تالار   کافه کلاسیک
کلارک گیبل - سلطان هالیوود - نسخه قابل چاپ

+- تالار کافه کلاسیک (http://cafeclassic5.ir)
+-- انجمن: تالارهای تخصصی (/forum-10.html)
+--- انجمن: بازیگران و فیلمسازان (/forum-33.html)
+--- موضوع: کلارک گیبل - سلطان هالیوود (/thread-202.html)


کلارک گیبل - سلطان هالیوود - Scarlett - ۱۳۸۹/۴/۳ عصر ۰۲:۴۲

درود

دیدم جای کلارک گیبل در بین سایر اسطوره های سینمایی این بخش خالیست و این را به حق ندانستم و حالا هر چه باشد نوبت مانور قدرت دادن ِ کلارک گیبل است ! بازیگری که با ایفای نقش رت باتلر به شهرت جهانی رسید و در عین حال برای آن نقش برنده ی جایزه ی اسکار نشد ! و تنها یکبار توانست اسکار را در دستان خود بگیرد ، آن هم برای بازی در فیلم " در یک شب اتفاق افتاد " ! با این حال ، تنها بازیگری است که توانست لقب «سلطان هالیوود» را به دست آورد !

با قسمت هایی از نوشته ای درباره ی او در " نود هشتیا " شروع می کنم :

به نوشته «ویکی پدیا» ، ویلیام کلارک گیبل نخستین روز فوریه سال ۱۹۰۱ در «کادیز اوهایو» به دنیا آمد. پدر او «ویلیام هنری گیبل» یک کارگر حفار چاه نفت و مادرش «آدلین هرشلمن» ، یک مهاجر آلمانی بود.
مادر «کلارک» هنگامی که او ۶ ماهه بود، وی را در کلیسای کاتولیک رم غسل تعمید داد و هنگامی که «کلارک» تنها ۱۰ ماه سن داشت، در پی رشد شدید تومور مغزی از دنیا رفت. پس از مرگ مادر بر سر نحوه تربیت «کلارک» خردسال بین خانواده های والدینش، اختلاف نظر شدیدی به وجود آمد. هنگامی که «کلارک» پا به دوره نوجوانی گذاشت، زندگی خانوادگی اش در پی ورشکستگی پدر دچار تلاطم و سختیهای بسیار شد. در پی آن وی ترک تحصیل کرد و در کارخانه لاستیک سازی شهر محل سکونتش، آکرن، مشغول کار شد. در این سالها بود که «کلارک» نوجوان پس از دیدن نمایش «مرغ بهشت»، به بازیگری علاقه مند شد. در سن ۲۱ سالگی «کلارک» مادرخوانده مهربان خود را نیز از دست داد و پس از پرسه زدن در شهرهای مختلف و کار کردن در کارخانه ها و نیز میدانهای نفتی، سرانجام به سوی گروه های تئاتری کشیده شد. ازدواج با «لوراهوپ کروز» هم بازی، مربی و مدیر پرنفوذ کلارک پای او را به هالیوود در حال شکوفایی دهه ۱۹۲۰ کشاند. اولین فیلمهای «کلارک گیبل» صامت بود. در ابتدا مدیران استودیوهای هالیوود نظر مثبتی درباره این بازیگر سبزه رو و گستاخ نداشتند. غافل از آن که همین ویژگی ها به علاوه صدای بم و چهره مردانه «کلارک گیبل» به شدت مورد اقبال تماشاگران قرار میگیرد. «مترو گلدوین مایر» استودیوی معتبر هالیوود که «کلارک» را در استخدام داشت، به تدریج و ناباورانه متوجه تاثیرگذاری وی بر تماشاگران سینما شد. اگرچه مدیران استودیو، باز هم خطر میدان دادن به این جوان گستاخ ولی دوست داشتنی را نپذیرفتند. سال ۱۹۳۱ «گیبل» برای آزمودن بخت خویش، روانه استودیوی برادران وارنر شد. «داریل زانوک» مدیر اجرایی استودیو، پس از تست اولیه «کلارک»، در حاشیه فرم استخدامی وی نوشت: «گوشهای او بیش از حد بزرگ است و در واقع به یک میمون تنومند شباهت دارد.» tajob2 به این ترتیب برادران وارنر یکی از ارزشمندترین جواهرات هالیوود را از دست داد، زیرا گیبل نزد «متروگلدوین مایر» و مدیر جدید و آینده نگر آن «ایرونیگ» بازگشت. تنها ظرف ۲ سال «کلارک گیبل» به یکی از درخشان ترین چهره های هالیوود مبدل شد و ازدواج دومش با «گرتا گاربو» او را در حد یک ستاره سرشناس مطرح کرد .
این در حالی بود که بداخلاقی و ناسازگاری وی با تهیه کنندگان، به سوژه نشریات مبدل شد و جالب آن که محبوبیت او را نیز افزایش داد. در سالهای دهه ۱۹۳۰ حضور «کلارک گیبل» در هر فیلمی، به معنای هجوم تماشاگران مشتاق به سالن های سینما بود و رسانه های گروهی و تماشاگران به او لقب «سلطان هالیوود» را دادند، لقبی که تا آن زمان به کسی داده نشده بود. پس از آن نیز کسی یارای تصاحب این عنوان را نیافت.
سال ۱۹۳۴ «کلارک گیبل» با نقش آفرینی به یادماندنی خود در فیلم «در یک شب اتفاق افتاد» ، علاوه بر کسب اسکار بهترین بازیگر سال، قامت بازیگری اسطوره ای را یافت. براساس گزارش های مطبوعاتی و نظرسنجی های آن سالها، نقش آفرینی وی در این فیلم تاثیر چشمگیری بر نحوه لباس پوشیدن، رفتارهای اجتماعی و سبک زندگی مردان در آن سالها و حتی دهه های بعد گذاشت و شکل خاص سبیل او تا چند دهه بین مردان رایج شد.
----
نقش «گیبل» در این فیلم هم چنین الهام بخش «فرتیس فرلنگ» طراح و کارگردان سرشناس انیمیشن ، برای خلق شخصیت کارتونی «باگزبانی» شد !! یک سال بعد «گیبل» برای حضور درفیلم «شورش در کشتی بونتی» نامزد دریافت اسکار شد، گرچه آن را به دست نیاورد. او خود این فیلم را بهترین اثر کارنامه حرفه ای اش توصیف کرد. «گیبل» برای جاودانه شدن نیاز به برداشتن یک گام دیگر و شاید مهم ترین گام زندگی اش داشت. این امکان سال ۱۹۳۹ برای او فراهم شد زمانی که «دیوید سلزنیک» بی پروا تصمیم گرفت تا شاهکار عظیم«مارگارت میچل» را به تصویر بکشد. به این ترتیب تولید «بربادرفته» با شکوه ترین فیلم تاریخ سینما آغاز شد. براساس نتایج نظرسنجی ها، «کلارک گیبل» بهترین فرد برای ایفای نقش «رت باتلر» گستاخ و جذاب بود. «مارگارت میچل» خالق «بربادرفته» نیز گیبل را خود «رت باتلر» میدانست. اما «متروگلدوین مایر» با آگاهی از حساسیت عمومی در این باره، شرایط سختی را برای قرض دادن ستاره خود به «سلزنیک» مطرح کرد. از این رو «سلزنیک» بر آن شد تا از «گری کوپر» برای ایفای نقش «رت باتلر» بهره بگیرد. «سلزنیک» بعدها در این باره گفت: «هم «گیبل» و هم «کوپر» از چهرههای شاخص زمان خود بودند. «کلارک» بسیار خوش لباس بود و هیبتی مردانه داشت و «گری» نماد یک آمریکایی واقعی بود.»
«گری کوپر» این پیشنهاد را رد کرد و در نهایت «سلزنیک» مجبور شد تا در مقابل ۵/۱ میلیون دلار و نیمی از درآمد خالص فیلم «کلارک گیبل» را از متروگلدوین مایر قرض بگیرد. چنین توافقی بر سر یک بازیگر در کل تاریخ سینما بی سابقه است. از قول «گری کوپر» درباره دلیل رد کردن پیشنهاد «سلزنیک» چنین نقل شدهاست: ««بربادرفته» بزرگ ترین شکست تاریخ هالیوود خواهد بود. خوشحالم از این که به جای من، دماغ کلارک گیبل به خاک مالیده خواهد شد.»
فیلم «بربادرفته» با تمام مشکلات و موانع پیش روی خود ساخته شد و به خلاف پیش بینی «گری کوپر» نه تنها بزرگ ترین شکست تاریخ هالیوود نبود، بلکه به پر فروش ترین و محبوب ترین فیلم تاریخ سینما مبدل شد. با این وصف نه تنها بینی «کلارک گیبل» -آن طور که «گری کوپر» انتظار داشت- به خاک مالیده نشد، بلکه شگفتی آفرید. «گیبل» دهه ۱۹۵۰ در مصاحبه ای گفت: «هر گاه تصور میشود دوره افول من فرارسیدهاست، پخش مجدد فیلم «بربادرفته» مرا به لحاظ حرفه ای دوباره زنده میکند.» سال ۱۹۴۲ و در بحبوحه جنگ جهانی دوم «کلارک گیبل»، پس از مرگ همسر محبوبش «کارول لومبارد» به نیروی هوایی ارتش آمریکا پیوست. وی به ماموریتهای متعددی برفراز اروپا -میدان اصلی جنگ جهانی دوم- و حتی بر فراز خاک آلمان اعزام شد. آدولف هیتلر پیشوا رایش سوم ، «کلارک گیبل» را بزرگ ترین بازیگر سینما میدانست و برای کسی که «سرگرد کلارک گیبل» را دستگیر کند و سالم تحویل ارتش آلمان دهد، پاداش بسیار چشمگیری تعیین کرده بود!! پس از جنگ جهانی دوم «گیبل» به هالیوود بازگشت. گرچه نقشهای او در این دوره از نظر خود وی جالب نبودند. «سلطان هالیوود» دیگر پا به سن گذاشته بود. وی طی این سالها برای پنجمین و ششمین بار نیز ازدواج کرد.۱۶ نوامبر ۱۹۶۰ «کلارک گیبل»، در پی چهارمین حمله قلبی خود در لس آنجلس درگذشت. گفته میشود نقشهای سنگین و پرتحرک او در فیلمهای آخرش، وی را از پا درآورد. «گیبل» در سالهای پایانی زندگی اش بسیار چاق شده بود. هنگام ساخت فیلم «بربادرفته»، گیبل ۸۶ کیلوگرم وزن داشت و با توجه به قد ۱۸۵ سانتی متری خود از اندام بسیار متناسبی برخوردار بود. حال آن که در سالهای پایانی وزن او به ۱۰۴ کیلوگرم رسیده بود. وی برای حضور در آخرین فیلمش -ناجورها- ۱۶ کیلوگرم از وزن بدنش را کم کرد. استفاده مفرط از قرصهای لاغری و استعمال شدید دخانیات (گیبل به مدت ۳۰ سال به طور متوسط روزانه ۳ پاکت سیگار میکشید) سلطان هالیوود را تسلیم مرگ کرد. چهار ماه پس از مرگ وی ، تنها پسرش «جان کلارک گیبل» به دنیا آمد.
+ پس از ازدواج با «کارول لومبارد»، کلارک گیبل به معنای واقعی خوشبختی را در زندگی مشترک تجربه کرد. مرگ ناگهانی «کارول لومبارد» در پی یک سانحه هوایی و در یک هواپیمای نظامی، کمر گیبل را شکست. به گفته یکی از دوستانش، کلارک هیچ گاه پس از مرگ «کارول لومبارد» احساس خوشبختی نکرد و در واقع شعله قلبش برای همیشه خاموش شد rrrr:. جسد سلطان هالیوود به وصیت وی در کنار «لومبارد» دفن شد.
پس از اعلام خبر فوت گیبل ، نیویورک تایمز نوشت: «سلطان هالیوود مرد. او همتایی نداشت و نخواهد داشت. لقب سلطان هالیوود نیز همراه او دفن شد ... » او به لحاظ تکنیکی بهترین بازیگر تاریخ سینما نبود و از ظرافت و کمال تئاتری های بریتانیایی هالیوود نیز بی بهره بود. اما «کلارک گیبل» اینک یک مقیاس سنجش است و ستارگان سینما چه در گذشته و چه در حال و چه در آینده با او مقایسه میشوند. او نماد مردانگی بود و خشونت فرهنگ آمریکایی.
+ لس آنجلس تایمز نیز نوشت: «کلارک گیبل از خصوصیات انسانی نادری برخوردار بود مردانگی و در عین حال شوخ طبعی، خوش طینت و برخوردار از درک و فهم بالا، و آسان گیری و در عین حال تکلف و ملاحظه کاری. علاوه بر اینها «کلارک گیبل» به لحاظ حرفهای فردی با اصالت و به لحاظ شخصیتی یک رنگ و صادق بود، خصوصیاتی که در عرصه سینما کمتر مشاهده میشود.»
+ بر طبق نظرسنجی ها ، از بین بازیگران کنونی هالیوود ، جورج کنونی به عنوان شبیه ترین فرد به کلارک گیبل ( از نظر قیافه (؟)) انتخاب شده است !!
 
 



RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - سروان رنو - ۱۳۸۹/۴/۵ صبح ۰۲:۲۸

(۱۳۸۹/۴/۳ عصر ۰۲:۴۲)Scarlett نوشته شده:  

... از قول «گری کوپر» درباره دلیل رد کردن پیشنهاد «سلزنیک» چنین نقل شدهاست: ««بربادرفته» بزرگ ترین شکست تاریخ هالیوود خواهد بود. خوشحالم از این که به جای من، دماغ کلارک گیبل به خاک مالیده خواهد شد.»فیلم «بربادرفته» با تمام مشکلات و موانع پیش روی خود ساخته شد و به خلاف پیش بینی «گری کوپر» نه تنها بزرگ ترین شکست تاریخ هالیوود نبود، بلکه به پر فروش ترین و محبوب ترین فیلم تاریخ سینما مبدل شد.. ..

فکر کنم گری کوپر تا آخر عمر تو دلش خودشو نفرین می کرده :!z564b

البته خدا خواست که کلارگ گیبل نقش رت باتلر رو بازی کنه وگرنه معلوم نبود با گری کوپر چطور فیلمی از کار در بیاد. البته گری کوپر چند سال بعد یه فیلم در مایه های همین بربادرفته با اینگرید برگمن بازی کرده که اسمش Saratoga trunk ( سام وود ) هست که نقشی باتلر وار داره و برگمن هم اسکارلتی بازی می کنه !

پ.ن: دستت درد نکنه اسکارلت ، معلومه مثل خود اسکارلت اوهارا پرشور و پرتلاشی mmmm:




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - رامین_جلیلوند - ۱۳۸۹/۴/۵ صبح ۰۵:۵۵

در فيلم برباد رفته برعکس نقش اسکارلت دست اندرکاران فيلم مشکل زيادی برای انتخاب نقش رت باتلر نداشتند.
سه گزينه کلارک گيبل- گری کوپر - ارول فلين در پيش رو بوده است که تا آنجايی که مطالعات من اجازه می دهد هيچ کدام نقش را رد نکردند بلکه نظر سنجی هايی مختلف و عمومی و خصوصی زيادی انجام می گيرد و سرانجام کلارک گيبل رت باتلر می شود.

در ادامه بحث کلارک گيبل و برباد رفته بدنيست بدانيم که در شب افتتاح شدن اولين اکران فيلم ، مسئولين آن زمان که بسيار نژاد پرست بوده اند از دعوت کردن هتی مک دنيال بازيگر نقش مامی سرباز می زنند که کلارک گيبل با فهميدن اين موضوع به قول معروف ، مسئولين را جر می دهد و از رفتن به افتتاحيه خودداری می کند و بالاخره به واسطه خود مامی! مسئله حل می شود و گيبل به مهمانی می رود و مامی نمی رود!
اين نشان دهنده روح بزرگ  و مردانه اين مرد بزرگ هاليوود می باشد.

کتاب زندگی نامه اش را دارم که واقعا سخنان زيبا و عميق و مردانه ای زده است.

بد نيست بدانيم که سلطان دندان نداشته است و از دندان های مصنوعی استفاده می کرده است. عاشق شکار و ماهی گیری و موتور سيکلت و ماشين های شکاری بوده است.

همانطوری که بانو اسکارلت گفتند کارول لومبارد عشق زندگی سلطان بود. اين دو زمانی حتی تصميم داشته اند که زندگی پرهياهوی هاليوود را ترک کنند و به مزرعه داری در گوشه ای بپردازند. يکديگر را مامان و پاپا صدا می کردند و زمانی که خبر مرگ ناگهانی لومبارد را به گيبل می رسانند گيبل فقط با خودش تکرار می کند چرا مامان ؟!‌ چرا مامان؟!

تئوری که شايد رنگ خرافات داشته باشد ولی خود من کمی بهش عقيده دارم اين است که سالهای قبل از لومبارد ،  گيبل در حين مستی پشت فرمان عابر بيگناهی را می کشد و براثر نفوذ مترو گلدون ماير از مجازات فرار می کند ولی گويند خون بيگناه سرانجام روزی گريبان گير می شود و گريبان گير گيبل هم می شود و عشق اش را از دست می دهد.
همانطوری که گفتند حرکات بدنی سنگين در فيلم ناجورها که بسياری اش برای تحت تاثير قرار دادن مرلين مونرو انجام گرفت سرانجام قلب گيبل بزرگ که قبل از آن هم سکته های قلبی داشت ( مشروب خوار و سيگاری قهار) را از پا انداخت.

بعد از گذشت اين همه سالها هنوز هم کلارک گيبل با قياس های امروزی هم  يک مرد به تمام معنی زيبا صورت و صيرت می باشد. درودهای فراوان بر يگانه سلطان هاليوود.




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - Scarlett - ۱۳۸۹/۴/۵ عصر ۱۲:۲۰

ممنونم سروان رنو mmmm:.

من قبل از اینکه زندگینامه ی کلارک گیبل رو بخونم هم یکی از طرفداران پر و پا قرصش بودم ولی بعد از اینکه متوجه شدم که او چه شخصیت بزرگی داره ، تازه فهمیدم که چرا بهش میگفتند «سلطان هالیوود» !! واقعا قصه ی عشق او و همسرش کارول لمبارد تکان دهنده و غم انگیزه rrrr: . مخصوصا اینش که کلارک گیبل در اواخر عمر نه چندان بلندش درست مثل کاراکتر رت باتلر در اواخر فیلم و کتاب ِ بر باد رفته از نظر روحی از بین رفته بوده rrrr: . همونطوری که در جمله های پایانی ِ کتاب اسکارلت بعد از دیدن رت در خلوت کده اش با خودش میگه که چقدر اون فرو ریخته و شکست خورده شده . واقعا شباهتی که بین کاراکتر رت باتلر و گلارک گیبل بوده از نظر من شگفت انگیزه !

راستی جناب رامین جلیلوند شما کتاب زندگینامه اش رو از کتاب فروشی ها تهیه کردید یا از طریق نت ؟


عکس هایی از «سلطان هالیوود» در کنار ِ عشق ِ اول و آخر زندگی اش کارول لمبارد  :

 

و




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - رامین_جلیلوند - ۱۳۸۹/۴/۵ عصر ۰۱:۳۲

دوست گرامی خانم اسکارلت کتاب را سالهای دانشجويی در خارج از ايران تهيه کردم.




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - سروان رنو - ۱۳۸۹/۴/۸ عصر ۰۸:۲۰

(۱۳۸۹/۴/۵ صبح ۰۵:۵۵)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

 حرکات بدنی سنگين در فيلم ناجورها که بسياری اش برای تحت تاثير قرار دادن مرلين مونرو انجام گرفت سرانجام قلب گيبل بزرگ که قبل از آن هم سکته های قلبی داشت ( مشروب خوار و سيگاری قهار) را از پا انداخت.

مرلین مونرو نزدیک بود سر فیلم بعضی ها داغشو دوست دارن هم باعث سکته بیلی وایلدر (ص) بشه ! از بس بی نظم بود. به خاطر همین کارها و نقش غیر مستقیمش در قتل افراد اینچنینی ،  آخرش عذاب وجدان گرفت و خودکشی کرد :!z564b




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - رامین_جلیلوند - ۱۳۸۹/۴/۸ عصر ۰۸:۵۱

(۱۳۸۹/۴/۸ عصر ۰۸:۲۰)سروان رنو نوشته شده:  

(۱۳۸۹/۴/۵ صبح ۰۵:۵۵)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

 حرکات بدنی سنگين در فيلم ناجورها که بسياری اش برای تحت تاثير قرار دادن مرلين مونرو انجام گرفت سرانجام قلب گيبل بزرگ که قبل از آن هم سکته های قلبی داشت ( مشروب خوار و سيگاری قهار) را از پا انداخت.

مرلین مونرو نزدیک بود سر فیلم بعضی ها داغشو دوست دارن هم باعث سکته بیلی وایلدر (ص) بشه ! از بس بی نظم بود. به خاطر همین کارها و نقش غیر مستقیمش در قتل افراد اینچنینی ،  آخرش عذاب وجدان گرفت و خودکشی کرد :!z564b

شايد هم کِــنِدی کشتش!؟




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - موسيو وردو - ۱۳۸۹/۴/۹ صبح ۱۲:۰۱

خوب گفتي رامين جليلوند عزيز.

دوستان كتاب عشق آقاي رييس جمهور رو حتما خوندند. اگه نخونديد درنگ نكنيد و تهيه اش كنيد. كتاب پشت پرده روابط مونرو با كندي را رو كرده. اين كتاب سر و صداي زيادي زمان خودش به راه انداخت. بسيار زيبا و جذاب.




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - رامین_جلیلوند - ۱۳۸۹/۴/۹ صبح ۰۳:۰۱

با سپاس های فراوان از موسيو وردوی گرامی.

کندی ها بسيار انسان های کثيف و بدون اصولی بوده اند.
من با مطالعه هایی که انجام داده ام به اين نتيجه رسيده ام که قاتلين مرلين مونرو کندی ها می باشند. اين ها جد پدری شان هم در زمان تحريم الکل در امريکا جنايت های فراوانی انجام دادند.
بازهم بر می گرديم به تئوری من که خون بيگناه گريبان گير قاتل می شود حتی بعد از نسل ها.....برای همين است که نسل و نژادشان به آتش کشيده می شود.
از کندی ها و مرلين مونرو بگذريم بدنيست دوستان بدانند که کلارک گيبل در فيلم  در یک شب اتفاق افتاد که عکس هايش در بالا می باشد زير پيراهن نپوشيده بود. گويند که آمار خريد زير پيراهن مردانه بعد از اکران اين فيلم به صفر می رسد!!!!!!!!




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - Scarlett - ۱۳۸۹/۴/۹ صبح ۰۸:۳۴

(۱۳۸۹/۴/۹ صبح ۰۳:۰۱)رامین_جلیلوند نوشته شده:  از کندی ها و مرلين مونرو بگذريم بدنيست دوستان بدانند که کلارک گيبل در فيلم  در یک شب اتفاق افتاد که عکس هايش در بالا می باشد زير پيراهن نپوشيده بود. گويند که آمار خريد زير پيراهن مردانه بعد از اکران اين فيلم به صفر می رسد!!!!!!!!

بله کاملا درسته برای همین من این عکس ها روگذاشتم تا پی به محبوبیت کلارک گیبل در زمان خودش ببرید . بعد از فیلم در یک شب اتفاق افتاد ، عده ی زیادی مدل سبیلشون رو به شکل مدل سبیل او دراوردند و دیگه زیر پیراهنی هم نپوشیدند !! خلاصه مثل اینکه ملت جوگیر تر از ایرانی جماعت هم پیدا شده :!z564b !

و در جایی خوندم که کلارک بعد از جنگ جهانی دوم هم می خواسته که به طور جدی به هالیوود برگرده ولی وقتی مطلع شده که دوره دوره ی ستارگان دیگه ای مثل هامفری بوگارت و ... هست دیگه محترمانه کنار کشیده و فقط در چند فیلم شرکت کرده . همه که مثل بعضی بازیکن های تیم ملی نیستند که تا لحظه ی آخر ول کن ماجرا نشوند :!z564b !!

و در رابطه با سرکار خانم ماریلن مونرو ! من شنیده ام همونطور که کِــنِدی رو کشتند ، او را هم کشتند !!




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - Classic - ۱۳۸۹/۴/۹ عصر ۰۴:۲۸

خب پس با توجه به موارد فوق ، راز 50 ساله قتل جان اف کندی ( رئیس جمهور آمریکا ) هم تا حدودی حل شد ! کندی ها به خاطر جلوگیری از رسوایی رابطه یکی از برادران کندی با مرلین مونرو ، سر مرلین مونرو را زیر آب کرده اند و در پاسخ به این اقدام احتمالا یکی از طرفداران دو آتشه مرلین مونرو ، کندی را ترور کرده تا انتقام خون مونرو رو گرفته باشد .

پی نوشت: البته این چیزی را عوض نمی کند و خانم مونرو هنوز به خاطر سکته کلارگ گیبل در مظان اتهام قرار دارد ، در ضمن اینکه پرونده کشته شدن کارول لمبارد هم هنوز مفتوح است !




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - سروان رنو - ۱۳۸۹/۴/۱۰ عصر ۰۶:۲۴

(۱۳۸۹/۴/۹ صبح ۰۸:۳۴)Scarlett نوشته شده:  

و در جایی خوندم که کلارک بعد از جنگ جهانی دوم هم می خواسته که به طور جدی به هالیوود برگرده ولی وقتی مطلع شده که دوره دوره ی ستارگان دیگه ای مثل هامفری بوگارت و ... هست دیگه محترمانه کنار کشیده و فقط در چند فیلم شرکت کرده ... !!

خیلی غم انگیزه.  آدم در اوج محبوبیت برای کشورش بره جنگ اما وقتی که برگرده ببینه کسانی که نرفتن جنگ الان جاش رو گرفتن . narahat مطمئنا اگر کلارک گیبل آدم بزرگ منشی نبود شروع می کرد به بد گفتن از بازیگران جدید و ...




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - بهزاد ستوده - ۱۳۸۹/۴/۱۰ عصر ۰۹:۱۲

(۱۳۸۹/۴/۹ عصر ۰۴:۲۸)IranClassic نوشته شده:  

پی نوشت: البته این چیزی را عوض نمی کند و خانم مونرو هنوز به خاطر سکته کلارگ گیبل در مظان اتهام قرار دارد ، در ضمن اینکه پرونده کشته شدن کارول لمبارد هم هنوز مفتوح است !

پرونده قتل ناتالي وود هم هنوز مفتوح است

آيا واقعاً خودش در آب غرق شد يا غرقش كردند

همينطور كشته شدن فروغ فرخ زاد

همينطور پروين اعتصامي (زمان پروين حصبه بيماري لاعلاج نبود درمان داشت ) بعيد است در يك خانواده متمول كسي از بيماري حصبه تلف بشود




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - دشمن مردم - ۱۳۸۹/۴/۱۱ صبح ۰۸:۰۸

سلام دوستان عزیز

این قتلهای زنجیره ای هم مسئله ای شده باید از کارگاه گجت در این زمینه استفاده کنیم تا  به بطن ماجرا  پی ببریم{#smilies.biggrin}

بربادرفته جزء اولین فیلمهایی بود که به صورت تمام رنگی با تکنیک عالی تکنی کالر تهیه شد و جالب اینکه فیلم رنگی آنقدر در آن زمان پرخرج بود که تا 15 سال بعد آن هم اکثر فیلم های مهم هم سیاه و سفید ساخته می شدند.

شاید بتوان قسمت پایانی فیلم را برداشتی عالی از احساسات تلقی کرد زمانی که  اسکارلت متوجه عشق خود به باتلر میشه و البته اینبار اوضاع برعکس میشه و ظاهرا این باتلره که دیگه تمایلی به اسکارلت نداره و دیالوگ معروفش  که در قسمت پایانی  فیلم بر باد رفته :

Rhett Butler : Frankly…My dear…I don’t give a damn

نکته شایان ذکر در این فیلم این است که  وقتی گیبل احساس کرد که کیوکر بیش از اندازه به هنرپیشگان زن فیلم ویویان لی و دوهاویلند میدان می‌دهد مسئله را با سلزنیک در میان گذارشت و سلزنیک هم کیوکر را اخراج کرد و با مشورت گیبل فلمینگ انتخاب شد . لی و دوهاویلند طبعا از این تعویض نا خشنود بودند و حتی پس از اخراج کیوکر پیوسته بطور پنهانی با او ملاقات میکردند و درباره صحنه‌های آینده فیلم و نحوه اجرای نقش خودشان مشورت می‌کردند .

این فیلم را می توان   از نخستین آثار تمام رنگی سینما در زمینه داستانگوئی /بازیگری و چیدن صحنه‌های باشکوه مثال زدنی دانست




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - هیچکس - ۱۳۸۹/۴/۲۷ صبح ۱۱:۴۲

 سلام دوستان

 مرگ مشکوک لومبارد ضربه ی سنگینی برای گیبل بود . بعد از اون اتفاق گیبل بشدت افسرده و نا امید شده بود و حتی یکبار هم قصد داشت خودشو بکشه (موقع موتور سواری) البته از این حادثه جون سالم بدر برد.

ماجرای آشنایی این دو ستاره ی هالیوود هم خیلی جالب و شنیدنی . در سال 1976 هم فیلمی با عنوان لومبارد و گیبل از زندگی این دو ساخته شد. فکر میکنم فیلم جالبی باشه اگه کسی تونست تهیه اش کنه خیلی خوشحال می شم به منم بده.




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - هیچکس - ۱۳۸۹/۴/۲۸ عصر ۱۲:۳۹

بازم سلام

یه سوال ؟{#smilies.huh}

توی زندگی نامه گیبل نوشتن که برای بار دوم با گرتا گاربو ازدواج کرده در حالی که توی ویکی پدیا نوشته گاربو هرگز ازدواج نکرده بود.

حالا ایییییی یعنی چه؟




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - سروان رنو - ۱۳۸۹/۴/۲۸ عصر ۰۱:۴۱

(۱۳۸۹/۴/۲۸ عصر ۱۲:۳۹)هیچکس نوشته شده:  

یه سوال ؟

توی زندگی نامه گیبل نوشتن که برای بار دوم با گرتا گاربو ازدواج کرده در حالی که توی ویکی پدیا نوشته گاربو هرگز ازدواج نکرده بود.

این حرف رو احتمالا خواستگاران ناکام گاربو در آوردن  . طبق اسنادی که ما داریم این خانم تا آخر عمر ازدواج نکرده بود.

حتی توی IMDB و ویکی هم نوشته که این دو تا از هم خوششون نمی اومده. شاید نشریات زرد عمدا اینو نوشتن. شما دقیقا کجا این مطلب رو دیدی ؟ کتاب و شماره صفحه رو اعلام کنید .shakkk!




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - هیچکس - ۱۳۸۹/۴/۳۰ صبح ۱۱:۲۵

توی تمام منابع فارسی که در اینترنت موجوده اینطور نوشته (مثلا ویکی پدیا)

حتی خانم اسکارلت هم که در ابتدای موضوع مختصری از زندگینامه گیبل رو آوردن اینطور نوشتن البته مطمئنا ایشون هم از یکی از منابع مذکور نقل قول کردن

بعدشم کی گفته اینا از همدیگه خوششون نمیومده خیلیم خوششون میومده هفته ای  چند بارم گیبل میرفته دنبال گاربو تا با هم برن ددر

باور نمیکنین ؟ ایناها اینم عکسش

{#smilies.tongue}:!z564b




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - Scarlett - ۱۳۸۹/۴/۳۱ عصر ۰۶:۰۱

درود

شما احتمالا منظورت به این قسمت از پست ِ منه : " ازدواج دومش با «گرتا گاربو» او را در حد یک ستاره سرشناس مطرح کرد . " البته من خودم هم اینو از جایی که داشتم با کمک گرفتن ازش این مینی بیوگرافی رو مرتب میکردم برداشتم . اما بعدا که بازم راجبه کلارک گیبل مطالعه کردم متوجه شدم که همونطور که دوست ِ گرامی سروان رنو میگن این دو بازیگر با هم میونه ی خوبی در خارج از سینما نداشتن . اون عکسی رو هم که شما گذاشتی به نظرم مربوط میشه به یه فیلم و یه قرار دوستانه ی خارج از فیلم نیست :D !

من این جملات رو که برگفته از " وبلاگ ِ مخصوص ِ عشاق ِ سینما " هستند رو در اینجا قرار میدم :

ـ کلارک گیبل روابط خوبی با گرتا گاربو نداشت . گاربو ، گیبل را یک بازیگر خشک می دانست ، در حالی که گیبل عقیده داشت گاربو یک بازیگر افاده ای است !!




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - هیچکس - ۱۳۸۹/۵/۱ عصر ۱۲:۳۰

عزیزم من فکر می کنم از لحنم مشخص بود که اون نوشته درباره عکسه جدی نیست . ولی خوب اگر شما جدیش گرفتید باید بگم که لازم نیست تاریخ رو جستجو کنید این فقط یه شوخی بود.

من که قبلا اشاره کردم اطلاعات زیادی درباره رابطه این دو ندارم ( با سوالی که پرسیده بودم )

در ثانی کسی شما رو متهم به نوشتن مطالب کذب نکرده من فقط یه سوال برام پیش اومده بود و جناب سروان هم پرسیدن از کجا این سوال رو می پرسم منم گفتم همه منابع فارسی که زندگی نامه گیبل رو نوشتن اینجوری گفتن مثل ویکی پدیا و شما هم احتمالا از یکی از این منابع نقل قول کردین.

حالا فکر نمی کنم دلیلی وجود داشته باشه که عزیزان اینطوری جبهه گیری کنن

منم سعی می کنم از منابع انگلیسی یه جستجویی بکنم و ته و توی این رابطه رو روشن تر کنم تا لا اقل از این بحث ها بتونیم به حقیقت برسیم.

از توجه دوستان متشکرم




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - Scarlett - ۱۳۸۹/۵/۱ عصر ۱۲:۴۲

ببخشید ؟ جبهه گیری ؟! من کجای پستی که دادم جبهه گیری کردم ؟! فقط خواستم اشتباهی که خودم در پست ِ اولم کرده بودم رو تصحیح کرده باشم !

در هر صورت ، بگذریم ...

در اینجا اسامی ِ (!) همسران ِ کلارک گیبل از وب سایت IMDb رو براتون می گذارم :

Spouse

Kay Williams (11 July 1955 - 16 November 1960) (his death) 1 child
Sylvia Ashley (20 December 1949 - 21 April 1952) (divorced)
Carole Lombard (29 March 1939 - 16 January 1942) (her death)
Maria Franklin Gable (19 July 1931 - 4 March 1939) (divorced)
Josephine Dillon (13 December 1924 - 1 April 1930) (divorced)

ماشالا از ازدواج کم نذاشته :D ! البته تنها عشق ِ حقیقی اش همونطور که میدونید کارول لمبارد بوده ashk .

و متاسفانه بعد از مرگش تازه برای اولین بار بچه دار شده ashk! پسری از همسرش «کی ویلیامز» به نام «جان کلارک گیبل» .




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - سروان رنو - ۱۳۸۹/۵/۲ صبح ۱۲:۲۸

من در طی این سالها تحقیق کردم. :!z564b و به این نتیجه رسیدم که بیشتر بازیگران بزرگ و محبوب تاریخ سینما در زندگی شخصی دچار رنج و مشکلات ( حداقل در دوره ای از زندگی شون ) خاص خودشون بودن . جدی می گم. از دردسرهای بی پایان چارلی چاپلین گرفته تا مشکلات ازدواج های اول و دوم همفری بوگارت ، از فوت همسر محبوب کلارگ گیبل گرفته تا بیماری زودهنگام ویوین لی ، از فوت لورل هاردی  و باستر کیتون در فقر گرفته تا تبعید  اینگرید برگمن از هالیوود ، از دردسرهای خانوادگی مارلون براندو گرفته تا ...

با این وجود زندگینامه این نوع بازیگران که زندگی پر فراز و نشیبی داشتن معمولا جذاب تر است و حتی به محبوبیت اونا کمک کرده. یادتونه یه زمانی در مجله فیلم زندگینامه مارلون براندو چاپ می شد و چقدر طرفدار و خواننده داشت و بعد هم مال اینگرید برگمن چاپ شد که اولین زندگینامه یک بازیگر زن بود که در مجلات سینمایی چاپ می شد ( حتی عکس هاشو نقطه نقطه کردن بودن که بهشون گیر ندن ! )  اما وقتی نوبت به  کلینت ایستوود  رسید بعد از دو سه شماره نوشتن" به علت عدم استقبال فعلا از ادامه ترجمه صرفنظر شده است" . علتش معلوم بود . زندگی  بازیگران کم حاشیه و  آرامی مثل کلینت ایستوود ، جیمز استیوارت ، پل نیومن و ... رو میشه در چند صفحه مختصر نوشت و واقعا طوری نیست که بشه مثلا 50 قسمت اش کرد.

پی نوشت:  اینهم عکس عشق کلارک گیبل ، کارول لمبارد که ظاهرا شوخ طبع هم تشریف داشته.




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - هیچکس - ۱۳۸۹/۵/۲ عصر ۰۱:۲۰

بازم سلام

من همونطور که گفته بودم توی نت جستجو کردم و به مطالب خیلی جالبی رسیدم

که البته بیشترش مربوط به گرتا گاربو هستن فکر می کنم اگه یه تاپیک به گاربو اختصاص داده بشه خیلی خوب می شه

در ادامه گفته دوستان ، گاربو و گیبل از هم دیگه خوششون نمی اومده ولی با هم چند تا فیلم بازی کردن که گاربو خودش گیبل رو برای نقش مقابلش انتخاب کرده مثل سوزان لنوکس

و قبل ساخت یکی از فیلمهای مشترکشون یه روز گیبل تو هتل یه روزنامه می بینه که توش نوشته نقش مقابل گاربو رو گیبل بازی می کنه، در حالی که گیبل از این موضوع بی خبر بوده شوکه می شه و  همونجا گیبل به یه گزارشگر گفته  that was one of the thrills of my life

(ببخشید ترجمه مناسبی پیدا نکردم)

بعد از اون که متوجه شده همیشه غر می زده که گاربو نقشهای اصلی مرد مقابلشو خودش کرایه می کنه.

البته گاربو از بیشتر اطرافیانش زیاد خوشش نمی اومده و بعد از یه مدتی هم بخاطر همین خلق و خو منزوی می شه ( البته تا حدودی حقم داشته)

خواستگاران زیادی هم داشته که به همشون جواب رد داده . بعضی هارو کاملا بی دلیل رد کرده بود که بعدها در بعضی جاها گفته شده ... بوده( نمی دونم اجازه دارم بنویسم یا نه)


clarkgable.jpg

 

Clark Gable.jpg




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - رامین_جلیلوند - ۱۳۸۹/۵/۲ عصر ۰۲:۵۴

گاربو به مردان علاقه زيادی نداشته است. (منظورم که روشن است؟)
اگر داشت که من خودم ماشين زمان درست می کردم و می رفتم خواستگاری اش!!{#smilies.my} که بدون شک زيبايی اش در همه اعصار و با هرگونه استانداردی آسمانی می باشد.




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - Scarlett - ۱۳۸۹/۵/۳ عصر ۰۶:۰۸

(۱۳۸۹/۵/۲ عصر ۰۲:۵۴)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

گاربو به مردان علاقه زيادی نداشته است. (منظورم که روشن است؟)
اگر داشت که من خودم ماشين زمان درست می کردم و می رفتم خواستگاری اش!!{#smilies.my}

:D


راستش من خودم شخصا تا به حال نه فیلمی از گرتا گاربو دیدم و نه نظر ِ خاصی نسبت بهش دارم . اما در پی یک وب گردی در رابطه با بازیگران کلاسیک به متنی در مورد ِ گرتا برخوردم که در همون در رابطه با همین موضوع که گرتا " علاقه ی به مردان نداشته " توضیح داده شده. لینک ِ متن اینه : http://www.garboforever.com/Garbo_Related_Films-01.htm

اینطور که من از این متن و یک متن ِ دیگه فهمیدم ، گرتا در بعضی از فیلماش حتی در صحنه های مورد داری هم بازی کرده بوده مثل ِ " The Painted Veil - 1934 "  یا" Queen Christina of Sweden - 1933  " که البته اون موقع ها فیلم ها نمیتونستن از زیر دست سانسورچی ها جون سالم به در ببرن و اون صحنه ها هم حذف شده . و البته در طول ِ زندگیش هم افراد ِ خیلی کمی از این مسئله خبر داشتن و تازه الان بعد از فوتشه که مردم دارن از یه چیزایی سر در میارن .








RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - منصور - ۱۳۸۹/۵/۴ صبح ۰۲:۰۵

(۱۳۸۹/۵/۲ عصر ۰۲:۵۴)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

گاربو به مردان علاقه زيادی نداشته است. (منظورم که روشن است؟)
اگر داشت که من خودم ماشين زمان درست می کردم و می رفتم خواستگاری اش!! که بدون شک زيبايی اش در همه اعصار و با هرگونه استانداردی آسمانی می باشد.

به شخصه جذابیت آوا گاردنر را به همه زنان تاریخ سینما(اعم از جين آرتور - اورسولا آندرس - شارون استون - رومي اشنايدر - مارين اوسالي ون - بريژيت باردو - اينگريد برگمن - جون بنت - كارول بيكر - دبورا پاجت - تلما تاد - لانا ترنر -اليزابت تيلور -جين تيرني - كتي جورادو - آنجلينا جولي - جنيفر جونز - آليويا دوهاويلند - ليندا دارنل - آرلن دال - في داناوي - كاترين دونوو - مارلنه ديتريش - ماريون ديويز - جينجر راجرز - گلوريا سوانسن - سيلويا سيدني - جين سيمونز - آن شريدان - نورما شيرر - جودي فاستر - لزلي كارون - كلوديا كارديناله- جين كرين - گريس كلي -نيكول كيدمن - والنتينا كورتز - گرتا گاربو -  هدي لامار - سوفيا لورن - جينا لولو بريجيدا - كارول لومبارد - ميرنا لوي - ويوين لي - ويرنا ليزي - سلوانا مانگانو -جانت مك دونالد - ماريا مونتز - مريلين مونرو - شرلي نايت - كيم نوواك - راكل والش - ناتالي وود - مي وست - جين هارلو - سوزان هيوارد - ريتا هيوارث -لورتا يانگ - سیلویا کوشینا -درو باریمور و ... ) ترجیح میدهم. من اکثر فیلمهای تمام ستارگان زن سینما را دیده ام. همه اینان جذابیتهائی دارند که منحصر بفرد است. یکی خشک و بی روح اما فرشته ای بی نظیر در چهره و دیگری کسی که یک مرد را میتواند به تمام معنی سیر کند اما چهره ای بی نظیر ندارد... در این بین هستند کسانی که بازیگرانی قهارند و پشت صحنه و در زندگی خصوصیشان ساز دیگری کوک می کردند و نبودند آنچنان که بر پرده بودند. گاهی زشت تر وگاهی عبوس تر. گاهی بهتر و زیباتر و گاهی مغروتر و کینه ای تر... زندگی اکثریت قریب به اتفاق اینها با فساد و روابط با ستارگان بزرگ مرد سپری میشد و در این بین بودند کسانی که هرگز رخصت روابط به هیچ مردی را ندادند.

تعدد شوهر برای بعضی تا آنجا پیش می رفت که همه نوع مردی را می آزمودند! مانند ریتا هیوارث(مارگریتا کارمن کانسینو) که از ارسن ولز گرفته تا پرنس علی خان اسماعیلیه را به همسری برگزید و برخی دیگر آنچنان در اختیار همسر پیش رفتند که از خود و اندام خود یک رکورد برجا گذاشتند مانند لانا ترنر(جولیا جین میلدرد) یا الیزابت تیلور که تا 8 شوهر پیش رفتند که رکورد این دومی هنوز در حال ارتقاست! برخی از ایشان به لقبهائی ماورائی مفتخر شدند که هرگز هیچ زنی بدان پایه نرسید. گرتا گاربو را شاهزاده رویائی زندگی جاودانه یا بزرگترین الگوئی زیبائی تاریخ سینما نامیده اند که هرگز ازدواج نکرد و در دهه آخر عمر خود بدین خاطر که مباد آن زیبائی جوانیش که در خاطره ها بود تحت الشعاع قرار گیرد هرگز به عکاسی اجازه عکاسی از خود را از فاصله نزدیک نداد.

گفتم به آوا گاردنر علاقه خاصی دارم چون جذابیتهای وی شامل تمامی جذابیتهائی است که یک زن میتواند همزمان داشته باشد. از زیبائی بگیرید تا عشوه گری . از او در تاریخ سینما به ملیح ترین موجود زنده نام می برند (به هرحال سلیقه ها متفاوتند و اگر نبودند این همه انسان و این همه چهره در جهان وجود نداشت). یکی از بازیگران سینمای ایران که شباهت خاصی در میانسالی به گاردنر داشت و البته دارد (چون در قید حیاتست) خانم ایرن (ایرن زازیانس همسر سابق محمد عاصی و دکتر شاهرخ رفیع) است که به جرات میتوان گفت یکی از 3 بازیگر زیبای زن تاریخ سینمای ایران است

 

  

یکی از فیلمهایی که گاردنر با کلارک گیبل بازی کرد فیلم مشهور موگامبو بود. در این فیلم آوا گاردنر و گریس کلی رقابتی سخت در نزدیک شدن به گیبل دارند... بچه که بودم این فیلم را دیدم و آرزوی دیدن دوباره آن هنوز در من باقیست




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - بهزاد ستوده - ۱۳۸۹/۵/۴ صبح ۰۶:۵۱

دقيقاً ايرن شباهت خاصي به آوا گاردنر دارد ، به خصوص در فيلم  موسرخه

بانو فهمه راستكار بخاطر جنس صدا هميشه به جاي بازيگران ميانسال حرف زده كه از نظر زيبايي قابل توجه نبودند .در يكي دو فيلمي كه از آوا گاردنر حرف زده مثل كنتس پابرهنه و دوبله دوم گذرگاه كاساندرا ، علاقه خاصي به اين ستاره پيداكرده و هميشه از آن ياد مي كند.

آوا گاردنر  درفيلم 55 روز در پكن با اينكه سن و سالي را پشت سر گذاشته ، خيلي جذاب ديده مي شود و شباهت بسياري به زن هاي ايراني دارد.

از بازيگران امروز سينماي ايران از نظر من ليلا حاتمي تا حدودي شبيه نيكول كيدمن است

الناز شاكردوست  تاحدودي شبيه آنجلينا جولي است




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - هیچکس - ۱۳۸۹/۵/۴ عصر ۱۲:۲۰

باز هم سلام

به نظر من گرتا گاربو بر خلاف ظاهر آرام و افسونگرش از درون مثل اقیانوسی عمیق و پر تلاطم بوده. او زن رنج کشیده ای بود از 14 سالگی نان آور خانواده شده بود و در عنفوان نوجوانی با از دست دادن پدرش تبدیل به یک بانوی کاملا مستقل شده بود . او مشاغل زیادی رو امتحان کرد و در آخر استعدادش شکوفا شد و پا به عرصه بازیگری گذاشت .

البته او در نوجوانی و اوایل جوانی چهره و اندام زیبایی نداشت ولی تونست بعد از مدت اندکی با کاهش وزن قابل توجهی از خودش یک بانوی زیبای افسونگر بسازه که حتی امروز در سال 2010 با این همه اعمال زیبایی که بازیگران درگیرش هستن بازهم بی رقیب باشه.

اینکه گفتم او زن رنج کشیده ای بود از اونجایی گفتم که او دچار اختلال جنسیتی بود که سه چهارم زندگیش رو با اون سپری کرد در حالی که او در طول زندگیش چند باری رابطه عاشقانه برقرار کرده بود ولی بی سرانجام ...

همه اینها برای یک انسان که دوست داره با تمام توانایی های بالقوه خود بدون تفاوت با بقیه زندگی پر شر و شوری داشته باشه نوعی شکست محسوب می شه.

فکر می کنم انزواش هم تا حدودی معلول همین موضوع بوده.

عکس هاییهم هست که در اواخر عمر ازش گرفته شد ولی توصیه می کنم سعی نکنین ببینینشون ، واقعا وحشتناکن  خیلی اسفباره که اون چهره به قول آقای جلیلوند زیبای آسمانی تبدیل بشه به چهره ایی نه زشت نه پیر نه چروکیده و شکسته بلکه وحشتناک.

Sweden, April 18, 1920

The day of her Confirmation

 

من در باره اوا گاردنر چیز زیادی نمی دونم و اونو از طریق همون شخصیتی که در فیلم هوانورد داره می شناسم ولی همونجا هم به نظر من شخصیت مثبتی داره من وقتی برای اولین بار اون فیلمو دیدم از بین همه شخصیت ها از آوا گاردنر خیلی خوشم اومد چون شخصیت کاملا زنانه ای داشت بی هیچ تکلف و  خود کم بینی .


در جایی خوندم که گرتا گاربو جزو 10 نفر افرادیه که پر عکسترین افراد تاریخ محسوب می شن در این لیست اسم افرادی مثل ملکه ویکتوریا ، گاندی ، مرلین مونرو ، جان اف کندی و ... هم آورده شده

Sweden or USA, March 26, 1933

  

منبع:http://www.garboforever.com/-

Sweden, 1933




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - MunChy - ۱۳۸۹/۵/۴ عصر ۰۸:۲۳

اگر فیلمهای صامت گاربو رو دیده باشید از شیمی فوق العاده خاص و رابطه گرمی که با جان گیلبرت افسانه ای داره لذت خاصی می برید. من 9 فیلم از گاربو دیدم (و البته در حال حاضر از بازیگران مورد علاقه ام نیست) و میتونم با اطمینان بگم بهترین فیلمهاش رو با جان گیلبرت بازی کرده. گیلبرت هم از اون بازیگران محبوب صامت - از دسته رفته ناطق هست که با ورود صدا به سینما رفته رفته جایگاه خودش رو از دست داد. داستان های زیادی هم پیرامون سعی و تلاش گاربو برای زنده نگه داشتن حرفه گیلبرت (در دوران ناطق) نوشته شده.

گاربو رابطه ای طولانی مدت با گیلبرت داشته و این دو پس از 3 بار خواستگاری گیلبرت قرار رسمی ازدواج در 8 سپتامبر 1926 هم گذاشتند که طی یک اتفاق گاربو در مراسم حضور پیدا نکرد. خیلی ها درگیری لویی بی میر و گیلبرت رو در این موضوع دخیل می دونن و عامل اصلی عدم موفقیت گیلبرت در دوران ناطق رو هم دخالت های میر می دونن. البته قضیه ازدواج این دو در منابع مختلف,متفاوت ذکر شده.

قصه جذاب دیگه ای هم پیرامون رابطه این دو نقل شده. مثل اینکه در یکی از زندگی نامه های ایوا گاردنر اینطوری گفته شده که گاربو چند روزی مهمان گاردنر بوده. اونجا دست بند زیبایی رو میبینه که آرتی شاو به گاردنر (یکی از هشت همسرش) داده و اونجا به گاردنر میگه که عاشق گیلبرت هست ولی از اینکه در خلال فیلمبرداری فیلمهای مشترکشون, گیلبرت با بازیگرای دیگه ای رابطه بر قرار می کرده خیلی ناراحت هست.

وبسایت گرتا-گاربو (آلمانی) یکی از بهترین منابع برای بررسی زندگی خصوصی این بازیگر هست. راستی خاطره بیلی وایلدر از دیدارش با گاربو (در کتاب مصاحبه با بیلی وایلدر توسط کامرون کرو) هم خواندنی و جذاب هست. رابطه گاربو و گیلبرت همیشه در مرکز اخبار قرار داشته و حتی کالین شیندلر کتابی به نام گاربو و گیلبرت : اولین زوج معروف هالیوودی رو هم در 304 صفحه پیرامون این موضوع نوشته.

گیلبرت در مجموع به عنوان بازیگری عشق شهرت معروف بوده و گاربو در مقابلش (مقاله اسطوره های آنها و ستاره های ما گویای تفاوت گاربو با بازیگران زن فعلی هست) و شاید همین یکی از دلایل ازدواج نکردن این دو باشه. البته گیلبرت با زنان زیادی هم رابطه داشته و یکی از علایقش خواستگاری از اونها بوده.

راستی من هم تا فرصت هست از بازیگر زن همیشه محبوبم یادی بکنم.. گلوریا سوآنسون ستاره دنیای صامت و ابر بازیگر سانست بولوار (آخر سر این غروب یک ستاره شایعه هست یا واقعیت!؟ دوبله شده یا نشده!؟ هست یا نیست!؟) که یه زمانی فقط با همین فیلم میشناختمش و بعدش هرچی بیشتر صامت ازش دیدم, بیشتر هم ازش خوشم اومد. برای من هیچ بازیگر زن دیگه ای بالاتر از سوآنسون وجود نداره.




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - Kassandra - ۱۳۸۹/۵/۵ عصر ۰۸:۵۶

(۱۳۸۹/۵/۱ عصر ۱۲:۴۲)Scarlett نوشته شده:  

در ! البته تنها عشق ِ حقیقی اش همونطور که میدونید کارول لمبارد بوده ashk .

آره واقعا خيلي غم انگيزه كه تونسته فقط 3 سال با عشقش زندگي كنه!  ashk  بنده خدا حق داشته چند بار ازدواج كنه ديگه!  :D اگه اون بنده خدا زنده مونده بود كه ديگه ...


(۱۳۸۹/۵/۴ صبح ۰۶:۵۱)بهزاد ستوده نوشته شده:  

آوا گاردنر  درفيلم 55 روز در پكن با اينكه سن و سالي را پشت سر گذاشته ، خيلي جذاب ديده مي شود و شباهت بسياري به زن هاي ايراني دارد.

آره واقعا خوب تونسته قيافه ش رو حفظ كنه!  :rolleyes: جالبه يه جايي تو يه فرومي ديدم يكي گفته بود ملكه ثريا يه نيمچه شباهتي به اينگريد برگمن داره!  tajob  يكي ديگه بلافاصله گفته بود كه بيشتر به گاردنر شبيهه. من هم تا حدي با اين نظر موافقم هر چند باز هم به نظرم ملكه ثريا در ايام جوانيش واقعا زيباتر از ايشون بوده.




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - Kassandra - ۱۳۸۹/۶/۸ عصر ۰۵:۵۴

خب دوستان عكسهاي جالب و بسيار زيبايي از سلطان هاليوود و عشق او گذاشتند. من هم با اجازه شما تعدادي ديگه اينجا قرار ميدم :




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - Classic - ۱۳۹۱/۲/۲۷ عصر ۱۲:۵۳

جرج کلونی در هیبت کلارک گیبل

کافه سینما - جرج کلونی که برای بسیاری از سینمادوستان یادآور بازیگران سینمای کلاسیک است در این عکس با شکل و شمایل ستاره بزرگ سینمای کلاسیک آمریکا، کلارک گیبل، ظاهر شده است. پیش از این هوادارن کلونی، او را با دیگر ستاره محبوب کمدی رومانس‌های کلاسیک، یعنی کری گرانت مقایسه می‌کردند. 




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - سروان رنو - ۱۳۹۳/۸/۶ صبح ۰۱:۴۶

سلطان دهه 30 هالیوود در کنار الهه های زیبایی اوا گاردنر و گریس کلی ( حفظ الله حُسنهم )

فیلم موگامبو -  اگر کسی از دوستان فیلم را دیده حتما نظرش را بنویسد.




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - مگی گربه - ۱۳۹۳/۸/۷ عصر ۰۷:۱۰

در پست سروان رنوی عزیز که تصویر کلارک گیبل در کنار دو تا از بازیگران مطرح سینمای کلاسیک دیده می شود، بهانه ای شد تا مرور کوتاهی شود به بازیگران نقش مقابل گیبل.

یکی از ویژگی های بارز بازیگری کلارک گیبل، تقابل او با زنان بود که شخصیت مردانۀ او را جذاب تر می ساخت.

* در میان ستارگان زن سینما که بیشترین همکاری را با گیبل داشته، رتبۀ اول از آنِ جون کرافورد و میرنا لوی است که هر کدام در هفت فیلم با گیبل همبازی شدند که البته نام کرافورد بالاتر از گیبل در تیتراژ نوشته می شد. از جمله در فیلم های رقص! احمق ها رقص! (1931)، گناهکاران خندان (1931)، تصاحب شده (1931)، بانوی رقصان (1333)، برای سایرین (1934)، عشقی در جریان (1336) و محمولۀ عجیب (1940).

 

و میرنا لوی نیز در پرواز شبانه (1933)، مردان در جامعۀ سپید (1934)، ملودرام منهتن (1934)، همسران برابر منشی ها (1935)، پارنل (1937)، پرواز آزمایشی (1938) و برای جمع و جور شدن دشوار است (1938).

* رتبۀ دوم از آنِ جین هارلو است که در پنج فیلم راز شش (1931)، غبار سرخ (1932)، مرد خود را حفظ کن (1933)، همسران برابر منشی ها (1935) و ساراتوگا (1937) بازیگر نقش مقابل گیبل بوده است.

* رتبۀ سوم  از آنِ لانا ترنر است که در چهار فیلم هانکی تانک (1941)، تو را به جایی می برم (1942)، بازگشت به خانه (1948) و خیانت شده (1954) نقش مقابل گیبل را به عهده داشته.

* رتبۀ چهارم از آنِ نورما شیرر و آوا گاردنر است که هر یک در سه فیلم همبازی گیبل بوده اند:

نورما شیرر در یک روح آزاد (1931)، فاصلۀ عجیب (1932) و لذت احمق ها (1939)؛

و آوا گاردنر نیز در ستارۀ تنها (1952)، موگامبو (1945) و دوره گردها (1947).


* و رتبۀ پنجم شامل بازیگرانی می شود که تنها در دو فیلم با گیبل همبازی شده اند:

باربارا استانویک در پرستار شب (1931) و خدمت به یک بانو (1950)

ماریون دیویس در پالی سیرک (1932) و کین و میبل (1936)

هلن هایز در خواهر سپید (1933) و پرواز شبانه (1933)

کلودت کولبرت در  در یک شب اتفاق افتاد (1934) و Boom Town  

رزالیند راسل در دریای چین (1935) و آنها در بمبئی ملاقات کردند (1941)

 لورتا یانگ (از معشوقه های گیبل) در آوای وحش (1935) و کلید شهر (1953)

و هدی لامار در Boom Town  و رفیق ایکس (1940).

همچنین گیبل در طول فعالیت حرفه ای اش با بسیاری دیگر از چهره های محبوب زمانه بر پردۀ نقره ای ظاهر شده است؛ از جمله با گرتا گاربو در ظهور و سقوط سوزان لیناکس (1931)، با مری آستور در غبار سرخ (1932)، با جین هرشولت در مردان در جامعۀ سپید (1934)، با کنستانس بنت در پس از ساعت اداری (1935)، با جنت مک دونالد در سان فرانسیسکو (1936)، با ویوین لی و اُلیویا دوهاویلند در بر باد رفته (1939)، با گریر گارسون و جون بلوندل در ماجرا (1945)، با دبورا کر در دوره گردها (1947)، با آن باکستر در بازگشت به خانه (1948)،با الکسیس اسمیت در می توانی با هر شماره ای بازی کنی! (1949)، با جین تیرنی در هرگز اجازه نده من بروم (1952)، با گریس کلی در موگامبو (1954)، با سوزان هیوارد در سرباز شانس (1955)، با جین راسل در مردان رشید (1955)، با الئنور پارکر در یک شاه و چهار ملکه (1956)، با ایوون دوکارلو در دستۀ فرشتگان (1957)، با دوریس دی در محبوب معلم (1958)، با لی لی پالمر در اما نه برای من (1959)، با سوفیا لورن در در ناپل اتفاق افتاد (1960) و در نهایت با مرلین مونرو در ناجورها (1960).

در این میان کارول لومبارد (همسر محبوب گیبل) که برای اولین بار در هیچ مردی به او تعلق ندارد (1932) با گیبل همبازی شده بود، عاقبت در سال 1939 در دوران پیش تولید بر باد رفته با گیبل ازدواج کرد که این وصلت تا سال 1942 یعنی زمان مرگ لومبارد در اثر سقوط هواپیما ادامه داشت. عجیب است که در مدت این سه سال زندگی مشترک، فیلمی با حضور آنها ساخته نشد.

کلارک گیبل در سه دهه (1360 - 1330) از اسطورهای بلامناظع و بی همتای هنر هفتم بود و در سیاهۀ نام بازیگران زن نقش مقابل گیبل، کمبود نام ستارگان بزرگ و معتبر دهۀ سی و چهل چون می وست، آیرین دان، مارلنه دیتریش، تالولا بنکهد، میریام هاپکینز، جین آرتور، کی فرانسیس، کاترین هپبورن، بت دیویس، سیلویا سیدنی، جون بنت، جینجر راجرز، مرل اوبرون، اینگیرید برگمن، آن شرایدن، بتی گریبل، جون فونتین، ریتا هیورث، جنیفر جونز، مورین اوهارا، آلیدا والی، الیزابت اسکات، ورونیکا لیک، لورن باکال جین گریر و جین کرین به چشم می خورد که افتخار همبازی شدن با گیبل را نداشته اند و همینطور از ستاره های نسل بعدی چون جین پیترز، جنت لی، جینا لولوبریجیدا، جین سیمونز، اُدری هپبورن، لسلی کارون، دبی رینولدز، الیزابت تیلور، جین منسفیلد و کیم نوواک نیز بر خلاف برخی از همتایانشان، اقبال همبازی شدن با گیبل را نیافتند.

گیبل به طور رسمی پنج بار ازدواج کرد و زنان بسیاری هم به زندگی شخصی اش راه یافتند که کارول لومبارد بیشترین تأثیر را بر زندگی گیبل داشته به طوری که مرگ لومبارد، گیبل را در وضعیت روحی آشفته ای قرار می دهد و داوطلبانه به نیروی هوایی ارتش می پیوندد که موجب کناره گیری سه سال او از سینما در دوران جنگ جهانی دوم می شود؛ و در سینما نیز حضور گیبل در کنار کلودت کولبرت در در یک شب اتفاق افتاد بود که گیبل موفق شد تیپ «لات جوانمرد» را تثبیت کند و یا به لحاظ اوج شخصیت پردازی با ویوین لی در بر باد رفته قابل قیاس است که رت باتلر و اسکارلت اوهارا به نوعی مکمل یکدیگر نیز هستند و در واقع  کنش درام در این اثر عظیم، بر رابطۀ آنها استوار است.

به عقیدۀ من، یگانه زنی که می توانست به شایسته ترین شکل، پارتنر سلطان هالیوود باشد، آوا گاردنر بود؛ اما افسوس که همکاریشان تنها به سه فیلم ختم شد که مهم ترین اش مگامبوی جان فورد است. این فیلم داستان رقابت عشقی دو زن، یکی اِلوئیزا (گاردنر) دختر یک نمایشگر آمریکایی و دیگری لیندا (کلی) همسر آتشین مزاج یک انسان شناس انگلیسی، بر سر یک شکارچی جذاب به نام ویکتور مارسول (گیبل) در طول سفری به جنگل های آفریقا است. در واقع موگامبو بازسازی غبار سرخ‌ (1932، ساختۀ ویکتور فلمینگ) با بازی گیبل در همین نقش به همراه جین هارلو و مری آستور است. این از معدود بازسازی های فیلمی بود که بازیگر نقش اول آن در قید حیات بوده و مجدداً در آن حضور پیدا کرده است. طبعاً اثر فورد باید جذاب تر از نسخۀ اول باشد. فورد در مصاحبه ای گفته بود که هرگز فیلم اصلی را ندیده و فقط از داستان آن خوشش آمده بوده.




RE: کلارک گیبل - سلطان هالیوود - سروان رنو - ۱۳۹۶/۲/۲۳ عصر ۱۱:۰۵

همانطور که در تاپیک زنان افسانه ای تاریخ سینما گفتیم , ستاره شدن برخی از بهترین بازیگران سینما تصادفی و برخی دیگر البته با سعی و تلاش خود آنها بوده است.

در میان بازیگران مرد , کلارگ گیبل نمونه جالبی است. او نیز همچون بیشتر انسان های خود ساخته کودکی پرتلاطمی داشت و  سرانجام از کار در لاستیک فروشی و شرکت های نفتی و ...  به دنیای تاتر و هنر کشیده شد . کلارک گیبل افسانه ای در ابتدا با جواب رد استودیوها روبرو شد. یکی از مدیران هالیوود به نام زانوک بعد از مصاحبه با او در گزارش اش نوشت: با آن گوش های بزرگ اش شبیه یک میمون بزرگ است و نه بیشتر !

 برخی روزنامه ها نوشتند : کله او با آن گوش های بزرگ مانند ماشینی است که درهایش کاملا باز است !

اما این حرفها خللی در عزم کلارگ گیبل ایجاد نکرد . او بی اعتنا به این تحلیل های سطحی , با ایفای بازی های درخشان در فیلم ها , پله های ترقی را یک به یک طی نمود. ده سال بعد او سلطان هالیوود  بود و پول سازترین بازیگر مرد جهان. گیبل در جنگ جهانی دوم در حالیکه در اوج محبوبیت بود جان خود را به خطر انداخت و با درجه سرگرد ,  به عملیات هوایی بر فراز خاک آلمان دست زد و  تنها بازیگری بود که آدولف هیتلر شخصا برای سرنگونی هواپیمای او و زنده تحویل دادنش جایزه تعیین کرد. گوبلز و هیتلر معتقد بودند که گیبل بهترین بازیگر آمریکاست و دستگیری او دستاورد تبلیغاتی بزرگی برای آلمان نازی خواهد بود.

ستاره بخت کلارک گیبل نخستین بار با فیلم  در یک شب اتفاق افتاد  بود که  درخشید. فیلمی که مانند بسیاری از شاهکارهای سینما , قبل از ساخته شدن اش کسی گمان به ماندگاری آن نداشت.

فرانک کاپرا، کارگردان فیلم درباره بازی او در فیلمش گفته است:

" کاراکتر گیبل در این فیلم به شخصیت اصلی و واقعی اش بسیار شباهت داشت. این فیلم  گیبل واقعی رو نشون میده. اون هرگز نتونست اون نوع کاراکتر رو در فیلم دیگری غیر از این فیلم بازی کنه. همیشه اونو در نقش مردان عاشق بزرگ و معروف بازی می دادند، ولی اون همچین آدمی نبود. گیبل خاکی و فروتن بود . او عاشق همه چیز بود و با آدمای عادی می جوشید. اون نمی خواست نقش های بزرگ مردان عاشق پیشه رو بازی کنه؛ اون فقط دلش می خواست کلارک گیبل رو بازی کند، یعنی همونطوری که در «در یک شب اتفاق افتاد» بازی کرده بود و واقعاً جای تأسفه که نذاشتن اون روند رو ادامه بده.»

اما این رت باتلر بربادرفته بود که گیبل را سلطان بلامنازغ هالیوود کرد. نقشی که گری کوپر مغرور رد کرد چون به شم نبوغ آسای دیوید اُ سلزنیک باور نداشت و می گفت سلزنیک با این فیلم ورشکست خواهد شد , چیزی که کاملا برعکس از آب در آمد و هنوز که هنوز است بربادرفته همچنان رکوردار پرتماشاچی ترین فیلم تاریخ است ! خود گیبل می گوید :"هر بار که این فیلم دوباره اکران می شد تاثیر آن را بر افزایش وجهه و محبوبیت ام واقعا حس می کردم."

از میان جملاتی که درباره او گفته می شود این نقل قول لس آنجلس تایمز را دوست دارم:

"... کلارک گیبل از خصوصیات انسانی نادری برخوردار بود؛ مردانگی و در عین حال شوخ‌ طبعی، خوش طینت و برخوردار از درک و فهم بالا، و آسان گیری و در عین حال تکلف و ملاحظه کاری. او به لحاظ حرفه‌ای فردی با اصالت و به لحاظ شخصیتی یک رنگ و صادق بود..."