تالار   کافه کلاسیک
برنامه هفت ( شبکه 3 ) - نسخه قابل چاپ

+- تالار کافه کلاسیک (http://cafeclassic5.ir)
+-- انجمن: تالارهای تخصصی (/forumdisplay.php?fid=10)
+--- انجمن: سینما و تلویزیون ایران (/forumdisplay.php?fid=12)
+--- موضوع: برنامه هفت ( شبکه 3 ) (/showthread.php?tid=326)


برنامه هفت ( شبکه 3 ) - سروان رنو - ۱۳۸۹/۱۰/۱۹ عصر ۱۱:۳۱

بنا بر درخواست چند نفر از دوستان ، این تاپیک را شروع می کنیم. فعلا بنا بر مصالحی ، تاپیک در بخش فراموشخانه می باشد تا بتوان راحت تر بحث کرد و نوشته ها از دید نامحرمان به دور باشد. در صورتی که تاپیک پیش رفت و صلاح دانسته شد ؛ به بخش سینما و تلویزیون ایران منتقل می شود. منتظر اظهار نظر دوستان هستیم.




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - Classic - ۱۳۸۹/۱۱/۹ عصر ۱۱:۰۶

این هفته من نتوانستم تا پایان برنامه بیدار بمانم اما گویی جلسه نقد مسعود فراستی دیشب در برنامه نبود. درست است ؟




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - اسکورپان شیردل - ۱۳۸۹/۱۱/۱۰ صبح ۰۵:۲۱

این هفته هم برنامه هفت با حاشیه همراه بود. به خبری که سایت خبر آنلاین منتشر کرده توجه کنید.




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - بهزاد ستوده - ۱۳۸۹/۱۱/۱۶ صبح ۰۸:۰۰

برنامه هفت بقول معروف داره خاله زنکی می شه اشتباه می کنند بعد میان توجیه می کنند من آنم که رستم بود پهلوان...

با مسعود کیمیایی مشکل دارند جواد طوسی را دعوت نمی کنند یکی دیگه را میارن و " رضا رستگاری " هم از شانس بدشون طرفدار کیمیایی هستش فراستی هم که نوبرش را آورده هنوز فرق فیلم سیاسی و غیر سیاسی را نمی دونه...

از اون طرف علی معلم میاد میگه امین تارخ بخاطر اینکه فریماه فرجامی درموردش بد صحبت کرد بهش برخورد و در صورتیکه هفته قبل شاهد بودیم امین تارخ اصلاً نخواست خودش را مطرح کنه از ان طرف انتظار دشتیم فاطمه معتمد آریا درمورد مصاحبه فرجامی نظر بدهد یا باهاش تماس بگیرند خبری نشد معتمد آریا چزء سه زن اول سینمای ایران است و...




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - Esa - ۱۳۸۹/۱۱/۱۶ عصر ۰۷:۵۹

(۱۳۸۹/۱۱/۱۶ صبح ۰۸:۰۰)بهزاد کازابلانکا نوشته شده:  

با مسعود کیمیایی مشکل دارند جواد طوسی را دعوت نمی کنند یکی دیگه را میارن و " رضا رستگاری " هم از شانس بدشون طرفدار کیمیایی هستش فراستی هم که نوبرش را آورده هنوز فرق فیلم سیاسی و غیر سیاسی را نمی دونه...

سلام

آی آی آی- بهزاد حرف دل منو گفتی. به خصوص در مورد طوسی و فراستی. سپاس




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - سروان رنو - ۱۳۸۹/۱۱/۳۰ صبح ۱۲:۲۶

(۱۳۸۹/۱۱/۲۹ عصر ۰۷:۴۹)Lino Ventura نوشته شده:  

 

مسعود فراستی رو من خیلی دوست دارم اما در برنامه نقد فیلم جرم اقای کیمیایی رو کوبید

حرفهاش هم بیشتر غرض ورزی بود تا نقد الفاظی ...

لینک زیر دقیقا  همون بخشی هست که مسعود فراستی گفت : " من الان تیر خلاص می زنم. ! " و اون کلمه رو با حالت خاصی گفت . اون مهمان دوم یا نشنید یا هنگ کرد چون دیگه لب اش باز نشد !!   جیرانی  هم همون موقع داشت با اتاق فرمان صحبت می کرد و حواسش نبود. حامد بهداد هم داشت خط تلفن رو می گرفت و نفهمید . ( شاید هم خودش رو زد به کوچه علی چپ shakkk! ) خلاصه ، خدا به مسعود فراستی رحم کرد . من هم فراستی رو دوست دارم هم کیمیایی رو . نمی دونم طرف کی رو بگیرم. البته حرف فراستی هم منطقی بود اما خب حفظ شان فیلمسازی مثل کیمیایی هم ضروریه. خلاصه اینکه بهتره زیاد سینمای ایران رو جدی نگیریم وگرنه دعوامون میشه. کلا سینمای ایران مثل فوتبال اش می مونه. حاشیه اش جذاب تر و سرگرم کننده تر از خودشه :D.

y o u t u b e . c o m/watch?v=k6AxQw0f4Rs

پ.ن:  برادر لینو ! چرا چند تا عکس شبیه به هم و تکراری از مسعود کیمیایی ضمیمه پست ات کردی؟ مگه نمی دونی که ما سفارش شدیم به صرفه جویی در مصرف فضای هاست کافه . به ویژه  بعد از هدفمندی رایانه ها  nnnn:




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - Lino Ventura - ۱۳۸۹/۱۲/۱ عصر ۰۷:۴۱

   سلام رییس

             سلام رییس

                  سلام   قیصر

                     وقتی سینما سردر گم بود تو امدی خوب هم امدی  امدی با قیصربا پاشنه های قیصر با چاقو

                              "عصبانی شدی پاشنه پاتو کشیدی دست به چاقو بردی نترسیدی"

وقتی گوزنها راساختی همه فهمیدندقیصراتفاقی نبوده/ دندان مارت را همه دیدند / سربت سرب بود/

ازخط قرمزهم گذشتی

 امدی گاهی تجارت کردی گاهی به سربازانت  انهم در جمعه اموزش دادی -- حکم دادی /  

 بعد انهارو در خیابان محاکمه کردی  /  دست اخر جرم  انهارو ثابت کردی

اری تو ماندی خوب هم ماندی میدانی که همه منتقد تو هستند اما پا پس نمیکشی

 نوشته های فوق فقط تشکری بود از رییس به بهانه گرفتن سیمرغ اخرین فیلمش

مسعود فراستی رو من خیلی دوست دارم اما در برنامه نقد فیلم جرم اقای کیمیایی رو کوبید

حرفهاش هم بیشتر غرض ورزی بود تا نقد الفاظی هم که گفت واقعا" در شان ایشان نبود

در هر صورت خودشو خراب کرد در برنامه زنده گفتن لغتی مثل   " ......." اصلا خوب نبود



سروان رنوی عزیز نوشتن..

پ.ن:  برادر لینو ! چرا چند تا عکس شبیه به هم و تکراری از مسعود کیمیایی ضمیمه پست ات کردی؟ مگه نمی دونی که ما سفارش شدیم به صرفه جویی در مصرف فضای هاست کافه . به ویژه  بعد از هدفمندی رایانه ها  nnnn:


در مورد عکس اضافی فقط بگم موقع زدن پست و ضمیمه عکس اقای مسعود کیمیایی عزیز چند بار

به سبب ترافیک بالا وشلوغی عکسهارو ضمیمه کردم اما قبول نکرد بعداز گفتن شما "سروان" عزیز اصلاح کردم واز نو نوشتم

از لطف شما ممنونم

ودر مورد رییس و توهین اقای فراستی در برنامه هفت هم بگم که " من بیشتر جنبه شخصیتیه اقای کیمیایی

رو گفتم که نباید این حرف رو میزد ==والا من نقدهای اقای فراستی رو بیشتر دوست دارم البته خودشون

هم فهمیدند که نباید تند روی میکردند -که اقای جیرانی نیز این جمعه عذرخواهی کردند از اقای رییس




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - Classic - ۱۳۹۰/۱/۸ صبح ۱۲:۲۴

به مانند بیشتر سال های اخیر ، عید امسال هم  تلویزیون  کلا رفته بود به تعطیلات ! و هیچ چیز دندان گیری نداشت. تنها برنامه جالبی که در این چند روز دیدم طنزی با نام هشت بود که به شوخی با برنامه سینمایی هفت می پرداخت و طنزی زیبا و هنرمندانه داشت حتی حدس می زنم که در دکور اصلی خود برنامه هفت هم ضبط شده بود. شباهت بازیگری که اداهای مجری برنامه هفت را در می آورد با خود فریدون جیرانی حیرت آور بود :

در صورتیکه موفق به دیدن این برنامه نشده اید تماشای آن در این ایام ، خالی از لطف نیست . در زیر لینک کافه سینما ( حجم پایین ) و یوتیوب ( کیفیت بالا ) آن را می توانید ببیند:

دانلود از کافه سینما

y o u t u b e . c o m/watch?v=L35k82Uo5vc&feature=related    لینک کیفیت بالا




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - منصور - ۱۳۹۰/۴/۱ عصر ۰۹:۰۶

(۱۳۹۰/۴/۱ عصر ۰۶:۱۲)ميثم نوشته شده:  

 مناظره دو هفته پیش مسعود فراستی و علی معلم ...

تسلط علی معلم واقعا عالی بود و به زیبایی تناقضات دیدگاه های مضحک فراستی را برملا میکرد. چقدر زیبا نه از فیلم و فیلمساز که از "هنر" و "سینما" دفاع کرد. واقعا "نقد" و "استدلال" و "درست دیدن" را به امثال فراستی یاد داد! سطحی نگری فراستی در برابر بینش بالای هنری ، جامعه شناختی و سیاسی علی معلم ، جلوه ای نداشت.  ایشان انگار که به قول علی معلم فقط "در کوچه خلوت لات" هستند!

میثم عزیز با شما موافق نیستم چون به دقت مناظره را ندیده اید

علی معلم یک سخنور خوب است و لاغیر. تمام سخنان وی سرشار از تناقضاتی است که حتی با با سخن چند دقیقه قبلش نیز توفیر دارد. گاهی سخنی را برزبان می راند که نشان از ناآگاهی او از تاریخ سینماست. گاهی با جملات چنان بازی میکند که گوئی میدان نقد صرفا میدان ادبیات است . عادت دارد بگوید تا بشنود بهمین خاطر است که از یک ساعت مناظره 45 دقیقه را او سخن میگوید... او مدتها ریاست اتحادیه تهیه کنندگان را بر عهده داشته است. درست در عصری که سینمای ایران رو به انحطاط برد با هم پیمان شدن با تهیه کنندگانی که جیب را بر هنر ترجیح میدادند... به همین خاطر است که توان شنیدن سخنان به واقع درست فریبرز عرب نیا را نداشت و او را "لات کوچه خلوت " خواند که خارج از تخصصش سخن میگوید و این درحالیست که به فراستی میتازد که شخص تو به دیگران توهین میکنی!... او هرگز یک منتقد نبوده است و هم کلام بودن او با منتقدین در برنامه ی شبهه هنر هفتم اکبر عالمی با عنوان سینما 2 که سالها قبل از شبکه دوم سیما پخش میشد موجبات آموزش وی در یادگیری اصول اولیه نقد شد که هرگز هم نتوانست آنها را بطور مستدل حتی در یک محفل ارائه دهد

1- در ابتدای سخن علی معلم میگوید در دیدن یک فیلم باید به اصول توجه داشت نه فروع (نقد فیلم در اصول است و نه فروع) 40 دقیقه بعد  عینا میگوید : نقد باید با موشکافی صورت گیرد. و فراستی حافظه خوبی نداشت تا بگوید حضرتعالی که نیم ساعت قبل میگفتی در نقد باید به اصول پرداخت..، اصول را چه به موشکافی؟(موشکافی یعنی پرداختن به فروع)

2- جائی میگوید کیمیائی فیلمساز سیاسی نیست و این نشان از بیسوادی این آدم دارد . شاید او نمیداند یا فراموش کرده است که اصولا قدرت در فیلم گوزنها یک چریک سیاسی بود که به مدد دزدی از بانک زمینه ترور مقامات رده بالای کشور را فراهم میکرد. او از یاد برده است صحنه پایانی همین فیلم و هجوم یک گردان نیروی پلیس، هرگز برای یک شکار یک دزد معمولی نیست چیزی که حتی موجب شد بهروز وثوقی  و شخص کیمیائی به سازمان اطلاعات و امنیت کشور فرا خوانده و تهدید به مرگ شوند(به نقل از خاطرات بهروز وثوقی در کتابی به همین نام) و در دوبله و سانسور ، فیلم دچار سانسور سود تا اجازه اکران یابد... معلم فراموش کرده است که طغیان شخصیت قیصر اگرچه امری فردی است اما نشان از بی سروسامانی جامعه و بی لیاقتی دستگاه نظام در عدم تنبیه مجرمان اجتماعی دارد. سیاست واقعا به چه معناست؟ مگر معلم نمی گوید سیاست یعنی اداره کشور با پشتوانه اقتصاد و نیروی امنیتی-نظامی؟ پس این تناقضات مسخره که از حرفهای ناشیانه وی فوران میکند کجای واژه نقد میگنجند... او حتی ماجرای سعید امامی(کارمند وزارت اطلاعات در دهه 60) و ارتباط وی با شخص مسعود کیمیائی در خلق چندین صحنه از سلطان و تجارت و ضیافت را هرگز بیاد ندارد چون اصولا منتقد نیست تا بداند کیمیائی گاهی به مدد دوستانی که در سازمان امنیت داشت موفق به اکران برخی فیلمهایش میشد که سرشار از موضوعات سیاسی است... شاید فیلمهائی چون غزل و داش آکل سیاسی بشکلی کامل سیاسی نباشند اما هرگز کسی نمیتواند منکر سیاسی بودن بخشی از فیلمی چون سرب و حتی فیلم خاک (سیاست در محدوده ای به کوچکی یک روستا و براساس نظام فئودال حاکمه سراسری) باشد و معلم شاید سرب را هرگز ندیده است!... جائی میگوید سیاست نه رذیلت است نه فضیلت . این گفته نشان از کم سوادی او در مطالعه مکاتب سیاسی است چون در حقیقت : سیاست هم فضیلت است و هم رذیلت بسته به اینکه دست چه کسی باشد

3-در اول مناظره صراحتا میگوید هرکس در حدی که میداند و تخصص دارد باید صحبت کند. این جمله جمله حکیمانه ای نیست. این جمله ، جمله ی یک نادان است چراکه علی بن ابیطالب(ع) و پیش از او مسیح ،گفته بودند ننگر که میگوید ، بنگر چه میگوید (نگاه نکن چه کسی صحبت میکند ، به هیکل به قیافه ، به تخصص و به سن کسی که نظری ارائه میکند نگاه نکنید، بنگرید سخن او چیست. بنگرید سخن او چقدر به دل می نشیند، بنگرید، شاید حقیقت از زبان همین کودک برون آید)

و... (که نه در حوصله منست که بیش از این ادامه دهم و نه علی معلم لیاقت آنرا دارد که بیش از این در مورد او سخن بگوئیم. فقط جمله ای از ارسطو را ذکر میکنم که گفته بود: یادگیرنده همیشه از خطای دیگران شروع منیکند اما فاضل هر نکته ای را مثبت می بیند)




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - Classic - ۱۳۹۰/۴/۲ صبح ۱۲:۳۸

با سپاس از میثم و منصور عزیز ؛

من مناظره مورد نظر را کامل و دقیق تماشا می کردم و البته در ابتدای کار کمی غافل گیر شدم چون چند روز قبل از این مناظره , در کنار مسعود فراستی بودم . او خودش گفت که برای فیلم جرم قرار است یک منتقد موافق را به برنامه هفت دعوت کنند البته در کلاس کسی تعجب نکرد چون همه داستان انتقاد شدید او را از جرم می دانستیم اما ... اینکه برنامه به صورت حضور دو منتقد موافق و مخالف در آمد مطمئنا در آخرین لحظات اتفاق افتاده است. من همیشه از علی معلم و آن پرستیژ و خوش تیپی اش خوشم می آمده اما گاهی از نزدیک زیارت اش نکرده ام . در مورد فراستی قضیه فرق می کند. کلاس های نقد سینمای هیچکاک فرصتی شد تا چندین جلسه از نزدیک او را ببینم و باید بگویم که آدم بسیار جالبی است ؛ دوست داشتنی است :lovve: , شخصیت اش ترکیبی از هیچکاک و بیلی وایلدر است : شوخ و نکته سنج. سیگار کشیدنش سر کلاس حکایتی دارد  و مخصوصا فحش دادن هایش به بزرگان سینما ( " واقعا حروم زاده عجب سکانسی ساخته لامصب !! " )

در مورد مناظره هم من علی رغم احترام به علی معلم باید بگویم که به قول معروف , نظر من به آقای فراستی نزدیک تر است .

مناظره هفته قبل که در مورد فیلم پایان نامه بود هم دیدنی بود. فراستی عادت داره که به آدم های مخالف مقابل اش میگه رئیس . هفته قبلش سر کلاس گفت " "در چند سال اخیر حالم از دیدن فیلمی  اینقدر به هم نخورده بود " . سر مناظره با تهیه کننده پایان نامه که برادرِ کوچیکتر شمقدری ( معاونت سینمایی وزیر ارشاد ) است اینطور بهش متلک انداخت:

فراستی به جیرانی :  بذارید رئیس بگه .

شمقدری:   من رئیس نیستم . من کاره ای نیستم

فراستی:  برادر رئیس که هستی .   :haha::




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - california - ۱۳۹۰/۶/۱۱ عصر ۰۷:۳۶

چندي پيش بود كه حوصله ام سر رفته بود و سري زدم به شبكه هاي برون مرزي رسانه ملي

هنوز دو دقيقه از تماشاي شبكه جام جم 1 نگذشته بود كه ديدم بعله!

بساطي چيدن و خوش بشي و قه قهه هاي از ته دل " و دل بده قلوه بگير و بنوش و حتي برقص!

و دكور خوش آب و تاب و موسيقي آن چناني و بابا تو ديگه كي هستي!...اولش باورم نمي شد دارم يه شبكه تحت نظارت صدا وسيما رو مي بينم اما يكم كه گذشت ديدم آره! محمد سلوكي "سونيا پوريامين" امير احمدي و.... كه همه مجري هاي شبكه هاي داخلي هم هستند و اونجا شق و رق و لباس تيره و جدي و ""بينندگان عزيز"" و ""توجه شما رو جلب مي كنم به فلان"" اينجا كم مونده بود با اون لباساي رنگ وارنگ پول پولكي همديگه رو بغل كنند و يه شامپايني هم بزنند و بابا بي خيالش!taeed




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - جیسون بورن - ۱۳۹۰/۷/۲۹ صبح ۰۲:۰۴

با سلام خدمت به دوستان عزیز

اکنون که این مطلب را می خوانید کمی دیر به نظر می رسد ولی به خاطر آن است که ما با این جمع دوستانه کمی دیر آشنا شدیم.نکته ای را در آن برنامه مشاهده کردم که دیدم حرف زدن در رابطه با آن خالی از لطف نیست و اکنون که سه هفته است از آن برنامه می گذرد هنوز از یادم نرفته است.

برنامه هفت مورخ 08/07/90 به مناسبت هفته دفاع مقدس بخشی از برنامه را به بررسی سینمای دفاع مقدس پرداخت و بدین منظور از شهریار بحرانی و سعید سهیلی به عنوان کارگردان های فیلم های جنگی دعوت به عمل آورد. با دیدن این دو اسم تعجب نکردید .خوب برای کسانی هنوز تعجب نکرده اند کمی توضیح می دهم.نفر اول که با چهار فیلم جنگی اکنون دغدغه تاریخی پیدا کرده (البته اگر بتوان فیلم ملک سلیمان را فیلمی تاریخی دانست چون بیشتر آن را فیلمی تجاری یافتم) اما نفر دوم که مشکل ما هم با ایشان است یک فیلم جنگی بیشتر در کارنامه ندارد و اکنون به ساختن فیلم هایی مثل چارچنگولی و ازدواج در وقت اضافه (اسم این دو فیلم را هم دارم با اکراه می نویسم) روی آورده و کسی نیست که به دست اندرکاران این برنامه بگوید چرا برای بررسی ژانر به این مهمی(که تنها ژانر سینمایی است که سینمای ایران توانسته به آن برسد و صحبت کردن درباره ی آن مطلب دیگری را می پذیرد) از کارگردان فیلمفارسی ساز و نان به نرخ روز خور دعوت به عمل آورده اند . در زمانی که هنوز در عرصه ی سینمای جنگ نوابغی مثل ابراهیم حاتمی کیا و احمد رضا درویش در قید حیات هستند .(حداقلش آن است که اگر به روز شده اند فیلمفارسی نمی سازند).مسعود فراستی هم که در اواخر بحث وارد شد (که ای کاش از همان اول بحث حاضر می بود!) به بحرانی یادآور شد که اکنون جایگاهش کجاست ولی به نفر روبریش نگفت ...




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - جیسون بورن - ۱۳۹۰/۱۰/۵ عصر ۰۱:۳۴

برنامه هفت جمعه گذشته در سری برنامه های ویژه جشنواره فیلم فجر که به کلیه دوره های جشنواره می پردازد تصاویر خاطره انگیزی را از ششمین جشنواره فیلم فجر در سال 66 به نمایش گذاشت... که خدمتتان تقدیم می گردد...

http://www.mediafire.com/?ywrkrpacodh9n1q




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - Classic - ۱۳۹۱/۱/۱۹ عصر ۰۷:۴۷

اولین برنامه هفت سال 1391 که دیشب پخش شد جالب بود. واقعا کلمه دکتر دیگر اعتبار خود را در ایران از دست داده است. دکتر کوشکی ؟! . جدال این دکتر با مسعود فراستی بیشتر به جدال بقال سرکوچه با آلبرت انیشتین می ماند ( البته با احترام به همه بقال های عزیز چون در بین آنها هم انسان های فرهیخته و باسواد هم پیدا می شود )

من شخصا در تعطیلات نوروز هر سه فیلم مطرح اکران عید را دیدم.

زندگی  خصوصی :  یک فیلم خوب و استخوان دار که از تماشای آن پشیمان نشدم. مدتها بود فیلمی به این زیبایی از سینمای ایران ندیده بودم. تجربه تماشای این فیلم پیام دار در سینما فراموش نشدنی بود. فیلم لحظات طنز هم کم ندارد و در عین حال تراژیک و تاثیر گذار است. بازی بازیگران - فیلمنامه و کارگردانی همه دلچسب و گیرا بودند. فیلمی بالاتر از استانداردهای سینمای ایران.

گشت ارشاد: فیلمی کمدی اما تلخ ! پر از سکانس های مفرح و نیش دار . دارای پیام های بیشمار اخلاقی مثبت . فیلمنامه خلاقانه و بازی های قدرتمند. می توان چند بار فیلم را دید و باز لذت برد. حدس می زنم به مانند "مارمولک" وارد تاریخ سینمای ایران شود. فیلمی که حتی فراستی سخت گیر هم آن را تایید فرموده ! فیلمی که کــک به تنبان بعضی ها انداخته و با وجود خودداری برخی نهادها از پخش آن , هنوز رکورد دار فروش در تهران است.

قلاده های طلا: بدون توجه به داستان و پیام فیلم به تماشای این فیلم جنجالی رفتم. فیلم  خوش ساخت است. ارزش یکبار دیدن را دارد البته اگر بتوانید خود را راضی کنید که داستان سیاسی آن را نادیده بگیرید. گرچه خود فیلم هم کوشیده است که خود را بیطرف نشان دهد و تا حدودی هم موفق شده است. جذاب ترین بخش فیلم همان شخصیت های منفی آن هستند که خوب ساخته و پرداخته شده اند و همان طور که هیچکاک فرموده " فیلمی که شخصیت منفی آن خوب پرداخته شده باشد , موفق است " .

منتظر نظر سایر دوستان در مورد این سه فیلم و همچنین برنامه هفت دیشب هستیم.




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - راتسو ریــزو - ۱۳۹۱/۲/۷ عصر ۰۸:۱۸

در مورد فیلم بحث برانگیز قلاده های طلا و در ادامه بحث کلاسیک عزیز

من هم فارغ از بحث های پیرامون فیلم و حواشی آن و همچنین عنوان سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران که به اعتقاد بنده بسیار روی شانه های فیلم سنگینی می کند به تماشای فیلم رفتم.

اول از همه اینکه طالبی آدم کار بلدی است. این را قبل از این هم در همه فیلم های بد یا خوبش ثابت کرده است و اینکه سینما را از خیلی های دیگر بهتر می شناسد.

از نظر سینمایی و فارغ بحث های فرامتنی تا آنجا که فهم من اجازه می دهد فیلم لانگ شات زیاد دارد، لانگ شات نه به معنای واقعی خودش. منظور این است که فیلم همه چیز را با فاصله بسیار زیاد نشان می دهد و به مسایل و مخصوصا" آدم های داستانش آن گونه که باید نزدیک نمی شود. جز شخصیت دکتر که زعم بنده ضعف هایی در شخصیت پردازی دارد بقیه آدم های موثر در وزارت اطلاعات را هرگز نمی شناسیم یا آنگونه که باید به آنها نزدیک نمی شویم. شاید اگر فیلمنامه کمی بیشتر به افراد نزدیک تر می شد حالا با فیلم بهتر و قابل دفاع تری روبرو بودیم. در مورد دکتر هم اگر قصد کارگردان گول زدن تماشاگر به معنای واقعی کلمه بوده که، خوب کاملا" موفق شده اما در سینما چیزاهایی ورای گول زدن هم وجود دارد. برای من به عنوان یک تماشاگر نوع شخصیت پردازی دکتر به گونه ای است که با حل شدن معما به جای شگفت زده شدن ناراحت می شوم و به جای آنکه بگویم: اه این بودم، چرا خودم نفهمیدم!!!؛ می گویم: چرا این؟؟؟ چون هیچ کد قابل اعتنایی به تماشاگر نمی دهد. گرچه در ابتدای شورش ها با ورود نیروهای نظامی دخالت می کند اما دلایل آنقدر قوی نیست تا تماشاچی بتواند حدس هایی ولو کوچک بزند.

اما در مورد بحث های سیاسی فیلم، بنده برنامه هفت و صحبت های طالبی را کاملا" دیدم و وسعت مطالعات و صحبت های ایشان درباره دخیل بودن عوامل خارجی در درگیری های بعد از انتخابات را قبول دارم اما از فیلمی که عنوان سنگین سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را یدک می کشد انتظار می رود همه عوامل دخیل در ماجراهای سال 88 را بازگو کند. اینجا دیگر نمی شود دیالوگ معروف سیبیل در ایرما خوشگله را بیان کرد که: این خودش یه قصه دیگه است. اتفاقا" هیچ داستان دیگری نیست و درست همینجا وقت بیان کردن آن بود. همه چیز را گردن بیگانگان انداختن یعنی بر پاره ای از مسایل چشم بسته اند و دیگر اسم فیلم را نمی توان سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران گذاشت. بلکه با یک فیلم اکشن خوش ساخت طرفیم که گوشه ای جریانات سیاسی سال 88 را بیان می کند. متاسفانه سینمای ایران هنوز تفاوت سیاست و سیاست زدگی را به درستی درک نکرده است.

به امید آن روز




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - راتسو ریــزو - ۱۳۹۱/۲/۹ عصر ۰۸:۴۲

ظاهرا" سوءتفاهمی پیش آمده و دوست یا دوستانی صحبت از خوش ساخت بودن قلاده های طلا به زعم بنده و دیگرانی که این نظر را داشتند را به مفهوم دیگری تلقی کرده اند.

در این رابطه ذکر چند نکته بسیار ضروری است؛

قبل از هر چیز وقتی با مطلبی روبرو می شویم آن را کاملا" و با دقت مطالعه کنیم، شاید آن مطلب با نظر ما تضاد چندانی نداشته باشد. بنده در مطلب کوتاهم از جهت گیری سیاسی فیلم به هیچ وجه دفاع نکرده ام. اتفاقا" همه تقصیرها را گردن عامل خارجی انداختن را از نواقص بسیار بزرگ فیلم عنوان کرده ام و هیچ سندیت تاریخی و سیاسی برای فیلم قائل نشده ام. در مطلب Classic عزیز نیز به همین نکته اشاره شده است.

من و دیگرانی که درباره فیلم مطالب کوتاهی نوشته ایم همه بدون در نظر گرفتن مباحث سیاسی و بحث های فرامتنی به آن پرداخته ایم. یک بار دیگر مطلب را مرور کنید؛ یکی دو خط بیشتر نیست. فقط صحبت از خوش ساخت بودن فیلم است که هیچ ربطی به سیاست و سبز و سرخ و سفید ندارد. هر مسئله ای تا وقتی به صورت فیلم درنیامده برای بحث در اینجا بی ربط و زائد می نماید اما هر مسئله حساسی پس از تبدیل شدن به فیلم، از دریچه سینما قابل نقد و بررسی است.

خوش ساخت بودن یعنی چه؟ نمی خواهم معنی آن را به کسی یاد بدهم چون چنین سوادی نداشته و ادعای آن را نیز ندارم. خوش ساخت بودن از نظر من و بسیاری دیگر یعنی تسلط کارگردان بر مدیومی که در آن کار می کند. یعنی تسلط بر کار بازیگران و سیاهی لشکر ها ( اتفاقا" یکی از دلایل خوش ساخت بودن فیلم کارگردانی صحنه های شلوغ فیلم در خیابان، در زمان تبلیغات و همچنین صحنه های شلوغ مترو و درگیری هاست. چیزی که نقطه ضعف اکثر فیلم های این چنینی و حتی به اصطلاح فاخر وطنی است)، کادر بندی و انتخاب لنز مناسب و میزانسن مطلوب. همفکری با فیلم بردار و انتخاب و طراحی حرکت های مورد نظر، افکت های تصویری مناسب و تدوین سنجیده و در یک کلام تسلط بر همه عوامل اجرایی در ساخت یک فیلم، آن هم فیلمی تا این حد شلوغ. این چه ربطی به دروغ یا راست بودن داستان فیلم دارد. اصلا" فیلم صد در صد دروغ، این چه ربطی به خوش ساخت بودن یا نبودن فیلم دارد. دوستان فیلم 300 را مثال زده اند؛ اگر 300 را یک کارگردان قوی تر می ساخت و از نظر چفت و بست فیلم نامه و شخصیت پردازی منطق محکم تری داشت و همه این دروغ های تاریخی را هم می گفت، جز عدم واقعیت تاریخی آیا ایراد دیگری به فیلم وارد بود؟ با فیلم خوش ساختی طرف بودیم که دروغ می گوید و دروغگویی یک فیلم ورای خوش ساخت بودن یا نبودن آن است. آیا حالا که 300 دروغ است تصاویر زیبایی ندارد؟ تصاویر و گرافیک فیلم به خصوص وقتی با بلوری دیده می شود بیسیار زیباست. فیلم سقوط اثر الیو هیر اشپیگل محصول 2004 را هم دیده اید. فیلم به روزهای پایانی زندگی هیتلر می پردازد و چهره ای انسانی از او نشان می دهد. فیلم جایزه های بی شماری می گیرد. اما آیا جایزه ها به فیلم داده شد یا به مهربان بودن شخصیت هیتلر ؟ چه بسیارند فیلم های بزرگی در تاریخ سینما که انواع دروغ را تحویل تماشاگر در تمام تاریخ سینما داده اند. از ماجرای بی رحمی سرخ پوستان یا ترویج نژاد پرستی تا فیلم هایی که به ایران و نمایش جامعه ایرانی می پردازد. آیا وقتی شاهکاری از جان فورد را که درباره بی رحمی سرخپوستان مرثیه سرایی می کند را می بینیم و از تجربه دیدار آن مشعوف می شویم کاری به راست و دروغ آن داریم؟ عدم استقبال منتقدان خارجی از فیلم بدون دخترم هرگز عدم انطباق آن با واقعیت های جامعه ایران نبود. ایراد همه بر ساختار ضعیف و آبکی بودن فیلم نامه و عوامل اجرایی فیلم بود وگرنه آن ها چه می دانند چگونه نماز می خوانند و صفوف نماز جماعت چگونه تشکیل می شود. اتفاقا" بن افلک فیلمی در دست ساخت دارد به نام آرگو که به مسئله گروگان گیری در سفارت امریکا می پردازد. شاید فیلم سراسر توهین به ایران و ایرانی باشد اما با توجه به سابقه فیلم سازی کوتاه بن افلک احتمالا" با فیلم خوش ساختی طرفیم که اگر اینگونه بود چه باید گفت؟ مثال ها بسیارند و حافظه همه دوستان بهتر است و نیازی به تکرار آن توسط بنده نیست. قصد من از ادامه این بحث رفع سوءتفاهم هاست و این که اگر فیلمی با عقاید و حتی دیده های ما در برهه ای از تاریخ مطابقت ندارد آن را می توان فقط از دریچه سینما نقد کرد، چون قبل از هر چیز سینماست؛ و در مرحله دوم راست و دروغ بودن آن را مورد سوال قرار دهیم.

و اما نکته دیگر که اگر اشتباه از بنده است خواهشمندم مدیران محترم هرچه سریع تر مرا از اشتباه در آورند؛ و آن اینکه به گمان من هدف از تاسیس کافه کلاسیک فقط و فقط پرداختن به هنر دوبله و آثار دوبله شده نیست که اگر اینگونه باشد وجود تالارها و انجمن های مختلف زائد و بی مصرف است. بحث اصلی اینجا خود سینما و آشنایی با سینمای ناب است که مهمتر از هر چیز دیگریست که اگر سینما نبود دیگر دوبله ای نیز وجود نداشت.

در پایان تشکر می کنم از دوستانی که نظرات مخالف خود را بروز می دهند و مجالی برای برقراری دیالوگ در بین دوستان فراهم می کنند، چون به نظر بنده اگر همه با مسئله ای موافق باشند و نظرات متفاوتی وجود نداشته باشد دیگر هیچ گفتگویی شکل نخواهد گرفت.

با درود




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - سروان رنو - ۱۳۹۱/۲/۱۱ عصر ۱۰:۱۹

نمی دونم برنامه این هفته هفت رو هم دیدید یا نه ؟

اولا که فراستی رو  دعوت نکرده بودن و برای همین بخش نقد فیلم نداشت . جدای از اینکه فراستی رو خوب یا بد بدونیم مسلمه که نمک برنامه از همین بخش نقد هست که فراستی بدون ملاحظه کارگردان ها رو سر تخته می نشونه !  با نبود این بخش کلا برنامه هفته از مزه می افته و خیلی خنثی به نظر میاد. ( جیرانی گفت که به خاطر احترام به کیارستمی و اینکه سنی ازش گذشته و احتمال می دادیم فراستی نقد تندی بکنه کلا نقد رو بیخیال شدیم !! )

و اما دوم :  نمی دونم این ده نمکی رو برای چی میارن به عنوان کاشناس سینما ؟ اصلا این چیزی حالیش نیست. مثال ده نمکی مثال یک تاجر بی سواد هست که اتفاقی جنس های توی انبارش کمیاب و گرون شده و اونو پولدار و معروف کرده. همه متفق القول هستن که اخراجی ها رو با کمک شریفی نیا تونسته بسازه وگرنه هیچی از هنر و سینما نمی دونه. توی برنامه این هفته هم اصلا معلوم نبود چی میگه و از کی طرفداری می کنه. یکی به نعل می زد دو تا به میخ. نمی دونم shakkk!شاید جیرانی برای خنده ازش دعوت کرده بود اما مشکل اینجا بود که دیگه حرفاش اون خنده داری سابق رو هم نداره !




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - دنی براسکو - ۱۳۹۱/۲/۱۶ عصر ۰۲:۱۶

نقد آثارسينمايي ايران تا قبل از برنامه هفت چندان قدرتمند نبود و در اكثر موارد حرفي براي گفتن نداشت. علت اون هم به نظرم نبود افرادي با دانش كافي ويا ترس درگير شدن با كارگردانان نامي و ترس كنار گذاشته شدن و جدي گرفته نشدن بود.

اتفاق خوبي كه در برنامه هفت شكل گرفته ايجاد فضاي نقد و بررسي فيلمهاست با منتقدي كه تعارف نداره و در كارش جديه و براي اكثر حرفهايي كه ميگه معيار معين داره .(درست يا غلط قابل بحثه)

اتفاق ديگري كه باني اون برنامه هفت بود كمرنگ شدن توليد آثار كمدي كه در حد سيرك بود تا سينما ( آدمهايي كه اون رو ميساختن در حد شيرين كاري و دلقك بازي كار ميكردن) و نقد تيز اين آثار. در اينگونه فيلمها مخاطب بدون اينكه بدونه به سمت سطحي شدن لودگي و حماقت سوق داده ميشه و برنامه هفت در كمرنگ كردن توليد اين نوع آثارموفق بود.

اتفاق ديگري كه داره در سينما ميوفته ايجاد فضاي روشنفكري در آثار سينمايي هست فضايي كه انسان را به گونه اي خطرناكتر از اثار كمدي سيرك گونه سوق ميده.كه ممكنه در آينده تبديل به همان سينمايي بشه كه باز هم مخاطب ضرر كنه.و اين جريان خطرناكتر از جريان قبليست چون اين جريان ادعاي دانستن داره.

اين مشكلات از جايي آغاز ميشه كه تعريفي از سينما نداريم و  اختلافات عمده در مديريت داريم عدم اجراي قانون و دخالت افراد غير مسئول در سينما. كه تمام اين مسائل باعث خواهد شد تاهر زمان كه جرياني با مبارزه عده اي دلسوز و دانا از بين ميره جرياني قويتر و خطرناكتر جايگزين بشه.حتما بعد از جريان كمدي سيركي و روشنفكري نوبت سينماي به قول مسئولان ارزشي ديني كه به نظرم ضد ارزشي چون اينگونه پرداخت به دين.......

اما نكته اي كه در برنامه شب گذشته باعث تعجبم شد بحث در مورد سينماي ديني بود فكر كردم ژانر جديد اختراع شده كه البته اين نوع ژانر حاصل تفكر مديران و مسئولان سينما به سينماست من واقعا اين نوع سينما را نميفهمم سينمايي كه در اون يه آدم با ظاهري معين حرفهاي درشت بگه پند و اندز مثل نقل و نبات از دهانش خارج بشه به حدي كه فقط از درو ديوار پيام اخلاقي آويزون نميكنن.شخصيتهايي كه براي اينگونه آثار نوشته ميشه فارغ از برجستگي و ابعاد مختلف انسانيست. آدمهايي تك بعدي يا خيلي خوب يا مقدس به دور از مطابقت با جامعه يعني سفارشي. اينگونه فهميدن دين از كجا وارد سينما شد ؟

زبان سينما زبان خلق شخصيتهاي درست (از جنبه باور پذيري) در فضاها و حوادث درست (داستان)كه منتهي به ايجاد درام و ايجاد جذابيت ميشه هست.

اميدوارم فيلم قول اثر چن كايگه را ديده باشيد داستان از جايي شروع ميشه كه دختر بچه اي در كودكي به پسر بچه اي قول ميده و دقايقي بعد قولش را زير پا ميگزاره و در گذر زمان  پسر بچه بزرگ ميشه و جانش را به خطر ميندازه و ايثار ميكنه براي همون دختر.در فيلم به مسايل ديگري همچون وفاداري و خيانت عشق و نفرت هم پرداخته ميشه اما هيچ زماني در فيلم پيامي لخت و بد غواره به سمت مخاطب پرت نميشه هيچ زمان فيلم خالي از جذابيتهاي بصري نميشه نماهاي زيبا اشكال و چيدمان مناسب پرداخت جزعيات تصويري موسيقي گوشنواز ...... همه و همه براي زشت جلوه دادن و تقبيح بد قولي و عدم وفاي به عهد .

«الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آنها کسانی هستند که به عهد الهی وفا می کنند و پیمان را نمی شکنند». (رعد: 20)

هر اثري كه به ارزشهاي انساني و اخلاقي با استفاده صحيح از ابزارهاي سينمايي نگاه كنه ديني ميشود چون سينما بايد در جهت ارتقا فكري و آراستگي انسان به فضايل حركت كنه اما همه چير در قالب جذابيت سرگرمي و درام.(زبان سينما)

يعني سينماي متفكر و بالنده سينمايي كه از تلاش و تفكر  بوجود مياد. و در خدمت انسان قرار ميگيره.




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - سروان رنو - ۱۳۹۱/۳/۱۹ عصر ۱۲:۲۶

سوگنامه هفت !

در روایات آمده است که در قرون ماضیه برنامه ای بود سینماتوگرافی , مر او را هفت نامیدندی و این برنامه را مجری ای بود جیرانی نام که سری طاس داشت و پیرو مطلب فردوسی پوریسم بودی. هر بار کسان را به برنامه دعوت کردی و به جان هم انداختی و خود هی خندیدی و پیامک خواندی. و هفت را منتقدی بود رک و بی رحم که او مسعود نامیدندی و جماعت کارگردان از دست او همه بنالیدند نالیدنی . پنبه فیلم ها را در طرف العینی  زدی و تهیه کننده را به خاک سیاه نشانیدندی. و میان جیرانی و فراستی دوستی و الفتی از قدیم بود و هر یک دیگری را فریدون و مسعود خطاب کردی عاشقانه . از قضا روزی نوبت به یکی از مرشدان فریدون رسید مر او را مهرجویی نامیدندی و او مهر می جویید و تحمل نامهربانی نداشت. مر فریدون , مسعود را گفت تو اینبار به برنامه نیا که مرا با داریوش انس و الفتی از قدیم هست و من ترسم که او را برنجانی. مسعود را از این داستان کدورتی بس عظیم پدید آمد. از قضا , دشمنان و کرکس صفتان تلویزیونی که اندر کمین فریدون و هفت اش همی بودند موقعیت مناسب یافتی و از کمینگاه برون شدی و این موضوع را پیراهن عثمان کردی و بر فرق اش کوفتی و ناکار کردی. فریدون را غمی عظیم فرود آمد. گفت من به جانب ساخت سریال شوم و دیگر هفت را با من کاری نیست و شد آنچه شد و نباید می شد و اینگونه بود که هفت به ملکوت رفت .

کافه کلاسیک




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - BATMAN - ۱۳۹۱/۳/۱۹ عصر ۰۸:۴۳

حس میکنم به ظاهرش هم گیر دادن چون بعده یه مدت موهاش و خطه ریش کوتاه شد!




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - سرهنگ آلن فاکنر - ۱۳۹۴/۳/۲۰ صبح ۰۱:۰۳

مسعود فراستی : هفت از بین رفت ..... خدا بیامرزدش.....     1392/1/9

امروز در تاپیک فیلمهای ارزشمند بروبیکر محترم مناظره بسیار زیبایی از جناب مسعود فراستی با سرکار خانم نرگس آبیار را در خصوص فیلم شیار 143 نقل فرمودند. ضمن سپاس از ایشان من یکی از طرفداران پر و پا قرص ایشان هستم. در سینمایی که چاپلوسان از در و دیوار آن بالا می روند وجود چنین شخصیتی غنیمتی ست. هر چند مخالفینی هم دارد ، و این طبیعیست ، در واقع اگر او بی پرده سخن نگوید و مانند برخی از آقایان مصلحت اندیشی کند و به به و چه چه کند آنوقت می شد انسان شریف و آگاه ؟؟؟؟

به دوستانی که با ایشان مخالفند پیشنهاد می کنم کمی بیشتر درباره او مطالعه کنند. او انسان رُکی می باشد. بقول خودش از 50 فیلم با 49 فیلم مخالف است. اگر منِ نوعی از فیلمی بسیار خوشم بیاید و برعکس ایشان آن فیلم را بسیار بی ارزش بداند دلیل بر آن نمی شود که بخواهم بگویم فراستی منتقد منفی بافی می باشد. اما در خصوص شخصیت این فرد همان بس که بخاطر اعتقادات خود قید حضور در برنامه هفت را می زند.

بسیاری از شخصیت ها هستند که برای داشتن جایگاهی چون ایشان آنهم در یک برنامه زنده و پر بیننده تلویزیونی سر و دست می شکنند و تن به هر ذلتی می دهند. اما او هرگز نقد سفارشی را نپذیرفت. وقتی تهیه کننده برنامه هفت از او خواستار نقد نرم شد گفت نقد، نقد است. نرم و غیر نرم نداریم. چنین شخصیتهایی نایاب هستند. ممکن است لحنش تند باشد. ممکن است به قهرمان فیلم مورد علاقه من توهین کند، اما هرگز مصلحت را فدای اندیشه خود نمی کند. ایکاش در تمام حوزه ها یک مسعود فراستی داشتیم. در آموزش و پرورش ، در موسیقی ، در حوزه بهداشت ، در ورزش .....  ( البته در ورزش زنده یاد ناصر حجازی را داشتیم که اجل مهلتش نداد)

برنامه هفت دیگر مدتهاست بیننده ندارد. مردم دوست دارند واقعیتها را بدانند. درست مانند برنامه 90 در حوزه ورزش. اگر این برنامه همچنان آمار پر بیننده ترین برنامه تلویزیونی را در اختیار دارد برای این است که تغییر موضع نداده و مجری آن (عادل فردوسی پور ) نیز بسیار بی پرده است. اما برنامه هفت بعد از رفتن جیرانی و فراستی بقول خود مسعود فراستی حالا هفت دهم هم نیست. من نیز مانند بروبیکر عزیز ادبیات ایشان را دوست دارم. نقد های ایشان در اغلب اوقات عین واقعیت است. بنظر من بد نبود اگر سروان رنو تاپیکی را بطور اختصاصی به ایشان تخصیص می دادند و اساتید کافه نقدهای ایشان را در سایت مورد بررسی قرار می دادند و یک برنامه هفت برای خودمان در کافه راه می انداختیم.

در وصف آنکه گفتم این برنامه دیگر بیننده ندارد همین بس که آخرین پست این تاپیک نیز مقارن گردیده با روزهای پایانی حضور آنها و بعد از برنامه هفت جدید دیگر کسی در این تاپیک پستی ارسال ننموده است . بد نیست دوستانی که نمی دانند فراستی به چه دلیلی دیگر به هفت نرفت مصاحبه زیر را بخوانند تا دلایل عدم حضورش را از زبان خودشان بشنویم.


 میرسیم به حاشیه این روزهای شما؛ «هفت»! از برنامه قهر کردید یا خداحافظی؟
قهر کردم! اشتباه کردم. ماندن در این برنامه جزو معدود دفعاتی بود که اشتباه کردم، البته نه تفکر. من به مخاطبان این برنامه که دو سال و خرده ای با فریدون برایشان زحمت کشیدیم و وظیفه مان هم بود احترام گذاشتم و در این برنامه بعد از فریدون ماندم. در این مدت من فکر میکنم حداقل یک قدم با مخاطبان جلو آمدیم و به احترام آنها هم ماندم. اما باید یک مقدار جدی تر نگاه میکردم که با چه کسی طرف هستم، اما این کار را نکردم. من گفتم هر کس میخواهد باشد، هر کاری میخواهد با «هفت» بکند. من فقط با قسمت نقد آن کار دارم و با همین انگیزه هم آمدم.

یعنی برنامه آن چیزی نبود که شما فکرش را میکردید؟
نه، نشد و محاسبات من اشتباه از آب درآمد. مجری برنامه دوست داشت دور هم بنشینیم، دست بدهیم و روبوسی کنیم.

شما هم که تحمل این کارها را ندارید...
نه، من حوصله این مسخره بازیها و باج دادنها را ندارم. زمان جشنواره به من گفت؛ نقد نرم میخواهیم و من هم گفتم خودت برو! نقد، نقد است. نرم و غیرنرم ندارد.

پس بحثهایی که سر ثابت بودن شما در برنامه پیش آمده چیست؟ شما گفته بودید من باید ثابت باشم وگرنه نیستم...
اولین بحث ما سر همین ماجرای نقد نرم بود. ما در جلسه ای نشستیم و نظراتمان را گفتیم. به نظر ایشان هم نقدی وارد نبود چون در حد و اندازه خودشان بود. این دوست ما به جای نقد، اهل خبر و گزارش و این حرفها بود. از نظر ایشان نقد نرمی که به کسی برنخورد کمک به این سینماست. من گفتم همین هستم و از این شوخیها هم ندارم. مقابلم هم هر کسی را میخواهی بیاور، چه هفت نفر باشند چه فیلمساز باشد. من این هستم و حرف خودم را هم میزنم. نه رعایت میفهمم چیست و نه رایتل را میشناسم! من را اگر به عنوان منتقد ثابت بخواهی همین هستم. طبق روال برنامه گذشته هم من منتقد ثابت برنامه هستم و مردم هم مساله ام است.

پس توافق روز اولتان این بود که شما در برنامه ثابت باشید؟
بله، من همیشه به فریدون این انتقاد را داشتم که چرا برنامه اینقدر خبر و گزارش دارد و زرد است، اما دیدم گبرلوی مدعی ارزش، دو برابر زرد است. البته الان چهار برابر زرد است و برنامه هفتی که قبلا هفت بود الان هفت دهم هم نیست. او نیتش خیر است اما اینکاره نیست.

باوجود این اختلاف نظرها پس چرا جداییتان از «هفت» اینقدر دیر اتفاق افتاد؟
زیاد تحمل کردم. البته او هم کاری به کار من نداشت. فقط یک بار به من اس ام اس داد که شنیدم در لانه جاسوسی فیلم نقد کرده ای. به نظرت منتقد ثابت برنامه میتواند این کار را بکند؟ من جواب آن اس ام اس را ندادم. اصلا لزومي نداشت به او توضيح بدهم. سر برنامه مانی حقیقی و فرح بخش فکر میکنم مشکلها شروع شد. چون او میخواست من از مانی آن طور که خودش میخواست نقد کنم ولی من نقد و نگاه خودم را داشتم و به کسی کاري ندارم.

البته انتظار میرفت رو در رویی شما با مانی حقیقی جنجالیتر از آن شود.
به نظر خودم همه حرفهایم را زدم. اما لحنم را بهشدت کنترل کردم. آن برنامه جزو معدود دفعاتی بود که من لحنم را کنترل کردنم و خیلی هم از این قضیه راضی ام.

شما و مانی حقیقی پیش از این هم در مجله ۲۴ گفت و گویی با هم داشتید، اما در همان گفت و گو هم شما لحنتان آرامتر بود و هم حقیقی. حتی بعضا به سمت توهین هم میرفت...
چون مانی حقیقی بر عکس کاهانی و بچه روشنفکرهای امروزی اولا سواد و شخصیت دارد و دیگر اینکه میشود با او دیالوگ برقرار کرد. به او میشود مردانه گفت؛ فیلمت آشغال است! ما مصاحبه ای هم در یکی از مجلات داشتیم که همه حرفها زده شد و دو آدم کاملا متضاد با هم میتوانند سر یک میز بنشینند و بگویند نظرات یکدیگر را قبول نداریم ولی از هم خوشمان میآید و به هم احترام میگذاریم. این شیوه در برنامه «هفت» هم پیاده شد و من انتقاداتم را به مانی گفتم. او هم کلی از حرفهای من را پذیرفت و حرفهای خودش را هم زد. به نظرم بحثمان متمدنانه شد. به بقیه روشنفکرها هم گفتیم میشود سر یک میز نشست و با هم دعوا کرد اما بی احترامی نکرد. این خط، خطی بود که من و مرتضی آوینی در سوره داشتیم. در برنامه هفت وقتی من مانی را آنطور که مجري دوست داشت، نزدم، ناراحت شد.

به نظر می رسید در آن برنامه آقاي گبرلو می خواست گفت وگو را به سمت بحثهای ارزشی و روشنفکری بکشاند، درست است؟
بله، او میخواست این کار را بکند، اما استاد این لتوپار کردن، خود مسعود فراستی است.

مشکلتان در برنامه ای که با فرحبخش داشتید چه بود؟
 به نظر من این برنامه بهترین برنامه در تاریخ «هفت» بود. اما موضوعی که دوستان از جمله مجری برنامه را اذیت کرد این بود که راجع به طیف ارزشیها حرف زدم. الان هم بر این عقیده ام کسانی که ادای ارزشیها را درمی آورند خطرناکتر از روشنفکرها هستند. تکلیف من با فیلمفارسی مشخص است با روشنفکرها هم همین طور. سی سال است که علیه شان هم نوشتم. من نفر اول در ایران هستم که شش نقد علیه مهرجویی و بقیه نوشتم. پس تکلیفم با آنها روشن است، تکلیف آنها هم با من همین طور. با فیلمفارسی هم تکلیفم معلوم است، اما با این دوستان که ادعای انقلاب و ارزش دارند و سینما را هم بلد نیستند، نه! عیبی ندارد که آنها سینما را بلد نیستند اما اینکه ادعا میکنند بلدند و ضعفهایشان را پنهان میکنند و به خودشان هم مدال میزنند دعوا دارم. با سینمای ارزشی و فلسفی مرعوب هم نمیشوم، چون آن را میفهمم. فیلم ارزشی اول باید فرم داشته باشد. «طلا و مس» فیلمی ارزشی است و من هم اولین نفری هستم که از آن دفاع کردم.

البته بعضیها معتقدند این فیلم هم کلیشه هایی دارد... يا اينكه صحنه حضور پرستار در خانه مرد و زن خيلي مصنوعي است.
بله، این فیلم هم عیب دارد، یک جاهایی از فیلم لق است، اما فیلم سرپاست. پیام این فیلم هم عالی است. میگوید انمعالعسر یسرا یعنی با سختی است هر آسانی نه از پس سختی. این شعار در فیلم خوب نشسته. انتهای فیلم هم وقتی صحبت روحانی شنیده میشود کفش جفت میکند مثل صحنه کفش جفت کردن علی در «بچه های آسمان».

بعد از رفتنتان از «هفت» مسئولان تلویزیون با شما تماس نگرفتند؟
چرا، آقای شریعتپناهی مسئول برنامه تماس گرفتند و من هم کرمان بودم و فردایش آمدم. ایشان گفتند امشب «هفت» است و من هم گفتم کدام «هفت»؟! بعد هم گفتم من دیگر نیستم. گفتند جلسه بگذاریم ولی من حاضر نشدم چون گبرلو حرفهای بدی پشت سر من زده که تا به حال کسی نگفته. این حرفها آرزو است که عملی نشده. گفته بود که فراستی برای بعضی از فیلمها شارژ میشود. من در سال از ۵۰ فیلم با ۴۹ تا مخالفم. این چه شارژی است که فقط شامل یک فیلم میشود؟ این تهمت اصلا به من نمی چسبد.

پس بحث انتظار شما از اینکه منتقد ثابت باشید منتفی است؟
من دیگر به آن برنامه نمی روم، اما از قبل هر جا نقد بود من هم بودم به جز یک فیلم (اختاپوس) که گفتم این فیلم ماقبل نقد است و نرفتم.

فکر میکنید رفاقتی که بین شما و فریدون جیرانی وجود داشت به فضای صمیمی برنامه و جذابیت آن کمک میکرد؟
من در این سینما با احدی دوست نیستم!

یعنی با همه دشمن هستید؟!
نه با هیچ کس هم دشمن نیستم.

منظورتان این است که خنثی هستید؟!
نه اصلا! اتفاقا خیلی هم گرم هستم. با فیلمهایشان به شدت مشکل دارم که نقد میکنم اما برای خودشان احترام قائلم.

البته منظور من دوستیتان با جیرانی در جایگاه مجری برنامه بود...
ما قبل از «هفتم» با هم دوست نبودیم، فقط آشنا بودیم و در جلسات مشترک شرکت میکردیم. من سردبیر نقد سینما بودم و از فریدون مطلب میگرفتم. بعد از «هفت» آرام آرام به هم نزدیک شدیم اما باز هم بیرون از برنامه با هم رفت و آمد نداشتیم و الان هم نداریم.

ولی در جشنواره خیلی با هم شوخی میکردید...
من با کیارستمی هم شوخی میکنم.(با خنده) اما من نه خانه کسی میروم نه کسی به خانه ام میآید. از این وضعیتی هم که دارم به شدت راضی ام.

فکر میکنید حالا بعد از رفتن شما از مخاطبان برنامه هم کمتر میشود؟
«هفت» از بین رفت... خدا بیامرزدش!

خودتان دیگر برنامه را نگاه نمیکنید؟
خیلی وقت است، من از جشنواره به بعد دیگر برنامه را ندیدم. البته قبلش هم نمیدیدم، چون خودم در برنامه بودم.(با خنده)

شاید این تصور برای خیلیها پیش بیاید که مسعود فراستی با این مخالفهایش برای خودش پز و ژست درست کرده؛ واقعا اینطور است؟
حتما همین طور است. چون این پز واقعی است. من سی سال قبل از «هفت» هم کتاب و نقد دارم که تندتر از حرفهای امروزم است. اتفاقا من در «هفت» خودم را سانسور میکردم چون مخاطبم عام بود و «لذت نقد» برای مخاطب خاص است. لحنم را هم کنترل میکردم البته تا جایی که طرف مقابلم دیالوگ می فهمید. آنجایی که نمی فهمید لحنم یک مقدار تند میشد.

با وجود همه مخالفتهایی که با همه فیلمها داشتید وقتی از «اخراجیها ۱» حمایت کردید حمایتتان به نوعی خلاف جریان آب شنا کردن تعبیر شد.
من خلاف جریان آب نیستم، چون یک ساعت بعد از دیدن فیلم اعلام موضع میکنم و هنوز نمیدانم بقیه چه گفتند. ساعت یازده شب «جدایی...» تمام شد و ما دوازده روی آنتن بودیم، تا آن موقع هم کسی حرفی نزده بود. دفاع و حمله هر دویشان همینطور است و تحت تاثیر هیچ چیزی نیستم. من تحت تاثیر خودمم. اگر هم میگویم اشتباه نمیکنم دلیل دارم. من روابط عمومی هیچ فیلمی نیستم، نه شغلم است و نه در شأن من است. کسی هم در نقدهایم جرات نمیکند بگوید رعایت من را بکن. حداقل من در ایران چنین جراتی را ندیدم. نکته دیگر هم اینكه آلودگی روشنفکریام خیلی کم شده، به حدی که دیگر بنوئل هم نمیتواند تحت تاثیر قرارم دهد. فیلمهایی بوده اند که من در تاریخ موافقشان بوده ام؛ مثل «همشهری کین»، اما الان به آن فحش می دهم. یا حتی الان وقتی درخت زندگی را میبینم که همه روشنفکرهای دنیا و به تبعشان ایرانیها آب از لب و لوچهشان راه می افتد من حالم بهم میخورد و میگویم چقدر فیلم بدی است. وقتی بخشی از نقد سلیقه میشود که طرف منتقد باشد و مدیومش هم مثل من سینما باشد. اینجاست که سلیقه و لحن او هم بخشی از نقد است. به نظر من نقد هم پنجره است و هم آیینه. پنجره روبه فیلم است و آیینه رو به بقیه. پس طبیعی است که من نظر خودم را داشته باشم و یکی دیگر هم مثل خودش فکر کند.

یک سوال دیگر هم در این مورد دارم. می خواهم بپرسم که قضاوت خودتان در موردنقدهایی که می کنید چگونه است؟
۹۰درصد اشتباه نمی کنم. در واقع کم اشتباه می کنم

از بین کارگردانهای معاصر چه کسانی را میپسندید؟
هیچ کس! ممکن است فیلم بتوانم بگویم اما کارگردان نه. اخیرا فیلمی دیدم به نام بی قانون که فیلم خوبی بود. البته تمایلی ندارم دوباره ببینمش ولی دفعه اولی که آن را دیدم خوشم آمد. «جانگوی آزاد شده»، «آمور» میشائیل هانیکه مزخرف هستند.

کلا ضدتارانتینو هستید؟
به شدت، چون فاجعه است، به خصوص فیلم آخرش.

ممکن است دوباره شما را در برنامه ای مثل «هفت» در تلویزیون ببینیم؟
من یک طرح برنامه سینمایی به تلویزیون سفارش دادم که خودم هم سردبیر آن هستم. این برنامه اگر شکل بگیرد دو بخش دارد؛ یکی بحثهای جدی سینمای ایران مثلا فرم و محتوا و بخش دیگر هم نقد که هم نقد تاریخ سینمای ایران است هم جهان. خبری هم از خبر و گزارش در برنامه نیست.

پس چرا آن موقعی که پیشنهاد برنامه آقای جیرانی را دادند قبول نکردید؟
به من گفتند مجری باش و من هم گفتم نمیتوانم مجری باشم و بگویم فروش هر فیلم چقدر است.

در برنامه خودتان از منتقدهای دیگر هم استفاده میکنید؟
حتما استفاده خواهم کرد حتی اگر نظر مخالف من داشته باشند؛ ولی نظر مخالفی که برای خودش باشد.




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - جیمز باند - ۱۳۹۵/۳/۸ صبح ۰۹:۴۶

سلام

من معمولا این برنامه را نمی بینم. اما دیشب بر حسب اتفاق دیدم، یعنی دستم اشتباه خورد روی کانال 3!!! دیدم آقای علی معلم در مورد کن صحبت میکنند... چند دقیقه ای گذشت... ایشان فرمودند گاهی کارگردانهای بزرگ فیلمهایی میسازند که موجب عکس العمل شدید تماشاگران شده که کن هم برای تبلیغات خودش از این واکنشها استفاده میکند و ... و من پس از دیدن فلان فیلم میخواستم برم کارگردانشو کتک بزنم ... (!!!!!!!!)

که ایشان در ادامه صحبتهایشان استادانه بحث را از آنچه گفته بودند دور کردند.

باریکلا.... نه باریکلا.... آقای هنرمند از شما انتظار نداشتم... حالا یه نفر هر آشغالی ساخته باشه، باید کتک بخوره؟؟؟!!!!! بعد که کتک خورد درست میشه و مطابق میل شما فیلم میسازه؟؟

آقا با کتک کسی خدا پرست هم نشد!

چه باحال فرهنگ خودتون را اشاعه میدید.




RE: برنامه هفت ( شبکه 3 ) - سروان رنو - ۱۳۹۵/۳/۱۱ صبح ۰۱:۱۹

من از وقتی جیرانی از برنامه هفت رفت دیگه این برنامه رو ندیدم.

البته اتفاقات سری جدید هفت را که بهروز افخمی می سازه از راه اینترنت دنبال می کنم. اونم چون افخمی و فراستی خوب چالش درست می کنن و من عاشق درگیری و جنگ و این جور چیزها هستم . :D

افخمی آدم عجیبی است. خوشش می آید برای خودش دشمن درست کند. مثل من عاشق بدنام هیچکاک است. اخلاقش هم هیچکاکی است. از اذیت کردن و دست انداختن دیگران خوشش می آید. دوست دارم به امیر قادری - اگر این متن را می خواند - بگویم که دست افخمی را بخواند و وارد بازی او نشود چون مدتی است این دو فرد دوست داشتنی دشمنان هنری شده اند در صورتیکه نباید اینطور باشد.

فراستی هم که مانند بـُـت معبد شائولین است ! یک سری عقاید و اصول خاص و لایتغیر برای خودش دارد که هیچ تنابنده ای نمی تواند آنها را تغییر دهد. مناظره کردن با فراستی مانند عشق بازی با مار کبرا است. هر چقدر هم با فراستی دوست باشی ممکن است سر یک بحث فنی هنری تو را نیش بزند و برنجاند مگر اینکه خیلی باظرفیت باشی و به دل نگیری . او اینقدر رُک و در عین حال تودار است که من بعد از سالها اشنایی و نشست و برخواست با او هنوز نمی دانم کدام وری است !:eee2