تالار   کافه کلاسیک
سریال مختارنامه - نسخه قابل چاپ

+- تالار کافه کلاسیک (http://cafeclassic5.ir)
+-- انجمن: تالارهای تخصصی (/forum-10.html)
+--- انجمن: سینما و تلویزیون ایران (/forum-12.html)
+--- موضوع: سریال مختارنامه (/thread-247.html)


سریال مختارنامه - 1991 - ۱۳۸۹/۷/۹ عصر ۰۹:۰۶

امشب - نه‌م مهرماه 89- شبی‌ـه که یکی از بزرگ‌ترین سریال‌های تاریخ تلوزیون ایران به نمایش گزاشته می‌شه(10:00).

مختارنامه اون‌قدر حاشیه و سروصدا داشته که همه در چند و چون تهیه و تولید و اعضا و ارکان اون قرار گرفته باشن و حرف زیادی موجب مرض است!

فقط خواستم مختارنامه هم جایی داشته باشه و با دیدن اولین قسمت اون نقدهای شما رو بتونیم اینجا بخونیم.




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - سروان رنو - ۱۳۸۹/۷/۱۰ عصر ۱۱:۰۴

بدک نبود. البته سریال هایی که صدای سر صحنه داره باعث میشه که بازیگرهایی که صدای خوبی دارن دیده بشن اما بازیگرهایی که حتی بازی خوبی داشته باشن اما صدای خوبی نداشته باشن توی ذوق می زنن. مثلا در سریال دیشب ، مختار ( فریبرز عرب نیا ) در خیلی از صحنه ها ، نوع حرف زدنش نامفهوم و غیر شیوا بود. بعضی دیالوگ ها هم نا همگون بود. مثلا یکی از شخصیت ها امروزی حرف می زد و دیگری لفظ قلم و پارسی کهن  ! البته هنوز باید بگذره که بشه نتیجه گیری کرد و برای سریالی که 8 سال طول کشیده حالا حالاها قضاوت زوده. اما به نظر میاد که قراره چهره قهرمانانه ای از ایرانی ها نشون داده بشه. تا ببینیم ...




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - بهزاد ستوده - ۱۳۸۹/۷/۱۱ صبح ۰۶:۴۶

(۱۳۸۹/۷/۱۰ عصر ۱۱:۰۴)سروان رنو نوشته شده:  

بدک نبود. البته سریال هایی که صدای سر صحنه داره باعث میشه که بازیگرهایی که صدای خوبی دارن دیده بشن اما بازیگرهایی که حتی بازی خوبی داشته باشن اما صدای خوبی نداشته باشن توی ذوق می زنن. مثلا در سریال دیشب ، مختار ( فریبرز عرب نیا ) در خیلی از صحنه ها ، نوع حرف زدنش نامفهوم و غیر شیوا بود. بعضی دیالوگ ها هم نا همگون بود. مثلا یکی از شخصیت ها امروزی حرف می زد و دیگری لفط قلم و کهن پارسی ! البته هنوز باید بگذره که بشه نتیجه گیری کرد و برای سریالی که 8 سال طول کشیده حالا حالاها قضاوت زوده. اما به نظر میاد که قراره چهره قهرمانانه ای از ایرانی ها نشون داده بشه. تا ببینیم ...

سريال مختارنامه خير سرمان سرپرست گويندگان داشت "حميد آشتياني" و 90 درصد بازيگران بجاي خودشون حرف زده اند

در سريال امام علي "بهرام زند " با كسي تعارف نداشت هر بازيگر كه صداي مناسب نقش نداشت  دوبلور بجاي ان صحبت كرد. سريال هاي ديگر هم همينطور مثل بشارت منجي ،روشن تر از خاموشي، مدار صفردرحه  ،پهلوانان نمي ميرند و سريال اين خانه دور است

داوود ميرباقري بعد از امام علي  مسافر ري را ساخت ولي دوبله كار  را به ناصرتهماسب داد  چون با عوامل بازيگر مشكل پيدا كرده بود .بخشي از محبوبيت سريال امام علي مديون  گويندگان فيلم بود كه بهرام زند با ظرافت  انتخاب كرده بود ولي افسوس كه قدرش ندانستند

مسافر ري يك مقداري از صداي بد بازيگران صدمه ديد

روشن تر از خاموشي پر هزينه ترين سريال در بخش دوبله وصداگذاري شد و همچنين مدارصفر درجه  ...افسوس كه قدرش ندانستند

كارگردان هاي سريال هاي مذهبي ترجيح مي دهند صداي بازيگر به كل سريال آسيب وارد كند ولي با بازيگر ان از اين نظر مشكل نداشته باشند . اگر توجه كنيم مي بينيم كه چقدر دوبله هاي بهرام زند در خدمت سريال هاي ايران بوده است

بهرام زند هم نظرش اين بود كه بطور مثال در سزيال مختارنامه  "فربرز عرب نيا " حتماً بايد  دوبلور داشته باشد و چه كسي بهتر از سعيد مظفري رضا رويگري بهمچنين و چه كسي بهترز منوچهر والي زاده و ... و... و

وقتي  من وشما كه زبان مادري ما فارسي است  صداي بازيگر هاي سرال را نامفهوم تشخيص مي دهيم پس واي به احوال ان هايي كه قرار است بعد ها "مخارنام را با زيرنويس تماشا كنند

اين سريال اگر قرار است دوسال ديگر دوبله عربي  يا  تركي يا  هر زبان ديگري بشود روي دوبله ان زبان هم تاثير بد دارد چون كيفيت صداي نسخه اصل استاندارد نيست

صداي  فريبرز عرب نيا براي نقش هايي كه در سينما  دارد و بيشتر چاله ميداني است مناسب است  و در سريال مختار اصلاً مناسب نيست  بهرحال " مختارنامه همان غذاي مورد علاقه  اي است كه ناچاريم بدون چاشني و دسر و اشربه ميل كنيم  خشك  خشـــــــــــــــــــــك




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - 1991 - ۱۳۸۹/۷/۱۱ عصر ۱۰:۵۵

چندسالی‌ـه که دست روی هرچی می‌زاریم، کمی بهش امیدوار می‌شیم، تو دلمون براش قند آب می‌کنیم به قاعده‌ی یه ایکی‌ثانیه به باد فنا می‌ره و هیچی به هیچی!!![تصویر: electricf.gif]

به هرحال قضاوت هنوز زوده و باید صبر کرد و باقی قسمت‌ها رو دید. [تصویر: 129fs238648.gif]




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - Classic - ۱۳۸۹/۷/۱۱ عصر ۱۱:۲۲

علاوه بر نکته بجا و صحیحی که سروان و ستوده گفتند ، مورد دیگری که در قسمت اول به چشم می آمد ، نو بودن و تیزی بیش از حد رنگ ها بود. معمولا فیلم های تاریخی و قدیمی را تصحیح رنگ و کنتراست می کنند تا کمی کهنه و طبیعی تر به نظر آید ( مانند سریال امام علی و ... ) . اگر تصاویر به مانند سریال های امروزی کاملا نو و با رنگ های تند باشد ، باور آن برای بیننده کمی مشکل خواهد بود. البته آنچه در آنونس های تبلیغاتی سریال پخش می شد حاکی از تصاویری کمی نرم تر و مات تر بود اما در قسمت اول اینطور نبود و لباس بازیگرها اینقدر نو و خوشرنگ بود که پنداری تازه از اتوبخار بیرون آمده است. امیدواریم این اشکالات فقط مختص قسمت های آغازین سریال باشد.




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - jodiabut - ۱۳۸۹/۷/۱۱ عصر ۱۱:۴۰

1991عزیز کار خیلی خوبی کردید که چنین تایپیکی روایجاد کردید بلاخره وقتی نقد فیلمی رو می شنویم با یه دیددیگه ای به سریال نگاه می کنیم.

فکرنکنم سریال مختارنامه بتونه به زیبای  امام علی بشه چون هر چی باشه سریال امام علی جز اولین سریالهای تاریخی محسوب می شه ویه رنگ وبوی دیگه ای داره.

درسته یه کم توی صداگذاریش خسیسی کردند وخیلی بهتر از اینا می تونست باشه به نظر من توی انتخاب بازیگر هم یه کم ............گر یمورشون هم چنگی به دل نمی زنه ولی انصافا کاخهای زیبای ساختن هرچند که بهش نمی خوره که اون زمان همچین کاخهای رنگا رنگی بوده(آخه من اون زمان بودم tajob2)

آقای رویگر نه تنها صداشون برای این نقش خوب نیست بلکه  به نظر من خودشون هم برای این نقش خوب نبودند .یه خورده بزرگ کردن ایران در این سریال هم تو ذوق می زنه.

این که همش بد شد :Dاگه آقا میر باقری بفهمهzzzz:




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - 1991 - ۱۳۸۹/۷/۱۲ صبح ۱۲:۰۲

(۱۳۸۹/۷/۱۱ عصر ۱۱:۴۰)jodiabut نوشته شده:  

1991عزیز کار خیلی خوبی کردید که چنین تایپیکی روایجاد کردید بلاخره وقتی نقد فیلمی رو می شنویم با یه دیددیگه ای به سریال نگاه می کنیم.

 


 این نکته رو هم باید مدنظر داشت که قسمت اول به شدت کند بود. پلان‌های اضافی، دیالوگ‌های اضافی و اکثراً بی‌مورد که اصلاً به خط داستانی فیلم کمک نمی‌کرد که اون رو زمین‌گیر هم می‌کرد. به عنوان نمونه ماجرای اون علویان افراطی که به دارالحکومة میان و چه بلوایی به‌پا می‌کنند و بعد از اون منبر رفتن والی شهر! درحالی که اگه همه‌ی اون سکانس رو حذف می‌کردیم چیزی از داستان کم نمی‌شد. یا نمونه‌های دیگه.

از طرفی گریه و زاری‌های لوس و بی‌معنیه سردار امام‌حسن - سید جواد - که واقعاً یه توهینه به نظر من!!

منتها نباید از بازی بسیار خوب و گیرای خانم گوهر خیراندیش چشم پوشوند. بنظر بنده تنها نقطه‌ی قوت این قسمت از سریال بازی بسیار خوب ایشون و صدالبته، لباس‌های مناسب خانم‌های فیلم بود.

 




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - اسکورپان شیردل - ۱۳۸۹/۷/۱۲ صبح ۰۷:۴۶

ای کاش در مقابل هر 10 سریال که تلویزیون ما در مورد شخصیت های عرب میساخت،یک سریال را هم به یک شخصیت اصیل ایرانی اختصاص میداد تا اجنبی به خود جرات نمیداد با مضحکه 300 به خیال خام خود از تاریخ پارسیان رونمایی کند!.ای کاش به جای بررسی این سریال (با عرض پوزش از 1991) به سریال قهوه تلخ مهران مدیری میپرداختیم . لااقل درباره ایران و ایرانیان بود.




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - 1991 - ۱۳۸۹/۷/۱۲ صبح ۰۸:۳۶

(۱۳۸۹/۷/۱۲ صبح ۰۷:۴۶)اسکورپان نوشته شده:  

ای کاش در مقابل هر 10 سریال که تلویزیون ما در مورد شخصیت های عرب میساخت،یک سریال را هم به یک شخصیت اصیل ایرانی اختصاص میداد تا اجنبی به خود جرات نمیداد با مضحکه 300 به خیال خام خود از تاریخ پارسیان رونمایی کند!.ای کاش به جای بررسی این سریال (با عرض پوزش از 1991) به سریال قهوه تلخ مهران مدیری میپرداختیم . لااقل درباره ایران و ایرانیان بود.

ای‌کاش همینطور بود. تلوزیون ما با اینکه ادعای میهن‌پرستی و ناسیونالیستی رو یدک می‌کشه یه تلوزیون کاملاً دینیه(البته این حرف رو در مورد شبکه‌4 با کمی تردید می‌شه زد) که به خودی خود چیز خوبیه چون به هرحال ما مسلمون هستیم و باید صدا و سیمای ما دینی باشه اما قطعاً ایرانی بودن و آریای‌ات ما هم باید (اگر نه به اندازه مسلمون بودنمون) توی رسانه‌ی ملی(؟) جلوه داشته باشه. چرا ما نباید فیلمی در مورد "آرش‌کمانگیر" داشته باشیم با اون‌همه بار میهن‌پرستی و غرورملی و اینا؟! و در عوض دست به دامن مختارنامه بشیم تا بخواهیم با یک سردار زپرتی ایرانی حس غرورملی جامعه رو تحریک کنیم.

هنوز هم دیر نشده! شما می‌تونید یه تاپیک در مورد سریال قهوه‌تلخ مهران مدیری(با اینکه بنظر من ایشون بیشتر از اینکه یه کارگردان باشن یه بازیکر قهار هستن ولی اینجا باید رنگ آبی می‌شدن)اختصاص بدید! شخصاً هم مشتاق هستم در این مورد صحبت کنیم.




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - بهزاد ستوده - ۱۳۸۹/۷/۱۲ صبح ۰۸:۵۰

باتفاق  يكي از دوستان بحث سريال مختارنامه را داشتيم ايشان مي گفت  ما خيلي از دنيا عقب هستيم آمريكا سريال " لاست " " فرار از زندان" "24" مطابق با علم روز مي سازد كه دنيا را تسخير مي كند  ما سريال از 1400 سال پيش مي سازيم در  مختارنامه  اين يكي سر اون يكي را مي برد  اون يكي سر اون يكي ديگه را مي برد  وهمه هم با هم فاميل هستند

خدمت ان دوست عرض كردم  خدمت شما دوستان هم عرض مي كنم  سريال مختارنامه را  سواي از جنبه مذهبي ببينيد از جنبه تخصصي ،هنري  واينكه  در اين كار بزرگان سينماي ما گرد هم آمده اند و هنوز هم پس از سال ها اصيل ترين و شريف ترين سريال وطني را بنام " هزاردستان " مي شناسيم

فراموش نمي كنيم كه ما اول ايراني هستيم بعد مسلمان

سريال قهوه تلخ  را اگر مايل هستيد يك تاپيك بزنيد  در كنار دوستان استفاده مي كنيم




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - 1991 - ۱۳۸۹/۷/۱۲ صبح ۰۹:۰۳

(۱۳۸۹/۷/۱۲ صبح ۰۸:۵۰)بهزاد ستوده نوشته شده:  

باتفاق  يكي از دوستان بحث سريال مختارنامه را داشتيم ايشان مي گفت  ما خيلي از دنيا عقب هستيم آمريكا سريال " لاست " " فرار از زندان" "24" مطابق با علم روز مي سازد كه دنيا را تسخير مي كند  ما سريال از 1400 سال پيش مي سازيم در  مختارنامه  اين يكي سر اون يكي را مي برد  اون يكي سر اون يكي ديگه را مي برد  وهمه هم با هم فاميل هستند

خدمت ان دوست عرض كردم  خدمت شما دوستان هم عرض مي كنم  سريال مختارنامه را  سواي از جنبه مذهبي ببينيد از جنبه تخصصي ،هنري  واينكه  در اين كار بزرگان سينماي ما گرد هم آمده اند و هنوز هم پس از سال ها اصيل ترين و شريف ترين سريال وطني را بنام " هزاردستان " مي شناسيم

فراموش نمي كنيم كه ما اول ايراني هستيم بعد مسلمان

سريال قهوه تلخ  را اگر مايل هستيد يك تاپيك بزنيد  در كنار دوستان استفاده مي كنيم

من باب بار فنی هم که چنگی به دل نمی‌زنه(با فاکتور گرفتن از طراحی صحنه و لباس که انتظاری هم جز این نمی‌رفت با این‌همه پولی که خرجش شده!)!!

در حواشی اون قرمزی بالا هم حرف و گفت اونقدر هست و شده و خواهد شد و می‌شود که بشود ولی اینجا جاش نیست که بشود!

منتظریم که  اسکورپان در مورد قهوه‌تلخ تاپیک رو شروع کنه.

نکته: واضحه که همه‌ی این بدگوی‌ها و کشت و کشتار سریال فقط به موجب قسمت اول اون‌ـه! باید باقی رو هم دید. 




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - بهزاد ستوده - ۱۳۸۹/۷/۱۲ عصر ۰۹:۰۸

شروع حرکت از سال ۸۱
نگارش سریال مختارنامه به قلم حسن میرباقری و محمد بیرانوند و بازنویسی داوود میرباقری، از سال ۸۰ آغاز شد. پروژه در سال ۸۱ و ۸۲ در مرحله پیش تولید بود و در تاریخ ۲۳فروردین ۸۳ فیلمبرداری از شهر کاشان آغاز شد.
بخش‌هایی از دکور «مختارنامه» که وقایع و ماجراهای آن در ۱۲۲ لوکیشن داخلی و خارجی اتفاق افتاده، در زمینی به مساحت ۳۰ هکتار ساخته شد و شامل اجزای مختلف شهرهای کوفه و مکه و ساختمان کعبه بود.
این مجموعه از محصولات مرکز سیما فیلم است و شروع نگارش متن اولیه آن توسط حسن میرباقری و محمد بیرانوند با نظارت داوود میرباقری به عنوان نویسنده و کارگردان مجموعه، از فروردین سال ۸۱ شروع شد که در نهایت نگارش نهایی آن نیز در مهر سال۸۱ شکل گرفت. پس از آن از اسفند سال ۸۱ گروه وارد مرحله پیش تولید شد که ساخت دکورها از خردادماه سال۸۲ ، دوخت لباس‌ها از تیرماه سال۸۲ و آماده سازی لوازم صحنه از مرداد ۸۲ آغاز شد.
به گزارش فارس، پس از آن نیز از شهریور همان سال بازیگران پروژه یک به یک انتخاب و به گروه ملحق شدند. در آذرماه سال ۸۲ نیز تست گریم بازیگران شروع شد که با فراهم شدن تدارکات اولیه کار و شروع فیلمبرداری در فروردین ۸۳، تدوین همزمان سریال نیز از خرداد همان سال توسط «مهدی حسینی‌وند» آغاز

 شد.

ساخت دکور
برای ساخت مجموعه، دکورهای مربوط به شهر کوفه و بخش های مختلف آن، دکورهای شهر مدائن و محله های مختلف آن، دکورشهر مکه شامل بنای کعبه و بخش های مختلف آن و نیز دکور دهکده لفقا ساخته شد.
لوکیشن اصلی «مختارنامه» در احمدآباد مستوفی واقع در جنوب غربی اتوبان آزادگان تهران بود و دکورهای مختارنامه توسط «محسن شاه ابراهیمی» مدیر هنری و «جلیل فتوحی نیا» طراح صحنه و گروه ساخت و ساز، ساخته شد. اصلی ترین دکورهای مجموعه شهر کوفه، مکه و مدائن بود که در زمین های کشاورزی منطقه احمدآباد مستوفی بنا شد.
ساخت دکور و فیلم برداری به صورت هم زمان انجام می شد یعنی هم زمان با فیلم برداری در مکان دیگری دکور ساخته می شد. بخش های دیگری از مجموعه در شهرستان شاهرود و روستای طرود، حاشیه رودخانه اروند کنار در آبادان، شهرک سینمایی دفاع مقدس، ورامین و … مقابل دوربین رفت.

«فریبرز عرب‌نیا» ۶ سال در نقش مختار
در این سریال «فریبرز عرب‌نیا» در نقش مختار ظاهر شده و عباس اصانلو و امیررضا گیتی‌بان به عنوان بدل‌های او هستند. او ۶ سال برای ایفای این نقش زمان گذاشت و به فیلم یا سریال دیگری نپرداخت.
این سریال با حضور بیش از ۶۰ بازیگر اصلی، ۱۴۰ نفر بازیگر فرعی و بیش از ۱۵۰۰ نیروی انسانی که به عناوین مختلف درگیر کار بوده‌اند، ساخته شده است.
بازیگران این سریال و نقش‌هایشان عبارتند از:
«فریبرز عرب نیا»: نقش مختار ثقفی

« سيدجواد هاشمي  »: سردار
«امین زندگانی»: نقش مسلم ابن عقیل
«رضا رویگری»: نقش کیان ایرانی

 «اکبر زنجان پور »:فرماندار مدائن

«ماه چهره خليلي»: خواهر مختار
«الهام حمیدی»: نقش زن کیان ایرانی
«عنایت شفیعی»: نقش ابن کامل
«ژاله علو»: نقش مادر مختار
«فریبا کوثری»: نقش عمره همسر مختار
«نسرین مقانلو»: نقش همسر دیگر مختار
«محمد فیلی»: نقش شمر
«رضا کیانیان»: نقش حاکم مکه
«محمدرضا شریفی نیا»: نقش محمدبن حنفیه
«حسن پورشیرازی»: نقش بهرام رنگ رز
«ویشکا آسایش»: نقش جعده
«داوود رشیدی»: نقش حاکم کوفه
«کریم اکبری مبارکه»: نقش احمر بن شمیط
«فرهاد اصلانی»: نقش عبیدا…بن زیاد
«انوشیروان ارجمند»: نقش رفاعه بن شداد
«جعفر دهقان»: نقش مصعب ابن زبیر
«بهرام شاه محمدلو» و «محمد صادقی» در نقش حاکمان کوفه
«پرویز پورحسینی» در نقش میثم تمار

ابراهیم آبادی، داوود آریا، روژان آریامنش، محمود اردلان، عباس امیری، رحمان باقریان، مریم بوبانی، اسماعیل پورستار، معصومه تقی پور، علی جاویدفر، محمود جعفری، صدرالدین حجازی، محمد رضا حق گو، میرصلاح حسینی، علیرضا خندان، اسماعیل خلج، حسین خانی بیک، مسعود خدابخشیان، آهو خردمند، حبیب دهقان نسب، نصرت دستمردی، بهزاد رحیم خانی، جواد زیتونی، فریدون سورانی، محمد علی سلیمان تاش، جمشید شاه محمدی، ولی ا… شیراندامی، مهرداد ضیایی، مصطفی کاری، احمد علامه دهر، حدیث فولادوند، شهره لرستانی، صالح میرزاآقایی، حمید مظفری، فرخ نعمتی، کاظم هژیرآزاد و از دیگر بازیگران این مجموعه تلویزیونی هستند.

مختار در سه بخش
سریال «مختارنامه» سه بخش دارد که در بخش نخست جوانی زندگی مختارثقفی و در دو بخش دیگر میانسالی تا شهادت وی را به تصویر می‌کشد.
در مجموعه تلویزیونی «مختارنامه» محمدرضا ابراهیم سالکویه، علی اصغر آشوری، علی اکبر بلندی، علی ذبیحی، اکبر رحیمی، مصطفی رستمی ، محمدرضا راد،صفدر سیاهپوش ،حسن شاهرخی ، محمد حسین قشمی ، عباس مختاری ،فیض الله مهدی‌خانی، محمد صدیق مرادزاده، یوسف نوروزی، علی اکبر نیک‌روی، محمد نمازی و مرحوم رحیم سعادتی متین به عنوان یاران مختار ایفای نقش کرده‌اند.
عوامل پشت صحنه این سریال نیز عبارتند از:
نویسنده و کارگردان: داود میرباقری، تهیه‌کننده: محمود فلاح، نویسندگان اولیه: حسن میرباقری، محمد بیرانوند، مدیر فیلمبرداری: عظیم جوانر‌وح، تدوین‌گر: مهدی حسینی‌وند، چهره‌پردازی: عبدالله اسکندری، مسعود ولدبیگی، محقق تاریخ اسلام: حجت‌الاسلام‌رسول جعفریان، مدیر روابط عمومی: رضا استادی.

یک بسکتبالیست مقابل دوربین مختارنامه
نقش‌هایی در مجموعه وجود داشت که فیزیک افراد خیلی مهم بود و در بخشی از داستان به فردی با قد و پاهای بلند نیاز داشت و متناسب با نقش در رشته‌های ورزشی، «حامد حدادی» در سریال، نقش یکی از اعضای سپاه ابن زبیر را بازی کرد.

همکاری ۱۴۳۰نفر با این پروژه
۱۴۳۰ نفر با این پروژه هم‌کاری داشته‌اند. برخی نیروها از شهرها و مکان هایی که فیلم برداری صورت می‌گرفت، انتخاب می‌شدند.

زبان و گویش
مجموعه «مختارنامه» به لحاظ تاریخی فاصله زمانی زیادی با مجموعه امام علی(ع) ندارد و مقطع داستان مربوط به سال ۶۱ هجری است و زبان مجموعه، زبان شسته رفته‌ای است و از ضرب‌المثل، حکایات، ارجاع به تاریخ و ارجاع به گذشته استفاده شده و برای مخاطبان قابل فهم است.

حوادث مجموعه
با وجود آموزش‌هایی که به برخی بازیگران ارائه شد، حوادثی هم در حین فیلم‌برداری برای برخی از بازیگران اتفاق افتاد. «فریبرز عرب نیا» و «رضا رویگری» چند بار زخمی شدند. تهیه کننده هم دو باربه دلیل فشار کار سکته کرد.

عوامل پشت دوربین، جلوی دوربین ظاهر شدند
برخی از عوامل پشت دوربین این مجموعه مقابل دوربین نیز به ایفای نقش پرداختند. «مسعود ولدبیگی» طراح چهره پردازی مجموعه در نقش سر دسته خوارج در بخش مکه مقابل دوربین رفت. «محمود اردلان» طراح حرکات رزمی این مجموعه هم در نقش پسر عموی مختار نقش آفرینی کرد. «حسن میرباقری» برادر «داوود میرباقری» که یکی از نویسندگان اولیه مجموعه است هم نقش ابراهیم اشتر را بازی کرد. «حامد میرباقری» دستیار کارگردان ایفاگر نقش پسر مختار و در مقطعی «ابن وهب» یکی از شهدای کربلا بود. او فرزند «داوود میرباقری» است.

موسیقی سریال
با توجه به بازتاب گسترده موسیقی «امام علی(ع)» یکی از مجموعه‌های پربیننده میرباقری و نیز «گرگ‌ها»ی او، مخاطبان «مختارنامه» روی موسیقی این پروژه انتظارات زیادی دارند.
میرباقری و گروهش بعد از مذاکرات بسیار زیاد و گذراندن مراحل مقدماتی و مذاکره با یکسری از آهنگسازها، به این نتیجه رسیدکه «امیر توسلی» بیش از دیگران انرژی و انگیزه برای کارکردن دارد. او در این باره گفته: «به این نتیجه رسیدم که او انرژی کافی را دارد و جلساتی داشتیم و با علاقه بسیاری سرصحنه‌ها حضور پیدا می‌کرد که فکر می‌کنم خیلی موثر است و من قطعه‌هایی را شنیدم که بسیار درخشان بود و امیدوارم یک موسیقی فوق‌العاده را در این کار بشنویم.
ریشه‌های موسیقی «مختارنامه» به نوعی به ریشه‌های موسیقی سنتی برمی‌گردد. موسیقی کار، تم‌های مختلف دارد. در بخشی که بیشتر عاشورایی است، از این بخش استفاده می‌شود و بقیه نیز ریشه‌های عربی دارد و با فضاهای متفاوت، موسیقی متفاوت می‌شود.

عنوان‌بندی سریال
عنوان‌بندی این سریال توسط «مهران برومند» و «مسعود سعادت مند» به عنوان مجری طرح در شرکت « تصویر پردازان مدیا» ساخته شده.عنوان بندی آغاز این سریال سه دقیقه و نیم است که در قالب فیلمی کوتاه، خلاصه‌ای از سریال مختارنامه به همراه نمادی از این سریال دیده می‌شود و بعد از آن ذکر عناوین و اسامی هنرمندان و دست‌اندرکاران آغاز می‌شود. عنوان‌بندی پایانی هم مانند اغلب سریال‌های تلویزیونی ساده است.

پخش اولین قسمت
اولین قسمت این سریال روز جمعه -۹ مهرماه- ساعت ۲۲ از شبکه یک سیما پخش شد البته تلویزیون تصمیم گرفته تا این سریال را هم زمان از شبکه قرآن نیز پخش کند و این سریال روزهای یکشنبه از ساعت ۲۰ توسط شبکه قرآن و معارف سیما پخش خواهد شد و تکرار مجموعه تلویزیونی نیز پنج شنبه‌ها، ساعت ۲۰ از شبکه قرآن و معارف سیما خواهد بود.

سرمایه‌‌گذاری روی فرهنگ،‌ هزینه بالایی که در آینده جبران می‌شود
میرباقری در اظهار نظری پیرامون این سریال گفته است: «…به هر تقدیر همه ما می‌گوییم زبان رسانه در زمانه ما موثرترین زبان است. این را بارها و بارها مسؤولین فرهنگی ما با زبان رسا اعلام کرده‌اند؛ اما در دیدگاه ما یک اشکالی وجود دارد؛ یک مقدار، شاید واقعا، نگاهی از سر کج اندیشی و بدفهمی باشد که حاضر نیستیم برای این زبان موثر هزینه و سرمایه‌گذاری بکنیم… اگر ما در این سال‌های بعد از انقلاب، یک صدم آنچه که برای تسلیحات هزینه کرده بودیم، یک صدمش را در زمینه فرهنگ سرمایه‌گذاری کرده بودیم، امروز بسیاری از ناهنجاری‌های فرهنگی را شاهد نبودیم. به هرحال زبان سینما، تلویزیون و نمایش، در نمایش، کمتر اما در تلویزیون و سینما، واقعا پرهزینه است. اگر می‌بینیم که آمریکا امروز در عرصه جهانی همه بازارهای جهان را فتح کرده، به دلیل نگاه و سرمایه‌گذاری آنها بوده است. در جایی می‌گفتند یک تهیه کننده آمریکایی اگر قرار باشد برای یک پلان ده پانزده ثانیه‌ای، دو میلیون دلار هزینه کند، می‌کند. چون تاثیرش را بلافاصله خواهد دید و هزینه‌هایش را بلافاصله جبران خواهد کرد.»

میرباقری در جایی دیگر گفته است:«…من واقعا در مختارنامه تمام تلاشم را کرده‌ام کاری را عرضه کنم که در شأن و نشان‌دهنده اقتدار نظام فرهنگی ايران باشد. امیدوارم این اتفاق بیفتد. به هر حال روز و شب دعای من این است که این زحمات بالاخره به شکل درستش منعکس بشود و به سرانجام برسد. بدون مبالغه هم عرض می‌کنم، اگر تا به حال، مجموعه کارهای من که بخشی از آن را اینجا مشاهده کردید و خیلی‌هایش را هم دیده‌اید، در یک طرف از کفه ترازو بگذاریم، «مختارنامه» طرف دیگر آن است. یعنی سعی کردم کاری بسیار متفاوت، با انگیزه‌های بسیار بالا، انجام دهم. شوخی نیست؛ چهار سال خود را قرنطینه کردن و آماده نگاه داشتن و از شوق نیفتادن، خود را آماده نگه‌داری تا بتوانی بعد از چهار سال، پلانی که امروز می‌گیری با همان قوت و قدرت پلان‌هایی باشد که روزهای اول کار گرفتی، دوستان سینمایی متوجه مقصودم در این زمینه می‌شوند…»

داوود میرباقری درباره تصمیمش از ساخت مجموعه تلویزیونی «مختارنامه» آورده است: پس از ساخت فیلم امام علی (ع) با همه خاطرات شیرین و فرجام غم انگیزش، شیفته جست‌وجوی سلمان، صحابی کبار و ایرانی تبار حضرت محمد(ص) شدم. قریب ده سال با او سفر کردیم و به جست‌وجوی حقیقت پرداختیم. از ایران و حضرت زرتشت تا بیت المقدس و حضرت مسیح و از آنجا تا سرزمین حجاز و مکه…
رفتیم و رفتیم و رفتیم و با عشق سلمان به علی (ع) آرام شدیم… این ده سال بی‌شباهت به دو ماراتن نبود. در واپسین لحظاتی که فکر می‌کردم با سلمان فارسی به انتهای راه نزدیک شده‌ام، ناگهان دونده‌ای ظاهر شد و چون باد خود را به خط پایان رساند، خوب که نگاه کردم دیدم مختار است؛ مختار ثقفی. مختار جایی خود را نشانم داد که نتوانستم نبینمش. جلو رفتم و سعی کردم او و قیامش را بشناسم. لذا با او به تاریخ سفر کردیم. دوشادوش او جنگیدیم. جنگی که اکنون نیز ادامه دارد. برای پیروزی مان دعا کنید…




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - سروان رنو - ۱۳۸۹/۷/۱۲ عصر ۰۹:۴۳

باتفاق  يكي از دوستان بحث سريال مختارنامه را داشتيم ايشان مي گفت  ما خيلي از دنيا عقب هستيم آمريكا سريال " لاست " " فرار از زندان" "24" مطابق با علم روز مي سازد كه دنيا را تسخير مي كند  ما سريال از 1400 سال پيش مي سازيم در  مختارنامه  اين يكي سر اون يكي را مي برد  اون يكي سر اون يكي ديگه را مي برد  وهمه هم با هم فاميل هستند

البته من با این استدلال که نباید سریال هایی که یکی سر دیگری را می بُرد بسازیم موافق نیستم. نساختن این داستان ها چه ربطی به تمدن دارد ؟ مگر همین هالیوود خودمان (قب) * کم فیلم های قدیمی که توش کشت و کشتار است می سازد؟ اتفاقا آمار فیلم های هالیوودی که مربوط به دوران روم و جنگ جهانی و ... است و دائما در آن سر می بُرند و دل و روده بیرون می ریزند خیلی از ما بیشتر است. به قول هیچکاک (ره) ، بشر راحت طلب امروزی که دیگر جنگاوری نمی کند ، نیاز به تجربه کردن خشونت دارد چون ذاتا از هیجان و جنگ خوشش می آید ! به هر حال فراموش نکنیم که اکثر کارگردان های ممکلت برای اینکه بتوانند کسب بودجه کنند و مشکلی نداشته باشند مجبورند که به سمت ساخت سریال های مذهبی بروند اما آن دسته که خلاقتر و زیرک تر هستند ، از خلال همین سریال های مذهبی هم حرف خود را دربسته می زنند و شاید میرباقری هم یکی از این کارگردان ها باشد. باید صبر کرد و دید.

* قب: قربانش برم  ( به سبک مجله گل آقا )




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - 1991 - ۱۳۸۹/۷/۱۲ عصر ۱۰:۱۳

(۱۳۸۹/۷/۱۲ عصر ۰۹:۰۸)بهزاد ستوده نوشته شده:   

حوادث مجموعه
با وجود آموزش‌هایی که به برخی بازیگران ارائه شد، حوادثی هم در حین فیلم‌برداری برای برخی از بازیگران اتفاق افتاد. «فریبرز عرب نیا» و «رضا رویگری» چند بار زخمی شدند. تهیه کننده هم دو باربه دلیل فشار کار سکته کرد.

آخر این پاراگراف علامت "!" نیاز نیست؟!!

جدی گفتید سکته کردن[تصویر: 317gzkj.gif]؟!! بگید که شوخی بود!!

(۱۳۸۹/۷/۱۲ عصر ۰۹:۴۳)سروان رنو نوشته شده:  

البته من با این استدلال که نباید سریال هایی که یکی سر دیگری را می بُرد بسازیم موافق نیستم. نساختن این داستان ها چه ربطی به تمدن دارد ؟ مگر همین هالیوود خودمان (قب) * کم فیلم های قدیمی که توش کشت و کشتار است می سازد؟ اتفاقا آمار فیلم های هالیوودی که مربوط به دوران روم و جنگ جهانی و ... است و دائما در آن سر می بُرند و دل و روده بیرون می ریزند خیلی از ما بیشتر است. به قول هیچکاک (ره) ، بشر راحت طلب امروزی که دیگر جنگاوری نمی کند ، نیاز به تجربه کردن خشونت دارد چون ذاتا از هیجان و جنگ خوشش می آید ! به هر حال فراموش نکنیم که اکثر کارگردان های ممکلت برای اینکه بتوانند کسب بودجه کنند و مشکلی نداشته باشند مجبورند که به سمت ساخت سریال های مذهبی بروند اما آن دسته که خلاقتر و زیرک تر هستند ، از خلال همین سریال های مذهبی هم حرف خود را دربسته می زنند و شاید میرباقری هم یکی از این کارگردان ها باشد. باید صیر کرد و دید.

* قب: قربانش برم  ( به سبک مجله گل آقا )

همچنین (با اجازه‌ی سروان عزیز[تصویر: 63izs7n.gif]) لازمه اضافه کرد که طی سال اخیر(شمسی) سریال تاریخی به بازار اومده بود(فصل اولش یه نام "خون و شن") به نام اسپارتاکوس که میزان خشونتش و صحنه‌های بزرگسالانه‌اش([تصویر: mpr.gif]!) اونقدر زیاد بود که اعتراض برخی رو هم در آورد و به همین دلیل در ابتدای قسمت‌های پایانی فصل اول توضیح‌نامه‌ایی رو در همین باب اضافه کرده بودند .از طرفی این سریال با این شرح و اوصاف تونسته بود خیل زیادی رو به خودش جذب کنه( گفته شده بطور متوسط 1.285میلیون بیننده فصل اول این سریال رو دیدند.).

بنده هم که این رو تماشا کردم بسی شیفته شدم{#smilies.heart} با اینکه تنها شرقی حاضر در سریال رو یه موجود خبیث و پست و عمروعاص‌صفت نشون دادن ولی از صحنه‌های پر زرق و برق، اسلوموشن‌های باور نکردنی و از همه مهم‌ت ازر ریتم شدیداً تند اون نمی‌شه گزشت.

خلاصه اینکه سریال‌های تاریخی "هم" اگه مولفه‌های جذابیت رو رعایت کنند به همون اندازه جذاب خواهند بود که یه سریال قرن 21یی یا هرچیز دیگری!




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - منصور - ۱۳۸۹/۷/۱۳ عصر ۱۲:۱۷

تصمیم داشتم دیگر نباشم ... اما پیامهای دوستان و علاقه خاص خودم به اکثریت دوستان کافه که از ایام گذشته کنارم بودند و کنارشان بوده ام رخصت رخصت نداد. درهر صورت گذشت زمان و نعمت فراموشی دلگیریها را کم رنگ خواهد کرد

یکی از دوستان اشارتی جالب داشت که بهتر است بجای پرداختن به سریالی چون مختار ، به سریال قهوه تلخ بپردازیم... ! آرزوی شخصی من ساخته شدن سریالها و فیلمهایی با موضوعیت تاریخ ایران (با قدمت قبل از میلاد مسیح و بطور کل آنسوی قاجار) است. جنگهائی چون : نبرد کوروش با نبونید پادشاه بابل ، جنگ کوروش با کرزوس (سارد) ، جنگ پلوزیوم (کمبوجیه با مصر) ، جنگ میلت (داریوش با یونان) ، جنگهای ترموپیل ، آرت میزیوم ، سالامین ، میکال (جنگهای خشایارشاه با یونانیها) ، نبرد کاره (نبرد ارد اشکانی با کراسوس رومی) ، جنگ آنتوانت (نبرد فرهاد چهارم با روم) ، جنگ تراژان (خسرو اشکانی با روم)  و ... و از همه مهمتر جنگهای سرداران بی باک و از جان گذشته این مرز وبوم همچون جنگ پلاته (نبرد مردونیه سردار خشایارشا با یونان) ، جنگ گاوگاملا (نبرد ژنرال آریو برزن با اسکندر مقدونی) ، جنگ حران (نبرد سورنا سردار اشکانی با روم) ، جنگ زاب (نبرد ابومسلم خراسانی با امویان) ، جنگ جلال الدین خوارزمشاه با مغولان و همینطور جنگ بابک خرمدین با اعراب و ... بوده و هست. سالهاست که منتظریم تا مسئولین ما ، فیلمسازان ما و مردم ما آمادگی پرداختن ، ساختن و دیدن فیلمهائی که عظمت و شوکت این خاک را نشان دهد هستیم... اما متاسفانه سياستگذاریها فعلا چیز دیگری را نشان میدهد.

 (دوستان ببخشند که با این لحن میگویم) ذائقه ی مسخره ی ما در استقبال از سریالها و فیلمهای آبگوشتی آپارتمانی و لوده کم هزینه ، مردم را و بويژه سطح توقع ایشان را سالهاست که پائین آورده است. ریشه این سریالها از دهه 50 و سریالهائی چون ایتالیا ایتالیا آغاز شد و امروزه طی چندماه سریالهائی در 50 قسمت که دو فصل عمر ما را هرشب بخود اختصاص میدهد و پس از چندماه از آخرین قسمتشان کسی آنها را حتی بیاد هم نمی آورد کل کلکسیون سریالهای ایرانی امروزه را شامل است. مشغول کردن مردم با یک داستان مضحک ارتباط یک دختر و پسر امروزی نه بالذاته که بخاطر بگیر و ببندهای قبلی است (که الانسان حریصٌ ما مُنِع) و خود بهتر میدانید 10 سال بعد کسی حاضر نیست حتی نام این سریالها را بشنود چه رسد به اینکه بنشیند و یک یا چند قسمت را مجددا ببیند. اینها در حکم ظروف یکبار مصرفی هستند که بمحض رویت به زباله دان اذهان سپرده میشوند... دراینخصوص حرف برای گفتن زیاد است اما از آنجاکه هدف من از این پست توجه به سریال مختار ثقفی است سخن کوتاه میکنم

هرگز با دیدن یک یا چند قسمت ابتدائی یا میانی یک سریال در مورد کلیت آن قضاوت نکنیم (همچنانکه یک انسان را نمیتوان با برخورد اول شناخت) . گاهی یک صحنه از یک سریال کلیت دیدگاه ما را از آن دگرگون خواهد کرد. صحنه ای که شاید درست در انتهای آن گنجانده شده باشد. صحنه ی بیرون آمدن اسب از خاک و صحنه فوران خون از دیوار کوفه و جنگ عاشورا صحنه هائی مسحور کننده است که میرباقری اشارتهائی خاص بدانها دارد. به شخصه در یکی از برنامه های شما و سیما فخیم زاده را دیدم که می گفت : اگر بخواهیم به این سریال بگوئیم سریال(سه ریال) باید به سریالهائی که من از ائمه ساخته ام باید گفت دوزاری... بنابراین باید نشست و دید و نه آنکه ندیده دست شست.

اوایل دهه 1360 نمایشی خارق العاده با عنوان مختار در طول یکی از ماه های محرم در برنامه قصه شب رادیو پخش شد که تا مدتها ذهن مرا به خود مشغول کرده بود. بازیگران آن نمایش را بیاد ندارم اما گوینده نقش مختار صدائی بسیار بم در حد گویش منوچهر اسماعیلی بجای لینو ونتورا در نقش والژان در سریال بینوایان (محصول فرانسه و ساخته روبر حسین) داشت. بسیار مقتدر و بسیار خشن. فریادهای حرمله و خولی که آنها را از زیر سبدی در توالت خانه بیرون کشیدند و تکه تکه کردند هنوز موی را بر تنم سیخ میکند... صدای نفس نفس شمربن ذی الجوشن که از بامها می گریخت و افراد مختار بدنبال او بودند ... و صدای مختار که برای تک تک قاتلین، خود شیوه مرگ را تعیین میکرد...

بیاد می آورم بچه که بودم پدرم کتابی داشت با عنوان مختارنامه. تصویر نقاشی شده مردی شمشیر بدست کنار چند دیگ جوشان آب و روغن که آتشی زیر هرکدام روشن بود و کسانی داخل دیگ بودند و از درد فریاد می کشیدند روی جلد. از پدر می پرسیدم اینها چه کرده اند که داخل دیگند؟ و او می گفت: اینها قاتلین 72 شهید کربلایند که مختار همه ی آنها را به سزای عملشان رساند... و من با این سوال که این مختار روز عاشورا کجا بود! ... داخل کتاب تصاویر سربریدن ، زیر پای اسب انداختن ، شکم پاره کردن ، تیر به پیشانی زدن و ... هم بود که کیفرهائی سخت را به تصویر می کشید. پدرم می گفت داخل کتاب نوشته است که مختار در یک روز 248 نفر از نظامیان لشکر ابن سعد و عبیداله را به سزای عملشان رساند... آن کتاب به رسم امانت به کسی داده شد و او هرگز پس نیاورد به بهانه گم شدنش.

مختاربن ابوعبیده بن عمر بن عمیر بن عوف بن قسی بن هنبه بن هوازن (شجره نامه از تاریخ طبری) از قبیله ثقیف از هوازن از اعراب منطقه طائف بود. اینکه ادعا میشود مختار ملیتی ایرانی داشت به هیچ عنوان صحیح نیست. او یک عرب بود اما پدرش از سرداران عمر در جنگ با ایرانیان بشمار می رفت و ظاهرا بخاطر عطوفت پدرش و رشادتهای او ، ایرانیان به این خانواده ارادتی خاص داشتند. کنیه اش ابواسحاق و لقبش کیسان بود و فرقه کیسانیه (یکی از 28 مذهب قدیمی منشعب مسلمین) از اوست. مادرش دومه بود و مختار پس از شهادت علی (ع) به بصره آمد و در آنجا ساکن شد. او بعدها مسلم بن عقیل را به خانه خود راه داد اما مسلم از اینکه جان مختار به خطر افتد به خانه هانی رفت... مختار پس از مدتی با افراد خود در بیرون از کوفه با لشکر عبیداله برخورد لفظی پیدا کرد و گریخت ، مختار با شیطنت  هانی بن جبه و عدم حمایت عمرو ، به محض داخل شدن به قصر عبیداله با ضربه عصای او روبرو و یک چشمش بشدت آسیب دید وبه زندان افکنده شد... روز عاشورا و قیام امام حسین(ع) او در زندان بود ... او بعدها با وساطت شوهرخواهرش (عبداله بن عمر خطاب) نزد یزید از زندان آزاد شد... میگویند در راه آزادی از زندان هرکس از او می پرسید به چشمت چه آسیبی رسیده است میگفت : زنازاده ای چوبش را گم کرده بود در چشم من بدنبال آن می گشت! خدا مرا بکشد اگر او را نکشم، بخدا قسم تمام قاتلین حسین بن علی را از دم تیغ خواهم گذراند...  بعدها مختار با فراخواندن مردم عراق به خونخواهی حسین با همه آنها بشکل نیم مخفی بیعت کرد و زندانی شدن مجدد مختار ، او را در ادامه راه جدیتر کرد. بمحض آزادی با بیعتی جدیتر و فراهم کردن قوای خود قصر عبدیاله بن زیاد را بتصرف درآورد اما خود ابن زیاد را بعدها در جنگ نهر خازر از پای درآورد (جنگی که در آن 70 هزار از شامیان کشته شدند و تن عبیداله بن زیاد از وسط شقه شد ) .... بیش از 70 درصد لشکر وی را ایرانیان تشکیل میدادند و میگویند شبها در چادرهای آنها زبانی جز زبان فارسی شنیده نمیشد... او با ثبت نامهای تمامی اشخاصی که در جنگ با حسین دخیل بودند به شکار تک تک ایشان همت گمارد و همه را مجازات کرد... در نهایت ، مختار در نبرد با مصعب کشته شد. دستش را از تن جدا کردند و به دیوار مسجد کوفه میخکوب کردند که مدتها در آنجا بود...

یکی از دوستان اشاره به سریال جدید اسپارتاکوس و قتل عامهای فجیع آن کرده بود و سریالی چون مختار را ازین حیث کم مایه خوانده بود. من نمیدانم میرباقری قصه مختار را چگونه پیش خواهد برد اما به جد به شما میگویم قیام مختار خشن ترین قیام تاریخ عرب پس از اسلام است و اگر بخواهند به واقع آنچه را که رخ داده است به تصویر کشند حالی برای من و شما در دیدن تصاویر نخواهند ماند. به چند مورد اشاره میکنم:

1- شمربن ذی الجوشن شتر امام را روز عاشورا ذبح کرد و به شکرانه پیروزی بر حسین آنرا بین مردم کوفه تقسیم کرد... مختار دستور داد خانه تمام کسانی را که گوشت آن شتر به آنها وارد شده بود تخریب کردند و ساکنان خانه را از دم تیغ گذراندند

2-ده نفر از بانیان قتل یاران امام در روز عاشورا و کشانندگان پیکر وی روی زمین(که فرصت نام بردن آنها نیست) به دستور مختار از پشت روی زمین بسته شدند. نعلهائی تازه بر پای اسبان زده شد و اسبها را بر بدن آنان تاختند. سپس بدنهای آنان را به آتش کشیدند تا خاکستر شود

3-سنان بن انس(کسی که سر امام را پس از بریده شدن توسط شمر ، از تن جدا کرده بود) به قطع انگشتها و سپس قطع دست و پا محکوم شد و سپس در وضعیتی که هنوز زنده بود او را داخل دیگی با روغن زیتون جوشان انداختند

4-حکیم سندسی که لباس ابوالفضل را غارت کرده بود را به رگبار تیر بستند تا بدنش از هر جهت سوراخ شود

5-زیدبن وقار (قاتل عبداله بن مسلم) را سنگسار و سپس تیرباران کردند

6-خولی (حامل سر بریده امام) را با شمشیر کشتند و بدنش را به آتش کشیدند

7-شمربن ذی الجوشن را گردن زدند

8-حرمله قاتل علی اصغر را دست و پا زدند و پیکرش را در آتش انداختند و ....

اینها نمونه هائی کوچک از مجازاتی بود که مختار تعیین و به شخصه بر اجرای آنها نظارت میکرد...

اما آنچه که من در قسمت اول سریال دیدم

الف) دیالوگها کما فی السابق مهر میرباقری را دارد. جملاتی که ظاهر آنها بعضا عوامانه و بسیار ساده اند : مانند " جان من ؟"  ، "کسی قصد النگوهایم را داشت که سرش را ترکاندم" ، "قرار بود فکر شوهر باشم که تا حالا 10 جوجه دورو برم جیک جیک میکرد" ، " کارد به شکم خورده هوس گوشت گراز کرده" و ... گاهی جملاتش موزون است : "ملت راضی ، خدا قاضی" ... گاه جملاتش بسیار پر مغزند مانند : " زر در جیب یعنی زور در بازو" و ... در هر شکل ، کلام میرباقری نه مانند کلام مرحوم حاتمی بسیار پخته با پشتوانه فرهنگی بنام فرهنگ ایران است و نه مانند کلام بسیار ساده دیگر کارگردانان ماست. کلام میرباقری کلامی بعضا کوچه بازاری اما به شدت جذاب و عجیب است که گاهی انسان هوس میکند آنها را یادداشت کند

ب) برایم عجیب بود که آهنگ سریال توسط خبرگان این فن ساخته نشده است. ظاهرا فخرالدینی و انتظامی در کارهای قبلی میرباقری جیب وی را اساسی زده بودند و او این بار پشت دستش را داغ کرده بود که به سراغ آنها نرود. موسیقی در حد متوسط به بالاست . ظاهرا خانمی از بوشهر نسبت به پخش صدای خود در موسیقی سریال اعتراض کرده است که بعید نیست دیگر آن صدای تک خوانی را نشنویم مضافا به اینکه صدای زن در سریالی که ادعای مذهبی بودن دارد جالب بنظر می رسد

ج) عنوان بندی ابتدائی سریال خلاقانه است. خون به آسمان پرتاب میشود، رنگ آسمان به قرمزی می گراید و عنوان مختارنامه به رنگی قرمز با هاله ای از آتش روی خطوط ظاهر میگردد . نام عرب نیا با خون نقش می بندد و اسامی با امواجی نرم از خطی نه کاملا نستعلیق و نه کاملا شکسته نستعلیق به نمایش گذاشته میشود. نمایش نام داوود میرباقری داخل آبی که با کف دو دست از چشمه برداشته میشود یک نوآوری جالب است... عنوان بندی پایانی که به قطع تصویر نهائی و تبدیل آن به یک صفحه از کتاب مختارنامه منتهی میشود بسیار خلاقانه است

د) جمله ی "از یک عجم که عرب نسلش را خوار می پندارد چه انتظاری داری" که از دهان رضا رویگری خطاب به عرب نیا خارج شد بسیار مرا کلافه کرد. از نظر من : عرب سوسمار خور غلط میکند که نژاد عجم را خوار بپندارد. وقتی خود چنین جملاتی را در فیلمهای پر هزینه خود بکار میگیرم و آنرا در معرض نمایش اعراب منطقه میگذاریم چه انتظاری از تکریم و احترام این بیابانیهای تازه بدوران رسیده خواهیم داشت

ه) وقتی مختار گفت : " وقتی گفتم به جنگ نروید نه تو (کنعان) گوش کردی و نه امامت" از نظر من یک توهین به امام حسن مجتبی است. این جمله یعنی آنچه مختار و در واقع نقش اول فیلم میگوید برهان قاطع است و آنچه دیگران میگویند یا میکنند خلاف واقع. اگرچه جملات زنجان پور در نصیحت مختار نشان داد او راه را به اشتباه میرود اما آن توصیه و آن صحنه باید بر این جمله مقدم می بود.

و) بکار بردن شعر "بارها گفت محمد که علی جان منست/هم به جان علی و جان محمد صلوات" که بیت اول یک غزل معروف است که به نظرم در دوره صفوی ساخته شد ، در سریال یک لودگی محض است که از میرباقری عجیب بعید می نمود

ز)بکار برون جمله ای چون " اگر گوشت گراز بخوری دچار مرض مول مول میشوی" در یک سریال عظیم ملی بسیار مسخره است. (منظور از مول مول خارش ماتحت است)

ح) فیلمبرداری سریال در حد بسیار استانداری است اما در قسمت اول من نوآوری خاصی ندیدم. حرکت دوربین و ایستائی آن سر یک صحنه خاص بسیار حساب شده است طوری که میلیمتری کار میشود. صحنه ای که یار امام رو به دیوار می گرید و از پائین فیلمبرادری میشود عجیب مرا یاد صحنه گذشتن ال سید از دروازه تاریخ انداخت(اما با زاویه ای بسیار بسته تر)

ط) صحنه آرائیها نسبتا خوب اما بسیار تروتمیزند. قبول بفرمائید اعراب این قدرها هم تمیز نیستند که حتی گرد وغبار هم روی کوزه های سفالی آنها ننشیند و به محض شکستن یا پرتاب گردی از آنها بلند نشود. دیوارها بسیار پر زرق و برق و بدون حتی یک لکه ساخته شده اند و لباس متدینین و دین فروشان بسیار اتوکشیده و زیباست. امیدوارم همچون سریالهای کره ای که در تصویر کردن صورت طرف حتی لحظه شکنجه هم سرخاب سفیدابش بهم نمیخورد از آنسوی پشت بام نیفتاده باشیم




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - موسيو وردو - ۱۳۸۹/۷/۱۳ عصر ۰۹:۴۵

سلام

راستش سالها است از تلويزيون بجز فوتبال و برنامه 90 چيزي نديدم. از اين سريال هاي ماست و خياري اينقدر گذاشتند كه اور دز (over dose) كردم و گفتم خداحافظ تلويزيون ملي.

نهايت نماهايي كه از يه سريال ديدم موقع رد شدنم از مسير اتاقم به دستشويي بوده و بالعكس. بيشترم انصافا نمي ارزن

آخرين سريالهايي كه جدي دنبال ميكردم و تو ذهنم مونده خانه سبز ، پس از باران و خط قرمزه . فكر ميكنم فاصله زماني اين سريال ها هم با هم زياد باشه.

حالا اين تاپيكي كه دوستان راه انداختند باز داره منو وسوسه ميكنه برم پاي تلويزيون و اين لحظات الكي رو الكي تر بگذرونم..............نههههههههه نهههههههههههه دست از سرم برداريد............... نه ديگه فكر نكنم پهلوانان نميميرند و امام علي (ع) ساخته بشه. مخصوصا توي اين جو كه يا با مايي يا عليه ما(جمله آخر ، روشنفكري نگارنده را به رخ ميكشد و به اصل قضيه ربطي ندارد)

بگذاريد نديد يه پيش بيني هايي در مورد فيلم بكنم:

1) به هيچ عنوان شاهد صحنه هاي خشن نخواهيم بود. به 2 دليل:

الف) تو دنيا كم ميگن مسلمونا ...شين حالا ما خودمونم بيايم يه فيلم بسازيم كه آدم تو ديگ ميندازند و دست و پا قطع ميكنند و ...asabi

ب) خانواده پاي تلويزيون نشستن آقا بدآموزي دارهnnnn:

2) فارس ها را در اين فيلم در حد تيم ملي بالا خواهند برد و عرب ها را خواهند كوبيد. دليل:

مقارن شدن اين فيلم با قضيه خليج فارس و خليج عربي. احتمالا در قسمت هاي بعد مختار به صورت تصادفي از كنار خليج فارس رد خواهد شد و به نام خليج فارس مستقيما اشاره خواهد كرد.

3) در توضيح صحنه هاي خشن وقايع به صورت نريشن بازگو خواهد شد. مثال:

گوينده متن:

حکیم سندسی که لباس ابوالفضل را غارت کرده بود را به رگبار تیر بستند تا بدنش از هر جهت سوراخ شود

اين جمله بالا رو از جناب منصور تك زدم.

گوينده متن هم احتمالا از اين صدا كلفت ها باشد مثل دوبلور بازرس مورس.

...................................................................................................................................

ببينيد سريال را . بنده هم از همين جا تعريف هاي شما را دنبال ميكنم. من هم اميدوارم فيلم خوبي باشد......سال ها است به خيلي چيزها اميدوارم ، ديگه به اميد عادت كردم........راستي چرا براي ماها به جاي اميد تو زندگيمون مثلا مهسا نگذاشتند؟ مثلا ميتونستيم بگيم:

من با مهسا زنده ام در عوض جمله من با اميد زنده ام. خوبيش اين بود كه در جمله اول آدم احساس تنهايي نميكنهshakkk!

شاد باشيد




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - دشمن مردم - ۱۳۸۹/۷/۱۳ عصر ۱۰:۴۵

با کسب اجازه از محضر دوستان فرهیخته و کمال دوستم
فقط در باب مذهب شما را به جمله ای از کارل مارکس سوق می دهم
مذهب افیونی است در میان مردم
آیا هر سریالی مذهبی که ساخته می شود حقیقت را می گوید به راستی این چنین است
عقیده هر کس محترم است اما آیا مشکل ما با دیدن فیلمهای مذهبی آنهم طوری که آنها را به نمایش می گذارند حل خواهد گشت .در سریال حضرت علی آقای میر باقری نقش قطام رو طوری پر رنگ و لعاب کردند که انگار ابن ابن ملجم فقط به خاطر زن این کار رو کرده و هیچ دلیلی هم برای خودش ندارد.مردم ما هنوز هم باورهای دینی را چه درست و چه غلط باور می کنند و این جای تاسف است


RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - jodiabut - ۱۳۸۹/۷/۱۳ عصر ۱۱:۱۲

راستي چرا براي ماها به جاي اميد تو زندگيمون مثلا مهسا نگذاشتند؟ مثلا ميتونستيم بگيم:

من با مهسا زنده ام در عوض جمله من با اميد زنده ام. خوبيش اين بود كه در جمله اول آدم احساس تنهايي نميكنهshakkk!

موسیووردو عزیز محض اطلاع شما امید رو  حوا برای حسودی آدم آفرید در واقعه پیش دستی کرد

اگه قرار بود مهسا بذاره اون جوری حوا تنه می موند اینم از رنگی حوایاست.:haha::




RE: مختارنامه؛ امام‌علی(ع) مدرن؟ - دلشدگان - ۱۳۸۹/۷/۱۶ صبح ۰۹:۲۲

نظر من درباره قسمت اول سریال مختارنامه :

تیتراژ : امام حسین (ع) را سوار بر اسب  نشان می دهد در حالی که پیکر مبارک حضرت علی اصغر را در بغل دارند. در این هنگام امام خون گلوی حضرت علی اصغر را به آسمان می پاشد و خون تمامی آسمان را در بر می گیرد و آنگاه آسمان گریان می شود. یکی از بزرگترین قطره اشکهای آسمان پس از برخورد به زمین نام مختار را که حاله ای از آتش دارد را نمایان می سازد . نام بازیگر نقش مختار با خون نوشته می شود و این خون در بیش از نیمی از تیتراژ ادامه دارد که حاکی از قیام مختار برای خونخواهی امام حسین (ع) است.

 از نکات دیگر تیتراژ حضور کاوه فتوحی در نقش عباس بن علی است. بعید به نظر می رسد که چهره حضرت ابوالفضل العباس نشان داده شود و یحتمل چهره ایشان نشان داده نمی شود . به هرحال باید منتظر ماند و دید.

 در شروع قسمت اول سریال عبارت بحر فارسی در نقشه جلب توجه می کند . داستان از مدائن شروع می شود در سال 41 هجری قمری، حدود بیست سال قبل از شهادت امام حسین (ع).

 مختار در حالی که به خوشه های زیبای مزرعه اشاره دارد، رو به ابوسلیم کرده و می گوید : ابو سلیم ببین چه می لولند و می رقصند و دلبری می کنند، دستت درست، الحق که با این دسترنج طلا را حقیر کرده ای .

سلیم می گوید : آب حلال، زمین حلال، دانه حلال، ارباب سخی، رعیت راضی، خداوند قاضی، باید هم طلا درو کنیم مختار! .....  دستت درست تکه کلامی است که فکر می کنم در گویش محاوره ای امروزی بوجود آمده باشد و  بعید است در آن دوران استفاده شده باشد.

در ضمن گویا الحمدالله گفتن مختار به شکرانه خداوند، بعدا دوبله شده است چون نیمی از ذکر بر روی دهان بسته ادا می شود .

 یک لانه پرنده با 5 تخم بسیار زیبا ، به نظر من اشاره داشت به پنج تن آل عبا .

 نوشته منصور عزیز :

وقتی مختار گفت : " وقتی گفتم به جنگ نروید نه تو (کیان) گوش کردی و نه امامت" از نظر من یک توهین به امام حسن مجتبی است. این جمله یعنی آنچه مختار و در واقع نقش اول فیلم میگوید برهان قاطع است و آنچه دیگران میگویند یا میکنند خلاف واقع. اگرچه جملات اکبر زنجان پور ( عموی مختار) در نصیحت مختار نشان داد او راه را به اشتباه میرود اما آن توصیه و آن صحنه باید بر این جمله مقدم می بود.

 حال آن سکانس (سکانس گفتگوی مختار با عمویش ( فرماندار مدائن) در حضور کیان):

عمو : پشت به پشت عمو بده تا به فضل خدا کید شیطان را در هم شکنیم .

مختار : در حال حاضر برای درهم کوفتن دشمن، شمشیری باید که بتواند جهالت را گردن بزند. من چنین شمشیری ندارم . زر در ترازو یعنی زور در بازو ، حضرت شیطان امروز طلا دارد عمو جان، طلا ..... دخول در چنین جنگی غلط بوده، ادامه اش غلط  اندر غلط.

عمو : پناه بر خدا از شر وسوسه خناس، زبان شیطان در کامت می چرخد مختار، طوری حرف می زنی که انگار امام، عالم به قاعده و جنگ نبوده و دشمن را به قدر تو نمی شناخته. او از سر جبر تن به جنگ داد جان من، همانطور که علی در صفین جبرا جنگ برده را، وا نهاد . امام شکست وغربت و تنهایی را به جان خرید، تا این جماعت را به جهلشان عالم کند . به خدا قسم، برای انزوایت معیشت دنیا را بهانه می کردی گواراترم بود ، تا به علم و درایت امامت شک کنی .

هر چند این سکانس بسیار زیبا بود ولی من هم با نظر منصور عزیز موافقم . در ضمن عبارت حضرت شیطان هم جالب توجه است.

و  اما جمله .... : " تو کجا و من کجا ! از یک ایرانی که عرب نژادش را حقیر می داند، توقع چه معجزه ای داشتی مختار؟!!!

با شنیدن این جمله قلبم به درد آمد و تا مدتی نفس کشیدن برایم سخت شد . از ماست که بر ماست. من این سریال را روز پنج شنبه ( یک روز قبل از پخش قسمت دوم ) دیدم. چند روز قبل نوشته منصور را خوانده بودم، تازه حال منصور عزیز و ایرانیهای اصیل واقعی را بعد از شنیدن این جمله فهمیدم .

ازمسئولینی که تاریخ و تمدن اصیل و کهن ایرانی را از کتابهای درسی فرزندان این خاک حذف می کنند ، بیش از این انتظاری نیست . با این وضعیت آرزوی ساخته شدن رشادتهای سردار بزرگ ایران زمین آریو برزن ، امپراطوری عظیم داریوش و کوروش کبیر، نبرد کوروش با نبونید پادشاه بابل و ....  خیال و رویایی بیش نیست. یاد کاریکاتور بسیار تلخی افتادم که روزنامه همشهری درباره حذف تاریخ کهن ایرانی در صفحه اول چاپ کرده بود . معلمی که داشت تاریخ درس می داد و به بچه ها می گفت :" بچه ها به نظرم تا همین 30 سال پیش دایناسورها در ایران زندگی می کردند."

به هر حال با مقاله جامع منصور عزیز، چیز زیادی برای گفتن باقی نمانده ، و در پایان جمله ای از آناتول فرانس را تقدیم منصور عزیز می کنم :

" هرگز به کسی کتاب امانت ندهید، حتی به کسانیکه کاملا به آنها اعتماد و اطمینان دارید، زیرا در کتابخانه من کتابهایی وجود دارد که همه آنها را از دیگران به امانت گرفته ام ."




RE: سریال مختارنامه - منصور - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶ صبح ۰۷:۵۷

هفته قبل در بخشی از سریال مختار نکته جالبی وجود داشت: عبداله بن زیبر و حسین بن نمیر پس از جنگ و برای صلح درحال مذاکره بودند... ابن نمیر گفت: خدای من میگوید جنگ را تمام کنیم  اما خدای تو را نمیدانم... ابن زبیر گفت: مردک خدا یکی است شرک نگو، خدای من و تو ندارد... بلافاصله در سکانسی دیگر که مشاوره صلح در دربار ابن زبیر پیش می رفت ابن زبیر (که خود در صحنه قبل ادعا کرده بود خدا یگانه است) در مناظره با یکی از درباریان گفت: خدای من می گوید صلح کنیم خدای شماها را نمیدانم!

(گفتگوها را دقیقا بیاد ندارم اما قریب به مضمونها همینها بود که اشاره شد. دیالگوها و ارتباط دیالوگها باهم در این سریال قابل ستایشند)




RE: سریال مختارنامه - jack regan - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶ عصر ۰۱:۵۲

دوست عزيز منصور به نكته جالبي اشاره فرمودند.فقط به ذكر همين نكته بسنده ميكنم بيشتر سعي كنيم در اين سريال به حرفهايي كه اقاي ميرباقري نميزند گوش بدهيم تا حرفهايي كه ميزند.

گاه در لابلاي انبوه ديالوگهاي سريال حرفهاي نگفته و عقده هاي نشكفته رو نمايي ميكنند.


RE: سریال مختارنامه - Classic - ۱۳۸۹/۱۰/۲۷ صبح ۱۲:۰۹

از وقتی که شخصیت  عبدالله ابن زبیر وارد سریال شده گویی سریال جان تازه ای گرفته . بازی رضا کیانیان در این نقش بسیار ستودنی ست. نوع بیان و حالات بدنی اش جالب است و بخوبی ما را با خلق و خوی این شخصیت آشنا می کند. در صحنه ای که منصور با تیزبینی بدان اشاره نمود ، عبدالله بن زبیر که در مقابل سخنان فیلسوفانه حصین بن نمیر ( فرمانده لشکر شام ) کم می آورد ، در جایی دیگر آن سخنان را ضبط و به نفع خود استفاده می کند. در حقیقت این شخص ، برای رسیدن به هدفش که همانا خلیفه مسلمین شدن است ( رویایی که از جوانی در پی آن بوده ) از هر چیزی استفاده می کند. نوع جلوس  خلیفه زبیری بر تخت با آن  شکم  پف کرده و پاهای برهنه دیدنی است به خصوص وقتی که می خواهد از تخت پایین بیاید !




RE: سریال مختارنامه - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۸۹/۱۰/۲۷ عصر ۰۲:۲۰

(۱۳۸۹/۱۰/۲۷ صبح ۱۲:۰۹)IranClassic نوشته شده:  

...از وقتی که شخصیت  عبدالله ابن زبیر وارد سریال شده گویی سریال جان تازه ای گرفته . بازی رضا کیانیان در این نقش بسیار ستودنی ست....

با نظر IranClassic عزیز کاملا موافقم ... بازی جناب اقای رضا کیانیان از نقاط عطف این سریال محسوب میشود ... توجه به پروسه ای که جناب اقای کیانیان از بازیگری در اولین فیلمهایشان تا به امروز طی کرده اند خود مقوله ای است که به نظرم ظرفیت ان را دارد  که در جایی مناسب مورد بررسی بیشتری قرار بگیرد ...

این حقیر استنباطم از بازی ایشان این است که علاوه بر  جنبه های متعددی که ایشان در  گذر این سالها بازیگری در تخصصشان بر تقویت آنها ممارست داشته اند یکی از مهمترین موارد توجه به دیتیل ها و نکات خیلی خیلی ریز است که وقتی به صورت یک کلیت کنار هم قرار می گیرند و دیده میشوند بازیهای زیبایی را در جلوی دوربین موجب میشوند ...

اصلا خیلی جالب است که فیزیک چهره ایشان از آن مواردی است که با دیدنش ولو با گریم های مختلف همواره بلافاصله به یاد می اوریم که ایشان رضا کیانیان بازیگر است اما شگفتا که با شروع شدن دیالوگها و حرکاتشان بلافاصله دیگر ایشان آقای رضا کیانیان نیست ... این به نظر من هنری است که آقای کیانیان عزیز برای رسیدن به آن تلاش بسیار کرده اند و جا دارد از ایشان تشکر کرد که بازیهای ماندگاری را به کارنامه هنر هفتم این کشور افزوده اند ... به فرموده جناب  IranClassic شما به حرکات ریز انگشتان و حالت هدایت کردن حرکات تنه و اندامهای ایشان تمرکز بفرمایید آنگاه می شود به تلاشهای ارزشمند ایشان بیشتر پی برد که چگونه می باوراند فردی با وزن بدنیی که میدانیم حقیقی نیست باور پذیر از کار در می آید و  نیز میمکهای چهره ایشان چقدر امکان پذیر می کند که حس کنیم در فکر او چه می گذرد و با سخنانی که بر لب میاورد تا چه اندازه متفاوت است گاهی  ... و وقتی نمایشگاه کارهای چوبی و عکسهایش را به یاد می آوریم خوشحال میشوم که آن فعالیت ها موجب شده این ظرافت ها و ریزبینی ها به بهترین وجه در نقش افرینی های ایشان نمود یابند ...

و بازی جناب آقای فرهاد اصلانی  هم در نقش عبیدا... بن زیاد هم که خود حکایتیست ...

همراه شدن هنر بازیگری جناب اقای کیانیان با کارگردانی و نوشته های جناب آقای میرباقری فصلی دیگر از ظرفیت های موجود در سینمای این کشور را نمایانگر است ... به همچنین من از بازی جناب آقای (( سیامک اطلسی )) در نقش (( حصین بن نمیر )) فرمانده فیلسوف مسلک سپاه یزید هم شگفت زده شدم و فکر می کنم  در باوراندن نقش سرداری جنگی که  دارای استدلالات فکری ویژه خود می باشد و در زمانهای مختلف متناسب با وضعیت جنگ قادر به اتخاد تصمیم هایی هوشمندانه و نتیجه گرایانه است ،موفق بوده اند...   و اصلا این بازی چه بسا بهترین در کارنامه کاری ایشان باشد ...

راستی دوستان نظر شما راجع به جلوه های ویژه به کار رفته در این سریال جیست ؟ فکر می کنم میشود در این مورد هم بررسی و بجث کرد ...




RE: سریال مختارنامه - سروان رنو - ۱۳۸۹/۱۰/۲۷ عصر ۱۱:۰۶

جالب است که این بار هم به مانند سریال های مذهبی-تاریخی قبلی (  امام علی ، تنهاترین سردار ، ولایت عشق و ... ) شخصیت های منفی داستان محبوب ترند ! در امام علی همه عاشق قطام و ولید و عمر و عاص شده بودند ! در ولایت عشق هم مامون و فضل ابن سهل محبوبیت داشتند. حالا هم در مختارنامه می بینیم که عبیدا.. بن زیاد ، حصین بن نمیر ، عبدالله بن  زبیر در کانون توجه هستند. نمی دانم این به خاطر همان جذابیت نقش های منفی در تاریخ هنر سینماست یا به دلیل اینکه این شخصیت ها در این سریال ها منطقی تر و باورپذیرتر تصویر می شوند. مثلا ما می توانیم با عبدالله بن زبیر به راحتی همذات پنداری کنیم و دلیل کارهای او را متوجه بشویم چون احتمالا اگر خودِ ما هم به حای او بودیم همین کارها را می کردیم. در مورد حصین بن نمیر و بقیه هم همینطور . اما در مورد شخصیت اصلی این فیلم ها که معمولا شخصیت مثبت فیلم هم هست ، کارهایش با منطق و تدبیر معمول ما جور در نمی آید و برای همین تماشاگر را جذب نمی کند هر چند چهره معروف و مثبت اندیشی باشد. در مورد مختار با اینکه فیزیک فریبرز عرب نیا با نقش جور است اما نمی دانم چرا هر وقت می خواهد حرف بزند انگار درگوشی و آهسته سخن می گوید و اعصاب آدم را خرد می کند shakkk!




RE: سریال مختارنامه - Lino Ventura - ۱۳۸۹/۱۰/۲۸ عصر ۰۲:۳۶

بااجازه اساتيد سريال مختار خيلي تبليغات گسترده اي داشته وداره-من اوايل اين سريال رو دنبال كردم متاسفانه نميدونم اقاي ميرباقري چه اصراري داشت برتكرار مكرر اين جمله "توپسرسردار فاتح ايراني".  اوايل اونقدر اين جمله رو تكرار كرد كه من زده شدم و ناراحت كه اين سريال با پول ايرانيا ساخته شده اما مدام سركوفت ميخوريم--البته شكرخدا اواخربرنامه سينما4  با اين سريال تداخل داره و نقد وبررسي سينما4 ديدني تر از سركوفتاي ميرباقريه.




RE: سریال مختارنامه - دلشدگان - ۱۳۸۹/۱۰/۳۰ عصر ۱۲:۱۳

تقدیم به تمام عزیزانی که قلبشان برای کافه کلاسیک و کافه نشینان می تپد .

(۱۳۸۹/۱۰/۲۶ صبح ۰۷:۵۷)منصور نوشته شده:  

هفته قبل در بخشی از سریال مختار نکته جالبی وجود داشت: عبداله بن زیبر و حصین بن نمیر پس از جنگ و برای صلح درحال مذاکره بودند... ابن نمیر گفت: خدای من میگوید جنگ را تمام کنیم  اما خدای تو را نمیدانم... ابن زبیر گفت: مردک خدا یکی است شرک نگو، خدای من و تو ندارد... بلافاصله در سکانسی دیگر که مشاوره صلح در دربار ابن زبیر پیش می رفت ابن زبیر (که خود در صحنه قبل ادعا کرده بود خدا یگانه است) در مناظره با یکی از درباریان گفت: خدای من می گوید صلح کنیم خدای شماها را نمیدانم!

(گفتگوها را دقیقا بیاد ندارم اما قریب به مضمونها همینها بود که اشاره شد. دیالگوها و ارتباط دیالوگها باهم در این سریال قابل ستایشند)

به نظرم خالی از لطف نیست که این گفتگوها را با هم مرور کنیم

حال آن گفتگو و مناظره بین حصين بن نمير با عبدالله بن زبیر در باب صلح و ترک مخاصمه :

حصین بن نمیر(خطاب به مصعب و عبدالله بن زبیر) : خیلی دلم می خواست با جنگجوی پر آوازه حجازی پنجه در پنجه شوم .

مصعب : هنوز دیر نشده

حصین بن نمیر : چرا مصعب، دیر شده . یک مرد جنگی برای خوب جنگیدن، امید می خواهد و دلیل. دلیل و امید من در خاک خفته ( اشاره به مرگ یزید )  و از تو در کنار توست ( اشاره به عبدالله بن زبیر) ، پس جنگ ما منصفانه نیست.

عبدالله بن زبیر : دلیل و امیدت باید خدا می بود ، نه یزید

حصین بن نمیر : کدام خدا شیخ، خدایی که تو می پرستی یا خدایی که یزید می پرستید .

عبدالله بن زبیر : خدای من و خدای یزید چه معنا دارد ، این شرک آشکار است . خدا یک است مشرک

حصین بن نمیر : بله شیخ ، من هم معتقدم خدا یک است . اوست غایبی که حاضر است ، حاضری که غایب است . اوست که فقط با چشم دل رویت می شود نه با چشم سر ، اوست دانای کل ، که بر همه چیز احاطه دارد . من و شما هر دو در شمار آدمیانیم، هر دو ، دست و پا و شکم و سر داریم . چشم و گوش و دهان داریم ، شما می خورید و می نوشید من نیز ، می بینید ، می بینم ، می شنوید می شنوم ، آیا میان من و شما شباهتی هست، آیا طبع من با طبع شما یکیست . پس قبول کنید که خدای من نیز می تواند به خدای تو شباهتی نداشته باشد . گر چه هر دو برایش صفاتی یکسان قائلیم .

عبدالله بن زبیر : این فلسفه، حتما از آموخته های یزید است . با این اعتقاد ، خداوند به تعداد بینهایه وجود دارد و هرکس، هر کس، می تواند ادعا کند خدایی را که او می پرستد بر حق است . این همان بت پرستی دوران جاهلیت است . با این تفاوت که ، این بار بتها به شکل مجسمه های سنگی ، گلی ،چوبی یا طلایی پرستش نمی شود . با این فلسفه بتها به تقلید از خدای یگانه ، غیر قابل رویتند . نعوذ بالله ، این انکار توحید است . تو آمده ای درباره جنگ بحث کنی یا خدا ؟!

واما سکانس مشاوره صلح در دربار ابن زبیر (که ابن زبیر خود در صحنه قبل ادعا کرده بود خدا یگانه است) :

نجده بن عامر ( سر دسته خوارج ) : صلح کنیم، با که، با که صلح کنیم، با کسانی که آتش در خانه خدا انداختند و قداست کعبه را شکستند، چطور می توانیم صلح کنیم .

عبدالله بن زبیر : ... مشاوره به ما نمی آید، از فردا می خواهم به خلفای خلفم اقتدا کنم، شما اعتراضی دارید .

نجده بن عامر : شما چرا عصبانی هستید حضرت والا، این مائیم که باید شاکی باشیم نه شما، که بی اعتنا به کافران حربی شامی، بنا دارید ترک مخاصمه کنید.

عبدالله بن زبیر : عرض نکردم. بفرما، کاسه داغتر از آش یعنی همین!

نجده بن عامر : ( با عصبانیت می گوید ) کدام کاسه، کدام آش، کدام کشک، کدام پشم، جهاد با کفار حکم پوسیده و پنهانی نیست. کافرتر از کسیکه حریم امن الهی را به آتش کشانیده، چه کسیت، که تو بنا داری با او مذاکره و مصالحه کنی، هان. قرار ما این بود پسر زبیر، تو حرفی بزن مختار .

عبدالله بن زبیر : قول و قرار ما به پشتوانه اعتقاد به خدای واحدی بود شیخ، که فی الحال نه تو خدای مرا می فهمی و نه من خدای تو را، خدای تو، مصر است که تقاص بی حرمتی به خانه اش را، تو ، از بندگانش بگیری ، اما خدای من ، تقاص بی حرمتی به خانه اش را خود ستاند و عامل تعرض به کعبه را کشت. ( اشاره به مرگ یزید ) . من به شیرینی صلح راغب ترم تا تلخی جنگ.

نجده بن عامر : به قبله حاجات قسم ، تو یک ابلیسی، ابلیس در تو نفس می کشد. جنگ تو با یزید جنگ شریعت نبود ، جنگ قدرت بود . شمشیر جیش الله ( منظور شمشیر خوارج ملعون است) تا به حال علیه دو طایفه بود، علوی و اموی، زین پس علیه سه طایفه است، آل زبیر هم کافرند و خونشان حلال .

پی نوشت :

دقت و توجه دوستان به نکات ریز فیلمها و سریالها شگفت انگیز و حیرت آور است . این نکته سنجیها، بسیار استادانه، آموزنده و تحسین بر انگیز هستند .
مدتها پیش می خواستم به مطلبی در مورد سریال مختارنامه اشاره کنم، که به خاطر مشکلات پیش آمده میسر نشد و حال به آن اشاره می کنم :

شروع تیتراژ با ضرب شمشیر و ایجاد ملودی حزن انگیزی شروع می شود .

داود میر باقری مختار را قسمت خود می داند چرا که معتقد است در راه ساخت سریال سلمان بود که موج مختار بر ذهن او آوار شد و هشت سال از عمرش را درگیر کرد.

خودش داستان را اینگونه می گوید :  انتخاب اصلی مختارنامه با من نبود و من خود را برای تولید سلمان فارسی آماده می کردم که این موضوع پیشنهاد شد . مدتی برای پژوهش مختارنامه وقت خواستم و در طول پژوهش به شخصیت مختار گره خوردیم و مختار مثل یک طوفان ما را با خوش برد و هشت سال ما را درگیر کرد. مختار شخصیتی بود که به دلیل ضرافتها و رمز و رازهایی که داشت در دوره تاریخی پر تلاطم توانست شیعیان را که با نگاه های خاصی درگیر بودند رهبری و حکومت کند .

دلنوشته دلشدگان :

نقد شگفت انگیز ، موشکافانه و استادانه استاد منصور درباره قسمت اول مختارنامه، چنان شور و اشتیاقی در من ایجاد کرد که مشتاقانه به تماشای این سریال نشستم . و چه بسا اگر این نقد نبود من تا این حد درگیر این سریال نمی شدم و چه خوب که با آن درگیر شدم .

همچنین هنگامی که سریال روزی روزگاری مجددا از شبکه 1 پخش گردید دو گنجینه بی همتای کافه  " منصور و ایران کلاسیک عزیز " نظراتی کارشناسانه و بسیار زیبا و فنی از این سریال ارائه دادند . من باب مثال نوشته حیرت آور استاد منصور درباره سریال روزی روزگاری و تفنگ سرپر:

نوشته استاد منصور : " به جرات و برای اولین بار در نت ادعا میکنم که امراله احمدجو دو بدعت بسیار نوآورانه در تاریخ سینمای جهان به یادگار گذاشت که اولی با سه گانه ماتریکس الگوبرداری شد اما دومی هنوز الگوبرداری نشده است و شاید 50 سال بعد در تاریخ سریال سازی مورد تقلید قرار گیرد بدون آنکه کسی بداند امراله احمدجوی ایرانی موجد آن بوده است:

1 - در سریال روزی روزگاری ، ناگهان بازیگر یا بازیگران از حرکت بازمی ایستادند. درست مثل مجسمه. دوربین حرکت میکرد. لباس بازیگران با وزش باد تکان می خورد اما خود و سایر ادوات نه. وقتی دوربین به چشم اندازی دیگر میرسید ناگهان بازیگران ساکن به حرکت خود ادامه میدادند و ادامه ماجرا... چنین صحنه هائی را بعدها برادران واچوفسکی در سری ماتریکس بنام خود در تاریخ سینما ثبت کردند که جای تاسف دارد(تثبت متحرکین یک صحنه و حرکت دوربین اطراف  صحنه ثابت)

2- در سریال تفنگ سرپر، در هر قسمت سریال در جای خاصی تمام میشد. در قسمت بعد چند دقیقه از آخر قسمت قبلی با همان وضعیت و لوکیشن قبلی وجود داشت اما اتفاقی که می افتاد همانی نبود که در انتهای قسمت قبل بود. سریال را بیاد ندارم اما مثالی از خود میزنم: فرض کنید قبیش در پایان قسمت دهم کنار چشمه ای می نشست تا آب بخورد، آب میخورد و با شنیدن صدای گلوله پشت سنگی پنهان میشد و سریال تمام میشد. در قسمت بعد یعنی قسمت یازدهم و در ابتدای این قسمت که ادامه قسمت قبل بود، قبیش کنار چشمه می نشست تا آب بخورد ، آب نخورده ، کسی او را صدا میکرد و ماجرا طور دیگری پیگیری میشد... انتها و ابتدای همه قسمتها اینگونه بود و چیزی عجیب در سریالی که همه ی قسمتهای آن یک داستان واحد را روایت میکرد. این شیوه را من تاکنون در هیچ سریالی ندیده ام و مطمئنم سالها بعد یک فرنگی چنین چیزی خواهد ساخت و همگان وی را با این شیوه خواهند شناخت و نه احمدجو را."

دلشدگان : خدایی خیلی حیف است که نقدهای این دوستان عزیز را نخوانیم و از نوشته های ناب و بی نظیرشان بهره نبریم . حقیقتا این نقدها و نوشته ها را در هیچ کجای ایران " نه در تلویزیون، نه در مطبوعات و نه در دنیای اینترنت نخواهید یافت .

 مطلب کوتاه استاد منصور درباره سریال مختارنامه " ارسال 39 "در تاپیک سریالهای کلاسیک ایرانی نشان از آن دارد که استاد منصور هم، بسیار مشتاق است تا همچنان برای من و شما درباره این سریال قلم فرسایی کند .

 ارادتمند شما دلشدگان




RE: سریال مختارنامه - منصور - ۱۳۸۹/۱۱/۲ صبح ۱۱:۰۷

موردی که نمیشود (بعنوان یک بیننده عام) با سریال اخت شد الهاماتی است که گاه بر مختار می رسد چنانکه او گاه دارالاماره کوفه را می بیند که غرق به خون میشود و یا در حال مجازات عاملات شهادت امام حسین است (رجوع به آینده) و یا قصه شهادت وهب نصرانی (رجوع به گذشته) و امثالهم... مختارنامه ای که 30 سال قبل دست مردم بود پر از افسانه بود، افسانه ای تر از شاهنامه فردوسی... ظاهرا میرباقری با مطالعه خیل عظیمی از کتبی ازین دست ، نتوانسته است بخشی از این فسانه گرائیها را از قلم بیندازد ... از روی اسب پریدن اسبی دیگر از آن دست حرفهاست(آنهم با ارتفاع 15 وجبی هر اسب مضافا به اینکه اسب از روی همه چیز می پرد جز از روی هم نوع خود)

اما دو سوتی بزرگ سریال تا به اینجا به نظرم اینهاست:

1- زهیربن قین همانطور که دیدید و میدانید ظهر عاشورا شهید شد. عباس بن علی(ابوالفضل العباس) مطابق با اسناد تاریخی به روایتی روز تاسوعا و به روایتی صبح عاشورا (که در تاریکی شب برای آب رفته بود) شهید شد. بنابراین در هر دو شکل زهیر پس از عباس شهید میشود اما در صحنه مبارزه زهیر (که مردانه می جنگید و گروه کوفه توان مقابله با او را نداشتند) ابن سعد رو به شمر گفت : شما که از عهده کشتن زهیر برنمی آئید با عباس بن علی میخواهید چه کنید؟!!

2-داستان در دهه 60 هجری سپری میشود. میدانیم که فردوسی در قرن چهارم می زیسته و شاهنامه را به نظم آورده است (یعنی حدود 300 سال پس از مختار). درست است که شاهنامه پیش از فردوسی بشکل نثر و با نام شاهنامه ابومنصوری یا ابومسعودی وجود داشته و حتی حکایت رستم در آن موجودیت داشته  اما رستمی که ما در شاهنامه فردوسی میخوانیم رستمی است که دارای یال و کوپال و قدر قدرت زمان و شهره آفاق است (که رستم یلی بود در سیستان/منش کردمش رستم داستان)... اینکه مختار و کیان دائما از رستم و پهلوانی او و چه و چنان صحبت کرده مشابه سازی میکنند (آنهم در سالهای 62 تا 67 هجری و 300 سال قبل از رستمی که فردوسی پایه های قهرمانی او را بنیان نهاد) از دست حرفهاست!!




RE: سریال مختارنامه - بهزاد ستوده - ۱۳۸۹/۱۱/۲ عصر ۰۳:۲۳

پیرو فرمایشات جناب منصور

سریال امام علی (ع)  را میر باقری براساس نظر  خودش ساخت  و فی المثل صحنه ضربت خوردن امام چندین مورد روایت شده که یکی از آنها در سریال نشان داده شد .سریال مختار هم نظر میرباقری است  .عین تاریخ نیست.

در مورد وهب برایم عجیب بود ، وهب در نمایش  آنچه خواهید دید هفته گذشته  صدای امیر صمامی را داشت ولی در نمایش جمعه  شب ، صدای خودش بود

صحنه مبارزه وهب ، مثل زهیر بن قین بود

وهب را یک گله ریختد سرش کشتندش و به صلیبش کشیدند  .یک نفر نیامد جلو دفاع کند  و اینکه زن های سپاه امام حسین همه از نزدیک در حال تماشا بودند . بالاخره یک نفر باید میامد که حداقل جنازه دست دشمن نیافتد.

درضمن رز رضوی که نقش عروس را داشت شهرزاد ثابتی صحبت کرده بودکه خوب بود ولی همین نق کوتاه با صدای مریم شیرزاد  می توانست مظلومیت را در حد کمال انتقال بدهد.




RE: سریال مختارنامه - سروان رنو - ۱۳۸۹/۱۱/۲ عصر ۱۱:۵۹

نقطه ضعف سریال همین خیال پردازی ها و صحنه هایی است که سریال را از ریتم می اندازد. همانطور که  منصور به دقت و  بهزاد به درستی گفتند ، این ناخالصی های هنری اخیرا در سریال زیاد شده است. قسمتی که این هفته پخش شد فقط و فقط یک جای بدردبخور داشت و آنهم جایی بود که مختار در کنار رودخانه زن و فرزندش را دید و زنش پرسید که "تو همیشه من را غافلگیر می کنی" . جواب مختار زیبا بود : این رسم شکارچی است که شکار را غافگیر کند وگرنه شکار غافلگیر نشود که شکار نمی شود. ...همین .. بقیه سکانس ها فقط توهمات بود و بس. اون مادر جوان ترسا که دیگر نور علی نور بود. وقتی اومد و سر بچه اش رو مثل توپ بیس بال به سمت شمر پرتاب کرد من اینجوری شده بودم:  [تصویر: 20.gif]  اگر شمر جاخالی نداده بود می خورد بهش. فکر نمی کنم مادری در تاریخ همچین کاری کرده باشه.  البته من با افکار خود میرباقری آشنا نیستم اما لابد بنده خدا برای گرفتن بودجه فیلم مجبور بوده این چیزها را قاطی داستان کنه.




RE: سریال مختارنامه - بهزاد ستوده - ۱۳۸۹/۱۱/۴ عصر ۱۰:۵۳

مـــــختــارنـــــــــــامــــــــــــــه

تهیه کننده : محمود فلاح

کارگردان : سید داود میرباقری

مشاور تهیه کننده : حسین صابری

مشاور کارگردان : عبدالله اسکندری

ناظر کیفی : حجت الاسلام رسول جعفریان

نویسنده :  سید داود میرباقری

مشاور در امور تولید و برنامه ریزی : مهران برومند

نویسندگان اولیه : حسن میرباقری -  محمد بیرانوند

مشاور فیلمنامه :  رسول جعفریان

مدیر فیلمبرداری :  عظیم جوانروح
فیلمبردار: رضا غفاری

بازیگران به ترتیب حروف الفبا

فرهاد اصلانی : فرهاد اصلانی

انوشيروان ارجمند : انوشيروان ارجمند

کریم اکبری مبارکه                      
ابراهیم آبادی  : اکبر منانی                                        
رضا آقا ربی                                         
حسین افشار

محمود اردلان                                                 
روژان آریامنش
عباس امیری : عباس امیری
رحمان باقریان : رحمان باقریان
داود بنایی
کامران بهرامی
مریم بوبانی : مریم بوبانی
پرویز پورحسینی : پرویز پورحسینی
کریم پور زارعی

حسن پورشيرازي : حسن پورشيرازي
قادر پزشکی
ابوالقاسم پورشکیبا
محمد قاسم پور ستار :  محمد قاسم پور ستار
امیر حین تولیه رهبری
بهنام تشکری
معصومه تقی پور
مهدی تقی نیا
محمود جعفری :   محمود جعفری
بهناز جعفری
علی جاوید فر
داود جعفری زاده ایری
شهرام حقیقت دوست
الهام حمیدی
صدرالدین حجازی
عباسعلی حمزه پور
محمدرضا حقگو
میرصلاح حسینی
اسماعیل خلج آبادی
مسعود خدابخشیان
حسین خانی بیک
افشین خرم نیا
رضا خندان
حسین خندق آبادی
آهو خردمند
ماهچهره خلیلی : ماهچهره خلیلی
حبیب دهقان نسب
جعفر دهقان : همت مومی وند
نصرت دستمردی
داود رشیدی : احمد رسول زاده
محمدرضا رویگری : محمدرضا رویگری
مهدیه  روزبهی
شعبان زنگی وند
مسعود رحیم پور
بهزاد رحیم خانی
کرامت رودسازا

اكبر زنجانپور : اكبر زنجانپور
امین زندگانی : امین زندگانی
بهرام زیرک ساری
کورش زارعی
سید جواد زیتونی
نقی سیف جوادی
فریدون سورانی
علی اکبر سلطانعلی
پرویز سنگ سهیل
سارا سلطانی
محمد علی سلیمان تاش

پروين سليماني  :  پروين سليماني
عنایت شفیعی :  عنایت شفیعی
ولی ا... شیراندامی : ولی ا... شیراندامی
رامونا شاه
بهرام شاه محمدلو :  بهرام شاه محمدلو
اصغر شریعتی
جمشید شامحمدی : جمشید شاه محمدی
احمدرضا شجاعی
محمدرضا شریفی نیا: ایرج رضای

محمد صادقی : ژرژ پطرسی
غلامرضا صادقی
شهزاد صفوی
تینو صالحی
داریوش صالحیان
سید مهرداد ضیایی: سید مهرداد ضیایی
حسین  طاهری نژاد
مصطفی طاری :  مصطفی طاری
فریبرز عرب نیا  :  فریبرز عرب نیا
ژاله علو :  ژاله علو

منوچهر علیپور
اسرافیل علمداری
جمشید عسگری اردستانی
حمیدرضا عطایی
سید رضا عمرانی نسب
شهرام عبدالی
احمد علامه دهر
یعقوب غفاری
محمدرضا غیاث آبادی
مهدی فخیم زاده : مهدی فخیم زاده
حدیث فولادوند
محمد فیلی  : محمد فیلی
علی اکبر فتحعلی
تورج فرامرزیان
رهام فحروی
حمیدرضا فلاحی
هوشنگ قوانلو
فریبا کوثری  : فریبا کوثری
حسن کاخی   :   حسن کاخی
شاپور کلهر

سیروس کهوری نژاد
مجتبی کیمیایی
محمود گلشن
ماشاء ا.. گریزان
حسین لطیفی

شهره لرستانی :  شهره لرستانی

مظفر مقدم

 سید حسن میرباقری

نسرین مقانلو  : نسرین مقانلو
انوش معظمی

امیر مولوی
صالح  میرزا آقایی  :  صالح میرزا آقایی
عباس معروفی
حامد میرباقری

رضا مجعل علیزاده

حمید مظفری
خداداد  مجلسی
فرخ نعمتی

محمد تقی نیک اطلاق

لقمان نظیری
سعید نوراللهیسيد جواد هاشمي
عزیز هنرآموز

حمیدرضا هدایتی

کاظم هژیر آزاد 
محمد یگانه
غلامحسین یزدانی
یاران مختار:

1-محمدرضا ابراهیم سالکویه
2- علی اصغر آشوری
3- علی اکبر بلندی
4- علی ذبیحی
5- اکبر رحیمی
6- مصطفی رستمی
7- محمدرضا راد
 8-وحيد روح پرور
9- صفدر سیاهپوش
10- حسن شاهرخی
 11- محمد حسین قشمی
 12- محمد كرباسي
 13- عباس مختاري
 14- محمد صدیق مرادزاده
  15-فيض ا... مهدي خاني محمد
  16- یوسف نوروزی
 17- علی اکبر نیکروی  
18- محمدنمازی  
  19- مرحوم رحیم سعادتی متین
20-سعيد وزوايي

21- پیام عطایی

بدل مختار : عباس اصانلو

یاران  ابراهیم :

حمید اللهیاری
صادق پدیدار
حبیب جنت مکان
یاران ابن مضارب :
داود انصاری
محمد تقی ایربیل مقدم
عیدوک براهویی
علیرضا ساکت
سید یحیی موسوی
امیر نوری

یاران شمر:
پرویز زهدی
حسین ظفرمند
امیر مسعودی راد
سید مسعود میر کمالی
محمد محمدی

یاران عمرسعد :
هوشنگ افشار
عزت اله انجامی
ابوالفضل بابازاده
نعمت الله جهان فرد
اسماعیل ساینده
محمد صادق پور
حسن محمدی

مدیرطراحی ( صحنه ، لباس و جلوه های  ویژه میدانی ): محسن شاه ابراهیمی
طراح صحنه : جلیل فتوحی نیا

مدیران تولید : مرحوم محمد باقر آشتیانی -محمود غلامی  - بهروز خوش رزم
جانشین تولید : بهرام صابری
دستیاران تولید : محمدرضا اصفهانی – علیرضا بیان

پشتبانی فنی : علی اکبر سبزعلیان -  پرویز حق بین -

مدیر صدابرداری : ایرج شهزادی

طراح جلوه های ویژه : عبدالله اسکندری

طراح گریم :  مسعود ولد بیگی

مدیربرنامه ریزی بخش جنگها : یعقوب غفاری

برنامه ریز : مسعود میمی

مدیر دوبلاژ:  حمیدرضا آشتیانی پور

مدیر تدارکات : مقصود میرهاشمی

مدیران مالی : علی اصغر نوری

طراح لباس : آذر محمدی

تدوین : مهدی حسینی وند

منشی صحنه : جمشید خندان

عکاس : مسعود پاکدل

روابط عمومی : رضا استادی

طراح حرکات موزون : محمود اردلان

ساخت تیزر:  عباس صالح مدرسه ای – مهرداد زاهدیان

مسئول پژوهشی کتاب و مولتی مدیا : مهتاره علیزاده

تروکاژ کامپیوتری : امیر حسین سحرخیز

گروه کارگردانی  :
رضا اصغری نسب
حامد میرباقری
هومن سلطانی
افشین کرم رضایی
علی کریم

گروه فیلمبرداری :

حمید محمدقلی - قاسم اکبرزاده  - مهدی افشار – ناصر  فرضی زاده – علیرضا شیرزاد- ابراهیم پور باقری – ارشاد شفیق

مسئول برق : کریم جهان بخش

تاورکرین :

علی فرهادی
حمید گودرزی
علی احدی
بهمن ملکی – حسین کریمی – مهران امیریان – محمد داوطلب – حامد اخیانی – حسین رضادوست – محمد الهیاری – احسان جوانروح

گروه صدا :

کامران کیان ارثی - افشین مدائنی فر – فرید نعمتی

گروه صحنه و لباس:
مدیر صحنه : مجید علی اسلام
دستیار طراح صحنه : مهدی موسوی
اجرای دکور : رامین عاشوری
مدیر کارگاه دکور چوبی : صالح پناهی
کارگاه آهنگری : کیهان صانعی
مدیر کارگاه آکسسوار و ساخت وسایل جلوه های ویژه : احمد قرایلو
آکسسوار : عادل بزدوده
مدیر کارگاه قالب ریزی : داریوش میرزایی – حسین طیبی
کارگاه پشتبانی : محمد اورنگی
کارگاه زری دوزی : شیشه کار
کارگاه سفال و سرامیک : لیلا قاسمی
اسکلت فلزی : مجید حسن پور
ساخت و ساز و بنایی : حمید جعفری

گروه صحنه و دکور
محمد ولی آقا بیگی
مرحوم فریدون قلمی
سعید امینی
محمد جواد آشتیانی
احمد ارشد
کیانوش بختیاری زاده
میثم پهلوان
زینب شیشه کار
کبری شیشه کار
علی تاجیک
محمد تاجیک
محسن تاجیک
حفیط ا... جمشیدی
ابراهیم حجی
حمزه رباط جزی
جواد زارع
نادر صابری
فرشته صابری
صادق عاشوری
قاسم علی قاسمی
امیر قهرمانی
داود قرایلو
محمد علی ملکی
ابراهیم ناصری
ایرج ناصری

گروه لباس :

دستیار طراح لباس : بهاره فرج اللهی
مجری لباس : علی قره داغی
جامه آرا: علی احدی
کهنه کاری : غزال خوش رزم – منیژه پرویزی
کفاشی : مجید متقی
گروه خیاطی ، رنگرزی ، جامه داری ، کهنه کاری و کفاشی
اصغر اسدی - علیرضا افراز - طاهره احسانی - حمیده احسانی – فاطمه پناهی – حیدر حسینی – محمد  خانجانی – اشرف ذبیحی -  علی سعیدی – سیده فاطمه شرفی – یوسف علایی – زهرا فراهانی – زهره کوهزادی – مجید کرمی – ارشد یعقوبی

گروه گریم :
گروه گریم  بانوان : میترا آقا میری
گروه اجرای آقایان :  علیرضا خورشید – هادی هاشمی – عظیم فراین – پدرام زرگری – کیوان فردوسی – سهراب ولدبیگی – کامیار عاشورنیای کلویر – محسن شادی بخش – حسن سمنانی – علیرضا رشیدی – میکائیکل ثامنی
پشتیبانی گریم : احمد علیداوی – ماندانا محسنی فر – صفا ظلی

گروه جلوه های ویژه:
کامران خلج - نغمه نادری - نیما اسکندری - آنا ثانی - یاور اسکندری – زینب نصرالهی
دستیار برنامه ریز : حامد غلامی
لابراتوار: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

گروه اداری:
هماهنگی و امور اداری : بهناز قاسمی
گروه مالی :
دستیاران مالی :  فریبرز زنگنه – معصومه طاهری
مالی صحنه :   مجتبی حاجعلی  - مجید  حاجی
با تشکر از : ایرج سیف اللهی


گروه تدارکات :
مسعود حق دوست
بهروز جعفری آریان
علی ندیمی
علی حسن زاده
محمد ندیمی
امیر ابراهیمی
نادر شاه حسینی
جعفر صابر
نوربخش آذر آئین

گروه صحنه :
دستیار طراح صحنه : مهدی موسوی
مدیر صحنه : مجید علی اسلام
اجرای دکور : رامین عاشوری
مدیر کارگاه دکور چوبی : صالح پناهی

کارگاه آهنگری : کیهان صانعی
مدیر کارگاه آکسسوار و ساخت وسایل جلوه های ویژه : احمد قرایلو
مدیر کارگاه قالب ریزی : داریوش میرزایی – حسین طیبی
کارگاه پشتبانی : محمد اورنگی
کارگاه زری دوزی : شیشه کار
کارگاه سفال و سرامیک : لیلا قاسمی
اسکلت فلزی : مجید حسن پور
ساخت و ساز و بنایی : حمید جعفری

پشتیبانی فنی استودیو : مجتبی اصفهانی  
لابراتوار: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

گروه صحنه و دکور:
محمد ولی آقا بیگی
مرحوم فریدون قلمی
سعید امینی
محمد جواد آشتیانی
احمد ارشد
کیانوش بختیاری زاده
میثم پهلوان
زینب تیشه کار
کبری تیشه کار
علی تاجیک
محمد تاجیک
محسن تاجیک
حفیظ ا... جمشیدی
ابراهیم حجی
حمزه رباط جزی
جواد زارع
نادر صابری
فرشته صابری
صادق عاشوری
قاسم علی قاسمی
امیر قهرمانی
داود قرایلو
محمد علی ملکی
ابراهیم ناصری
ایرج ناصری

گروه لباس :
دستیار طراح لباس : بهاره فرج اللهی
مجری لباس : علی قره داغی
جامه آرا: علی احدی
کهنه کاری : غزال خوش رزم – منیژه پرویزی
کفاشی : مجید متقی
گروه خیاطی ، رنگرزی ، جامه داری ، کهنه کاری و کفاشی
اصغر اسدی - علیرضا افراز - طاهره احسانی - حمیده احسانی – فاطمه پناهی – حیدر حسینی – محمد  خانجانی – اشرف ذبیحی -  علی سعیدی – سیده فاطمه شرفی – یوسف علایی – زهرا فراهانی – زهره کوهزادی – مجید کرمی – ارشد یعقوبی

گروه سوارکاری :
مربی سوارکاری : احمد نمازی
محسن قربانی – امیرنمازی – میلاد نمازی – مهدی نمازی – محمود گلشن – محمد یوسفی

حمل و نقل :
محمد علی صالحی
محمد کیانی نوده
رحیم عفت منش
محمد حسین غفوری
حسین تاجیک
نادر شاه حسینی
جعفر بیاتی
علی حسین قاسمی
ابوالفضل زرین کوب
محسن یادگاری
حافظ اسدی
محمد تبسمی
رحمت علی جعفری
محمدرضا صدیقی
محمود صابری
ناصر قربانخانی
محمد نورالله زاده
علیرضا نورانی
یعقوب هاشم خانی

خدمات و پذیرایی :
صادق بهبودی
فرهاد غلامحسینی
ماشاء الله گریزان
احسان صابری
کامران حسینی
علی نجفی
رحمان دیبا
ذبیح الله شهلایی
حامد نصرالهی
محمد نظری
علی حسینی
اسماعیل علی اکبری

نگهبانی شهرک :
حسین کمال
پرویز سهرابی
محمد حسین زاده
سید جلال طلایی
قربانعلی محمدی
قربانعلی بیاتی
محمد ابراهیم اولیایی

مسئول برق شهرک : محسن اسدی - حمید فراهانی

مسئول هنروان تهران
منوچهر دهقان


مسئول هنروران جنوب
خانم حوریه کعبی
مرحوم ناخدا مجلسی

آشپزخانه :
سید حسین فاطمی - لطف ا... عبادی - حکیمه  علی حسنی - حسین صالحی هیکوئی - محمد حاجیان - خدیجه  صالحی – زهرا صدیقی  - خیر النساء كوهزادي




RE: سریال مختارنامه - Lino Ventura - ۱۳۸۹/۱۱/۶ عصر ۰۶:۴۸

توضيحات استاد وعزيز كافه اونقدرتكميله كه جاي هيچ سوالي رو باقي نگذاشته -باتشكرازبهزادعزيز فكرميكنم دوبلور محمدبن حنيفه ازقلم افتاده

محمدرضاشريفي نيا  /محمد بن حنيفه  /استاد ايرج رضايي

البته جسارتا"




RE: سریال مختارنامه - منصور - ۱۳۸۹/۱۱/۱۰ صبح ۰۹:۳۰

من ولی اله شیراندامی را مناسب نقش سلیمان بن صرد خزاعی ندیدم. هرچه سعی کردم چهره مرحوم محمد تقی کهنموئی را در فیلم سفیر که همین نقش را با شمایلی بسیار بسیار مناسب و با صدای ملکوتی احمد رسول زاده و با انتخاب فریبرز صالح (کارگردان آن فیلم) به انجام رسانده بود از خاطر ببرم و شیراندامی را جانشین مناسبرتری بدانم نشد. ولی شیراندامی با شمایل خان که در فیلمهائی چون پرونده (مهدی صباغ زاده) و دادا (ایرج قادری) و شازده احتجاب (فرمان آرا) بطرز خارق العاده ای ایفا کرد در نظرم در نقشهای منفی و بویژه خانهای مستبد بیشتر برازندگی دارد تا نقشهای مثبت (آنهم مثبت در حد سلیمان بن صرد خزائی)




RE: سریال مختارنامه - بهزاد ستوده - ۱۳۸۹/۱۱/۱۰ صبح ۰۹:۵۷

اتفاقا نظر من هم همین بود  ، برای مخاطب حرفه ای که سابقه بازیگر را می شناسد این مسئله پبش میاید و برای عوام  هیچ اشکالی ندارد البته صدای شیراندامی بیشتر مناسب یک شخصیت اهل بخیه پامنقلی و شیره ای  است  تا شخصیت سلیمان




RE: سریال مختارنامه - منصور - ۱۳۸۹/۱۱/۲۵ صبح ۰۹:۴۵

1- در تاریخ آمده است فرمانده سپاه یزید در حمله به مکه حصین به نمیر بود (تلفظ حصین با حسین توفیر دارد و در سریال بدان حسین اطلاق میشود)

2-نقش ابراهیم بن مالک اشتر (که البته ترکها به او میگویند ابراهیم اژدر) یکی از مهمترین نقشهای سریال و در واقع بزرگترین نقش پس از مختار است که ظاهرا برعهده یک آماتور گذاشته شده است. این ابراهیم بود بالای ماذنه کوفه اذان گفت و سپس با کشتن فرمانده سپاهیان کوفه  یکصد نفر که زیر لباس زره پوشیده بودند را به قصر بن مطیع هدایت و وی را از حکومت ساقط کرد (البته گفته میشود ابراهیم نیروی 5 هزار نفری عبداله بن مطیع را در هم کوبید و وی در لباس زنانه از قصر گریخت و به خانه ابوموسی اشعری رفت و سپس ناپدید شد)... طی دو جنگ سپاهیان مختار (به رهبری یزید بن انس) لشکر عبیداله بن زیاد را در هم کوبید و در جنگ سوم که تاریخ از آن بعنوان بزرگترین جنگ آن دوران یاد میکند سپاهیان مختار به رهبری فوق العاده ی ابراهیم   که تعداد آنها بین 9 تا 12 هزار ( وبقولی 20 هزار نفر بود) سپاه 70 تا 80 هزار نفری عبیداله بن زیاد را منهدم و حصین نمیر و عبیداله بن زیاد به فجیعترین شکل ممکن کشته شدند...حصین بن نمیر کسی بود که حربن ریاحی را بازداشت کرد و راه را بر امام حسین بست و حتی شخصا بسمت امام تیر پرتاب کرد. در آخرین جنگ مختار هم وقتی ابراهیم حضور نداشت ، مختار از مصعب بن زبیر شکست خورد و کشته شد.

3-صحنه های جنگی این سریال را من فوق العاده می بینم. با توجه به امکانات اندک و فقر تکنیکی سینمای ایران از لحاظ رایانه ای (که بعضا با تکثیر 1000 نفر ، جمعیت را تا حد 500 هزار نفر نشان میدهند - مانند فیلم تروی - که حتی 20 قایق را به تعداد 100 هزار قایق به نمایش میگذارند و ...) صحنه های جنگ بخوبی سازماندهی شده است و کوشش گردیده با شیوه های خاص فیلمبرداری نقیصه کمبود جمعیت جبران شود. صحنه های اسلوموشن(آهسته) به سبک سام پکین پا و بخصوص ایزنشتین(البته بمراتب نازلتر) در برخی صحنه ها بر جذابیت آن می افزاید (چیزی که در سینمای ایران بسیار کم دیده شده است). کوشش گردیده صحنه های تکراری حرکات در جنگ به حداقل برسد و هرصحنه سروشکلی تازه تر داشته باشد. بنظر میرسد در فیلمبرداری صحنه های جنگی روی اسب حساسیت خاصی است و صحن هائی بسیار بدیع از سم ، یال ، افتادن و پریدن آن فیلمبرداری گردیده... کارگردان از صحن های فجیعی چون بریده شدن سر ، دست و پا ابائی ندارد و آنها را  بطور شایسته و واقع گرایانه به سریال افزوده است.

4-سروان رنوی عزیز در پستهای قبلی نوشته بودند مادری که سر پسرش را بسمت شمر و ابن سعد پرتاب کرد واقعیت تاریخی ندارد و هکذا... چنین نیست و این عین (نص) صریح تاریخ است اما اینکه به شمر اصابت کند یا نه، طبیعی است در آن غلو شده است (فقط بسمت لشکر پرت میکند و بدیهی است که حتی سر به چند متری آنها هم نمی رسد)

5-نورانی کردن چهره عباس بن علی (که ظاهرا با درخواست علما صورت گرفت) در پخش جهانی یک ضربه مهلک بر سریال است. پیش ازین ما چند صحنه (البته از قفا) از امام حسین بهنگام نماز یا امام سجاد بهنگام اسارت در این سریال دیدیم که نوری در کار نبود. استفاده ازنورانیت برای یک چهره آنهم عباس بن علی در پخش بین المللی این سریال موجب استهزای دیگران خواهد شد. آنها حتی روی چهره پیامبران هم هرگز چنین کاری نکرده اند و هنوز که هنوز است حتی بر عدم نمایش چهره پیامبر اسلام در رساله (محمد رسول الله) انتقادی سخت دارند. صحنه های مرتبط با ابوالفضل العباس یا بطور کل باید حذف و یا بطور عادی پخش میشد. درهر شکل من اطلاع دقیقی از پخش این صحنه ها ندارم و حدسم این است که نور را بکار گرفته اند.




RE: سریال مختارنامه - منصور - ۱۳۸۹/۱۲/۷ صبح ۰۷:۵۸

بعنوان یک ایرانی برای شخص کارگردان (با تمام احترامی که برای ایشان و کارشان قائلم) متاسفم. برای صدا و سیمای ایران و بخش ممیزی آن متاسفم ...

شب گذشته نهایت توهین به ایرانی و ایرانی جماعت را در سریال مختار نامه دیدیم و شنیدیم. شنیدیم که یک نفر به مختار ثقفی می گفت: اینها (ایرانیها) کسانی هستند که اگر با لشکر ما (اعراب) در آمیزند شرافت عرب را به باد خواهند داد! این جمله دقیقا به معنی بی شرف بودن جماعت عجم و فارس است. کسانی که با فحش و فحش کاری سروکار دائم دارند بخوبی میدانند که اصطلاح بی شرف شدیدترین نوع فحش است که ممکن است از دهان یک نفر خارج شود... و حالا پس از صرف 20 میلیارد تومان و 8 سال زمان ، از زبان خود می شنویم که ایرانی در برابر عرب شرف ندارد! پیش از این چنین توهینهائی در سریال وجود داشت اما لب فرو بستیم و گفتیم فیلمنامه همه چیز را بر خواهد گرداند. داستان طوری پیش خواهد رفت که ما خواهیم دید این ایرانیان بودند که اصولا قیام مختار را پایه ریزی کردند و گرنه شخص مختار ثقفی با 200 نفر فک و فامیل پشه ای نبود در برابر لشکریان هم کیشانش... عرب بی تمدن سوسمار و ملخ خور را چه به شرف که در تاریخ عرب پیش از اسلام آمده است قبیله ای از آنها بخاطر نشستن یک پشه که گویا از قبیله مجاور آمده بود تا هزار سال با آن قبیله جنگیدند!! کسانی که جز به بی ناموسی نمی اندیشیدند و اکنون نیز (با وجود قوانین یازدارنده اسلام ) زیر شکمشان از نظر قوت بر مغزهای کوچکشان برتری دارد. اینها شرفتمندند و ایرانی بی شرف؟! اگر اسلام از عرب حذف شود چه خواهد ماند جز نکبت و لجن؟ جز دریوزگی و بی غیرتی؟ جز بیابان و جز زندگی بادیه نشینی؟

کارگردان محترم ما به این هم بسنده نمیکند و ایرانیان را با کلاههائی نمدی و یه لا قبای مفلوکین و گدایان فارس نشان میدهد. لباسی که عمدتا در زمان ساسانیان لباس دهقانان و قشر طبقه پنجم اجتماع بود. همه با یک لباس گوئی بیچارگانی را شاهدیم که از شدت گرسنگی و به طمع نان به لشکر مختار پناهنده شده اند!

کارگردان ما این سریال چنان ساخته است که گوئی قرار است به دور از چشم ایرانیان برای اعراب پخش شود... وقتی ما علنا خود را خوار میکنیم چه انتظاری داریم که همان جماعت خلیج ما را بنام خود ثبت نکند! ... متاسفم ... برای بخش ممیزی سیما هم متاسف تر که از باز بودن یک وجب سینه یک زن در فیلمها نمی گذرد اما بر کرور کرور فحش به اجداد خود چشم می بندد... متاسفم




RE: سریال مختارنامه - Classic - ۱۳۸۹/۱۲/۸ عصر ۰۹:۰۲

من حس وطن دوستی زیبای منصور را ستایش می کنم اما نباید این نکته را از نظر دور داشت که این قضیه یک واقعیت تاریخی بوده است . اعراب ، خود را نژاد برتر می دانسته اند ( به دلیل فتوحات سریع ) و به هر حال این جملات از زبان شخصیت های منفی داستان باید به نحوی بیرون می آمده است. مسلما منظور کارگردان ، تایید این نظر نبوده و در بیان نظریات سران کوفه ی آن زمان ، مجبور به قبول این واقعیت در فیلم هستیم . این ذات سینما و فیلم های تاریخی است . مثلا هنگامی که یک فیلم در مورد آلمان نازی ساخته می شود ؛ ممکن است جملات بسیار شدیدی در مورد نژادپرستی و شرافت نژاد ژرمن بر دیگر اقوام ، از زبان بازیگر بیرون بیاید. چون اینها در یک فیلم تاریخی روایت می شود نباید به فیلم یا عوامل آن خرده گرفت.




RE: سریال مختارنامه - منصور - ۱۳۸۹/۱۲/۹ عصر ۱۲:۲۵

(۱۳۸۹/۱۲/۸ عصر ۰۹:۰۲)IranClassic نوشته شده:  

 نباید این نکته را از نظر دور داشت که این قضیه یک واقعیت تاریخی بوده است . اعراب ، خود را نژاد برتر می دانسته اند ( به دلیل فتوحات سریع ) و به هر حال این جملات از زبان شخصیت های منفی داستان باید به نحوی بیرون می آمده است. مسلما منظور کارگردان ، تایید این نظر نبوده و در بیان نظریات سران کوفه ی آن زمان ، مجبور به قبول این واقعیت در فیلم هستیم . این ذات سینما و فیلم های تاریخی است .

ذات سینما این نیست. ذات سینما همچون همه محصولات فرهنگی همواره (تاکید میکنم همواره) یک کفه ترازوی عدالت بالاست و طرف دیگر پائین... کدام فیلم را در تاریخ سینما سراغ دارید که یک روایت صادقانه و کاملا عادلانه از یک واقعه تاریخی را به تصویر کشیده باشد؟ مثال بزنید... حتی یک فیلم مستند هم منطبق بر واقعیت نیست چون در ساخت آن صرفا یکی از کشورهای دخیل در دعوا فیلم را ساخته است و طبیعی است ساختار فیلم طوری است که قصه مستند طوری روایت میشود که حق را به یک طرف دعوا (که عمدتا خود کشور سازنده است) میدهد. روایت خانم لنی ریفنشتال از فیلم حماسیی که از هیتلر و سربازانش) ساخت آنچنان جذابیت دارد که اگر دنیا فریاد برآورد هیتلر و ایادیش انسانهائی بد بودند، فیلم او میگوید هیتلر و عقبه اش شجاعترین،منظم ترین، فوق العاده ترین، قویترین و بهترین انسانهای روی زمین اند... در موقعیت فعلی جهان (بويژه وضعیتی که کشور ما قرنهاست با آن روبروست) تحقیر ملت ایران آنهم در برابر کسانی دیگر (اگرچه حرف دل آنها بوده باشد) به هیچ عنوان از طرف خود ما صحیح نیست. درست مثل اینکه ما بگوئیم ریفنشتال باید کشتارها و بدبختیهای و مرگ و میرها و جنایتهای هیتلر را هم به فیلمش می افزود تا کفه ترازو عدالت را نشان دهد. او چنین نمیکند چون عاشق آلمان است. او روایت خود را از تاریخ بیان میکند. حتی در یک فیلم مستند. همه سازندگان فیلم چنین اند(اعم از مستند یا داستانی). یک کارگردان وطن پرست اگر هم توهین و تحقیری را در فیلمش متوجه مردم و کشورش (از زبان دشمنانش میکند) در نهایت، سنگینی حق به را در کفه کشور خود میگذارد نه اغیار... سرباز آمریکائی وقتی پشت درختی یکه و تنها در دام ویتنامیها گرفتار آمده است، کارگردان طوری فیلم را نمی سازد که مردم ، حق را به آن ویتنامیی بدهند که این متجاوز را به دام انداخته اند که فرسنگها پیموده است تا جان و مال و ناموس او را تهدید کند. فیلم از طرف آن آمریکائی طوری روایت میشود که شما آرزوی مرگ ویتنامیها را میکنید و دوست دارید آمریکائی برنده میدان باشد (چون در آخرین لحظات به عکس همسر و بچه خردسالش که در جیب دارد نظاره میکند و قطره اشکی بر گونه اش می چکد... فیلم نه اینکه دروغ باشد نه ، بلکه عین واقعیت نیست، چون شما اشکهای ویتنامیها را که بر جنازه بچه هایشان گریسته اند در آن فیلم نمی بینید....). کوتاه سخن اینکه در یک فیلم سینمائی یا مستند ، واقعیت تاریخی معنا ندارد. آنچه هست برداشت اشخاص از رویدادهاست... مادر مبارز کشته شده ایرانی در جنگ 8 ساله (در مجموعه روایت فتح) فریاد میزند "پسرم شهید شده است" اما خبر ندارد که در عراق هم مستندی با همین مضمون ساخته شد که در آن یک مادر عراقی هم فریاد میزد"پسرم در مبارزه با کفار شهید شد" ... ما هرگز فیلمی نخواهیم ساخت که آن مادر را در کنار این مادر نشان دهد و این از نظر ساختار سینمائی کاملا درست است چون سینما ، دادگاه نیست، قصه ی ما از دادگاه است.

لنی ریفنشتال کارگردان مستند پیروزی اراده




RE: سریال مختارنامه - Classic - ۱۳۸۹/۱۲/۱۴ صبح ۱۲:۴۴

(۱۳۸۹/۱۲/۹ عصر ۱۲:۲۵)منصور نوشته شده:  

... کدام فیلم را در تاریخ سینما سراغ دارید که یک روایت صادقانه و کاملا عادلانه از یک واقعه تاریخی را به تصویر کشیده باشد؟ مثال بزنید... حتی یک فیلم مستند هم منطبق بر واقعیت نیست چون در ساخت آن صرفا یکی از کشورهای دخیل در دعوا فیلم را ساخته است و طبیعی است ساختار فیلم طوری است که قصه مستند طوری روایت میشود که حق را به یک طرف دعوا (که عمدتا خود کشور سازنده است) میدهد.

نمونه های بیطرفانه در تاریخ سینما می توان یافت . فیلم والکری که روایت گر ترور نافرجام آدولف هیتلر است . فیلم طرف هیچیک از طرف های درگیر را نمی گیرد و صرفا وقایع را طبق مستندات تاریخی برای ما نقل می کند. در اینجا نه هیتلر یک هیولا است و نه سرهنگ اشتافنبرگ که بمب را کار می گذارد. البته فیلم های دیگری هم می توان مثال زد اما اینکه 100% بتوان آنها را بیطرف دانست مشکل است. این موضوع در مورد همه جنبه های هنر صدق می کند. در کتاب داستان ، در هنر موسیقی ، در هنر نقاشی و ... مسلما خالق اثر بر محتوای آن بر اساس میل خودش تاثیر می گذارد. مسلما لنی ریفنشتال بزرگ را نمی توان در میان فیلمسازان بیطرف قرار داد چون او حتی در مصاحبه های آخر عمر هم هنوز شور و شوق طرفداری از آرمان حرب نازی را داشت. من فیلم مستند مصاحبه هایش را دارم. با اینکه بیش از 90 سال داشت اما وقتی از هیتلر حرف می زد برق در چشمانش دیده می شد. انگار که هنوز به آلمان آن زمان عشق می ورزید.

بگذریم ...

در مختارنامه این هفته خون بازی بیداد می کرد. فشار عادی خون در رگ انسان عادی بین 8 تا 12 میلیمتر جیوه است اما گویی فشار خونِ کفار کوفه بسیار بیشتر از اینها بود ! چون با یک ضربت شمشیر ، خون تا یک متر از بدن بیرون می جهید . حتی در جاهایی از بدن که رگ بزرگی وجود ندارد ( مانند گونه و صورت ) بعد از ضربت شمشیر خون با فشار بیرون می زد. ظاهرا دوستان جلوه های ویژه خیلی زیاده روی کرده بودند .

 




RE: سریال مختارنامه - و يجي - ۱۳۹۰/۲/۲۴ عصر ۰۸:۱۷

فقط يك نكته يكي از دو ستان در باره ز مان شهادت قمر بني هاشم حضرت عباس  گفته بودند .

طيق نو شته هاي ار باب مقاتل و سند هاي موجود  جنگ صبح عاشو را شروع ميشود و تا قبل از ان فقط محاصره بوده و حتي اب هم ار روز هفتم بروي لشكر امام حسين بسته ميشود و يكي دو بار قمر بني هاشم همراه حضرت علي اكبر با حمله به دشمن اب مي اورند و سقاي اصلي حضرت عباس بود و امير لشكر ..كه حتي شب عاشو را هم امان نامه ها براي حضرت عباس و 3 برادرش مي اوردند . كه ان شب امام حسين ميخوادكه به انها مهلت بدهند و ماجرا هاي شب عاشورا پيش مي ايد و كم شدن ياران امام حسين .........صبح عاشوراهم اول ياران امام حسين به جنگ مي روند و تا انها هستند كه به هيچ يك از بني هاشم يا بهتر بگم بني علي ((چون بيشتر خانواده امام حسين فر زندان امام علي بودند از بني هاشم كم بودندو شر كت نكردند مثل فر زندان   عباس عموي پيامبر و بقيه بني هاشم حتي عبد الله بن جعفر همسر حضرت زينب و پسر عموي امام حسين هر چند دو فرزندش در كر بلا شهيد شدند و همراه عقيله بني هاشم بودند مادرشون  ..))و در كل تا بعد نماز كه كل ياران امام حسين شهيد ميشند و فقط خانواده امام حسين  هستند كه او لين بني هاشمي كه به ميدان مي رود حضرت علي اكبر فرزند برو مند امام حسين و بعد برادران حضرت عباس و پسران حضرت زينب و در اخر حضرت عباس كه امير لشكر بود  و اصلا  براي جنگ نمي رود براي اب اوردن مي رود علم مشك اب نيزه ..و  همراه امام حسين كه امام حسين به ميسره مي رود حضرت عباس علقمه ((ميمنه ))............اين روز هاي عاشورا هم كه نامگذاري شده براي احترام مثلا روز8 روز حضرت علي اكبر در حاليكه حضرت علي اكبر او لين بني هاشم و بعد از ظهر عاشو را بعد نماز به جنگ مي رود و شهيد ميشود و يا روز ي كه به روز شير خو.ار گان هست براي حضرت علي اصغر و همه جر يان حضرت علي اصغر ميدانيم يا روزي كه مختص حضرت قاسم و برادرش عبد اللهكه جر يان شهادت حضرت عبد الله باز مشخص   و اين نامگذار يها كه در طي تاريخ براي عذاداري يا احترام يا هر چيز ديگه به درست بودن يا غليط بودن اين نامگذار يها كاري ندارم !!!!باعث اشتباهات مردم ساده شده كه همه ميد و نيم كه اطلاعات در ستي در مورد عاشورا ندارند مثل جمكران و چاه ((نمونه بارز كه خودم شاهد بودم در جمكران پيرز ني ميگر يست و ميگفت اسين خاد مها امام ز مان تو چاه زنداني كردندو نميذارند امام ز مان بياد و يا چيز هاي ديگه كه خرافات و زياد كردن پياز داغ جر يانها و شايعات ......................و ند تا چيز ديگه يك جوري باعث تشديد و بوجود امدن انحرافات شده ))

در مختار نامه خوب افسانه تركيب شده اين مشخص انگار ديگه بيشتر از اين نمي تو نسته و لي بايد بدونيم مختار واقعا جنگ اور بزرگ و نامي عر ب بوده خوب اين رشادتها بايد نشون داده ميشده و اين هنرهفتم از اين چيز ها در كل جهان زياده و فقط نميشه به مختار ايراد گر فت مثلا نمونه بارز فقط كافيه به اسپار تاكوس يا گلادياتورو ............. پر داخته بشه .و لي در مختار نامه حداقل سعي شده ازپياز داغ هاي زيادي جلو گيري بشود مثلا در نحوه كشتن قاتلين و شر كت كنند گان كر بلا هر چند ما دلمون ميخواست همون طور كه شنيديم نشون داده بشه ..............هر چند كر بلا در تاريخ تكرار نشدنيه و البته شبيه شهادت حضرت يحيي تعميد دهنده است و شهادت عدي فرزند خاتم طايي از ياران نز ديك مولي مو حدين......و چيزي كه عاشو را و امام حسين خاص كرده و الگوي تمام ازاد اند يشان از گاندي و مالكوم  و شورايتز گر و  ..................همون ازاده بودن امام حسين ميخواست و ايثار و اخلاصي كه انگار يك تاريخ چندين قرن ميخواست تا تر بيت بشو ند و بيايند اونم از هر فرقه و نژادي ...

در جر يان كر بلا و مختار نامه مير باقري تلاشش كرده است هر چند كلا حرف زياد و خوب ايرادات و نمكات مثبت با هم تر كيب شده و در مورد رفتارشون با ايرانيان يادمون باشه در چه روايت ميشه و هنوز قو انين خليفه ثاني  كه عقده اي بيش نبوده در مورد ايران حاكم و اعتقاد دارند .........بخضصوص در مورد ايران و فر هنگ و تمدن ايران كه فقط ميخواست با تحقير ايراني ها و نابودي تمدن ايران عقب موند گي خودشو نشون بده كه  نتو نست كلا در مورد ايران يك چيز حاكم بوده تمام متجاو زين در فر هنگ ايراني غرق شدند سر بازان رومي هنگام  ترك ايران سلو كيان  لباس ايراني بر تن داشتند نكات خوب برداشتيم و اونها در خود غرق كرديم فقط متاسفانه حاكمين عرب پر ست عرب دوست داشتيم . داريم ......و لي فقط يك فرق در مورد هند يك تفاوت داره .....هيچ معبد و قصري در هند در طي سالها تجاوز و با وجود غارتگريها  خراب نشد اتيش زده نشد .. هر چند فكر كنم اگه عر بهاي و حشي به هند حمله ميكردند معابد اونجا هم به اتيش كشيده ميشد و كتابهاشون نابود ميكردند كاري كه عر بها در مورد ايران كردند




RE: سریال مختارنامه - منصور - ۱۳۹۰/۲/۳۱ صبح ۰۹:۴۷

سوتیهای سریال مختارنامه یکی پس از دیگری تکرار میشوند و جای سوال بسیار است...

1- پرچم ایران (به رنگهای سبز و سفید و قرمز) روی کلاه یک ایرانی دیده میشود و بدتر از آن روی قبر اهل و عیال کیان کشیده شده اند و فقط از علامت شیرخورشید یا آرم الله آن وسط آن خبری نیست!! (پرچم مستطیل شکل به رنگهای قرمز و سفید و سبز فعلی، طرح وزیر نامدار ایران امیرکبیر در دوره ناصرالدین شاه قاجار است و قبل از وی پرچم ایران اصولا تک رنگ و بشکل مثلث - مطابق با الگوی پرچمهای عربی که نشانه اسلام بود - ساخته میشد)

 

پرچم ایران در دو دوره کلی (پس از اسلام: قبل از قاجار و پس از آن، جدای از تغییرات جزئی دیگر)

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

2-مختار ، حرمله را در یک دوئل چاقو (که ما را یاد دوئلهای سرجیو لئونه با آن وسترنهای اسپاگتی می اندازد) می کشد! جالب اینجاست : حرمله ای که همزمان دو چاقو را در چشمهای یک مترسک میزند نمیتواند یک چاقو را به جائی حساس فرو کند و مختاری که اصولا در پرتاب چاقو ید طولائی ندارد جائی میزند که علی اصغر تیر خورده بود! (اصولا به روایت تاریخ حرمله اسیر شد و مختار دستور داد دستهایش را قطع کردند چنانکه امام سجاد دعا کرده بود که خدایا طعم آهن را به او بچشان و بعد وی را داخل آتش و به روایتی داخل دیگ روغن انداختند و دوئل نفر به نفری درکار نبود ضمن آنکه حرمله هم جان رمبو نبود و صرفا فردی با مهارتی اندک در تیراندازی بود)

3-سریال سعیی وافر در تقدیس مختار دارد. بنا به روایت مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی (که به شخصه ارادت خاصی به آن مرحوم و آثارش دارم و وی را بزرگترین مورخ تاریخ اسلام میدانم) در جائی روایت میکند که مختار به روایت قدما چندان فرد موجهی هم نبود. او اگر حاکمیت را دوست نداشت و صرفا برای خون حسین قیام کرده بود در زمان تصدی حکومت شیعه باید به امام سجاد نامه می نوشت و وی را بعنوان رهبر مسلمین و بويژه شیعیان بر سرکار میگمارد اما او هرگز چنین کاری نکرد(کاری که حتی مامون عباسی درمورد امام رضا کرد). بعدها که ابراهیم مالک اشتر وی را در جنگ با زبیریان تنها گذاشت هم به نوعی نشان از اختلافات درونی این فرقه بود که به نوعی به جنگ قدرت از آن تعبیر میشود.

4-صحنه های خشن فیلم گاهی از حد استاندارهای بین المللی و انسانی بالاتر میرود. صحنه له شدن سر زربی توسط غلام شمر با یک تکه سنگ اوج ندانم کاری کارگردان است. سر تا لحظه ای که له شود و خون از اطراف و اکناف آن بیرون بزند بشکل نمای درشت تصویربرداری میشود. شاید میرباقری فراموش کرده است که کودکان زیر ده سال و زنها هم مشغول تماشای سریال هستند و مخاطبان او صرفا افرادی نیستند که همه روزه فیلمهای ترسناک با محوریت قطع دست و پا و سر می بینند! (به شخصه در روزنامه ای به نقل از خانمی دیدم که گفته بود پسرم تا صبح آن شب، پس از دیدن صحنه، خوابش نبرده بود)




RE: سریال مختارنامه - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۲/۳۱ عصر ۰۷:۲۳

(۱۳۹۰/۲/۳۱ صبح ۰۹:۴۷)منصور نوشته شده:  

سوتیهای سریال مختارنامه یکی پس از دیگری تکرار میشوند و جای سوال بسیار است...

1- پرچم ایران (به رنگهای سبز و سفید و قرمز) روی کلاه یک ایرانی دیده میشود و بدتر از آن روی قبر اهل و عیال کیان کشیده شده اند و فقط از علامت شیرخورشید یا آرم الله آن وسط آن خبری نیست!! (پرچم مستطیل شکل به رنگهای قرمز و سفید و سبز فعلی، طرح وزیر نامدار ایران امیرکبیر در دوره ناصرالدین شاه قاجار است و قبل از وی پرچم ایران اصولا تک رنگ و بشکل مثلث - مطابق با الگوی پرچمهای عربی که نشانه اسلام بود - ساخته میشد)

 

پرچم ایران روی پیکرهای خانواده کیان  "آرم" داشت ولی چون سبد خرما روی هر دو تابوت گذاشته بودند پیدا نبود

متاسفانه قسمت کشته شدن حرمله حتی از فیلم های هندی هم ضعیف تر شده بود و صحنه دوئل  هردو چاقو بطرف هم پرتاب کردند وچاقو  مثل تیر یا نیزه افقی و مستقیم حرکت کرد در هالیکه چاقو هنگام پرتاب بصورت چرخشی به هدف می خورد




RE: سریال مختارنامه - میثم - ۱۳۹۰/۲/۳۱ عصر ۰۷:۴۶

با تشكر از تمام دوستان و به خصوص منصور گرامي كه اشاره به جايي به قلب روايات و شخصيت پردازي هاي اين سريال كردند.

مختار بنا به روايات روشن تاريخي شخصي به شدت تندرو بوده. جايي خواندم كه پس از انعقاد معاهده صلح بين امام حسن و معاويه ، مختار از شدت خشم بر ايشان خنجر زده است. به اين خاطر كه از نظر او امام شرافت مسلمانان را لكه دار كرده بوده!! يعني به اين فكر نكرده كه شايد ايشان هم براي آن صلح ناخوشآيند ، دلايلي داشته باشد. مختار هم مانند اغلب اعراب زودجوش و بي فكر و متعصب و بي رحم بوده. نوع مجازات هايي كه براي قربانيان خود تعيين كرده نمودي از بي رحمي و سبعيت است. (جوشاندن در ديگ روغن ، تكه تكه كردن و مثله كردن و .... كه رفتار امثال وحشي و هند را تداعي مي كند)

انگيزه اغلب جنگهاي عرب در آن زمان نژادپرستي و كينه هاي قبيله اي بوده با سرپوشي از ادعاهاي دين خواهي. با اينكه هنوز 50 سال از حج آخر پيامبر نگذشته بوده - در آن روز آن بزرگوار به صراحت گفتند كه "تمام خون ها و افتخارات عرب امروز زير پاي من است" (هيچ ارزشي ندارد) - دوباره آن ارزشها احيا مي شود. حتي فاجعه كربلا بر خلاف تصور عامه ما - كه فكر مي كنيم حاصل رويارويي دو برداشت متفاوت از اسلام است - بيشتر حاصل كينه هاي قبيله اي بوده.

دكتر سيد جعفر شهيدي روايت مي كند :

«چنانکه گفتم من نمی‏دانم شعرهائی را که به یزید نسبت داده‏اند از آن اوست یا نه ، اما این سه بیت را همان ابن ابی‏طاهر به نام او نوشته است. می‏گوید یزید با عصا به دندانهای حسین می‏زد و می‏گفت:
کاش بزرگان من که در بدر حاضر شدند و گزند تیرهای قبیله خزرج را دیدند امروز در چنین مجلس حاضر بودند و شادمانی می‏کردند و می‏گفتند یزید دستت شل مباد! بآل علی پاداش روز بدر را دادیم و کین خود را از آنان گرفتیم.
در این بیتها هیچ سخنی از پیغمبر و دین و قرآن در میان نیست . آنچه می‏بینیم تجدید خاطره‏ی خونهای جاهلی است. خون را بخون شستیم.
اگر مجلس به همین جا خاتمه می‏یافت یزید برنده بود. و یا آنچه به فرمان او انجام یافت چندان زشت نمی‏نمود. اما زینب نگذاشت کار به این صورت پایان بیابد. آنچه را یزید شادی می‏پنداشت در کام او تلخ تر از زهر كرد. ..... »
  (قيام امام حسين - صفحه 187)

چه خوب كه منصور بزرگوار اشاره به جايي به اين محقق آزاده كردند. خوب است از كتاب ارزشمند ايشان فصل مربوط به عاقبت جنايتكاران كربلا را مطالعه كنيم كه با قلم زيبايش چنين روايت كرده :

...........

« امروز وقتی ما داستان کشتار مختار پسر ابی‏عبیده‏ی ثقفی را می‏خوانیم اگر سری به کتابهای حقوقی کشیده باشیم، ممکن است چنان انتقام را تا حدی خشن بدانیم و بگوئیم چرا چنان کردند؟ یکی را چون گوسفند سر بریدند یکی را شکم پاره کردند . دیگری را که تیری به فرزندی از فرزندان حسین افکنده و آن جوان دست را سپر ساخته و تیر دست و پیشانی او را شکافته بود همان کیفر دادند . دیگری را در دیگ روغن جوشان افکندند . دست و پای آن یکی را بزمین دوختند و اسبان را از روی او گذراندند. چنانکه نوشته‏اند تنها در یک جا 248 تن را که در قتل حسین و یاران او شریک بودند طعمه این گونه کیفرها چشاندند.

ما این داستانها را می‏خوانیم و در آن نوعی قساوت می‏بینیم . اما باید دانست که قضاوت مردم سیزده قرن بعد درباره‏ی کردار پیشینیان درست نیست. دیگر آنکه چون خشم انقلاب زبانه زد معیارها دگرگون می‏شوند. انقلاب معمولا با خشم و قساوت همراه است، بلکه اگر خشم با انقلاب همراه نباشد، انقلاب نیست .

شمر ، عبیدالله زیاد ، عمر ابن سعد ، حفض پسر جوان او، خولی، سنان و دهها تن از سران لشکر کوفه چنین کیفرها دیدند. اما تاریخ به همین جا بسنده نکرد، این آخرین انقلاب و آخرین انتقام نبود، انقلابی از پس انقلاب دیگر پدید شد. مختار بدست مصعب ابن زبیر و مصعب به امر عبدالملک ابن مروان بقتل رسید و با هر یک از این فرماندهان گروهی و بلکه گروه‏هائی کشته گردیدند. سر حسین ابن علی (ع) را نزد عبیدالله آوردند، سر عبیدالله را نزد مختار، سر مختار را نزد مصعب و سر مصعب پیش روی عبدالمک نهاده شد، همه این حوادث در کمتر از ده سال رخ داد.

......

سرانجام آخرین وعده‏ی حسین عملی گردید وقت آن رسید که آخرین صحنه هم نمایش داده شود و آن در سال هفتاد و پنجم هجرت بود.

روزی که گروهی از بزرگان کوفه در مسجد نشسته بودند مردی سر و روی پوشیده داخل شد، شمشیری به کمر بسته کمانی بدوش افکنده بی‏اعتنا به مردم صفها را شکافت و خود را به منبر رساند. بر منبر بالا رفت و در پله‏ی فرازین نشست و خاموش ماند. سکوت، باز هم سکوت! نوشته‏اند یک ساعت سخنی بر لب نیاورد شاید مثل همیشه در زمان مبالغه کرده باشند. هر مقدار که بود سکوت او مردمان را به سخنهای در گوشی واداشت.

.........

وقتی سکوت همه جا را گرفت، وقتی همه‏ی نفسها در سینه‏ها بریده شد چهره‏ی خود را گشود و چنین گفت:

مرا همه خوب می‏شناسند من از هیچ دشواری نمی‏هراسم‏ چون وقت کار شد می‏دانید من که هستم

مردم کوفه! به خدا من می‏دانم چگونه با شری روبرو شوم و چگونه از پس آن برایم و چگونه آن را کیفر دهم. چشمهائی را دوخته و گردنهائی را کشیده می‏بینم. سرهائی را می‏بینم که چون میوه رسیده‏ی بر شاخه سنگینی می‏کند و باید فوری آن را چید. خونهائی را می‏بینم که از عمامه تا ریشها را رنگین کرده و سرخی آن در پرتو خورشید می‏درخشد! ای مردم عراق! ای کان تفرقه و نفاق! ای گروه فاسد اخلاق! من بیدی نیستم که از ین بادها بلرزم. من دستنبویی نیستم که مرا بازیچه کنید و میان انگشتان خود بفشارید ! من امتحان هوش و ذکاوت و زیرکی و درایت خود را داده‏ام. و تا نهایت بخوبی از عهده برآمده‏ام.

امیرالمؤمنین تیردان خود را پیش روی خود ریخت و یک یک آنها را زیر دندان آزمایش کرد. من از همه سخت‏تر و دیرشکن‏تر بودم! مرا برای شما برگزید زیرا سالیان درازی است شما با آشوب و فتنه هم‏آواز شده و گمراهی را پیشه ساخته و راه نافرمانی را پیش گرفته‏اید! به خدا چون شاخ درخت پوست از تنتان بیرون می‏کشم و چون سنگ آتش‏زنه بر سرتان می‏کوبم و چون خاربن تیغهای شما را می‏شکنم‏ و چون شتر غریبه که آن را از هر سو می‏رانند، می‏زنم. شما مانند مردم آن شهرید که با آرامش و اطمینان بسر می‏بردند، روزی آنها به فراخی می‏رسید ولی کفران ورزیدند و خدا لباس گرسنگی و ترس را بر تن آنان پوشانید .

.............

حجاج ابن یوسف حاکم کوفه شد. بار دیگر دستگاه تفتیش عقاید، جاسوسی ، اتهام، دستگیری، زندانی کردن، شکنجه و قتل و سرانجام حکومت اختناق براه افتاد.

آری این است سزای نامردمانی که به نعمت خدا کفران ورزند، مصلحت‏جویان و خیراندیشان خود را به دست خویش بکشند. از خدا رو برگردانند و شیطان را قبله‏ی خود سازند. » (همان ،صفحه 192-196)




RE: سریال مختارنامه - منصور - ۱۳۹۰/۳/۱ صبح ۱۰:۵۵

(۱۳۸۹/۱۲/۱۴ صبح ۱۲:۴۴)IranClassic نوشته شده:  

(۱۳۸۹/۱۲/۹ عصر ۱۲:۲۵)منصور نوشته شده:  

... کدام فیلم را در تاریخ سینما سراغ دارید که یک روایت صادقانه و کاملا عادلانه از یک واقعه تاریخی را به تصویر کشیده باشد؟ مثال بزنید... حتی یک فیلم مستند هم منطبق بر واقعیت نیست چون در ساخت آن صرفا یکی از کشورهای دخیل در دعوا فیلم را ساخته است و طبیعی است ساختار فیلم طوری است که قصه مستند طوری روایت میشود که حق را به یک طرف دعوا (که عمدتا خود کشور سازنده است) میدهد.

نمونه های بیطرفانه در تاریخ سینما می توان یافت . فیلم والکری که روایت گر ترور نافرجام آدولف هیتلر است . فیلم طرف هیچیک از طرف های درگیر را نمی گیرد و صرفا وقایع را طبق مستندات تاریخی برای ما نقل می کند. در اینجا نه هیتلر یک هیولا است و نه سرهنگ اشتافنبرگ که بمب را کار می گذارد.

مثل اینکه شما نمیدانید کارگردان فیلم والکری (جناب آقای برایان سینگر) یک یهودی است!

من اگر بخواهم در مورد تاریخچه سوء قصدها به هیتلر را در اینجا بنویسم (42 مورد) که کار به مثنوی هفتاد من خواهد کشید. طبیعی است که یک یهودی باهوش مانند سینگر که پیش از این فیلم تحسین شده ای مثل مظنونین همیشگی را ساخت بتواند یکی از آن 42 مورد را چنان استادانه بیان کند که شما تحت تاثیر قرار بگیرید و فرض کنید فیلم ، فیلم بی طرفی است. اما در حقیقت چنین نیست. ترور والکوره (که در فیلم به اشتباه از آن والکری نام برده میشود) توسط کسانی حمایت شد که در برابر هیتلر قسم خورده بودند بدو و فرمانیش پایبند باشند اما در نهایت به پیمان خود وفادار نماندند. نقض یک عهد کار بدیست هر انسانی میداند که پیمان شکستن کاری رذیلانه است حتی اگر این عهد با کسی چون هیتلر بسته شده باشد. اما در فیلم، شما تاکید را روی پیمان نمی بینید بلکه تمرکز روی عملکرد منفی هیتلر است که پیمان شکنی را بشکلی کامل توجیه کند. درست مثل اینکه ما در سریال مختار دیدیم که حاکم کوفه بهنگام آزادی مختار از زندان از او پیمان گرفت که هرگز قیام نکند و مختار قسم خورد که هرگز چنین نکند. اما کارگردان هرگز به آن صحنه رجعت نکرد تا مباد عهدشکنی مختار خدشه ای بر هیبت او وارد کند و این یعنی روایت شخص از واقعه و نه عین واقعه. حتی گفته میشود مختار 300 ( وبقولی 1000 ) شتری که پیمان بسته بود اگر قسم خود را بشکند کفاره بدهد داد و قسمش را شکست اما کارگردان هرگز به چنین موردی هم اشاره نکرد چون خوب میدانست که قسم شکستن اصولا ماهیتی منفی دارد و صلاح نیست مشمول الذمه کسی(حتی ابن زیاد یا بن کامل) باشد. اینکه نام طرح (والکوره) را به والکری عوض میکنند هم جالب توجه است چون کاملا تعمدی و هوشمندانه است. براساس اسطوره های مردم شبه جزیزه اسکاندیناوی در شمال اروپا ، والکری یا والکیری فرشته است  نامرئی که در یک جنگها حضور می یابد و کسانی را که باید در جنگ کشته شوند را انتخاب میکند. منظور کارگردان از آنکه باید کشته شود ، سروان اشتفانبرگ سوء قصد کننده نیست. او همان فرشته است و آنکه باید بمیرد و بدذات است هیتلر است. اگر میخواستید به یک فیلم بی طرفتر در اینخصوص اشاره کنید شاهکار گئورگه (جورج) ویلهلم پابست (درخصوص ترور هیتلر که سالها قبل از تلویزیون وطنی هم پخش شد )بهترین بود  که من بازهم معتقدم آن فیلم هم در برخی مضامین یک طرفه به قاضی میرود . بنابراین بازهم میگویم که در تاریخ سینما هرگز فیلمی کاملا بی طرف (حتی مستند) ساخته نشده است و هرکس روایت و فهم خورد را از یک واقعه بیان میکند و طبیعی است که هیچ انسانی عادلترین فرد نیست چون به همه جوانب رخدادها آگاه نیست ( و گاهی هم نمیخواهد باشد). سینما مملو از کلوزاپها ، فیدبدکها،و بازگشت به گذشته هاست. یک نمای درشت از یک چیز ، یک بازگشت به گذشته در یک صحنه ، یک اخم از طرف یک کاراکتر ، ریتم تند در یک صحنه و کند در صحنه ای دیگر ، گاهی نحوه ادای حتی یک کلمه و و و ... هریک به تنهائی میتواند(تاکید میکنم : میتواند) کفه ترازوی عدالت را به سمت خاصی سنگین کند.

یک عکس بزرگ از یک نفر را وسط دیواری دراز نصب کنید. از این سمت دیوار(با فاصله) حرکت کنید و چشمتان به چشمان نفری که در عکس دیده میشود باشد. در هرجا که باشید چشم او شما را نگاه میکند. وقتی با ماشین از جلو عکس بزرگ یک نامزد انتخاباتی رد میشود به چشمان او خیره شوید. هرجا باشید شما را نگاه میکند چه اینجا چه 20 متر آنطرفتر. اما بجای آن عکس یک انسان واقعی را بگذارید. چشمان آن فرد با حرکت شما حرکت خواهد کرد گاهی چشمش این گوشه از حدقه و بمحض رد شدن شما آنسوی حدقه خواهد بود. بنظر شما کدام درست میگویند : عکس یا انسان؟ چشم انسان از 180 درجه مقابل صرفا (تاکید میکنم فقط) میتواند روی یک درجه متمرکز شود و به دقت آنجا را ببیند (چه افقی و چه عمق) باید آن یک درجه عوض شود و تمرکز جایی دیگر برود. فضای اطراف آن یک درجه (که گاهی تا 130 درجه هم میرسد) را انسان می بیند خوب هم می بیند اما تمرکز همیشه باید یکجا باشد و این تمرکز است که در زندگی انسان، عدالت را نابود میکند. این تمرکز فقط با چشم نیست. در گوش هم چنین است و انسان قادر است در یک هیاهوی دست جمعی فقط به صدای یک نفر گوش کند. در بویائی هم چنین است و در لامسه هم به همین شکل. احساسات انسان ناقصند چون جهان شمول نیستند و عمدتا بسمت آنچه که می پسندد میروند نه هرچه که هست و عدالت یعنی هرچه که هست




RE: سریال مختارنامه - اسکورپان شیردل - ۱۳۹۰/۳/۱ عصر ۰۴:۴۵

(۱۳۹۰/۳/۱ صبح ۱۰:۵۵)منصور نوشته شده:  

حتی گفته میشود مختار 300 ( وبقولی 1000 ) شتری که پیمان بسته بود اگر قسم خود را بشکند کفاره بدهد داد و قسمش را شکست اما کارگردان هرگز به چنین موردی هم اشاره نکرد چون خوب میدانست که قسم شکستن اصولا ماهیتی منفی دارد و صلاح نیست مشمول الذمه کسی(حتی ابن زیاد یا بن کامل) باشد.

جایی خوانده بودم (دقیقا یادم نیست کجا-احتمالا تاریخ طبری) که مختار در مورد عمر سعد هم به او امان نامه داده بود و سوگند خورده بود که با او کاری نداشته باشد ، اما ...




RE: سریال مختارنامه - و يجي - ۱۳۹۰/۳/۲ عصر ۰۷:۰۶

(۱۳۹۰/۳/۱ عصر ۰۴:۴۵)اسکورپان شیردل نوشته شده:  

(۱۳۹۰/۳/۱ صبح ۱۰:۵۵)منصور نوشته شده:  

حتی گفته میشود مختار 300 ( وبقولی 1000 ) شتری که پیمان بسته بود اگر قسم خود را بشکند کفاره بدهد داد و قسمش را شکست اما کارگردان هرگز به چنین موردی هم اشاره نکرد چون خوب میدانست که قسم شکستن اصولا ماهیتی منفی دارد و صلاح نیست مشمول الذمه کسی(حتی ابن زیاد یا بن کامل) باشد.

جایی خوانده بودم (دقیقا یادم نیست کجا-احتمالا تاریخ طبری) که مختار در مورد عمر سعد هم به او امان نامه داده بود و سوگند خورده بود که با او کاری نداشته باشد ، اما ...

دوست  عزيز بله امان نامه داده بود و لي به شرطي كه عمر سعد از خانه خارج نشود و شمشير بد ست نگيرد كه اين قرار شكست از خانه  خارج شدو شمشير هم بد ست گرفت

در ضمن نفرين امام حسين در مورد عمر سعد و پيش گو ييش به واقعيت تبد يل شد

و لي اين ادمها به اصطلاح مسلمان كاري كردند كه در تاريخ چنين جنايتي تكرار نشده و فقط براي عقده اي كه از مو لي داشتند و خواستند انتقام اقوام خود را از بدر گر فتند و براي انتقام از مو لي مو حدين و فرز ندانش ......همون طور كه گفتند انتقام بدر در كر بلاگر فته شد و انتقام تحقير خيبر در سقيفه ..انها نه مسلمان واقعي بودند نه انسان ......عرب ز مان جاهليت ....حتي وقتي امام حسين از خانواده اش ميگه . همشون اذعان ميكنند كه امام چه جايگاهي داره و لي ميگند تو را ميكشيم چون فرزند علي هستي




RE: سریال مختارنامه - سروان رنو - ۱۳۹۰/۳/۲ عصر ۰۹:۴۸

رُک بگم ، من مختارنامه رو صرفا برای زیبایی های بصری و داستانی اش نگاه می کنم وگرنه اصلا به پیام ها و درست بودن آنچه که بیان می کنه توجه ندارم و اعتماد هم ندارم. سریال های مذهبی در صدا و سیما معمولا با دروغ و خرافه پردازی مخلوط می شوند به خصوص که تعصب شیعه گری هم در مورد این سریال وجود دارد. تاریخ می گوید که مختار یک جنگجوی فرصت طلب و زیرک بود که سودای خلیفه مسلمین شدن در سر می پروراند و به بهانه انتقام از مسببین واقعه عاشورا ، افراد گناهکار و بیگناه زیادی را کشت. البته سرانجام حکومت های اینجوری که با قتل و ارعاب روی کار می آیند هم همیشه معلومه و مختار هم دمی حکومت کرد تا اینکه خودش هم طعمه یک نفر جلادتر از خودش شد ( زبیریان ) . زبیریان هم به دست امویان مغلوب شدند و ... خلاصه این بکش بکش ها در تاریخ عرب زیاد است.




RE: سریال مختارنامه - منصور - ۱۳۹۰/۳/۳ صبح ۱۱:۳۱

(۱۳۹۰/۳/۲ عصر ۰۷:۰۶)و يجي نوشته شده:  

(۱۳۹۰/۳/۱ عصر ۰۴:۴۵)اسکورپان شیردل نوشته شده:  

جایی خوانده بودم (دقیقا یادم نیست کجا-احتمالا تاریخ طبری) که مختار در مورد عمر سعد هم به او امان نامه داده بود و سوگند خورده بود که با او کاری نداشته باشد ، اما ...

 دوست  عزيز بله امان نامه داده بود و لي به شرطي كه عمر سعد از خانه خارج نشود و شمشير بد ست نگيرد كه اين قرار شكست از خانه  خارج شدو شمشير هم بد ست گرفت

مختار وقتی دید عمرسعد از خانه خارج نمیشود، کسی را فرستاد که او را از مختار بترساند. آن شخص در کار خود موفق بود و باعث شد عمر سعد از حاشیه نشینی بطرزی ناشیانه و عصبی خارج و زمینه کشته شدن خود را فراهم کند. این نکته در سریال هم تصویر شده است و این نهایت دغلکاری شخصیت مختار را نشان میدهد ( هرچند به صلاح بوده باشد مثل دروغ مصلحت آمیز)... اگر آن صحنه را دقیق ندیده اید دوباره نگاه کنید...(آن شخص پیش ابن سعد رفت و گفت مختار قابل اعتماد نیست و تو باید مواظب خودت باشی و باید کاری کنی... در یک صحنه همان شخص را در حضور مختار نشان داد که میگفت موفق شدم ابن سعد را تحریک کنم)




RE: سریال مختارنامه - jack regan - ۱۳۹۰/۳/۵ صبح ۰۹:۰۳

سلام بي پايان خدمت دوستان عزيز

اجازه بدهيد بي پرده سخن بگوييم  جدا از ارزشهاي تكنيكي و فني  اين سريال كه قابل انكار نميباشد.متاسفانه جناب ميرباقري بعد از كارهاي بي بديل قبلي خود گند مفصلي به همه سابقه خود زده اند و با ساخت اين مجموعه كه يك كار كاملا سفارشي و با خط مشي فكري از پيش تعيين شده و تكليف شده ميباشد تمام سوابق خود را زير سئوال برده اند. چيزي كه بنده به ان ايمان دارم اين است كه خود ايشان نيز نيز به انچه ساخته اند اعتقاد چنداني ندارند و سر هم كردن صحنه هاي وسترني نظير دوئل مختار و حرمله يا تعقيب و گريز هاي كماندويي ودلتا فورسي كيان و حرمله نشان ميدهد خود اقاي مير باقري هم  فقط سعي در ايجاد  تب و تاب اكشن وفرو نشاندن عقده انتقام عوام داشته.zzzz:

در هر حال هيچ تشابه و رد پايي از اثار انديشمندانه اي  چون امام علي (ع) و معصوميت از دست رفته در اين سريال نميبينم.




RE: سریال مختارنامه - منصور - ۱۳۹۰/۴/۸ صبح ۱۱:۵۲

وقتی ما خود عار داریم از نمایش چهره قمر بنی هاشم ، وقتی عیب می پنداریم نمایش چهره ی کسی که حتی امام معصوم هم نبود (آنهم در جائیکه در سطح جهانی چهره پیامبران که در سطحی بالاتر از امامان هستند در فیلمها و سریالها نمایش داده میشود و آب از آب تکان نمیخورد) و از اینسو چهره ی امثال عبداله بن زبیر و هم کیشانش و معاویه را در سریالهای مختلف تا حد امکان تخریب میکنیم باید انتظار مقابله به مثل جماعت اهل تسنن را داشته باشیم...

خبرها حکایت از آن دارد که با سرمایه گذاری شبکه MBC که عمده سرمایه اصلی آن توسط دولت عربستان تامین میشود سریالی با عنوان "معاویه ، حسن و حسین" طی چند روز آینده با لوکیشن کویت جلو دوربین خواهد رفت تا چهره بزرگان ما را که خود از نمایش آنها اکراه داشتیم از دید دوربینهای وهابی ببینیم!  آنهم با روایتی که آنها از آن خواهند کرد...

جالب اینجاست که سایت نظرخواهی برای توقف ساخت این سریال هم راه می افتد که چه نشسته ایم که اسلام برباد فنا رفت! ببینید:

http://poll.pollcode.com/UGP

زمانهای دور ( از ده سال به قبل) من در سایتهای مذهبی بعضا مناظره هائی با اهل تسنن داشتم. آنها جماعتی به شدت مذهبی و بعضا با ایمان هستند ... نتیجه سالها جر و بحث آنکه همه ما پیروان یک دینیم، همه ما مسلمانیم و اسلام از نظر من کاملترین ادیان الهی است اگر به درستی و به روز بدان عمل شود. اسلام فصل مشترک تمام ادیان الهای است... مسیحیت شامل 28 فرقه است (منظورم پروتستان و ارتدوکس و کاتولیک نیست. فرقه های بسیار جزئی تری از این دین هست که با مراجعه به کتب تاریخ ادیان میتوان آنها را استخراج کرد) اما شما هرگز نمی شنوید که فلان کشور مثلا کاتولیک و فرقه جزئی تری مثل صابئیان بر کشوری دیگر که مثلا ارتدوکس است بر سر عقادیشان بتازند (منظورم زمان فعلی و در قرن اتم و رایانه و فضاست) اما ما مسلمین پس از قرنها (عمدتا از زمان صفویه به بعد) همچنان کوس من آنم که رستم بود پهلوان سرمیدهیم درست مثل آنکه در دویست سال قبل ملاصدرا را مقابل فلان شیخ اهل تسنن گذاشته ایم تا ببینیم کدامیک کم می آورد چون کم آوردن از نظر ما نشانه حماقت است! ... فرق 200 سال قبل ما با زمان حاضر اینکه آنجا دو شیخ داد و هوار میکردند و اکنون:  فیلم در برابر فیلم (یکی تو بساز یکی من تا اصل حالت را جا بیاورم!)... و این مقارن با عصری است که بیگانگان نجس و جهنمی فضا را ، اتم را و جهان را تحت سیطره خود درآورده و خواهند آورد و ما منتظریم تا سواری غیبی سررسد و داد ما بازستاند... یاد صحنه ای از فیلم تنگسیر (ساخته امیر نادری براساس داستانی از صادق چوبک و الهام از داستان اینجه ممد نوشته یاشار کمال ترک) می افتم که به زار ممد گفتند حالا که پولتو ارباب و دارو دسته اش پس نمیدن واگذارشون کن به حضرت عباس... زار ممد مدتی این کار را کرد اما وقتی دید کاری از پیش نمی رود دست به اسلحه برد و در پاسخ پیرمردی که دوباره گفت : واگذارشون کن به حضرت عباس گفت: مگه من خودوم چمه؟ ... و زار ممد شد:  شیرممد 




RE: سریال مختارنامه - زبل خان - ۱۳۹۰/۴/۱۰ عصر ۱۰:۰۸

الان قسمت 35 این مجموعه را بعد از مدتها دیدم واین طور که در سایتها ومطبوعات از جلوه های ویژه این سریال با اب وتاب تعریف می کنن ،تصورم بر این بود که واقعا با یک شاهکار روبرو هستیم ..اما امشب با دیدن این سریال ومخصوصا صحنه نبرد طرفین وجنگ هائی که رخ میده این تصور را نقش بر اب کرد..

مثلا صحنه ای که ابن حر با بازی شهرام حقیقت دوست چند تا سرباز مختار را می کشد،خوب به شمشیر توجه بشه اصلا یک قطره خون هم روی شمشیر دیده نمیشه..

و نبرد بین دو لشگر واقعا خیلی ضعیف از کار در امده ویه مقایسه ساده با نبرد فیلمهای بزرگی همچون تروا" وشجاع دل"و.......بشه تفاوت را به خوبی میشه حس کرد که چقدر عقب هستیم..

متاسفانه خبری هم خواندم که داود میر باقری باز هم می خواد بره دوباره یک سریال عربی بسازه وان هم درباره خاندان پیامبر هست..

به نظرم ساختن این سریال اصلا هم کار شاقی نیست،امروزه با پول واین همه امکانات نسبت به گذشته خیلی راحت میشه این نوع سریالها را به وفور ساخت..




RE: سریال مختارنامه - منصور - ۱۳۹۰/۴/۲۵ صبح ۰۹:۰۷

درخبرها آمده بود که بودجه ای نزدیک به 50 میلیارد تومان از طرف دولت و وزارت ارشاد و سیما در اختیار مجید مجیدی قرار گرفته است تا سه گانه ای زندگی حضرت محمد(ص) بسازد. ظاهرا برخی عوامل دست چندم هالیوود را هم استخدام کرده اند...

اگر می بینید سریالهائی مثل امام علی یا مختار در ایران جذابند صرفا به دلیل مهارت شخصی بنام میرباقری در شکل روایت داستان ، دیالوگهای بسیار موجز(نه دهان پرکن و باسمه ای و نه بسیار عوامانه اما در عین حال ترکیبی از ایندو) و شخصیت پردازیهای منحصر بفرد اوست. تجربه ثابت کرده است حتی کارگردانهایی که رگ عوام در دستشان است (امثال فخیم زاده) در بخش سریالهای سنگین و جذب مخاطب چندان موفق نبوده اند (ولایت عشق و امام حسن). کارگردان نماهای دیگری امثال سلحشور که هنوز الفبای سینما را نمیدانند(و فکر میکنند سینما یعنی تئاتر) هم در این عرصه فعالیت کرده اند که دیدن آثار آنها چیزی شبیه به این مدعاست که کودکی با ادعای کشیدن یک تابلوی نقاشی فوق العاده قلم بدست بگیرد و ته کار آنچه باقی بماند یک تابلوی رنگارنگ باشد که چیزی درونش هویدا نیست اما به مدد همان رنگها قشنگ به نظر میرسد و عده ای به به و چه چه کنند!

اینکه یک کارگردان بنام مجید مجیدی که در این سالها با آثاری خاص (هرچند انسانی) خفت کشوری بنام ایران را در جشنواره های جهانی و آنهم بخاطر چند مجسمه طلائی و نقره ای و برنزی رقم زد و بر قدر خود با کاستن از قدر ایران افزود و کسی هم نگفت بالای چشمت ابروست بخواهد تاریخچه سنگ بنای اسلام را بسازد از آن حرفهاست!

تاریخ سینما نشان میدهد جذابیت یک فیلم حماسی هرگز به تکنیکهای سینمائی یا هزینه هائی که صرف آن شده است نبوده و نیست. قیمت 250 دست لباس الیزابت تیلور در کلئوپاترا قیمت ساخت کل سریال مختار در ایران است اما بازنگری تاریخ سینما نشان میدهد کلئوپاترا شکست خورد. بعدها عده دیگری دست بکار شدند تا با ساخت نسخ دیگری ازین داستان نشان دهند  جوزف منکیه ویچ کاربلد نبود وگرنه میشد فیلمی متفاوت ساخت. آنها هم ساختند و همگی بازهم به گل نشست. اخیرا هم که می شنوید کارگردان سترگی چون دیوید فینچر برای روایتی جدید از این حکایت دست بکار شده است... تجربه میگوید تکرار مکررات جذاب نیست مگر اینکه شکل داستان یا کل داستان را عوض کنید (چیزی که در رابین هود اسکات دیدیم و دیدیم که اصولا داستان این رابین هود مربوط به زمانی است که او حتی رابین هود هم نشده بود )... اینکه بیاییم و داستانی را روایت کنیم که هر بچه مسلمانی جزئیات آنرا میداند و پیش از آن فیلم نسبتا قابل قبولی بنام محمدرسول الله هم ساخته شده است یک ریسک به تمام معناست که از همان ابتدا کفه شکستش از کفه موفقیت سنگینتر است. و هرچه بر رنگ و لعابش اضافه کنیم هم بدون شک افاقه نخواهد کرد.

چنین فیلمهایی با چنین هزینه هائی باید توسط چند کارگردان (مانند تقوائی + بیضائی + میرباقری ) ساخته شوند که شکر خدا کارگردانهای ما هم (مثل گویندگان ما) چشم دیدن هم را ندارند چه رسد به همکاری که آنرا گوئی عین ننگ میدانند برای سبقه ی خود! (شاید به همین علت هم هست که ما ایرانیها در حوزه ورزش در ورزشهای دست جمعی مفلوک اما در ورزشهای انفرادی قهرمان جهانیم... چون تاب نداریم که پاس گل جانانه مرا که خیلی بخاطرش زحمت کشیدم بنام حسن آقا بنویسند که فقط نوک پایش به توپ خورد و رفت توی دروازه! مخصوصا اینکه این روزها در قراردادهای بازیکنان مثلا می نویسند : زدن هرگل 000/100 تومان ، پاس گل 000/10 تومان و ... در چنین شرایطی یا باید "فقط من" بزنم یا اصلا نمیخواهم سر به تن کسی باشد!...)

 




RE: سریال مختارنامه - سروان رنو - ۱۳۹۰/۴/۲۶ عصر ۱۱:۴۰

(۱۳۹۰/۴/۲۵ صبح ۰۹:۰۷)منصور نوشته شده:  

... حتی کارگردانهایی که رگ عوام در دستشان است (امثال فخیم زاده) در بخش سریالهای سنگین و جذب مخاطب چندان موفق نبوده اند (ولایت عشق و امام حسن)...

با امام حسن موافقم اما در مورد ولایت عشق فکر می کنم که در بین کل سریال های ساخته شده ( از امام علی تا مختار و ... ) هیچکدام به زیبایی و جذابی آن نبودند. شخصیت پردازی آن خیلی عالی بود. داستان آن به خاطر زمینه های ایرانی بودن برای مخاطب ایرانی جذاب بود و هنگام پخش هم محبوبیت بسیار زیادی داشت. شخصیت مامون و فضل ابن سهل عالی پرداخته شده بود. مخصوصا این اواخر که شبکه جام جم هر دو سریال امام علی و ولایت عشق رو دوباره بازپخش کرد دقیق تر می شد هر دو را مقایسه کرد. ضعف های سریال امام علی اینبار خیلی به چشم می اومد در حالیکه "ولایت عشق" کاملا سرپا و دیدنی مانده بود. من که به خصوص مسحور آخرین سکانس سریال شدم .( بر خلاف سکانس پایان امام علی که یک افتضاح کامل بود) ایده آن محشر بود . منظورم آنجاست که مراسم سوگواری بعد از مرگ امام رضا برپاست اما ناگهان در حرم باز میشه و نگاه مامون و بقیه به بارگاه امام رضا می افته و یک ترانه بسیار زیبا خوانده میشه.  :heart:




RE: سریال مختارنامه - منصور - ۱۳۹۰/۵/۸ صبح ۰۹:۴۸

پخش سریال مختارنامه با تمام کش و قوسها و فراز و فرودهایش به سرانجام رسید. من در نوشته های قبلی این تاپیک نکاتی را بشکل جزئیات خدمت دوستان عرض کردم و در اینجا ماحصل کار را بشکل مجمل مرور میکنیم

1) سریال مختارنامه بدون شک در حافظه تاریخی سریال سازی تلویزیون ملی ایران ثبت شد و در کنار سریالهای سترگی چون هزاردستان ، دائی جان ناپلئون،  سربداران، امام علی ، کوچک جنگلی و روزی روزگاری (با تمام حسادتها و کدورتها و بدبینیها) قرار گرفت.

2) ساخت سریال مختار نشان داد میتوان با پشتوانه مالی و هدایت افرادی نخبه میتوان به موازات سینمای جهان پیش رفت و از قافله امکانات سمعی بصری، با فاصله زیاد ، عقب نماند.

3) داوود میرباقری نشان داد در سینمای حماسی ایران حرف برای گفتن زیاد دارد. زمانی پدرش با دیدم سریال گرگها به او گفته بود "اینها چیه میسازی؟! برو از امامان و پیغمبران فیلم بساز اگه میخوای اسمت تو کارت بمونه"(به نقل از خودش)... اما حسرت ما این نیست که او دو سریال خوب بامضمون سینمای دینی ساخت ، خون دل ما اینست که چرا نباید به سراغ تاریخ خود ما ایران برود؟ ساخت سریالی با عنوان دلاوران ایران ( بشکلی که در هر قسمت یا چند قسمت یک داستان از رشادتهای مردان مرد ایران چون آریو برزن ، سورنا و ...) آیا در شان مردم این دیار نیست؟ تا کی مرز فیلمهای ما دوره های قاجار و صفویه و پهلو ی خواهد بود؟ تاکی سریالهای حماسی ما قصه گوی قصه ی اعراب بادیه نشین است و حماسه های کوچک دیگران را روایت خواهد کرد؟

4) سریال مختارنامه نشان داد میتوان به قیمت بالا بردن دیگران، به خود توهین کرد. دیگرانی که به گواهی تاریخ از میان آنان نه کسی جایزه نوبل برده است نه اسکار نه اختراعی کرده اند نه اکتشافی . قومی که در بربریت پس از مغولها بهترین بوده و هستند و آنچه آنها را عزت بخشید دین اسلام بود و بس. چنین قومی در سریال قهرمان و نامی معرفی و مردمی به قدمت تاریخ با عنوان فارس (ملتی با پشتوانه دین زردشت و تمدن) ملتی بزدل و عقب افتاده تصویر میشوند. فراموش نمیکنیم ما روایتگر قصه مختاریم نه اعراب. ما بخوبی میدانیم که عرب چشم دیدن عجم ندارد (چون سگان بازاری که سگ صید را مشغله درارند) میدانیم که در تاریخ خاور میانه آنها بیش از 5/2 میلیون کیلیومتر مربع از خاک فارس را به بهانه تجزیه و با یاری انگلستان از ایران جدا کردند و اگر قدرت داشته باشند مابقی را هم به تاراج می بردند میدانیم که اگر هزاران سال با دست عسل بر دهان ایشان نهیم هر زمان دندانهایشان بخارد دست ما را گاز خواهند گرفت و ما هرگز عبرت نخواهیم گرفت. عبرت نخواهیم گرفت که دولتی چون عراق بیش از 1000 میلیون دلار بابت غرامت جنگ به ما بدهکار است و هنوز به ریش ما میخندد که کسی طالب این بدهی نیست درحالیکه همین دولت، غرامت حمله به کویت را دودستی تقدیم آن دولت کرد چون همزبانش بود و هم کیشش... و الی ماشاالله دیگران و همسایه های پرتزویر ما. در چنین شرایطی ما در سریال خود با دیده حقارت شمار آنها به خود می نگریم و با شجاعت آنرا بیان و اذعان هم میکنیم که " خب تاریخ گواهی میدهد عربها هرگز از ما خوششان نمی آمده  و ما صادقانه تاریخ را تصویر و به حقایق آن وفادار مانده ایم!". و این عین کوته فکری است. عجیب اینکه کارگردان و فیلمنامه نویسی که ادعای تصویرسازی دقیق از تاریخ دارند و حتما باید حقیرکردن ایرانی جماعت توسط عرب را در سریال در چند جا بگنجانند ، براحتی در تاریخ دست می برند (که در بندهای بعد اشاره میکنیم)

5) در بخشهای اولیه این تاپیک جائی گفتم که در اوایل دهه 60 نمایشنامه ای با عنوان مختار بعنون قصه شب و در طول یک ماهه محرم از رادیو پخش میشد که با تقاضای شنوندگان بارها و در سالهای متمادی بازپخش و تکرار شد. مختار آن نمایش را بیاد ندارم چه کسی بود اما وقتی لب به سخن می گشود موی را بر تن هر شنونده ای راست میکرد (هم به لحاظ تنالیته صدا و  هم  فرامینی که صادر میکرد ). تاریخ گواهی میدهد مختار مردی بسیار رعب آور ، خشن و تنومند بود... مختار سریال مختارنامه به صراحت میگویم فاقد تمامی این ویژگیهاست. با تمام احترامی که به شخص عرب نیا و بازی خوبش قائلم با جرات و جسارت میگویم که عرب نیا را هرگز در هیبت مختار نتوانستم به خود بباورانم. شاید اگر بازیگری چون سعید راد با صدای منوچهر اسماعیلی (با صدائی که بجای لینو ونتورا در بینوایان - بم ترین صدای یک مرد) بجای این بازیگر در این سریال ظاهر میشد بخشی از انتظارات من برآورده میشد.

6) من در صفحه نخست این تاپیک و بهنگام پخش قسمتهای نخستین نوشتم که اگر این سریال ادعای روایت دقیق از تاریخ را دارد شک نکنید که با سریالی خونین و بسیار خشن مواجه خواهیم بود. به ریز نوشتم که مختار و دوستانش چه بر سر قاتلین امام حسین و یارانش آوردند. چه دست و پاها که نبریدند! و چه تنها که در دیگهای آبجوش و روغن داغ نینداختند! چه تنها که زیر سمهای اسب و ستور نبستند و چه چشمها و زبانها که از حدقه و دهان بیرون نکشیدند!... اما روایت صادقانه تاریخی که میرباقری و گروهش مدعی آنند هرگز در سریال به تصویر در نیامد. هرگز دیگی جوشان در سریال دیده نشد(جز یکجا آنهم در رویای مختار). حرمله ای که دوستان مختار دست و پایش را قطع کردند و در آتش انداختند در سریال در یک دوئل به سبک وسترنهای سرجیولئونه فقط کشته شد! تمام انگشتان دست و پای سنان بن انس (کسی که سر امام را از تن جدا کرده بود) را دانه به دانه از تن جدا کردند و در حالیکه هنوز زنده بود او را داخل روغن زیتون داغ انداختند، فکر نمیکنم حتی بیننده جدی سریال هم نحوه مرگ ساده ی او را در سریال بیاد داشته باشد. و موارد مشابه دیگر... این گریز از بیان حقایق تاریخ به چه معناست؟ آیا جز این است که میرباقری در این سریال قصد تطهیر مختار را از تمام زوائدی که بتواند او را در مظان اتهام قرار دهد داشته است؟در تمام سریال این هدف بشکل باسمه ای بر سریال سنگینی میکند. اینکه مختار دستور داد تخت دارالاماره کوفه را برداشتند و صندلی جایش گذاشتند در هیچ مسند تاریخی قید نشده است. مختار پس از به قدرت نشستن فردی جبار بود اما هرگز در سریال به این نکته اشاره نمیشود. او با سودای گسترش حکومتش و تصرف مکه و مدینه به متصرفات آل زبیر حمله کرد (توجه کنید که او متخاصم بود و نه آل زبیر) و در نهایت شکست خورد اما در سریال از این تجاوزها ، نوعی حالت تدافعی تصویر میشود

7) به گواهی تاریخ و تمام روایات تاریخی از داستان مختار ، ابراهیم بن مالک اشتر نخعی تشخیص داد  که پس از مجازات عاملین قتل امام حسین و یارانش ، ادامه کار مختار نوعی حکومت مداری و گسترش قدرت است. بنابراین وی را در وخیم ترین شرایط جنگ تنها گذاشت و پس از جدا شدن از لشکر خود در موصل،به مصر (محلی که پدرش در آنجا شهید شده بود) رفت تا باقی عمر را به استغفار بگذراند. اما در سریال و در ادامه پروژه تطهیر مختار، ابراهیم و لشکریانش را می بینیم که زمانی به داد مختار می رسند که کار از کار گذشته است!

8) سیاهی لشکرهای سریال هرگز در حد و اندازه های واقعی و حتی نزدیک به آن نبود.در جنگ مختار با  بن زیاد شمار لشکریان عبیداله را بیش از 70 هزار نفر نوشته اند و لشکر مختار 20 هزار. و سایر جنگها هم به همین منوال. کل سیاهی لشکرهای سریال مختارنامه به نظر شخص من حتی 1500 نفر هم نبود و این یعنی فاجعه. فیلمبردار ناشی سریال که اتفاقا کارش در صحنه های کم عمق سریال خوب است بجای آنکه در چنین صحنه هائی بشکل فیلمبرداری از نزدیک بر تعداد لشکر بیفزاید، دوربین را از سطح زمین بالا میشکد تا همگان ببینند که 250 نفر آنطرف ایستاده اند(بجای 70 هزار نفر) و 200 نفر اینطرف (بجای 20 هزار نفر)! هرگز کسی ادعا نمیکند میرباقری باید سربازهای 50 پادگان نظامی را باید بعنوان سیاهی لشکر لباس می پوشاند و سرصحنه خالی میکرد. امروزه از 20 قایق موجود برای فیلم تروی با تکثیر رایانه ای بیش از 10 هزار قایق در دریا به تصویر کشیده میشود و از یکی دو هزار سیاهی لشکر ، میلیونها سپاهی در فیلمهائی چون ارباب حلقه ها و تروی خلق میشود. بدون شک چنین صحنه هایی حتی اگر یک پنجم کل هزینه سریال را به خود اختصاص دهد باید روی آن سرمایه گذاری کرد.

9) معمولا وقتی در یک فیلم شخص تاریخی بشکل مظلومانه ای کشته میشود یک راوی در صحنه پایانی فیلم مثلا میگوید :" و سالها بعد فلانی که دستور داد این شخص را کشتند توسط فلان کس کشته شد" با این شکل از روایت ، جگر بیننده مستاصل کمی حال می آید از انتقام تاریخ. بهتر بود وقتی سریال به آخرین صحنه سریال کارت شد (قبل از درج عنوان بندی) متنی می آمد و گوینده میخواند " چند سال بعد،  عبدالمالک مروان به مکه حمله کرد و کنار کعبه سر از تن عبداله بن زبیر و برادرش مصعب جدا شد"...

10) عنوان بندی یا تیتراژ آغازین و پایانی سریال هم به لحاظ تصویری و هم موسیقی یک نوآوری محسوب میشود.

11) صحنه های بریده شدن دست و پا و گردن و برشهای شمشیر و تبر بر بدن بعضا فجیع و اغراق آمیز بود. خون از هرجای بدن فواره نمیزند و در صورت قطع شریان اصلی گردن یا قلب یا ران امکان آن برای چند ثانیه خواهد بود. صحنه له شدن سر زربی توسط غلام شمر با آن نمای درشت و تا له شدن کامل هنوز مقابل چشمان منست. همانطور که پیش از این هم اشاره شد گویا میرباقری از یاد برده است که بینندگان این سریال بچه ها و زنها هم هستند. در سریالی که چند سال قبل از سیما پخش شد لیلا حاتمی را به یک زندان منتقل کردند. در یک صحنه مردی چاق به قصد تجاوز به سلول نزدیک شد و بعد فریادها و ناله های خانم... صحنه به خیابان کات شد که حاتمی با پیکری نیمه جان و تلو تلو خوران به سمت خانه می رفت ... این صحنه بنظرم یک شاهکار سینمائی بود که نشان داد میتوان بدون آنکه چون سام پکین پا ( در سگهای پوشالی) تجاوز  را تمام و کمال نشان داد ، میتوان کاری کرد که بیننده براحتی عمق فاجعه را حس کند بدون آنکه خود فاجعه را در مواردی که دست ما بسته است دیده باشد.

12) ممیزی سریال در عدم پخش صحنه های مربوط به عباس بن علی نشان داد جامعه ما هنوز در فقر فرهنگی خود شناور است و هرگز کوتاه نخواهد آمد. سوال اینجا ست جائی که فیلمساز ما چهره حضرت يوسف و ایوب و صالح و ابراهیم پیامبر را تمام و کمال در سریالش به تصویر می کشد چرا نباید به تصویر عباس بن علی که حتی در جایگاه امام هم نبود نزدیک شد! از مقام ابراهیم در قران با عنوان شیخ الانبیا و یکی از پیامبران اولوالعزم یاد میشود. او را عده ای بزرگترین پیام آور خدا میدانند که تمام پیامبران اوالوالعزم جا پای او گذاشته اند. ما او را در سخیف ترین فیلم خود با بازی داریوش ارجمند به تصویر می کشیم و صدا از هیچ تنابنده ای در نمی آید اما وقتی می شنویم قرار است قمر بنی هاشم را تلویزیون به تصویر کشد کالبد تهی میکنیم! وزارت فرهنگ مصر نمایش چهره پیامبران در تمامی سریالها و فیلمها تحریم کرده است. حتی وقتی یوسف شاهین سریال یوسف را 20 سال قبل ساخت ، این سریال نه تنها در مصر توقیف شد بلکه از پخش آن در سایر کشورها ممانعت بعمل آمد. و اینجاست که ما هنوز در قرن اتم و فضا و رایانه نمیدانیم که مست مستیم یا زنگی زنگ یا زنگی مست که تیغ دادن بدستمان حرام باشد! (تیغ دادن بر کف زنگی مست / به که آید علم،ناکس را بدست)




RE: سریال مختارنامه - jack regan - ۱۳۹۰/۵/۱۵ صبح ۰۸:۱۷

سلام

مثل همیشه از بیانات بسیار زیبا و شیوای منصور عزیز بهره بردیم فقط در یک قسمت کوچک با ایشان اختلاف نظر دارم و ان اینکه قرار است مختار نامه در حافظه تاریخی و در کنار سریالهای پر و پیمانی نظیر دایی جان ناپلئون یا هزار دستان و .... ماندگار شود.

در مورد واقعه مختار حرف و حدیث بسیار است که در این مقال نمیگنجد دوستان میتوانند به منابع تاریخی مراجعه نمایند و فرق میان ماه میرباقری و ماه گردون را بیشتر دریابند منصور عزیز به نکاتی هرچند اندک اشاره فرمودند.

انچه مشخص است:

در تواناییهای جناب میرباقری شکی نیست و خداوند ایشان را برای سینما و تلویزیون این دیارحفظ نماید.ولی معصومیت از دست رفته ایشان را چگونه میتوان باز یافت؟




RE: سریال مختارنامه - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۵/۱۶ عصر ۰۸:۳۷

خبر رسید که سریال معاویه و حسن و حسین همزمان از 13 شبکه عربی روی آنتن رفته و علمای شیعی اسلام  فقط تماشای سریال را تحریم کرده اند و حالا ... این خبر را از بانی فیلم گرفتم که خیلی ریزنوشته بود




RE: سریال مختارنامه - ناخدا خورشيد - ۱۳۹۰/۵/۱۷ صبح ۱۱:۵۳

با سلام

هرچند كمي دير به نظر مي رسه ولي از اونجايي كه قراره بعد از ماه رمضان چند قسمت از پشت صحنه ي سريال پخش بشه  مي شه هنوز پرونده ي مختار نامه ر. يك جور هايي مفتوح دونست از اين رو خواستم چند جمله اي در تكميل فرمايش دوستان بزنم:

اعراب قومي وحشي و دور از تمدن بودند كه مردار مي خوردند . در ميان آنها آدمهای باسواد به اندازه ي انگشتان دو دست نبوده و البته شعر مي گفتند ولي بيشتر در مورد قتل و غارت و زن و شراب . ديشب كه داشتم كتاب سيره ي رسول الله رو مي خوندم بيش از پيش با وحشي گري اين قوم آشنا شدم .نوشته بود پس از جنگ احد و شكست لشكر اسلام , زنان مشرك قريش بين اجساد شهدا مي گشتند اونها رو مثله مي كردند و از گوش وها ودماغ شهدا براي خودشون خلخال و النگو درست مي كردن .حالا شما فكر كنيد چنين قومي بر ملتي چون ايران پيروز بشه معلومه كه خيال ورشون مي داره كه كسي شدند و به قول خاله ليلاي روزي روزگاري "خيليشون خيلي مي شه" . اما به نظر من اين دليل نمي شه كه ما اين مسئله رو در سريال نشون نديم هرچند سريال روايت چندان صادقانه اي از تاريخ نيست (شبث ربعي كشته نشد بلكه ساها پس از مرگ مختار زندگي كرد، ابراهيم اشتر نه تنها به كمك مختار نيومد كه بعد  به آل زبير پيوست، ابن حر  واقعي دست كم سي سال از آنچه در سريال نشون داده مي شه پيرتر بوده و...) اما ايا اين دليل مي شه كه همه ي تاريخ رو تحريف كرد به خصوص اين بخش مهم رو كه دليل شكست مختار رو نشون مي داد ؟ پس آقاي ميرباقري بايد چگونه اختلافاتي كه موجب شكست مختار  مي شد رو نشون مي داد اتفاقا ايشون به خوبي نشون داد كه مختار تا زماني كه ايراني ها با او بودند  حرفي براي گفتن داشت .

نكته بعدي درمورد ديالوگ نويسي مختار نامه است .معصوميت از دست رفته با تمام خوبي هاش سر آغازي بر انحطاط ديلوگ نويسي مير باقري بود واين امر نه به دليل ضعف ادبي مير باقري بلكه به دليل ديد تازه ي او نسبت به درام و ديالوگ نويسي است كه سعي مي كنه همه فهم باشه اما اين امر ملزومات زبان تاريخي رو تا حودي زيرپا میگذاره . امري كه با حفظ اعتدال مي تونست به نقطه قوت سريال تبديل بشه اما با افراط در اين كار و به خصوص با به كار بردن عباراتي چون فك وفاميل، فرجه دادن، چريك پير يا جمله ي خنده داري چون مختار خودتي ؟ بيا طرف ما ! ( انگار ابن نمير دارد در بازي گل كوچيك يار كشي مي كند) به سريال لطمه زده ديالوگ نويسي امام علي كجا و ديالوگ نويسي مختار نامه كجا به اين چند جمله از سريال امام علي دقت كنيد:

"اگر خون را خون بها خون است مادر باردار كوفه كودكي بزايد كه از كله كوه بسازد و از كشته پشته"

"مردي را ديدم كه شمشير نيمي از او را برده بود و باز به سويي مي رفت.... بايد به سويي رفت طلحه"

پايان بندي سريال بر خلاف ديگر آثار ميرباقري كه نقطه ي ضعف به حساب مي يومد اين بار اما در نوع خودش خيلي خوب تموم شد وبه خصوص دستي كه براي بيعت دراز شده بود وبه من اين اين حس رو داد كه سريال هيچ وقت تمام نخواهد شد.

در مورد سريال كويتي هم اين نكته رو اضافه كنم كه تنها علماي شيعه حكم به تحريم اين سريال ندادن بلكه علماي الازهر نيز تماشاي اين سريال را جايز ندوستند.




RE: سریال مختارنامه - پیرمرد - ۱۳۹۳/۶/۲۷ عصر ۰۳:۱۱

البته از آخرین ارسال در این بخش حدودا سه سال می گذرد اما حیفم آمد یک اشتباه فاحش میرباقری را ذکر نکنم و آن تیر سه شعبه ای است که حرمله به سمت فرزند امام حسین علیه السلام پرتاب می کند، دست اندرکاران این مجموعه به خود زحمت نداده اند حتی به معنی تیر سه شعبه فکر کنند و اصولا آیا تیری با این شمایلی که در مجموعه نشان داده شد می توان بردی بیش از چند متر داشته باشد؟

تیرها اگر از روبرو(نما) به آنها نگاه شود بر چند شکل کلی هستند(البته تیرهایی که سر آنها آهنین است و نه چوبی که سرش تیز شده و بعنوان تیر استفاده می شود): لوزی، مستطیل و یا سه مثلث که با زاویه 120 درجه از قاعده به هم متصل هستند. تیر سوم که همان تیر سه شعبه است به لحاظ عمق نفوذ و کشندگی(چرا که نمی توان آن را به سادگی خارج کرد)مقام نخست را دارد.

نکته جالب دیگر این است که از آغاز تا پایان قیام مختار حدود 6 سال به طول می انجامد اما در مجموعه، مختار در طی این 6 سال از جوانی حدود 30-40 ساله به پیری فرتوت با موهای کاملا سپید تبدیل می شود.


RE: سریال مختارنامه - سروان رنو - ۱۳۹۳/۶/۳۰ عصر ۰۲:۵۲

(۱۳۹۳/۶/۲۷ عصر ۰۳:۱۱)پیرمرد نوشته شده:  

... از آغاز تا پایان قیام مختار حدود 6 سال به طول می انجامد اما در مجموعه، مختار در طی این 6 سال از جوانی حدود 30-40 ساله به پیری فرتوت با موهای کاملا سپید تبدیل می شود.

همه که موهایشان را مثل تو در آسیاب سفید نکرده اند  پیرمرد:cheshmak:

البته این سریال نکات نادرست کم نداشت اما این مورد را می توان به علت فشار شدید روانی که منصب جدید بر مختار وارد می کرد توجیه نمود. کم ندیده ایم کسانی که مثلا رئیس جمهور می شوند و در عرض 5 سال از لحاظ چهره و رنگ مو بسیار تغییر می کنند. خودم دوران بیل کلینتون را یادم هست روزی که رئیس جمهور شد مثل جوان 30 ساله بود با موهای مشکی اما در پایان دوره دوم ریاست جمهوری بسیار پیرتر و با موهای کاملا سفید , مسند خود را تحویل داد. rrrr:





RE: سریال مختارنامه - پیرمرد - ۱۳۹۳/۶/۳۰ عصر ۰۳:۰۷

(۱۳۹۳/۶/۳۰ عصر ۰۲:۵۲)سروان رنو نوشته شده:  

همه که موهایشان را مثل تو در آسیاب سفید نکرده اند  پیرمرد:cheshmak:

ای بلاخورده!چه کنم که پسرم هستی و هرچه بگویم تف سربالاستnnnn:

تو هم راست می گی باباجون