نبود شاید ما هنوز به این جایگاه فعلی نرسیده بودیم و البته با این باور برخی دوستان هم احساس قرابت دارم که ای کاش مثلا از مرحله ای خاص جلوتر نرفته بودیم و سینما و خیلی از مدیوم های دیگر در مراحلی که دوران طلایی انها به نظر می رسند باقی می ماندند ... اما باید قبول کرد که هنر و سینما هم به عنوان زیر مجموعه ای از زندگی درهم بوده و سواکردنی نیست ! بالاخره همه چیز با سرعتی گاه باورنکردنی رو به جرکت است و البته خیلی ها بر روی ان اسم (( پیشرفت )) هم می گذارند (یاد فروغ عزیز در شعر وهم سبزش بخیر که معتقد بود : به گذشته نظاره کن ... تو هیچگاه پیش نرفتی ... تو همواره فرو رفتی ...)

من خودم دلم برای آن دوران تنگ میشود که فیلم های در کنار اینکه (( چگونه )) بگویند حتما به اینکه (( چه )) بگویند هم به همان اندازه اهمیت میدادند ... در آن زمانها ظاهرا برای کمپانی ها و سازندگان فیلم ها این  مورد هم مهم بود که این حرف را (( که )) بگوید و با کدامین عوامل ...

و این زیبا بود چون مهم بود که خیلی از هنرها و بخصوص سینما بیش از اینکه صنعت محسوب شوند هنر بودند ...

بر این باورم ( و البته می پذیرم که شاید عمومیت نداشته باشد ) که با وجود گذر سالیان و تغییرات از پی آن در ما مخاطبین و نیز خود سینما از ابعاد مختلف هنوز هم مهمترین رکن خوب بودن و محبوب بودن فیلمها برای همه ما ایجاد حسی خوب توسط آنها در درون ماست ... با مقایسه فیلمهای منتخب توسط دوستانی که تا این لحظه لطف کرده اند و با انتخاب لیست خود ، من و دیگر همراهان را از سلیقه خوبشان و دیدگاه های شخصی خود مطلع کرده اند و مقایسه آن با فهرست فیلمهای منتخب کارشناسان ، نویسندگان و نظریه پردازان معتبر سینمایی که با همت  دوستان و بخصوص آقا میثم عزیز ارائه شده چه نتایجی حاصل میشود ؟

البته قبول دارم که ما متاسفانه خیلی از فیلمهای مورد اشاره آنها را اصلا ندیده ایم  اما خوب با کمی دقت میشود دید که انها هم اغلب در این مورد با قضیه دلی برخورد کرده اند ...

در فهرست آنها هم خیلی از فیلمهایی که ظاهرا باید حضور داشته باشند را نمی بینیم  ...

و در عین حال در فهرست دوستان فیلمهایی مثل (( کازابلانکا )) و (( روشنایی های شهر )) و (( جاده )) و ... حضوری محسوستر دارند ... که البته نشان از آنها هم در لیست اساتید و صاحبنظران دیده نمیشود !

اصلا از دوستان سوالی دارم : آیا (( کازابلانکا )) در سینما فیلم ((بهتری)) است یا مثلا فیلم های (( همشهری کین )) و (( سرگیجه )) ؟ ( من نسبت به هر دو فیلم اخیر و سازندگانش ارادت و علاقه لازمه را دارم ) و اگر بهتر هست و یا بهتر نیست با چه میزانی ؟ تا چه حد میشود به مقوله هایی مثل موقعیت جغرافیایی مخاطبان ، فرهنگ و باورها و اعتقادات و مذهب و ... و یا از آنها محسوستر یعنی عواملی مثل سن و سال ما و حالات روحی که در آن به سر می برده ایم وقتی اولین بار فیلمی را به نظاره نشسته ایم ، در دخیل بودن این انتخابها و محبوبیت ها نظر داشت ؟

چگونه میشود که فیلمی مثل (( این گروه خشن )) ساخته شاعر خشونت ((سام پکین پا)) اینگونه طرفدارنی چون من و خیلی از دیگر دوستان را در همین کشور و در سراسر جهان با خود همراه می کند ؟ راز محبوبیت آفریده ذهنی سرآرتور کواندایل  در چیست ؟ اصلا چه میشود که ما بعضا با وجود تلاش بسیار سازندگان یک اثر سینمایی آنرا شکستی کامل در برابر نسخه نوشتاری و ادبیش محسوب میداریم در حالیکه از توانمندی عوامل سازنده نسخه سینمایی آن آگاهیم ! و این در حالیست که می دانیم خود آن جماعت می دانسته اند که پرداخت سینمایی به فلان کتاب ریسکی به معنای تمام بوده ...

خود من وقتی اشاره به سه گانه ارزشمند  (( ارباب حلقه ها )) و نیز (( آخرین سامورایی )) و (( گربه روی شیروانی داغ )) را در فهرست دوستان دیدم کیف کردم و جای آنها هم در فهرست من به معنای واقعی کلمه خالی بود ! اما چه باید می کردم که فهرست خود من نزدیک به 15 فیلم را می رفت که رد کند !

البته من خودم هنوز تکلیفم با این مقوله روشن نیست و اصلا غرض از این نوشتن این سطرهای پراکنده همین است که چه بسا با جمع بندی نظر دوستانی که جمع شدن آنها در چنین فضایی قطعا تصادفی نیست این تردیدهای ذهنی من نیز سر و سامانی یابد و چه بسا راه را بسوی یقین روشنگر باشد .

نمیدانم ! از دوستان خواهش می کنم که در این مورد ذهن سالها درگیر مرا یاریگر باشند ...

 البته از مدیران و آقا میثم عزیز خواهش می کنم اگر چنانچه چنین بحثی در این تاپیک نابجاست آنرا به بخش مناسبتری منتقل کنند و یا اگر واقعا ظرفیتش را دارد بخشی مستقل برای آن درنظر بگیریم که حکم بخش (( گفتگوی آزاد )) را به نوعی خواهد داشت ...

................................................................................................

اما ظاهرا  اکثر ما که در این چند پست گذشته این بخش فهرست فیلمهای منتخبمان را ارائه کرده ایم پس از کشمکش های احساسی و منطقی بسیار در مورد فیلمها به این دیدگاه مشترک رسیده ایم که مولانا آنرا در این بیت نهادینه کرده ! :

(( هیچ آداب و ترتیبی مجوی                       آنچه میخواهد دل تنگت بگوی ...))

یا لااقل من اینگونه تصور می کنم ...

..........................................................

پیشاپیش از دوستان بابت نوشتار طولانیم پوزش می خواهم ...

یا حق ...




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - Classic - ۱۳۹۰/۳/۲۲ صبح ۱۲:۵۹

(۱۳۹۰/۳/۲۱ عصر ۱۲:۴۴)دن ویتو کورلئونه نوشته شده:  

... و مقایسه آن با فهرست فیلمهای منتخب کارشناسان ، نویسندگان و نظریه پردازان معتبر سینمایی که با همت  دوستان و بخصوص آقا میثم عزیز ارائه شده چه نتایجی حاصل میشود ؟

در فهرست آنها هم خیلی از فیلمهایی که ظاهرا باید حضور داشته باشند را نمی بینیم  ...

دُن کارلئونه عزیز ؛

به نکته بسیار خوبی اشاره کردید. اتفاقا این موضوع  سالها برای من هم  جالب بود و بعد از بررسی های زیاد به این نتیجه رسیدم که سلیقه برخی از دست اندرکاران صنعت سینما ( کارگردان ، بازیگر و ... ) به دلیل غرق بودن زیاد در این وادی ، آن حس بیطرفانه زیباشناختی عادی خود را از دست می دهد. اگر دقت کنید در لیست برخی از اینها فیلم های ثقیل و به شدت پیچیده ی هنری وجود دارد که برای مخاطب عادی سینما بهیچوجه جذاب نیست. ما ( به عنوان یک علاقمند عادی سینما ) به خاطر اینکه زیاد درگیر امور داخلی سینما نیستیم  احتمالا به دلیل نگاه کردن از نقطه ای دورتر , بهتر می توانیم از حس زیباشناسی خود بهره ببریم. شاید مثال آب و ماهی در اینجا مصداق داشته باشد. به همین دلیل است که من هم طرفدار این گفته راجر ایبرت ( منتقد خوش سلیقه هالیوود ) هستم که می گوید : حیف است که یاقیمانده عمر باارزش خودم را صرف دیدن هر فیلم بی ارزشی کنم. آری , زیاده روی در هر کاری نتایج بدی دارد . بیش از حد فیلم دیدن و هر فیلمی را دیدن هم حس لذت و زیباشناسی آدم را ضعیف می کند و به نوعی آدم را پوست کلفت و بی احساس می کند.




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۳/۲۲ صبح ۰۹:۲۵

(۱۳۹۰/۳/۱۸ عصر ۰۷:۳۴)بهزاد کازابلانکا نوشته شده:  

(۱۳۹۰/۳/۱۱ عصر ۰۶:۲۲)بهزاد کازابلانکا نوشته شده:  

1-کازابلانکا

کازابلانکا را دوست دارم چون یک داستان کامل دارد تمام شخصیتها شناسنامه دارند حتی اگر یک لحظه کوتاه داشته اند

کازابلانکا را بارها دیده ام و لذت بردم زبان اصلی با زیرنویس دوبله حسین عرفانی و دوبله ناصر تهماسب  دوبله فرانسه و ...مقایسه کرده ام و لذت بردم یک شاهکار به تمام معنا

کافه ریک را با همه مشتریهایش دوست دارم

شنبه هفته آینده در آموزشگاه سینمایی باغ غدیر ساعت 6 بعدازظهر جلسه تحلیل ساختار فیلمنامه کازابلانکا برگزار می شود که حتما شرکت می کنم  و جای دوستان را خالی می کنم بخصوص سروان رنو

پایان قسمت اول

دیروز شنبه جای دوستان خالی در جلسه تحلیل ساختاری فیلمنامه کازابلانکا شرکت کردم و قسمت هایی از فیلم را هم در معیت بچه های سینما دیدیم

شرح این تحلیل را بزودی در  آقای اسمیت به واشنگتون می رود تقدیم می کنم




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - دزیره - ۱۳۹۰/۳/۲۲ عصر ۰۲:۴۰

زمانی در گذشته برای تشکر از استادی گرانقدر ،لفظ بهترین استاد را به کار بردم.ایشان که به خلق وخویشان به خوبی اشنایی داشتم در بحثی دوستانه چنین مطرح کردند که:بهترین، استاندارد خاصی ندارد و این خوبترین است که میتوانداستاندارد داشته باشد.

نمی دانم این حرف از نظر شما چقدر درست باشد، اما فکر میکنم بهترین بودن برای هر کس وبه شماره افراد روی زمین میتواند معنا و مفهوم داشته باشد.اما هستند بسیاری که در شمردن خوبها اشتراک نظر خواهند داشت.خاصه که برای ان استانداردی هم تعریف شود.

اما بحثی که در این تاپیک مطرح شده و مطمئنا هدف میثم گرامی ،محبوب ترین فیلمهای تمام عمر بوده است .چیزی که ارتباط مستقیم با سلیقه فرد و محدوده فیلمهایی که دیده است دارد. وحقیقتا اصل مطلب را بانوی عزیز یاد اوری کردند: دوست داشتن که دلیل نمی خواهد، حتی دوست داشتن یک فیلم.با ذکر این نکته که گاهی داشتن اطلاعات ومعلومات تخصصی وفنی از فیلم وفیلم سازی میتواند سلیقه فرد را تحت شعاع خود قرار دهد.

------------------------------------------

- کازابلانکا  جذاب تر از بوگارت و برگمن ،مگر وجود دارد؟ان هم وقتی همدیگر را دوست داشته باشند.دوست داشتنی تر از دوست داشتن هم مگر وجود دارد؟ ان هم دوست داشتنی که سعی کنی به خاطر خودت نباشد. چیزی که میگویند مال قصه ها و فیلم هاست ، هرچند که این روزها  انجا هم کمیاب شده.

-شاهین مالت همراه کازابلانکا، بین فیلمهایی که دوستشون دارم ،پیشکسوت است پس یک جور هایی احترامش واجب .یادگار دوره ایکه تلویزیون هفته ای یک فیلم میداد و تقریبا هر سال تکرارشون میکرد.تعقیب و گریز هایش را دوست دارم و هر از گاهی تماشایش می کنم.

-برباد رفته

-زوربای یونانی زوربا ، با این که اصلا بهش نمی اید خیلی خوب فهمیده که((سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت گیر))

-زندگی شگفت انگیزی است  اخر مگر نیست؟ به خدا شگفت انگیز تر از زندگی وجود ندارد.گاهی اتفاقات کوچک،تغییرات بزرگی را موجب میشود. تغییراتی که بعضیهایش را درک می کنیم و برخی هایش را نه ، ان وقت یک عمر از خودمان می پرسیم اگر می شد یا اگر نمی شد،،چی میشد؟ هر کسی می تواند یک جرج بیلی باشد.

- فهرست شیندلر  روایت انسان شدن انسان......روایت حیوان شدن انسان....به راستی عجب موجودی است این انسان،دامنه تغییراتش از کجاست تا به کجا؟

-فارست گامپ  داستان سادگی و صداقت و دل پاک.

-دار و دسته های نیویورکی        قصاب:اسمت چیه پسر؟

                                                   پسر:امستردام                                

                                                    قصاب:من هم نیویورکم.

-امیلی(با بازی ادری توتو)  امیلی و سادگی هایش را دوست دارم .

-بی خوابی (بابازی ال پاچینو) 

----------------------------------------------------

 

 

 




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۳/۲۲ عصر ۰۵:۳۹

با تشكر از دون كورلئونه ، ايران كلاسيك و دزيره گرامي كه در اين بحث شركت كردند. و همینطور ممنونم از سهیل و رامین عزیز برای نوشته های پر احساسشان

من فكر مي كنم محبوب ترين ها با بهترين ها مي تواند خيلي به هم نزديك باشد اگر ما معيارها و سليقه هايمان را به هم نزديك كنيم.

منتقد باسابقه ايراني اي را ميشناسيم كه فيلم محبوبش هنوز همان گنج قارون سيامك ياسمي است ، اما مطمئنا اگر از او درباره بهترين فيلم بپرسي قطعا آن فيلم را معرفي نمي كند. فكر مي كنم بيشتر ما تا حد زيادي همين مشكل - اگر بخواهيم اسمش را مشكل بگذاريم - را داريم.

به نظر من بيشتر به خاطر همين جدال هميشگي بين دل و عقل ما شرقي هاست. اين فرق خودش را به خصوص در قياس با آراي صاحب نظران سينما در مغرب زمين نشان ميدهد. مي بينيم كه خيلي بين محبوبترين هايشان و بهترين هايشان تفاوت نيست.

مثلا همين ديويد بوردول اشاره به اين دارد كه فيلم محبوبش لزوما بهترين فيلم نيست اما فيلم بدي هم نيست ، همينطور كه هيچ گاه از فيلم بدي واقعا خوشش نيامده.

يا مثلا جايي از راجر ايبرت خواندم كه عنوان كرده فيلمهاي محبوبش زندگي شيرين (فليني) ، شب يك روز سخت (ريچارد لستر) و مرد سوم (كارول ريد) هستند ، چون با شخصيت هاي اصلي شان احساس نزديكي كرده و در ماجراهايشان سهيم شده يعني كاملا سليقه اي و احساسي.

اما وقتي او در نظرخواهي بهترين فيلمها در نشريه سايت اند ساوند هم شركت مي كند از روي شم منتقدانه و هنرشناسانه اش (يعني معيار) زندگي شيرين را در فهرست 10 فيلم اول انتخابي و دو فيلم ديگر را در ادامه ليست قرار ميدهد.

خيلي جالب است كه آنها از فيلمهايي كه حتي با ايدئولوژي فكري آنها هم در تضاد است - مثل رزمناو پوتمكين يا پيروزي اراده - به نيكي ياد مي كنند.

با اين نظر دون كورلئونه عزيز كه مي گويند بسياري فيلمهاي خوب در ليست فيلمهاي محبوب منتقدين غربي وجود ندارد ، چندان موافق نيستم. از اين جهت كه آنها بسيار بيشتر از ما و كامل تر از ما فيلم مي بينند ، انتخاب 10 فيلم از ميان اين همه اثر هنري لاجرم تعداد زيادي از كارهاي فوق العاده تاريخ سينما خارج از فهرست مي ماند.

و بر خلاف نظر ايران كلاسيك معتقدم - لااقل نظريه پردازان و منتقدين - با فيلم زياد ديدن حس زيبايي شناسانه شان تضعيف نمي شود چون دقيقا با سلاح معيار و با نگاه نقادانه به تماشاي فيلمها مي نشينند و تسليم محض فيلمها نيستند.

پالين كيل مقاله اي دارد با عنوان Trash, Art, and the Movies - كه چند سال پيش در ماهنامه فيلم  هم ترجمه شده بود - و به اين موضوع اشاره كرده بود كه تماشاي فيلم هاي مزخرف و سرگرم كننده امريكايي براي منتقدان نسل ايشان ، از قضا آنها را براي كشف آثار هنري متعالي ترغيب كرده و بر حس تشنگي هنري آنها افزوده است!

به هر حال اين هم يك فرق است بين منتقد و نظريه دار آن ور آب و اين ور!

http://www.up.iranblog.com/images/znjdkw71bv4qkd0nb202.jpg

بهترين فيلمهاي تاريخ سينما به انتخاب راجر ايبرت

1- آگوييره خشم پروردگار (ورنر هرتزوگ - 1972)

2- اينك آخرالزمان (كاپولا - 1979)

3- همشهري كين (ولز - 1941)

4- ده فرمان (كيشلوفسكي - 1988)

5- زندگي شيرين (فليني - 1960)

6- ژنرال (كيتون - 1927)

7- گاو خشمگين (اسكورسيس - 1980)

8- 2001 يك اديسه فضايي (كوبريك - 1967)

9- داستان توكيو (ازو - 1953)

10- سرگيجه (هيچكاك - 1958)




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - هری لایم - ۱۳۹۰/۳/۲۳ صبح ۱۲:۱۰

خدا قوت میثم عزیر که الحق شوری در نسج کافه تزریق نمودی و بذر گفت و گو افشاندی . خدایت اجر دهاد !

من با این پیش فرض شما کاملا مخالفم میثم عزیز که می گویید منتقدان زیاد فیلم می بینند . شواهد و قرائن حاکی از آن است که اغلب منتقدان بیش از آنکه زیاد فیلم ببینند ,  ادای زیاد فیلم دیدن را در می آورند . آنها برای اینکه از مد عقب نمانند ,  فیلم های روز ( هرچند آشغال) را بدو بدو می بینند تا در محافل مربوطه کم نیاورند و این ور آن ور در این مجله و آن روزنامه ,  اظهار فضل کنند .  اما من یقین دارم بسیاری از آثار درجه یک و بنام تاریخ سینما را ندیده اند ; چه رسد به فیلم های کمتر شناخته شده اما ارزشمند . تعریف و تمجید بیش از حد از هیچکاک و کوبریک شاهدی بر این مدعاست . موج "هیچکاک زدگی" در شرایطی علما و فضلا را فرا گرفته که آنها هرگز نمی دانند و نمی خواهند که بدانند نصف آنچه هیچکاک به واسطه آن مشهور شده,  کپی کاری و باسمه بوده . مثلا :

1- حضور هیچکاک در سکانسی از فیلم ( به عنوان امضای کارگردان !) قبلا توسط چاپلین در "زنی از پاریس" انجام شده. کاملا بی ادعا .

2- پرده دری و حریم شکنی و شکستن تابو ها در فیلم "روانی" .(که آن را نوعی ارزش و ویژگی ناب برای او برمی شمارند!!)  2 سال قبل از آن در فیلمی از راجر کورمن به نام "من ,  خلافکار" صورت گرفته .

3- صحنه نخست فیلم روانی که به عنوان شاهکار تراولینگ از آن یاد می کنند ,  14 سال قبل از آن در فیلم رده B "فرشته سیاه" به طرزی به مراتب باورپذیر تر به تصویر کشیده شده .

این تنها یک مثال بود از کوته نظری و عدم اشراف و شناخت منتقدان که از کارگردانی نظیر هیچکاک بت ساخته اند و با آن هی تند تند عکس می گیرند . عرض بنده این است که پدیده ی هیچکاک زدگی یا کوبریک زدگی ,  سندی است براین که منتقدان و صاحب نظران سینمایی (هرکه می خواهند باشند )  اتفاقا اصلا زیاد فیلم نمی بینند . خواه این منتقدان در ایران باشند یا در آمریکا یا هر کجای دیگر .

به امید پیروزی حق بر باطل در تمامی عرصه ها .


RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۳/۲۳ صبح ۱۰:۳۶

ممنونم هری لایم عزیز!

البته من هم منظورم هر کسی که نام منتقد بر خود نهاده نبود. معدود افرادی که واقعا صاحب "نظر" و "نوع نگاه" هستند مد نظرم بود. بزرگانی چون پالین کیل و رزنباوم که از قضا هیچ کدامشان هیچکاک زده یا کوبریک زده ، کیمیایی زده و ... نیستند. به خصوص رزنباوم که تمام عمرش را صرف کشف هنر و هنرمند کرده. اتفاقا اینها نه تنها از کارگردانان بزرگ بت نمیسازند که خیلی وقتها بت شان را می شکنند. نقدهای رزنباوم بر جریان مسلط هالیوود و ریویوهای کوبنده پالین کیل بر آثار هیچکاک ، چاپلین ، رابرت وایز و .... نشاندهنده این موضوع است.

بسیاری از فیلمسازان توسط همین منتقدین معرفی شدند. مثلا دی پالما اولین بار با نقدهای پالین کیل بر فیلمهای اولیه اش (خواهران ، کری) مطرح شد اما این دلیل نشد که مثلا همین پالین کیل از فیلم تسخیرناپذیران او انتقاد نکند. یا دیوید بوردول نقش زیادی در مطرح شدن هال هارتلی داشت اما از بسیاری فیلمهای او هم انتقاد کرده ، و همینطور است جاناتان رزنباوم و میشل سلیمان نسبت به جعفر پناهی یا کیارستمی و ....

روابط هنرمند/منتقد در غرب معمولا بر خلاف این رابطه در ایران ، به دور از سرسپردگی و باج دادن های معمول است. با یک چوب راندن همه منتقدین هم کار درستی نیست. بسیاری از منتقدین بیش از بزرگترین فیلمسازان به هنر سینما خدمت کرده اند و بر ما هم لازم است از آنها بیاموزیم.

ضمن اینکه فکر می کنم نقش و ارزش منتقد بالاتر از این حرفهاست که صرفا به جمع آوری و یادآوری اینکه چه کسی برای اولین بار چه تکنیکی به کار برد و این جور مباحث تاریخنگارانه محدود شود.

**********************************************************

در هر حال از مبحث اصلی دور نشویم. بحث من بیشتر روی "معیار" و "سلیقه" بود. و انتخابهایی که بر اساس هر کدام از اینها انجام میشود.




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - هری لایم - ۱۳۹۰/۳/۲۳ صبح ۱۱:۰۸

منظور من هم همین بود که آنچه این جماعت برای برکشیدن افراد از آن استفاده می کنند  ,  توسل به چنین ویژگی های گاه کودکانه ای است . خواستم بگویم حتی در این دیدگاه سطحی نیز بسیار شتاب زده و کم درایت ( اگر نگویم بی درایت) عمل می کنند و تئوری صادر می نمایند .

اتفاقا آنچه یک فیلم را برای من محبوب می کند و شان کارگردانش را در ذهن و قلب من بالا می برد , در درجه نخست , شخصیت پردازی و توجه به محتوای انسانی است ; و هرگونه فرم را تنها وسیله ای در این راستا می دانم . بنابراین معتقدم بازگو کردن  این که چه کسی برای نخستین بار فلان تکنیک را به کار برده (هرچند در جای خود ارزشمند است) بیشتر جنبه ژورنالیستی و عوام گرایانه دارد . با این رویکرد ژورنالیستی ادیسون ,   برادران لومیر و ژرژ ملیس از همه سینماگران ارزشمند ترند !

درمورد نسبی بودن امور هم که مشخص و مبرهن است . قطعا منتقدانی وجود دارند که به واقع عاشق سینما هستند و از دانش و بینش عمیقی برخوردارند . اما اشکال کار این جاست که اینان بسیار بسیار اندکند .




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۰/۳/۲۴ عصر ۰۵:۱۱

(۱۳۹۰/۳/۲۲ عصر ۰۵:۳۹)ميثم نوشته شده:  

با تشكر از دون كورلئونه ، ايران كلاسيك و دزيره گرامي كه در اين بحث شركت كردند. و همینطور ممنونم از سهیل و رامین عزیز برای نوشته های پر احساسشان

با اين نظر دون كورلئونه عزيز كه مي گويند بسياري فيلمهاي خوب در ليست فيلمهاي محبوب منتقدين غربي وجود ندارد ، چندان موافق نيستم. از اين جهت كه آنها بسيار بيشتر از ما و كامل تر از ما فيلم مي بينند ، انتخاب 10 فيلم از ميان اين همه اثر هنري لاجرم تعداد زيادي از كارهاي فوق العاده تاريخ سينما خارج از فهرست مي ماند.

و بر خلاف نظر ايران كلاسيك معتقدم - لااقل نظريه پردازان و منتقدين - با فيلم زياد ديدن حس زيبايي شناسانه شان تضعيف نمي شود چون دقيقا با سلاح معيار و با نگاه نقادانه به تماشاي فيلمها مي نشينند و تسليم محض فيلمها نيستند.

ارادتمندم میثم عزیز ... سپاس از شما و ایران کلاسیک عزیز و هری لایم گرامی بابت موجب شدن این تبادل افکار ...

راستش منظور من این نبود که در فهرست منقدین و نظریه پردازان سینمایی اصلا نشانی از فیلمهای محبوب ما نیست ...

اتفاقا در همین لیست مورد اشاره شما از فیلمهای محبوب جناب ایبرت برای خود من جالب بود که فیلمهای (( ده فرمان کیشلفسکی )) ، (( داستان توکیو )) از لیست ایشان در فهرست فیلمهای این حقیر نیز دیده میشود ...

اما من بر این باورم که اکثر کارشناسان سینمایی بنا به موقعیتشان و با تصور اینکه نظراتشان و انتخابهایشان میتواند بر دیدگاه عموم تاثیر بگذارد مجبور به رعایت محدودیتهایی برای خود هستند ... فکر میکنم که اعلب آنها بر این باورند که در (( کسوت )) نظریه پرداز سینمایی بودنشان موجب میشود خیلی هم آنچه در اعماق دلشان وجود دارد را نمایان نکرده و اغلب آنها چون رازهایی در درون سینه حفظ شوند مگر در هنگام پیدا شدن محرمی ...

حقیقتش را بخواهید من در مورد جمله زیبا و جذاب بانوی عزیز مبنی بر اینکه (( مگر دوست داشتن دلیل می خواهد )) کمی حیرانم ! آیا به راستی در جهان چیزی وجود دارد که برای آن دلیلی متصور نباشد ؟ و آیا ((دوست داشتن )) از استثناها محسوب میشود ؟ من نمیدانم ...

اما فکر می کنم با وجود اینکه از طرف عموم دوستان نزدیک فردی احساساتی محسوب میشوم اما برای هر چیز در نزد خودم نیاز به دلیلی دارم برای اطمینان و باور ... و حتی اگر موضوعیت ان دوست داشتن باشد ...

فیلمهای فانتزی و ایستاده بر ستونهای پیشرفت تکنولوژیک و جلوه های ویژه فریبنده و ... امروزه بیش از پیش ساخته میشوند و خود را بر ما تحمیل می کنند اما چرا سه گانه (( ارباب حلقه ها )) پس از گذر از صافی ذهن ما بخشی از ما را با خود همراه کرده و می برد ؟ در اینکه جلوه های ویژه اش مثال زدنی هستند و خیلی چیزهای دیگر ان بحثی نیست اما فکر میکنم ((سه گانه ارباب حلقه ها )) بدین سبب من و بسیاری از دوستان را از لحظه اولین تماشایش درگیر کرده که حاصل فعالیت یک تیم است ... تیمی که عاشق کارشان بوده اند اما در عین حال بهترین ها برای ترجمان تصویری و سینمایی نوشته سترگ جناب (( تالکین )) بوده اند ...

بنای کار بسیار مستحکم است ... دنیایی خلق شده در ذهنی خلاق ... تصور جغرافیا و زبان و گونه های نژادی مختلف برای آن دنیا ... تجسم خوبی و بدی و نبرد همیشگی آنها در حالتی اسطوره ای اما بدیع ... اینها همه موجود بوده اما در زمانی مناسب یعنی آنگاه که تکنولوژی و امکانات میتوانسته پابه پای توان و عشق یک علاقمند به تالکین و اندیشه هایش یعنی (( پیتر جکسن)) ( یکی از مناسبترین گزینه ها برای انجام کار به شهادت خودش که از بچگی با دنیای تالکین دمخور و درگیر بوده و با آن  زندگی کرده ...) و گزینش و چینش نفرات دست اندکار برای خلق این حماسه  به بهترین وجه ممکنه حاصلش شده آنچه که ما دیدیم و البته من که خودم نشده این اثر ارزشمند را بر پرده عریض و صدای آنچنانی ببینم و ما را قاب کوچکی بس بوده به ضرورت !

 آری من و بسیاری از شما دوستان این اثر را دوست داریم اما آیا میشود برای دوست داشتنش دلایلی خاص را متصور نشد ؟ من این فیلم را دوست دارم چون دنیایش را دوست دارم ... شخصیت هایش را دوست دارم ... گریم ها را دوست دارم ... لوکیشن ها را دوست دارم خواه واقعی باشند برخی و خواه مجازی ! به موسیقیش عشق میورزم ! اصلا ترتیب اتفاق افتادن رخدادهایش  برایم خوشایند جلوه می کند! و راستش لذت می برم گاه از منطق حاکم بر بخش بخش داستان آن ! وقتی که آن هیولای مخوف اژدها سوار بی چهره ، از پای در میآید غرق خوشی میشوم که دم از پای درامدن باورش نمیشود به دست مردی از پای درآید زیرا از تقدیرش آگاه بوده که هیچ مردی نمیتواند بر او غلبه کند و وقتی آن جنگاور خانم حریف او ، کلاه خود از سر بر میدارد و موهایش به گونه ای سینمایی بر شانه هایش می آویزند من بیننده در جای خودم جابجا شدم که : درسته ! همینه !

می دانید ! من بر این باورم که چه بسا آن بزرگواران اطلاعات بخش و آگاهی افزا در مقام منتقد و کارشناس سینمایی ، گاه در خلوت آرزو کنند ای کاش میشد علاقه شخصی شخصی ام به فلان فیلم به نظر دیگران معمولی و پیش افتاده را فریاد بزنم ! و این البته با نظریه و یدیگاه بانوی عزیز چندان عیر همسو نیست بلکه نگاه از زاویه ای دیگر است : (( دوست داشتن که دلیل نمی خواهد ! البته دلیل می خواهد اما نیازی نیست که برای فهم هر دوست داشتنی ، دلایلش را با دیگران مشارکت کرد ...))

می دانید دوستان ! من فکر میکنم برخی احساسات و عواطف و دیدگاه ها و قضاوت ها امری کاملا شخصی و خصوصی هستند و در حکم اتاقهایی در وجود فرد می باشند که هیجکس حق ندارد کلید آنها را برای بررسیش داشته باشد ...

ممکن است فیلمی بار اول با کسی دیده شده باشد و یا فلان موسیقی در بخشی از فیلم در هنگام نمایشش با حس و حال خاص تماشاگر آن ( خواه بسیار خوشحال کننده و خواه در موقعیتی بسیار غمبار )  چنان اثری را موجب شود که تا آخر عمر فرد را تنها نگذارد ...

یعنی مخلص کلام اینکه برای محبوبیت و خوب بودن که من هر چه میکنم این دو را زیاد از هم تفکیک کردن نمیتوانم ( به عنوان فردی کاملا عادی و عامی ) گاه فقط و فقط دلایلی درونی  . بسیار شخصی کفایت می کند و البته من بر این باورم که این دلایل کاملا شخصی بسیار هم قابل احترامند و باید هم محترم شمرده شوند چون از نظر مخاطبی خاص که خود فرد باشد مهمترین نظر و دیدگاه است ...

البته این چیزی از رسالت و ارزش تلاش دست اندرکاران فرهنگسازی و ارتقابخشان سطح سلایق عموم کم نمی کند ... مهم این نیست که فلان اثر هنری به زعم ما و خیلی دیگر از اطرافیان چندان نمونه محبوب و ارزشمندی نباشد مهم این است که این علاقه ناشی از محدودیت اندیشه و انتخاب ها نباشد ... یعنی راستش را بخواهید من خودم برای کسی که فیلمهای پیجیده و به نظر عموم ارزشمند را هم به تماشا بنشیند و با انها نیز آشنا باشد اما به (( ساده انگاری دنیای علی بی غم )) در فیلم گنج قارون بیشتر عشق بورزد بنا به دلایل شخصی خودش ، ارادت خواهم داشت و به احترام دیدگاه شخصی و درونیش بیش از کسانی تحسینش خواهم کرد که به آثار ارزشمند هنری مفتخرند اما بدون حس اعتقاد و یقین درونی !

و اما در توضیح عبارت (( کسوت )) که در بالا آمد عرض مثال و خاطره ای از دوستی خالی از فایده نیست :

دوستی می گفت که در جمعی فرهنگی و بنا به مناسبت فردی از دولتمردان گذشته حضور داشت و در جمع هنرمندان تصمیم به مترنم کردن فضا با اجرای زنده و تقریبا صمیمانه موسیقی داشتند . او پس از کمی تامل و مشاهده حس و حال جمع و اشتیاقشان برای مهمان کردن ایشان در هنرشان ، عبا و لباس و عمامه از تن بر می گیرند و به عنوان یک فرد معمولی در جمع آن جماعت هنرمند مشتاق حضور می یابند و در جواب دوستی علت را حفظ (( کسوت )) هر چیز در جای مناسب خودش بیان می دارند ...

یا حق ...




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - اسکورپان شیردل - ۱۳۹۰/۳/۲۴ عصر ۰۷:۵۷

(۱۳۹۰/۳/۱۰ عصر ۰۸:۴۳)اسکورپان شیردل نوشته شده:  

7-     افسانه خزان : دوستش دارم . دلیل نمی خواهد !

(۱۳۹۰/۳/۱۷ عصر ۰۹:۳۹)بانو نوشته شده:  

دوستان گفته بودند با ذکر دلیل... معتقدم عاشقیت دلیل نمی خواهد، توجیه می طلبد....پس، این هم بخشی از علایق من و توجیهات قلبی ام....

(۱۳۹۰/۳/۲۴ عصر ۰۵:۱۱)دن ویتو کورلئونه نوشته شده:  

حقیقتش را بخواهید من در مورد جمله زیبا و جذاب بانوی عزیز مبنی بر اینکه (( مگر دوست داشتن دلیل می خواهد )) کمی حیرانم ! آیا به راستی در جهان چیزی وجود دارد که برای آن دلیلی متصور نباشد ؟ و آیا ((دوست داشتن )) از استثناها محسوب میشود ؟ من نمیدانم ...

. . .

 و این البته با نظریه و یدیگاه بانوی عزیز چندان غیر همسو نیست بلکه نگاه از زاویه ای دیگر است : (( دوست داشتن که دلیل نمی خواهد ! البته دلیل می خواهد اما نیازی نیست که برای فهم هر دوست داشتنی ، دلایلش را با دیگران مشارکت کرد ...))

دون ویتوی گرامی!

فکر میکنم که خودتان هم جواب  را می دانید. منظور از اینکه دلیل نمی خواهد این نیست که دلیل ندارد ، بلکه منظور اینست که دلیلی که دیگران را قانع کند وجود ندارد وگرنه خودمان برای هر دوست داشتنی دلیلی داریم.

یکی از این دلایل میتواند همذات پنداری با قهرمانان فیلم باشد. یا علاقه شخصی به موضوع فیلم. (بیشک کسی که فلسفه را دوست دارد و مطالعه میکند فیلمهای تارکوفسکی را هم دوست دارد. اما سایرین شاید چیزی از این فیلمها نفهمند)   و یا علاقه به بازیگر یا کارگردان خاص (در انتخابهای جواد طوسی همیشه فیلمی از مسعود کیمیایی میبینید!) زمان و مکان دیدن فیلم هم مهم است و یا شرایط روحی و عاطفی شخص در لحظه ای که فیلم می بیند. ...

و همه این شرایط ( یا دست کم یکی از آنها) باعث میشود که فیلمی درنظر ما "محبوبترین" باشد. اما این لزوما به معنای "بهترین" نیست. فیلمی که ما دوستش داریم ممکنست از نظر سینمایی و تکنیکی و یا جنبه های زیبایی شناسانه هنری ضعیف باشد ، اما هیچکدام از اینها دلیلی بر محبوب نشدن آن فیلم نیست. هنوز که هنوز است فیلم "محبوب" استاد پرویز دوایی ، دزد بغداد است. آیا او برای دوست داشتن این فیلم باید دلیل بیاورد؟

بنده هم مثل بانوی بزرگوار معتقدم عاشقیت دلیل نمی خواهد.

 با تشکر




RE: فهرست بهترین فیلم های عمر - سروان رنو - ۱۳۹۰/۳/۲۵ صبح ۱۲:۴۷

(۱۳۹۰/۳/۲۲ عصر ۰۵:۳۹)ميثم نوشته شده:  

 http://www.up.iranblog.com/images/znjdkw71bv4qkd0nb202.jpg

 بهترين فيلمهاي تاريخ سينما به انتخاب راجر ايبرت

1- آگوييره خشم پروردگار (ورنر هرتزوگ - 1972)

2- اينك آخرالزمان (كاپولا - 1979)

3- همشهري كين (ولز - 1941)

4- ده فرمان (كيشلوفسكي - 1988)

5- زندگي شيرين (فليني - 1960)

6- ژنرال (كيتون - 1927)

7- گاو خشمگين (اسكورسيس - 1980)

8- 2001 يك اديسه فضايي (كوبريك - 1967)

9- داستان توكيو (ازو - 1953)

10- سرگيجه (هيچكاك - 1958)

میثم جان !

مطمئنی که این محبوب ترین فیلم های راجر ایبرت است ؟ idont چون توی سایت شخصی خودش  10 تا اسم دیگه رو نوشته :  اینجا  ( البته رتبه بندی نکرده  و گفته به به ترتیب الفبا نوشته )

"Casablanca"

"Citizen Kane"

"Floating Weeds"

"Gates of Heaven"

"La Dolce Vita"

"Notorious"

"Raging Bull"

"The Third Man"

"28 Up"

"2001: A Space Odyssey"

 

 پی نوشت:  البته به نظر من کلا بهتره لیست های کارگردانان و یا منتقدان رو اصلا در این تاپیک نذاریم چون ممکنه روی لیست و سلیقه ما تاثیر بذاره و مانع این بشه که بدون دغدغه فیلم های محبوبمون رو اسم ببریم و  این تاپیک هم به سرنوشت صدها تاپیک مشابه در فروم های دیگه دچار بشه.




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۳/۲۵ صبح ۰۹:۱۳

سروان گرامی! این نظر ایبرت در نظرخواهی سال 2002 مجله سایت اند ساوند بوده است. همانطور که می دانید و من هم در پست شماره یک همین بحث اشاره کردم ، فهرست بهترینهای ما مرتب در طول زمان در حال تغییر است! با دیدن فیلم و تغییر نگرشمان.

ایبرت هم مطلبی را که شما لینک داده اید ، 20 سال پیش نوشته است. اما نظرخواهی سایت اند ساوند 9 سال پیش بوده. خوب 11 سال هم برای برخی تغییرات نگاه به سینما و دیدن و کشف مجدد فیلمهای جدید و قدیمی ، آن هم برای منتقد پیگیری مثل ایبرت زمان زیادی است! قطعا در نظرخواهی سال آینده سایت اند ساوند ، باز هم فهرست بهترین های او تغییر خواهد کرد ، که اگر تغییر نکند مایه تعجب خواهد بود.

سروان عزیز! فکر نمی کنم قرار دادن مطلبی از قول برخی صاحب نظران در این بحث تاثیر بدی روی خوانندگان داشته باشد. حالا اگر باعث شود توجه ما به برخی فیلمهای مهجور مانده و به خصوص غیرهالیوودی جلب شود که بسیار هم خوب است. ضمن اینکه فهرست بهترین ها یک چیز کاملا شخصی است و ریشه در بینش و سلیقه ما دارد که به این راحتی ها و با خواندن چند نظر تغییر نمی کند. اگر اینطور باشد نظر دوستانی مثل ایران کلاسیک و دون کورلئونه هم باید بلافاصله نظر مرا تغییر میداد!  اما چشم سروان ، چون شما میگویید من دیگر از هیچ صاحبنظری اینجا نقل قول نمی کنم.

*****************************

از دون کورلئونه و اسکورپان و هری لایم هم بابت ادامه بحث و نظرات آموزنده شان ممنونم. سعی می کنم در اسرع وقت من هم نظراتم را بگویم.

بی صبرانه منتظر ادامه نوشته های پر احساس  و زیبای سهیل و رامین گرامی هستم. و امیدوارم دوستانی چون دلشدگان ، بهزاد ، سروان رنو و واترلو هم به جمع ما اضافه شوند.

یا حق




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۳/۲۸ عصر ۰۴:۴۵

با سلام مجدد خدمت دون کورلئونه نازنین.

در راستای نظریات شما بنده هم نظراتم را بیان می کنم.

در درجه اول مایلم بین منتقدین و نظریه داران اصیل سینما و یک عده ریویونویس آماتور عشق فیلم پرمدعا - که در کشور ما و در مجلات سینمایی اش حضور فعالی دارند! - تفکیک قائل شوم. قطعا بین جوانک عاشق تارانتینو که حاضر نیست فیلمهای برگمان را حتی تماشا کند با دیگری که سالها عمر و وقت خود را صرف معرفی و تفسیر آثار او کرده فرق زیادی هست! گروه اول را بنده منتقد به حساب نمی آورم و در مورد گروه دوم بحث می کنم ، مورد نمونه و ارجاع من در اینجا جاناتان رزنباوم خواهد بود.

در این مساله که جاناتان رزنباوم به خاطر موقعیتش به عنوان منتقدی صاحبنام محافظه کاری می کند ، با شما اختلاف نظر دارم. او برای آموزش دیگران و یاد دادن بهتر فیلم دیدن نیازی ندارد لیست محبوب ترین ها ارائه دهد و مثلا مرد مرده جیم جارموش را ذکر کند ، بلکه او کتابی را درباره این فیلم منتشر می کند و به تحلیل ساختاری و معنایی این فیلم می پردازد. خواننده پس از خواندن این کتاب نه فقط مرد مرده که هر فیلم دیگری را "بهتر" می بیند.

رزنباوم یا هر منتقد روشنفکری چون او دقیقا به همین دلیل از مثلا دزد بغداد یا مارتی یا دور دنیا در 80 روز یا بوی خوش زن یا تایتانیک خوشش نمی آید ، چون به نظر او - و بر اساس معیارهای نقد - فیلمهای خوبی نیستند! چون به معنای بد کلمه هالیوودی و فاقد اصالت هنرمندانه هستند. چون این فیلمها به شعور او توهین می کنند و او نمی تواند فیلمی را که به او توهین می کند دوست داشته باشد! او در کتابی به نام جنگ سینما : چگونه هالیوود و رسانه ها فیلم هایی را که می توانیم ببینیم محدود می کنند ، دلایل بسیاری برای دوست نداشتن بسیاری از فیلم های به ظاهر خوب می آورد.

شاید زمانی در کودکی و نوجوانی به تماشای برخی فیلمها می رفته و لذت می برده ولی حالا با هویت جدیدش نمی تواند با آن فیلمها کنار بیاید. روشنفکری یعنی همین! یعنی حرکت از غریزه به سمت خودآگاهی و حرکت از سلیقه به سوی معیار.

رزنبام چون منتقد است ، معیارهایش را ارتقا نداده و سلیقه اش را تابعی از معیارهای زیبایی شناختی نکرده ، بلکه چون چنین بینش و معیارهایی دارد به جایگاه یک منتقد سینما "صعود" کرده است.

این اتفاق در ایران کاملا برعکس است! یعنی اول عده ای با پوپولیسم و عوام فریبی تریبونی در به اصطلاح سینمایی نویسی به دست می آورند و مثلا "منتقد" (بلانسبت!) می شوند و بعد برای خود معیارتراشی - که آن هم دقیقا یعنی همان سلیقه مسخره و بازاری به اضافه دروغ و عوامفریبی - می کنند.




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۰/۳/۲۸ عصر ۰۷:۳۳

(۱۳۹۰/۳/۲۸ عصر ۰۴:۴۵)ميثم نوشته شده:  

با سلام مجدد خدمت دون کورلئونه نازنین.

در راستای نظریات شما بنده هم نظراتم را بیان می کنم.

در درجه اول مایلم بین منتقدین و نظریه داران اصیل سینما و یک عده ریویونویس آماتور عشق فیلم پرمدعا - که در کشور ما و در مجلات سینمایی اش حضور فعالی دارند! - تفکیک قائل شوم. قطعا بین جوانک عاشق تارانتینو که حاضر نیست فیلمهای برگمان را حتی تماشا کند با دیگری که سالها عمر و وقت خود را صرف معرفی و تفسیر آثار او کرده فرق زیادی هست! گروه اول را بنده منتقد به حساب نمی آورم و در مورد گروه دوم بحث می کنم ، مورد نمونه و ارجاع من در اینجا جاناتان رزنباوم خواهد بود.

بر آقا میثم عزیز درود ...

ممنون از به اشتراک گذاشتن نظرات و دیدگاه های خوبتان با این حقیر و دیگر همراهان ...

در ابتدا باید عنوان کنم که این پست من جوابیه برای نوشته شما نیست  و در حکم گپ و تبادل افکاری موازی با شما و دیگر دوستان و تکمیل تر کردن بحث برای خود من می باشد .

آقا میثم عزیز من ((تقریبا)) با همه دیدگاه اخیر بیان شده در نوشته شما موافقم ... تقریبا چونکه فکر می کنم دیدگاهی ایده آل گرایانه است .  اما در اینجا یک مشکل وجود دارد و آن هم این است که ما به عنوان کشوری با مشخصات فعلی جقدر می توانیم خود را با این ایده آل ها نزدیک کنیم ...

بد نیست به چند مورد که در این وادی مورد بحث که هیچ ، حتی در مسائلی کلان تر هم متاسفانه صدق  میکند نیز نظری داشته باشیم :

1) ما از ((شرقی ترین شرقی ها )) هستیم برادر ! و حتی در طول سالیان اخیر که خیلی از جوامع و کشورهای پیرامون ما و کمی دورتر در خاور دور مثلا پنجره ها را گشوده و به افق های دیگر نگاه های دقیق کرده اند ما تقریبا میشود گفت پنجره را با تار عنکبوتهای نوستالژی برانگیزش را برای به تماشا نشستن بیشتر دوست داشته ایم !

2) این مورد دوم تقریبا میشود گفت در پیشینه ما ریشه ای به آن دور دورهای تاریخ دارد ... خیلی کم دوست داشته ایم بررسی کنیم که یک نظریه و سخن اصلا چه می گوید و بیشتر ترجیح داده و می دهیم در نظر بگیریم که (( که )) گفته و می گوید ... با چنین دیدگاهی که در طول تاریخ آمیخته به سوء تفاهم های بسیار بوده کی ما مجال آن داشته ایم که فرهنگ نقد صحیح و پذیرفتنش و تقویت ظرفیت شنیدنش را نهادینه کنیم ... این البته مساله ای واقعا ریشه دار است و از دل یک جمع کوچک خانوادگی تا دیدگاه های اعتقادی کلان ما در این مقوله می گنجد . چرا (( مولانا )) در قونیه می توانست همان (( انا الحق )) منصور را فریاد کند و چرا منصور در اینجا همان گفت و بر دار شد ؟

3) اصولا ما متاسفانه علاقه نداریم هر چیزی را با ریشه و پیشینه دستیابی کنیم و فقط خود (( میوه )) برای ما مهم است : اصولا آموزش هنر مدرن در این سرزمین چگونه آغاز شده و چگونه پیش برده شده است ؟ از الآن که صحبت کنیم خودش میشود مثنوی قطوری : اگر کسی بخواهد به راستی دانسته هایش را نسبت به مقوله مورد علاقه اش که یکی می تواند سینما باشد چه باید بکند ؟ چگونگی پذیرش  در دانشکده ها ! ( عملا دانشکده ای بیش موجود نیست و در پذیرش آن اگر کسی تست های مختلف آموخته در کلاسهای کنکور را با انواع و اقسام دیپلم ها و پیشینه های با ربط و بی ربط زد مجاز به ورود است و چه غم اگر نداند داستایفسکی که بود و یا دیوید وارک گریفیث نام یک خوراکی گم نام بوده و جان فورد و هیچکاک و تنسی ویلیامز نام رشته کوه هایی در بلاد دور بوده اند !) و در سطحی متفاوت در آموزشگاه ها را همگان می دانیم و با ابهامات و کاستی های بیشمارش آشناییم ... اصلا این سوال مهمی است که یک نفر برای برداشتن قدم های اول از کجا باید شروع کند ؟ و این قدم های اولیه که بسیار مهمند و  چه بسا به صورت همیشگی جهت سیر و سلوک فرد را رقم خواهند زد که باید بیاموزدش ؟ به دانشگاه سرک میکشیم ! من خوشبختانه سعادت داشتم و از کنار ان جمع عبورکی کردم در دانشگاه ! مشکلات عمومی مثل دغدغه اجاره خانه و ... به کنار اصلا معیار سر تدریس بودن آن عزیزان چه بوده ؟ با کدامین تحقیقات ؟ با کدامین پایان نامه های عالی پژوهشی و عملی ؟  در این عصر ارتباطات دهکده جهانی چند نفر از آنها پشت دوربین هم حتی برای فیلمی کوتاه حضور یافته اند و با فراهم کردن امکان دیدن و بررسی شدن به تراش خوردن و پرداخت شدن نظریه و هنرشان مجال داده اند ؟ ( امکان انجام این کار امروزه آنقدر ساده و بدیهی است و پیداش دن مخاطب از سراسر جهان تا ان اندازه ساده که هیچ توجیهی برای نپرداختن به ان نمی ماند و اصلا شاید اینگونه بود که UTube اختراع شد! ) اصلا چند نفر از آنان از علاقمندان راستین فرهنگ و در حدی ریزتر سینما و تئاتر بوده اند ؟

البته متاسفانه باید گفت چه بسا مشکل از گروه از نظر من واجد شرایط برای آموزش هم باشد که خمیره آن را دارند اما میل به جوانه زدن و تکثیر و گسترش دادن دانش خود با آموختنش به مستعدینی چند را ندارند و (( فوت کوزه گری )) را  فقط در دستان استاد مجاز می دانند ...

4) ابزارهای گسترش آگاهی و نظریات در چه حالی هستند ؟ قطعا در این وادی که تعدادشان زیاد نیست ! ( جراید پر تعداد زرد و همچنین کانال های متعدد ظاهرا فرهنگی با متولیانی کم فرهنگ را که کنار بگذاریم شما دوستان تعداد باقیمانده ها را بشمارید ...) البته همان کم تعداد ها هم هر روز به کیفیت دیروز خود حسرت میخورند . ماهتامه (( فیلم )) را در نظر بگیرید ... من هر از چندگاهی در کتابفروشی عتیقه ای با کتابی از (( مسعود مهرابی )) مواجه میشوم و اتودهای خط خطی دوران جوانیش را که مشاهده می کنم حداقل می توانم تصور کنم که ((روح ناآرامی داشته ...)) خوب ! بینانگزاران اولیه به همراه نسلی از نویسندگانش که پابه پای آن و رشد و نموش همراه شدند و شروع کردند الآن کجایند ؟ البته قابل درک است که بالاخره یکروز نسل دیگری باید گرداننده آن باشند اما اولا نباید ناگهان همه از صحنه کنار بروند و باید آرام آرام نیروهای جدید را وارد کار کنند که اوضاع مثل لنگر کشتی  ناگهان بیش از 180 درجه چرخش نداشته باشد !

آیا ما را چه میشود که جماعتی بالاخره با هدفی مشترک با هم همراه میشویم و مسیری را شروع می کنیم اما هنوز منزلی پیش نرفته به سبک فیلم پدرخوانده خودمان میخواهیم منطقه خودمان را داشته باشیم و خانواده مستقلی تشکیل بدهیم ؟! البته میشود به صرورت استقلال فکری هم نظر داشت اما باید منزل اول را همیشه در مقابل دیدگان داشت و برای حفظ آن و ارتقای کیفیتش متعصب بود ... ( آخرین باری که از بسیاری از قدیمی نویس های مجله فیلم ، نقدی و نظری و گزارشی خوانده اید کی بوده ؟) هجوم جندین نفر از نسل جوان که به قول آقا میثم عزیز به کمک تکنولوژی و امکانات بسیط مادی ! برای سفر و دیدار از ساخته های چندین کارگردان مد روز ، توانایی می یابند با سبک نوشتاری خاص ( البته اینجا مجبورم عذرخواهی کنم اما باید گفت که گاهی این عزیزان ، بین نوشتن برای دوست دوران دبیرستانشان در دو طبقه بالاتر از خانه خود و نوشتن برای عموم مخاطبین با فرهنگ ها و دیدگاه ها و سن و سال متفاوت تفاوتی قایل نمی شوند ) که بیشتر در آن حس و حال شخصی و سلیقه ای موج می زند تا برداشتی جامع و مستند و با دلیل ، همین وضعیت را که شاهدیم برای مثلا (( مرجع )) اولیه خیلی از ما دوستداران سینما در این کشور یعنی ابزار رسانه ای نوشتاری (( مجله فیلم )) موجب میشود که مدتهاست جز برخی بخش های آن برای خواندن بقیه قسمتها ضرورتی احساس نمیشود ... ( وارد بحث تشابه اسمی برخی واردشوندگان جدید به حوزه ترجمه و نوشتار مجله که احساس وجود نسبت فامیلی با برخی از متصدیان اصلی و پیشین مجله را در مخاطب موجب میشود  ، نمی شویم اما فقط خوب است که این عزیزان به یک نکته توجه داشته باشند که سهم آنها در حفظ کیفیت کار حتما باید از نسل قبل بیشتر باشد و نه کمتر...)

5) دوست عزیزم . در مورد استثناها و به نوعی نوابغ ، نظر دادن کار کمی دشوار است . به گفته خود شما این دیگر به طالع هر سرزمین جامعه ای بستگی دارد که آیا لطف پروردگار شامل حالش بشود و افرادی استثنایی را با جوهره خاص نسیبش بسازد یا نه ! البته من بر این باورم که خداوند عادلتر از آن است که چنین استعدادهایی را از سرزمین ما هم دریغ بدارد ... اما ما باید به این مساله هم توجه کنیم که توانایی حفظ و پرورش آن استعدادها را داریم ؟ و یا بهتر آن است که انها را تا سن بخصوصی تربیت کنیم و بعد که موقع برداشت از توانایی هایش شد شرایطی را فراهم کنیم که بروند و در فرانسه و کانادا و استرالیا و ... میوه بدهند !  (( گلستان ها )) ، (( کیمیاوی ها )) ، (( نادری ها )) و ... ( یادش بخیر آن دیالوگ محشر در فیلم کمال الملک : هنر مزرعه ذرت نیست آقا ! که بکاری و پیاپی درو کنی ... چه بسا سالها بگذرند و فردی دیگر هم استعداد و توان  این پیشکسوتان که نامشان برده شد در این سرزمین ظاهر نشود ... از وضعیت و دست باز برای ساختن فیلم توسط دیگر بزرگانی که در این آب و خاک مانده اند نظیر بیضایی و تقوایی و ... که بهتر است صحبت نکنیم ... واقعا دریغا ...

اما نکته دیگری هم این وسط خیلی مهم است و آن هم این است که بخصوص در سینما هیچ فیلمسازی جای خالی فیلمساز دیگر را پر نمی کند ... نمیدانم میشود تصور کرد که مثلا اگر فیلمهای ساخته جناب آقای بیضایی را کارگزدان دیگری بسازد به چه شکل و فرمی در می آمدند یا نه ؟ و این مساله برای همه صدق می کند و هرکسی باید فیلمهای خودش را بسازد ... و یک سوال در اینجا میشود مطرح کرد : اصلا ما چند فیلمساز داریم که با ساختن هر فیلمشان جا برای نقد دارند و جریان ساز میشوند و تا مدتها شاهد بحث ها و تبادل افکار سازنده از پی آنها هستیم ؟  حواب این سوال را می توانند دوستان به بحث بنشینند ... )

6) مورد دیگری که فکر می کنم بسیار مهم است و اگر اشتباه نکرده باشم جناب (( منصور )) عزیز در همین کافه اشاراتی کامل به آن داشته اند و این حقیر به بخش هایی از آن در اینجا اشاره میکنم این است که ما هم به موازات همه جوامع باید برای بیان فرهنگ و نظراتمان راه بیان کردنی قابل درک برای عموم جوامع و جهانیان بیابیم ... با نگاه از زاویه ای دیگر توسط دیگران و بهره مندی از نقدها و دیدگاه های آنان می شود خون تازه ای در رگ های پیکره فرهنگی آن دمید ( تقریبا همان کاری که سینمای کشورهای خاور دور انجام داده و راه آن هم مشخص شده و جریان و حرکتش به نظر پیوسته می آید ...) البته بر این باورم که همانگونه که برخی از دوستان و اساتید چنان بومی شده می نویسند و به تصویر می کشند که برای فهم آن خودشان هم باید در کنار پرده عریض نقره ای حضور داشته و بیان دارند که اینجا نظر این بود و آنجا هدف آن بود ، متاسفانه برخی از اساتید و بزرگان هم به یکباره از یاد می برند که در این سرزمین فیلم می سازند و ساخته های آنها در  مرحله اول باید توسط مردم همین آب و خاک دیده و بررسی شوند تا تاثیر فرهنگی آن ساخته مورد نظر اعمال شود ... و متاسفانه در کنار این دو دسته انبوهی از طرفداران هر دو طیف آن هم با نهایت تعصب و یا دریغا از حداقل تعصب ! نتیجه مشخص است ! چون تعادلی برقرار نیست هر طیف همچنان راه خودشان را می روند و هیچ تاثیری از این گروه بر آن دسته و یا برعکس متصور نیست !

7) مورد مهمی در اینجا هست و آن هم اینکه سلیقه خاصی اجازه دیدن و ندیدن ساخته های فرهنگی را موجب میشود ... وجود جریانی که می گوید این ساخته های سینمایی را من می گویم ببینید و آن  آثار  را من می گویم که نبینید  موجب ایجاد جریان یکدست و بدون چالشی میشود که در آن همه چیز همیشه خوب است ! و وقتی همه چیز تا این حد و اندازه خوب و مثبت همیشگی است اصلا چرا باید سراغ موضوعات دیگر برویم ؟! و اینگونه کار برای منقدین هم ساده تر میشود ! و منتقدین عزیز ما می توانند نقدی برای یکی از فیلمهای بسیار پر فروش سینمای کشور که در سینماها مخاطبین را به خود می خواند نوشته و کاربنی زیر آن بگذارد تا برای نوشتن نظر و نثد برای اغلب دیگر فیلمهای روی پرده وقت و انرژی خود را به هدر ندهد !

و اما موردی مهم هم در نهایت وجود دارد و ان هم این است که هنرمندان و افراد علاقمند به هنر حسگرهایی قوی تر از عموم دارند . تقویت سعه صدر طرفین و رسیدن به این باور مشترک که هر نقدی دلیل بر غرض ورزی نیست و از طرفی هر نظریه ای (( نقد )) نیست ممکن است با آمیختن جوهره موارد برشمرده در بالا موجب شود روزی و روزگاری که هر کسی بر سر کارش باشد ... فیلمساز راستین ، بسازد و با مخاطبین عام ببیند و فیلمش را از زاویه دید های متفاوت به نظاره بنشیند به کمک منتقدین و در نهایت اثر به اثر ساخته هایش برسند به آن رسالتی که دارند : یعنی سینما را به سان صنعتی درآمدساز در خدمت بیان کردن حرف هایی به کار برند که موجب تعالی انسان های مخاطب در جوامع مختلف و دست اندرکاران آن گردد  ...

یا حق ...




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - الیشا - ۱۳۹۰/۴/۱۴ عصر ۱۰:۲۹

با تشکر از میثم عزیز بابت مطرح کردن این موضوع همیشه وسوسه کننده و جذاب : از فیلمهای که تا حلا 100 بار دیدم :heart:

1- بدنام

2- ربکا

3- روانی

4- برباد رفته

5- بانوی زیبای من

6- بابا لنگ دراز

7- سینوهه

8- قصه عشق

9- شورش بی دلیل

10- ده فرمان

11- داشتن و نداشتن

12- کازینو رویال

13- پنولوپه

فیلمهای ایرانی قدیمی

1- کندو

2- قیصر

3- بوی گندوم

4- طوقی

5- سطان قلبها

6- گنج قارون

7- مهدی مشکی

8- مهمان

9- زبیع

10- سازش

11- همسفر

12- ممل آمریکای

13- ماه عسل

فیلمهای ایرانی

1- ضیافت

2- شیفته

3- غریبانه

4- پاکباخته

5- بیست

6- شوخی

7- شیر و عسل

8- به روح پدرم

9- شوکران

10- رویای خیس

11- اشک سرما

12- مدرسه پیرمردها

13- مرد عوضی




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۴/۲۹ صبح ۱۰:۱۰

لازم است در ابتدا از سروان رنوی عزیز عذرخواهی کنم چون قولی را که به ایشان دادم بودم ، شکستم!

این لینک را حتما ببینید. جدول کاملی است از «فهرست های محبوب ترین فیلم» بسیاری از سینماگران ، اعم از فیلمساز و منتقد و ...

اغلب این فهرست ها آخرین اظهار نظرهای این سینماگران در نظرسنجی های «فیلم کامنت» و «سایت اند ساوند» هستند و فهرست های مربوط به هنرمندان فوت شده –نظیر بونوئل و ولز- از مصاحبه های به جا مانده و کتاب شرح حال آنها نقل گردیده است.

قصد این را داشتم که از این جدول با شمارش آرا یک جمع بندی داشته باشم و برایند این نظرات را در یک فهرست نهایی قرار دهم. اما دو مشکل وجود داشت. یکی اینکه این جدول شامل نظرات دو  دسته عمده منتقدین و فیلمسازان بود ، که خوب می دانیم نوع نگاه این دو طایفه به فیلمها و تاریخ سینما چندان به یکدیگر شباهت ندارد! و مشکل دیگر اینکه این جدول شامل نظرات همه جوره فیلمساز ( از کارگردان هنرمند مولف گرفته تا تکنسین در پیت ساز !) بود. به همین خاطر من از این جدول فقط نظرات فیلمسازان و آن هم فقط فیلمسازان متشخص و معتبر را جمع بندی کردم. (بعدا نظرات منتقدین معتبر این جدول را هم جمع بندی کرده و نتیجه را با نظرات فیلمسازان مقایسه خواهم کرد و فکر می کنم تفاوت های قابل تاملی با هم خواهند داشت.)

البته شمارش آرا در این جدول بی در و پیکر کار حضرت فیل بود و به صورت دستی امکان نداشت! لذا برای این کار یک برنامه نرم افزاری کوچولو ساختم! (خدایا عجب آدم بیکاری هستم!!) و با آن به وارد کردن نام فیلمها و امتیازاتشان پرداختم. البته همین وارد کردن فیلمها و امتیازاتشان به برنامه بیش از یک ساعت وقت گرفت! (می توانید نتیجه و امتیازهای نهایی را در تصویر فايل ضميمه ببینید)

شکل امتیازدهی به این ترتیب بود که در فهرست هایی که به ترتیب شماره گذاری شده اند ، به فیلم شماره یک 10 امتیاز ، شماره دو  9 …. تا شماره ده 1 امتیاز تعلق می گرفت. و در لیست های بدون ترتیب ، هر کدام از فیلمهای درون لیست 5 امتیاز (امتیاز میانگین) می گرفتند. البته این روش را خودم ابداع کردم و فکر می کنم نسبت به روشهای دیگر عادلانه تر باشد. حالا به هر حال ...!

به هر ترتیب نتیجه نهایی بهترین فیلم های عمر فیلمسازان سرشناس ما به این شرح به دست آمد:

1-     همشهری کین (اورسون ولز - 1941)

2-     قواعد بازی (ژان رنوار - 1939)

3-     روشنایی های شهر (چارلی چاپلین - 1931)

4-     هفت سامورایی (آکیرا کوروساوا - 1954)

5-     مهر هفتم (اینگمار برگمان - 1957)

6-     دزد دوچرخه (ویتوریو دسیکا - 1947)

7-     جویندگان طلا (چارلی چاپلین - 1925) / هشت و نیم (فدریکو فلینی - 1963)

8-     جاده (فدریکو فلینی - 1954)

9-     رزمناو پوتمکین (سرگئی آیزنشتین - 1925) / داستان توکیو (یاساجیرو ازو - 1953)

10-   طلوع (فردريش ويلهلم مورنائو - 1927) / لورنس عربستان (ديويد لين - 1962)

بالاتر قرار گرفتن نام همشهری کین و قواعد بازی – آن هم با اختلاف امتیاز زیاد – در این فهرست جالب است. هر دو فیلم ، فیلمهایی پر شخصیت و پر بازیگر ، با تاکید بر روابط پیچیده شخصیت ها و پر از پیچیدگی های ظریف روایی و فرمی هستند. هر دو فیلم کارگردانی های بسیار خلاقانه و البته بسیار مشکلی داشته اند که از نظر کلاس کار کارگردانی در شکلی دست نیافتنی در تاریخ سینما باقی مانده اند و هنوز هم در این زمینه کلاس درس به حساب می آیند . باید گفت هر دو فیلم با وجود داشتن فیلمنامه هایی خوب در "اجرا" آن کیفیت ناب سینمایی خود را یافته اند و نقش کارگردان در این فیلمها بسیار بالاتر از فیلمنامه نویس بوده است. فکر می کنم اقبال کارگردانان به این دو فیلم به همین دلیل یعنی کیفیت غبطه برانگیز کارگردانی آنهاست که خود این را بیشتر از منتقدین یا فیلمنامه نویسان یا بازیگران و .... درک می کنند.

فهرست فیلمسازانی که در این نظرسنجی شرکت کردند! از این قرار است:

پدرو آلمودوار ، لیندسی اندرسون ، تئو آنجلوپولوس ، گیلیان آرمسترانگ ، الیویه آسایاس ، رابرت بنتون ، برناردو برتولوچی ، جان بورمن ، روبر برسون ،  لوییس بونوئل ، اتان کوئن ، جوئل کوئن ، جاناتان دمی ، فدریکو فلینی ، میلوش فورمن ، ساموئل فولر ، تری گیلیام ، آموس گیتای ، ژان لوک گدار ، پیتر گرینوی ، میشائیل هانکه ، هال هارتلی ، تاد هاینز ، مانتی هلمن ،  ورنر هرتزوگ ، جیم جارموش ، نیل جوردن ، فیلیپ کافمن ، آکی کوریسماکی ، کریشتف کیشلوفسکی ، ریچارد لستر ، ریچارد لینکلیتر ، کن لوچ ،  سیدنی لومت ، گای مدن ، ارول موریس ، آلکساندر پین ، آلکس پرویاس ، کارول رید ، ژاک ریوت ، اریک رومر ، جرج رومرو ، جان شله زینجر ، پل شریدر ، مارتین اسکورسیسی ، الیور استون ، کوینتین تارانتینو ، آندری تارکوفسکی ، برتان تاورنیه ، لیو اولمان ، پل ورهوفن ، کینگ ویدور ، اورسون ولز  ، بیلی وایلدر





RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - Classic - ۱۳۹۰/۴/۳۰ صبح ۱۲:۰۶

(۱۳۹۰/۴/۲۹ صبح ۱۰:۱۰)میثم نوشته شده:  

 فکر می کنم اقبال کارگردانان به این دو فیلم به همین دلیل یعنی کیفیت غبطه برانگیز کارگردانی آنهاست که خود این را بیشتر از منتقدین یا فیلمنامه نویسان یا بازیگران و .... درک می کنند.

به نکته ظریفی اشاره کردید. در بسیاری از اوقات من از لیست منتخب برخی از کارگردانان تعجب می کنم اما وقتی از این دید نگاه می کنم حق را به آنها می دهم. آنها از منظر کارگردانی به آن فیلم خاص نگاه می کنند و سایر جنبه های فیلم برایشان در درجه دوم اهمیت قرار دارد.  همین رویکرد را ما در فهرست های منتخب فیلمنامه نویسان , بازیگران و ... می بینیم. هر کدام از دید خود به فیلم نگاه می کنند. به همین دلیل است که من همیشه بیطرفانه ترین قضاوت را اول از سوی افراد خارج از حرفه سینما و سپس صنف منتقدان می دانم . البته تا جایی که منتقد بیش از حد فیلمزده نشده باشد. این فیلمزدگی آفتی است که بعدا بیشتر به آن خواهیم پرداخت.

همشهری کین بیش از هر چیز فیلمی است که کارگردان اش در برجسته کردن آن نقش داشته است و همین مساله باعث محبوبیت خاص آن نزد بیشتر کارگردانان شده است.




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۴/۳۱ عصر ۰۴:۵۷

با تشکر از ایران کلاسیک عزیز

به شخصه برای من خیلی جالب است که اکثر کارگردانان سینما فیلم هشت و نیم فلینی را بسیار دوست دارند. یا فیلم محبوب ژورنالیستها معمولا زندگی شیرین فلینی است.

دیدن فهرست محبوب ترین فیلمهای کارگردانان - به خصوص کارگردانان مولف و صاحب تفکر - و دقت نظر در آنها خیلی چیزها درباره شان به ما می گوید.

به عنوان مثال به این عناوین در فهرست میشاییل هانکه توجه کنید:

ناگهان بالتازار ، لانسو دولاک ، آیینه ، ملک الموت ، سالو ، روانی ، زنی تحت تسلط ، کسوف ، آلمان سال صفر ، جویندگان طلا

هانکه را به عنوان یکی از منتقدین زندگی مدرن می شناسیم ، او همواره نبود معنویت و بی ارتباطی انسانها با ملکوت را عامل تباهی ها می داند . او تا حد زیادی متاثر از تعالیم آگوستین قدیس است. از این جهت حضور دو فیلم از برسون و فیلمی از تارکوفسکی در فهرست فیلمهای محبوب او قابل توجه است.

هانکه به مساله خشونت - معمولا به شکل سادومازوخیستی - ناشی از کمبود معنویت و عاطفه در روابط انسانها در فیلمهایی چون کد ناشناخته ، بازی های مضحک و معلمه پیانو پرداخته است و البته تاثیر فیلمهایی چون سالو ، روانی و زنی تحت تسلط هم در آن فیلمها مشهود است.

او در فیلمهایش شخصیت ها را به لحاظ روانی مورد تحلیل قرار می دهد و برای ریشه یابی رفتارهای بزرگسالی آنها به کودکی آنها نقب می زند. مثلا در شاهکاری چون پنهان (تحلیل روانی شخصیت دانیل اوتوی که از تحقیرهایش در برابر مجید در کودکی می گوید) یا روبان سفید (که اساسا ریشه های فاشیسم را در تعالیم مذهب پروتستان و رفتار پدر و مادران با کودکانی که بعدا سربازان هیتلر شدند جستجو می کند)  ردپاهایی از روانی و ملک الموت مشهود است.

موارد دیگر جدول فهرست محبوب ترین ها هم بسیار جالب است ، که دوباره پیشنهاد می کنم حتما آنها را بررسی کنید.




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - میثم - ۱۳۹۰/۵/۱ عصر ۰۴:۰۶

نتايج سرشماري آراي منتقدين سرشناس بدين شرح اعلام مي گردد!


1-    قواعد بازی (ژان رنوار - 1939)

2-    همشهری کین (اورسون ولز-1941)

3-    طلوع (ف. و. مورنائو-1927)

4-    سرگیجه (آلفرد هیچکاک-1958)

5-    پدرخوانده (فرانسیس فورد کاپولا-1972)

6-    داستان توکیو (یاساجیرو ازو-1953)

7-    پدرخوانده 2 (فرانسیس فورد کاپولا - 1974)

8-    ناگهان بالتازار (روبر برسون-1966) / ژنرال (باستر کیتون-1927)

9-    بچه های بهشت (مارسل کارنه-1945) / مردی با دوربین فیلمبرداری (ژیگا ورتوف-1929) / گوشواره های خانم ... (ماکس اوفولس- 1953)

10-     آتالانت (ژان ویگو-1934)

خروجي كامل برنامه را در فايل ضميمه ببينيد.

من هم با ايران كلاسيك عزيز موافق هستم كه بيطرفانه ترين قضاوتها از جانب منتقدين و تماشاگران پيگير است. ليست حاضر اين مساله را به خوبي تاييد مي كند. حضور سرگيجه در رده چهارم - آن هم در حالي كه در ليست منتخبهاي فيلمسازان نبود - و عدم حضور جاده - كه ديگر امروزه زيادي به لحاظ روايي دمده به نظر مي رسد - تفاوت هفت پله اي رده طلوع در اين ليست نسبت به ليست قبلي ، مويد اين نكته است. به شخصه فكر مي كنم دليل توجه به فيلمهايي چون جاده - آن هم در ميان آن همه شاهكار فليني - و مهر هفتم بيشتر به لحاظ تاثير عاطفي آنهاست. خود من كه به شخصه جاده را بيشتر به همين دليل دوست دارم!

منتقديني كه آراي شان در اين جمع بندي مورد محاسبه قرار گرفت عبارتند از :

جورجیا براون (ویلیج وویس) ، وینسنت کنبی (نیویورک تایمز) ، میشل سیمن (پوزیتیف) ، مانولا دارگیس (لس انجلس تایمز) ، دیوید دنبی (نیویورکر) ، اوون گلیبرمن (اینترتینمنت ویکلی) ، جی هوبرمن (ویلیج وویس) ، کنت جونز (فیلم کامنت) ، درک مالکوم (گاردین) ، تاد مک کارتی (ورایتی) ، ترنس رافرتی (نیویورکر) ، ریچارد شیکل (تایم) ، جی اسکات (تایم) ، جین سیسکل (شیکاگو تریبون) ، گاوین اسمیت (فیلم کامنت) ، مایک اسراگو (بالتیمور سان) ، ایمی تابین (ویلیج وویس) ، کنت توران (لس انجلس تایمز) ، آندره بازن ، دیوید بوردول ، راجر ایبرت ، لئونارد مالتین ، دونالد ریچی ، دیوید رابینسون ، جاناتان رزنباوم ،  اندرو ساریس ، دیوید استریت ، دیوید رابینسون ، رابین وود ، سوزان سانتاگ

 


<!--[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

جورجیا براون (ویلیج وویس) ، وینسنت کنبی (نیویورک تایمز) ، میشل سیمن (پوزیتیف) ، مانولا دارگیس (لس انجلس تایمز) ، دیوید دنبی (نیویورکر) ، اوون گلیبرمن (اینترتینمنت ویکلی) ، جی هوبرمن (ویلیج وویس) ، کنت جونز (فیلم کامنت) ، درک مالکوم (گاردین) ، تاد مک کارتی (ورایتی) ، ترنس رافرتی (نیویورکر) ، ریچارد شیکل (تایم) ، جی اسکات (تایم) ، جین سیسکل (شیکاگو تریبون) ، گاوین اسمیت (فیلم کامنت) ، مایک اسراگو (بالتیمور سان) ، ایمی تابین (ویلیج وویس) ، کنت توران (لس انجلس تایمز 




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۵/۲ صبح ۰۹:۴۶

بیگانه اورسن ولز

یکی از بهترین های سینما از استادی بزرگ چون اورسن ولز

گریم اورسن ولز سکانس به سکانس کم می شود تا جایی که سکانس فینال در درگیری داخل ساعت چهره واقعی خود اورسن ولز را میبینیم

اورسن ولز در این فیلم عاشق ساعت است و در آخر فیلم همین عشق به ساعت باعث مرگش می شود

اورسن ولز از نظر ما (مخاطب ) بیگناه است چون در بین فیلمهایی که بعنوان مدرکی بر جنایتکار جنگی بودن او ارائه می شود هیچ عکسی  یا فیلمی از وی نیست حتی یک تصویر ...

شاید تنها مورد گناهکار بودن  ولز قتل دوست قدیمیش باشد یا کشتن سگ همسرش




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - کاپیتان اسکای - ۱۳۹۰/۵/۵ عصر ۰۹:۱۵

درود به همگی

یادی بکنیم از جاده La Strada :فدریکو فلینی و آن موسیقی غریب و دلتنگ اش، بازی قدرتمند آنتونی کویین و جولیتا ماسینا (همسر فلینی) و موتورسیکلتی که هم آشپزخانه بود، هم اتاق خواب، هم ماشین و هم انباری!

پارادوکسِ زنی که هم دخترش را می فروشد و هم در رثای او شیون سر می دهد.

دختری که ساده لوحی با گوشت و خون و پوستش آمیخته است اما با ریختن همه ی حرف هایش در ژرفای یک نت و نواختن آن، روح کسل  و بی اعتنای مرد دوره گرد را به آشوب می کشاند و کاری می کند که او، خود واقعی اش را تماشا کند و برای اولین بار در تمام عمر بیهوده اش، عاقل شود، خود بی ارزشش را ببیند و از این بی هویتی، رنج بکشد و فریاد بزند... .

تماشای جاده، ساده نیست، به شیپور و موتورسیکلت و بندبازی خلاصه نمی شود.

رودررویی آتش و آب، سادگی، شکوه، پیروزی، شکست، آرزوهای کوچک در دنیایی بزرگ، رنج های بزرگ بشری، موسیقی، موسیقی، موسیقی و مرگ، چیزهایی که از نگاه، احساس و دوربین  فلینی خوش تر و ژرف تر به جان می نشیند.

و دوبلورهای خوب و همیشه ماندگارش:

منوچهر اسماعیلی: زامپانو، شهلا ناظریان:جلسومینا، پرویز ربیعی:بندباز ،جواد پزشکیان:رئیس سیرک ،مهین برزویی:چند نقش کوتاه ،تورج نصر:آکروبات باز

جاده فیلم نیست که دِ مُده شود! جاده، راه افتادن با موتورسیکلتی کهنه و قدیمی در کوره راه زندگی است برای یافتن خودِ گمشده امان!




RE: فهرست محبوب ترين فیلم های عمر - سم اسپید - ۱۳۹۰/۵/۱۳ عصر ۰۳:۳۱

(۱۳۹۰/۳/۲۳ صبح ۱۲:۱۰)هری لایم نوشته شده:  

من با این پیش فرض شما کاملا مخالفم میثم عزیز که می گویید منتقدان زیاد فیلم می بینند . شواهد و قرائن حاکی از آن است که اغلب منتقدان بیش از آنکه زیاد فیلم ببینند ,  ادای زیاد فیلم دیدن را در می آورند . آنها برای اینکه از مد عقب نمانند ,  فیلم های روز ( هرچند آشغال) را بدو بدو می بینند تا در محافل مربوطه کم نیاورند و این ور آن ور در این مجله و آن روزنامه ,  اظهار فضل کنند .  اما من یقین دارم بسیاری از آثار درجه یک و بنام تاریخ سینما را ندیده اند ; چه رسد به فیلم های کمتر شناخته شده اما ارزشمند .

اینکه منتقدین زیاد فیلم می بینن یا نمی بینن ربطی به نظر میثم عزیز، من یا هر شخص دیگری که به سینما علاقه مند هست نداره. منتقد کارش فیلم دیدنه، نقد نوشتن، حالا می خواد مثبت باشه یا منفی، زندگیش رو از این راه میگذرونه، ممکنه تئوریسین و مدرس سینما هم باشه، ممکنه یه ژورنالیست و منتقد معمولی باشه. هر چی هم می نویسه نظر اونه. هر کس می تونه تایید کنه یا تکذیب. حرف هیچکدام از منتقدین وحی منزل نیست. بر اساس علائق و دیدگاه خودش نقد می نویسه. کی گفته فیلم های روز همشون آشغال هستن؟! کی گفته فیلم باید شاهکار باشه تا بشه واسش نقد نوشت؟! منتقد باید با زمان پیش بره، این طبیعت ژورنالیسمه. چند نفر رو پیدا می کنی که به مطالب کلاسیک علاقه مند باشن، حتی در بین اعضای همین کافه؟ اون فیلم هایی که شما می فرمائید سالهاست به تاریخ پیوستن، کلاسیک شدن، تاریخ سینما هستن، ازشون واسه تدریس استفاه میشه. کی میره در سال 2011 نقد یه فیلم 1950 رو بخونه تازه اگه فیلم رو دیده باشه. کجا اکران میشه که بعدش بره نقدش رو بخونه؟! فکر کنم شما تو نوآرهای دهه 50 و 60 باقی موندی، فراموش کردی الان سال 2011! مگه مسابقه هست که خیلی از فیلم ها رو ندیدن، هر چی دیدن نقدش رو می نویسن هر چی هم ندیدن نمی نویسن. منتقدین فیلم نمی بینن؟! منقدین فیلم می خورن!

کتاب راهنمای فیلم، جلد دوم (بهزاد رحیمیان، صفحه 700):

منتقدان از اغلب مردم عادی، بسیار بیشتر فیلم می بینند. جو لیدون، یکی از نویسندگان هیوستن پست می دانست در طول دهه 1980 دقیقا چند فیلم دیده است _ او تا 29 اوت 1989، 2695 فیلم دیده بود. شیلا بنسن، نویسنده لس آنجلس تایمز، اظهار کرده بود که 4460 فیلم _ یک دوجین کمتر یا بیشتر _ دیده است. اما پیشگام همه آنان جان هارتل، منتقد سیاتل تایمز بود که طی 10 سال این دهه، 5500 فیلم _ به طور متوسط روزی 1/5 فیلم _ تماشا کرده بود.

بر فرض اینکه 2 برابر این اعداد هم فیلم دیده بودند افتخار محسوب نمیشه. کارشون اینه:

دیدن فیلم + نوشتن نقد = درآمد و اعتبار

(۱۳۹۰/۳/۲۳ صبح ۱۲:۱۰)هری لایم نوشته شده:  

تعریف و تمجید بیش از حد از هیچکاک و کوبریک شاهدی بر این مدعاست . موج "هیچکاک زدگی" در شرایطی علما و فضلا را فرا گرفته که آنها هرگز نمی دانند و نمی خواهند که بدانند نصف آنچه هیچکاک به واسطه آن مشهور شده,  کپی کاری و باسمه بوده . مثلا :

1- حضور هیچکاک در سکانسی از فیلم ( به عنوان امضای کارگردان !) قبلا توسط چاپلین در "زنی از پاریس" انجام شده. کاملا بی ادعا .

2- پرده دری و حریم شکنی و شکستن تابو ها در فیلم "روانی" .(که آن را نوعی ارزش و ویژگی ناب برای او برمی شمارند!!)  2 سال قبل از آن در فیلمی از راجر کورمن به نام "من ,  خلافکار" صورت گرفته .

3- صحنه نخست فیلم روانی که به عنوان شاهکار تراولینگ از آن یاد می کنند ,  14 سال قبل از آن در فیلم رده B "فرشته سیاه" به طرزی به مراتب باورپذیر تر به تصویر کشیده شده .

این تنها یک مثال بود از کوته نظری و عدم اشراف و شناخت منتقدان که از کارگردانی نظیر هیچکاک بت ساخته اند و با آن هی تند تند عکس می گیرند . عرض بنده این است که پدیده ی هیچکاک زدگی یا کوبریک زدگی ,  سندی است براین که منتقدان و صاحب نظران سینمایی (هرکه می خواهند باشند )  اتفاقا اصلا زیاد فیلم نمی بینند . خواه این منتقدان در ایران باشند یا در آمریکا یا هر کجای دیگر .

به امید پیروزی حق بر باطل در تمامی عرصه ها .

تقلید در هنر اصلا عیب نیست، منتها نباید کورکورانه و مو به مو باشه. کاری به درستی و نادرستی حرفهایی که زدی ندارم، نظر شما قابل احترامه ولی حرف شما مثل این هستش که یک نقاش بعنوان مثال سبکی رو در نقاشی ابداع کنه و بعد از اون هر کس در اون سبک نقاشی کرد بگه ادای من رو در آورده، با این حساب در هر سبک 1 نقاش مبدع داریم و بقیه تقلید کار هستن، در صورتیکه اینطوری نیست نقاش اول سبک رو بوجود آورده و بقیه ادامه دادن. هنر یعنی همین. اتفاقا خودت تو پست بعدی حرف قشنگی زدی، صد البته که این ابداعات جنبه تاریخی داره، ممکنه ارزش هنری هم نداشته باشه، ممکنه هم داشته باشه، به هر حال تاریخ سینماست، نمیشه جداش کرد. در فلان تاریخ، فلان فیلم، این تکنیک ابداع شد. این باید باشه. اگه بحث تقلید باشه، خود چارلی چاپلین که شما علاقه خاصی بهش داری ته تقلید کاره:

فیلم عصر جدید چارلی چاپلین دقیقا از فیلم آزادی از آن ماست رنه کلر کپی برداری شده.

کتاب تاریخ سینمای هنری (ترجمه هوشنگ طاهری، صفحات 238 و 239 با اندکی تلخیص):

گرایش به نوعی طنز اجتماعی که در بیشتر آثار رنه کلر به صورتی نامرئی وجود دارد در فیلم آزادی از آن ماست (1931) به گونه ای کاملا آشکار خودنمایی می کند، گر چه این می تواند مساله اصلی نباشد.

کلر به گفته خود در این دوران چپگرا به شمار می رفت. او می خواست فیلمی بر ضد سلطه گری مدرن ماشین و علیه فکر مقدس بودن کار در صورتی که جالب و فردی نباشد به وجود آورد.

فیلم بر شالوده فکری بنیادی و در عین حال ساده بنا شده است: مشابهت کاری که زندانیان در زندان انجام می دهند، با کار روی تسمه نقاله مدرن بیرون زندان.

یکی از زندانیان موفق می شود از زندان بگریزد. او با نامی مستعار دست به تاسیس یک فروشگاه آلات موسیقی می زند و دیری نمی پاید که کارخانه عظیم تولید گرامافون از آن پدید می آید. او اکنون از همه تجربیات دوران زندان خود بهره برداری می کند: در کارخانه او با کارگران مانند آدم های مصنوعی رفتار می شود. تمامی زندگی و رفتارشان مانند بردگان تحت کنترل در می آید.

به جای گفتگو، بیشتر صدای آواز یا آواز صدا به گوش می رسد. ترانه آزادی از آن ماست که هر دو قهرمان فیلم سر می دهند، به صورت شاه مایه آزادی در می آید. این سرود نه تنها یادآور فرار از زندان است، بلکه نشانه فرار از دیکتاتوری کارخانه نیز هست.

منشی پرتحرک و بامحبت، شخصیتی است که در همه آثار کلر به نوعی ظاهر می شود.

دکورهای فیلم موجب گردیدند که دنیای کار، شکلی انتزاعی، غیر انسانی و ناشناخته پیدا کند. در پایان فیلم، ورود دو دوست به دنیای بی مساله و افسانه وار ولگردی، به گونه ای کاملا غیر واقعی جلوه می کند.

سکانس خنده دار تسمه نقاله در فیلم آزادی از آن ماست بعدها الهام بخش چاپلین در فیلم عصر جدید (1936) او گردید. موسسه تولیدی توبیس متعلق به کلر تلاش کرد تا چاپلین را به دادگاه بکشاند اما کلر به آن نپیوست.

صحنه های مشابه بین این 2 فیلم بسیار زیاده (و همینطور روایت داستان) و از آنجائیکه می دونم دوستان بارها و بارها فیلم عصر جدید رو دیده اند و تک تک صحنه ها در خاطرشون هست با چند عکس از فیلم آزادی از آن ماست مطلب رو به پایان می برم:




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - هری لایم - ۱۳۹۰/۵/۱۳ عصر ۰۷:۲۴

باعث خوشحالی است که در این شرایط که شاهد رواج زبان کد وار و مرس گونه و تلگرافی هستیم ,  دوستی فرهیخته و ارجمند پس از مدت ها با زبان شیوای فارسی مجددا قدم در حیطه بحث و گفت و گو گذاشت و این فرصتی است که نباید از دست داد . چون نفس گفت و گو درمورد سینما جذاب است . چه رسد به آنکه در این میان حقیقتی هم اگر هست (که هست !) آشکار شود .

 

منظور من از منتقدانی که زیاد فیلم نمی بینند و ادا در می آورند , منتقدان آبکی و فله ای و در یک کلام منتقدنمایان است و نه همه منتقدان . چطور می شود همه را یکسان تلقی کرد ؟

 

درمورد مطلبی که به من نسبت دادید و از قول من نوشتید ,  واقعا نمی دانم چه بگویم جز اینکه از شما خواهش کنم یک بار دیگر آن قسمت از یادداشت مرا بخوانید . آیا من گفتم فیلم های روز همگی آشغال هستند ؟

 

من هم با شما هم عقیده ام که تقلید در هنر عیب نیست  و شما به درستی عصر جدید را مثال زدید . اما تفاوتی بین چاپلین و هیچکاک وجود دارد و آن اینکه چاپلین بدون نقاله کارخانه فول اتومات عصر جدید ,  باز هم چاپلین است و بر قله است  اما هیچکاک منهای شامورتی بازی های فنی و پروپاگاند های تبلیغاتی شبکه تلوزیونی خودش که هیچکاک زدگی را به پدیده ای نهادینه تبدیل کرد  و حضورش در سکانسی از فیلم خودش و پشتیبانی های بی دریغ تروفو ( که جریان ساز بود ) و ... جایگاه دیگری می داشت . ضمن آنکه من با  هیچکاک زدگی مشکل دارم و نه هیچکاک و آثارش که شرح مبسوطی از این بحث را قبلا بیان کرده ام .   

درمورد علاقه خودم به سینمای کلاسیک و مخصوصا فیلم نوآر و اولویت آن به تماشای بسیاری از فیلم های حال حاضر هم جنابعالی کاملا درست می فرمایید . ای کاش بزرگوارانی مثل شما هم همین قدر علاقمند بودید تا کافه کلاسیک از رونق بیشتری برخوردار می شد . هم درمورد فیلم نوآر و هم سایر ژانر ها که انصافا مهجور مانده اند .

 

به امید جایگزینی زبان فارسی به جای زبان روباتیک در کافه کلاسیک .  




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - سم اسپید - ۱۳۹۰/۵/۱۳ عصر ۰۸:۵۹

(۱۳۹۰/۵/۱۳ عصر ۰۷:۲۴)هری لایم نوشته شده:  

باعث خوشحالی است که در این شرایط که شاهد رواج زبان کد وار و مرس گونه و تلگرافی هستیم ,  دوستی فرهیخته و ارجمند پس از مدت ها با زبان شیوای فارسی مجددا قدم در حیطه بحث و گفت و گو گذاشت و این فرصتی است که نباید از دست داد . چون نفس گفت و گو درمورد سینما جذاب است . چه رسد به آنکه در این میان حقیقتی هم اگر هست (که هست !) آشکار شود .

منظور من از منتقدانی که زیاد فیلم نمی بینند و ادا در می آورند , منتقدان آبکی و فله ای و در یک کلام منتقدنمایان است و نه همه منتقدان . چطور می شود همه را یکسان تلقی کرد ؟

درمورد مطلبی که به من نسبت دادید و از قول من نوشتید ,  واقعا نمی دانم چه بگویم جز اینکه از شما خواهش کنم یک بار دیگر آن قسمت از یادداشت مرا بخوانید . آیا من گفتم فیلم های روز همگی آشغال هستند ؟

من هم با شما هم عقیده ام که تقلید در هنر عیب نیست  و شما به درستی عصر جدید را مثال زدید . اما تفاوتی بین چاپلین و هیچکاک وجود دارد و آن اینکه چاپلین بدون نقاله کارخانه فول اتومات عصر جدید ,  باز هم چاپلین است و بر قله است  اما هیچکاک منهای شامورتی بازی های فنی و پروپاگاند های تبلیغاتی شبکه تلوزیونی خودش که هیچکاک زدگی را به پدیده ای نهادینه تبدیل کرد  و حضورش در سکانسی از فیلم خودش و پشتیبانی های بی دریغ تروفو ( که جریان ساز بود ) و ... جایگاه دیگری می داشت . ضمن آنکه من با  هیچکاک زدگی مشکل دارم و نه هیچکاک و آثارش که شرح مبسوطی از این بحث را قبلا بیان کرده ام .   

درمورد علاقه خودم به سینمای کلاسیک و مخصوصا فیلم نوآر و اولویت آن به تماشای بسیاری از فیلم های حال حاضر هم جنابعالی کاملا درست می فرمایید . ای کاش بزرگوارانی مثل شما هم همین قدر علاقمند بودید تا کافه کلاسیک از رونق بیشتری برخوردار می شد . هم درمورد فیلم نوآر و هم سایر ژانر ها که انصافا مهجور مانده اند .

به امید جایگزینی زبان فارسی به جای زبان روباتیک در کافه کلاسیک .  

از اونجور منتقدها که شما می فرمائید هم زیاد داریم تو ایران خودمون هم زیاده. اصولا 90٪ منتقدین حراف و بی سواد هستند و تنها ژورنالیست هایی موفق هستند که با کلمات بازی می کنند ولی در هر صورت بدنه اصلی سینما هستند و هیچ کاری هم نمیشه کرد ممکنه از کاه کوه بسازند یا برعکس. به عنوان مثال فیلم ضد وسترن ولگردان وحشی (در ایران با نام ولگردان خشن) ساخته بلیک ادواردز که همه او را به عنوان یک کمدین ساز برجسته می شناسند نه یک وسترن ساز ولی پر واضح هست که این فیلم رو در جواب منتقدینی ساخته است که او را متهم به کمدی ساز بودن کرده اند و اینکه توانایی او در همین حد خلاصه می شود (دقیقا مانند کاری که دیوید لینچ با داستان استریت کرد که حتی نام فیلم هم تو دهنی محکمی به منتقدین هست) این فیلم شاهکاری قدرنیافته و دیده نشده هست که در سینما محو شده:

در مورد آشغال بودن تمام فیلم های روز عمدا اونطوری نوشتم که معنی حرفت رو بنویسی. اگه منظورت همه فیلم ها نبوده من بد برداشت کرده ام ولی از نظر خودم هم 99٪ آشغال هستند چون اصولا ابزار کافی برای خلق شاهکار وجود نداره؛ نه کارگردانانی مانند جان فورد داریم و نه بازیگرانی مانند جیمز استیوارت و غیره.

عصر جدید یه جورایی لکه ننگ تاریخ سینماست تقلید اشکالی نداره ولی اینکه همه چیز رو به اسم خودمون بزنیم اشکال داره اگه کسی فیلم آزادی از آن ماست رو بعدا ببینه واسه خود چاپلین بد میشه. اونوقت با خودش میگه لابد چاپلین بقیه فیلم هاش رو هم کپی کرده. اگر کار به دادگاه می کشید اعتبار چاپلین به شدت خدشه دار می شد. یکی از دلایلی که امروز از فیلم عصر جدید به عنوان شاهکار نام برده میشه و حرفی از فیلم آزادی از آن ماست زده نمیشه دقیقا منتقدین هستند. فیلم کلر محو شده.

رسانه ها منتقدین و ... تاثیر بسزایی در مهم جلوه دادن هر فیلم و هر کارگردانی دارند ولی از طرف دیگه نمیشه قابلیت های فردی یک کارگردان رو زیر سوال برد. در مورد هیچکاک زدگی حق با شماست. متاسفانه همه سعی می کنند خودشون رو عاشق هیچکاک بدونند بدون آنکه به قابلیت های استاد اشراف داشته باشند.

اینکه شما فیلم نوآر دوست داری عیب نیست من هم عاشق وسترن هستم. تا دلت بخواد نوآر و وسترن قدرنیافته و دیده نشده در تاریخ سینما وجود داره.

من به نوشتن در مورد سینما علاقه دارم ولی از اونجائیکه آدم خلاصه گویی نیستم به وقت زیادی برای نوشتن نیاز دارم.




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - حمید هامون - ۱۳۹۰/۷/۱۲ عصر ۰۴:۴۱

خارجی:

بدون ترتیب :

1-سینما پارادیزو :عاشق سینما و نوستالژی باشی،دل نازکی هم داشته باشی و این فیلم را دوست نداشته باشی ؟!

2-کازابلانکا- بربادرفته -گلوله ی آتش(آتش پاره) - گربه روی شیروانی داغ –  بدنام - آپارتمان و ......: یادگاران طلایی سینمای کلاسیک

3-ماجرای نیمروز و شین:به خاطر تمام مردان تنهای دوست داشتنی تاریخ سینما به ویژه ژانر وسترن

4-معجزه در میلان: وقتی که از همه ی دنیا ناامیدی،  این فیلم آرام بخش فوق العاده ای است که باعث می شود امیدت را به زندگی از دست ندهی.....

5-راننده ی تاکسی: ((مرد تنهای خداوند))- نیویورک غرق در فساد و .... تخلیه ی روانی ........

6-ترمیناتور 2:روزداوری :من هم مثل خیلی های دیگه (من جمله ایران کلاسیک عزیز!) عاشق اکشن های باور پذیرم. ایرادی دارد؟

7-اشکها و لبخندها (آوای موسیقی) : افتخار دوبله ی ایران. این فقط یکی از دلایل دوست داشتن فیلم است......

8-فارست گامپ- ادوارد دست قیچی- دیگران- روز گراند هاگ - مالنا - زیبایی آمریکایی- یک ذهن زیبا- ماهی بزرگ – لئون - آملی و ...... : شاهکارهای دو دهه ی اخیر.به خیلی ها من جمله خودم گوشزد می کنند که :  چنته ی سینما هیچ وقت خالی نمی شود. از آن نا امید نشو

9-WALL-E + مابقی انیمیشنهای دیزنی و پیکسار به همراه سری اول تام و جری : این فیلمهای دوست داشتنی تقدیم به کودکی از دست رفته ی همگی ما........

10-جواهرات سینمای کمدی (صامت و ناطق) : همه کیتون ها – هارولد لوید – چاپلین – لورل و هاردی - برادران مارکس و ...... به عنوان حسن ختام انتخاب top ten فیلمهای خارجی

و اما فیلمهای ایرانی! :

باز هم بدون ترتیب :

1-سوته دلان :جواهر ناب استاد از همه نظر ........

2-رگبار و مرگ یزدگرد : به نظر من بهترین کارهای بیضایی اند ....

3-آژانس شیشه ای : فیلم تناقض .همه به نظر خودشان در فیلم حرف حساب می زنند .بیراه هم نمی گویند! به اینها اضافه کنید فیلمنامه ی عالی و کارگردانی وبازیگران فوق العاده و حس های زیبا را .....

4-داش آکل : قبلا هم نوشته ام که این عاشقانه ی تماشایی را بسیار دوست دارم.

5-هامون : ما که هیچوقت ارادتمان به حمید خان هامون و علی آقای عابدینی کم نمی شود!

6-شب یلدا : در سینمای خودمان نمونه ای دیگر که با یک بازیگر بتواند تماشاگر را تا آخر فیلم با خود بکشاند و خسته نکند نداریم. در فیلمهای خارجی هم من فقط چند نام شنیده ام و هیچکدام را ندیده ام.

7-خط قرمز – رضا موتوری و سلطان : دو تای اولی آنطور که شایسته شان است قدر ندیده اند (خط قرمز را که اصلا هیچکس ندیده!) و در مورد سلطان : ((بعضی حرفارو باید دید- بعضی حرفا گفتنی نیست....))

8-کندو : شاهکاری چند وجهی . هم میتوان فیلم را فقط بصورت یک سرگرم کننده جذاب دید و هم میتوان عبارات قلمبه سلمبه ای مثل هفت خوان – هفت شهر عشق عرفانی و ..... را از دلش بیرون کشید.

9- مصائب شیرین : جای فیلمی کمدی از سینمای خودمان در این فهرست خالی است .باز خدا را شکر رگه های طنز در این شاهکار داودنژاد آنقدر پر رنگ هست که ادعا کنم به سینمای کمدی مملکت خودمان بی اعتنا نبوده ام!

10-عروس : پل بین سینمای مردم پسند و نخبه گرا. این فیلم را هم خیلی دوست دارم.

پی نوشت :

- سینما خیلی از اینها بیشتر دارد. آنهایی که ندیده ایم و دیده هایی که فراموش کرده ایم. انتخاب 10 فیلم، ظلم به مابقی فیلمهاست .... (تازه من خیلی پارا هم از عدد 10 فراتر گذاشته ام!).....

-اینها گزینه هایی است که من با آنها ارتباط عاطفی برقرار کرده ام.از بیشتر شاهکارهای سینمایی (انتخابی حضرات منتقد) در این دو فهرست خبری نیست.آن شاهکارها مال کسانی است که با مغزخود فیلم می بینند نه با دلشان!

در انتها حیفم می آید از دو مجموعه ی تلویزیونی که به اندازه ی شاهکارهای  سینمایی دوستشان دارم یاد نکنم : ماجراهای شرلوک هولمز از میان سریالهای خارجی و هزار دستان از میان وطنی ها.......

امیدوارم که پرحرفی های بنده سرتان را به درد نیاورده باشد.

با احترام.





RE: محبوب ترين فیلم های عمر - پرواز - ۱۳۹۱/۲/۱۵ عصر ۰۷:۳۷

سلام به همه بچه ها ، همه عاشقان هنر

من اولين پستم رو با اجازه همه مي خوام اينجا بدم ...

ترتيب خاصي نداره ليست من ولي سعي مي كنم اونو رعايت كنم .

1- پرواز بر فراز آشيانه فاخته ( ديوانه از قفس پريد ) : پرواز رو از اين فيلم ميشه ياد گرفت . هنوز كه هنوزه مسحور بازي جك نيكلسن هستم و نفهميدم كه واقعا ديوانه بود يا سالم ولي مطمئنم كه عاشق پرواز بود .

2- سر آلفردو گارسيا را برايم بياوريد : ديوانه سام پكين پا هستم . لحظه هاي ارتباط عجيب وارن آواتس با سر آلفردو در تاريخ سينما جاودانه است و هيچ وقت فراموشش نميكنم .

3- مردي براي تمام فصول : "هي ريك يك مرد اگه وجدانش رو در مقابل تمام دنيا هم بده باز نفعي نبرده ". يكي از بهترين دوبله هاي تاريخ ايران رو هم توي اين فيلم ميشه ديد .

4- پدرخوانده 1&2 : نمي دونم چرا دون انتقام ساني رو نگرفت ...

5- ريوبراوو : چه گروه حيرت انگيزي ! يه دائم الخمر يه پيرمرد غرغرو ، جان وين رو هم با اينا قاطي كنيد ! هاوارد هاكس چه بزم شاعرانه اي با اين گروه راه انداخت ...

6- ايرما خوشگله ، آپارتمان ، غرامت مضاعف و سانست بلوار : عاشق بيلي وايلدر هستم . واسه طولاني نشدن عريضه پشت سر هم نوشتم وگرنه هر كدوم از اين فيلما يه دنيان واسه من .

7- جيب بر خيابان جنوب ( ساموئل فولر ): شادابي و سرزندگي اين فيلم مسحور كننده است .

8- سامورايي : ديوانه جف كاستلو هستم . بعضي از خصوصيات خودم رو توش مي بينم .

9- زندگي زيباست ( روبرتو بنيني ) : با هيچ واژه اي نمي تونم اين فيلم رو توصيف كنم ...

10- زيرزمين ( امير كوشتوريتسا ) : مثل هيچ فيلمي نيست . يك خلاقيت شاهكار . يك فيلم ديوانه كننده !

11- زندگي شگفت انگيزي است : هروقت حس كردين كاملا افسرده شدين و هيچ راهي ندارين اينو تماشا كنين . برمي گردين به زندگي اونم چه برگشتني ! فريادهاي جيمز استوارت هنوز تو گوشمه ..

12- زنگ تفريح ( ژاك تاتي ) : با ديدن اين فيلم به وجد اومدم ، فوق العاده است . اگه قرار باشه فقط يه فيلم داشته باشم و هميشه اونو ببينم مطمئنا همين فيلمه . نمي دونم چرا تا 12هم اومد ! مهم نيست .

13- دره من چه سبز بود : شاهكار انساني فورد ! سخن كشيش يكي از جاودانه ترين ديالوگ هاست ..

14- راننده تاكسي : وجدان بيدار ....

15- پالپ فيكشن : نيازي به توضيح نداره .

16- سينما پاراديزو : هميشه دلم براي آلفردو تنگ ميشه .

17- نينوچكا : خوشحالم كه اين فيلم از قلم نيوفتاد . خنده هاي گرتا گاربو توي اون رستوران پايين شهري هنوز جلوي چشمامه ! زيباترين تصويري كه توي سينما ديده ام همينه !!

18- زندگي ديگران : شاهكار سينماي آلمان . يك فيلم غافلگير كننده و جذاب كه نميفهمي چند دقيقه طول مي كشه اصلا گذر زمان رو حس نميكني !

19- بدنام ( هيچكاك ) : جاي "رواني" و "سر گيجه" خاليه ولي چه بايد كرد من اينو دوست دارم !

20- كازابلانكا : همفري بوگارت نبايد اينگريد برگمن رو مي بوسيد !!

حس مي كنم يه چيزي از قلم افتاده ! حالا اگه افتاده بود !! بعدا ميگم .

از اينكه طولاني شد معذرت مي خوام . دستم يه كم كنده وگرنه من دوست دارم تا فردا راجع به سينما بنويسم .




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - جو گیلیس - ۱۳۹۱/۵/۱۳ عصر ۰۳:۳۳

معمولا فیلم هایی منو تشویق می کنند که بارها اونا رو ببینم،  اخیرا فیلم این گروه خشن رو 5 بار دیدم!

فیلم های هالیوودی که هدفشون جذب بیننده به واسطه خنداندن و یا گریاندن و یا تلقین پیام فیلم به بیننده هست رو نمی پسندم.

1) پدرخوانده 1 و 2 - فرانسیس فورد کاپولا : از اینکه اهمیت خانواده را بیان می کند، علاقه ام را روز به روز به این فیلم بیشتر می کند، فیلمبرداری، موسیقی ، و بازیگری در اوج هستند

2) راننده تاکسی - مارتین اسکورسیزی : تنهایی را می پسندم، وقتی با بازی رابرت دنیرو همراه باشد ، سکانس پایانی فبلم را می ستایم، آثار اسکورسیزی را باید جداگانه بررسی کرد.

3) بیلیارد باز - رابرت روسن : نگاهی بی پروا به روابط انسانی و عشق درونی شخص، بازی نیومن ولوری همیشه منو وادار می کنه از این فیلم به خوبی یاد کنم

4)مردی برای تمام فصول - فرد زینه مان : مفهوم درونی در کنار جلوه های تصویری فیلم، تاثیر گذار است.

5) جاده مالهلند - دیوید لینچ : در میان فیلم های هزاره سوم، فقط جاده مالهلند است که دید مرا به زندگی درک می کند.

6)چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد - مایک نیکولز : دیالوگ های شنیدنی ، بازی فوق العاده 4 بازیگر و البته اون حس ابهام و دورویی فیلم مرا مسحور خود می کند

7) رفقای خوب - مارتین اسکورسیزی : اسکورسیزی در نمایش دادن رفقای بد داستان استاد است.

8) گاو خشمگین - مارتین اسکورسیزی : بازی دنیرو در حالیکه مشت هایش را به طرف بیننده پرتاب می کند، رینگ زندگی را به تصویر می کشد

9) داستان توکیو - یوساجیرو اوزو : تاثیر فیلم بر من چنان است که هرگاه فیلم را می بینم اشک هایم جاری می شود

10) هفت - دیوید فینچر : بهترین فیلم جنایی تاریخ سینما (البته به نظر من!) ، سکانس های پایانی فیلم خیره کنندست

11 ) این گروه خشن - سم پکین پا : وسترنی دیدنی در نسان دادن تغییرناپذیری مردهای صحرا

12 )محله چینی ها - رومن پولانسکی : نوآری در دهه 70 که با بازی نیکلسون و فیلمنامه عالی به شاهکاری برای من تبدیل می شود

و رستگاری شاوشنگ، روشنایی های شهر ، مسیر سبز ، کفش های قرمز و دهها فیلم دیگر




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - سی.سی. باکستر - ۱۳۹۱/۵/۱۴ صبح ۱۲:۵۹

بالاخره بهترین ده فیلم خارجی عمر اصغر فرهادی


در جریان انتخاب‌های اخیر منتقدان و فیلمسازانی از سراسر دنیا در ماهنامه سایت اند ساوند، اصغر فرهادی نیز سینماگر ایرانی بود که در این رای‌گیری و نظرخواهی شرکت کرد. کافه سینما فهرست ده فیلم برتر تاریخ سینما را از نظر سازنده جدایی نادر از سیمین منتشر می‌کند:

راشومون (آکیرا کوروساوا، 1950)
جاده (فدریکو فلینی، 1954)
پدرخوانده (فرانسیس فورد کوپولا، 1972)
داستان توکیو (یاسوجیرو اوزو، 1953)
آپارتمان {#smilies.heart} (بیلی وایلدر، 1960)
سه رنگ: قرمز (کربشتف کیشلوفسکی، 1994)
پول رو بردار و فرار کن (وودی آلن، 1969)
صحنه‌هایی از یک ازدواج (اینگمار برگمان، 1973)
راننده تاکسی (مارتین اسکورسیزی، 1976)
روشنایی‌های شهر (چارلی چاپلین، 1936)




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - زاپاتا - ۱۳۹۱/۵/۱۴ عصر ۰۸:۴۰

انتخاب فيلمهاي كلاسيك بسيار سخت است .شما اگر به نظرسنجي هاي سالانه مجلات معتبر دنيا نگاه كنيد بجز دوسه مورد مابقي انتخابها متغيرند. آخر انتخاب ده فيلم بين صدها فيلم معتبر تاريخ سينما بسيار مشكل است.

بنابراين انتخابهاي من از سينماي ايران است ، تا جايي كه توانستم علت تعلق خاطرم به آن فيلم را ذكر كرده ام:( بدون ترتيب )

1- قيصر ( مسعودكيميايي ): شمايل يك قهرمان  از جنس مرداني كه ديگر بايد در خاطرات  يافتشان / بازي بهروز وثوقي و ناصر ملك مطيعي و البته دوبله بي نظير منوچهر اسماعيلي و شادروان ايرج ناظريان

2- فرياد نيمه شب(ساموئل خاچيكيان ) :داستاني جنايي و هيچكاك وار كه بخوبي توسط خاچيكيان ايرانيزه شده بود/ سايه روشنهاي وهمناك ، فيلمبرداري قابل توجه و بازي بي بديل آرمان و البته دوبله ناب مرحوم كاملي بجاي او

3- تنگنا (اميرنادري ) : روايت زندگي يك جوان عاصي در دنياي بي ترحم ، قهرماني خسته و بي ياور بهمراه صداي محزون خواننده تمام دوران : فريدون فروغي ، به اينها اضافه كنيد دوبله عالي منوچهراسماعيلي كه اوج استيصال قهرمان فيلم را در كلامش جاري مي كند و سعيد راد...

4- خداحافظ رفيق ( امير نادري ): بازهم سعيد راد ، امير نادري و عليرضا زرين دست ، يك حماسه ، يك فيلم خياباني تمام عيار

5 - سوته دلان ( علي حاتمي ) : شور و عشق ، تراژدي و دلبري دلبركان ، بهروز وثوقي و شهره آغداشلو و ديالوگهاي محشر و فراموش ناشدني علي حاتمي ، بدمن شيرين زبان و يگانه سينما با بازي جهانگير فروهر و گويندگي تمام عيار چنگيزجليلوند و زهره شكوفنده و منوچهراسماعيلي و نجمي فروهي ،  اينها را كه كنار هم قرار دهيم مي شود سوته دلان، اولين فيلمي كه با بسم الله الرحمن الرحيم در سينماي ايران آغاز شد...

6- اجاره نشينها( داريوش مهرجويي ) :يك كمدي هميشه ديدني و جذاب ، آدمهاي يك مجتمع كه از جنس همين مردمند ، بازيهاي هرگزتكرارنشدني ، استاد عزت الله انتظامي ، ايرج راد ، نادره ، اكبرعبدي ، رضارويگري ، منوچهرحامدي ، فردوس كاوياني و حسين سرشار اگر دوباره توانستند كنار هم جمع شوند و داريوش مهرجويي هم حال و حوصله 27 سال قبل را داشته باشد شايد بتوان اين فيلم را فراموش كرد...

7 -اتوبوس ( يدالله صمدي ) : جنگ بين بالا ده و پايين ده برسريك اتوبوس ، ديالوگهاي شيرين و طنز ظريف اتوبوس و ستاره آن : هادي اسلامي- منوچهراسماعيلي

8 - هامون ( داريوش مهرجويي ) : هامون يعني خسروشكيبايي !

9 - مادر ( علي حاتمي ) : روز ملاقات ما و آب دادن گلهاي باغچه ، مادر و علي در دنياي باقي مهمان يكديگرند و ما مانديم و حسرت هميشگي جاي خالي مادر، فيلم كلام و ديالوگ هاي خاطره انگيز و دوبله عاشقانه

10 - سلطان ( مسعودكيميايي ) : سلطان ، زخمي در خيابانهاي بي انتها ، فريبرزعرب نيا و هديه تهراني همين كافيست ...

عيار 14 / ليلي بامن است / مارمولك / سن پطرزبورگ/ عروس / همسر/ يكباربراي هميشه / ناخدا خورشيد / نقطه ضعف / صادق كرده / پناهنده/ شوكران/ روزواقعه/ باشو غريبه اي كوچك/ كلوزاپ/ عروسي خوبان/ بايكوت/ شب غريبان /قصاص/خواستگار




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - سارا - ۱۳۹۱/۵/۱۵ صبح ۰۱:۰۳

من شخصا عاشق تک تک این فیلما هستم که هیچوقت از ذهنم پاک نمیشن

1.دزد دوچرخه (دسیکا)

2.اودیسه فضایی2001 (کوبریک)

3. سه گانه پدر خونده (کاپولا)

4.برباد رفته(فلمینگ)

5.پاپیون (جی شافنر)

6.فهرست شیندلر (اسپیلبرگ)

7.پیانیست (پولانسکی)

8.هوش مصنوعی (اسپیلبرگ)

9.دیوانه از قفس پرید (فورمن)

10.دوزن (دسیکا)

البته هستن فیلمایی مثه"جاده - راننده تاکسی - کازابلانکا - بچه رزمری" که خیلی دوسشون دارم




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - ادی فلسون - ۱۳۹۱/۶/۲ صبح ۰۱:۵۰

سلام

به گمانم در باب انتخاب " محبوب ترین فیلم های عمر " من همیشه از یک فرمول شخصی ساده استفاده کردم ، بدین ترتیب که تعداد دفعات تماشای یک فیلم را ملاک اصلی برای سنجش میزان دوست داشتن اش قرار داده ام !! به همین راحتی ......حالا ممکن است فیلم مورد نظر یکی از شاهکارهای 4 ستاره تاریخ سینما باشد یا یک فیلم رده ب راجر کورمن ای و یا حتی یک فیلم کاراته ای بزن و بکش !!

در این میان همیشه استثنائاتی نیز وجود داشته ، مثل فیلمهایی که در یک موقعیت زمانی و مکانی خاص تماشا کرده ام و آنقدر این دیدار اولیه خاطره اش شیرین بوده که در گذر سالها متوجه شده ام آن فیلمها هم به سیاهه محبوب ترین هایم راه پیدا کرده اند ، مثل فیلم ماجراهای رابین هود ( مایکل کورتیز - 1938 ) چون اولین فیلمی بود که در زندگی ام بر پرده سینما تماشا کردم ، آنهم در یک سینمای تابستانه و روباز ( سینما بهمنشیر آبادان ) در کودکی ، امروز که سی و اندی سال از آن شب به خصوص میگذرد ، ارول فلین کماکان قهرمان دوست داشتنی  و ماجراهای رابین هود از فیلم های محبوب ام هستند.

نمونه دیگر این یادگارها آرواره ها اثر مشهور اسپیلبرگ است که این فیلم را هم در سینما رکس آبادان ( سینمای بی نظیری که در 28 مرداد 57 به همراه هفتصد تماشاگر فیلم گوزنها در آتش جهل سوخت و خاکستر شد ) تماشا کردم ، یادم هست در اولین حضور کوسه بر پرده و بهت روی شایدر کل سینما یکمرتبه از ترس جیغ کشیدند !! و من هم که طفلی بیش نبودم زدم زیر گریه !! ... تریلر مشهور عمو استیون را بهمراه موسیقی بی نظیر جان ویلیامز بعدها بارها و بارها تماشا کردم ، و راستش اینکه " آرواره ها " در لیست انتخابی هیچ آدم مشهوری تا به امروز دیده نشده ، اصلا برایم مهم نبوده و نیست.

 تعداد دفعات تماشای پدر خوانده کاپولا را اصلا نمیتوانم محاسبه کنم ، همانطور که فیلمداستان پدر خوانده ( ترجمه مرحوم علیرضا وزل شمیرانی ) را هنوز گهگداری با ولع میخوانم ، انگار نه انگار که صد بار قبلا خواندمش ، پدر خوانده آنقدر محکم و کوبنده و جذاب هست که هیچ زمان از محبوبیت اش کاسته نشود ، گمانم صد سال دیگر که روبات های هوشمند نسل انسان را منقرض کنند !! کماکان شاهکار کاپولا/پوزو آنقدر تماشایی باشد که به فیلم محبوب آن آهن قراضه ها هم تبدیل شود !!!

فیلمهایی که به شکلی خستگی ناپذیر ، سالیان سال است از تماشای چندین و چند باره شان سیر نمیشوم ، لیست بلند بالایی را تشکیل میدهند.

پدر خوانده 2 ، بیلیارد باز ، کازابلانکا ، ادیسه فضایی کوبریک ، سامورایی ، از نفس افتاده ، قصه های عامه پسند ، آنی هال ، این گروه خشن ، مضنونین همیشگی ، نابودگر 2 ، راننده تاکسی ، گاو خشمگین ، مرحوم ، مخمصه ، بوچ کسیدی و ساندنس کید ، نیش ، پنجره عقبی ، بدنام ، شاهین مالت ، خواب بزرگ ، داشتن و نداشتن ، ریوبراوو ، شین ، هفت دلاور ، رفقای خوب ، تریلوری سالار حلقه ها ، کوایدان ،تعطیلات رمی.... نه..انگار بی فایده است ، هجوم قر و قاطی ده ها عنوان فیلم محبوب به مغز خسته و خواب آلوده ام دارد کار را خراب میکند !! باید در یک نوشته دیگر و در روز روشن و با ذهنی هشیار آثار محبوب تر از بقیه را در یک لیست کوتاه گزینش کنم و علت دوست داشتن شان را هم بنویسم...

امکان ارسال اولین نوشته ام ، در جمع دوستان فرهیخته و عاشق سینما در کافه کلاسیک افتخار بزرگی بود.

بدرود




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - Jacques Clouseau - ۱۳۹۲/۲/۲۲ صبح ۰۹:۵۵

چه تاپيك زيبايي، آشنايي با سليقه هاي مختلف دوستان و البته كلنجار رفتن با ذهن خودم كه واقعا من چه فيلمهايي رو در اين فهرست 10 تايي قرار بدم؟ از اونجا كه اهل تظاهر نيستم و عقيده دارم سينما بيشتر از جنبه هاي هنري و آموزشي، مقوله اي است سرگرم كننده و به خاطر اين كه آدميان ساعتي به پرده سفيد جادويي چشم بدوزند و از غم روزگار رها باشند، بنابراين اين فيلم ها رو به عنوان تاپ تن! انتخاب مي كنم:

- معجزه سيب: فيلمي عاشقانه كه با هنرمندي بزرگان دوبله ايران، جنبه كمدي هم گرفته و هنوز برايم همان لذتي را دارد كه اولين بار  نسخه وي اچ اس آن را ديدم.

- كازابلانكا: زيبا، عاشقانه، پرهيجان و ديگر هيچ!

- ايرما خوشگله: از نظر من بهترين فيلمي است كه تاكنون در ايران دوبله شده، استادان زنده ياد نوذري و كاظمي به همراه دو بزرگ ديگر تاريخ دوبله ايران يعني طهماسب و اسماعيلي به قدري در نقش خود فرو رفته اند كه من هرگز احساس نكردم فيلمي خارجي را نگاه ميكنم!

- ترميناتور 2؛ روز داوري: هنوز هم با اشتياق زياد اين فيلم اكشن- تخيلي رو تماشا مي كنم و به نظرم فيلمي فراتر از زمان خودش بود.

- راتاتويي: كارتون اسكاري، بي نظير، شاهكار، اشتها آور و دوست داشتني.

- سيندرلا: سفر به دوران كودكي، عاشقانه و البته پر از سكوووووووت هاي ماندگار استاد زنده ياد ايرج ناظريان

- بتمن 2، شواليه تاريكي: از نظر من هيچ بتمني به زيبايي اين كار كريستوفرنولان ساخته نشده

- هواپيما!: پر از شوخي و طنز، فيلمي كه كريم عبدالجبار ستاره تاريخNBA در اون بازي كرده. يك شاهكار از ديويد زوكر، جري زوكر و جيم آبراهامز. فيلمي كه جايگاه دهم كمدي ترين فيلمهاي تاريخ 100 ساله هاليوود رو به خودش اختصاص داده.

- رالف خرابكار: به خاطر زنده كردن همه خاطرات خوب دوران كودكي و بازي با كامپيوتر، آميگا، سگا و نينتندو. به خاطر عشق و زندگي، به خاطر بكر بودن سوژه و به هزار و يك دليل ديگر

- روشنايي هاي شهر: هرگز فيلمي را به ياد ندارم كه اينچنين زيبا بازگو كننده داستان عشق ميان آدميان باشد. يك شاهكار بي نظير از چاپلين

* * *

تمام فيلمهاي پيترسلرز با صداي استاد منوچهر زماني - تمام كارهاي لورل و هاردي با صداي استادان مرحوم عزت اله مقبلي و حسن عباسي و صدها فيلم دوست داشتني ديگر كه هركدام خاطره اي زيبا با خود به همراه دارند جزو محبوبهاي من هستند. mmmm:




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - اکتورز - ۱۳۹۲/۴/۱۷ صبح ۰۲:۴۶

دوستان تعداد فیلمهای محبوبم ( فقط فیلم ) خیلی بیشترازاینیه که دراینجا اسمشون برده میشه و شاید فیلمی ازقلم بیوفته یا در دورهء خواصی برام مهم بوده والان دیگه اون کیفیت اوایل رو برام نداشته باشه .

( توجه : ترتیب در لیست رعایت نشده )

روشنایی های شهر

پدرخوانده ( 1،2،3 )

بربادرفته

کازابلانکا

سولاریز

بیلیاردباز

پنجرهء عقبی

سرگیجه

دیوانه ازقفس پرید

اشباح گویا

امتیازنهایی

دزد دوچرخه

قاعدهء بازی

تایتانیک

بوچ کسیدی وساندنس کید

شعله

مهرهء هفتم

توت فرنگی های وحشی

روانی

هفت

بازی

مظنونین همیشگی

بعضیهاداغش رودوست دارن

وحشی

دربارانداز

شرق بهشت

اتوبوسی بنام هوس

همشهری کین

رستگاری ازشاوشنگ

دیگران

قصه های عامه پسند ( پالپ فیکشن )

شورش بی دلیل

مصائب مصیح

پیرپسر

ماتریکس ( 1،2،3 )

تصویه حساب

ذهن زیبا

زندگی دیگران

زندگی پی

هوانورد

بعد از غروب آفتاب

جن گیر

هفت سال درتبت

دیدارباجوبلک

خوب بدزشت

شکلات

دسپرادو

دزیره

به رنگ ارغوانی

سینمامجستیک

گلن گری گلن راس

بعدازظهرنحس

مه

خانهء شمعی

باشگاه مشت زنی

روزی روزگاری مکزیک

مسیرسبز

تلالو ( درخشش )

اگه میتونی منوبگیر

دارودستهء نیویورکی

جامپر

هفت دلاور

چشمان کاملآبسته

ناتینگ هیل

بی وفا

رومئوژولیت

مکزیکی

رابین هود

پرندگان

ماه تلخ

آخرین تانگودرپاریس

غول

اینسپشن

شکارچی گوزن

جزیرهء شاتر

ساعت ها

هشت و نیم

نسخه های اخیر بتمن

نسخه های اخیر مردعنکبوتی ( منهی آخریش )

نوستالژیا

بیمارانگلیسی

چهارپر

یاران اوشن

شهرگمشده

ماجرا

گربه روی شیروانی داغ

مرد عوضی

راننده تاکسی

عصرجدید

الرساله ( محمدرسول الله )

کی پکس

افسانه های پاییزی

...

ایرانی :

مادر ( یک کلام ختم کلام ) نه حالا انصافآ چندتای دیگه هم هستند.


******************************************************

دوست ندارم بیشتراز این پستم طولانی بشه وگرنه هنوزخیلی ها موندن و فقط این تعدادگل سرسبدنیستن. ازاین به بعدهم اگریادمم بیاد دیگه اضافه نمیکنم، همین قدر کافیه.


mmmm:

پ . ن : هی بعد از دقایقی برمیگردم و یه اسمی اضافه میکنم.:D به گمانم امشب تاصبح ( که چیزی نمانده ) 100 دفعهء دیگه میل برگشتن و ادامه دادن به کله ام میزنه . ( به قول ادی تند دست : بی دیلم زده ).






RE: محبوب ترين فیلم های عمر - الیزا دولیتل - ۱۳۹۲/۱۰/۲۵ عصر ۰۴:۰۵

1.فرار بزرگ

2.اسم من هیچ کس

3.خونه شاگرد

4. کازابلانکا

5.خوب بد زشت

6.لایم لایت

7. روشنایی های شهر

8. برباد رفته

9 .بانوی زیبای من

10.مری پاپینز

11.اشک ها و لبخند ها

12.بابا نان داد

13.کوچه مرد ها

14.خشم اژدها

15.و...




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - Memento - ۱۳۹۴/۶/۲ عصر ۰۲:۳۰

اصلا خوب نیست این تاپیک فوق العاده خاک بخوره... بخصوص با این پست های فوق العاده ای که جناب سم اسپید و هری لایم  توش نوشتند(بالای همین صفحه). توصیه می کنم دوستانی این تاپیک رو ندیدن علاوه بر نوشتن فیلم های مورد علاقه شون (بویژه با ذکر دلیل) پست های این عزیزان را هم مطالعه کنند...

=====================================

اول می خواستم به تبعیت از گولدن گلوب فیلم های مورد علاقه ام رو در دوبخش درام و کمدی-موزیکال بنویسم. کمدی-موزیکال تکلیفش معلوم بود ولی درام هایی که دوست داشتم خودشون دو بخش بودند. اون هایی که به خاطر فلسفه موجود در داستان فیلم دوست داشتم و اونهایی که به خاطر تحریک احساساتم محبوبم بودند. بنابراین فیلم ها رو در سه دسته طبقه بندی کردم. دلایلی که ذکر کرده ام صرفا نظر شخصی است فارغ از هر تکلف منتقدانه...

دسته اول: فیلم های فلسفی

1) Memento : با فاصله زیاد بهترین فیلمیه که تاحالا دیدم. به محض تموم شدن فیلم دوباره فیلم رو از اول پخش کردم. یادمه تا 2 هفته یه جا کز کرده بودم و به این فیلم فکر می کردم. البته از عوارض جانبی فیلم به داغون شدن حافظه کوتاه مدتم میشه اشاره کرد.

.

2) Inception : یک ایده بسیار ساده برای گفتن مفاهیم پیچیده. ضمن حس خوب همذات پنداری و تجربیات مشابه با اتفاقات عجیب و غریب که اصولا در فیلم های تخیلی کم پیدا میشه...

.

3) Interstellar : یک کلاس درس، یک پرداخت فوق العاده به پارادوکس دو قلوها...

.

4) Dogville : بهترین نسخه عملی برای سنگدل شدن...

.

5) Life Of Pi : حرف دل ما... یک پایان باورنکردنی در پس یک ماجراجویی فوق العاده

.

6) Agora : یک مرثیه فوق العاده برای تعصب... رحماء زمان اقلیت VS اشداء زمان قدرت...

.

7) Her : فیلمی که با تمام وجود دوست داشتم خودم ساخته بودم! بهترین خدمت ممکن به نیمی از علم هوش مصنوعی...

.

8) Black Swan : داستان تلخ بزرگ شدن!

.

9) Mr Nobody : چگالی بسیار بالا. صحنه های یونیک. روایت فوق العاده.

.

10) Contact : هم توجیهی برای وجود خدا هم توجیهی برای عدم وجودش! بستگی به بیننده داره...

=========================================

دسته دوم: فیلم های احساسی

1) Awakenings : احساس عجیب موم بودن در دست کارگردان.:llerr

.

2) Cracks : نمایش عمیق ترین احساسات یک بازی‌گر!

.

3) Anna Karenina 2012 : یک نقاشی متحرک. یک موسیقی فوق العاده. یک کارگردانی توپ!

.

4) Leon : تنها فیلمی که همه دوستش دارند... با بازی خارق العاده ژان رنو. شاهکار لوک بسون خوشفکر.

.

5) Titanic : پرچم دار فیلم های عاشقانه. یک فیلم همه چیز تمام. KING OF THE WORLD

.

6) RainMan : در کنار لئون تنها فیلمی که همه دوستش دارند!!! با بازی خارق العاده داستین هافمن!

.

7) Fur : یک فیلم مریض فوق العاده از یک کارگردان مریض فوق العاده... با طراحی صحنه و نماهای عالی.

.

8) Fighter : به خاطر کاراکتر فوق العاده کریستین بیل. بلایی که در لحظه زندگی کردن سر آدم میاره...

.

9) The Elephant Man : تلنگری فولادین به فرهنگ اجتماعی مخاطب. بخصوص صحنه خانم کندال

.

10) Gloomy Sunday : وقتی عشق قدرت نه گفتن را از آدم می گیرد... وقتی عشق قدرت نه شنیدن را از آدم می گیرد.

=======================================

دسته سوم: فیلم های کمدی-موزیکال

1) Moulin Rouge : یک موزیک ویدئوی 2 ساعته. طراحی صحنه، صداگذاری و حرکات دوربین یونیک. کاری که فقط از باز لورمان برمیاد.

.

2) Chicago : یک فیلم بسیار تمیز. تنها موزیکال منطقی! اسکار بردن یک فیلم موزیکال بعد از 35 سال...

.

3) Amelie : به خاطر تمام جزییات و زیبایی های ریز فیلم...

.

4) City Lights- Modern Times- Gold Rush- The Kid : شاهکارهایی که هیچ وقت از دیدنشون سیر نمیشی... از این بزرگمرد تاریخ (سینما).

.

5) Monty Python and The Holy Grail : محصول شش کمدین نابغه. تحیر از خلاقیت عجیبشون...

.

6) Top Secret : هرسکانس = یک ایده فوق العاده... بهترین پارودی بر کلیشه های سینما...

.

7) سه گانه N.a.k.e.d Gun : ایده های بامزه در کنار اجرای فوق العاده مرحوم لزلی نیلسن

.

8) کودک و روباه : یک فیلم عاشقانه زیبا ! در کنار طبیعت فوق العاده و موسیقی دلنشین.

.

9) Beauty & The Beast : یک انیمیشن تکرار نشدنی با مجموعه ای احساسات عمیق و سکانس های موزیکال عالی...

.

10) West Side Story : فقط به خاطر چهره و شخصیت پرستیدنی ناتالی وودش!




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - آرماند دووال - ۱۳۹۴/۶/۷ صبح ۰۱:۱۵

1. کامیل

2. بعضی ها داغشو دوست دارن

3. اشکها و لبخندها

4. تقلید زندگی

6. صبحانه در تیفانی

7. گل افتابگردان

8. شکوه علفزار

9. کرامر علیه کرامر

10. اتوبوسی به نام هوس

11. بر باد رفته

12. مری پاپینز

13. ایرما خوشگله

14. معجزه سیب

15. روانی

16. پرندگان

17. جهنم زیر و رو (حادثه پوزایدن)

18. بانی لیک گم شده است

و ...




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - بانو الیزا - ۱۳۹۴/۸/۲۰ عصر ۰۳:۳۷

خب منم بعد از چند صباحی که تو کافه بودم گفتم بیام لیست ده فیلم اول زندگیم رو قرار بدم که واقعا عاشقشونم:

  1. پدر خوانده : اولین فیلم مشترک من و خیلی از عاشقان سینماست ، دلیلش اینه که ... نه ولش کن دوست داشتن این خانواده دلیل میخواد؟ عاشقتم جناب دون کورلئونه ، مایکل عزیز و سانی که تو رو از خودمون میدونم ، نمیدونم چرا!
  2. هفت سامورایی  : با دیدن این فیلم که بنظر من بهترین فیلم تاریخ ژاپن و آسیاست فهمیدم یه سامورایی واقعی چرا اینقدر مقدسه و چرا اینقدر تنهاست .
  3.  فهرست شیندلر : نمایش انسانیت یک قهرمان تنها ، خلاف جریان آب همیشه زیباست . بدون دیدگاه سیاسی این فیلم رو عاشقانه دوست دارم و برای اشک هایی که در انتهای فیلم ریختم ارزش فراوان قائلم.
  4. فارست گامپ : تام هنکس و دیگر هیچ...
  5.  12 مرد خشمگین : این یکی از بهترین کلاسیک هایی بود که دیدم و با توجه به فیلمنامه ی این فیلم می تونم بگم در هر زمان و تو هر کشوری هم که ساخته میشد بازم یه شاهکار بود.
  6. کازابلانکا : صد بار هم که این فیلمو ببینم بازم عشق ریک و الزا برام تازگی و اصالت داره
  7. روشنایی های شهر: خالص ترین عشقی که دیدم عشقی بود چارلی چاپلین با چاشنی طنز همیشگیش تو این فیلم نشون داد .
  8. پرسونا : شاهکار برگمان که خط به خط و دیالوگ به دیالوگ این فیلم یک اثر هنری فاخر محسوب میشه.
  9. بعضی ها داغشو دوست دارن :  فیلمی که منو عاشق بیلی وایلدر کرد نه بخاطر اینکه خنده دار ترین فیلم زندگیم بود بلکه بخاطر اون دیالوگ ها ی عمیق و تاثیر گذار فیلم و بازی های درخشان و لذتی که هر بار با دیدن فیلم میبرم.

10.   سینما پارادیزو : فیلم همه ی علاقمندان سینما سرشار از همه ی احساسات  خنده و شادی و غم و دل تنگی و حسرت . دیدن سینما پارادیزو یعنی دیدن تمام سینما

البته فیلم هایی مثل سانست بلوار و چه کسی از ویجنیا ولف می ترسد و خوب بد زشت و و چمد تای دیگه به صرف واژه ی اولویت تو این لیست قرار نگرفتن  ولی من همیشه دوستشون داشتم و خواهم داشت. ضمن قدردانی از شاهکار ارباب حلقه ها باید بگم این فیلم مثل بقیه ی فیلم های لیستم تاثیرگذاری بالایی برای من نداشت.




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - بیلی لو - ۱۳۹۵/۹/۲۴ صبح ۰۱:۴۷

با سلام و ادب خدمت دوستان و ممنون بابت طراحی این موضوع ::ok:

بهترین فیلم های عمرم که دوستشون دارم و اگه بگن 24 ساعت به عمرت مونده چیکار می خوای بکنی.می گم دیدن این چند فیلم زیبا.البته بعد خداحافظی صمیمی با خانواده و حلالیت طلبیدن . و چون نمی شه تو 24 ساعت کاری رو تمام کرد. فقط فیلم می بینم و در آخر از خداوند متعال طلب بخشش می کنم. :ttt1

ودر آخر                        اشکتتون و در آوردم

khande

khande

khande

بروسلی

1- خشم اژدها

2- اژدها وارد می شود

3-رئیس بزرگ

4-بازی مرگ

5-راه اژدها

جکی چان

6- استاد بی کله

دانی ین

7-ایپ من 1

آرنولد

8-غارتگر




RE: محبوب ترين فیلم های عمر - terme - ۱۳۹۶/۱/۱۵ عصر ۱۲:۵۹

منتخب های من

رم شهر بی دفاع ۰مرد آرام۰ گربه روی شیروانی داغ ۰ روزی روزگاری آمریکا ۰ جاده ۰ مرد سوم ۰ هفت ۰ اشک ها لبخندها ۰ بانوی زیبای من ۰ بربادرفته ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰