تالار   کافه کلاسیک
تاریخ جنگ های جهانی ... - نسخه قابل چاپ

+- تالار کافه کلاسیک (http://cafeclassic5.ir)
+-- انجمن: تالارهای عمومی (/forumdisplay.php?fid=21)
+--- انجمن: تاریخ و دانش (/forumdisplay.php?fid=46)
+--- موضوع: تاریخ جنگ های جهانی ... (/showthread.php?tid=275)


تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۸/۲۴ صبح ۱۲:۲۶

تاریخ برای من همیشه از دروس شیرین دوران تحصیل بود و بزرگی هم گفته : هر کس تاریخ را درست نخواند ، مجبور به تکرار آن خواهد بود. 

با توجه به هماهنگی که با برخی از دوستان تاریخ شناس انجام دادیم  و ابراز تمایل مقام ولایت کافه (قدس السره ) به شروع بحث در این باره ، در این تاپیک ( جستار ) به بررسی جنگ های کلاسیک و مهم تاریخ جهان خواهیم پرداخت و سعی خواهیم کرد که بدون توجه و تمرکز بر حواشی این جنگ ها ، صرفا به ابعاد فنی - تاریخی و نظامی این جنگ ها از جنبه علمی بپردازیم. دامنه بحث ما از جنگ هابیل و قابیل تا جنگ جهانی دوم ( مادر تمام جنگ ها ) را در بر می گیرد.




RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - هری لایم - ۱۳۸۹/۸/۲۴ صبح ۰۱:۰۸

راینهارد هایدریش ( معروف به هایدریش دژخیم ) فرمانده نظامی چکسلواکی و فرد شماره دوی اس اس که در قساوت توام با خونسردی گوی سبقت را از هیملر ربوده بود  , در 1942 توسط پارتیزان های چک ترور شد . او مدتی نیز فرمانده  اس.د  بود . به دنبال این واقعه  روستای لیندسه  در آن حوالی محاصره و با خاک یکسان شد و ساکنان آن قتل عام شدند . این روستا به فرمان مستقیم آدولف هیتلر از روی زمین محو گردید .

هایدریش  آنچنان به شغل خود ( کشتار انسان ) عشق می ورزید که هیملر از او بیم داشت .

از روی این واقعه بلافاصله در 1943 برتولد برشت نمایشنامه نویس آلمانی که به آمریکا گریخته بود  , فیلمنامه ای نوشت که همان سال توسط فریتز لانگ  به فیلم تبدیل شد :  جلادان نیز می میرند !

 




RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - ساب زیرو - ۱۳۸۹/۸/۲۴ صبح ۰۱:۱۰

با درود

از سروان رنوی عزیز متشکر م

بدون شک در نبردها ، چه نبردهای امروزی و چه جنگهای ازمنه قدیم ، یکی از مهمترین عوامل کسب پیروزی ، توانمندی طرفین در زمینه موارد اقتصادی بوده است.

عملیات برنهارد ، یکی از اولین نبردهای سیستماتیک اقتصادی بود که با دقت و وسواس متمایز آلمانها ، به مرحله اجرا گذاشته شد.

عملیات برنهارد

نویسنده : مهندس یاشا محمدی رفیع

عملیات برنهارد

طی جنگ دوم جهانی ، آلمانها از تسلیحات و تمهیدات مختلفی برای ضربه زدن به دول متفق بهره بردند ، علاوه بر تسلیحات و راهکارهای نظامی ، در بسیاری از مواقع روشهای غیرنظامی نیز مورد توجه سران و راهبران نازی قرار داشت.

عملیات برنهارد یکی از روش غیرنظامی بود که آلمانها برای ضربه زدن به انگلستان ، آن را به مرحله اجرا گذاشتند.ایده اولیه این عملیات توسط سرگرد اس اس نایوکس مطرح گردید سر فرماندهی واحدهای اس اس هاینریش هیملر از این طرح استقبال کرده و آن را به تصویب رسانید و در نهایت اجرای این عملیات بر عهده  سرگرد اس اس برنهارد کروگر (BERNHARD KRUGER) گذاشته شد.

برنهارد کروگر

در کل هدف از اجرای عملیات سری برنهارد ، نامتوازن ساختن اقتصاد انگلستان از طریق وارد ساختن اسکناسهای جعلی به جریان معاملات روزمره بود.

در آن زمان انگلستان از اسکناسهای 5 ، 10 ، 20 ، 50 ، 100 ، 500 و 1000 پوندی در جریان معاملات بهره می برد ، یک قسمت از عملیات برنهارد وارد کردن حجم عظیمی از اسکناسهای جعلی 50 پوندی به ساختار پولی انگلستان بود.

برای اجرای این عملیات تیمی مرکب از 142 جاعل حرفه ایی در کنار هم گرد آمده و به کار تهیه اسکناسهای تقلبی مشغول شدند.

سرگرد اس اس کروگر قصد داشت که کپی هایی دقیقا معادل اصل از اسکناسهای انگلیسی به دست آورد به همین دلیل در ابتدا کاغذ اسکناسهای انگلیسی دقیقا معادل سازی شد که البته این کار یک شاهکار هنری و علمی در دنیای جعل محسوب می گردد ، طرح زمینه ، رنگ و جنس  کاغذ اسکناسهای تقلبی به شکل حیرت انگیزی با معادلهای انگلیسی همسان و همگون بود.

امضاء و تاریخ های نشر نیز  جعل شدند اما پیچیده ترین فاز عملیات برنهارد ایجاد شماره سریالهای معتبر برای این اسکناسهای تقلبی بود. به دلیل پافشاری سرگرد کروگر برای جعل نسخه ای کاملا قابل قبول ، یک تیم از متخصصین کشف رمز آلمانی طی کاری فشرده و بغرنج موفق شدند که الگوریتم تولید شماره سریالهای اسکناسهای انگلستان را  کشف رمز نمایند.

در نهایت کار چاپ اسکناسهای تقلبی آغاز گردید و 350 سری صد هزارتایی اسکناس تقلبی به ارزش 134,610,810 پوند تهیه شد.

بسیاری از جاعلان حرفه ای هنوز هم از اسکناسهای جعلی برنهارد به عنوان شاهکاری بی رقیب یاد می کنند ، عملا از لحاظ ظاهری تشخیص نمونه جعلی و اصل از یکدیگر بسیار مشکل و یا حتی کاری ناممکن بود.

برای طبیعی تر شدن ظاهر اسکناسها ، آنها را دریک مسیر بسته مورد استفاده قرار دادند ، یعنی شخصی آن را گرفته تا کرده و در جیب خود می گذاشت سپس دوباره آن را به شخص دیگری داده و .. . درپایان ظاهر اسکناسها نیز همانند اسکناسهای کارکرده و معمول درآمد ، در یک قضاوت منصفانه میتوان گفت که سرگرد کروگر ، وظیفه خود را بسیار دقیق ، حساب شده و شایسته تقدیر به انجام رسانید.

برای اطمینان از کیفیت اسکناسهای جعلی ، بعضی از آنها در کشورهای بیطرفی نظیر سوئیس (کشور بانکها) مورد استفاده قرار گرفتند در پایان این مرحله مشخص گردید که کار بی عیب و نقص انجام شده است زیرا حتی یک مورد از این اسکناسهای جعلی نیز شناسایی نشد.یک چنین نتیجه درخشانی باعث شد که مجوز توزیع این اسکناسها توسط پیشوای نازی صادر گردد.

در ابتدا تصمیم بر این بود که این اسکناسها را توسط هواپیما ، بر روی نقاط شهری پرازدحام فرو ریزند اما در این حالت ممکن بود بسیاری از اسکناسها در نقاط غیر قابل دسترس فرود آمده و از بین روند ، همچنین در این حالت به راحتی عملیات برنهارد مشخص می شد از این رو تصمیم بر این شد که اسکناسهای را به فرم کاملا قانونی و رسمی مورد استفاده قرار دهند . از اواخر سال 1943 بود که توزیع این اسکناسها آغاز گردید ، ماهی یک میلیون پوند پول تقلبی به سیستم اقتصادی انگلستان تزریق می گردید ، آلمانها حتی حقوق جاسوسان انگلیسی خود را با این اسکناسها پرداخت می کردند!

یکی از جاسوسان انگلیسی آلمانها ، به نام الیزا بزنا که با نام رمز سیسرو برای دستگاه اطلاعاتی آلمان به جمع آوری اطلاعات مشغول بود ، در پایان جنگ زمانی که متوجه شد تمام پس اندازش پوندهای تقلبی است به دولت آلمان شکایت کرد و خواستار دریافت دستمزدش (پوند واقعی) شد که البته شکایت او به جایی نرسید.!

اما سیستم بانکی انگلیس در حین جنگ متوجه این عملیات گردید ، زمانی که حسابرسان مشغول بررسی ذخایر اسکناس بانکها بودند به حجمی از اسکناس برخورد کردند که بی سابقه بود و همین امر باعث شد که آنها با یک بررسی طولانی و همه جانبه متوجه ورود گسترده اسکناس جعلی به سیستم بانکی انگلستان شوند.اما مقابله با این اسکناسها کاری بسیار زمانبر ، صعب و پرهزینه بود ، جالب است بدانید که بعضی از این اسکناسها تا سال 1959 هنوز بدون هیچ شک آفرینی و ردپایی مورد استفاده قرار می گرفتند.در نهایت کار به جایی رسید که بانک مرکزی انگلستان در معاملات رسمی فقط اسکناسهای 5 پوندی را به رسمیت می شناخت !!!

در ادامه تصاویری از اسکناسهای جعلی ده و بیست پوندی تهیه شده در عملیات برنهارد را مشاهده می نمایید:

ده پوندی جعلی عملیات برنهارد


عملیات برنهارد بیست پوندی

در واقع عملیات برنهارد نقطه عطفی در جنگهای غیر نظامی بود ، شاید در دنیای امروز ما بیش از آنکه شاهد در گیریهای نظامی باشیم شاهد نبردهای غیر نظامی هستیم ، نبرد فرهنگی ، نبرد اقتصادی ، نبرد علمی و ...  این موارد نشان دهنده این است که سران نظامی بایستی در کنار دیدگاههای نظامی اطلاعات کاملی نیز از اقتصاد ، فرهنگ و ... داشته باشند و این امر میسر نیست مگر از طریق مطالعه ، برگزاری کلاس و سمینار ( البته منظورم سمیناهار نیست !) و ... . باید دقت کرد بعضی از کشورهای در این نبردها غیر نظامی بیش از کشورهای میلیتار به ما صدمه می زنند  به عنوان مثال چرا باید در کشور ما پوشاک کشورهای همسایه به قیمتی زیر پوشاک ایرانی توزیع شود ، این نوعی حمله اقتصادی است که یا توان درک آن را نداریم و یا توان مقابله با آن را ، چرا باید حتی اسباب بازیهای ساده پلاستیکی را نیز از کشورهای دیگر وارد کنیم ، آیا زیاده خواهی یک یا چند شخص با نفوذ باید باعث شود که هزاران فرصت شغلی در کشور از میان رفته و سنگرهای اقتصادی کشور یکی پس از دیگری از میان روند.

بله دنیای امروز ، دنیایی پیچیده و بی رحم است و ما با اتکاء به پروردگار مهربان و توان و همت خویش بایستی با دقت و وسواس مسیری مطمئن و مناسب را برای پیشرفت همه جانبه خود انتخاب نماییم.





RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - سروان رنو - ۱۳۸۹/۸/۲۶ صبح ۱۲:۴۴

سالها پیش تلویزیون یک سریال سه چهار قسمتی گذاشت ( شاید هم فیلم بود که اینا چند قسمتی اش کرده بودن idont) اسمش نبرد مسکو بود. یک تیتراژ خبری زیبا داشت که در ابتدای هر قسمت پخش می شد. البته چون 15 سال پیش بود و فقط یک بار دیدم درست یادم نیست اما به این مضمون بود:

...چندم فلان تاریخ ، سران کشورهای اروپا در مونیخ گرد هم آمده اند تا در مورد تجاوز آلمان به چکسلواکی مشورت کنند. هیتلر می گوید که خواهان صلح است و اگر چکسلواکی به آلمان داده شود ما دیگر هیچ ادعای ارضی نخواهیم داشت. چمبرلین در لندن با کاغذی که مهر صلح بر آن نقش بسته ، : " این آقا به من قول داده که آلمان طالب صلح است " ... اروپا نفس راحتی می کشد .... آرامش قبل از طوفان... یکم سپتامبر1939 ؛ ارتش آلمان  حمله برق آسا به  لهستان را آغاز می کند و در عرض چند روز به پایتخت آن ورشو می رسد. انگلیس و فرانسه بلافاصله به آلمان اعلام جنگ می کنند اما قبل از آنکه کاری از پیش ببرند ، آلمان به سرعت دانمارک ، هلند ، بلژیک ، لوکزامبورگ و  نروژ را اشغال می کند. در  فلان تاریخ ، نیروهای ژنرال گوداریان ، شکافی به عمق 50 کیلومتر در خطوط متفقین ایجاد می کنند. ارتباط 70 لشکر فرانسوی با 50 لشکر انگلیسی قطع می شود ... 22 ژوئن 1940 ... نیروهایی آلمانی وارد پاریس می شوند ...

کسی این فیلم رو در اختیار نداره ؟ یا اینکه تیزرش رو ؟

پس نوشت: دوست عزیز سام اسپید اطلاع دادن که اینجا در مورد این فیلم لینکی معرفی کردن . البته من متن فارسی ای که گفته می شد مد نظرم بود. ظاهرا فیلم محصول مشترک آلمان - شوروی بود. به امید اینکه یک روز فیلمی خوب مانند این با همکاری ایران- عراق  هم ساخته بشه چون هیچ فیلم بدردبخور جنگی من هنوز از جنگ خودمون ندیدم . معمولا وقتی دو طرف جنگ برای ساختن یک فیلم با هم همکاری می کنن فیلم واقعی تر و بیطرفانه تر ساخته میشه.




RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - هری لایم - ۱۳۸۹/۸/۲۶ صبح ۱۱:۲۱

نبرد مسکو یه فیلم طولانی بود رنوجان . این فیلم رو در سینما عصرجدید دیدم حدود 64 65 .

خیلی کشدار و بیخود بود . من که عاشق فیلمای جنگی بودم هم کسل میشدم چون حدود 2 ساعت و خورده ای فقط باید تانک و توپ انفجار تماشا میکردیم و هیچ فراز و نشیبی وجود نداشت . اصلا شخصیتی در فیلم نبود که بهش پرداخته شه .

یه فیلم کاملا تبلیغاتی بود و خیلی متظاهرانه و غیر قابل باور ساخته شده بود . البته در این فیلم سیاهی لشکر های بیشماری ایفای نقش میکردن و تعداد زیادی ادوات جنگی استفاده شده بود اما حاصل کار چنگی به دل نمی زد .




RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - سم اسپید - ۱۳۸۹/۸/۲۶ عصر ۱۲:۱۶

(۱۳۸۹/۸/۲۶ صبح ۱۲:۴۴)سروان رنو نوشته شده:  

ظاهرا فیلم محصول مشترک آلمان - شوروی بود. به امید اینکه یک روز فیلمی خوب مانند این با همکاری ایران- عراق  هم ساخته بشه چون هیچ فیلم بدردبخور جنگی من هنوز از جنگ خودمون ندیدم . معمولا وقتی دو طرف جنگ برای ساختن یک فیلم با هم همکاری می کنن فیلم واقعی تر و بیطرفانه تر ساخته میشه.

نبرد مسکو محصول چهار کشور شوروی، چکسلواکی، مجارستان و آلمان شرقی بود و همکاری آنها با هم بدلیل ساختارهای کمونیستی این کشورها بوده است.

به نظر من بهترین فیلم ساخته شده از دوران جنگ پرواز در شب (رسول ملاقلی پور) هستش و تنها کارگردانی که در ایران کارهای منحصر بفرد و فراتر از سینمای ایران در این ژانر ارائه داده فقط و فقط رسول ملاقلی پور هست.




RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - سروان رنو - ۱۳۸۹/۸/۲۸ صبح ۱۲:۲۷

(۱۳۸۹/۸/۲۶ صبح ۱۱:۲۱)هری لایم نوشته شده:  

یه فیلم کاملا تبلیغاتی بود و خیلی متظاهرانه و غیر قابل باور ساخته شده بود . البته در این فیلم سیاهی لشکر های بیشماری ایفای نقش میکردن و تعداد زیادی ادوات جنگی استفاده شده بود اما حاصل کار چنگی به دل نمی زد .

درسته.::ok:  الان که به خاطر میارم می بینم همینطوره که میگی  و این فیلم هیچ شخصیت ماندگاری که به خاطر بماند  نداشت . همه اش  توپ و تانک و  هواپیما بود. حتی خلبان ها و شوفرهای تانک هم در قالب شخصیت نبودن و همه شبیه سیاهی لشکر عمل می کردن. حتی ژنرال های معروف این جنگ هم در حد سربازان عادی تصویر شده بودند و فقط من چهره هیتلر و استالین رو در این فیلم یادم می آد. البته این خصوصیت تمام محصولات بلوک شرق و کمونیستی است که فرد رو جزوی از کل می بینن و اصلا روی شخصیت فردی تمرکز نمی کن. برای همین محصولاتشون  اصلا روح نداره.

یه سکانس که خیلی خوب به یادم مونده اونجایی هست که نیمه شب استالین رو از خواب بیدار می کنن و بهش خبر می دن که آلمان به شوروی حمله کرده. استالین باورش نمی شد و می گفت شاید مرزبانان دیوونه شدن. ما که با آلمان دوست بودیم و مشکلی نداشتیم !! :haha::




RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - سروان رنو - ۱۳۸۹/۸/۲۹ عصر ۱۱:۵۰

آقا من این فیلم نبرد مسکو رو همون طور که سام اسپید جان گفته بود توی Emule پیدا کردم و قسمت اولش رو هم طی چند روز کاملا دانلود کردم. بدون دوبله که اصلا چیزی مشخص نیست و از ابهت روز اولی که دیدم فاصله داره.  چیزی که مشخصه اینه که آلمانی ها رو خیلی کودن و ضعیف تصویر کردن ، (  آلمانی که 6 سال یک تنه و همزمان با آمریکا ، شوروی ، انگلیس و 36 تا کشور دیگه می جنگید ) اما روس ها رو حسابی باهوش نشون دادن !  تنها نکته مثبت فیلم همون صحنه های جنگی و استفاده از تعداد زیادی ادوات نظامی هست که کلا فیلم رو نیمه مستند کرده.

البته فکر نمی کنم فیلم تا سال 1945 رو در بر بگیره و ظاهرا فقط تا اوایل 1942 و شکست اولیه حمله آلمان به مسکو می پردازه. چون بعدا آلمان در بهار 1942 حمله وسیع جدیدی رو به روسیه و منظقه قفقاز اون  شروع می کنه که حتی تا نزدیکی های ایران جلو میاد اما در استالینگراد به بن بست می خوره. و بعد هم در بهار 1943 حمله سوم رو در کورسک انجام میده که اونهم موفقیت آمیز نیست.  این اتفاقات رو در فیلم ما نمی بینیم و من فکر می کنم تمرکز فیلم بر روی همان حمله اولیه 1941 بوده که تصرف مسکو به شکست می انجامد.




RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - Classic - ۱۳۸۹/۸/۳۰ عصر ۰۱:۴۹

خیر . بخش اعظم نبرد مسکو در تابستان بود.  بارباروسا ( نام رمز طرح حمله به روسیه شوروی ) در اوایل تابستان شروع شد چون آلمانی ها از زمستان وحشتناک روسیه خبر داشتند و قرار بود کار روسیه در کمتر از سه ماه تمام شود ( آلمان ها قبلا ، کار فرانسه قدرتمند را در 40 روز تمام کرده بودند ) با طولانی شدن جنگ و فرا رسیدن پاییز ، سرمای کم سابقه  و زودتر از موعد ، در آن سال  فرا رسید و ماشین جنگی آلمان نازی را پشت دروازه های مسکو متوقف ساخت. تنها مراحل پایانی نبرد مسکو در زمستان بود وگرنه بیشتر مدت نبرد در تابستان و پاییز گذشت. تا آنجایی که من به خاطر دارم این فیلم هم فقط تا این مرحله را نشان می داد چون یکی از آخرین سکانس های آن ، صحنه برخورد هیتلر با ژنرال هایش بود که آنها را به دلیل عدم موفقیت در تسخیر به موقع پایتخت روسیه عزل می کرد. در این زمنیه من کتاب ظهور و سقوط رایش سوم را به دوستان توصیه می کنم.

...




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۹/۱۱ عصر ۱۱:۵۱

الان چند روزه در حال دانلود چهار قسمت نبرد مسکو از Emule ( حفظ الله سِروِره) هستم. قسمت اول و دومش رو دیشب پشت سر هم دیدم. با اینکه تبلیغاتی ساخته شده اما چون خبری از جلوه های مسخره کامپیوتری و حال بهم زن امروزی نیست و همه جنگ افزارها و انفجارها واقعی و طبیعی است صحنه های نبردش بعضا کم نظیره . به شدت هر چه تمام ( در حد 8 ریشتر ) به دنبال دوبله این مجموعه هستم. اگر کسی سراغ داشت کمک کنه یا حتی فایل صوتی اش رو آپلود کنه ( صدا حجم کمی داره ) ما خودمون صداگذاری می کنیم و به عنوان هدیه یک نسخه با کیفیت  DVD و صدای دوبله فارسی اش  رو بعد از آماده شدن بهش هدیه می دهیم. ثواب داره. [تصویر: pop.gif]




RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - Classic - ۱۳۸۹/۹/۱۴ صبح ۰۱:۱۱

(۱۳۸۹/۸/۳۰ عصر ۱۰:۱۸)هری لایم نوشته شده:  

 طبق نظر شما حتی محاصره لنینگراد هم جزئ نبرد مسکو محسوب میشه . به نظر شما آیا از لحظه ای که عملیات بارباروسا شروع شد نبرد مسکو هم شروع شد ؟

این یک چیز نسبی است . در اصل ما در تاریخ نبردی به نام نبرد مسکو نداریم. این نامی است که روس ها بر دفاع سرسختانه خویش از پایتخت کشورشان گذاشته اند. اگر بخواهیم فیلم نبرد مسکو را یک ملاک برای این قضیه قرار بدهیم می بینیم که  در سه چهارم فیلم ، نبردها اصلا در نزدیکی مسکو رخ نمی دهد و فقط در یک چهارم پایانی فیلم ، کار به مسکو کشیده می شود. پس بسته به اینکه از چه دیدی به داستان نگاه کنیم ، مقطع نبرد شهر مسکو متفاوت خواهد بود.  از نظر آلمانی ها نبرد مهم همان بارباروسا است که قسمت نهایی آن به نبرد برای فتح مسکو ( پایتخت شوروی ) ختم می شود آنها در سه چهارم ابتدایی این نبرد پیروز میدان هستند اما از نظر روس ها ، نبرد مسکو صرفا به همان حمله نهایی برای گرفتن پایتخت شوروی منحصر می شود و بنابراین شکست های اولیه را نادیده می گیرند و پیروزی نهایی را پررنگ تر می کنند. از نظر من نبرد مسکو چیزی جدای از بارباروسا نیست .




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۹/۲۸ عصر ۱۱:۴۱

نمی دونم این کانال تازه  عرصه جنگ نرم استکبار ، یعنی من و تو 2 رو دیدین ؟ مستندهای خیلی جالبی می ذاره و برنامه هاش به شدت علمیه .  اتفاقا دوبله حرفه ای ( در حد بی بی سی فارسی ) هم داره . چند روز پیش یه برنامه در مورد موسولینی بود و دیروز هم در مورد ترور نافرجام 20 جولای هیتلر که سرهنگ اشتافنبرگ انجام داد. خیلی از فیلم های آرشیوی که برای اولین بار پخش میشه ( خود برنامه میگه ) و اکثرا هم ترمیم شده هستن در این مستندها دیده میشه. ظاهرا در اواخر جنگ که چرچیل از بمب های پرنده V2 آلمان حسابی کفری شده بوده ، دستور داده بود که انگلستان بمب های شیمیایی به آلمان بزنه . ژنرال های انگلیسی از ترس اقدام متقابل آملان علیه لندن اونو منصرف می کنن. ظاهرا چرچیل اواخر جنگ خیلی عصبانی میشده و دستورات عجولانه زیاد می داده.  روزولت بیچاره (رئیس جمهور آمریکا ) هم اون اواخر حالش خیلی خراب بوده و هفته ای یه سکته ناقص می کرده ! هیتلر هم در حال ترور شدن بوده . ظاهرا فقط این وسط ، استالین بهش خوش می گذشته .




RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - Von Werra - ۱۳۸۹/۱۱/۱۷ صبح ۱۲:۵۰

(۱۳۸۹/۸/۲۶ صبح ۱۲:۴۴)سروان رنو نوشته شده:  

سالها پیش تلویزیون یک سریال سه چهار قسمتی گذاشت ( شاید هم فیلم بود که اینا چند قسمتی اش کرده بودن idont) اسمش نبرد مسکو بود. یک تیتراژ خبری زیبا داشت که در ابتدای هر قسمت پخش می شد.

کسی این فیلم رو در اختیار نداره ؟ یا اینکه تیزرش رو ؟

یادمه که اولین بار این فیلم رو از ویدئو کلوب گرفتم و دیدم . موسسه رسانه‌های تصویری این فیلم رو در شبکه خانگی توزیع کرده بود . بهترین قسمت فیلم به نظر من ، صحنه‌ای بود که تابلوی کنار جاده رو نشون میداد . روش نوشته شده بود : مسکو 20 کیلومتر . یعنی اوج پیشروی آلمان .cryyy!




RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - سروان رنو - ۱۳۸۹/۱۱/۱۷ عصر ۱۰:۴۸

(۱۳۸۹/۱۱/۱۷ صبح ۱۲:۵۰)Von Werra نوشته شده:  

 بهترین قسمت فیلم به نظر من ، صحنه‌ای بود که تابلوی کنار جاده رو نشون میداد . روش نوشته شده بود : مسکو 20 کیلومتر . یعنی اوج پیشروی آلمان .

ایناهاش . روی تابلو نوشته بود مسکو - 25 کیلومتر .  وقتی سربازای پیش قراول ژنرال گودریان به این تابلو می رسیدن ، یکی از اونا از موتورش پایین می پرید  و می گفت : پس  اتوبوس مسکو کی میاد ؟! یادته که گودریان هم می رفت بالای اون برج کلیسا و با دوربین به مسکو نیگاه می کرد ؟ بعدش زیر لب گفت:  این اولین و آخرین باری است که مسکو  را می بینم. narahat . البته خود استالین غزل مسکو رو خونده بود ، چون دستور داده بود که پایتخت رو به بخش اورال که 1000 کیلومتر عقب تر از مسکو بود منتقل کنند. اما  تقدیر و عوامل متفرقه جو را به نفع روسیه برگرداند.




RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - Von Werra - ۱۳۸۹/۱۱/۱۸ صبح ۱۲:۱۸

دقیقاً درسته سروان . مسکو 25 کیلومتر . راستش من با واقعیت تاریخی اشتباه کردم . واقعیت اینه که قوای آلمان در بخش مرکزی ، به 20 کیلومتری مسکو هم رسیدند . در مورد دلایل شکست آلمان در این مرحله ، انشاءالله مفصل خواهم نوشت . اما چیزی که در این مقطع من رو خیلی اذیت می‌کنه ، پایبندی ژاپن به پیمان عدم تعرض با روسیه شوروی بود asabi. عملکرد قوای محور سرشار از اشتباهات کشنده بود .:ccco




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۸۹/۱۱/۱۸ عصر ۰۶:۳۵

سلام بر دوستان ! اعم از علاقمندان به قوای متحدین و نیز متفقین !

جنگ دوم جهانی به راست دورانی فاجعه بار برای بشریت بوده و نمی توانم تصور کنم که چیزی موحش تر و در عین حال دردانگیزتر از جنگ وجود داشته باشد ...

هنگام نزول بلایای طبیعی لااقل با این احساس به خود می باورانی که کاری از بشری ساخته نیست اما در دل وحشیگری های جنگ و پیامدهای آن اعم از خود خط مقدم نبرد و یا در پشت جبهه و در دل شهرهایی که ظاهرا از شعله های جنگ دورند اما در واقع شاید در همان حد آسیب های متعدد می بینند ، نقش دخالت بشر و تصمیماتی که عده ای معدود برای خیلی عظیم از انسانها می گیرند و در سرنوشتشان دخل و تصرف می کنند بس عذاب آور و درد انگیز است  ...

من نیز نسبت به این نبرد و کسب اطلاعاتی در مورد آن علاقمندم و همین علاقه موجب به جمع آوری کتابهایی با این موضوع در گذشته شده که برخی از انها از بس قدیمی شده اند رنگ و رویشان به کل تغییر کرده ... به نظرم این ها مهم نیست ... مهم حقایقیست که این اسناد در خود برای همیشه ثبت کرده اند ... زین پس با اجازه دوستان گاهی من هم با اسکن کردن صفحات و تصاویری از این کتاب در کنار دوستان در این جمع صمیمانه حضور خواهم داشت و گوشه ای از لحظات ثبت شده در دل ان جنگ خانمانسوز را با هم مرور خواهیم کرد ... البته پیشاپیش بابت کیفیت تصاویر پوزش می طلبم و اگر با صلاحدید مدیر محترم کافه و دیگر دوستان گذاشتن این تصاویر کم کیفیت مورد قبول واقع نشد آنگاه اقدام به حذف پست ها خواهند فرمود ...

..................................................

نویسندگان جنگی از دل هر جنگ متولد میشوند ... کسانی که با احساس واقعیت های موجود در آنچه که مفهوم واقعی جنگ می باشد در همان دوره و یا پس از آن اقدام به نوشتن می کنند ...

در مورد جنگهای جهانی اول و دوم نویسندگانی از هر ئو جناح وجود داشته اند و با نوشته های انها حتی در دل رمانهایشان می شود به گوشه ای از حس و حال آن دوران پی برد ...

فعلا با معرفی یکی از نویسندگان و شاعران روسی با نام (( کنستانتین سیمونوف ))   (Konstantin Simonov) (1915-1979) آغاز می کنیم که با حضور در خطوط مقدم به عنوان خبرنگار و بعدها با ثبت خاطرات و برداشت هایش از ان جنگ خانمانسوز در سه گانه ارزشمندش آثاری ماندگار را رقم زد :

زنده‌ها و مرده‌ها
مردم سرباز به دنیا نمیایند
آخرین تابستان

که دو کتاب اول به زبان فارسی ترجمه و در مسکو چاپ شده اند و هنوز در کتابفروشی های خاصی از میدان انقلاب قابل دستیابی هستند ... 
بسیاری از آثار وی به عنوان رمان، پایه آثار سینمایی هستند.

مطالعه دو کتاب فوق تجربه ای خاص در نگاه به کتابهای جنگی خواهد بود و بسیاری از فصل های کتاب در عالم واقع در جنگ اتفاق افتاده اند ... زمین گذاشتن این دوکتاب در دورانی که مطالعه می شوند کار چندان راحتی نیست ! و من این مورد را در چند نفر که انها را مطالعه می کرده اند مشاهده کرده ام ...

تا مجالی دیگر ...




RE: تاریخ جنگ های کلاسیک - سروان رنو - ۱۳۸۹/۱۱/۱۸ عصر ۰۹:۵۶

(۱۳۸۹/۱۱/۱۸ صبح ۱۲:۱۸)Von Werra نوشته شده:  

 راستش من با واقعیت تاریخی اشتباه کردم . واقعیت اینه که قوای آلمان در بخش مرکزی ، به 20 کیلومتری مسکو هم رسیدند . در مورد دلایل شکست آلمان در این مرحله ، انشاءالله مفصل خواهم نوشت . اما چیزی که در این مقطع من رو خیلی اذیت می‌کنه ، پایبندی ژاپن به پیمان عدم تعرض با روسیه شوروی بود .

البته تناقضی بین واقعیت و اون تابلو نیست. چون در فیلم هم وقتی سربازان به این تابلو می رسن ، بعد از کمی توقف ، حرکت می کنن و دوباره پیشروی می کنن پس احتمالا به 20 یا 15 کیلومتری مسکو هم می رسن.

در مورد ژاپن هم باید گفت که این کشور درست مثل ایتالیا به قول سعدی ( علیه رحمه ) به جای اینکه برای آلمان یار شاطر باشد ، بار خاطر بود و از دو جهت به ضرر آلمان کار کرد:

1- با حمله ناشیانه اش به پرل هاربر باعث ورود آمریکا به جنگ شد .

2- با خودداری از حمله به شرق شوروی باعث شد که استالین قوای مرز شرقی رو فرا بخونه و به جبهه غربی به مصاف آلمان بفرسته.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۸۹/۱۱/۱۸ عصر ۱۱:۲۶

(۱۳۸۹/۱۱/۱۸ عصر ۰۹:۵۶)سروان رنو نوشته شده:  

(۱۳۸۹/۱۱/۱۸ صبح ۱۲:۱۸)Von Werra نوشته شده:  

 راستش من با واقعیت تاریخی اشتباه کردم . واقعیت اینه که قوای آلمان در بخش مرکزی ، به 20 کیلومتری مسکو هم رسیدند . در مورد دلایل شکست آلمان در این مرحله ، انشاءالله مفصل خواهم نوشت . اما چیزی که در این مقطع من رو خیلی اذیت می‌کنه ، پایبندی ژاپن به پیمان عدم تعرض با روسیه شوروی بود .

البته تناقضی بین واقعیت و اون تابلو نیست. چون در فیلم هم وقتی سربازان به این تابلو می رسن ، بعد از کمی توقف ، حرکت می کنن و دوباره پیشروی می کنن پس احتمالا به 20 یا 15 کیلومتری مسکو هم می رسن.

در مورد ژاپن هم باید گفت که این کشور درست مثل ایتالیا به قول سعدی ( علیه رحمه ) به جای اینکه برای آلمان یار شاطر باشد ، بار خاطر بود و از دو جهت به ضرر آلمان کار کرد:

1- با حمله ناشیانه اش به پرل هاربر باعث ورود آمریکا به جنگ شد .

2- با خودداری از حمله به شرق شوروی باعث شد که استالین قوای مرز شرقی رو فرا بخونه و به جبهه غربی به مصاف آلمان بفرسته.

لویی عزیز ! احساس من با دیدن قدم زدن شما و ریک در اون فرودگاه مه آلود حکایت از این می کرد که شما در دلتون احساس می کنید که باد موافق دیگه از سمت جکومت ویشی و آلمان نمیوزه اما دیدن پست های شما در این بخش بواش یواش به آدم می باورونه که ((کودک درون )) شما گرایش عجیبی به ((رایش سوم )) داشته و داره ... می ترسم از اون روزی که مجبور بشیم در کافه ، همه با گفتن (( هایل رنو!)) به هم سلام و ادای احترام کنیم !

و اما از شوخی گذشته لویی بد نیست در تصاویر زیر تاملی بفرمایین ... تصویر سرباز کشته ایستاده یخ زده روسی حرف های بسیاری برای گفتن داره ...

و نکاتی از نبرد بارباروسا به روایت تصاویر و سیمای طراح عملیات فوق یعنی سرلشگر (( وارلیمونت )) ...




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - ژان والژان - ۱۳۸۹/۱۱/۱۸ عصر ۱۱:۵۱

من و سروان رنو علاقه عجيبي به رايش سوم و كارهاي خارق العاده آنها داريم .واقعا مرحوم هيتلر (رحمه الله) با استفاده از كارشناسان مجرب و نخبه آلماني در آن دوران سرآمد بقيه بودند. كابوس موشك هاي وي - 2 آن زمان خواب را بر همگان حرام كرده و قدرت هواپيما هاي اسپيت فاير  از واحد هوايي لوفت وافن بينظير بود.

بينظير تر از همه آنها اتاق هاي گازه واحد آيشمن بود كه ما جديدا پي به ارزش كار آنها برده ايم.

لويي اگه موافق باشي كوره هاي آدم سوزي رو هم در كافه احداث كنيم

من كه از همين حالا ميگم: هايل رنو (رايش چهارم)




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - رامین_جلیلوند - ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ صبح ۱۲:۱۲

به شخصه از جنگ به تمام معنی متنفرم. ولی نمی شود نکات جنگ جهانی دوم را قابل توجه نیافت.
به نظر من دارو دوسته هیتلر و حزب نازی اش مشتی دیوانه مریض بودند که ارثیه ای جز ویرانی و نفرت برای آلمان نگذاشتند جنایت های نازی ها براستی شرمی است بر پیشانی بشریت. البته به دیدگاه من هم روسها و هم ژاپنی از لحاظ خشونت بیمارگونه در این جنگ دست کمی از آلمانی ها نداشته اند. کتابی است دو جلدی به نام جنگ جهانی دوم نوشته یک ایتالیایی و ترجمه فارسی کتابی قدیمی سرگرم کننده ولی در عین حال بسیار دقیق نمی باشد و پر از اضافه های مترجم فارسی می باشد.( دوستان جنگ جهانی باز حتما مشخصات کتاب را دارند)
در آن کتابی می خوانیم که شاعری روس می گوید آلمانی ها را بکشید حتی آنهایی که از شکم مادرشان زاده نشده اند! و همچنان حکایتی شرم آور از تجاوز سربازهای ژاپنی به دختران ژاپنی زمانی که در جزیره ای در ژاپن در محاصره آمریکایی ها قرار داشتند.

قبلا هم گفته ام جنگ جهانی دوم اوج نبوغ بشریت در عملیات جاسوسی و نظامی بدون بهره گیری از فناآوری های امروزه می باشد.
دو نکته را بگویم و بعد بروم:

1-من بعید می دانم ارتش آلمان حتی اگر به زمستان روسیه هم برنمی خورد توانایی شکست اتحاد جماهیر شوروی را داشت. بهرحال نقشه آلمان برای حمله به روسیه چند ماهی به خاطر کمک به گنده لاتی های آن ابله موسولینی در اروپا ( یونان و آلبانی یا رومانی اگر اشتباه نکنم) عقب می افتد.
2- من در زمان دانشجویی تحقیق کردم و آلمان هرگز نگاهی آریایی به ایران آن زمان نداشته است و نوشته ها نشان می دهد اگر دستشان به ایران می رسید یک پاکسازی اساسی انجام می دادند. خام بودند رضا شاه و اطرافیانش.... آلمان ها نژاد پاک آریایی را فقط خودشان و نروژ و دانمارک و فنلاند در نظر گرفته بودند چِشمهای آبی موی بلوند پوست سفید دماغ های قلمی.

بهر روی بدون شک می توان گفت بلای نازی ها بلایی بود که به خیر گذشت.

در حاشیه بگویم که من همیشه خرمشهر را استالینگراد ایرانمان نامیده ام. یاد تمام شهیدان و مدافعان مرز ایران زمین  به خصوص مدافعان خرمشهر و گمنام هایی که با سربلندی در برابر تجاوز سه ابر قدرت زمان مقاومت کردند......




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ صبح ۱۲:۳۰

(۱۳۸۹/۱۱/۱۸ عصر ۱۱:۲۶)دن ویتو کورلئونه نوشته شده:  

و اما از شوخی گذشته لویی بد نیست در تصاویر زیر تاملی بفرمایین ... تصویر سرباز کشته ایستاده یخ زده روسی حرف های بسیاری برای گفتن داره ...و نکاتی از نبرد بارباروسا به روایت تصاویر و

این مقاله مربوطه به روزنامه های همان زمان هست ؟ تاریخ اش کی هست ؟

(۱۳۸۹/۱۱/۱۸ عصر ۱۱:۵۱)ژان والژان نوشته شده:  

 و قدرت هواپيما هاي اسپيت فاير  از واحد هوايي لوفت وافن بينظير بود.

بينظير تر از همه آنها اتاق هاي گازه واحد آيشمن بود كه ما جديدا پي به ارزش كار آنها برده ايم.

لويي اگه موافق باشي كوره هاي آدم سوزي رو هم در كافه احداث كنيم

اسپیت فایر که مال نیروهای هوایی سلطنتی انگلیس بود نه لوفت وافه ی آلمان . [تصویر: hitler.gif]

در مورد اتاق گاز هم فعلا با توجه به هدفمند شدن یارانه ها و چند برابر شدن قیمت گاز ، این روش اصلا مقرون به صرفه نیست. باید یک راه حل بارزان تر با بهره وری بالاتر پیدا کرد shakkk!

(۱۳۸۹/۱۱/۲۰ صبح ۱۲:۱۲)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

... کتابی است دو جلدی به نام جنگ جهانی دوم نوشته یک ایتالیایی و ترجمه فارسی کتابی قدیمی سرگرم کننده ولی در عین حال بسیار دقیق نمی باشد و پر از اضافه های مترجم فارسی می باشد.( دوستان جنگ جهانی باز حتما مشخصات کتاب را دارند).

این کتاب را سالها پیش خوانده ام . فکر کنم نویسنده اش جان فرانکو باندینی یا یه چیزی شبیه به این بود . idontکتاب قطور و خواندنی ای بود. یادمه بار اول ، یک پشت 12 ساعت در حال خواندنش بودم . خیلی داستانی و جذاب نقل کرده بود.

 




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - Von Werra - ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ صبح ۰۱:۱۳

(۱۳۸۹/۱۱/۲۰ صبح ۱۲:۱۲)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

به نظر من دارو دوسته هیتلر و حزب نازی اش مشتی دیوانه مریض بودند که ارثیه ای جز ویرانی و نفرت برای آلمان نگذاشتند جنایت های نازی ها براستی شرمی است بر پیشانی بشریت.
دو نکته را بگویم و بعد بروم:

1-من بعید می دانم ارتش آلمان حتی اگر به زمستان روسیه هم برنمی خورد توانایی شکست اتحاد جماهیر شوروی را داشت. بهرحال نقشه آلمان برای حمله به روسیه چند ماهی به خاطر کمک به گنده لاتی های آن ابله موسولینی در اروپا ( یونان و آلبانی یا رومانی اگر اشتباه نکنم) عقب می افتد.
2- من در زمان دانشجویی تحقیق کردم و آلمان هرگز نگاهی آریایی به ایران آن زمان نداشته است و نوشته ها نشان می دهد اگر دستشان به ایران می رسید یک پاکسازی اساسی انجام می دادند. خام بودند رضا شاه و اطرافیانش.... آلمان ها نژاد پاک آریایی را فقط خودشان و نروژ و دانمارک و فنلاند در نظر گرفته بودند چِشمهای آبی موی بلوند پوست سفید دماغ های قلمی.

رامین عزیز ، زیاد با نظر شما موافق نیستم . فکر می‌کنم باید تحقیق بیشتری می‌کردی . به خیلی از کتابها نمیشه اعتماد کرد ، آخه می‌دونی که تاریخ رو قوم غالب می‌نویسه . میراث آلمان نازی به یغما رفت (نمونه‌اش موشکهای V1 و V2 که الگوی موشکهای بالستیک و حتی شاتل شد) و ظاهرا تنها ویرانی برای مردم آلمان به جا گذاشت . آمریکا که تحت پوشش عملیات گیره کاغذ اون همه دانشمند آلمانی رو مصادره کرد و به آمریکا برد . اون همه طرح‌های ناب و دست نخورده که یکسریش هنوز رو کاغذ بود و به مرحله ساخت و اجرا نرسیده بود . یکسری به دست شوروی افتاد و یکسری به دست آمریکا . هرچی کاخونه تو شرق آلمان وجود داشت هم بار قطار شد و به شوروی رفت . به جرأت میشه گفت دانشمندان آلمان نازی چند دهه جلوتر از زمان خودشون بودند . واقعا فکر می‌کنی مردم آلمان از نازیها متنفرند ؟ مثل اینکه خبر از پیمانهای بعد از جنگ ندارید . (بنده چون رشته تحصیلیم علوم سیاسی بوده اطلاعات نسبتاً کاملی در این زمینه دارم)

در مورد شماره 1 بله اگرها برای پیروزی آلمان زیاد بود . اگر موسلینی حماقت نمی‌کرد و به یونان حمله نمی‌کرد و بعدش هم مثل خر توی گل گیر نمی‌کرد . اگر در یوگسلاوی نماینده ویژه رایش ترور نمی‌شد و رایش به سرش نمی‌زد تا با ستونهای زرهی که عازم شوروی بودند ، از یوگسلاوی زهر چشم بگیره . اگه هوا سرد نبود و ماشین آلات زرهی از کار نمیفتاد . اگه در آخرین مرحله قبل از حمله به مسکو ، رایش متوجه استالینگراد نمی‌شد و هوس نمی‌کرد با فتح استالینگراد با یه تیر دو نشون بزنه (هم اشتغال ناحیه صنعتی استالینگراد و هم تصرف شهری که به نام خود استالین بود و شکستن غرور روسها به این ترتیب) و اگرهای دیگه .

در مورد شماره 2 کاملا تایید میشه . یه مثلی هست که میگه هیچ گربه‌ای خیر سر پدرش موش نمی‌گیره . رایش هم قصد داشت تا با کمک رضاخان جلوی ارسال تجهیزات به شوروی رو بگیره و اگر هم شد ، جبهه جدیدی از سمت ایران به طرف شوروی باز کنه (حتی یه عده رو برای بررسی شرایط و تشکیل نیروی مورد نیاز به ایران فرستاد) . متأسفانه سیاستمداران ایرانی انگلیس پرست (که برای انگلیس از هیچ چیز دریغ نمی‌کردند) این اجازه رو ندادند .

اگه بخوام شما رو مجاب کنم باید اینجا خودم به اندازه یه کتاب بنویسم . بزرگواری کن ، بیشتر در این زمینه مطالعه کن .:blush:




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - رامین_جلیلوند - ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ صبح ۰۱:۴۱

دوست عزیز بعید می دانم کسی در تالار مجازی به اندازه من در مورد تاریخ معاصر اروپا و جهان خوانده باشد و بداند.
ممکن است عده ای از مردم آلمان هنوز افسوس نازی ها را بخورند آن هم به خاطر این است که مردم آلمان (درصدی) مردمی خشن بدون احساس و بیمار هستند. نمونه هایش از آینه شفاف تر است.  زمانی در آلمان شرقی خانه پناهندگان ویتنامی را به آتش کشیدند نه تنها آلمانی های حاضر در صحنه کمک نکردند بلکه نیروهای آتشنشانی آلمان خود را به صحنه دیر رسانند. این را از دوستی  که در آلمان شرقی ساکن بوده است و با چشم خود سیگار سوزاندن نازی های جدید ( نئو نازی ها)  بر صورت برادر جوانش که ایرانی می باشد و سیه چرده دیده است!! آن هم در چند قدمی پلیس آلمان که حتی حاضر به شهادت دادن نیست شنیده ام.

اکتشافات علمی آلمانی در دهه سی و چهل میلادی گلی بر پیشانی بشریت نمی باشد این اکتشافات و اختراعات فقط به قصد نسل کشی انجام گرفته بود حالا چه روسها و چه امریکاهایی بهشان رسیدند مهم نیست!!!
آقای محترم اگر برادر یا خواهر و یا کودکی نورسیده دارید لحظه ای به صورتشان نگاه کنید بعد بیایید صحبت کنید که یک مشت انسان بیمار به قدرت رسیده چطور به خودشان اجازه می دهند هزاران نفر هم شهری خود و شهروندهای جهان را به خاطر تخم آن مردک بیمار هیتلر به قبرستان بفرستند. تاریخ بشریت در قرن بیستم لوئی پاستور دارد و آدولف هیتلر!!!  مبنای بحث شما مایه خنده و شرم آوری می باشد. اگر بخواهید اینجا بحث می کنیم تا زیر تازیانه های انسانیت و حقایق تاریخی له و بی آبرو شوید این گوی و این میدان!!!




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - Von Werra - ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ صبح ۰۲:۱۰

عجب !!!

ابتدا باید بگویم که این پاسخ شما توهین آمیز به نظر می‌رسد . اما شما که مدعی مطالعه تا به این حد هستید چرا فکر می‌کنید همه نازیها سر و ته یک کرباسند . در ضمن من که از نئونازیها چیزی نگفتم .آیا تمام اختراعات و اکتشافات آلمان فقط! به قصد نسل کشی بوده؟ اختراعات و اکتشافات متفقین چطور؟

ببینم فقط در مورد جنایت نازیها مطالعه می‌کردید یا جنایتهای متفقین بالاخص شوروی و شخص استالین را هم در نظر داشته‌اید (بابا ایهالناس آخرای جنگ چرچیل هم این حیوان به تمام معنا را شناخته بود ، هرچی به روزولت گفت : "کار آلمان تمام است ما باید به فکر فردای جنگ باشیم" ، روزولت نفهمید . چرچیل گفت من نمیدانم چطور به این مردک (روزولت) بفهمانم که خطر اصلی شوروی کمونیستی است). آیا از بمباران شهرهای بی دفاع آلمان در روزهای پایانی جنگ توسط هواپیماهای آنگلیسی و آمریکایی خبر دارید . آیا خبر دارید هنوز هر ساله برای کشته شدگان آن حملات هوایی ، مراسم یادبود برگزار می‌شود . ببینم ، آیا استفاده از بمب اتمی در مقابل کشوری که قافیه جنگ را باخته و در حال تسلیم است ، جنایت علیه بشریت و ژنوسید حساب نمی‌شود ؟ آیا خبر دارید بریتانیای کبیر! چند نفر از مردم بدبخت و بخت برگشته ملل تحت سطله خود را با وعده اعطای استقلال در فردای پس از جنگ به جبهه‌های جنگ فرستاد تا خودش را نجات دهد ؟ آیا میدانید تنها از یک میلیون نفر هندی که به این ترتیب به جنگ اعزام شدند ، سیصد هزار نفر به کشورشان (زنده و نه حتی سالم) برگشتند ؟ آیا فردای پیروزی بر متحدین ، هند مستقل شد؟

خوشحالم از اینکه شما دارای روحیه حساس و لطیفی هستید . اما از قدیم گفتن توی دعوا حلوا پخش نمی‌کنند .

شما  در قضاوت به بیراهه رفتید یا به شدت تحت تأثیر تبلیغات اردوگاه غرب (شاید هولوکاست) قرار گرفته‌اید وگرنه ادعای شما از میزان مطالعه در این باب ، ادعای بزرگی است . موفق باشید!




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ عصر ۰۳:۵۴

(۱۳۸۹/۱۱/۲۰ صبح ۱۲:۳۰)سروان رنو نوشته شده:  

این مقاله مربوطه به روزنامه های همان زمان هست ؟ تاریخ اش کی هست ؟

لویی عزیز این تصاویر اسکن شده از کتابی است که در اون زمان به نوعی اطلاعات  و اخبار مربوط به گزارشات جنگ و تحلیل های اون رو در خود جمع اوری کرده بوده ... مونطور که عرض کردم و مشاهده هم فرمودین رنگ و روی صفحات کتاب دیگه کاملا عوض شده ... سیستم چاپ تصاویر در کتاب هم که با استفاده از گراور و کلیشه بوده نشون میده که هنوز تا دوران فرا رسیدن چاپ افست زمانی باقی مونده بوده !  در صورت علاقه دوستان هر از جند گاهی با مشاهده صفحاتی از اون کتاب از اون دوران یاد خواهیم کرد ...

ای کاش انسان از تاریخ بیاموزد ...

فکر می کنم منظور دوست عزیزمون والژان گرامی هواپیماهای تیز پرواز اون زمان یعنی هواپیماهای ((مسر اشمیت )) بوده و ایشون اشتباها تایپ فرموده بودن ...




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - رامین_جلیلوند - ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ عصر ۰۳:۵۹

(۱۳۸۹/۱۱/۲۰ صبح ۰۲:۱۰)Von Werra نوشته شده:  

عجب !!!

ابتدا باید بگویم که این پاسخ شما توهین آمیز به نظر می‌رسد . اما شما که مدعی مطالعه تا به این حد هستید چرا فکر می‌کنید همه نازیها سر و ته یک کرباسند . در ضمن من که از نئونازیها چیزی نگفتم .آیا تمام اختراعات و اکتشافات آلمان فقط! به قصد نسل کشی بوده؟ اختراعات و اکتشافات متفقین چطور؟

ببینم فقط در مورد جنایت نازیها مطالعه می‌کردید یا جنایتهای متفقین بالاخص شوروی و شخص استالین را هم در نظر داشته‌اید (بابا ایهالناس آخرای جنگ چرچیل هم این حیوان به تمام معنا را شناخته بود ، هرچی به روزولت گفت : "کار آلمان تمام است ما باید به فکر فردای جنگ باشیم" ، روزولت نفهمید . چرچیل گفت من نمیدانم چطور به این مردک (روزولت) بفهمانم که خطر اصلی شوروی کمونیستی است). آیا از بمباران شهرهای بی دفاع آلمان در روزهای پایانی جنگ توسط هواپیماهای آنگلیسی و آمریکایی خبر دارید . آیا خبر دارید هنوز هر ساله برای کشته شدگان آن حملات هوایی ، مراسم یادبود برگزار می‌شود . ببینم ، آیا استفاده از بمب اتمی در مقابل کشوری که قافیه جنگ را باخته و در حال تسلیم است ، جنایت علیه بشریت و ژنوسید حساب نمی‌شود ؟ آیا خبر دارید بریتانیای کبیر! چند نفر از مردم بدبخت و بخت برگشته ملل تحت سطله خود را با وعده اعطای استقلال در فردای پس از جنگ به جبهه‌های جنگ فرستاد تا خودش را نجات دهد ؟ آیا میدانید تنها از یک میلیون نفر هندی که به این ترتیب به جنگ اعزام شدند ، سیصد هزار نفر به کشورشان (زنده و نه حتی سالم) برگشتند ؟ آیا فردای پیروزی بر متحدین ، هند مستقل شد؟

خوشحالم از اینکه شما دارای روحیه حساس و لطیفی هستید . اما از قدیم گفتن توی دعوا حلوا پخش نمی‌کنند .

شما  در قضاوت به بیراهه رفتید یا به شدت تحت تأثیر تبلیغات اردوگاه غرب (شاید هولوکاست) قرار گرفته‌اید وگرنه ادعای شما از میزان مطالعه در این باب ، ادعای بزرگی است . موفق باشید!

اگر پاسخ من را در بالا مطالعه کنید می بینید که دفاعی از استالین نکردم که خود جانوری مانند هیتلر بود.
موضوع نازی در هولاکاست خلاصه نمی شود بفرمایید مدارک تاریخی را مطالعه کنید تا ببینید نازیها چه بلاهایی سر خود آلمانی ها در حین پاک سازی نژاد خودشان آورده اند ( حتما در مورد مقطوع النسل کردن انسان ها خوانده اید؟! )
بفرمایید کدام اکتشاف و اختراع نازیها صرفا به خاطر اهداف انسانیت بوده است؟ یا از شیوه های انسانی برای آزمایشات این اختراعات و اکتشافات استفاده می کرده اند؟! ( نمونه اش استفاده از سربازان اسیر در اطاق فشار صفر!! استفاده از زنان و دختران اروپای شرقی برای پیدا کردن درمان بیماری های جنسی)
اصلا نازیها به چه حقی این جنگ را شروع کردند؟
خودشان هم استاد بمباران مناطق و شهرهای غیر نظامی بودند و با عدم تسلیم آلمانی هایی بیشتری را به کشتن دادند.
امریکا شاید نباید بمب اتمی دوم را رها می کرد ولی شکی نکنید که ژاپن قبل از بمب اول اصلا حاظر به تسلیم نبود و خدا می داند چندین میلیون ژاپنی به خاطر تخم پسر خورشید فدا می شدند.
اگر ژاپن و آلمان دستشان به بمب اتمی می رسید که دیگر وامصیبتا ها بود!
انگلیس و امریکا ( نه اتحاد جماهیر شوروی) ممکن پرونده کاملا تمیزی در جنگ جهانی دوم نداشته باشند که واقعا توی دعوا حلوا تقسیم نمی کنند ولی حداقل ارزش برای جان انسان های خودشان قائل بودند و حداقل انسانیت و اصول یک جنگ جوانمردانه را رعایت می کردند. براستی که بشریت مدیون امریکا و انگلیس است که شر نازیسم را از سر جهانیان پاک کردند.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سم اسپید - ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ عصر ۰۴:۳۸

(۱۳۸۹/۱۱/۲۰ عصر ۰۳:۵۹)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

آمریکا شاید نباید بمب اتمی دوم را رها می کرد ولی شکی نکنید که ژاپن قبل از بمب اول اصلا حاضر به تسلیم نبود و خدا می داند چندین میلیون ژاپنی به خاطر تخم پسر خورشید فدا می شدند.

آمریکا منطقی ترین کار ممکن رو انجام داد و در کمترین زمان، بهترین تصمیم رو گرفت. اگرچه بین 200 تا 300 هزار نفر کشته شدند، اما مطمئنا اگر جنگ ادامه پیدا می کرد تعداد کشته شدگان از این تعداد بسیار فراتر می رفت.

(۱۳۸۹/۱۱/۲۰ عصر ۰۳:۵۹)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

اگر ژاپن و آلمان دستشان به بمب اتمی می رسید که دیگر وامصیبتا ها بود!

تکنولوژی همیشه باید دست اهلش باشه. نه یه مشت دیوانه.

(۱۳۸۹/۱۱/۲۰ عصر ۰۳:۵۹)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

انگلیس و آمریکا (نه اتحاد جماهیر شوروی) ممکن پرونده کاملا تمیزی در جنگ جهانی دوم نداشته باشند که واقعا توی دعوا حلوا تقسیم نمی کنند ولی حداقل ارزش برای جان انسان های خودشان قائل بودند و حداقل انسانیت و اصول یک جنگ جوانمردانه را رعایت می کردند.

متاسفانه همیشه شرقی ها حماقت را شجاعت و شجاعت را حماقت جلوه داده اند. هیچکس نمی تواند منکر این قضیه بشود که ارزش یک حیوان در غرب از ارزش یک انسان در شرق بیشتر است.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - Von Werra - ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ عصر ۱۰:۱۳

با سلام . در مورد استالین ، تأیید میشه . اما هیتلر ، انگشت کوچیکه استالین هم نمی‌شد . این مورد را گفته‌های دختر استالین در مورد پدرش ، تأیید می‌کنه .

بله از بلاهایی که بر سر مردم خود آلمان آوردند با خبرم . نمی‌توانم بگویم کار درستی بوده ، اما یادمان باشد آلمان ویرانه را ، همان نسل اصلاح شده احیاء کرد و به اوج شکوفایی رساند . این مسئله هم قابل انکار نیست . آزمایش‌هایی هم که بر روی اسرا انجام می‌دادند ، کاملا غیر انسانی بود . نمونه‌آش آزمایشات دکتر جوزف منگل . اما آیا میدانید نتایجی که همین جوزف منگل به دست آورده بود ، برای دانشمندان همین امروز باورنکردنی و نامتعارف است . (حتما در مورد شهر دوقلوهای بلوند در برزیل اطلاع دارید)

اما فرمودید نازیها به چه حقی این جنگ رو شروع کردند . اینجاست که شما باید ثابت کنید آلمان نازی آغاز کننده جنگ دوم جهانی بوده . (ببینید ، اعضاء کافه لااقل یک وجه مشترک دارند . اینکه فیلم دیدن را خیلی دوست دارند و فیلم هم خیلی زیاد دیده‌اند . اما قرار نیست ما هر فیلمی که دیدیم یا هر مطلبی را که خواندیم ، باور کنیم و ملاک قضاوت قرار دهیم . به نظر شما چرا اردوگاه غرب از تشکیل دولت‌های راستگرا در اروپا و مخصوصا کشورهایی مثل آلمان و اتریش به شدت جلوگیری می‌کند ، به هر بهایی؟ چرا هر اثری که به جنایت‌های نازی‌ها می‌پردازد ، اثر برتر شناخته شده و جایزه می‌گیرد (مثل فهرست شندلر) اما از تولید آثاری که به نفع نازی‌ها باشد جلوگیری کرده یا اصلا به آن بهایی نمی‌دهند؟ چراها در این باب بیشمار است)

فکر نمی‌کنم بمباران مناطق غیرنظامی ، نیازمند مهارت خاصی باشد . اما معمولا آلمانها با ابداع تاکتیک‌های نوین جنگی ، مردانه می‌جنگیدند .

باور بفرمایید قبل از رهاسازی بمبهای اتمی بر سر مردم بدبخت ژاپن ، ژاپن تقریبا تمام متصرفات خودش در اقیانوس آرام را از دست داده بود و چیزی به سقوط شهر اوکیناوا نمانده بود . اما اینکه تسلیم نمی‌شدند ، کاملا درست است و آمریکا هم (احتمالا) بیشتر به خاطر حفظ جان سربازانش دست به این اقدام باور نکردنی زد .

ژاپن که زیاد تو کار اتم اینا نبود ولی آلمان عنقریب بود که به بمب اتمی دست پیدا کند و اگر انگلیسها تأسیسات آب سنگین آلمانیها را بمباران نمی‌کرد ، قطعا این مسئله محقق می‌شد . چون آلمان قصد داشت تا با ساخت بمب اتم و رها کردن آن در یکی از شهرهای پر جمعیت آمریکا (شاید نیویورک) ، آمریکا را وادار به صلح کند (حتما می‌دانید که یک بمب افکن آلمانی به خاطر همین مسئله و در یک عملیات فوق سری تا چند مایلی سواحل آمریکا رفت و برگشت . کاری که تا آن روز به دلیل بعد مسافت انجام نشده بود) . نقش انیشتین در دستیابی آمریکا به بمب اتم غیرقابل انکار است . زیرا او بود که بعد از فرار از آلمان و پناه بردن به آمریکا ، تلاشهای محرمانه آلمان برای دستیابی به چنین سلاح مخوفی را افشا و آمریکا را ترغیب به ساخت همین سلاح کرد .

شاید بشریت به خاطر محو کردن نازیها ، مدیون آمریکا و انگلیس باشد (هرچند که اگر شوروی در شرق عرصه را تا بدان حد تنگ نمی‌کرد ، آمریکا و انگلیس باید خواب پیروزی بر آلمان را می‌دیدند) اما همین آمریکا و انگلیس با از بین بردن آلمان نازی ، شوروی کمونیستی را تبدیل به یک ابرقدرت کردند و این مسئله برایشان خیلی گران تمام شد . همینطور برای نیمی از اروپا که زیر سلطه شوروی قرار گرفت و له شد . خدا را صد هزار مرتبه شکر که این غده سرطانی در سال 90 از بین رفت .تا نظر شما چه باشد .




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۸۹/۱۱/۲۱ صبح ۱۲:۴۹

سلام بر دوستان عزیز ...

در این چند روزه این تاپیک  به موازات تاپیکی که اساتید به بررسی سینمای جناب اقای کیمیایی مشغولند ، محل یکی از داغ ترین بحث ها شده ...

از نوشته های دوستان استفاده می کنیم و می آموزیم ...

اما درک آنچه در تحلیل های دوستان می گذرد کمی برای این حقیر دشوار است ...

اگر مقوله جذاب جنگ افزار ها ، نبردها و فاتحان و ... را کنار بگذاریم موردی بس مهمتر از همه چیز خود را نمایان خواهد کرد و آن هم این است : اصلا یک جنگ مثل جنگ دوم جهانی با آن مقیاس وحشتناکش چرا بوجود می اید ؟ 

سوالی  مهم و در عین حال چالش برانگیز است چون همانند منشور با تغییر یافتن وجوه آن با پاسخ هایی گوناگون و متنوع روبرو خواهیم بود ...

دوستان عزیز ... جنگ دوم جهانی با ان فجایع بی شمار جنگی بود همچون جنگ های دیگر تاریخ ... فقط به خاطر فاصله نزدیک زمانی آن با ما و به مدد تکنولوژی به روز شده در آن زمان می توان با جمع بندی اطلاعات مختلف و گسترده نگاه هایی هر بار مختلف به ان داشت ...

در همه جنگ ها  نمای بیرونی آنها متفاوت الشکل است اما ریشه اصلی معمولا یک چیز است : عدم درک درست از زندگی و مفهوم های متعالی ان به گونه ای که به وجدان نزدیک باشد ...

کم نبوده اند در تاریخ جنگ هایی که در راس آنها تفکر فرد یا عده ای دخیل بوده که باید برای بهبود وضعیت جامعه و پیشرفت به کمک سوق دادن جامعه به جنگ اهداف خاصی را تعقیب نمود ...

در این که هیتلر و همفکرانش به آینده ای بهتر برای آلمان و بشریت فکر  می کردند شکی نیست ! اما آیند ای بهتر از (( دید )) آنها ...

در اینکه اعتقاد به کمونیسم در دورانی ، تمام جهان را تحت تاثیر قرا داد شکی نیست ... حتی در مرحله مقدماتی و اولیه چه بسا بسیار افق چشمنوازی را هم برای مردم دنیای خسته شده و به ستوه آمده از شکاف های طبقاتی ناشی از سرمایه داری با خود به ارمغان می آورد اما در نهایت و در عمل چه ؟ می شود همان تفکر اندیشمندان پیرو مکتب نازیسم و فاشیسم ... در هر دو حالت عده ای از سردمداران فکر  خواهند کرد که باید برای مصلحت های جمعی تصمیماتی بگیرند ...

دوستان عزیز ... متاسفانه زندگی اجتماعی انسان ها در طول تاریخ چالش هایی خونین بر سر اصرار متعصبانه بر سر  این صحیح بودن دیدگاه های سران را کم شاهد نبوده اما مسأله این است که هر بار با پوششی متفاوت شاهد علل بروز فجایع بوده ایم :

بسیاری از جنگ ها را به یاد داریم که میل به قدرت نمایی و ارضای این میل درونی در قالب کشورگشایی ها باعث بروز جنگهایی به مدتی بیش از صدسال گردیده و در این مورد کشور خود ما هم سابقه ای درخور دارد ... ( جنگهای طولانی مدت روم و ایران ...)

و همچنین بسیاری از جنگ های دهشتناک بر اساس  اعتقادات متفاوت مذهبی مجال بروز یافته اند که نکته مهم باز هم در این است هر دو سوی جدال اعتقادات خود را بر حق می دانند و متاسفانه در اغلب اینگونه از جنگها مشکل با تفویض قدرت از مغلوب به غالب صورت نمی گیرد و حذف فیزیکی و به طور کامل یکی از دو طرف درگیری می تواند نتیجه کار را مطمئن جلوه دهد ...

در کشتار ((سن بارتلمی )) مگر کاتولیک ها در یک شب بیش از 20 هزار پروتستان را که سالیان سال بود با آنها در ارتباط بودند را در پاریس قتل عام نکردند و در مباح بودن خون هایشان شکی به دل راه ندادند ... ( فیلم زیبای جناب آقای پاتریک شرو یعنی ملکه مارگو را فکر می کنم همه دوستان به یاد داشته باشند که با نگاه به این واقعه ساخته شده است ...)

مگر مولوی حرفی دگر از سخن حلاج می گفت ؟ چرا حلاج بر دار شد و مولوی در قونیه که عموم مردم اعتقادات متفاوت همدیگر را تاب میاوردند امکان دم زدن از اناالحق را می یافت ؟

همواره با خودم می پرسم : آخر چگونه ممکن شده ؟  اما با کمی درنگ می بینم لفظ (( شده )) صحیح نیست و باید به (( میشود )) و (( خواهد شد )) هم توجه داشت ... مگر در ویتنام نشد ؟

مگر در بوسنی و هرزگوین نشد ؟ مگر همین الآن در خیلی از نقاط دنیا نمی شود ؟

در کتاب ارزشمند (( مصاحبه با تاریخ )) بخش مصاحبه با دکتر جرج حبش بسیار تکان دهنده است ... وقتی خانم فالاچی از ایشان می پرسد با وجود پزشک اطفال بودن وی ، چگونه راضی به گذاشتن بمب توسط افرادش در اتوبوسی مقابل کودکستان یهودیان می شود ؟ و او می گرید و  می گوید : این جنگ است ... و امکان جدا کردن و تفکیک انسان هایی که دشمن محسوب میشوند وجود ندارد ...

آه ! درد همین است : نا آگاهی به حس خوب انسان بودن ... هرجند بعید می دانم دکتر جرج حبش به این حس باور و آشنایی نداشته بوده ... می اندیشم که این از پلیدی و زشتی جنگ است که شرایطی را بوجود می آورد همانند سیلی طغیانگر که برده شدن و از دست رفتن را موجب میشود ...

مهم نیست بزرگترین متخصص در علوم فیزیک و نظامی و اقتصادی و سیاسی و ... باشند مطالعه تاریخ در گذشته به خوبی ثابت کرده که با داشتن تمام این مدارج علمی و اجتماعی باز هم می توان (( نا آگاه )) و (( بی معرفت )) بود ...

وقتی نتوانی رنگها و صداهای زندگی را بفهمی ... وقتی حسگرهای وجودیت چنان از کار بیفتند که نتوانی به یاد اوری (( وجدان )) و  (( ایمان )) را چند منزل قبل  جا گذاشته ای می شوی موجودی ((ناآگاه )) و ((نابخرد)) که می توانی بی نهایت (( هستی )) ها را در زندگی و جهان نبینی و فقط و فقط به ((نیستی ها )) بیندیشی ...

دوستان ... در طول این همه جنگهای ریز و درشت بسیاری مرده اند ... بسیار خانواده ها بی سرپرست شده اند ... بسیاری از توان ها و  سرمایه ها که می توانست در چارچوب فراهم آوردن خوشبختی به آدمیان به کار افتد ( مثل کشف درمان بیماریها ، ارتقای سطح کمی و کیفی عموم مردم جهان در پراکندگی های مختلف جغرافیایی و ...) صرف طراحی و تولید مسلسل هایی شده که در هر دقیقه تیرهایی بیشتر با قدرت و کالیبر بزرگتر و کشنده تر شلیک کنند و یا بمب هایی که هر چه بیشتر ویرانگر و کشنده باشند ...

دوستان تفاوت در دیدگاه ادم هاست و تعاملی که با علم و اعتقادشان دارند ...

برای این حقیر همین سه اظهار نظر از سه انسان شناخته شده در وادیی مشخص  کافیست :

(( من فکر می کنم پس هستم ! )) و کامو که معتقد است : (( من طغیان می کنم  پس هستم  )) و شاعر عزیزمان مرحوم فریدون مشیری که بر این باور بوده که : (( من مهر می ورزم ، پس هستم ...))

دوستان عزیز ... متاسفانه جنگ ها تمامی نداشته و نخواهند داشت زیرا جهالت آدمی را  پایانی نبوده و نیست ... این رسم زندگیست اما نگرانی آدمی بیشتر می شود وقتیکه می بیند دوستانی دارای دیدگاه های ظریف و هنرمند و فرهنگ دوست در هنگام بحث کردن در مورد فاجعه ای چون جنگ جهانی با اعتقاد طرف دیدگاه های هدایتگر جنگ از هر دو طرف را می گیرند به سادگی هر چه تمامتر ... به همان سهولت انتخاب شخصیت های متفاوت یک بازی خشن دیجیتالی !

در حقیقت ((جنگ)) برنده واقعی وجود ندارد و در هر حالت انسان هایی که می توانسته اند با درک متقابل با هم زندگی کنند با  از بین بردن امکان حیات و فرصت زندگی برای خود و دیگران ، بازنده ای در درون بوده اند ...

بهتر است همانطور که برخی از دوستان در بالا بدان اشاره داشتند روی از هیتلرها ، موسیلینی ها ، پینوشه ها ، چنگیز ها ، نرون ها و ... به اسانهای والا نظاره کنیم که البته آنها نیز با جنگ بیگانه نبوده اند اما جنگ آنها در درونشان با دیوهای نا آگاهی ، نا امیدی و ... ادامه داشته ... بزرگانی چون بوعلی سینا ، نیوتن ، پاستور ، کخ و فلمینگ و  مادر ترزا و ... که به آمیان عشق می ورزیده اند ...

و بی دلیل نیست که فرهیخته ای که روزی و روزگاری بر این کشور خود ما حکومت می کرده و خود از فاتحان بزرگ بوده وقتی برای کشورش آرزوهایی می کند ، خواسته هایش اینگونه اند :

(( آفریدگارکشور مرا از سه چیز محفوظ بدارد : جنگ ، خشکسالی و دروغ ...))

...............................................................

در پناه حق ...




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - رامین_جلیلوند - ۱۳۸۹/۱۱/۲۱ صبح ۰۲:۲۷

(۱۳۸۹/۱۱/۲۰ صبح ۱۲:۳۰)سروان رنو نوشته شده:  

(۱۳۸۹/۱۱/۲۰ صبح ۱۲:۱۲)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

... کتابی است دو جلدی به نام جنگ جهانی دوم نوشته یک ایتالیایی و ترجمه فارسی کتابی قدیمی سرگرم کننده ولی در عین حال بسیار دقیق نمی باشد و پر از اضافه های مترجم فارسی می باشد.( دوستان جنگ جهانی باز حتما مشخصات کتاب را دارند).

این کتاب را سالها پیش خوانده ام . فکر کنم نویسنده اش جان فرانکو باندینی یا یه چیزی شبیه به این بود . idontکتاب قطور و خواندنی ای بود. یادمه بار اول ، یک پشت 12 ساعت در حال خواندنش بودم . خیلی داستانی و جذاب نقل کرده بود.

این کتاب هم از عجایب ترجمه فارسی می باشد!!! من که هرچی گشتم نشانی از نویسنده پیدا نکردم ولی بهرحال کتابی ( دوجلدی) جالب است. حدس من این است که مترجم احتمالا یک مقاله یا حداکثر یک تز ( پایان نامه دانشگاهی) از این بابای ایتالیایی پیدا کرده است و بعد شاخ و برگ بهش داده است. قسمت توپهای ناوارانش شدیدا برابر با فیلم می باشد و تا آنجایی که من می دانم فیلم توپهای ناواران برابر با حقایق و مدارک جنگی نمی باشد.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - رامین_جلیلوند - ۱۳۸۹/۱۱/۲۱ صبح ۰۳:۲۷

(۱۳۸۹/۱۱/۲۰ عصر ۱۰:۱۳)Von Werra نوشته شده:  

با سلام . در مورد استالین ، تأیید میشه . اما هیتلر ، انگشت کوچیکه استالین هم نمی‌شد . این مورد را گفته‌های دختر استالین در مورد پدرش ، تأیید می‌کنه .

بله از بلاهایی که بر سر مردم خود آلمان آوردند با خبرم . نمی‌توانم بگویم کار درستی بوده ، اما یادمان باشد آلمان ویرانه را ، همان نسل اصلاح شده احیاء کرد و به اوج شکوفایی رساند . این مسئله هم قابل انکار نیست . آزمایش‌هایی هم که بر روی اسرا انجام می‌دادند ، کاملا غیر انسانی بود . نمونه‌آش آزمایشات دکتر جوزف منگل . اما آیا میدانید نتایجی که همین جوزف منگل به دست آورده بود ، برای دانشمندان همین امروز باورنکردنی و نامتعارف است . (حتما در مورد شهر دوقلوهای بلوند در برزیل اطلاع دارید)

اما فرمودید نازیها به چه حقی این جنگ رو شروع کردند . اینجاست که شما باید ثابت کنید آلمان نازی آغاز کننده جنگ دوم جهانی بوده . (ببینید ، اعضاء کافه لااقل یک وجه مشترک دارند . اینکه فیلم دیدن را خیلی دوست دارند و فیلم هم خیلی زیاد دیده‌اند . اما قرار نیست ما هر فیلمی که دیدیم یا هر مطلبی را که خواندیم ، باور کنیم و ملاک قضاوت قرار دهیم . به نظر شما چرا اردوگاه غرب از تشکیل دولت‌های راستگرا در اروپا و مخصوصا کشورهایی مثل آلمان و اتریش به شدت جلوگیری می‌کند ، به هر بهایی؟ چرا هر اثری که به جنایت‌های نازی‌ها می‌پردازد ، اثر برتر شناخته شده و جایزه می‌گیرد (مثل فهرست شندلر) اما از تولید آثاری که به نفع نازی‌ها باشد جلوگیری کرده یا اصلا به آن بهایی نمی‌دهند؟ چراها در این باب بیشمار است)

فکر نمی‌کنم بمباران مناطق غیرنظامی ، نیازمند مهارت خاصی باشد . اما معمولا آلمانها با ابداع تاکتیک‌های نوین جنگی ، مردانه می‌جنگیدند .

باور بفرمایید قبل از رهاسازی بمبهای اتمی بر سر مردم بدبخت ژاپن ، ژاپن تقریبا تمام متصرفات خودش در اقیانوس آرام را از دست داده بود و چیزی به سقوط شهر اوکیناوا نمانده بود . اما اینکه تسلیم نمی‌شدند ، کاملا درست است و آمریکا هم (احتمالا) بیشتر به خاطر حفظ جان سربازانش دست به این اقدام باور نکردنی زد .

ژاپن که زیاد تو کار اتم اینا نبود ولی آلمان عنقریب بود که به بمب اتمی دست پیدا کند و اگر انگلیسها تأسیسات آب سنگین آلمانیها را بمباران نمی‌کرد ، قطعا این مسئله محقق می‌شد . چون آلمان قصد داشت تا با ساخت بمب اتم و رها کردن آن در یکی از شهرهای پر جمعیت آمریکا (شاید نیویورک) ، آمریکا را وادار به صلح کند (حتما می‌دانید که یک بمب افکن آلمانی به خاطر همین مسئله و در یک عملیات فوق سری تا چند مایلی سواحل آمریکا رفت و برگشت . کاری که تا آن روز به دلیل بعد مسافت انجام نشده بود) . نقش انیشتین در دستیابی آمریکا به بمب اتم غیرقابل انکار است . زیرا او بود که بعد از فرار از آلمان و پناه بردن به آمریکا ، تلاشهای محرمانه آلمان برای دستیابی به چنین سلاح مخوفی را افشا و آمریکا را ترغیب به ساخت همین سلاح کرد .

شاید بشریت به خاطر محو کردن نازیها ، مدیون آمریکا و انگلیس باشد (هرچند که اگر شوروی در شرق عرصه را تا بدان حد تنگ نمی‌کرد ، آمریکا و انگلیس باید خواب پیروزی بر آلمان را می‌دیدند) اما همین آمریکا و انگلیس با از بین بردن آلمان نازی ، شوروی کمونیستی را تبدیل به یک ابرقدرت کردند و این مسئله برایشان خیلی گران تمام شد . همینطور برای نیمی از اروپا که زیر سلطه شوروی قرار گرفت و له شد . خدا را صد هزار مرتبه شکر که این غده سرطانی در سال 90 از بین رفت .تا نظر شما چه باشد .

با سپاس های فراوان از وقتی که می گذارید.
اولین استالین که همانند هیتلر یک مخلوق بی احساس و خالی از انسانیت بود که شکی در آن نداریم.
بعد بفرمایید در مورد اکتشافات علمی دکتر جوزف منگل فرشته مرگ صحبت کنیم. اصولا این مردک چه برای انسانیت کرده است؟ زمانی در برزیل با ترکیب کردن ژنیتیکی شهری از دوقلوهای بلوند و جشم آبی درست کرده است؟ مثل این که ماست و آش با هم قاطی کنند!!! که چی؟!  هدف انسانی این کار چه بوده است؟ آیا مانند لوئی پاستور خواهان کم کردن درد و رنج آدمی ها بوده است؟ آیا مانند رازی و بوعلی سینا خواهان درمان کردن بوده است؟ با فقط دنبال یک هدف مسخره تبدیل تمام انسان ها به بلوند و چشم آبی بوده است؟ اصولا اهداف ژنیتیکی دانشمندان نازی آیا جنبه انسانی داشته است ؟ نه! جنبه سرعت و نبوغ هم در نظر بگیرید دیر یا زود بدون این جنایت ها انسان های کره زمین همان نتایج را می گرفتند.
غرب بسیار درست عمل می کند در مورد جلوگیری از تشکیل شدن راست گرایان آلمانی و اطریشی که تیغ بر کف زنگی گذاشتن است....
مثل اینکه مرحوم آلبرت خیلی مورد نظرتان می باشد برای اطلاع شما عرض شود که اوپن هایمر طراح بمب اتمی در امریکا بود و نه آینشتاین. بهر روی هردو هیچ گلی به پیِشانی بشریت نزدنند. حتی از لحاظ انرژی هم در نظر بگیرید عملیات فعال سازی هیدروژن هم کم ضرر تر است برای محیط زیست و هم ارزان تر.
در خاتمه بگویم دوست عزیز دنبا بدون فاشیسم و بدون کمونیسم دنیای بسبار زیبایی می باشد شما هم دنبال جواب پرسش هایتان در دنیای فاشیسم نباشید ما کودکان کوروش می باشیم.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - Von Werra - ۱۳۸۹/۱۱/۲۱ صبح ۰۷:۳۱

عزیز دل برادر ، سلام.:haha::

آخه من کی گفتم یافته‌های جوزف منگل در جهت تعالی انسانیت بوده :ccco. مگر حتی همین امروز ، همه اختراعات و ابداعات دست بشر به قصد تعالی بشر و ارتقاء سطح زندگی انسانها شکل می‌گیرد؟idont فراموش نکنید که قاطی کردن ماست! با آتش! هم خودش هنری است . نکته اینجا بود که آنها چند دهه جلوتر از بقیه بودند .

شما فکر می‌کنی جلوگیری از تشکیل دولتهای راستگر ، برای ندادن تیغ به کف زنگی است ؟ عجب خیال خامی tajob

 یه دفعه دیگه پست بنده رو مطالعه بفرمایید . ببینید من در کجا نوشتم طراح بمب اتم ، انیشتین بوده!!! :!z564b

بله حق با شماست . دنیا بدون فاشیسم و کمونیسم زیباتر است به شرط اینکه اصلا "ایسمی" وجود نداشته باشد .

ما پرسشی نداریم که بخواهیم در دنیای فاشیسم دنبال آن ‌بگردیم . (در ضمن فاشیسم و نازیسم یکی نیستند ، گرچه سمت و سوی یکسانی دارند nnnn:)

مشکل اینجاست که شیوه حکومت نازی توتالیتر بود . همه کاسه کوزه‌ها بر سر هیتلر و حزب نازی شکسته شد (انگار باید سر کس دیگه‌ای شکسته می‌شد!) ولی اما به خاطر ماهیت حکومتهای غربی و چرخش قدرت در آنها ، نمیشه کاسه کوزه‌ها رو سر یه نفر یا یه حزب شکست . جنایتهای همین نامردها ، دست کمی از جنایتهای نازیها نداره ، حتی همین امروز .

آقا اون عینکی که روی صورتت هست ، شبیه این عینکهای بدبینی است . ازش استفاده نکن :D




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۱۱/۲۱ عصر ۰۱:۵۴

(۱۳۸۹/۱۱/۲۱ صبح ۰۲:۲۷)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

این کتاب هم از عجایب ترجمه فارسی می باشد!!! من که هرچی گشتم نشانی از نویسنده پیدا نکردم ولی بهرحال کتابی ( دوجلدی) جالب است. حدس من این است که مترجم احتمالا یک مقاله یا حداکثر یک تز ( پایان نامه دانشگاهی) از این بابای ایتالیایی پیدا کرده است و بعد شاخ و برگ بهش داده است. قسمت توپهای ناوارانش شدیدا برابر با فیلم می باشد و تا آنجایی که من می دانم فیلم توپهای ناواران برابر با حقایق و مدارک جنگی نمی باشد.

این کتاب چاپ قبل از انقلاب هست و توی کتابخونه های عمومی میشه به امانت گرفت. در بعضی از صفحاتش ، مطالب آنچنانی در مورد تجاوز آلمانی ها به زنان کشورهای اشغال شده ( با جزئیات کامل ! ) نوشته شده بود که اون موقع که من می خوندم تعجب می کردم که چطور از زیر دست ممیزهای کتابخونه در رفته  :eee43. داستان ها مربوط به خود نویسنده ایتالیایی هست و مترجم مطلبی اضافه نکرده. جزئیات این کتاب خواندنی اینه:

نام کتاب: جنگ دوم

نویسنده: پروفسور فرانکو باندینی

مترجم: دکترسعید کنعانی

چاپ ت‍ه‍ران‌ ۱۳۴۶




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - رامین_جلیلوند - ۱۳۸۹/۱۱/۲۲ صبح ۰۱:۵۳

یک سرچ در اینترنت کردم این عکس را پیدا کردم زبان ایتالیایی بلد نیستم ولی از قراری مجموعه ای تحقیقات دکتر باندینی می باشد. هنوز هم گمان می کنم مترجم دستی در نوشته ها داشته است. ترجمه عنوان کتاب تکنیک های شکست دادن می باشد.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۰/۵/۲۲ صبح ۱۲:۵۰

سلام  بر دوستان اعم از خلبانان و کاپیتان های نیروهای متفقین کافه و همچنین نیروهای محور بخصوص سروان های وظیفه شناس متخصص در شناخت جهت وزش باد موافق در قلمرو حکومت ویشی !

دریافت فایل ضمیمه رو توصیه می کنم میتونه تجدید خاطره ای باشه از جوونیتون ! یه یاد دورانی که قبل از عبارات العلمین ! بارباروسا ! و ... واژه آزارنده نبرد رو میگذاشتین !

world war ii 1942_to_1945.pps - 2.5 MB

به نظر من که چیز جالبی بود ، امید که مورد پسند همه دوستان علاقمند به تاریخ قرار بگیره ...

یا حق ...




ایران، سامانه ی بی سامان! - کاپیتان اسکای - ۱۳۹۰/۵/۲۵ عصر ۰۳:۵۴

جنگ جهانی دوم! متفقین بناگاه از شمال و جنوب به ایران حمله ور می شوند.

بمباران شهرها، کشتار و نابودی به دست متفقین از شمال و جنوب و شرق و غرب تمام ایران را فرا می گیرد.

هیچ قانون و ضابطه ای در کار دشمن نیست. 

متفقین بی مهابا به کشتار و نابودی دست زده اند. می کشند، نابود می کنند، اسیر می گیرند، زندانی می کنند، ترس و وحشت می پراکنند، قحطی و گرسنگی و در پی آن مرگ و میر ناشی از کمبود مواد اولیه ی غذایی درست می کنند، آن هم به بهانه ای که خودشان هم می دانند پوچ است.


سند قطعی بی طرفی ایران

کشتار و جنایت و نابودی اشان بیشتر برای ساختن پل پیروزی است. پلی که تسلیحات آمریکایی را به سربازان روسی برساند. بدین سان ایران قربانی جنگی می شود که نه تنها هیچ نقشی در آن ندارد که آشکارا در آن اعلان بی طرفی نموده است!

به راستی چه تفاوتی است میان حمله ی آلمان نازی به روسیه و حمله ی روسیه، انگلستان و آمریکا به ایران؟


شیرازه ی آرتش ایران از هم گسیخته می شود اما غرور ملی باعث می شود تا برخی از خلبان ها و خدمه ی تانک تا پیش از ترک مخاصمه و تسلیم با تمام توان به رودررویی برخیزند.

در این میان تعدادی تانک از مشهد برای رودررویی با تانک های روس اعزام می شوند.


داستان این گروه شنیدنی، دردناک و آموزنده است!

تانک ها به سمت میدان مبارزه حرکت می کنند، راه سخت و دشوار است. دیرزمانی است که از لشکرکشی های داریوش و خشایارشاه گذشته است! تجربه و خاطره و شکوه آن هم از یاد رفته است!

نیروها از تدارک و پشتیبانی برخوردار نیستند، بسیاری از آن ها در بین راه از کار می افتند. آن تعداد از خدمه که با تانک هایشان به میدان جنگ می رسند، بسیار خسته و ناتوان شده اند.

در لشکر مقابل شرایط به گونه ای دیگر رقم خورده است. یدک کش ها تانک های روسی را حمل می کنند تا به میدان نبرد برسند. خدمه ی تازه نفس روسی با تانک های جنگی به میدان نبرد می رسند و در برابر آرتش ایران  صف می کشند.

سربازان روس دربرابر آرتش ایران

یک سو تانک های از کار افتاده، فرسوده و نیازمند به تعمیر با خدمه ای که در گرمای شهریور تمام راه را در داخل تانک سپری کرده، خسته و کوفته، آسیب پذیر و گرما زده و حالا ناتوان برای ادامه ی جنگ!

تریلرهای حمل تانک روسی

یک سو تانک هایی آماده برای نبرد، تازه از لای زرورق باز شده که تمام راه بر پشت یدک کش ها حمل شده اند با خدمه ای که تا اینجا استراحت کرده اند و تازه نفس و سرحال وارد تانک های خود می شوند تا جنگ را آغاز کنند!

سربازان انگلیسی آماده برای تهاجم

نتیجه را می توانید به راحتی پیش بینی کنید.

ورود متفقین به شهرهای ایران و قحطی، گرسنگی و مرگ

نبرد به نفع روس ها پایان می پذیرد و سربازان ایرانی و خدمه ای که از میهن خود دفاع کرده و کشته نشده اند به عنوان اسیر جنگی به روسیه منتقل می شوند.

****

چه درسی از این تجربه ی تلخ می گیریم! اشکال کار کجاست؟

آیا قبول دارید که در یک کشور توسعه نیافته:

هیچ چیز و هیچ کس سر جای خودش نیست!

و آیا می پذیرید که  پیشرفت یعنی:

“”هر چیزی و هر کسی سر جای خودش!”

***

من با برخی از بازمانده های جنگ جهانی دوم به گفتگو نشسته ام و شوربختانه با وجود کتاب های بی شماری که در باب جنگ جهانی دوم نگاشته شده است، آثار کمی، به صورت حاشیه و کناره در کتاب ها خوانده ام. ایران بدترین شرایط را در جنگ جهانی دوم داشت و خسارت های بی شماری را تحمل کرد و بعد همه چیز تمام شد.

همه با ذوق و شوق از فتح استالینگراد و صحرای آفریقا و خط ماژینو و آدم سوزی های هیتلر حرف می زنند و یکی از "پل پیروزی" مهاجمان ایران و آسیب هایی که به خاطر نبردی دید که هیچ ارتباطی به او نداشت حرف نمی زند! چرا؟




RE: ایران، سامانه ی بی سامان! - سروان رنو - ۱۳۹۰/۶/۵ صبح ۱۲:۲۳

(۱۳۹۰/۵/۲۵ عصر ۰۳:۵۴)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

سک سو  تانک های از کار افتاده، فرسوده و نیازمند به تعمیر با خدمه ای که در گرمای شهریور تمام راه را در داخل تانک سپری کرده، خسته و کوفته، آسیب پذیر و گرما زده و حالا ناتوان برای ادامه ی جنگ!

 یک سو تانک هایی آماده برای نبرد، تازه از لای زرورق باز شده که تمام راه بر پشت یدک کش ها حمل شده اند با خدمه ای که تا اینجا استراحت کرده اند و تازه نفس و سرحال وارد تانک های خود می شوند تا جنگ را آغاز کنند!

تازه گرمای شمال ایران با جنوب خوزستان اصلا قابل مقایسه نیست.

یکی از اقوام ما که در دوران جنگ ( ایران-عراق ) خدمه تانک بوده دقیقا همین جریان براش پیش اومده بود. تعریف می کرد که اواخر جنگ , عراق تانک های جدیدی خریده بود که توش کولر گازی داشت و توی گرمای طاقت فرسای جنوب راحتی خدمه رو تامین می کرد. ( اکثر تانک های ساخت روسیه و اروپا چون میدان جنگ هاشون گرم نیست کولر نداشتند ) . در این طرف تانک های ایرانی که قدیمی تر بودن اینقدر داخلشون داغ بوده که این قوم ما تعریف می کرد که یکبار در یک عملیات , ظهر زیر آفتاب خوزستان , اینقدر داخل تانک گرم شده بود که داشتیم جدا خفه می شدیم . سرانجام فرمانده تانک دستور داد تانک رو ول کردیم و فرار کردیم !!




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۹۱/۲/۲۸ عصر ۱۱:۲۳

امروز شبکه استکباری من و تو ( خدایش نگهبان باشد ) یک فیلم مستند جالب داشت به نام کاوشگران میدان های جنگ. توی این برنامه  که یکی از چندین مستند خوبی است که این شبکه در مورد رویدادهای تاریخی می ذاره , پژوهشگران به بررسی و موشکافی دقیق نبردها می پردازن و دلیل شکست و پیروزی طرفین را به صورت علمی واکاوی  می کنن. خلاصه  خوب برنامه ای است . خوراک علاقمندان تاریخ و جنگ و مستند مثل بنده ! این قسمت در مورد نبرد استالینگراد بود , یکی از خونین ترین نبردهای تاریخ بشر که دو ارتش قدرتمند زمان یعنی ارتش سرخ شوروی و ارتش آلمان نازی به مدت 6 ماه در یک شهر به سختی با هم جنگیدن تا بالاخره یک طرف ار پای در آمد.

نکته جالبی که مستند عنوان کرد این بود که قدرت نیروی هوایی آلمان که یکه تاز آسمان شوروی بود و در نبردهای قبلی کمک حال نیروی زمینی آلمان بود این بار به ضررش تمام شد . چون یکی از دلایل  مهم شکست آلمان در استالینگراد این بوده که در ابتدا  هزاران بمب افکن آلمانی شهر را به شدت بمباران می کنن غافل از اینکه تبدیل خانه ها به خرابه ها و مخروبه ها به دو علت به نفع روس ها تمام میشه:  1- تمام خیابان ها و کوچه های شهر پر از آوار میشه و تانک های آلمانی نمی تونن در داخل شهر مانور بدن و آلمان مجبور میشه برای اولین بار فقط به نیروی پیاده اکتفا کنه 2- خرابه های به جای مانده از بمباران باعث میشه که صدها سنگر و جان پناه خوب برای سربازان مدافع روسی ایجاد بشه و اونا بتونن متر به متر مخفی بشن و جلو آلمانی ها رو بگیرن.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - Papillon - ۱۳۹۱/۲/۲۹ صبح ۱۲:۱۷

(۱۳۹۱/۲/۲۸ عصر ۱۱:۲۳)سروان رنو نوشته شده:  

امروز شبکه استکباری من و تو ( خدایش نگهبان باشد ) یک فیلم مستند جالب داشت به نام کاوشگران میدان های جنگ.

بله سروان جان این شبکه هفته گذشته هم 3 مستند درباره نازی ها پخش کرد که هر چند مغرضانه بود اما حاوی اطلاعات و تصاویر جالبی هم بود ( 42 روش برای کشتن هیتلر ، نازی ها توطئه خاموش و کاوشگران میدانهای جنگ « نبرد بریتانیا» ) راستی من هنوز یه  چیز برام مبهمه اینکه شخصی مثل هیتلر واقعا خود کشی کرده ؟؟؟ آیا در مرام یک دیکتاتور هست که خود کشی کنه ؟ مثلا قذافی ، صدام حسین و ... ( البته به نظر من نمیشه این دست افراد رو با هیتلر مقایسه کرد ) ولی در مقام یک دیکتاتور اینها بوی تعفن شون دنیا رو فرا گرفت ولی باز هم به فکر خود کشی نیفتادند اون وقت آیا هیتلر با اون قدرت اراده و نبوغ واقعا خود کشی کرده ؟؟؟ :huh:

در مقدمه کتاب " ظهور و سقوط رایش سوم " آمده که برای نوشتن تاریخ یک دوره زمانی باید حداقل 200 سال از اون تاریخ بگذره تا یک تاریخ منصفانه ، واقعی و بدون غرض نوشته بشه اما بخاطر وجود مدارک کافی برای این دوره زمانی ! این کتاب(و بالطبع این تاریخ)  زود تر نوشته شده !




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۹۱/۲/۲۹ عصر ۰۱:۳۷

(۱۳۹۱/۲/۲۹ صبح ۱۲:۱۷)Papillon نوشته شده:  

..

راستی من هنوز یه  چیز برام مبهمه اینکه شخصی مثل هیتلر واقعا خود کشی کرده ؟؟؟ آیا در مرام یک دیکتاتور هست که خود کشی کنه ؟ مثلا قذافی ، صدام حسین و ... ( البته به نظر من نمیشه این دست افراد رو با هیتلر مقایسه کرد ) ولی در مقام یک دیکتاتور اینها بوی تعفن شون دنیا رو فرا گرفت ولی باز هم به فکر خود کشی نیفتادند اون وقت آیا هیتلر با اون قدرت اراده و نبوغ واقعا خود کشی کرده ؟؟؟ :huh:

خب در مورد این مساله هنوز اختلاف نظر وجود داره اما چیزی که مسلمه اینه که خودکشی در این شرایط خاص هم واقعا اراده و شجاعت خاص خودشو می خواد. به نظر من علت اصلی خودکشی هیتلر ( همونطور که در زندگینامه اش اومده ) این بوده که خبر دستگیری دوستش موسولینی بهش می رسه و می فهمه پارتیزان های ایتالیایی جسد اونو به طرز خفت باری وارونه در یک میدان آویزان کرده بودن. این برای هیتلر که خیلی مغرور بود اصلا قابل تحمل نبود که اینطور بهش بی احترامی کنن برای همین دستور میده که بعد از خودکشی جسدش رو طوری بسوزونن که به دست کسی نیوفته و اینطور متفقین رو آرزو به دل می کنه ! حتما می دونید که یقیه دوستان هیتلر مثل گورینگ ، هیملر و ... هم که خودکشی نکرده بودن در جریان دادگاه خودکشی می کنن و اجازه محاکمه رو به متفقین نمی دن. مطمئنا اگر هیتلر خودکشی نمی کرد بارها اونو در دادگاه نشون می دادن و تحقیر می کردن و یا اگر جسدش به دست می اومد کلی اهانت به جسدش صورت می گرفت تا باعث تسلی بازماندگان کشته شدگان جنگ بشه .

البته به تازگی یک نظریه مطرح شده که هیتلر خودکشی نکرده و با یک زیردریایی به طور مخفیانه به آمریکای جنوبی رفته !  الله اعلم .:eee2

هیتلر در جوانی و در هنگامی که سرجوخه بود




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - اسکارلت اُهارا - ۱۳۹۱/۳/۲ عصر ۱۱:۵۵

فهرست شيندلر يكي از فيلم هاي جالب و فوق العاده در مورد جنايات هيتلر است.

ميشه گفت كه همه صحنه هاي فيلم به ياد ماندني اند.

مثلا وقتي كه اون افسر آلماني از بالكن خونه اش براي سرگرمي هر كسي رو كه كار نمي كنه (در واقع براي مدت كوتاهي ساكنه) مي كشه، يا مردي رو كه يك دست داره و نمي تونه برف ها رو به خوبي پارو كنه،مي كشند. يا وقتي كه اون خانم مهندس به فندانسيون سازه، ايراد مي گيره اونو مي كشند اما كاري رو كه او گفته انجام مي دهند. يا وقتي كه يهودي ها رو با قطار مي فرستند و بهشون ميگن كه چمدون هاتون رو با قطار بعدي مي فرستيم، و همه رو غارت مي كنند.  و .....

بدتر از همه اين كه به سر مردم شليك مي كنند و تير خلاص مي زنند. اگر اين ها واقعيت داشته باشه، واقعا آدم شك مي كنه به اينكه نازي ها آدم باشند. 

اما جالب اين جاست كه مردي به نام اسكار شيندلر پيدا ميشه كه چيزي رو كه تقريبا در اون اوضاع و احوال كسي نداره، با خودش داره. اعتماد به نفس بسيار بالا!

با همه درنده خويي كه در آلمان ها مي بينيد، شما شيندلر رو يك آدم خوب به حساب مياريد.

اون يهودي ها رو نمي كشه، فقط ازشون بيگاري ميكِشه. 

به نظر من از ديالوگ هاي ماندگار اين فيلم، وقتي است كه شيندلر به همسرش ميگه:

همیشه برای پولدار شدن یک چیزی کم داشتم. حتی اگه می دونستم اون چیه نمی تونستم فراهمش کنم. تمام دلیل شکست های قبلی ام نداشتن اون چیز بود.

همسرش: شانس؟
شیندلر(با لحن خاصي): جنگ! 





حمله رعد آسا - ساب زیرو - ۱۳۹۱/۳/۳ عصر ۰۲:۴۱

حمله رعد آسا

 نویسنده : مهندس یاشا محمدی رفیع

در زبان آلمانی لغت BLITZ به معنای سریع و لغت KRIEG به معنای جنگ و یا حمله است . با در کنار هم قرار گرفتن این دو کلمه به اصطلاح BLITZKRIEG می رسیم که معنای آن نبرد یا حمله برق آسا می شود.

حمله برق آسا تاکتیک موفق آلمانها طی جنگ جهانی دوم بود ، تاکتیکی که به مدد آن ارتش آلمان موفق به کسب پیروزیهایی درخشان و به یادماندنی شد.

اما اگر بخواهم به ساده ترین شکل بلیتز کریگ را بیان نمایم می توانم بگویم که یک حمله سریع و غافلگیرکننده به خطوط دشمن که با یک تهاجم هوایی سنگین و آتش باری توپخانه به بهترین نحو هماهنگ شده است را تاکتیک بلیتز کریگ گویند.در این حالت دشمن طوری غافلگیر می گردد که گویا توسط رعد و برق مورد اصابت قرار گرفته است.

در جنگ جهانی اول با وارد شدن تیربار و توپهای سنگین ، جریان جنگ به سمت مبارزه ایی ایستا و بی تحرک پیش رفت . دیگر از پیش روی خبری نبود ، در بسیاری از جبهه ها سربازان برای حفاظت خود در سنگرها پناه گرفته بودند.

نیروی سواره نظام عملا کارایی خود را در برابر آتش بارها از دست داد و جریان جنگ به بن بست رسید.در بسیاری از جبهه ها کار سربازان انتظار در سنگرها به جهت پدیدار شدن یک معجزه شده بود.

این معجزه سرانجام انجام شد ، دو سلاح انقلابی پا به میادین جنگ گذاشتند تا خون تازه ایی به رگهای ارتشهای درگیر وارد سازند.

تانک و هواپیما که نسبت به نیروهای سواره نظام و پیاده ، هر دوی آنها در مقابل آتشباری تیربار و توپخانه ، کمتر دچار آسیب می گشتند. سرعت تحرک و قدرت آتش این دو سلاح باعث گردید که دکترین های رزمی تازه ایی در جریان جنگ شکل گیرد.

بعد از پایان جنگ کشورهای مختلف رفتارهای متفاوتی را در رابطه با این دو سلاح نوظهور پیش گرفتند.بسیاری از کشورهایی که دارای نیروی دریایی بودند با ساخت ناوهای هواپیمابر ، موفق شدند که برد موثر حملات هوایی را در جنگهای دریایی و یا زمینی افزایش داده و دیگر محدود به برد توپهای سنگین دریایی نباشند.

در روسیه به دلیل پهناور بودن آن به نیروهای چترباز اهمیت زیادی داده شد و در ضمن ساخت تانکهای سبک و سریع نیز در رئوس برنامه های ارتش قرار گرفت .

برنامه اصلی ارتش انگلستان توسعه و تجهیز  پیاده نظام موتوریزه سریع با قدرت آتش بالا بود و طراحی تانکهای انگلیسی نیز دقیقا مطابق با همین هدف پیش رفت.

اما فرانسه سیاستی عجیب و به دور از خرد پیشه کرد ، نظامیان ارشد فرانسوی به جای آنکه همانند بسیاری از کشورها سعی در توسعه نیروی زرهی و هوایی نمایند ، دست به ساخت استحکامات دفاعی طولانی و پرخرجی همانند خط ماژینو(MAGINOT LINE) زدند.یک خط دفاعی طولانی با سنگرهایی بزرگ ، بانکرهای (سنگرهای بتونی ) زیر زمینی ، تونل و توپهای سنگین.ارتش فرانسه تجهیز و توسعه نیروی زرهی و هوایی را در اولویت دوم قرار داد.

لهستان نیز عملا نیروهای زرهی را جدی نگرفت و ارتش همچنان سواره نظام کلاسیک را حفظ نمود ، در زمینه نیروی هوایی نیز لهستان سرمایه گذاری قابل توجهی انجام نداد.

ارتش آلمان با وجود محدودیتهای شدیدی که پیمان ورسای برای این کشور ایجاد نموده بود،به دلیل روشن بینی بعضی از سران ارشد نظامی ، تلاش بسیار وسیعی را در جهت دستیابی به توان هوایی و زرهی موثر به انجام رسانید. آلمانها سعی نمودند تاکتیکهای جدید و مرگباری را که فاکتورهای اصلی آن نیروی زرهی و هوایی بود ابداع نمایند و در این راستا از ایده های تئوریسینهای نظامی انگلیسی نظیر بازیل لیدل هارت استفاده  های شایانی نمودند.

لیدل هارت معتقد بود که در جنگهای آینده اساس موفقیت در رزمهای زمینی استفاده موثر و گسترده از نیروی زرهی است.

در اوایل دهه 1920 میلادی ، ژنرال فن سیکت یکی از خط دهندگان اصلی در ارتش آلمان ، دکترین جدیدی را وارد خط مشی تاکتیکی ارتش نمود. او معتقد بود که دیگر نباید عملیاتهای نظامی را در حجم گسترده ایی نظیر آنچه که در جنگ جهانی اول انجام می شد ، پیاده سازی کرد بلکه بایستی عملیاتها ، در حجمی کوچکتر توسط نیروهایی که قابلیت تحرک و جابجایی بالایی دارند ، نظیر نیروی زرهی ، صورت گیرد.همچنین او اعتقاد راسخی داشت که یکی از مهمترین عوامل موفقیت در هر حمله ، پشتیبانی کامل و گسترده هوایی از عملیات است.

در سال 1929 یکی از افسران ارتش آلمان ، هاینز ویلهلم گودریان به یکی از مراکز آموزش زرهی مشترک روسیه و آلمان در کازان سفری کرد ، آلمانها به دلیل محدودیتهای پیمان ورسای اجازه آموزش و تحقیقات زرهی را در کشور خود نداشتند به همین دلیل و به خاطر نزدیکی سیاسی دولتهای آلمان و روسیه ، آلمانها موفق شدند که مدارس و مراکز آموزشی و تحقیقاتی خود را در خاک روسیه تاسیس نمایند.

زمانی که افسران و سران ارتش انگلیس بی اعتنا از کنار نظریات لیدل هارت گذشتند ، گودریان به دقت کتابها و مقالات تالیف شده توسط تئوریسینهای انگلیسی را زمینه جنگهای زرهی مطالعه نمود ، او با استفاده از این اطلاعات و تجارب کسب شده در کازان و نقاط دیگر ، تاکتیکهای نوین و مخربی را در رابطه با چگونگی به کارگیری نیروهای زرهی در نبرد های زمینی ابداع نمود.

دو فاکتور باعث شد که نظریات گودریان در ارتش آلمان مورد استقبال قرار گرفته و عملی شوند .

اول آنکه شکست آلمان در جنگ اول جهانی باعث گردیده بود که دریچه افکار بسیاری از سران نظامی آلمان بر روی ایده های نو گشوده شده و از این نظریات استقبال کنند، زیرا نظامیان آلمانی دیگر نمی خواستند در میدان جنگ بازنده باشند.

دومین فاکتور ، به قدرت رسیدن هیتلر در سال 1933 بود ، هیتلر خواهان آن  بود که ماشین جنگی آلمان دوباره به بهترین شکل ساخته و سازماندهی شود ؛ پس او به مردانی نظیر گودریان نیاز داشت . هیتلر همه امکانات لازم را برای گودریان و افرادی همانند او فراهم ساخت ، تا بتواند به ارتش آلمان روح تازه ایی بدمد و در این کار نیز موفق بود.هیتلر برای پیروزی در طرحهای جنگی گسترده خود نیاز به یک ابزار موثر و کارآمد داشت ، با آنکه او در طی جنگ اول جهانی به عنوان یک سرجوخه خدمت کرده بود ، اما درایت و تدبیر او دورنمای خوبی از جنگهای آینده را برایش ترسیم نموده بود ، او می دانست که جریان جنگهای نوین بر خلاف نبردهای کلاسیک جنگ جهانی اول است ، او معتقد بود که ترکیبی از نیروهای پیاده نظام موتوریزه و زرهی است که می تواند ، پیروزی را برایش به ارمغان آورد . دیدگاهی که زمان صحت آن را اثبات نمود.او در جهت رسیدن به این هدف مسیر تاکتیکی و تکنیکی مناسبی را سازماندهی نمود . هیتلر نیازمند مردی بود که بتواند نقطه اتصال تاکتیکی و تکنیکی نظریات او باشد و این مرد کسی جز گودریان نبود ، زمانی که هیتلر با گودریان آشنا شد و نمونه ایی از برنامه های او را به صورت عملی دید به نزدیکانش گفت " بلاخره پیدایش کردم ، این همان کسی است که به دنبالش بودم"

در کنار حمایتهای همه جانبه پیشوا ، گودریان با تلاشی خستگی ناپذیر موفق گردید که نیروهای زرهی آلمان را طوری تربیت و آماده سازی کند که بتوانند در میادین جنگ طرحها و نقشه های او را به بهترین نحو پیاده سازی نمایند. در کنار این امر گودریان همواره با صنایع ، محققین و طراحان در ارتباط نزدیک بود و علاوه بر تصحیح طرحها و ابداعات ، در بسیاری از موارد خود را ه حلهای جالبی را در مسائل تکنیکی پیشنهاد می نمود.

اما بد نیست مروری بر روی  عناصر موفقیت تاکتیک نبرد برق آسای آلمانها داشته باشیم.

  • ·      فشار زرهی

 یکی از مهمترین عوامل موفقیت در اجرای تاکتیک بلیتزکریگ آلمانها ، فشار یا تراکم زرهی بود . آلمانها در بسیار از عملیاتها حجم سنگینی از تجهیزات زرهی نظیر تانک ، زره کوب ، توپهای تهاجمی و ... را وارد عمل می کردند تا بتوانند به یک قدرت آتش مهلک و مرگبارکه قابلیت تحرک بسیار بالایی دارد ، دسترسی پیدا کنند.برای درک گوشه ایی از این توان آتش باری بد نیست بدانید که در روز 6 جولای سال 1943  و در حین عملیات سیتادل نیروی زرهی آلمان 500 تن مهمات را به مصرف رسانید ، در کنار نیروی زرهی نیروی توپخانه آلمان در همین روز 2000 تن مهمات را شلیک نمود.

 

حمله رعد آسا 

(( حرکت واحدهای زرهی لشگر توتن کاپف در عملیات سیتادل ))

در چنین حالتی نیروی پیاده نظام دشمن در مواجه با این حجم سنگین از نیروی زرهی عملا درمانده و بی دفاع می شود مگر آنکه در سطحی گسترده مجهز به سلاحهای ضد تانک باشند.

زمانی که جنگ دوم جهانی آغاز شد عملا بسیاری از ارتشهای جهان فاقد یک سلاح ضد تانک موثر بودند و اگر چنین سلاحی نیز وجود داشت تعداد آنها بسیار اندک و ناچیز بود، با پیشرفت جنگ و کسب پیروزیهای برق آسا توسط نیروهای زرهی آلمان ، تمامی ارتشهای درگیر متوجه شدند که غفلت در ساخت انبوه یک سلاح ضد تانک موثر به معنی از دست دادن پیروزی در بسیاری از نبردهای زمینی خواهد بود ، اینگونه بود که در اواسط جنگ دوم جهانی طیف متنوع و گسترده ایی از سلاحهای ضد تانک وارد میادین جنگ شدند که این امر تاثیرات زیادی بر روی تاکتیک بلیتز کریگ گذاشت.

در کنار تراکم زرهی ، آموزش و تربیت خدمه در واحدهای زرهی آلمان با دقت و کیفیت کم نظیری انجام می شد ، سربازان و فرماندهان مورد نیاز از میان بهترین نفرات ارتش آلمان گلچین شده بودند.این دقت و وسواس در آموزش عوامل زرهی حتی باعث شد که راه حل مناسبی برای اجرای تاکتیک حمله برق آسا در مقابل پیاده نظام مجهز به تسلیحات ضد تانک پیاده سازی شود.

ارتش آلمان اولین ارتشی بود که مفهوم واقعی پیاده نظام موتوریزه را به جهان نشان داد ، در این حالت به دلیل تمرینات و آموزشهای مناسب ، حرکت تانکها و سربازان در کنار هم انجام می گردید ، دراین حالت در مواقع لزوم پیاده نظام به کمک تانکها آمده و با استفاده از تسلیحاتی نظیر توپ ، خمپاره و تیربار ، دفاع ضد تانک پیاده نظام دشمن را مورد حمله قرار می دادند.

پیاده نظام موتوریزه لشگر گروس دویچلند 

((تصویری از اجرای بلیتز کریگ توسط پیاده نظام موتوریزه لشگر گروس دویچلند))

 

  • ·      پشتیبانی سنگین و دقیق هوایی

 آلمانها به تجربه دریافتند که توپخانه کلاسیک برای پشتیبانی و همراهی نیروهای زرهی مناسب نیست زیرا سرعت جابجایی آن بسیار پایین می باشد. به همین دلیل وظیفه حمایت از حمله واحدهای زرهی به نیروی هوایی سپرده شد.طراحان لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان نازی ) نیز برای اجرای موثر این وظیفه ، هواپیماهای تخصصی حمله به اهداف زمینی را طراحی نمودند که مشهورترین و مرگبارترین هواپیمای ضد اهداف زمینی اشتوکا نام گرفت.

اشتوکا یک بمب افکن شیرجه ایی یا DIVE BOMBER  بود که می توانست با سرعت و سهولت اهداف مزاحم نیروهای زرهی نظیر واحدهای توپخانه ، سنگرها و استحکامات بتونی ، پیاده نظام دشمن و ... را مورد حمله قرار داده و نابود نمایند.

آلمانها تعداد بسیار زیادی از این بمب افکن را تولید و در حملات برق آسای خود استفاده نمودند . یکی از خصوصیات جالب اشتوکا این بود که زمان شیرجه به سمت هدف برای پرتاب بمب صدای زوزه موتور هواپیما بسیار بلند و مهیب می گردید و اینگونه حتی با صدا نیز ، آلمانها سعی در تخریب روحیه دشمن داشتند.

  بمب افکنهای شیرجه ایی اشتوکا

(( بمب افکنهای شیرجه ایی اشتوکا در حال پرواز به سمت خطوط دفاعی ارتش روسیه ))

اما نمی توان از پشتیبانی هوایی صحبت به میان آورد و نامی از چترباز نبرد.

اهمیت واقعی چترباز در میادین جنگ را آلمانها برای اولین بار به جهانیان نشان دادند. در تاکتیک حمله برق آسا وظیفه چتربازان تصرف اهداف کلیدی نظیر پلها تا رسیدن نیروهای زرهی بود.

همانطور که می دانید بزرگترین سد و مانع بلیتز کریگ ، تخریب و انهدام مسیر حرکت نیروهای زرهی است و در این میان پلها فاکتورهایی بسیار کلیدی و حساس می باشند. تخریب یک پل می تواند ساعتها وقت نیروی عمل کننده را گرفته و باعث از میان رفتن عامل غافلگیری شود.وظیفه چتربازان آلمانی تصرف و حمایت از پلها بود البته زمانبندی حمله چتربازان و تانکها طوری صورت می گرفت که بلافاصله بعد از تصرف اهداف توسط چتربازان ، تانکها به حرکت در آمده تا بتوانند به سربازان چترباز پوشش دهند.

هنوز هم کمتر ارتشی در جهان می تواند ادعا کند که ساختار آموزشی و اجرایی آن به گونه ایی است که همانند ارتش آلمان در جنگ دوم جهانی قادر به برنامه ریزی ، زمانبندی و اجرا باشد.

 

 چتربازان آلمانی در عملیات مرکور

 چتربازان آلمانی در عملیات مرکور

((چتربازان آلمانی در عملیات مرکور))

یکی دیگر از وظایف مهم چتربازان ، تخریب و انهدام دژها و بانکرها بود.تانکها و زره پوشها در مقابل توپهای سنگین دژها آسیب پذیر بودند و تخریب این دژها با روشهای کلاسیک زمان زیادی نیاز داشت ، اما نیروهای چترباز به دلیل تمرینات بسیار ، بسیار ورزیده و توانمند بودند و می توانستند با استفاده از بسته های انفجاری پرقدرت به راحتی دژها ، بانکرها را تخریب کرده و از بین ببرند.

 تخریب و تصرف دژ ابن امیل به دست نیروهای چترباز آلمانی  

(( تخریب و تصرف دژ ابن امیل به دست نیروهای چترباز آلمانی ))

 

  • ·      ارتباطات رادیویی

در سال 1940 که حتی فرماندهان ارشد فرانسوی نیز امکانات ارتباط رادیویی را در اختیار نداشتند در هر تانک یا هواپیمای آلمانی سیستم های ارتباط رادیویی و بی سیم موجود بود و این امر به دلیل وقوف فرماندهان آلمانی به اهمیت یک سیستم ارتباطی کارا و موثر بود.

به مدد سیستم های ارتباطی رادیویی بود که فرماندهان آلمانی قادر به هدایت و کمترل حجم عظیمی از نیروها و هماهنگی سازی آنها بودند.

 ژنرال گودریان در حال هدایت نیروها از طریق سیستم ارتباط بی سیم

(( ژنرال گودریان در حال هدایت نیروها از طریق سیستم ارتباط بی سیم))

 

 

  • ·      انعطاف پذیری

یکی از مهم ترین عوامل کسب پیروزیهای برق آسا ، انعطاف پذیری نیروهای زرهی بود . مهم ترین عامل انعطاف پذیری این بود که فرماندهان واحدهای زرهی آلمان مجبور به تبعیت و پیروی از یک مسیر دیکته شده و ثابت نبودند.آنها در انتخاب تاکتیک خود آزاد بودند و می توانستند بسته به شرایط و موقعیت هر نوع طرحی را که مناسب و نتیجه ساز به نظر می رسید ، پیاده نمایند.

 

 

  • ·      ابتکار عمل و غافلگیری

سرعت حرکت و شدت آتش نیروهای عمل کننده آلمانی در زمان اجرای تاکتیک بلیتز کریگ به نحوی بود که باعث غافلگیری دشمن شده و ابتکار عمل را به فرماندهان آلمانی می سپرد.

نیروهای زرهی آلمان یادگرفته بودند که چگونه بایستی نیروهای دشمن را دور زده و خطوط پشتیبانی را قطع نمایند و سپس واحدهای بزرگ دشمن را به واحدهایی کوچکتر تقسیم نموده و سپس آنها را منهدم نماید.

 

  • ·      سهولت اجرا

حمله برق آسا به هیچ عنوان یک تاکتیک پیچیده و صعب الاجرا نبود ، اجرای این تاکتیک به دلیل ظهور و پیشرفت تسلیحاتی نظیر تانک و هواپیما و فن آوریهایی  همانند ارتباطات رادیویی به راحتی و سهولت قابل پیاده سازی بود.

فرماندهانی نظیر ژنرال مانتویفل ، ژنرال گودریان و یا مارشال اروین رومل این تاکتیک را با چنان مهارت و سهولتی اجرا می کردند که نیروهای دشمن جز تسلیم و تحسین قادر به انجام کار دیگری نبودند.

کار این تاکتیک به جایی رسید که فرماندهان بلند پایه آمریکایی ، انگلیسی و روس دقیقا دست به تقلید و تکرار آن زدند ، به عنوان مثال فرماندهان بلند پایه روس دقیقا به سمت تولید تانکهایی با مشخصات تانکهای آلمانی رفتند تا بتوانند بر ضد آلمانها بلیتز کریگ را اجرا نمایند در کنار این امر روسها هواپیمایی به نام اشتور مویک را طراحی و تولید نمودند که وظیفه و عملکردی همانند اشتوکا داشت.

 هواپیمای حمله به اهداف زمینی اشتورمویک یا IL2

(( هواپیمای حمله به اهداف زمینی اشتورمویک یا IL2))

 

  • ·      تفوق هوایی

برتری هوایی نیز از عوامل بسیار مهم و حیاتی در اجرای موفقیت آمیز حمله برق آسا بود ، آلمانها تا زمانی که فرمانروای آسمان بودند زمین را نیز تحت کنترل داشتند .

نیروهای متفقین در اولین قدم برای خنثی سازی این تاکتیک ، سعی نمودند تا برتری هوایی آلمانها را از بین ببرند و گذشت  زمان نیز این امر را به اثبات رسانید. زمانی که آلمانها به دلیل گسترده شدن جبهه جنگ برتری هوایی را از دست دادند کسب پیروزیهای زمینی نیز دیگر به راحتی امکانپذیر نگردید.

هم اکنون نیز مطابق نظر تئوریسینهای نظامی ، برنده بلامنازع میادین نبرد ، نیرویی است که از لحاظ هوایی و موشکی برتری داشته باشد و جا دارد که سران نظامی کشور عزیزمان ایران بر این امر دقت مضاعفی داشته باشند.

  • ·      تدارکات

یکی از عناصر بسیار مهم و به نوعی بحرانی در اجرای تاکتیک بلیتز کریگ ، تدارکات است.

آلمانها در حملاتی که به لهستان ، فرانسه ، یوگوسلاوی و یونان داشتند به نحو موثر و بی سابقه ایی در امر تدارکات واحدهای عمل کننده ، موفق بودند.

اما در حمله به روسیه آلمانها با شرایطی کاملا متفاوت با اروپا ، در زمینه تدارکات برخورد نمودند.

بر خلاف اروپا ، مسیرها بسیار طولانی بود و جاده ها نیز بطور وحشتناکی خراب بودند. زمستانهای مخوف روسیه نیز به همه مشکلات قبلی اضافه شد و آلمانها را در جهنمی یخ زده زمینگیر نمود.

تجهیزات و ماشین های درگیر در امور تدارکات ارتش آلمان همگی برای شرایط و مشخصه های جغرافیایی اروپا طراحی شده بودند و همین امر باعث ایجاد مشکلات بسیاری برای ارتشهای پیاده نظام و زرهی در حین اجرای عملیاتهای محوله بود.

پیاده نظام به حجم زیادی غذا و آب و مهمات نیاز داشت ، نیروهای زرهی نیز به حجم بالایی سوخت و قطعات یدکی نیازمند بودند به خصوص تانکهای تایگر و پانتر نسبت به تانکهای قدیمی تر به حجم بسیار بالاتری سوخت نیاز داشتند.

نیروی هوایی آلمان تمام تلاش خود را به کار بست تا بتواند به امر تدارکات نیروهای زمینی حداکثر کمک رسانی را انجام دهد اما در حمله به کرت بسیاری از هواپیماهای تدارکاتی آلمان از دست رفته بود و همین امر باعث شد که نیروی هوایی با وجود تلاش بسیار نتواند مشکل تدارکات جبهه روسیه را حل نماید.

طراحان و متخصصین آلمانی بعد از تجربه اولین زمستان روسیه ، بلافاصله مشغول به طراحی تجهیزات موتوریزه مناسب جبهه روسیه شدند اما دیگر دیر شده بود ، کمر ارتش آلمان در حال خرد شدن بود.

 نمونه ایی از کامیونهای ساخت اسکودا ویژه جبهه روسیه

(( نمونه ایی از کامیونهای ساخت اسکودا ویژه جبهه روسیه ))

 




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - dered - ۱۳۹۱/۳/۱۵ عصر ۰۳:۰۲

با سلام به اساتید

اگر اطلاعاتی در مورد سلاح های مخفی که پس از سقوط برلین بدست روس ها و آمریکایی ها افتاد را هم اگر ممکن است در اینجا قرار دهید مانند جسمی مانند بشقاب پرنده که چندی پیش عکس آن را دیدم و خیلی جالب بود

واقعا بدور از موضوع جنگ مدیریت آلمان ها بی نظیر بود و به نظر من اگر آن خرابکاری در هواپیمای هیلتر جهت خروج از برلین و تغییر مکان هیتلر به موقع اتفاق می افتاد اکنون چهره جهان و ابرقدرت ها به گونه دیگری بود

با تشکر




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - Schindler - ۱۳۹۲/۴/۹ صبح ۰۳:۰۰

درود بر همه دوستان

در خصوص جنگ جهانی دوم، دوستان اندیشمندی در این جستار مطالب بسیار آموزنده ای نوشتند که از آن ها بسیار بهره بردم، بویژه میبایست از جناب Von Werra  و همچنین سروان رنو عزیز تشکر کنم که بسیار مستند و دقیق سخن گفتند.

شوربختانه در دنیای کنونی بسیاری از روی تعصب این موضوع را تحلیل میکنند. برخی به طرفداری از آلمان سعی در شستن جنایات و اشتباهات نازی ها دارند و دسته دیگر همین اعتقادات را در خصوص جبهه مقابل دارند.

به هر حال فراموش نکنیم که جنایتکار، جنایتکار است و پیروز یا مغلوب بودن در نفس جنایت تاثیری نباید داشته باشد(که متاسفانه بسیار دارد!!!).


بگذریم، نظرتان چیست که به زمینه های آغاز چنین رخداد حیرت انگیز و ویرانگری نیز بنگریم؟ اجازه دهید من از پایان جنگ جهانی اول و  پیمان ورسای سخن بگویم و البته خودم بر این اعتقادم که این پیمان به قدری یک طرفه بود که نقش آن در آغاز جنگ جهانی دوم انکارناپذیر است.

این پیمان در پایان جنگ جهانی اول، در ۲۸ ژوئن  ۱۹۱۹ میلادی در کاخ  بسیار زیبای ورسای (واقع در شهر ورسای در 17 کیلومتری جنوب غرب پاریس) منعقد شد. سخت‌ترین قسمت این معاهده در مورد آلمان بود. متفقین این کشور را به خاطر شروع جنگ مقصر شناختند و در این معاهده در قبال صلح، از آن غرامت جنگی و سرزمین مطالبه کردند.

جمهوری وایمار، دولتی که پس از فرار ویلهلم دوم، امپراطور آلمان در این کشور تشکیل شده بود به ناچار برای انعقاد صلح با متفقین این پیمان را امضا کرد.

طبق این پیمان، مردم آلمان به خاطر شروع جنگ مقصر شناخته شدند و باید غرامتی حدود صد میلیارد دلار (در آن زمان) می‌پرداختند. همچنین معاهده اندازهٔ ارتش آلمان را به صد هزار نفر کاهش داد، تمام زیردریایی‌ها و ناوهای قدرتمند جنگی (بجز شش فروند) آلمان به متفقین تحویل داده شد و آلمان دیگر حق ساخت هواپیما و تانک و دیگر جنگ افزار تهاجمی را نداشت.

به جز آن ٬ مستعمرات آلمان در آفریقا، چین و حوزهٔ اقیانوس آرام، گرفته شد. ایالات آلزاس و لورن آلمان که زمانی به فرانسه تعلق داشتند به این کشور باز پس داده شدند و اراضی وسیعی از آلمان به لهستان واگذار شد. و از همه مهم تر راینلاند-فالتز، اراضی حاصل‌خیز غرب رود راین برای ۵۰ سال به متفقین سپرده شد. بسیاری از این نواحی، نواحی حاصلخیز، کانه خیز و صنعتی آلمان بود.

( شرح بیشتر این موارد  را متیوانید در کتاب بسیار زیبای دانشنامه سیاسی نوشته داریوش آشوری، مطالب را به تفصیل مطالعه فرمایید.)

این قرارداد به قدری تحقیر آمیز و یکجانبه نگاشته شده بود که احمد نقیب زاده در کتاب تحولات روابط بین‌الملل آن را اینگونه توصیف میکند:

 آلمان که جزو کشورهائی بود که از معاهده صلح ورسای و تحمیل غرامت بوسیله فاتحین سخت خشمگین بودند اینک می‌رفت تا با بسیج نیروهای داخلی زنجیره‌های نظام موجود  بین الملل را از هر گسیخته و پاسخی به هم بی‌انصافی‌های فاتحین بدهد.

به قول ماکس وبر "یک ملت می‌تواند خسارت مادی را بپذیرد ولی نمی‌تواند تحقیر را تحمل کند".

غرامات سنگین، اشغال ناحیه روهر، دالان دانتزیک، ماده 231 معاهده صلح ورسای، تحدید تسیلحات ... مسائلی بودند که هر آلمانی را به صورت بمبی آماده انفجار درآورده بود.

پیامدهای اقتصادی این معاهده بر کشور آلمان را لیتل فیلد در کتاب تاریخ اروپا اینگونه تعبیر میکند:

برآورد شده است که در نتیجه این معاهده آلمان 5/3 درصد از سرزمین، 13 درصد از توانمندی تولید اقتصادی و 10 درصد جمعیت خود را از دست داد. زیان‌هایی که معاهده ورسای به اقتصاد آلمان وارد آورد عبارت است از از بین رفتن:

1- یک هشتم مساحت و در حدود یک دهم نفوس آن کشور.

2-  دو ثلث معادن آهن، نصف معادن زغال‌سنگ، سه چهارم معادن روی، نصف معادن سرب و تقریباً تمامی معادن پطاس آن کشور.

3-  تقریبا تمام سرمایه‌گذاری‌های خارجی آلمان که بالغ بر یک دهم کل ثروت آن کشور می‌شود.

4-  یک ششم محصول کشاورزی و یک دهم کارخانه‌های صنعتی آن.

ویکی پدیای فارسی، خسارات وارده به آلمان را اینگونه ارزیابی میکند:

با وجود این قرارداد آلمان ۵۵ درصد از منابع سنگ آهن ۴۵ درصد از منابع زغال سنگ ۷۵ درصد از منابع روی و ۵۷ درصد از منابع سرب خود را از دست داد

به هر حال این قرارداد و آن صلح تحمیلی، هر چند منجر به وارد آمدن خسارات بسیار به آلمان شد، اما نتوانست مانع از قدرت گیری مجدد آلمان و آغاز جنگی دیگر باشد و  بیش از هر چیز منجر به رشد روح انتقام جویی و تحریک اصول میهن پرستانه و تشکیل احزاب تندرو و رشد فاشیسم نمود.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - اکتورز - ۱۳۹۲/۷/۱۱ صبح ۰۶:۵۱

دادگاه نورنبرگ در ۲۰ نوامبر ۱۹۴۵م پس از خاتمه جنگ جهانی دوم به منظور محاکمه ۲۲ تن از رهبران آلمان نازی که باعث کشته شدن بیش از ۵۰ میلیون نفر و متلاشی شدن زندگی میلیون‌ها انسان بودند، تشکیل شد.

این دادگاه در شهر نورنبرگ آلمان برگزار شد و هشت قاضی از آمریکا، بریتانیا، روسیه و فرانسوی بودند خود هیتلر و هیملر (رئیس وافن اس‌اس) و یوزف گوبلز (وزیر تبلیغات نازی) قبل از دستگیری خودکشی کردند.رابرت لی(رئیس جبهه کار رایش) پس از دستگیری خود را حلق‌آویز کرد و گورینگ (فرمانده لوفت وافه) پس از دادگاه و قبل از اعدامش با خوردن سیانور خودکشی کرد.

ریاست دادستان‌ها را راربرت اچ. جکسون به عهده داشت و بیش از پنج میلیون صفحه مدرک به همراه هزاران حلقه فیلم از هولوکاست و ده‌ها شاهد را به دادگاه ارائه کرد.

هرمان گورینگ

گورینگ در سلسله مراتب نظامی رده‌اش بعد از هیتلر بود و رئیس نیروی هوایی آلمان نازی بود و کسی بود که فرمان کشتار یهودیان را امضا کرد و در ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۶ توسط دادگاه به مرگ با طناب دار محکوم شد. او قبل از اجرای حکم با قرص سیانوری که توسط مامور انگلیسی تهیه شده بود خودکشی کرد.

رودلف هس

او معاون و منشی هیتلر بود و در طول بازجویی‌ها و دادگاه خودش را به فراموشی زد(یا واقعاً فراموشی گرفت) به حبس ابد محکوم شد ولی در زندان و با استفاده از سیم برق مهتابی در سال ۱۹۸۷ خودرا حلق‌آویز کرد.

فریتز زاکل

او رئیس بخش اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نازی بود که به مرگ با طناب دار محکوم شد.

آلبرت اشپر

او وزیر تسلیحات هیتلر بود که از نیروی کار یهودیان برای کارخانه‌های تسلیحات آلمان استفاده می‌کرد در ۲۳ مه ۱۹۴۵ در خانه‌اش بازداشت شد و در ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۶ به بیست سال زندان محکوم شد.

مارتین بورمان

پس از اشغال آلمان نازی مفقود و تا امروز اثری از او یافت نشده است. گفته میشود مارتین برومان بعد از سقوط برلین طی یک قل صحنه سازی شده موفق میشود از آلملن فرار کرده و به پاراگوئه بگریزد . گفته میشود او از طریق استفاده از شبکه اودسا موفق به این کار شده است و مدت زیادی در اراگوئه به همراه یوزف منگله زندگی میکرده و در سال 1968 در اثر سرطان معده ، فوت میکند و در گورستانی در اروگوئه دفن میشود . در سالهای اخیر بقایای جسد بورمان در برلین یافت میشود که شواهدی دال بر این است که از جای دیگری به آنجا منتقل شده است .

کارل دونیتز

رئیس نیروی زیردریایی آلمان بود پس از مرگ هیتلر به مدت ۲۳ روز پیشوای آلمان نازی بود و در جنگ با برتانیا دستور داد که تمام سربازان نجات یافته از کشتی شکسته انگلیسی در دریا رها شوند و بدین جهت به جنایت در دریای آزاد محکوم شد.

هانس فرانک

او فرماندار لهستان در زمان اشغال توسط هیتلر و مسئول مرگ سه میلیون یهودی در اردوگاه‌های مرگ لهستان بود و در اواخر مه ۱۹۴۵ دستگیر شد و به اعدام با طناب دار محکوم شد.

ویلهلم فریک

وزیر کشور آلمان نازی و به اعدام محکوم شد.

هانس فریتچه

دستیار گوبلز که تبرئه شد

والتر فانک

رئیس رایش بانک که گروه اس‌اس بعد از بدست آوردن طلاهای یهودیان آن را تبدیل به پول نقد برای گروه اس‌اس می‌کرد

آلفرد یودل

رئیس ستاد کایتل بود که به اعدام محکوم شد

ارنست کالتنبرنر

رئیس سازمان امنیت و مسئول فرستادن افراد به اردوگاه کار اجباری یا کشتن مخالفان هیتلر بود و به اعدام محکوم شد

ویلهلم کایتل

او رئیس ستاد فرماندهی نظامی هیتلر بود و به اعدام محکوم شد

گوستاو کروپ

موسسه بین‌المللی تولید فولاد و مهمات کارخانه دار آلمانی گوستاو کروپ به پیشبرد اهداف امپریالیستی نازیها کمک کرد.

رابرت لی

رئیس جبهه کار رایش که بعد از دستگیری و قبل از دادگاه خود را با پارچه حوله حلق آویز کرد

کنستانتین فون نویرات

نخستین وزیر خارجه هیتلر

فرانتس فن پاپن

معاون صدراعظم آلمان بود که هیتلر را به قدرت رسیدن یاری کرد و تبرئه شد.

اریش رایدر

فرمانده نیروی دریایی آلمان بود

یواخیم فون ریبنتروپ

وزیر امورخارجه آلمان بود که به اعدام محکوم شد و ۶ اکتبر ۱۹۴۶ حکمش اجرا شد

هیالمار شاخت

او به سازماندهی امور مالی نازی کمک کرد و به دلیل آنکه در جنایات هیتلر نقش نداشت تبرئه شد

بالدور فون شیراخ

رئیس سازمان جوانان هیتلری به بیست سال زندان محکوم شد

آرتور زایس-اینکوارت

فرمانروای هلند تحت اشغال بود و به اعدام محکوم شد.

یولیوس اشترایخر

او ناشر روزنامه نازی در اشتورمر بود که به اعدام محکوم شد

 [تصویر: 1380770451_3053_128f24b0a7.jpg]

هرمان گورینگ




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۳/۳/۱۴ صبح ۰۷:۵۶

http://www.theguardian.com/artanddesign/ng-interactive/2014/jun/01/d-day-landings-scenes-in-1944-and-now-interactive




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۹۳/۳/۱۴ عصر ۱۲:۱۸

(۱۳۹۳/۳/۱۴ صبح ۰۷:۵۶)دن ویتو کورلئونه نوشته شده:  

http://www.theguardian.com/artanddesign/ng-interactive/2014/jun/01/d-day-landings-scenes-in-1944-and-now-interactive

دن ویتو جان  بد نبود بیشتر توضیح می دادی جهت تنویر افکار عمومی !

خب من خودم توضیح می دهم . ششم این ماه میلادی , سالگرد عملیات بزرگ نورماندی یا D-Day است. اتفاقا شبکه استکباری من و تو ( حفظ الله سیجناله من شر البارازیت ) هم مستند خوبی با عنوان بازماندگان عملیات بزرگ پخش کرد که در آن با سربازان شرکت کننده در این عملیات گفتگو می کرد. جالب اینکه سربازی که الان 89 سالش بود از خاطرات 19 سالگی اش می گفت و اکثرا هنگام تعریف لحظات آن عملیات و توضیح دادن سرنوشت دوستانی که کنارشان بودند چشمانشان اشک آلود می شد. ashk یکی شون می گفت: فلانی همیشه توی ذهن من جوان است. من فقط با همان چهره جوان او را به خاطر می آورم که هیچوقت مثل خودم پیر نمیشه. 

بهترین بازسازی عملیات نورماندی را در فیلم نجات سرباز رایان (حضرت اسپیلبرگ ) حتما دیده اید. بزرگ ترین عملیات آبی- خاکی جهان که متفقین برای رهایی اروپای غربی از چنگ آلمان نازی اجرا کردند و از لحاظ وسعت تجهیزات , نقشه های فریبکاری و عملیات ایذایی و  ... بینظیر بود. بیش از 3000 کشتی و 10000 هواپیما در سحرگاه روز 6 jun سال 1944 پنج قسمت از ساحل نورماندی فرانسه را مورد حمله قرار دادند که البته به دلیل مقاومت شدید آلمانی ها تلفات سنگینی نیز متحمل شدند. یاد کشته شدگان هر دو طرف گرامی.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - Papillon - ۱۳۹۴/۱/۱۸ عصر ۱۰:۵۵

اخیرا در شبکه Toute l'Histoire مستندی درباره رایش سوم در حال پخش بود که قسمت های کوتاهی رو دیدم ، یه چیز جالب که نظرم رو جلب کرد این که شخصی رو دیدم که با قیافه ای مصمم پشت سر هاینریش هیملر در حال راه رفتن بود .( این صحنه رو قبلا در یکی از ویدیو هایی که در کافه آپلود شده و در هارد کامپیوتر خودم هم موجود بود دیده بودم . ) به دنبال نام این فرد هستم . با جستجوی عکس در گوگل هم چیزی دستگیرم نشد کسی از دوستان این فرد رو میشناسه ؟




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۹۴/۲/۴ عصر ۰۶:۳۸

(۱۳۹۴/۱/۱۸ عصر ۱۰:۵۵)Papillon نوشته شده:  

... کسی از دوستان این فرد رو میشناسه ؟

اگر اون تیکه از فیلم رو آپلود کنی بهتر میشه تشخیص داد چون عکس یک فریم است و تشخیص با اون سخت است. اما با توجه به یونیفرم میشه گفت که از اس اس های تخت امر هیملر نیست. لباس نیروی زمینی ( ورماخت )  است. باید از ژنرال های بلند مرتبه باشه . کایتل ( رئیس ستاد ارتش ) چاق و فربه بود ( مثل گروهبان گارسیا در زورو ! ) پس اون نیست. طبق تحقیق های میدانی که من انجام دادم با توجه به بلند قدی و لاغر اندامی اش به احتمال زیاد باید ژنرال یودل  ( معاون کایتل و رئیس ستادش ) باشد.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - واتسون - ۱۳۹۴/۴/۳۰ صبح ۱۰:۵۵

 اعدام زنی (با بچه ای  در آغوش) توسط سربازان نازی  1942 در کیف اوکراین




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۹۴/۴/۳۱ صبح ۱۰:۰۶

(۱۳۹۴/۴/۳۰ صبح ۱۰:۵۵)واتسون نوشته شده:  

مربوط به اعدام زنی (با بچه ای  در آغوش) توسط سربازان نازی است

امان از قضاوت های زودهنگام , :dodgy:

چرا به سربازان فداکار رایش تهمت می زنید ؟؟

عکس مورد نظر ربطی به اعدام ندارد. بلکه آنطور که ما تحقیق کردیم , یک مار سمی بر شانه آن زن بوده و می خواسته بچه بی نوا را نیش بزند. سرباز دلسوز آلمانی به زن دستور می دهد که تکان نخورد تا آن مار را بزند.

این عکس علاوه بر اینکه روح انسان دوستی سربازان رایش را نشان می دهد حکایت از مهارت آنها در تیراندازی دارد که می توانند مار باریکی را به این راحتی هدف قرار دهند. البته کشتن مار بر دوش , سابقه ای دیرینه دارد و به زمان ضحاک برمی گردد.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - واتسون - ۱۳۹۴/۴/۳۱ صبح ۱۰:۵۳

جناب سروان رنوی عزیز

راستش در ایام گذشته (ابتدای جوانی) بسیار طرفدار برادران نازی بودم  ، ولی به مرور نظرات تغییر کرد و حالا (انتهای دوران جوانی)شدیم دشمن سرسخت آنها.نمی دانم شاید دوباره نظرمون برگرده!!!

به هر حال ببخشید عکسی را گذاشتم که دوستداران رایش سوم را ناراحت کرد.داشتم می آمدم خودمو تحویل کلانتری بدم که در آخرین لحظه با دیدن پاسخ جنابعالی پشیمان شدم.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - واتسون - ۱۳۹۴/۵/۳ صبح ۰۸:۰۹

علامت پیروزی v  با دو انگشت از ابتکارات چرچیل

درجات نظامی سپاه اس اس

لازم به یاد آوری است که درجه ارتشبدی مختص به هیملر بوده است.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - پیرمرد - ۱۳۹۴/۵/۳ عصر ۰۹:۰۳

ضمن تشکر از جناب دکتر واتسون که نیابت جای خالی دوست گرامی جناب شرلوک را بر عهده دارند، در گذری در اینترنت به جدول رتبه بندی نیروهای اس اس ارتش رایش و درجات معادل آن برخورد کردم که در ذیل قرار می دهم.

نکتۀ قابل ذکر در مورد تلفظ دو واژۀ پرکاربرد führer و  Oberst در جدول مزبور، این است که حرف h در واژۀ führer تلفّظ نمی شود و تنها نشانۀ کشیدگی حرکت ماقبل خود است و تقریباً fu:rər تلفّظ می شود و در مورد Oberst استثنائاً حرف s پیش از t همان "س" تلفّظ می شود یعنی اُبِرست(فارغ از تلفّظ از حرف "ر" در آلمانی امروز که به صورت "غ" تلفّظ می شود) می تواند تلفّظ درستی برای این واژه باشد.

[تصویر: 1437845476_5616_615d09968f.jpg]




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - واتسون - ۱۳۹۴/۵/۴ صبح ۰۸:۲۴

یکی از دلایل ظهور نازیسم در آلمان بحران شدید اقتصادی و تورم افسار گسیخته در آن کشور  بعد از جنگ جهانی اول بود.

اسکناس 200 میلیارد مارکی (بزرگترین اسکناس چاپ شده تاریخ)در سال 1923 با ارزش خرید معادل 2مارک قبل از جنگ اول




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - واتسون - ۱۳۹۴/۵/۶ صبح ۰۹:۵۴

کودکان یکی از قربانیان اصلی جنگ

کودکانی در استالینگراد

لندن

3 کودک گرسنه و بی پناه در مانیل

 کودکی تنها بعد از بمباران در چین

کودکی تنها در فرانسه

نوزادی که در غاری توسط تفنگداران آمریکایی پیدا شده

کودکی آلمانی

پسری لهستانی کنار جسد خواهرش که توسط سربازان آلمانی مورد اصابت گلوله قرار گرفته

ناپل ایتالیا

و اهدا صلیب آهنی به کودکان سرباز 2 روز قبل از مرگ پیشوا

به امید روزی که همه جنگ ها پایان یابند.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - واتسون - ۱۳۹۴/۵/۱۰ صبح ۰۷:۳۲

دوستان عزیزم سلام

مستند زیبایی به اسم دنیا در جنگ را احتمالا" همه دوستان مشاهده کرده اند .جهت اطلاع سایر دوستان عرض می کنم ،این مستند یکی از کامل ترین فیلمهایی است که در مورد جنگ دوم ساخته شده است.

این مستند در سال 1973 ساخته شده و راوی آن لارنس الیویه می باشد.

*سرهنگ دکس یادآوری فرمودند راوی دوبله فیلم فریدون فرح اندوز هستند.

دوبلورهای بسیار خوبی از جمله زنده یادان احمد رسول زاده،خسرو شایگان،آذر دانشی و حسین عرفانی ،ایرج رضایی ،جواد بازیاران و ... در این مستند صحبت کرده اند.

این مستند را دیروز عصر ساعت 17 از شبکه مستند دیدم(قسمت عملیات شیر دریایی مربوط به انگلستان)و تکرار آن امروز ساعت 12 پخش خواهد شد.فکر کنم سایر قسمتها هم به صورت پراکنده همین ساعات از شبکه مستند در روزهای آینده پخش شود.

روزشنبه ساعت 17 هم عملیات بارباروسا پخش شد که تکرارش 1شنبه ساعت 11 است.




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - واتسون - ۱۳۹۴/۶/۷ صبح ۰۶:۴۴

سلام حدمت همه دوستان عزیزم

یکی از سلاح های تاثیر گذار در جنگ دوم و همچنین  مورد استفاده گروه های مافیایی (به ویژه آل کاپون )مسلسل دستی آقای تامسون(تامپسون) ،معروف به تامی است.

این مسلسل را آقای جان تالیافرو تامسون (1940-1860) در سال 1919 معرفی و تولید کرده است.ایشان اولین کسی هستند که کلمه مسلسل دستی(Submachine gun) یا SMG را برای محصول خود به کار برد و دوست داشت  با این نام تبلیغ شود اما نهایتا" با اصرار مطبوعات اسم رسمی تامی گان برای آن انتخاب شد.

این سلاح در جنگهای ویتنام و کره هم مورد استفاده قرار گرفته است،و به عقیده بعضی کهنه سربازان تامسون بهترین سلاح جنگ جهانی  دوم بوده است.

توضیح:معادل انگلیسی مسلسل دستی توسط دوست عزیزمون سرهنگ دکس تصحیح شده است.

مخترع اسلحه

آل کاپون و تامی

 ادگار هوور اولین رییس اف بی آی آمریکا(به مدت 48 سال)

و چرچیل در دوره جنگ جهانی دوم

توضیحات بیشتر:http://moka74.blogfa.com/post-143.aspx




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - واتسون - ۱۳۹۴/۹/۱۰ عصر ۰۲:۴۰

زیردریایی آلمانی در جنگ جهانی اول

سلام خدمت همه دوستان عزیزم

یکی از مهمترین تسلیحات در دو جنگ جهانی، زیر دریایی ها بودند و در این زمینه آلمان موفق ترین کاربر زیر دریایی در تاریخ است.در طول این مدت،حدود 5000 کشتی دشمنان آلمان به قعر آبها فرستاده شده است.

زیردریایی ها از اوایل قرن بیستم وارد عرصه های نظامی شدند و بیشتر مورد توجه کشورهایی بودند که توان ساخت یا تهیه نبردناوهای سنگین را نداشتند. در دومین دهه قرن بیستم، آلمان توجه ویژه ای به کاربرد و تاکتیک های استفاده این سلاح نمود.در طول جنگ اول متفقین از این وسیله به عنوان واحدی اضافه در ناوگانهای خود استفاده می کردند ورقابت تسلیحاتی بر سر ساخت نبردناوهای بزرگتر و بیشتر بود اما آلمان ها از این سلاح به صورت منفرد برای شکار شناورهای دشمن در دریای آتلانتیک استفاده می کردند که بسیار موفق بود.

اوج موفقیت زیردریایی های آلمانی در 27 سپتامبر 1914 بود.در این روز سروان اتو ویدینگن فرمانده زیردریایی U-29 ، در کمتر از 8 دقیقه سه رزمناو  (در مجموع 12200 تن)انگلیسی را غرق نمود.حرکت جسورانه او باعث توجه بیشتر طرفین جنگ، به این سلاح جدید شد.

 در سال 1918 یکی از آنها (U-110)مورد اصابت آتش توپخانه قرار گرفت و غرق شد ،در این حادثه 32 نفر از 41 خدمه زیر دریایی کشته شدند.این زیر دریایی قبل از غرق شدن ،10 کشتی را غرق کرده بود.

این اتفاق در شمال شرق انگلستان و بندر هارتل پول روی داد.انگلیسی ها بعد از این حمله به فکر کشف راز و رمز زیر دریایی افتاده و سعی کردند بعد از بیرون کشیدن آن از آب ،مورد بازسازی وتعمیر قرار داده و در صورت امکان برای حمله متقابل استفاده کنند.

بعد از مدتی کار ،مهندسین به نتیجه ای نرسیدند و پروژه رها شد.عکس های زیر که به تازگی از طرف موزه جنگ بریتانیا منتشر شده ،پیشرفت و پیچیدگی صنعتی آلمان در 100 سال پیش را به تصویر می کشد.

بندر هارتل پول در شمال شرقی انگلستان:محل غرق شدن U-110

گروهی از زیردریایی های آلمانی جنگ جهانی اول

زیردریایی آلمانی در حال حرکت بر سطح آب

کارگاه باز سازی زیردریایی آلمانی در بندر هارتل پول انگلستان1918

موتور خانه زیر دریایی

اتاق کنترل زیردریایی

محل پرتاب اژدرها

و سایر قسمتهای زیر دریایی

کلاه فرمانده زیر دریایی غرق شده

و در پایان ،زیر دریایی آلمانی U532 که در سال 1945 به دست انگلیس ها افتاده بوده است.

بعضی از منابع:

http://www.nazicenter.com/5833/%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86.html

http://www.smartage.pl/niemiecki-u-boot-u-110-z-i-wojny-swiatowej-galeria/

http://www.dailymail.co.uk/news/article-3240463/Inside-killing-machine-ghostly-century-old-images-German-WWI-U-Boat-raised-depths-North-Sea.html

http://www.ghatreh.com/news/nn27711835/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%D8%AD-%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84

https://en.wikipedia.org/wiki/German_submarine_U-532




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۹۴/۹/۱۰ عصر ۰۴:۲۱

(۱۳۹۴/۹/۱۰ عصر ۰۲:۴۰)واتسون نوشته شده:  

 آلمان موفق ترین کاربر زیر دریایی در تاریخ است.

زیردریایی مخوف ترین اسلحه تهاجمی دریایی تاریخ است.

به گزارش کافه کلاسیک , همچنین مین دریایی ترسناک ترین اسلحه دفاعی در دریاست. آلمان در جنگ جهانی اول همه نیروی دریایی خود را از دست داد و به موجب پیمان ورسای اجازه ساخت هیچ کشتی جنگی بزرگی را نداشت. چون ساخت مخفیانه ناوها , مانند هواپیما و دیگر تسلیحات کوچک قابل پنهان کاری نبود پس آلمانی ها تمرکز خود را بر روی آنچه در آن تخصص داشتند گذاشتند: زیردریایی یا به قول آلمانی ها U-Boat .

آلمان تجربه موفقی در جنگ جهانی اول داشت و در سال 1916 چیزی نمانده بود که کل تحرکات دریایی متفقین را مختل نماید اما ورود آمریکا به جنگ وضعیت را به نفع فرانسه و انگلیس تغییر داد و با افزایش ناوگان اسکورتِ مجهز و هواپیماهای شناسایی , کار برای U-boat های آلمانی سخت شد.   آلمان با داشتن این سابقه , تا قبل از جنگ دوم  توانست با بهره گیری از مهندسان و متخصصان توانمند خود نسل های جدید و پیشرفته ای از زیردریایی های کارا بسازد.

فرمانده ناوگان زیرسطحی آلمان , کارل دونیتز , اعتقاد عجیبی به این اسلحه داشت و به دستور او بیشتر توان کشتی سازی آلمان به ساخت زیردریایی های هجومی اختصاص یافت. هیتلر که همیشه از جنگ های غافلگیرانه خوشش می آمد حمایت زیادی از این ایده کرد و حتی چند سال بعد دونیتز را به جای دریاسالار رایدر , فرمانده کل نیروی دریایی نمود. آلمانی ها در طی سال 1942-1943 ماهانه حدود 20 زیردریایی می ساختند و تعداد کل U-Boat هایی که آماده عملیات بودند به 400 فروند می رسید.

ماه عسل زیردریایی های آلمانی  طی سال های 1942 - 1943 بود که توانستند با اجرایی کردن طرح هایی مانند گله گرگ و ... کابوس خطرناکی را برای متفقین رقم بزنند و چیزی نمانده بود که انگلیستان را دچار قحطی فراگیر نمایند. چرچیل در کتاب خاطرات خود نوشته است : در طول جنگ هیچ چیز مانند U-Boat های آلمانی من را واقعا به وحشت نینداخت. اما این بار نیز به مانند جنگ جهانی اول , ورود آمریکا به جنگ و اختراعاتی مانند سونار و هواپیماهای دور پرواز , و به خصوص لو رفتن رمز ارتباطی نیروی دریایی آلمان ( انیگما ) , ایام خوش زیردریایی ها را به هم زد و تلفات سنگینی را نصیب آنها کرد.

آلمانی ها چند ماه مانده به پایان جنگ موفق شدند زیردریایی های برقی بسازند که می توانست ساعت ها زیر آب مخفی بماند و در زیر آب هم سرعت بالایی مانند روی آب داشته باشد اما با بمباران سنگین کارخانه های تولید این مدل ها , رویای هیتلر برای تغییر نتیجه جنگ به حقیقت نپیوست و تمام زیردریایی های باقیمانده به غنیمت  متفقین در آمد. یکی از زیباترین آثاری که جنگ زیردریایی و استرس سنگین کارکنان داخل آن را به خوبی نشان می دهد , فیلم Das Boot محصول 1981 آلمان می باشد که نسخه دوبله آن هم از تلویزیون پخش شده است.

(منبع: کافه کلاسیک )

فیلم زیردریایی...




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - Papillon - ۱۳۹۴/۱۲/۲ عصر ۱۰:۴۲

همیشه دوست داشتم به آغاز دهه 1900 برگردم و در اروپای آن دوران زندگی کنم . شروع دورانی که به قرن بیستم شکل داد و نتایجش همچنان بر دنیای کنونی که در آن زندگی می کنیم تاثیر گذاشته . دورانی که آدم ها هنوز قدیمی بودند اما علم و ابزار و فناوری از قبل ( خیلی قبل تر از انسان ها ) پیشرفت کرده بودند به گفته دیگر جهان مدرن در مقابل دنیای کهن قرار گرفت . دورانی که ایدئولوژی های اجتماعی - سیاسی ، رقابت های اقتصادی ، احساسات ناسیونالیستی و جنبش های هنری تازه تاسیس به میدانی برای سنجش رفتار آدم ها در موقعیتی تاریخی که همیشه آرزویش را داشتند تا لیاقت خود را نشان دهند . و این که محیط ، خطا ، حماقت ، خلق و خو و تصادفِ صرف تا چه حد بر ترکیب واقعیاتِ عینی ، منافع اقتصادی ، موقعیت تاریخی  و اراده افراد بشر تاثیر گذاره .

همه این باورهای جدید که منظر متفاوتی از هستی را به نمایش می گذاشتند از" رنسانس " شروع شد . زمانی که انسان به عنوان محور سنجش تمامی ارزش ها مطرح گردید . توجه به ذهن و تفکر آدمی به عنوان مبنای ارزیابی تمام پدیده های جهان که جانشین تفکرات " روحانی " دوران قرون وسطی شد . این تغییر جهانبینی و بینش فکری چنان گسترده و فراگیر بود که باعث واژگونی بسیاری از باورهای ذهنی شد و تفسیر جدیدی از اصول هنری ، مذهبی ، علمی ، فلسفی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی را باعث شد .

آغاز رنسانس بسته به روایات متفاوته یعنی بعضی معتقدند که سال 1420 میلادی که تاریخ احداث گنبد کلیسای جامع فلورانس توسط فیلیپو برولنسکی ، سال 1453 تاریخ سقوط قسطنطنیه مرکز حکومت روم شرقی توسط سلطان محمد فاتح پادشاه عثمانی و همچنین سال 1453 تاریخ پایان جنگ های صد ساله بین انگلستان و فرانسه بعنوان مبدا تاریخ رنسانس مطرح شده . واقعه دوران ساز بعدی که اروپا را زیر و رو کرد انقلاب کبیر فرانسه در 1789 بود . جهان امروزی عمدتا زاییده آن انقلاب در آستانه قرن نوزدهم است و مبدا تاریخ نوین غرب به شمار می رود.

اروپا در دوره ای بین انقلاب 1789 تا آغاز 1900 از سویی وحدت داشت ، مثلا فرهنگ و هنر و گسترش علوم سرتاسر اروپا رو فرا می گرفت  و از سویی دیگر در حال تقسیم شدن نیز بود . دولت های اروپایی بیشتر از گذشته درگیر کنش و واکنشهای دیپلماتیک شدن و این کار بعد از شکست فرانسه از پروس در سال 1871 به ایجاد شبکه پیچیده ای از اتحاد ها و معاهده ها منجر شد . در عین حال روزگار ملیت گرایی و همان ناسیونالیسم روزافزون بود که حتی به بخش های دیگر دنیا هم مثل آسیا و آمریکا هم سرایت کرد . دولت ها سخت در حفظ و تقویت هویت ملی می کوشیدند و مرزها رو مستحکمتر می کردند .برخی از مورخان تاریخ قرن نوزدهم را به بخش های نسبتا کوچکی تقسیم کردند. برای مثال از 1789 تا 1815 انقلاب کبیر فرانسه و ظهور ناپلئون و وجه امتیاز 1815 تا 1848 تلاش برای بازگرداندن " نظم قدیم " ، فصل ممیز 1848 تا  دور تازه ای از انقلاب ها و نیز حمله پروس به دانمارک و سپس تسخیر دوک نشین های شلسویک و هلشتاین و مغلوب ساختن سرزمین های کوچک آلمانی همین طور اتریش و فرانسه توسط صدر اعظم آهنین ، " بیسمارک " و نهایتا در 1871 رویای یکپارچگی سرزمین های آلمان به حقیقت پیوست و نقشه اروپا رو دگرگون کرد و وحدت آلمان شکل گرفت . سرانجام امپریالیسم و نوع جدیدی از فشارها و منازعات سیاسی تا سال 1900 شکل گرفت و جامعه صنعتی به کمال رسید و شکل جدیدی از دولت ها با وظایف تازه پدیدار شدند.  

مبدا تاریخ فرهنگ اروپا نیز انقلاب فرانسه بود و همزمان با جنبه های دیگر انقلاب ، ناسیونالیسم فرهنگی در اروپا ظهور کرد و عقیده براین شد که هر قوم و ملتی فرهنگی متعلق به خود که فقط برای خود آن ملت قابل درک و بازگو کننده هویت ملی باشد .

پیشرفت های علمی ، صنعتی و تکنولوژیک سبب تشدید رقابت میان دولت ها شد و وحدت آلمان مناسبات دیپلماتیک را دگرگون کرد  . در اروپای آن دوران این فکر که استعمار بهترین راه تامین مواد خام و گشودن بازار های جدید فروش و ایجاد اشتغال برای جمعیت کشور آنهاست قوت گرفت .البته بعضی انگیزه های خاص در این هجوم استعماری دخیل بودند . مثلا آلمان و ایتالیا میخواستند قدرت خود را به رخ انگلستان و فرانسه بکشند و فرانسه درصدد جبران شکست خفت آور خود در جنگ 1871 با آلمان بود . انگلستان به دنبال حراست از مستعمرات موجود بود . دربین سالهای 1880 تا 1900 بسیاری از نواحی آسیا و آفریقا بین انگلستان و فرانسه و آلمان تقسیم شد و در کشور هایی مثل چین و امپراتوری عثمانی و ایران  و کرانه های خلیج فارس صاحب حوزه های نفوذ سیاسی و اقتصادی شدند. آفریقا شاید بیشتر از هرجای دیگر پاره پاره شد و به محل تاخت و تاز پرتغال ، بلژیک ، آلمان ، انگلستان ، فرانسه و ایتالیا تبدیل شد .توسعه طلبی امپریالیستی درآخرین سال های سده نوزدهم و اوایل قرن بعد تقریبا انجام شده بود و به تنش هایی در داخل اروپا انجامید و میل خاصی به تجاوز و خشونت در مردم رشد کرد که وقتی با قدرت محصول علم و صنعت و تکنولوژی و تحولات اجتماعی و ظهور ایدئولوژیهای جدید و تاکید متفکران و هنرمندان بر عوامل احساسی و غیر عقلانی جمع شد راه را برای واقعه و فاجعه بزرگ هموار کرد و سرنوشت دنیا را تغییر داد .

 این سیر مختصری از تاریخ اروپا از رنسانس تا 1900 بود .

نمایشگاه جهانی پاریس 1900

منابع : برج فرازان ، توپ های ماه اوت  ، باربارا تاکمن _ ویکی پدیا _ bبیc فارسی

باشد تا با همت دوستان این تاپیک زیبا دوباره رونق گرفته و همه از دانسته های هم بیشتر یاد بگیریم .




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - اشپیلمن - ۱۳۹۴/۱۲/۳ صبح ۱۲:۴۱

با سلام و تشکر بابت ارسال های زیبای دوستان

درباره دو جنگ جهانی اول و دوم در نیمه اول قرن بیستم بارها و بارها صحبت شده است. مطالب عبرت آموز و گاه دردناک بسیاری در این دو جنگ رخ دادند. اما چیزی که مشخص است این است که گویا دنیا عبرت کافی از حوادث تلخ آن دو جنگ نگرفته است و تنش های موجود در دنیای امروز و بخصوص حوادث چند سال اخیر نشانه هایی از امکان وقوع جنگی به مراتب بزرگتر و همه گیرتر را خبر می دهد.

عده ای سعی دارند خودشان را با این باور فریب بدهند که جنگ جهانی سوم چیزی در حد جنگ های رسانه ای و درگیری متفرقه و کوتاه مدت بین یک کشور ابر قدرت و یا نیمه قدرتمند با گروه های شورشی و افزاطی و نهایتا درگیری ها بر سر جدایی طلبی برخی مناطق خواهد بود. عده ای نیز همه چیز را به حساب بازی ها و تبلیغات ابر قدرت ها برای فروش هرچه بیشتر سلاح می گذارند و در نهایت عده ای نیز صحبت درباره جنگ جهانی سوم را جزئی از سرگرمی های هالیوودی قلمداد می کنند. گویا آنقدر جهان خاطرات بدی از دو جنگ قبلی در ذهن دارد که نمی خواهد باور کند جنگی دیگر با فاصله ای ناچیز از جنگ جهانی دوم در حال آغاز است.

حقیقت این است که دنیای امروز کوچک و کوچک تر شده است و دیگر گویا جایی برای اندیشه های متضاد ندارد و به ناچار باید برخی حذف شوند.

به نظر می آید این موضوع بخصوص برای ما که در ایران زندگی می کنیم بیشتر از هر کشور دیگری جای بسی درنگ و تامل دارد چرا که از پیشگویی های نوسترآداموس (جدای از اعتبار و اهمیت آن و صرفا جهت تاثیر رسانه ای آن در دنیا) گرفته تا مقالات کارشناسان نظامی و سیاست مداران و... کشور ما یعنی "ایران" یکی از طرف های اصلی و تاثیرگذار در شروع و شکل دادن جریان های درگیر در مقابل یکدیگر است.

با این مقدمه خواستم دوستان تبادل اطلاعات داشته باشند درباره عوامل و زمینه های شروع، طرف های درگیر احتمالی، تبعات و آثار و ... .




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - Papillon - ۱۳۹۴/۱۲/۴ صبح ۱۲:۴۷

دوست گرامی اشپیلمن به نکات خوبی اشاره کردند از جمله تبلیغات سیاسی و رقابت تسلیحاتی همیشه موجب احساس حراس ناشی از آن میشود که همیشه کشور های بزرگ رو بسوی جنگ سوق می داده است اما نباید از یاد برد که در دوره ای که ما زندگی می کنیم ، تسلیحات و ابزار آلات جنگی چنان پیشرفته و مرگبار شده اند که اگر جنگی به وسعت قاره ای  و جهانی شکل بگیره دیگه نه فاتحی وجود خواهد داشت و نه فتحی . آنچه که باقی خواهد ماند استخوان های سوخته انسان ها در یک سیاره نامسکون خواهد بود .

اما اگر بپردازیم به این که چه شد که اروپایی که کانون تمدن بود درگیر جنگی شد که جان میلیون ها انسان رو گرفت ؟

رقابت تسلیحاتی که در اواخر قرن 19 شکل گرفت و همه قدرت های بزرگ اروپایی در آن شرکت داشتند فضایی انفجاری پدید آورد . سِر ادوارد گِرِی (وزیر امور خارجه انگلستان در خلال جنگ جهانی اول ) در 1925 این مسئله رو این چنین بیان کرده : تسلیحات فراوان بناگزیر به جنگ می انجامد . اگر در یک طرف تسلیحات وجود داشته باشد ، در طرف دیگر نیز باید تسلیحات باشد . افزایش تسلیحات باعث آگاهی از قدرت کشور های دیگر و احساس ترس می شود . ترس سبب بدگمانی و بی اعتمادی و هرنوع پندار پلیدی می شود ، تا آنجا که هر حکومتی هر اقدام احتیاطی حکومت دیگری را نشانه نیت خصمانه تلقی می کند ...

از طرفی دیگر همه آلمان رو مقصر در شروع جنگ می دانند . بیاد دارم که در جایی نوشته بود : کشور ها از سر ترس جنگ به راه نمی اندازند ، بلکه بدین سبب چنین می کنند که مطمئنند با توسل به زور نفع بیشتری بدست می آورند تا با پرهیز از آن . با پیدایش رنسانس و در زمانی که انگلستان و فرانسه به شکل کشور هایی یکپارچه رشد کردند و فکر دموکراسی و حکومت پارلمانی در آنها بوجود آمد ، آلمان بصورت تکه پاره هایی از 300 حکومت جداگانه از جریان تکامل تاریخی بقیه ملت های بزرگ اروپا بر جا ماند. در این بین بلای اختلاف مذهبی بر فقدان وحدت سیاسی و موروثی هم اضافه شد.

" مارتین لوتر " دهقان اهل ساکسون که کشیشی نابغه و تند خو و ضد سامی و متنفر از کلیسای رم بود نشانی پاک نشدنی از خود در ذهن آلمانی ها به جا گذاشت و با تر جمه پر ارزش خود از انجیل زبان جدید آلمانی را بوجود آورد و در عالم مسیحیت نه فقط بینش پروتستانی را در مردم برانگیخت بلکه ناسیونالیسم آتشین آلمانی را هم بیدار کرد . جنگ 30 ساله و صلح " وستفالی " بر عقب ماندگی سیاسی آلمان که به دولت های کوچک بسیاری تقسیم شده و از جریانات اصلی اندیشه و تحول در اروپا به دور مانده بود تاثیر بیشتری گذاشت و این کشور را از کشور های دیگر غرب جدا کرد  و عقب نگهداشت .

در نهایت " پروس " که یکی از ایالت های شرقی آلمان بود و توسط " هوهنتزولرن  " ها که بیشتر نظامی بودند تا زمین دار ! ، با زور و تعرض ملت آلمان را بوجود آورد و آنرا یکپارچه ساخت . این یکپارچگی مرهون " اتو فن بیسمارک Otto Von Bismark " نابغه سیاسی بود . تفرقه ای که هزار سال قدمت داشت و پروس کبیر یا آلمان پروسی را جانشین آن ساخت ، آلمانی را که امروز وجود دارد . بیسمارک در سال 1862 هنگامی که صدراعظم شد چنین اعلام کرد : مسائل بزرگ روز را نه با تصمیم و رای اکثریت بلکه با خون و آهن میتوان حل کرد . و این همان راهی بود که او برای حل آن مسائل پیش گرفت . جنگ و افکار برتری طلبی که بیسمارک درپیش گرفت و با ظرافت دیپلماتیک و مکارانه لیبرالیسم را از بین برد.

ادامه دارد ...




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - Papillon - ۱۳۹۴/۱۲/۷ عصر ۰۷:۱۶

ظهور ایده آلیسم فلسفی و تاکید فیلسوفان و متفکران و هنرمندان بر ارزش هایی مثل تجلیل جنگ و قدرت مطلقه حکومت فردی ، اعتقاد به برتری نژاد آریایی ، یهود ستیزی و تحقیر دموکراسی در کشوری که بدون شک در تاریخ خود بهترین نمونه های روح و فکر جهان غرب وجود داشت از جمله : لایب نیتس ، کانت ، هردر ، هومبولت ، لسینگ ، گوته ، شیلر ، باخ ، بتهوون ، فیشته ، هگل ، ترایشکه ، نیچه و... که همگی آنها تعالیم مشترکی داشتند در بوجود آوردن شکاف معنوی بین آلمان و جهان غرب .

اما از عجایب تاریخ این که در میان این روشنفکران یک فرانسوی بنام " کنت ژوزف آرتور دو گوبینو "  و یک انگلیسی بنام " هیوستون استوارت چمبرلین "که تاثیر زیادی بر تاریخ و فکر آلمان و حتی جهان گذاشتند وجود داره . جالبتر اینکه دوگوبینو  مدتی در ایران سفیر فرانسه بوده و نظریه هایی درباره نژاد آریایی ارائه کرده و ایرانیان باستان رو از برترین نژاد های آریایی دانسته و تعدادی از کتابهایی رو که نوشته به فارسی ترجمه شده . ( در صفحه فارسی ویکی پدیا ی تخت جمشید ذکر شده که ایشان یک یادگاری از خود در تخت جمشید بجا گذاشته که تصویری از اون موجود نبود . ) در مورد چمبرلین انگلیسی هم میشه گفت که آلمانی ها رو نژاد برتر و امید آینده دانسته و داماد " ریچارد واگنر " هم بوده است . او ابتدا ویلهم دوم و سپس هیتلر رو حتی خیلی پیش از اینکه به قدرت برسه و یا دور نمایی از قدرت داشته باشه به عنوان فرستاده خدا برای رهبری ملت آلمان ، تکریم می کرده و میستوده . اما در تعالیم این دو مرد چه بوده که اینقدر مسئله نژاد و رسالت آلمانی رو به آلمانیـها تلقین میکردند ؟

کنت دوگوبینو در ایران نفر دوم از سمت چپ

" گفتار درباره عدم تساوی نژاد های انسان " عنوان یکی از کتابهای گوبینو است که در سال 1853 - 1855 در فرانسه منتشر شد . در این کتاب گوبینو "نژاد را مفتاح تاریخ و تمدن می داند و مسئله نژاد بر تمام مسائل دیگر تاریخ ارجحیت دارد ". و همچنین می گوید که "نابرابری نژادها برای بیان تمام نکات نامکشوف سرنوشت ملل کفایت می کند ." ، " سه نژاد اصلی وجود دارد ؛ سفید - سیاه - زرد . تاریخ نشان می دهد که تمدن یکسره از نژاد سفید سرچشمه می گیرد ، و هیچ تمدنی بدون همکاری این نژاد نمی تواند وجود داشته باشد . در این میان " آریایی " «این خانواده نام آور انسانی»  و نجیب ترین خانواده نژاد سفید که گوبینو منشاء آنرا آسیای مرکزی می داند جواهر این نژاد است ." ، " بدبختانه آریایی های معاصر با نژادهای پست آمیخته شده اند ... " با این وجود گوبینو ژرمن ها یا لااقل ژرمن های غربی را بهترین افراد آریایی باقیمانده می داند . " ... آلمانی ها هرجا که پا می گذارد ترقی و تعالی بوجود می آورد و برای این گفته امپراتوری روم را مثال می زند ؛ در زمانی که قبایل باصطلاح بربر ژرمن که بر رومی ها دست یافتند و امپراتوری آنها را در هم شکستند به تمدن خدمتی ممتاز کردند . زیرا رومیان در قرن چهارم چیزی جز اختلاطی از چند نژاد منحط نبودند و حال آنکه آلمان ها نژاد آریایی خالص بودند. " ، " ژرمن آریایی ، مخلوق نیرومندی است ... پس هرچه می اندیشد ، می گوید ، و می کند اهمیتی عظیم دارد ."

هیوستون استوارت چمبرلین در 1870 زمانی که پانزده ساله بود به مدت چهار سال نزد یک معلم آلمانی بنام " اتو کونتزه Otto Kuntze " که یک پروسی تمام عیار بود ، تحصیل کرد و با تاریخ و هنر آلمان آشنا شد . دامنه فکری او بسیار گسترده و در زمینه ادبیات ، موسیقی ، زیست شناسی ، گیاه شناسی ، مذهب ، تاریخ ، سیاست ، فیزیک ، شیمی و طب مطالعه و آگاهی زیادی داشت . و کتاب هایی درباره واگنر ، گوته ، کانت ، مسیحیت و نژاد نوشته بود . کتابی که بزرگترین تاثیر رو بر آلمانی ها و حتی ویلهلم دوم  گذاشت ؛ "شالـودهای قرن نوزدهم " نام داشت و در 1899 بزبان آلمانی انتشار یافت . چمبرلین در این کتاب گوبینو رو ستایش می کرد و معتقد بود که نژاد مفتاح تاریخ و در واقع پایه تمدن است . دراین کتاب او برای توضیح خصوصیات قرن نوزدهم ، یعنی دنیای معاصر ابتدا بایدآنچه را که از روزگاران قدیم بمیراث مانده در نظر گرفت . ؛ فلسفه و هنر یونان - قانون رم - شخصیت مسیح . اینها میراث گذشته اند . سه وارث نیز وجود داشت ؛ یهودی ها ، آلمانی ها ( دو نژاد خالص ) و لاتین های دورگه منطقه مدیترانه که او آنها را ترکیب آشفته ای از ملل می نامد . تنها ژرمن ها سزاوار چنین میراث باشکوهی بودند که درهنگام انهدام امپراتوری روم ارزش خود را ثابت کردند . به نظر چمبرلین ظلمت قرون وسطی نتیجه ورشکستگی فکری و اخلاقی  ناشی از در هم ریختگی نژادی جامعه انسانی بود . یهودیان و توتون های ژرمن تنها نژاد خالصی هستند که در غرب بجا مانده است . درباره یهودیان می گوید آنها از توتون ها پست تر نیستند بلکه متفاوت اند . آنها وظیفه مقدس انسان را برای پاسداری از پاکی نژاد تشخیص می دهند ... شخصیت مسیح یکی از میراث های سه گانه است که از عهد عتیق برای تمدن نوین بجا مانده است. سپس به اثبات اینکه عیسی مسیح یهودی نبوده است می پردازد . اصل و نسب  جلیله ای عیسی ، اینکه نمی توانست حروف حلقی آرامی را بدرستی ادا کند ، در نظر چمبرلین نشانه های روشنی بر این بود که عیسی بمقدار زیادی خون غیر سامی داشت . سپس با صراحت بیان می داشت که عیسی یک آریایی بود و حتی از لحاظ اینکه خون کاملا آرایی نداشت بدون تردید به سبب تعالیم مذهبی و اخلاقی ، آریایی شمرده می شد . زیرا با جنبه مادی و تشریفاتی مطلق مذهب یهود بشدت مخالف بود . پس طبیعی بود که مسیح باید به خدای ملتی که لبریز از نیروی حیاتی هستند [توتون ها] بدل شود  . زیرا هیچ ملتی مانند توتون ها برای شنیدن این ندای آسمانی مستعد نبود .

منابع ؛

سنت فاشیسم _ جان وایس ترجمه عبدالمحمد طبابایی یزدی ؛ نازیسم و ریشه های فکری و تاریخی آن _ ویلیام شایرر ترجمه محمد مربوط و محمد باقر مومنی ؛ جنگ جهانی اول _ رابرت گرین ترجمه مهدی حقیقت خواه ؛ ویکی پدیا




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۹۵/۱/۱۳ صبح ۱۰:۴۱

وقتی استالین و روزولت , چرچیل را دست می اندازند !

کنفرانس سران سه ابرقدرت در تهران , یکی از مهمترین رویدادهای جنگ جهانی دوم است.خاطرات افراد شرکت کننده و بخصوص خود چرچیل در این باره خواندنی است. در بخشی از این خاطرات می خوانیم:

شب را همه مهمان استالین بودیم. عدۀ ما خیلی کم بود: استالین و مولوتف، روزولت، هاپکینز، هریمن، کلارک کر، من و ایدن، با مترجمین‌مان. آن شب به دفعات و دفعات به سلامتی سه دولت جام‌های خود را سر کشیدیم. آن شب استالین تصمیم گرفته بود که از راه شیطنت سر به سر من بگذارد، و من با اینکه از این موضوع بی‌خبر بودم، شوخی‌ها و متلک‌های او را با خوش‌رویی استقبال کردم، تا آن وقتی که مارشال با لحنی خیلی جدی که حتی بوی مرگ می‌داد اظهار کرد که به عقیدۀ او اقدام اساسی که باید در مورد آلمان‌ها انجام داد، این است که در آخر جنگ کلیۀ افسران مهم آلمانی را که تقریبا ۵۰ هزار نفر می‌شدند یک جا در میدان بزرگی جمع کنند و همه را بلااستثنا از دم مسلسل بگذرانند و آن وقت قدرت نظامی آلمان برای همیشه از بین خواهد رفت. من از این حرف وحشت کردم و از کوره در رفتم. گفتم: پارلمان و افکار عمومی انگلستان هیچ وقت اجازۀ چنین آدم‌کشی دسته جمعی را نخواهند داد. خواهش می‌کنم از این نقشه‌ها نکشید.اما استالین دنبالۀ حرفش را تا آخر شام‌‌ رها نکرد و هر چند دقیقه به چند دقیقه از روی شیطنت موضوع قتل‌ عام ۵۰ هزار افسر آلمانی را تکرار کرد و گفت که این یکی از عالی‌ترین فکرهایی است که تاکنون در مغز او پیدا شده است!

دفعۀ سوم یا چهارم که این حرف را با‌‌ همان قیافۀ جدی زد، من از فرط خشم دیوانه شدم. فریاد زدم: «من حاضرم همین حالا مرا به باغ سفارت ببرند و اعدام کنند، اما با چنین وحشی‌گیری آبروی ملت ما را در دنیا نبرند.» وقتی که این را گفتم، روزولت که تا آن وقت ساکت مانده بود، گفت: «خیلی بد شد که استالین و چرچیل اختلاف عقیده پیدا کرده‌اند، چطور است من حد وسطی پیشنهاد کنم که هر دو راضی باشید. به عقیدۀ من حالا که چرچیل با قتل عام پنجاه هزار نفر افسر آلمانی موافق نیست، بهتر است هزار تا را کنار بگذاریم و ۴۹ هزار نفر را تیرباران کنیم که رضایت او هم جلب شده باشد.» برای اینکه اختیار از دستم بیرون نرود از سر میز بلند شدم و بی‌خداحافظی به علامت اوقات تلخی به اطاق دیگر رفتم. اما یک دقیقه بعد دو دست سنگین از پشت به شانه من خورد و وقتی که برگشتم استالین را دیدم که با شیطنت تمام می‌خندید و به من گفت همه حرف‌هایش شوخی بوده و می‌خواسته است لودگی کند. من به اتفاق او به سر میز شام برگشتم و شام در محیط صمیمانه‌ای صرف شد. بعد‌ها فهمیدم که این نقشه را روزولت و استالین مشترکا کشیده بودند که سر به سر من بگذارند !

منبع: تاریخ ایرانی -   لینک کامل مطلب 





RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۹۶/۲/۱۹ عصر ۰۱:۲۵

امروز نهم ماه می , سالروز پایان جنگ جهانی دوم در اروپاست.

 آدولف هیتلر ده روز قبل از این تاریخ در پناهگاه زیر زمینی اش خودکشی کرده بود اما ارتش آلمان به فرماندهی دریاسالار کارل دونیتس همچنان مقاومت می کرد و برخی فرماندهان به خصوص افراد متعصب اس.اس طرفدار مقاومت تا آخرین لحظه بودند. بخشی از نیروها بین یکم تا هشتم ماه می در خاک آلمان و هلند و دانمارک و اتریش  تسلیم شدند تا اینکه با تسلیم کامل نیروهای آلمان در نروژ , ایتالیا و جنوب آلمان , ژنرال کایتل فرمانده ستاد ارتش ورماخت رسما در این روز فرمان تسلیم کلیه قوای مسلح آلمان را در حضور فرماندهان متفقین امضاء کرد. در کل حدود 3.5 میلیون سرباز آلمانی تسلیم شدند و جنگ زمینی و هوایی در اروپا و جنگ دریایی در اقیانوس اطلس پایان یافت.

شادی مردم از خبر پایان جنگ .




[split] تاریخ جنگ های جهانی ... - Jacques Clouseau - ۱۳۹۶/۲/۲۰ صبح ۱۰:۰۱

عجیبه که بعد این همه سال نشستن کنج کافه، تاحالا چشمم به این قسمت نیفتاده بود idont
جنگ دوم، با همه فجایع انسانی که داشت و البته دستاوردهای علمی و سیاسی که بشر امروز از اون درحال تغذیه هستند، یکی از دوست داشتنی ترین بخشهای تاریخ برای من هست.

آلمان در همه شکلهایش برای من سرزمین موعود و دوست داشتنی ای هست و البته که در دوران جوانی بسیار هم به رایش سوم علاقمند بودم اما هرچه که بیشتر خواندم و تفکر کردم، حداقل از علاقه به اندیشه های ناسیونال سوسیالیست کارگری ام کم شد اما از خود جنگ یا شیوه های آن و ابرقدرت بودن نوادگان بیسمارک نه :blush:

آلمان نازی اگر به گفته دوستمون رامین عزیز دستاوردهای علمی ش بیشتر جنبه بدی داشته برای بشر اما واقعیت این هست که این کشور در همه عرصه ها در کمترین زمان ممکن - روی کار آمدن رسمی حزب نازی به قدرت 1933 و شروع جنگ 1939- به بالاترین سطح رسید تا جایی که تمام اون 50 کشوری که علیه "سواسیتکا" می جنگیدند مجبور شدند در "عملیات گیره کاغذ" کاری کنند تا بشر مجبور نشه دوباره از نو چرخ را اختراع کنه.

یکی از بخشهای جالب جنگ دوم برای من، عملیاتی هست که منجر به تغییر در نتیجه کل جنگ شدند، اینجا از نبرد مسکو و استالینگراد و حتی نرماندی اسمی برده شد اما از "عملیات جوبیلی" یا همان حمله به "دیپ" نه.

در حقیقت این عملیات که البته شکست سختی رو برای متفقین به دنبال داشت، پایه گذار دی دی شد و یانکی ها و بریتانیایی های صغیر! براساس تجربه ای که از این شکست داشتند موفق شدند در سواحل فرانسه نیرو پیاده کنند.

شرح دقیق ماجرا را میتونید با یک جستجو در گوگل پیدا کنید و یا اینکه از این لینک بخوانید، اما در توصیف کلی باید بگم که 19 آگوست 1942 متفقین برای تجزیه و تحلیل قوای رایش سوم در دفاع از سواحل فرانسه و از طرفی برآورد توانمندی و شناسایی نقاط ضعف خودشون، دست به اجرای عملیات غافلگیر کننده آبی- خاکی جوبیلی زدند.

سرفرماندهی رایش سوم در این منطقه به دست توانمند فیلدمارشال "کارل رودولف گرد فون رونشتت" بود که به گواه تاریخ تنها 1500 سرباز آماده رزم را در اختیار داشت.

فیلدمارشال رونشتت

در مقابل قوای متفقین با 6 هزار نفر سرباز، 252 فروند کشتی، 60 اراده تانک و 74 فروند هواپیما متشکل از کشورهای کانادا، انگلیس، لهستان، فرانسه و آمریکا حضور داشتند.

اسرای انگلیسی و کانادایی

اسرای انگلیسی و کانادایی

نتیجه اینکه در پایان آن روز، قوای 74 درصد از قوای متفقین به دست ورماخت ازبین رفته بود (بیش از 4هزار نفر سرباز کشته، مجروح یا اسیرشده بودند و بسیاری از تجهیزات زرهی نیز به غنیمت گرفته شد)

اما همانطور که گفتم این شکست منجر به تجدید نظر نوع حمله از طرف متفقین شد و البته که هیتلر رو هم مجبور کرد تا از شدت فشار بر روسیه کمتر کنه و نیروهای فرانسه رو تقویت.

چرچیل لعنت الله علیه! دراین باره گفته: " در نگاه به گذشته، خسارات ناشی از این اقدام به یاد ماندنی را می توان نسبت به نتایج حاصل از آن غیرقابل قیاس دانست. قضاوت در مورد این مسئله صرفا بر مبنای فوق غلط است. در تاریخ جنگ، دیپ جای خاصی برای خود اشغال می کند و فهرست خسارات ناراحت کننده آن نباید سبب شود که نبرد دیپ را در ردیف شکستها طبقه بندی کنیم. این نبرد، یک تهاجم تجسسی پرهزینه بود، اما بی ثمر نبود. از دیدگاه تاکتیکی، این نبرد تجربه ای عظیم به حساب می آید و بسیاری از کمبودهای آتی را روشن ساخت. این تهاجم به ما آموخت که انواع مختلفی از وسایل و ابزار حمل و نقل دریایی را در زمانی مناسب برای استفاده های آتی بسازیم. همچنین ارزش حمایت قوی توپهای دریایی را به هنگام پیاده شدن نیرو درک کردیم و تکنیکهای بمباران دریایی و هوایی ما بهبود یافت. مهمتر از همه، این حمله نشان داد که ابتکارات و شجاعت فردی ، بدون سازماندهی و آموزش مشترک اثری به بار نخواهد آورد و راز موفقیت در انجام کارجمعی است. این شرایط تنها وقتی قابل حصول است که تشکیلات سازمان یافته و آموزش دیده ای برای عملیات همزمان آبی-خاکی وجود داشته باشد. ما تمام این درسها را به جان خریدیم.

از نظر استراتژیک، این حمله سبب هوشیارکردن آلمان ها نسبت به خطر در تمام طول سواحل فرانسه اشغالی شد. این امر باعث معطل شدن نیروها و منابع آلمان در غرب گردید و مقداری از فشار وارد بر روسیه را کاهش داد. درود بر آنان که در این راه کشته شدند! فداکاری آنها بی ثمرنبود."




RE: تاریخ جنگ های جهانی ... - سروان رنو - ۱۳۹۶/۴/۲۹ عصر ۰۴:۱۳

امروز 20 جولای سالروز یکی از مهم ترین اتفاقات تاریخ جنگ جهانی دوم است.

سوء قصدی مهم به جان پیشوای آلمان نازی , آدولف هیتلر , دقیقا در چنین روزی اتفاق افتاد.

البته این واقعه بر خلاف تصور همگان یک کار ضرب العجل و ضربتی نبود بلکه گروهی از ارتشیان آلمان  مدتها قبل و از سال 1938 یعنی 6 سال قبل از این واقعه , قصد ترور هیتلر را داشتند. این گروه که بیشترشان  افسران پروسی و قدیمی ارتش بودند بنا به تجربه حدس زده بودند که وجود هیتلر در مقام پیشوایی آلمان با اعمال متهورانه ای که در دست اقدام دارد , دیر یا زود آلمان را وارد یک جنگ ویرانگر خواهد کرد اما با شروع غافلگیرانه جنگ و پیروزی های خیره کننده که باعث محبوبیت رهبر آلمان شده بود آنها موقتا دست از اقدام کشیدند.

با بروز نشانه های ناکامی ورماخت ( ارتش آلمان ) این گروه بالاخره تصمیم خود را گرفتند و  پس از برنامه ریزی ها بسیار دقیق , بمبی را توسط سرهنگ فون اشتفانبرگ که مورد اعتماد پیشوا بود به اتاق کنفرانس هیتلر وارد کردند. بمب منفجر شد اما هیتلر کشته نشد و توطئه گران که برنامه وسیعی برای در دست گرفتن قدرت داشتند همگی دستگیر شدند. این کار هیتلر را بیش از پیش خشن ساخت و وجه بیرحمی او را در دادن دستورات جنگی به اوج رساند.

شرح کامل این کودتای نافرجام در فیلم  والکری Valkyrie 2008 با بازی هنرمندانه تام کروز و  کارگردانی درخشان برایان سینگر ( کارگردان فیلمهایی مانند مظنونین همیشگی و مردان ایکس ) به تصویر کشیده شده است. فیلمی زیبا با سکانس های دیدنی و پر تعلیق . همچنین نسخه دوبله این فیلم  در اینترنت به راحتی قابل دانلود است.

سروان رنو - کافه کلاسیک

.